وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



شورای پنجم

 بودن یا نبودن _ مسئله این است؟


۲۹ اردیبهشت ۹۶ مردم بروجرد همزمان با حضورشان در حماسه پیروزی دکتر روحانی، در انتخابات شورای شهر دست به ابتکاری به یادماندنی و گزینشی پرمعنا زدند.

انتخاب معنادار ۳_۳_۳ حاوی پیامهای مهمی بود که اگر منتخبان شهر، سیاسیون دلسوز و فعالان اجتماعی به آن توجه داشته باشند این شورا خواهد توانست الگویی کامل از هر نظر برای انتخابات آینده باشد.

گزینش ۳ نیروی اصلاح طلب(از لیست یاران باران)، ۳ نیروی اصولگرا(از لیست احیاگران) و ۳ نیروی مردمی مستقل نشان دهنده این پیام واضح و شفاف شهروندان بروجردی بود که مردم میخواهند همه دلسوزان و نخبگان و سیاسیون شهر دست در دست هم بگذارند و با وحدت و همدلی اندیشه های سیاسی و اجتماعیشان را جمع نمایند(نه اینکه کنار بگذارند) و برای نجات و اصلاح امور شهر همه توان و همتشان و اندیشه و باورشان را به کار گیرند.

 اینک اما در آستانه شروع به کار رسمی شوراها شاهد آنیم که تفرقه و دودستگی و عهدبندیهای گروهی، این تشکل بنیادین شهر را با چالشهای عدیده ای مواجه کرده است. چالشهایی که اگر در همین ابتدا با تعامل و همدلی و پرهیز از خودکامگی و زیاده خواهی و جنگ قدرت رفع نگردند، نه تنها دردی از شهر و شهروندان را دوا نخواهد کرد بلکه آغازگر فصل دوباره ای از عقب رفت و نابودی شهر خواهد شد و این دقیقا پشت پا زدن به عهد و سوگند با مردم و وعده های داده شده به آنان خواهد بود.

 وقتی مردم روش و منش تعامل و حضور همه جانبه نخبگان سیاسی دو طیف اصلاح طلبان شهر و اصولگرایان و نیروهای مستقل و پرهیز از دودستگی را پسندیده اند دلیلی ندارد که شورا به محلی برای جنگ قدرت و یارکشی ایجاد اکثریت و تهدید و تفکیک تبدیل شود و نهاد اثرگذار و مهمی که با انتخاب پرمعنای مردم نوید یک شورای قوی و هدفمند را می داد امروز هنوز تشکیل و رسمی نشده به جایی برسد که کانالها و گروهها و محافل برایش نظرسنجی عمومی انحلال برگزار کنند

(بخش اول)
                      نادر پاپی

                 فعال سیاسی_اجتماعی




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: نادر پاپی، شورای شهر، فعال اجتماعی، پاپی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی
خاطرات سرهنگ یمینی از لرستان
 بنقل از وبلاگ لُرسو ( لرستان )
 

ورود ارتش به لرستان

نوشته : سرهنگ حسین یمینی

۴ دلو ۱۳۰۲

      آن موقع درجه ستوان دویمی را داشتم به معیت مرحوم سرهنگ بلوچ که در ۱۳۰۷ در کرخه غرق شد برای تبلیغ و جلب توشمالان و کدخدایان به خدمت دولت با یک بار قاطر سرداری و عبا و شال و به نسبت اهمیت روساء بداخله طوایف حرکت و آخرین ماموریت ما مخلع کردن مراد خان  رئیس ایل جودکی بود .

     ماموریت ما در طوایف و صحبت با توشمالان و کدخدایان از همه جهت به نحو احسن پیشرفت داشت زیرا هنوز تبلیغات انگلیس ها و شیخ خزعل و والی پشتکوه علنی نشده و پرده پاره نشده بود .

    یکی  از نظامی ها که اهل بروجرد بود بمن گفت چندی قبل مقدار زیادی اسلحه از بختیاری آورده به لرها و طوایف مختلف فروخته اند و مقدار  زیادی هم طایفه جودکی و مراد خان خریده اند . 

   بمرحوم سرهنگ قضیه را گفتم و بعنوان رفع خستگی و پی بردن به اصل موضوع روز بعد را هم در جایدر توقف و بنده با محمد میرزاخان  برادر مراد خان که جوان ۱۷-۱۸ ساله ای به نظر می رسید بعنوان شکار دراج و کبک به کنار رودخانه رفته ضمن صحبت محمد میرزا خان گفت یک نفر بختیاری مقدار زیادی اسلحه آورده به طوایف قلاوندبیرانوندمیرزاوند و پاپی گرمسیری فروخته و مقداری هم به ما فروخت و چون تاجر بود در عوض گاو و گوسفند و بز و میش از ما  گرفت ، چند نفر چوپان هم از طایفه ما اجیر کرد که گوسفندها و احشام را تادزفول همراهی کنند ولی بیچاره در پل تنگ ده فرسخی مریض شده احشام را پس فرستاده و پیغام کرده بود بنام امانت نزد شما باشد ،می فرستم بیاورند چون خودم مریض شدم.

سرهنگ ادوارد ویلیام چارلز نوئل (۱۸۸۶-۱۹۷۴)افسر اطلاعاتی انگلیسی متخصص شناخت فرهنگ و اقوام ایرانی که قبل از ورود به ایران در هند ، پاکستان (کرمه ۱۹۲۴ و دره اسماعیل خان ۱۹۳۱)گرجستان ،آذربایجان و آسیای میانه ماموریت داشته ، وی مسلط بزبان کردی ، لری و عربی بود و  قبل از ماموریت بغداد و استانبول (۱۹۱۹) در سال ۱۹۱۵ بمدت چهار سال در کشورمان بعنوان معاون کنسول انگلستان در اهواز و همچنین پس از ماموریت ترکیه و عراق در سال ۱۹۲۹بعنوان کنسول انگلستان در کرمان و بلوچستان حضور کاملا موثر و فعالی داشت.

    این تاجر محترم (کاپیتان نوئل انگلیسی بود) و با همین اسلحه ها بود که بعد از چندی محاصره لشکر را در خرم آباد و تنگ زاهد شیر و محاصره دم سرخ و اردوی کبیرکوه و غیره را پیش آورد که حتی امنیت منطقه و خلع سلاح سالها طول کشید .

 ....................................................

.....................................................

بعدا در دزفول و شوشتر و اهواز مکرر شنیدم که کاپیتان نوئل به زبان های محلی طوری مسلط بوده که محلی ها بیگانگی  او را تشخیص نمی دادند.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: لرسو، لرستان، خاطرات، بروجرد، جودکی، جایدر، پاپی، قلاوند، بیرانوند، میرزاوند، پاپی گرمسیری، تاجر، بختیاری، کاپیتان نوئل انگلیسی، خرم اباد، تنگ زاهد شیر، دم سرخ، کبیر کوه،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic