وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh

tabligh


عده ای مصرند که راه خدمت به مردم

از حضورشان در شورای شهر بعدی می گذرد




پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی


تا كنون به این موضوع فكر كرده‌اید كه چطور می‌توانیم به شهرمان و مردمش خدمت خالصانه نماییم؟

چندی پیش این سؤال را از پدرم پرسیدم اما در پاسخ چنان نگاهم کرد که نزدیک بود جان از قالب تهی کنم!

سپس چنان نعره زد که اول فکر کردم برق 220 ولت پدر بزرگوارم را گرفته و  بعد گفت: خدایا به درگاهت چه گناهی کرده‌ام چنین فرزندی نصیبم کرده‌ای که چیزی حالی‌اش نمی‌شود؟!

سپس با اشاره به مادرم که با ملاقه دستش سراسیمه از آشپزخانه بیرون زده بود گفت: آن ملاقه را چنان بزن توی سر این بچه‌ی نادان که عقلش سر جایش بیاید!

مادرم که شوکه شده بود خطاب به پدرم گفت: چکار بچه داری؟ 

با این حرف مادرم انگار به یک‌باره کبریت انداخته باشی توی انبار باروت، پدرم رفت هوا و آمد زمین و با عصبانیت زیاد گفت: این بچه هنوز نمی‌داند که راه خدمت به این شهر و مردمش فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

پدرم که انگار با دیدن قیافه بهت‌زده من و مادرم، دلش به حال ما سوخته بود، این بار آرام‌تر خطاب به من ادامه داد و گفت: پسر عزیزم! چرا این‌قدر دو ریالی تو کج است که نمی‌دانی اگر قرار است کسی به این شهر خدمت کند، فقط و فقط راهش ورود به شورای شهر بعدی است و بس!

چرا یک کمی نگاه دور و برت نمی‌کنی تا این همه کاندیدای احتمالی جدید را ببینی که به یک‌باره دل‌شان برای زادگاه‌شان شروع به تپیدن کرده و شب و روز دارند خودشان را در مراسم فاتحه و عروسی و نشست‌های مختلف توی چشم بقیه همشهریان می‌کنند؟!

پدرم مکثی کرد و پس از این که نگاهی دیگر به من انداخت، ادامه داد: فرزند عزیزم! از تو انتظار دارم که برای دور بعد شورای شهر کاندیدا شوی و با این کار باعث گردی همه بر و بچه‌های دور و نزدیک فامیل دست‌شان در یک جایی بند شود و در ضمن این شوهر عمه‌ات هم یک جایی مشغول به کار شود تا دیگر دست از نق زدن به این عمه بیچاره‌ات بردارد و برای قرض و قوله، كم در خانه‌ی ما بیاد!

برادر بزرگ‌ترت هم به شدت نیازمند كسب مجوز آپارتمان چند طبقه تا خط پیاده روی خیابان است و اگر تو آن‌جا باشی و در كمیسیون‌ها سفارش و پی‌گیری كنی، او می‌تواند علاوه بر این آپارتمان، اصلاً  وارد كار ساخت و ساز شود و با ساختن آپارتمان‌هایی كه تا لبه‌ی خیابان‌ها پیشروی كرده‌اند، به این شهر و مردمش خدمت كند.

راستش پس از شنیدن این حرف‌ها دلم برای پدرم خیلی سوخت!

پدر در پایان با درماندگی نگاهی به من کرد و گفت: فرزند عزیز‌تر از جانم، من پایم لب گور بند است و امروز یا فردا است سر بر بالین بگذارم. بیا و به من قول بده برای خدمت به این شهر آستین همتت بالا بزنی و با حضور در شورای شهر بعدی، سر و سامانی به استخدام زنان و مردان و بچه‌های ریز و درشت فامیل در شهرداری؛ ببخشید، حواسم نبود! سر و سامانی به شهرمان بدهی و فرهاد داودوندیبه مردم این شهر خدمت كنی.

راستش خیلی دلم به حال پدرم، برادر، دوستانم و فامیل دور و نزدیک سوخت و حالا فهمیدم که تنها راه خدمت به شهرمان، فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

بنا بر این می‌خواهم از فردا پس‌فردا با حضور در مراسم فاتحه، شادی و همایش‌ها و حتی اگر چه تا كنون قلم به دست نگرفته‌ام، با نوشتن مقالات انتقادی و پیشنهادی در نشریات خود را مطرح كنم و یواش یواش آستین همت برای خدمت به زادگاهم با حضور در شورای شهر بعدی را بالا بزنم!

پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، یافته، شورای شهر، طنز، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

پیش به سوی حضور حداکثری

برای انتخاب یک "شورای شهر" واقعی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


ثبت نام کاندیداها جهت حضور در رقابت برای تصاحب 9 صندلی شورای شهر دوره پنجم بروجرد آغاز شده است.

این بار بر خلاف دفعات قبلی، شهروندان تشنه داشتن یک شورای شهر قوی، متخصص، متعهد، کاربلد و دل و جرات دار هستند.

با ضعف های مفرطی که شورای شهر فعلی طی 4 سال گذشته از خود نشان داد، شاید بتوان ادعا نمود که برای مردم بروجرد انتخابات شورای شهر چه بسا حتی از انتخابات همزمان ریاست جمهور هم مهم تر باشد.

با توجه به اینکه "میزان رای ملت است"، تک تک آراء شهروندان می تواند برای انتخاب یک شورای شهر دلخواه مثمر ثمر باشد.

امیدواریم با گزینش نهایی کاندیداهای شورای شهر پنجم، افرادی تائید صلاحیت بشوند که بتوانند با تمام وجود در خدمت بروجرد و بروجردی ها باشند و در میدان عمل منافع شهر را به منافع شخصی خود ترجیح بدهند.

با توجه به حساسیت فراوان در بین مردم برای انتخاب درست و صحیح یک شورای شهر قوی، می توان پیش بینی کرد که این بار شاهد حضور بیش از پیش بروجردی ها در پای صندوق ها باشیم.

کارشناسان معتقدند، حضور اندک مردم در انتخابات شورای شهر پنجم، راه را برای حضور افراد ضعیف در شورا هموار خواهد کرد، اما اگر حضور مردم حداکثری باشد، انتخاب افراد ضعیف برای حضور در شورای شهر به کمترین میزان احتمال خود خواهد رسید.

از هم اکنون که مصادف با تعطیلات نوروز است می توان در دید و بازدید های نوروزی به طریقه سینه به سینه کاندیداهای "متخصص متعهد" را به دیگران معرفی کنیم.

از امروز ( اول فروردین 1396 ) سایت فرهاد 90 در رابطه با اصل و حاشیه های انتخابات شورای شهر پنجم در بروجرد، حضوری بسیار فعال خواهد داشت و بزودی مطالب دیگری در این رابطه در سایت ثبت خواهد شد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخابات شورای شهر، انتخابات شورا، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


بروجرد شهری که رنگ و بوی نوروزی ندارد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر چی می خواهیم از دسته گل های به آب داده شورای شهر و شهرداری چیزی ننویسیم، نمی شود که نمی شود!

 هر چه می خواهیم خودمان را به مانند روسای مربوطه که شهر را هزار سال عقب برده اند و خودشان را به کوچه علی چپ می زنند، ما هم خودمان را بی خیال نشان بدهیم نمی شود که نمی شود!

چهار تا بلوک کنار بلوارهای وسط خیابان را رنگ زدن، آنهم بلوک هایی که به مانند دندان کرم خورده می باشند، باعث نخواهد شد شهر زیبا بشود!

زیبایی ظاهری بروجرد مدتهاست بخاطر مدیریت صد در صد غلط، از دست رفته است.

ختم کلام اینکه بروجرد رنگ و بوی نوروزی ندارد که ندارد که ندارد!

با دیدن شهری که خیابانها و کوچه هایش بخاطر مدیریت غلط شخم زده هستند، و بوی کهنگی سراسر شهر را گرفته،
هر کسی نظرش بر خلاف نگارنده است برود با دیدن این مخروبه حالش را ببرد!

از آنجایی که قلم مان را به چندر غاز نفروخته و منافع شهر را به منافع شخصی خودمان ترجیح می دهیم و جیره خوار هیچکس هم نیستیم و دست مان هم با هیچکس در هیچ کاسه ای نبوده و  نیست، رُک و صریح و بی رودربایستی می گوئیم بخاطر حال و روز نامساعد زیبا سازی نوروزی در بروجرد، فکرش را هم که می کنیم حال مان از این مثلا مدیریت شهری خراب می شود!  والسلام.

داریم دعا دعا می کنیم زودتر موعد انتخابات شورای شهر بعدی برسد تا با یاری پروردگار مهربان و گوش شیطان و بدخواهان این شهر کر، با یک انتخاب صحیح شهر را از این وضعیت بسیار نامطلوب بیرون ببریم، به امید خدا




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد شهری که رنگ و بوی نوروزی ندارد، تقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، رنگ و بوی نوروزی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


پارلمان محلی بروجرد

 امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود



فرهاد داودوندی- بروجرد:



جدای از اینکه شورای شهر دوره چهارم بروجرد منحل بشود یا خیر، شهردار ابقا بشود یا خیر و هزاران سوال دیگر...... اما باید برای ثبت در تاریخ شهر فرهنگی بروجرد ثبت شود روزی که این شهر برای اولین بار شاهد یک رخداد متمدنانه در سطح مدیریت شهری بود.

امروز بالاخره بعد از چند سال که از عمر شورای چهارم می گذرد، می شد روح زندگی را در یک پارلمان محلی دید که نظرات مستقیم شهروندان باعث شد در آن تصمیم گیری مبتنی بر احترام به مردم گرفته شود.

امروز روزی بود که حضور در این جلسه تاریخی و پر هیجان می توانست برای هر خبرنگار یا وبلاگ نویسی  به صدها خبر دیگر ارزش صد چندان داشته باشد.

در این روز اعضای موافق و مخالف در شورای شهر بر اثر فشار شهروندانی که با رعایت تمامی قوانین متمدنانه شهروندی پشت درها ایستاده بودند، مجبور شدند افکار واقعی خود را نشان بدهند، از روی صندلی ها برخیزند و با شور و حرارت تصمیم بگیرند و برای یکبار هم که شده بازی با احساسات شهروندان را کنار بگذارند.

"تعدادی" از اعضای پارلمان محلی دوره چهارم بروجرد هر چند بسیار دیر، اما اگر به فال نیک گرفته شود امروز جدای از ابقا یا انحلال، مرد و مردانه به میان موکلین خود آمدند و با صراحت کامل با مردم شهر سخن گفتند و بالاخره  سر شهروندان را بر یک بالین گذاشتند.

شهروندانی که سالهاست به شورای شهر بی تفاوت شده بودند امروز تجربه کردند که اگر با تمام وجود پای صندوق های رای بیایند و درست و صحیح نمایندگان محلی خود در شورای شهر را انتخاب کنند، می توانند برای رفع هر مشکل حتی کوچکی درهای شورا را برای بیان مستقیم مشکلات شهر، به روی خود باز ببیند.

 اتفاق خوشایندی که امروز رخ داد این بود که برای اولین بار این حضور مستقیم مردم و رسانه ها بود که در آرا موافق و مخالف در بین اعضای شورای شهر تاثیر مستقیم گذاشت.

باید برای ثبت در تاریخ زادگاه مان بنویسیم که امروز برای بروجرد یک روز تاریخی در تمرین مردم  برای تصمیم گیری جهت انتخاب صحیح اعضای شورای شهر بعدی در اواخر اردیبهشت ماه 1396 بود.

اتفاقات امروز را جدای از تمامی حاشیه های مثبت و منفی آن به فال نیک بگیریم، انتخابات شورای پنجم نزدیک است و حضور بی سابقه مردم در پای صندوق ها برای انتخاب درست یک پارلمان محلی، می تواند  با انتخاب افراد پاسخگو، متخصص و متعهد،
در کمترین زمان ممکن، بروجرد زیبا و فرهنگی تاریخی را به روزهای اوج خود برگرداند.

تنگ چشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشا کنان بُستانیم

























طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پارلمان محلی بروجرد امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود، شورای شهر، نقد، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، پارلمان محلی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقا اجازه! بابا جوونم گریه کرد، وقتی شنید

بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کرده


فرهاد داودوندی- بروجرد

آقا اجازه! در رابطه موضوع انشا که گفته اید در رابطه با طلاق بنویسیم، وقتی به بابا جونمون گفتیم برای نوشتن این انشا کمک مان کند تلخندی زد و گفت:

روله جوو، خلاصه و مفید بنویس، ای روسا و مدیران کم کار بروجرد که اینقدر به میز ریاست تان چسبیده اید که فکر مشکل اقتصادی خانواده ها را فراموش کرده و باعث شده اید بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کند، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد، این شتر در خانه های خودتان هم خواهد خوابید!

آقا اجازه! بابا جوونمون در ادامه در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود در حالیکه نگاه سقف می کرد که اشک هایش روبروی ما بر گونه هایش نغلطد گفت: بنویس، خدا دیر گیره، اما شیر گیره، ای روسای کم کار شما خودتون هم دختر و پسر دارید، هم عروس دارید و هم داماد، بترسید ازخشم خدا .....

آقا اجازه! می گویند مردها گریه نمی کنند، اما بابامون در حالیکه یک دفعه بغضش ترکید و هق هق گریه سر داد بلند شد رفت توی حیاط و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و در حالیکه بریده بریده حرف می زد، گفت: خدایا! بعضی از رئیس روسای شهر حقوق و مزایا و پاداش و .. خودشان یک روز هم دیر نمی شود اما به فکر زیر دستانشان نیستند و درک نمی کنند که مردی که دست خالی به خانه می رود مرگ برایش عروسی است.

 خدایا، هیچ مردی را پیش زن و بچه اش شرمنده نکن، اونا رو شرمنده کن که باعث و بانی این وضع در ابن شهر شده اند که باعث شده از هر 500 درخواست طلاق فقط 10 تایش به صلح ختم شده و بقیه با داشتن دو سه تا بچه  مجبور به جدایی و طلاق بشوند.

آقا اجازه! ما داشتیم از پشت پنجره درد و دل بابا جوونمون با خدا را می شنیدیم، نمی دانم کی پشت پنجره خوابمان برده بود.

 یه دفعه  احساس کردم بابا جوونم منو بغل گرفته داره می خوابونه توی رختخواب و داره پیشانی ام را ماچ می کند و با چشمان نمناکش داره میگه خدا سایه هیچ مردی را از سر زن و بچه اش کم نکنه، اینا که باعث شده اند بروجرد آمار بیشترین طلاق را کسب کنه، فردای قیامت جواب خدا را چی می خواهند بدهند؟!

آقا اجازه! یک قطره از اشک های بابا جوونم صورت من را هم خیس کرد، سرم را کردم زیر لحاف و تا صبح من هم گریه کردم، حالا تازه فهمیدم که مردها هم گاهی اوقات که ناجوانمردی می بینند و می شنوند، گریه بهترین راه است که خودشان را سبک کنند!


ادامه مطلب

طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طلاق، فرهاد داودوندی، طنز تلخ، آقا اجازه، بروجرد رتبه اول طلاق،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی



به بهانه سخنان نسنجیده دو مجری تلویزیونی

 در رابطه با قوم بزرگ لُر

بر طبل تفرقه نکوبیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:


دو مجری بذله گوی تلویزیونی در یک برنامه زنده، نسنجیده سخنانی را  بر زبان می آورند که شاید قصدشان در وهله اول خندان حضار بوده است، اما نادانسته سخنان
بچه گانه شان باعث جریحه دار شدن احساسات یکی از شریف ترین، مهربانترین و تاریخی ترین اقوام ایران زمین شده است.

در اینکه این مجریان سالهاست خنده بر لبان ما ایرانی ها می نشانند هیچ شکی نیست، در اینکه سخنان شان بسیار خام و نسنجیده بوده نیز هیچگونه شکی نیست، اما در شرایطی که کشور ما در شرایط بسیار حساس منطقه ای به سر می برد حتی الامکان باید شرایط روانی جامعه را به سمت و سوی آرامش برد و با هدایت  این دو مجری به عذر خواهی، پرونده این سخنان سهوی را برای همیشه بست.

یادمان نرفته سال قبل نیز عده ای موج سوار! ساکن در کشورهایی دیگر،  که نان شان در تشنج زایی است با یک جمله سهوی گروه عمو فیتیلیه ای ها در یک برنامه تلویزیونی قصد داشتند با بزرگ جلوه دادن آن برنامه، بر طبل اختلافات بکوبند و به این وسیله برای شخصیت نداشته خود، اعتباری هر چند ناچیز دست و پا کنند، که خوشبختانه با درایت به موقع مسوولین کشوری و هموطنان عزیزمان  موضوع کاملا ختم به خیر شد.

به همین خاطر،  نگارنده که خود با افتخار تمام لرستانی می باشد و اتفاقا پسوند نام فامیلم نیز دست مایه طنز سخیف همین برنامه حاشیه ساز بوده، معتقد است باید با دیدگاه گذشت و عفو نمودن این دو نفر، جملات گفته شده دو مجری طنز تلویزیونی ( طاهرا در برنامه ای در 7 سال قبل ) را سهوی و نسنجیده و بدون اغراض خاصی به حساب آورد و با دعوت به آرامش، خواهان توضیح و عذر خواهی رسمی این دو مجری تلویزیونی شد.

والسلام.  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، بر طبل تفرقه نکوبیم، فرهاد داودوندی، لباس لری، محمود شهریاری، حسن ریوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


رُک، صریح و بی رودربایستی

خطاب به کاندیداهای شورای شهر/

هیچ توجیهی پذیرفته نیست

فرهاد داودوندی- بروجرد:

شوربختانه مدتهاست مُد شده هر کسی طی دوران مدیریت خودش به تمام معنا از خود ضعف مدیریتی نشان می دهد، برای فرار از گناهان کم کاری که انجام داده، تمام تقصیرات را به گردن دشمن فرضی یا همان مدیران قبلی می اندازد!

می پرسیم چرا وضع شهر بروجرد اینگونه در حال عقب گرد است؟

می گویند: تقصیر شورای شهر دوره اول و دوم و سوم است!

می گوئیم چرا 1000 نفر نیروی مازاد در شهرداری وجود دارد؟

 می گویند: تقصیر قبلی ها می باشد.

آقا و خانم عزیز که قصد دارید کاندیدای احتمالی دوره پنجم شورای شهر بروجرد بشوید، لطفا چشم تان را باز کنید و سپس برای انتخاب شدن جهت عضویت در شورای شهر قدم پیش بگذارید!

هم اکنون شهرداری حدود شصت هفتاد میلیارد تومان و یا شاید حتی بیشتر از این مبالغ بدهی دارد، حقوق پرسنل شهرداری شش هفت ماه معوقه دارد، وضعیت شهری اصلا و ابدا مورد قبول همشهریان نیست!

اگر قصد دارید کاندیدای شورای شهر بشوید، باید در خودتان  به این نتیجه رسیده باشید که توان حل این مشکلات شهری بروجرد را دارید. باید برای برون رفت از وضعیت بغرنج فعلی بروجرد برنامه داشته باشید، از هم اکنون گروه مشاورین تان را مشخص کنید، برای لحظه به لحظه حضور در شورا برنامه ریزی کرده باشید، مطالبه گری شهری را حق شهروندان بدانید و بعد از انتخاب شدن رفتارتان با مردم توهین آمیز و از موضع قدرت نباشد.

 در ضمن فردا پس فردا که "خرتان از روی پل گذشت" و دست تان در شورای شهر به جایی بند شد و خود و خانواده تان را تا هفت نسل تامین کردید، در مقابل مطالبه به حق مردم شهر حق ندارید از جملات از مُد افتاده: " این گرفتاری ها مربوط به شورای قبلی بوده" و یا " اینقدر شورای قبلی برای ما مشکل گذاشته که نمی توانیم حلش کنیم" و امثالهم استفاده کنید!اینگونه توجیهات اصلا و ابدا قابل قبول نیست!

 قبل از اینکه کاندیدای شورای شهر  بشوید بروید تحقیق کنید، مشکلات این شهر اظهر من الشمس است، بعد از انتخاب شدن تان نگوئید که نمی دانستم و در جریان کوه عظیم مشکلات نبودم.

به هر حال محض اطلاع تان باید رُک و صریح و بی رودربایستی خدمت تان عرض شود که: صرفا به خاطر اینکه چهره و یا تیپ خوبی دارید و یا خوب سخن می گوئید و یا اینکه چهار تا دوست و رفیق در یک میهمانی تشویق تان کرده اند که کاندیدای شورای شهر بشوید وارد این عرصه نشوید،

 بگذارید سی چهل  تا کاندیدای کاربلد دل و جرات دار متخصص و متعهد که دست و دل شان با دیدن منابع مالی شهری نلرزد، با هم رقابت کنند، تا با استقبال شهروندان برای انتخاب شورای قوی، 9 نفر معتمدِ متخصصِ متعهدِ کاربلد وارد شورای شهر دوره پنجم بشوند،

 تا شاید بالاخره  عروسی به کوچه ما بروجردی ها هم بیاید و اگر شما سیل کاندیداهای ضعیف بگذارید، به نوعی با انتخاب افراد اصلح، گره از کار فرو بسته این شهر مظلوم هم باز بشود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، انتخابات شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، رُک و صریح و بی رودربایستی، کاندیداهای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد


"سر رشته کار" از دست مدیران درمانی شهر

به در رفته است!

فرهاد داودوندی- بروجرد:


 وضعیت درمانی در بروجرد از مرز فاجعه نیز گذشته است.

آمار دقیقی در دست نیست، اما اگر یک نظر سنجی معتبر در بروجرد برگزار شود احتمال اینکه حتی درصد بسیار ناچیزی از مردم از این وضعیت راضی باشند هم بسیار بعید به نظر می رسد.

سالهاست که می گویند وضعیت درمانی در بروجرد درست خواهد شد، اما درست که نشده هیچ، هر روز وضعیت بدتر از روز قبل می شود.

نبود امکانات، بستری شدن بیماران در راهروها،  نبود تجهیزات کامل درمانی، مخروبه بودن دو بیمارستان قدیمی بروجرد،
سقوط جایگاه و مقام مردم شریف بروجرد در زمینه ساختن زیر ساخت های درمانی به حد مردمی بسیار نیازمند و محروم که باید منتظر کمک خیرین کشوری باشند، نگرفتن حق و حقوق کمک های دولتی توسط مدیران مربوطه، واگذاری بخش تزریقات تنها اورژانس نوساز بیمارستان دولتی به بخش خصوصی، افتتاح نشدن آزمایشگاهی که مثلا افتتاح شد، عدم تجهیز یا عدم استفاده از اطاق عمل نوساز اورژانس جدید، ساعتها وقت تلف کردن مردم برای یک تسویه حساب ساده جهت ترخیص شدن بیمار، عدم یک پیگیری قوی از طرف مدیران مربوطه، و ...... باعث شده مردم به شدت از وضعیت درمانی در بروجرد به شدت ناراضی باشند.

شهر 400 هزار نفری بروجرد گاهی اوقات پزشک متخصص بیماری های مختلف ندارد، بعضی مواقع و در بعضی روزهای سال
حتی یک چشم پرشک متخصص هم در این شهر وجود ندارد! ایام تعطیلات که دیگر جای خود دارد.

اینقدر وضع درمانی بروجرد وخیم است که در یک جمله باید گفت: ختم کلام اینکه سر رشته کار از دست مدیران درمانی شهر به در رفته است!

متاسفانه نگارنده نمی تواند بیش از این، نکات منفی درمانی شهر را به رشته تحریر در بیاورد، اما بد نیست مدیران مربوطه شهر به خود زحمت داده و علل این همه مشکلات را بررسی کنند.

نگارنده خود سالها به خاطر بیماری مرحوم مادر، تقریبا هر روز سر و کارم با بیمارستانهای بروجرد بوده است که اگر بخواهم به نکات دیگری که فاجعه بار است اشاره کنم ممکن است غلو پنداشته شود، اما اگر بر اثر کم کاری مدیران شهری، " آی، سی، یو" و یا " سی، سی، یو" تخت کم دارد، گناه شهروندان چیست که باید بیماران بد حال شان ترخیص قبل از درمان شوند؟

گناه ما چیست که در بروجرد به دنیا آمده ایم که باید با این همه کمبود فاجعه بار درمانی بسازیم و بسوزیم و پدران و مادران مان بخاطر کمبودها، زودتر از موعد جان به جان آفرین تسلیم کنند؟



مگر قرار است هر شهروندی خود راسا برای گرفتن حقوق درمانی شهر از استان و کشور اقدام کند؟ اگر اینچنین است پس وظیفه مدیران ارشد درمانی شهر چیست؟ راستی چرا وقتی وزیر محترم بهداشت به بروجرد آمد مدیریان درمانی بروجرد امتیاز بزرگی از وزیر نگرفتند؟ اصلا آمدن و رفتن وزیر بهداشت به بروجرد چه نکته مثبتی برای بروجردی ها داشت؟!

اورژانس و بیمارستان را که باید با کمک مالی خیرین و خود ما مردم بسازند، امکانات درمانی  برای همراهی با بیماران در بیمارستانها را نیز باید با خودمان همراه داشته باشیم، از صفر تا صد بستری شدن بیماران مان در بیمارستانها را هم که خودمان باید انجام بدهیم،

 حتی در سرمای سوزان و گرمای طاقت فرسا و برف و باران، بیماران خود را باید با تخت های مثلا روان اما از رده خارج، از این سر بیمارستان با پتو پیچ کردن، به آن سر بیمارستان برای گرفتن عکس رادیولوژی برده و برگردانیم!

پس لطفا یکی توضیح بدهد اگر قرار است خود ما مردم در این شهر بیشترین پول درمانی را بدهیم و کمترین بهره را ببریم، پس این همه دم دستگاه عریض و طویل  بهداشت و درمان در شهرمان چکار می کنند؟

چگونه است که در شهرهای دیگر و حتی شهرهای همجوار امکانات درمانی و پزشکی در حد قابل قبول  و چشمگیر وجود دارد اما در بروجرد هنوز باید برای موضوع ساده درمانی "کاسه چکنم چکنم" به دست بگیریم؟!




ختم کلام اینکه دوستانه خدمت تمامی مدیران درمانی شهرم عرض می کنم، فکر نکنید گرفتاری از دست دادن عزیزان تان بخاطر کمبودهای درمانی و حتی مرگ و بیماری خودتان، "در خانه" شما را نخواهد زد!

وضعیت درمانی در بروجرد فاجعه بار است، تا کی می خواهید با توجیهات و وعده دادن به اینکه در آینده وضعیت درمانی بروجرد چنین و چنان خواهد شد، هم خود را گول بزنید و هم ما شهروندان را بیش از پیش گرفتار کنید؟

همیشه اینگونه نیست که مردم بیمار باشند و شما سالم و تندرست.

بیماری شتری است که در خانه همه می خوابد، حتی شما آقای مدیری که حق بروجرد را در زمینه درمانی نمی گیری و هر کسی هم اعتراض می کند جواب سر بالا می دهی!

راستی تا یادم نرفته، لطفا اگر وقت کردید شبها سری به اورژانس ها بزنید تا با چشمان خود ببینید که فشارهای عصبی نبود امکانات درمانی در بروجرد، هر شب منجر به چند درگیری بین مردم با پرسنل زحمت کش بیمارستانها و بخصوص اورژانس ها می شود؟!


نگارنده آمادگی دارد در یک جلسه، در حد بیش از یکی دو ساعت بدون وقفه و حتی بدون گفتن یک جمله تکراری کمبودهایی را که طی دوران بیماری مرحوم مادرم به چشمان خود دیده ام را در یک نشست با حضور مسوولین واقعی و محترم شهر در میان بگذارم.

 البته اول عرایضم در آن جلسه، قسمت آخر سخنانم را خواهم گفت که در شب آخر عمر مرحوم مادرم بخاطر آموزش ندیدن پرسنل و عدم رسیدگی و جدیت مدیران ارشد درمانی شهر، چه اتفاقی افتاده بود که اگر خود من نمی رسیدم.....


به هر حال وظیفه ما این است که با شما مدیران درمانی شهر این مسائل سخت آزاردهنده را در میان بگذاریم. حال می خواهید از سخن ما تکانی به خود بدهید! یا اینکه از سخنان ما سخت دلگیر شوید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بیمارستان، وضعیت بد بیمارستان ها،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه توهین های بی شمار به همدیگر

در شبکه های مجازی


به دیگران توهین نکنیم /

همه را صمیمانه دوست بداریم


فرهاد داودوندی- بروجرد:

ما مردمی هستیم که یا "چهل" ستون ( چهلستون) می سازیم یا "بی" ستون( بیستون)!

 همه چیز برای مان در "صفر" یا "صد" خلاصه شده است، یا همه چیز برای مان سفید سفید است یا سیاه سیاه! یا یک شخصی از دید ما خیلی خیلی انسان خوبی است و یا اگر به هر دلیل حتی کوچکی از آن شخص خوشمان نیاید به یکباره برای مان  از کفر ابلیس هم بدتر می شود!

هیچگاه یاد نگرفته ایم که ممکن است در تمامی اشخاص دور و برمان، "صفات خوب" و "غیر خوب" بطور یکسان وجود داشته باشد، همچنین متاسفانه هیچگاه یاد نگرفته ایم که با ابراز دوستی صمیمانه به هر دلیلی از صفات خوب دیگران به نیکی یاد کنیم.

 متاسفانه با همین دید منفی، کار به آنجا رسیده که فرد بسیار خوب برای ما، یک شخص " مُرده" است.

 همنوعان مان را تا زنده هستند در مقابل "عقل کل" بودن خودمان به پشیزی هم به حساب نمی آوریم، اما با شنیدن خبر مرگ دیگران به یکباره تمام صفات خوب دنیا را به آن فرد می چسبانیم!

دنیای مجازی می تواند و باید باعث بسط دوستی ها و مهربانی ها بشود، اما متاسفانه شاهدیم که بر همان اصل یا "سفید و یا سیاه" هر کسی را که حتی تفکرش سر سوزنی با ما همخوان نباشد را آنچنان به باد ناسزا و توهین قرار می دهیم که وصفش در این مقاله نمی گنجد!

به هر حال وقتش رسیده که با تمام وجود، خوشبینانه به دیگران بنگریم و دیگران را به هر دلیلی صمیمانه و عاشقانه دوست بداریم، تا به این طریق صمیمانه در قلب دیگران هم جا بگیریم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، به دیگران توهین نکنیم، مهربان باشیم، توهین نکنیم، همه را صمیمانه دوست بداریم، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:



( قسمت 5 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
آزمایشگاه اورژانس جدید التاسیس و افتتاح شده!!! بروجرد در خیابان سید مصطفی تعظیل است.
همین شنیده ها حاکیست بسیاری از مردمی که مبالغ جزیی و کلی برای ساخت چنین اورژانسی هدیه داده اند به یک وبلاگ نویس فعال بروجردی گفته اند: ما پول ندادیم که آزمایشگاه ساخته شده درش بسته باشد و افتتاح نشود، توقع مان این است حالا که این مکان با پول و همت ما مردم ساخته شده، هر چه سریعتر به بهره برداری برسد.
 در ضمن همین اهدا کنندگان می گویند: اگر اورژانس افتتاح رسمی شده است، باید تمامی قسمت هایش فعال باشند و اگر ادعا می شود امکانات این اورژانس کامل نیست، چه اصراری بوده که قبل از تکمیل کامل اورژانس، آن را افتتاح کنند؟!


زیر پوست شهر شنیده می شود که:  یکی از استخرهای مهم شهر بخاطر مسائل بهداشتی بسته شده است. همین شنیده ها حاکیست که این استخر که بیرون از شهر هم می باشد احتمالا برای رفع مشکلات موجود تا یک ماه آینده هم بسته خواهد بود.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: کاندیداهای احتمالی شورای شهر دوره پنجم به شدت در حال فعالیت و یار و یار کشی هستند. همین شنیده ها حاکیست بسیاری از این کاندیداها با پرداخت پول به بعضی "میکروفن به دست ها"، سبک جدیدی در نام بردن از خودشان در مجالس عزا و شادی را باب کرده اند! به این نحو که در هر مراسم شادی یا بخصوص مراسم های تشییع و ترحیم که آقایان یا خانم های "میکروفن به دست" که قبلا سبیل شان با پرداخت پول چرب شده، حضور داشته باشند، در وسط برنامه تحت عنوان ارسال پیام تسلیت، نام  کاندیداهای مورد نظرشان را که حتی در آن برنامه حضور ندارند را به هر بهانه ای که شده برای ابراز همدردی با خانواده صاحب عزا، اعلام می کنند.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: بسیاری از مردم بروجرد هر چه به ذهن شان فشار می آورند که آخرین طرح بزرگ ملی که در بروجرد افتتاح شده مربوط به چه دهه و یا احتمالا چه قرنی بوده؟ چیزی به ذهن شان خطور نمی کند! البته بسیاری از شهروندان بروجردی به این نتیجه رسیده اند که ظاهرا   آنجا  که بودجه و طرح های بزرگ ملی تقسیم می کنند، احتمالا برای چسباندن نقشه کشور به دیوار، دقیقا روی نام بروجرد را با یک عدد " پونز" بزرگ پوشانده اند!

زیر پوست شهر شنیده می شود که: بارش 20 سانتی برف در هفته قبل در بروجرد برای شورای شهر بعدی هم آب دارد و هم نان!
از آنجا که در این شهر ما هر کسی کم کاری خودش را به گردن روسای قبلی می اندازد و چندین سال مدیریت خودش را به مانند خر زیر پای "نصرالدین" معروف حساب نمی کند! این برف هم باعث خواهد شد در آینده اگر درخواستی برای رشد بروجرد از اعضای شورای بعدی داشته باشیم، برای توجیه کم کاری خودشان بگویند: ای بابا! شورای چهارم که خودش برای این شهر قوزی بود و برفی هم که آخر عمر آن شورا در بروجرد بارید شد قوز بالا قوز! حالا شما توقع دارید ما مشکلات قبلی ها را حل کنیم؟!

زیر پوست شهر شنیده می شود که: آنوقت ها که دستگاه کارت خوان در فروشگاه ها و پمپ بنزین ها و لحاف و تشک دوزی ها و بقالی ها و حتی میوه فروش های کنار خیابان ....وجود نداشت، مردم برای یک کار ساده بانکی حداقل نیم ساعت در بعضی شعب بانکها معطل می شدند!
 اما نکته جالب این است که با این همه دستگاه کارت خوان نصب شده در فروشگاه های مختلف، که طبیعتا از حجم حضور مردم در بانکها به شدت کاسته است، اما هنوز هم برای هر کار ساده بانکی باید نیم ساعت در هر بانکی معطل بشویم!!! ظاهرا باد سرعت عمل بانکی با استفاده از تمامی عوامل تکنولوژی و دنیای مجازی، هنوز به پرچم بعضی شعب بانک های بروجرد وزیدن نگرفته است!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


هر بیشه گمان مبر که خالیست

شاید که پلنگ خفته باشد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه مدتی است با گسترش شبکه مجازی "تلگرام"و " اینستاگرام" بعضی ها "حجب و حیا" را یک لقمه کرده و یک لیوان آب "رفتار ناجوانمردانه" را هم روی آن سر کشیده اند و تمامی کمبودها و عقده های زندگی شخصی شان را در به کار بردن کلمات رکیک خلاصه کرده و حتی در به کار بردن توهین و تهمت های بی پایه و اساس به دیگران، با سرعت تمام "راه ترکستان" را طی می کنند.

 غافل از اینکه: اینقدر هم که "تهمت زنندگان" فکر می کنند دنیای مجازی بی در و پیکر نیست و در ضمن دیگران هم بی دست و پا نیستند و مطمئنا با ارسال اولین توهین با نام جعلی و با یک پیگیری بسیار ساده، و با رو شدن نام واقعی، ممکن است برای خودشان دشمن بتراشند و از اینجا به بعد  آنوقت بازی تغییر پیدا کند و دیگران هم یواش یواش در "کار" توهین کنندگان بنشینند!!! و یکدفعه دنیا را چه دیدی .........!

راستی تا یادم نرفته بد نیست یاد آوری کنیم که قدیمی ها به درستی ضرب المثلی ساخته اند که می گوید:

 "هر گاه داخل خانه ای شیشه ای نشستی، برای مردم سنگ نینداز"

 و یا این شعر زیبایی که می گوید:

 "هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد!"




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد، نقد، پلنگ، خانه شیشه ای، نقد اجتماعی، تلگرام، اینستاگرام،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


1000 روز مدیریت کوچکی از مسوولیت شهری

 را به من بسپارید


بعد از آن گلستان تحویل بگیرید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


حکم قسمتی حتی کوچک از مدیریت شهری را، برای 1000 روز به نام من بزنید، نعهد می دهم: بعد از آن در رابطه با مسوولیتی که به من داده اید، آن قسمت از بروجرد را که به من سپرده اید را،  در حد گلستان تحویل تان بدهم.

تعهد می دهم: طی این 1000 روز فقط شبانه روزی چهار، پنج ساعت استراحت کنم.

تعهد می دهم: روز اول، تمامی آمار سرمایه و اموالم را به مقامات مسوول بدهم و تعهد می دهم روز آخر دیناری به آن اضافه نشده باشد.

تعهد می دهم: نزدیکترین دوستان و آشنایانم اگر خواسته غیر قانونی داشتند، آهن داغ کف دستشان بگذارم.

تعهد می دهم: طی فراخوانی کارشناسان رشته های  مربوطه با مسوولیتی که به من سپرده اید را به طور رایگان برای کمک به شهر، دعوت کنم.

تعهد می دهم: تمامی بروجردی های شهرهای دیگر را که دل شان برای شهرشان می تپد را برای کمک به زادگاهشان را پای کار بیاورم.

تعهد می دهم: مشاورینی برگزینم که حتی در دوران تحصیل هم یکبار پای شان را از راه راست کج نکرده باشند و حتی در امتحانات ساده درسی هم تقلب نکرده باشند.

تعهد می دهم: آنچنان شرایط در آمدزایی پایدار در مسوولیتی که به من سپرده اید را فراهم کنم که شهر عزیزمان یکی از شهرهای مستقل در درآمد هزینه های جاری بشود.

تعهد می دهم: آنقدر سرمایه گذار واقعی به شهرمان بیاورم که حتی زباله های شهرمان را هم از ما با پول نقد بخرند.

تعهد می دهم: در این 1000 روز هیچ دفتری و میز ریاستی نداشته باشم و هر کسی مرا کار داشت بتواند بر سر مسوولیتی که در سطح شهر به من سپرده اید، مرا ببیند.

تعهد می دهم: سر سوزنی سفارش پذیر نباشم و سر سوزنی هم برای رشد شهرم کوتاهی نکنم.

تعهد می دهم: چندین گروه مشاور متخصص بطور کاملا رایگان در زمینه های مختلف شهری در کنارم باشند.

تعهد می دهم:برای دینار دینار بیت المال که در مسوولیتی که به من خواهید سپرد، برنامه ریزی کنم و طرح آزمون و خطا را برای جلوگیری از اسراف های رایج شهری، برای همیشه به تاریخ بسپارم.

تعهد می دهم: با حمایت از تیمهای ورزشی و گروه های علوم مختلف و ... نام بروجرد را به صدر خبرهای رسانه ای کشور عزیزمان برسانم.

تعهد می دهم: اینقدر مکان های فرهنگی و ورزشی در بروجرد احداث کنم که تمامی جوانان شهر اوقات فراغت خود را در آنها زیر نظر اساتید فن، مشغول یادگیری علوم مختلف شوند.

تعهد می دهم: هیچگاه در مقابل درخواست به حق شهروندان اخم هایم را به رخ شان نکشم و با افتخار و با لبخند بر لب، خدمت گزارشان باشم.

تعهد می دهم: هیچ مورد از مشکلات مدیریتی را که به من سپرده اید را از هیچ شهروندی پنهان نگه ندارم و همیشه صادقانه با آنها مشکلات را در میان بگذارم.

تعهد می دهم: در موردی که به من مسوولیت داده اید، شهرمان را با یاری خدا و کمک همه شهروندان طوری بسازیم که گل سر سبد شهرهای کشور عزیزمان یشود.

تعهد می دهم: هیچگاه قول بی پایه و اساس را بر زبانم نیاورم.

و در آخر
تعهد می دهم: اگر پس از 1000 روز نتوانستم به تعهداتم عمل کنم، موهای سرم را چهار خیابان بتراشند و دور شهر بگردانندم.

- سخن این دوست عزیزم که با حرارت تمام  از عشقش برای خدمت به شهرمان برای من تعریف می کرد را تمام و کمال شنیدم و سپس توی حرفش دویدم و قبل از اینکه بخواهد دوباره در رابطه با تعهداتش حرفی بزند، به وی گفتم: یعنی اینقدر به خودت اطمینان داری که چنین تعهدات سفت و محکمی را حتی برای گرفتن یک مسوولیت کوچک در شهر، با تاکید زیاد به زبان می آوری؟

مکثی کرد و سپس در حالیکه نگاهم می کرد گفت: آقا فرهاد از تو که یک وبلاگ نویس فعال هستی بعید است که ندانی این شهر گوشه ای از بهشت است با مردمی که هر گاه از آنها کمک خواسته شود با تمام وجود برای ساختن شهرشان پا پیش می گذارند، مگر نمی دانی فقط کافیست به این شهروندان تعهد واقعی داده شود، آنوقت خواهی دید که این شهر خیلی زودتر از آنکه فکرش را کنید به روزهای اوجش بازخواهد گشت.

حرف های این دوست عزیزم که به اینجا رسید در حالیکه قصد خداحافظی داشت نگاهی دیگر به من کرد و گفت: آقا فرهاد، برو توی وبلاگت از قول من بنویس که این بار خواهید دید که مردم این شهر برای ساختن شهرشان با تمام وجود و توان حداکثری پای صندوق های رای خواهند آمد تا با انتخاب افراد "متعهد متخصصی" که دارای شهامت کافی هم باشند، بروجرد را با انتخاب درست در موارد هر چند کوچک شهری هم ، آباد کنند.

 فقط موردی که نباید توسط همشهریان عزیز فراموش شود اینکه، افرادی به مانند من برای خدمتگزاری واقعی به زادگاه شان بسیار است، کافیست از کاندیداهای احتمالی انتخابات شورای شهر بعدی تعهد جدی و واقعی بگیرند و این بار حتی کوچکترین موارد منافع شهرشان را فدای رای دادن به گزینه شکست خورده "دوست و رفیق بازی" نکنند، تا بتوانند با انتخاب درست مدیران دلسوز در مدیریت های حتی کوچک شهری هم، شهرشان را گلستان کنند. 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، 1000 روز مدیریت شهری را به من بسپارید، مدیریت شهری، بروجرد در حد گلستان، انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


وجود اختلافات، بروجرد را به عقب خواهد برد

بزرگان و معتمدین شهر کجایند؟

اعلام آمادگی سایت فرهاد 90

برای میهمانی آشتی بزرگ



فرهاد داودوندی- بروجرد:

کار از اختلاف نظر گذشته و بسیاری از شبکه های دنیای مجازی پر شده از توهین های بی شمار به افراد جناح های دیگر و همچنان نام و نشانی از معتمدین و بزرگان شهر برای میانجی گیری بین جناح های شهر دیده نمی شود.

متاسفانه بسیاری در حد ادعا خود را بزرگ! می دانند، اما دریغ از یک قدم هر چند کوچک برای اقدام به صلح و دوستی بین بزرگان جناح های شهر!

بسیاری از اطرافیان هم برای نفع شخصی خودشان آتش بیار معرکه شده اند و هر لحظه با دامن زدن به توهین های تفرقه انگیز مانع از اعلام یک سکوت موقتی هم که شده بین بزرگان جناح ها و دوستان سابق می شوند.

اختلاف نظر امری عادی است و باید هم وجود داشته باشد، اما توهین و افترا به دیگران و دامن زدن به آنها باعث خواهد شد بروجرد و بروجردی ها بیش از اینکه هست ضرر کنند و مطمئنا شهر از این اختلاف نظرهای عمیق دچار مشکل و زیان بسیار خواهد شد.

سایت فرهاد 90 بعنوان یک سایت کاملا مستقل که بدون استثناء با تمامی جناح های شهر دارای روابط صمیمانه و دوستانه است آمادگی دارد به رسم محلی  و برای آشتی طرفین با دعوت به یک میهمانی بزرگ، شرایط رفع سوء تفاهم ها را فراهم کند تا همه با رسیدن به یک دوستی پایدار برای گرفتن حق و حقوق بروجرد دست در دست همدیگر قدم بردارند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اختلافات بروجرد را به عقب خواهد برد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد، بزرگان و معتمدین شهر کجایند؟،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:



( قسمت 4 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که: 
یک مدیر غیر بومی بسیار فعال و مردم دار که در یک زمینه مالی مشغول خدمتگزاری به مردم بروجرد می باشد و توانسته در همین مدت زمان چند ماهه،  خدمات بسیاری
به مردم بروجرد انجام بدهد، با حسادت شدید  روسای زیر مجموعه اش مواجه شده و حضرات، تلفن شان به مرکز استان قطع نمی شود تا به زعم خودشان زیر آب این مسوول غیر بومی اما فعال را بزنند و به مانند گذشته گذران زندگی کنند!!! همین شنیده ها حاکیست که این مسوول غیر بومی فعال و خدمتگزار مردم بروجرد نیز به روسای زیر مجموعه اش و حتی روسای استانی پیغام داده تا من هستم سر سوزنی در خدمت به مردم بروجرد کوتاه نخواهم آمد و نمی گذارم حق مردم بروجرد ضایع بشود.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
ریزش ساختمان پلاسکو در تهران باعث خواهد شد عمر مدیریتی شهری خیلی ها در پایتخت به سر بیاید! همین شنیده ها  حاکیست بر عکس تهران که "ریزش" باعث خداحافظی بسیاری از مدیران با میز ریاست خواهد شد، در بروجرد ساختن یک پروژه عمرانی تنش زای شهری نیز باعث خواهد شد بزودی خیلی ها برای همیشه با میز ریاست وداع کنند.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: همه چیز در بروجرد برعکس تمام دنیا می باشد. مثلا در تمام دنیا مسوول فعال را نگه می دارند و رئیس غیر فعال را جابجا می کنند. اما در بروجرد آقای رضا روزبهانی مسوول محترم و کاربلد سازمان آرامستانها را که با تلاش شبانه روزی این سازمان را بطور کلی متحول کرده است و طبیعتا باید ترفیع بگیرد و در مسوولیت های بالاتر به کار گرفته شود را در چشم بر هم زدنی برکنار می کنند!!!  آقای رضا روزبهانی مدیر عامل سازمان آرامستانهای بروجرد هرگاه ضروری بود خودش آستین همت را بالا می زد و از کارهای کوچک تا حتی خواندن نماز میت را شخصا انجام می داد.. لازم به ذکر است آقای رضا روزبهانی عضو یکی از تیمهای فوتبال پیشکسوتان بروجرد است و در سطح شهر و بخصوص جامعه فوتبال بروجرد نیز از احترام ویژه ای برخوردار است.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: رایزنی های پشت پرده  برای انتخاب یک مدیر ارشد شهری به شدت ادامه دارد و مثلا قرار بوده این رایزنی ها تا کسب نتیجه نهایی برای انتخاب فرد جدید مخفی بماند، اما فعلا فقط خواجه حافظ شیرازی در جریان نیست که آنهم بنده خدا عمرش را داده به شما و در حافظیه شیراز زیر خاک خفته است.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: ظاهرا برای بروجردی ها انتخابات شورای شهر اردیبهشت 1396 مهمتر از انتخابات ریاست جمهوری است! زیرا اینقدر که مردم در کوچه و بازار از اینکه باید در شورای شهر خانه تکانی اساسی رخ بدهد و شورای شهر جدید باید در دست متخصصین متعهد باشد صحبت می کنند، سر سوزنی در رابطه با کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری صحبت نمی شود.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک سرمایه گذار غیر بومی که خواسته در بروجرد سرمایه گذاری کلان کند، در یک جلسه توجیهی وقتی از کلمات و اصطلاحات فنی و تخصصی استفاده کرده، حاضرین که نخصصی در این زمینه نداشته اند اما  باید بعنوان رئیس سرمایه گذاری این شخص را تائید می نموده اند، در حالیکه سعی شان بر این بوده که  خود را خونسرد و کاربلد نشان بدهند! به آن سرمایه گذار گفته اند: باید بیشتر بررسی کنیم!!! و وقتی آن سرمایه گذار گفته در این بروشورها و جزوات که خدمت تان می دهم توضیحات کامل نوشته شده است، همان حضار به سرمایه گذار گفته اند: این بروشورها مربوط  به چه موضوعی است؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


بالاخره تصمیم  گرفتم


من هم برای شورای شهر کاندیدا خواهم شد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

بالاخره پس از مدتها به این نتیجه رسیدم که من هم برای انتخابات شورای شهر پنجم کاندیدا بشوم!

راستش مدتها دارم با خودم کلنجار می روم که قدم پیش بگذارم یا نه؟ صد البته پریروز به نتیجه قطعی رسیدم و برای ورود به رقابت جهت ورود به شورای شهر پنجم عزمم را جزم کرده ام.

فکر می کنم با توجه به تجربه چهار دوره قبلی برای ورود به شورا حدود 4 یا 5 هزار رای کافی باشد که شک نکنید حداقل 10 برابر این تعداد دوست و رفیق همشهری نازنین دارم که حتی اگر تک رای به من ندهند، مطمئنا نام مرا هم در لیست انتخابات خواهند نوشت.

واقعیتش این است که درسته کسب آراء لازم را صد در صد از همین الان دارم، اما تخصص کافی را برای مدیریت یک شهر 400 هزار نفری ندارم که برای رفع این مشکل هم با تشکیل چند گروه مشاوره از دوستان متخصص ام کمک خواهم گرفت و هر جا به مشکل بر بخورم دست به دامان دیگران برای رفع آن مشکل خواهم شد.

البته راستش این است که برای ورود به شورای شهر آنچنان که باید و شاید تخصص مدیریت شهری لازم هم نیست، بالاخره 4 سال حضور در شورای شهر به دنیایی می ارزد و مطمئنا طی همان 4 سال 4 تا قانون و مصوبه را هم حفظ خواهم کرد و هر جا احتیاج شد از آن 4 تا قانون حفظ کرده، برای مردم سخن خواهم گفت.

گفتم مردم! آهان یادم افتاد بعد از اینکه انتخاب بشوم دیگر مزاحم مردم دوست داشتنی شهرم نخواهم شد و سغی خواهم کرد تا 4 سال بعد و دوره بعدی کمتر مزاحم اوقات شریف همشهریان عزیز و گرامی شان بشوم.

در رابطه با شهر هم که خدا را شکر چند صد سال است این شهر راه خودش را رفته و روسای شهر هم راه خوشان را، البته سعی خواهم کرد طی این چهار سال حضورم در شورای شهر یکی دو تا کار ماندگار به نام خودم در شهر ایجاد کنم تا دوره بعد هم بتوانم به شورای شهر راه پیدا کنم و......

سخن این دوستم که به اینجا رسید، مکثی کرد و نگاهی به من انداخت و گفت: آقا فرهاد تو خودت با این سایت فرهاد 90 پر بیننده ات، حتما برای معرفی من به همشهریان رسم رفاقت را به جا خواهی آورد و کمکم خواهی کرد، مگر نه؟

نگاهی به این دوست مان انداختم و با خنده ای بر لب گفتم: حالا تا ببینیم چی پیش بیاید!

در حالیکه دستم را موقع خداحافظی محکم در دستش گرفته بود نگاهی عمیق به چشمانم انداخت و گفت: هوای مرا داشته باش، به موقعش که بروم شورا برایت جبران خواهم کرد!

با شوخی و خنده بهش گفتم: اتفاقا از همین الان درست و حسابی، هوای تو و امثال تو  را دارم که چیزی از جیب ام بر ندارید! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر، کاندیدای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی

ساختمانهای نوساز بروجرد، آتش سوزی های

 احتمالی به مانند فاجعه پلاسکو و چند سوال



فرهاد داودوندی- بروجرد:


بعد از وقوع زلزله سال 1385 بروجرد به یکباره ساخت و ساز ساختمانهای چندین طبقه در بروجرد رونق گرفت. ساختمانهای چند طبقه ای که بعضا حتی در کوچه های غیر استاندارد هم مجوز ساخت گرفتند.

ساخت مجتمع های مسکن مهر و ساختمانهای با ارتفاع زیاد در شهرک اندیشه و دیگر شهرک های اطراف بروجرد هم چندین سال است رونق خاصی گرفته است.

سالهاست که مدتی یکبار خبرهای از سقوط آسانسورهای ساختمانهای نوساز بروجرد که  حتی منجر به مرگ و میر و مصدوم شدن شدید گروهی از همشهریان شده نیز به گوش مان می رسد.

حالا دیگر باید بگوئیم آتش سوزی فاجعه بار ساختمان پلاسکو تهران زنگ خطر را برای شهرهایی به مانند بروجرد نیز به صدا در آورده است. زنگ خطری که نشان می دهد اگر خدای ناکرده چنین موردی در بروجرد رخ بدهد مطمئنا با فاجعه های انسانی مواجه خواهیم شد.


نگارنده طی چند روز گذشته که از فاجعه ساختمان پلاسکو می گذرد به این اندیشیده که آیا ساختمانهای نوساز و چندین طبقه بسیاری که در بروجرد پا گرفته اند آیا ملزم به  نصب سیستم اطفاء حریق متناسب با طبقات ساخته شده هستند؟

 شرکت های نصاب چنین سیستم هایی در قبال اتفاقات ناگوار چگونه به تعهدات خود جامه عمل خواهند پوشید؟ آیا پایانکارهای صادر شده در شهرداری برای ساختمانهای چندین طبقه در بروجرد توام با نظارت ویژه شهرداری بر شرکت های نصب سیستم اظفاء حریق و نصب آسانسور می باشد یا خیر؟

و آیا صرف اخطار به مالکین بناهای خطر آفرین شهری،باعث رفع مسئولیت شهرداری می شود و یا اینکه قانون چیز دیگری را تعریف کرده است؟


به هر حال امیدواریم متخصصین امر در رابطه با سوالات بالا پاسخ های قانع کننده ای برای اذهان عمومی ارائه بدهند.

سایت فرهاد 90 آمادگی دارد پاسخ های تمامی شهروندان را با نام خودشان در این سایت قرار بدهد...




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ساختمانهای نوساز بروجرد و آتش سوزی های احتمالی به مانند فاجعه پلاسکو، نقد، نقد اجتماعی، آتش سوزی، ساختمان سازی در بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی




نقدی بر گردهمایی قانونمند مردم بروجرد

در گرامیداشت یاد شهدای آتش نشان


سپاس ویژه از نیروهای جان بر کف

امنیتی و انتظامی بروجرد

فرهاد داودوندی - بروجرد:

جمعه شب مصادف با اول  بهمن بنا به دعوت سایت مستقل فرهاد داودوندی ( فرهاد 90 )، چند صد نفر از مردم شریف بروجرد برای عرض تسلیت به جامعه  آتش نشانان شریف بروجردی در محل آتش نشانی واقع در خیابان بهار گرد هم آمدند.

در این مراسم مردم شریف بروجرد به پاس زحمات و جان فشانی های آتش نشانان شهید و مصدوم در حادثه ساختمان پلاسکو تهران با اهدا دسته گل ها و روشن نمودن شمع و قرائت فاتحه و مراسم مداحی و .... در یک جلسه معنوی شخصیت والای بروجرد و بروجردی ها را در قدرشناسی از فرزندان جان بر کف این مرز و بوم بخوبی نشان دادند.

برای برگزاری هر چه بهتر این مراسم افراد بسیاری متحمل زحمات بسیاری شدند تا جائیکه امنیت این مراسم به بهترین نحو ممکن انجام گرفت.

نگارنده معتقد است برای  برنامه شب گذشته که قانونمند و با نظم خاصی برگزار شد باید به نیکی یاد شود از نیروهای جان بر کف امنیتی و انتظامی شهرمان که برای حفظ امنیت برادران و خواهران همشهری خودشان در این مراسم سنگ تمام گذاشتند.

این نیروهای محترم علاوه بر اینکه خودشان هم در سوگ آتش نشانان شهید تهرانی داغدار بودند اما با دقت نظر ویژه ای امنیت تک تک و بنوعی تمامی حضار را تامین نمودند تا جائیکه بعد از برگزاری مراسم، تمامی شرکت کنندگان  با رضایت کامل محل را ترک کردند.

اگر بخواهیم از این گردهمایی خود جوش درسی بگیریم باید عنوان نمود که اگر هدف از چنین مراسم هایی گرامیداشت یاد و خاطره فرزندان شهید این مملکت باشد، همکاری و هماهنگی برگزار کنندگان مراسم و مردم شرکت کننده با نیروهای انتظامی و امنیتی بهترین حالت ممکن برای برگزاری مراسم های واقعی در سطح شهر می تواند باشد.

در مراسم برگزاری یاد و خاطره شهدای آتش نشان ساختمان پلاسکو تهران در شهر ما، مردم شریف شهر فرزانگان، مسوولین، روساء و در یک جمله همه آمده بودند تا فقط و فقط در یک مراسم ساده اما معنوی در درگاه خداوند مهربان برای شهدای این فاجعه آمرزش و علو درجات و برای مصدومین سلامتی آرزو کنند و این امر در بروجرد در بهترین حالت ممکن یعنی در سایه قانونمندی و احترام به مردان قانون رخ داد.

 جا دارد همکاری تنگاتنگ مردم با نیروهای امنیتی و انتظامی در قالب "حافظان آسایش، امنیت و جان و مال مردم" درسی باشد برای برگزاری تمامی جشن های ملی مذهبی و رخدادهای غیر مترقبه که ممکن است لازم باشد برای آنها در آینده مردم بصورت خود جوش در مکان هایی گرد هم بیایند.

ختم کلام اینکه  مراسم های مردمی خودجوش اگر بصورت کاملا قانونمند برگزار شود، همشهریان عزیز با خیال راحت و بدون دغدغه وجود "حاشیه های ناخواسته" در سایه امنیت کامل می توانند حتی بصورت دستجمعی و باتفاق همه افراد خانواده حضور داشته باشند. 







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، آتش نشانی، پلاسکو، آتش نشانی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


برای انتخاب شورای شهر تاثیر گذار

 معتمدین واقعی بروجرد کجا هستند؟!


 
فرهاد داودوندی- بروجرد:


نگارنده معتقد است که بروجرد از نداشتن معتمدین با نفوذ، در رنج است!

انتخابات شورای شهر پنجم در راه است و بسیاری در این شهر که حتی وظایف شورای شهر را نیز بخوبی نمی دانند، اسب شان را زین کرده اند که بنا به تکلیف!!! با حضور در شورای شهر بعدی بروجرد را یاری کنند! و عجیب اینکه این ادای "تکلیف" چهار سال یکبار و دقیقا از نزدیکی های انتخابات تا روز بعد از انتخابات احساس می شود و بعد از آن دیگر "تکلیفی" احساس نمی شود تا 4 سال بعد!

اما در این میان آنچه می تواند به آگاهی مردم برای انتخاب درست و غیر احساسی کمک کند سخنان معتمدین مو سپید کرده در سطح شهر است که با مقبولیتی که در محلات دارند می توانند حضور موثری در انتخاب صحیح مردم برای یک شورای شهر واقعی داشته باشند.

اما به واقع بروجرد چنین معتمدینی دارد که  نفوذ سخن در بین عامه مردم داشته باشند؟

بنظر نگارنده، خیر، چنین معتمدینی در بروجرد وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد و حضورشان اصلا محسوس نیست!

در اول نوشته تاکید کردم که بروجرد از نداشتن معتمدین بانفوذ در رنج است، معتمدینی که فرا جناحی باشند، در طول سال در عرصه های مختلف اجتماعی حضوری تاثیر گذار داشته باشند، قدرت بیان و مقبولیت عمومی شان باعث رفع کدورت ها در بین خواص و عوام شده باشد و ختم کلام اینکه حضور مثبت شان در لحظه لحظه اتفاقات شهر به چشم بیاید.

متاسفانه بسیاری از مو سپید های شهر ما که  باید در  مواقع حساس به مانند انتخابات مهم شورای شهر حضورشان بیطرفانه باشد به گونه ای پیش رفته که با طرفداری از فرد یا افراد خاص تاثیر عمومی خود را از دست داده اند!

امیدواریم در مدت باقی مانده شرایط به گونه ای پیش برود که اگر بزرگان معتمدی در شهر وجود دارند، قدم پیش بگذارند و نقش تاریخی خود در انتخاب یک شورای شهر موثر و جلوگیری از ورود افراد غیر کارشناس به شورای شهر پنجم را به خوبی ایفا کنند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر، شورای شهر بروجرد، برای انتخاب شورای شهر تاثیر گذار معتمدین واقعی بروجرد کجا هستند؟!،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

فقط 125 روز به انتخابات شورای شهر باقی مانده


دلسوزان واقعی بروجرد قدم پیش بگذارند

این بار "شورای شهر" نمی خواهیم!

"شورای خدمتگزار به شهر" می خواهیم.



فرهاد داودوندی- بروجرد:


در حدود 125 روز به برگزاری انتخابات شورای شهر دوره پنجم باقی مانده و در واقع شمارش معکوس برای انتخاب شورای شهر جدید مدتهاست آغاز شده است.

شنیده می شود عده ای از کاندیداهای قوی و کاربلد ابراز داشته اند شرایط برای حضورشان مهیا نیست! و بنا بر این کاندیدای شورای شهر نخواهند شد.

اگر بخواهیم رک و صریح برویم سر اصل مطلب اینکه: بروجرد برای ساخته شدن دیگر به شعار و بازی با احساسات همشهریان احتیاج ندارد.

حضور مردان و زنان قوی که بتوانند در همین شرایط بسیار نامطلوب شهری قدم پیش بگذارند و به زادگاه آباء و اجدادی شان خدمت کنند بسیار لازم است.

شاید بسیاری از این افراد رای لازم را هم نیاورند، اما حضورشان در بین کاندیداهای دلسوز بروجرد بنوعی نشان از این می دهد که وزنه علاقمندان به آبادی بروجرد باید سنگین تر بشود.

رک و صریح باید بگوئیم:

این بار وضع انتخابات با چهار دوره قبل فرق می کند، شرایط شهر نشان می دهد که شهروندان به دنبال هوای تازه برای حضور افراد "خبره و متخصص و متعهد" در  شورای شهرشان هستند.

این بار نظارت های دقیق و موشکافانه مسوولین امر، بسیار دقیق تر از دوره های قبلی است و همین خبر خوش نشان از این می دهد که بسیاری از افراد "باری به هر جهت" فرصت حضور در شورای شهر را پیدا نخواهند کرد.

این بار استفاده صحیح از شبکه های مجازی به یاری کاندیداهای دلسوز و واقعی خواهد آمد.

این بار عامه مردم علاقمندند نه به اشخاص که به "لیست" رای بدهند و همین پوئن مثبت راه را برای حضور کاندیداهای متخصص و منعهد واقعی باز خواهد کرد.

و در خاتمه باید بگوئیم این بار مردم تصمیم گرفته اند "شورای خدمتگزار به شهر" انتخاب کنند تا شهرشان از این وضعیت نامطلوب به در بیاید.

 پس هر فرد توانمندی که دارای برنامه مدون برای رشد و پیشرفت بروجرد است باید قدم به عقب نگذارد و با تمام توان برای خدمت به شهر بعنوان کاندیدای حضور در شورای شهر پنجم پا به پیش بگذارد.

مطمئنا  از بین منتخبین کاندیداهای توانمند، بالاخره  شورای شهر خوبی خواهیم ساخت. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر دوره پنجم، انتخابات شورای شهر بروجرد، شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


نوبت به بروجرد که می رسد

گدایی هنر می شود!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

یک انسان شریف و خیری که دستش از دنیا کوتاه شده در شهر قزوین وصیت کرده بعد از مرگ با قسمتی از سرمایه ام برای یک شهر مظلوم!  که امکانات ندارد و محروم است اورژانس بسازید!

یک خیر مدرسه ساز تهرانی آمده گفته کجا بروم مدرسه ای بسازم که مردمش محروم باشند؟ به ذهنش رسیده بروجرد جای بسیار مناسبی است!

شخص خیر دیگری از هموطنان عزیز مان تصمیم گرفته مدرسه شبانه روزی برای یک شهر عقب مانده بسازد، زده به هدف و آمده بروجرد هزینه کرده است!

حالا دیگر هر کسی می خواهد "صدقه سر زن و بچه اش" به یک منطقه محروم کمک کند، آدرس بروجرد را به وی می دهند!

ای داد بیداد! به جای اینکه عارمان بیاید دست گدایی به سوی دیگران دراز کنیم و به جایش حق و حقوق شهرمان را درخواست کنیم، با دیدن هر خیر هموطنی که دلش به حال ما بروجردی ها می سوزد! و برای کمک به ما به شهرمان می آید بسیاری از مدیران و روسای شهر به مانند "لشکر سلم و تور" دنبال آن خیر می افتند و با افتخار از اینکه "ندار و گرفتار" هستیم با افتخار با آن خیر هموطن عکس "شش در چهار" یادگاری می گیرند!

 غافل از اینکه پس حق و حقوق قانونی بروجرد برای گرفتن اعتبارات کشوری که در دیگر شهر ها مثل نقل و نبات خیر می شود و (روسای آن شهر ها پس از جذب اعتبارات به مانند مرحوم محمد علی فردین در فیلم "کوچه مردها" جلوی دوربین ها فیگور می گیرند) را چرا همین روسای محترم شهری ما انجام نمی دهند؟!!!

نکند ما توی باغ نیستیم و جدیدا گدایی از خیرین کشوری هنر شده و ما از دنیا بی خبریم که هر جا سخن از دلسوزی و کمک های بلاعوض خیرین کشوری به بروجرد می شود نیش بعضی روساء از فرط خوشحالی تا بنا گوش باز می شود؟! والسلام!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، نوبت به بروجرد که می رسد گدایی هنر می شود!، نقد، فرهاد داودوندی، هنر گدایی، خیرین، خیر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

نقد اجتماعی

فرو ریختن سقف تاریخ یک شهر فرهنگی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


فرو ریختن بخش اعظم سقف "خانه تاریخی حاتمی" در بروجرد که  قدیمی ترین خانه تاریخی بروجرد و مربوط به قبل از دوره زندیه می باشد، فقط فرو ریختن تعدادی سنگ و آجر و چوب نیست، فرو ریختن سقف تاریخ یک شهر کاملا فرهنگی است، فرو ریختن تاریخ پر بار شهری است که آسمان پرستاره اش در علم و ادب ایران زمین همیشه نورانی بوده است.

امروز باید انگشت افسوس به دهان بگیریم که چرا بر سر شهرمان چنین آمده که دیگر بود و نبود تاریخش برای هیچکس مهم نیست!

متاسفیم که آثار تاریخی "زادگاه آیت الله العظمی بروجردی، سید بحرالعلوم، دکتر زرینکوب، علامه شهیدی، دکتر آیتی، استاد مهرداد اوستا، شهید محمد بروجردی، شهید محمود صارمی، استاد صامت بروجردی، پروفسور ناصر پارسا و هزاران هزار اندیشمند و عالم و دانشمند دیگر" که به فرموده رهبر معظم انقلاب این شهر به واقع " شهر فرزانگان و استعداد های درخشان " است، چنین بر اثر بی توجهی روسای استانی در حال تخریب کامل می باشد.

حال دیگر به وضوح روشن است که با اختصاص ندادن بودجه کافی به بروجرد، اماکن تاریخی مان یکی پس از دیگری فرو می ریزد و دور نیست روزی که از اماکن تاریخی چند هزار ساله بروجرد، فقط نقشی کم رنگ وجود داشته باشد بر دیواری که شاید آن یک دیوار هم در آینده ای نه چندان دور بر اثر بی توجهی کسانی که دل شان با بروجرد نیست، فرو بریزد! والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، فرو ریختن سقف تاریخ یک شهر فرهنگی، خانه تاریخی حاتمی در بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، خانه تاریخی، خانه تاریخی حاتمی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


برای ارائه یک لیست کارآمد

جهت انتخابات شورای شهر بروجرد


پیشنهاد ائتلاف بزرگان جناح های مختلف

فرهاد داودوندی- بروجرد:

شکی نیست یکی از حساس ترین و حتی مهیج ترین انتخابات، برای گزینش اعضا جدید شورای شهر بروجرد، در انتخابات اردیبهشت ماه 1396 رقم خواهد خورد.

"یارکشی" ها از مدتها قبل در بروجرد آغاز شده و نشست ها و رایزنی ها به شدت ادامه دارد.

تنوع حضور اشخاص و گروه ها و بخصوص "همفکرانی" که برای در دست گرفتن شورای شهر آینده در حال برگزاری نشست های انتخاباتی هستند در سطح شهر به شدت احساس می شود.

در این میان ظاهرا همه قصد کرده اند  با انتخاب شدن در شورای شهر بعدی، به تنهایی! در دوره 4 ساله حضورشان در شورا،  آینده  شهر را بسازند!

بروجرد شهری با حدود بیش از 350 هزار جمعیت متعلق به تمامی شهروندانی است که در این شهر زندگی می کنند.

تمامی متولدین این شهر و حتی کسانی که متولد بروجرد نیستند اما در این شهر ساکن می باشند به یک اندازه در این شهر "حق و حقوق" شهروندی دارند. 

مطمئنا با توجه به حساسیت های پیش آمده برای در دست گرفتن اختیار شورا در دور بعد توسط گروه های صاحب نفوذ، به جاست برای یکبار هم که شده در این شهر اتفاق نظر بین بزرگان گروه ها پیش بیاید و همگی به این نتیجه بسیار ساده برسند که ساختن این شهر به تنهایی ممکن نیست و اگر قرار است اتفاق مثبتی در انتخابات آینده شورای شهر برای بروجرد پیش بیاید مشارکت همه را می طلبد.

بنا بر موارد ذکر شده بالا لازم است:  نشست یا نشست هایی بین بزرگان گروه هایی که از اقبال مردمی بیشتر و یا حتی متوسطی برخوردارند برگزار شود و بعد از رایزنی های لازم، یک لیست کارآمد انتخاباتی که شامل کاندیداهای "متخصص متعهد" باشد را برای انتخاب شدن به مردم شهر معرفی کنند. والسلام.  





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ارائه یک لیست کارآمد برای انتخابات شورای شهر، انتخابات شورای شهر بروجرد، شورای شهر بروجرد، انتخابات شورا، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

چرا بر خلاف همایش های رسمی،

 نشست های خود جوش مردمی

با استقبال گرم علاقمندان روبرو می شوند؟



فرهاد داودوندی- بروجرد:

ده ها میلیون تومان هزینه برگزاری یک همایش رسمی در شهر و استان ما می شود، اما دریغ از یک استقبال گرم مردمی از چنین همایش های سرد رسمی!

در مقابل، نشست های کم هزینه و خود جوش مردمی، با استقبال گرم همشهریان مواجه می شود!

دلیل چنین تفاوت فاحشی در چیست؟

نگارنده به واقع به خاطر عدم آگاهی کافی نمی تواند دلیل یا دلایل عدم استقبال مردم از نشست های رسمی را به رشته تحریر در بیاورد، همچنانکه نمی تواند دلیل استقبال زیاد مردم از نشست های غیر رسمی را بیان کند.

 اما ذکر یکی دو مورد می تواند بخوبی منظور نگارنده را برساند:

در یک همایش رسمی که از مدتها قبل تمام سطح شهر به تبلیغ برای برگزاری این همایش اختصاص  می یابد و حتی بنا به گفته برگزار کنندگان، چند ده میلیون تومان برای آن هزینه می گردد، تعداد انگشت شماری از همشهریان حضور پیدا می کنند که آنها هم بلافاصله بعد از مراسم افتتاحیه سالن را ترک می کنند و جالب تر اینکه مدعوین غریبه هم که اجبارا باید در سالن بمانند، بیشتر اوقات مراسم را در حال چرت زدن طی می کنند!

و اما....

اما برای نمونه یک نشست خود جوش با حضور چند قاری قرآن همشهری، بدون اینکه هزینه های چند ده میلیون تومانی  برای تبلیغ یا هزینه برگزاری آن شده باشد، آنچنان با استقبال روبرو می گردد که مسجد محل مراسم، مملو از جمعیت می شود تا جائیکه حتی عکاسان خبری نمی توانند برای گرفتن تصاویر متنوع از آن جلسه، بخاطر ازدحام مردم تغییر مکان داشته باشند.

به هر حال ایکاش از آن میلیونها میلیون تومان هزینه مراسم های رسمی، یک مبلغ ناچیزی هم به مراسم های غیر رسمی در سطح شهر اختصاص پیدا کند که مطمئنا حضور گرم و صمیمی مردم در این مراسم های خود جوش، می تواند در پیشبرد فعالیت های فرهنگی مثمر ثمر باشد!


ادامه مطلب

طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، نشست قرآنی، مسجد سید، همایش مردم نهاد، فرهاد داودوندی، نشست های خود جوش مردمی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


نقدی بر رفتار تعداد محدودی

 از روسای بانک هایی

که 30 سال زندگی یکنواخت دارند




فرهاد داودوندی- بروجرد:

آقای رئیس بانک حدود 27 سال قبل به مشتری که از فرط گرفتاری برای دریافت وام مضاربه به شعبه بانک آمده گفته که میزان کار کرد حساب بانکی ات را باید قوی تر کنی تا وامت را تجدید کنم!

 15 سال پیش هم همین حرف را زده و امروز هم همین جمله را به مشتریان خوش حسابی که تنها بد شانسی زندگی شان بدهکار بودن به شعبه فلان رئیس بانک می باشد می گوید.

"پول بیشتری باید به حسابت واریز کنی تا وام بانکی ات را تجدید کنیم!"

حدود سه دهه زندگی یکنواخت، برخوردهای تکراری، حرفهای یکجور که حتی یک نقطه هم کم و زیاد ندارد صرفا به عشق اینکه بگویند فلانی رئیس بانک است!

عجب یاخت بزرگی برای  زندگی  که هر کسی در آن فقط یکبار به دنیا می آید و یکبار هم از دنیا می رود و تنها افتخارش یدک کشیدن نام " رئیس" است و بس!

امروز وقتی دیدم رئیس یکی از شعبات بانک های بروجرد برای اعطای تجدید وام بانکی به یکی از همشهریان عزیز و خوش حساب مان همان حرفهای همیشگی و تکراری را زده و حتی نمی تواند در پشت همان میز ریاست برای لحظه ای خودش باشد و برای یکبار هم که شده از قالب  تکراری بیرون بیاید و خودش هم بالاخره بعد از یک عمر زندگی تکراری نو آوری کند، همراه با این همشهری مان نزد رئیس محترم منطقه ای بانک رفتم و از آنجا که وی را فردی جسور و مبتکر می دانستم گلایه رئیس فلان بانک را به وی کردم و خوشبختانه با درایت عالی این مدیر مافوق برای این همشهری عزیزمان نتیجه گرفتیم.

در خاتمه بد نیست برای خودمان تکرار کنیم که: مولا و مقتدای بزرگ تمام تاریخ بشریت
حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و اله فرموده اند : هر كس دو روزش با هم یكسان‏ باشد فریب خورده ....   ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 214

و با یاد آوری این سخن از پیامبر گرامی مان افسوس خوردم بر حال کسی که تحت عنوان دهان پر کن " رئیس بانک" با سخنان یکنواخت و تکراری عرصه را بر مردم گرفتار تنگ می کند و سه دهه هم برای خودش زندگی یکنواختی را پی ریزی می کند!

قضاوت اینکه از بین فلان رئیس بانک و مشتریانی که به آن بانک مراجعه می کنند، کدام یک طی سی سال بیشتر زندگی را باخته اند با خوانندگان عزیز این مطلب!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقدی بر رفتار تعداد محدودی از روسای بانک هایی که 30 سال زندگی یکنواخت دارند، نقد، نقد اجتماعی، نقد بانک، فرهاد داودوندی، بانک، رئیس بانک،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی


وضعیت بعضی داروخانه ها و چند سوال؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

تنها مکان تجاری که مردم برای تخفیف در خرید، هیچگونه چک و چانه ای نمی زنند، داروخانه است!

خوشبختانه بسیاری از داروخانه ها در داشتن انصاف و کمک به بیماران با تمام وجود در خدمت بیماران هستند که جای تقدیر دارد و لازم است مسوولین محترم از اینگونه داروخانه ها تقدیر بعمل بیاورند.

اما متاسفانه مشاهده می شود که گاهی اوقات در بعضی از داروخانه ها( تاکید دارم در بعضی از داروخانه ها) متاسفانه داروی اشتباهی به بیماران می دهند، که شاید اثرات منفی استفاده از اینگونه اشتباهات دارویی، تا پایان عمر در جسم بیمار باقی بماند

 مشاهده می شود که گاهن قیمت یک نسخه دارویی در چند داروخانه با همدیگر تفاوت دارد. به این معنی که یک نوع داروی خاص با یک مارک مشخص در چند داروخانه ممکن است دارای چندین قیمت مختلف باشد.

 مشاهده می شود که بعضی نسخه ها و بخصوص نسخه های بیمه ای که در آن یک یا دو نوع دارو درج شده، قیمت شان از خرید آزاد آن دارو گرانتر است. یعنی اینکه اگر مردم برای تهیه دارو  به جای دادن نسخه به داروخانه، شفاها اعلام نموده و آنرا از داروخانه بخرند، برای مصرف کننده ارزانتر حساب می شود.

متاسفانه کمتر دیده می شود که بیماران برای استفاده از دارو با دقت راهنمایی شوند. دیده می شود که پشت داروها با عجله و با دستخط های آنچنانی که قابل خواندن هم نیست توضیحاتی نوشته می شود و بعد با کشیدن چند خط هم که مثلا نشان دهنده ساعت های مصرف است، قال قضیه را می کنند!

 بعضن دیده می شود که داروهایی به دست بیماران می رسد که تاریخ شان در شرف اتمام است.

مردم و بخصوص همراهان بیمار نه وقت و نه حوصله پیگیری اینگونه موارد را دارند اما توقع دارند که در داروخانه ها با آنها با احترام کامل برخورد شود که صد البته بسیاری از داروخانه ها  در نوع برخورد با بیماران رعایت می کنند، اما مواردی وجود دارد که متاسفانه در این متن قابل ذکر نیست...

به هر حال توقع مردم این است که داروخانه ها دارای مسوول فنی تمام وقت باشند که با نظارت کامل و با داشتن حُسن خلق، خطاهای دارویی به حداقل خود برسد.

مردم توقع دارند داروخانه های خاص هم که با داشتن داروهای منحصر بفرد مستقیما با جان بیماران بد حال،  سر و کار دارند بیشتر مورد نظارت قرار بگیرند.

متاسفانه مردم و بخصوص همراهان بیمار بد حال همیشه از ترس اینکه نکند با اعتراض به گرانی و برخورد نامناسب، دارو به آنها داده نشود باید بسازند و بسوزند.

بسیاری از مردم نمی دانند در مواردی که در حق شان اجحاف می شود به کجا باید مراجعه کنند!  اطلاع رسامی متولیان امر هم در این زمینه در حد صفر و یا بسیار اندک است.

به هر حال بنظر نگارنده، کار کردن در داروخانه یک رسالت است که می تواند منشاء خدمات ارزنده ای به مردمی باشد که چشم و امیدشان برای بهبود بیماران شان اول به خدا و بعد به برخورد مناسب مدیران و کارمندان داروخانه ها می باشد، پس لازم است مدیران ارشدی که مسوولیت نظارت بر داروخانه ها را دارند بیش از پیش بعنوان حامی بیماران با داروخانه های احیانا متخلف برخورد کنند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، داروخانه، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، دارو، وضعیت بعضی داروخانه ها و چند سوال؟، بیمار،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی


ساختمان ادارات بروجرد ویترین شهر هستند،

 لطفا رسیدگی کنید


بروجرد- فرهاد داودوندی:

فرض کنیم یک سرمایه گذار قرار است برای رایزنی و گفتگو در رابطه با حضورش در بروجرد بخواهد به یکی از ادارات بروجرد مراجعه کند، بنظر شما اگر سر و وضع آن اداره را نابسامان ببیند پیش خودش چه خواهد اندیشید؟!

بروجردی ها مشهور هستند به اینکه مردمی خوش مشرب و شوخ طبع و میهمان نواز هستند و در کنار همه اینها به نظافت و پاکیزگی خود و اطراف محل زندگی خود نیز بسیار بها می دهند.

برای نمونه تقریبا تمامی مردم شهر به شکیل بودن و مرتب بودن پوشاک خود بسیار اهمیت می دهند و حتی غریبه هایی که به شهرمان آمده اند تصدیق می کنند که در پذیرایی از آنان در میهمانی ها، پذیرایی با بهترین  لوازم منزل میزبان انجام گرفته است.

به هر حال متاسفانه بعضی از ادارات بروجرد از لحاظ شکیل بودن دارای مشکلاتی هستند که جا دارد مدیران این ادارات با دقت بیشتری به اطراف خود نظارت داشته باشند و اگر مثلا در سالن انتظار یا محیط اداره خود صندلی شکسته، میز رنگ و رو رفته و ..... دارند حتما هر چه سریعتر نسبت به تعویض و نوسازی آنها اقدام کنند.

ختم کلام اینکه ادارات ما ویترین شهرمان هستند اگر قرار است فرهنگ غنی بروجرد زیبای مان را نشان میهمانان غریبه و گردشگران بدهیم به واقع باید به سر و وضع نابسامان فیزیکی بعضی ادارات  بیشتر رسیدگی شود. والسلام.  





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ساختمان ادارات بروجرد ویترین شهر هستند لطفا رسیدگی کنید، نقد، شهرداری، اداره، ادارات، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی


هتل زاگرس نماد بروجرد است،

 اجازه فروش نخواهیم داد

فرهاد داودوندی - بروجرد:

از عمر برج میلاد تهران چند سالی بیشتر نمی گذرد، اما همین برج نوساز تبدیل به نمادی برای پایتخت ایران شده است تا جائیکه هم اکنون هر تهرانی به داشتن چنین برجی در شهرشان افتخار می کنند.

یکی دو هفته قبل شنیده شد که هتل زاگرس بروجرد قرار است بطور اصطلاحا چراغ خاموش! به فروش برسد.

 از همان لحظات اولیه شنیدن چنین خبری "بروجرد دوستان" به تکاپو افتادند که نگذارند سرنوشت این هتل به سرنوشت اماکنی در بروجرد تبدیل شود که در این شهر به دست بخش "شبه خصوصی" افتادند و به دست همین افراد چنان تیشه به ریشه شان زده شد که اینک فقط نامی از آن کارخانه ها و اماکن در اذهان باقی مانده است.

علاقمندان به بروجرد، می دانستند که تجربه بخش های "شبه خصوصی" که وارد این شهر شده اند سناریویی را برای هتل زاگرس، این نماد بروجرد رقم خواهد زد که با این دست به دست شدن ها، هتل زاگرس هم بزودی به ویرانه ای تبدیل خواهد شد.

 در آینده بیشتر در رابطه با هتل زاگرس خواهیم نوشت و خواهیم گفت که به مانند برج میلاد تهران که نماد آن شهر شده،  اینک هتل زاگرس بروجرد هم بر فراز تپه تفریحی چغا نماد مورد علاقه بروجرد و بروجردی ها می باشد.

ختم کلام اینکه، این بار به دور از احساسات و بر طبل و دهل زدن ها و شلوغ کردن های رایج در دنیای مجازی، خوشبختانه علاقمندان و دلسوزان واقعی بروجرد، بی سر و صدا از یکی دو هفته قبل پای کار آمدند و با حمایت نمایندگان محترم شهرمان، قصه تلخ فروش هتل زاگرس بروجرد خیلی زود به آخر داستان خود رسید و این بار با همدلی، داستان هتل شهر ما که می رفت سرنوشت ناگواری در انتظارش باشد، فعلا به خوبی و خوشی به پایان رسید.





طبقه بندی: هتل زاگرس بروجرد،  نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هتل زاگرس، هتل زاگرس نماد بروجرد است اجازه فروش نخواهیم داد، نقد، نقد اجتماعی، هتل، هتل زاگرس بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی

رکورد زمان پائین کشیدن بنر در بروجرد شکسته شد

بنری که طی چند دقیقه پائین کشیده شد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

قرار نبود طی نشست مطبوعاتی امروز مهندس کورانی فر فرماندار محترم و معاونین محترم ایشان، من صحبت کنم!

اما وقتی یک تعارف به من ( فرهاد داودوندی) شد که صحبت کنم، فرصت را غنیمت شمرده و ضمن انتقاد از نصب مجدد بنرهای تقدیر
و تشکر در سطح شهر، به بنر تقدیر و تشکر از 6 نفر!!! اشاره کردم که همزمان در زمان برگزاری نشست مطبوعاتی، در همان نزدیکی در حال نصب شدن بود.

الحق و والانصاف،  فرماندار محترم و معاونین ایشان از نصب چنین بنری بسیار تعجب کردند و بلافاصله دستور پیگری دادند و از آن جالبتر اینکه بنا به دستور فرماندار و معاونین محترم فرمانداری در کمتر از چند دقیقه بنر مورد نظر پائین کشیده شد.

امروز متوجه شدم که گاهی اوقات بعضی مدیران شهری هم، روح شان از نصب بعضی بنر های تقدیر و تشکر خبر ندارد!

قدیمی ها که خداوند روح شان را غریق رحمت کند، معتقد بوده اند که "دنیا از نگفتن خراب است!" بعد از بیان اینجانب، خیلی خوشحال شدم که بلافاصله بنر تقدیر و تشکر پائین کشیده شد!

چه معنا دارد بعضی ها با نصب بنر تقدیر و تشکر برای مدیران شهری برای خودشان از آن نمد کلاهی بدوزند و اعصاب ما شهروندان را خراب کنند؟!

اگر قرار است از کسی تشکر کنیم، باید رو در رو و فقط از طرف خودمان این کار را کنیم، نه اینکه فضای شهر را با بنرهای مختلف پوشش داده و بنام " عده ای از شهروندان" چنین بنر هایی در شهر نصب کنیم.

اصلا همه اینها به کنار، شورای فرهنگ عمومی بروجرد تصویب کرده که نصب بنر تقدیر و تشکر در سطح شهر ممنوع است، حالا چرا بعضی ها بر خلاف این قانون حرکت می کنند، الله و اعلم!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، بنر، نصب بنر، رکورد زمان پائین کشیدن بنر در بروجرد شکسته شد، بنر تقدیر و تشکر، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه پوشش خبری گسترده

شبکه های اجتماعی از خودکشی یک زن در بروجرد


خودکشی شخصی یا خودکشی اجتماعی؟!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

امروز به سرعت برق و باد، تصاویر و خبر خودکشی یک زن در زیر گذر بروجرد در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد.

قبل از اینکه مقامات مسوول در شهر در رابطه با این اتفاق ناگوار نظریه رسمی بدهند، مدیران بسیاری از کانال های تلگرامی حدس و گمان ها را آغاز کردند!

آن یکی روسای شهر را مسوول این اتفاق می دانست و این یکی مشکلات اجتماعی را، دیگری نوشته بود که باید فلانی ها جوابگو باشند و شخصی دیگر در کانالش  تاکید داشت که شهر نا امن است!!!

در تمامی جوامع بشری از "جهان اول" تا بقول سیاسیون "جهان سوم" هر روزه اتفاقاتی که در آنها تعدادی از شهروندان آن دیار در آنها خواسته یا ناخواسته، کشته و زخمی می شوند، رخ می دهد.

طی چند روز گذشته در بروجرد تعداد زیادی از ورزشکاران و هنرمندان بروجردی موفق به کسب عناوین استانی و کشوری و حتی آسیایی شده اند و پرچم بروجرد را در ایران و پرچم گشور عزیزمان را در آسیا بر افراشته اند، اما دریغ از یک چنین پوشش خبری که برای خودکشی این بانوی بروجردی در شبکه های مجازی انجام گرفته بود.

متاسفانه امروز ثابت شد که "جاذبه مرگ و نابودی" برای ما در دنیای مجازی هم از "جاذبه های زندگی و شادی" بیشتر اهمیت دارد، امروز دیدیم که عده ای برای کسب تعداد بیشتر عضو در کانال های تلگرام خودشان و یا " لایک خوردن " بیشتر در "پیج های شان"حاضرند شهری را به سمت "نا آرام نشان دادن" پیش ببرند! و با دو سه خط تحلیل های ساده یک خودکشی را به زمین و زمان مرتبط کنند!

سایت شخصی فرهاد 90 بعنوان فعالترین و مستقل ترین
سایت شخصی ایران،( تاکید دارم مستقل ترین سایت شخصی که خوشبختانه به هیچ جا هم وابسته نیست)  تقریبا اولین خبرهای  اینگونه ای در سطح شهر را توسط بینندگان محترم و بی شمارش به دست می آورد ( اولین عکس از سقوط این بانوی بروجردی و حتی ....) اما هیچگاه حاضر نمی شود قبل از اعلام نظر رسمی مقامات مربوطه، تحلیلی بر یک عکس بنویسد و جو نا امن روانی را به شهر وارد کند.

برای نمونه دو سال پیش در بروجرد اتفاق مشابه ای رخ داد و خیلی ها در آنزمان در شبکه های اجتماعی "وایبر" و " واتس آپ " بدون تحقیق کافی سمت و سو را به کم کاری نیروی انتظامی بروجرد سوق دادند، اما جالب اینکه پس از روشن شدن قضایا و اینکه اتفاقا نیروی انتظامی بروجرد به خانواده آن مرحوم کمک های فراتر از وظائف قانونی خود انجام داده بود، هیچکدام از همان مدیران شبکه های "وایبر" و "واتس آپ" و حتی خانواده خود آن مرحوم نیز در آنزمان حاضر نشدند حتی یک خط مبنی بر اشتباه شتابزده خود در نوشتن مطالب اولیه خود به رشته تحریر در بیاورند!

به هر حال در جوامع شهری و روستایی و حتی عشایری، هر لحظه احتمال آتش سوزی، خودکشی، تصادف، در معرض اصابت صاعقه، سقوط از ارتفاع، درگیری های شخصی و .... وجود دارد، بهتر است قبل از اینکه در مقابل هر اتفاق غیر مترقبه رخ داده به شایعات دامن بزنیم و جو روانی شهر را به هم بریزیم، منتظر اعلام نظر مسوولین امر بمانیم تا هم شهر را به هم نریزیم و هم با آبروی اینگونه خانواده ها بازی نکنیم!

جمع بندی کنیم اینگونه که: با یک اقدام به خودکشی شخصی در شهر، با پوشش گسترده و شتابزده آن، اجتماع شهری مان را وارد جو روانی منفی یا اصطلاحا وارد یک خودکشی جمعی نکنیم! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، خودکشی شخصی یا خودکشی اجتماعی؟!، نقد، فرهاد داودوندی، خودکشی، خودکشی زن، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی



نقد اجتماعی

تقدیم به روح معلم ناکام مرحوم محسن خشخاشی


آقا معلم دوست داشتنی،


این بار


 " قضیه بسیار ساده نبود"



نوشته فرهاد داودوندی- بروجرد:

عادت داشت قبل از حل هر مسئله ای برای دانش آموزانش روی  تخته سبز می نوشت" قضیه بسیار ساده است".


خودش هم باورش شده بود که " قضیه بسیار ساده است" و اینقدر این جمله را تکرار کرده بود که هیچگاه به ذهنش خطور نمی کرد روزی دانش آموزی که باید در جیبش قلم و خودکار  و در دستانش دفتر و کتاب باشد، قضیه را ساده نگیرد و سخت ترین راه را برای ساده ترین حل مشکلات زندگی اش انتخاب کند.

در یکصدمین سال تاسیس اداره آموزش و پرورش بروجرد، دانش آموزی از کوره در می رود، بخاطر مشکلات زندگی شخصی اش، کارد سلاخی بر معلم، این واژه مقدس بر می کشد و به مانند یک قاتل حرفه ای، معلمی را تکه تکه می کند که جرمش آگاهی دادن بود.

اینک گمانه زنی ها شروع شده و هر کسی بنا به سلیقه خود از این قتل تفسیر می کند.

انگشت ها تمام به سمت و سوی دیگران نشانه رفته است. در این میان هیچ انگشتی برای به گردن گرفتن این قتل فجیع به سمت خود نشانه گرفته نشده است.

جامعه آموزش و پرورش ما چه به معلم و محصل داده که انتظار بهترین ها را از آنها داشته باشد؟

سالهاست که آنقدر در قبال آموزش و بخصوص پرورش عقب عقب رفته ایم که اینک از آن طرف بام بر زمین سقوط کرده ایم.

دانش آموزی که در زندگی شعری از حافظ نخوانده، معلمی که از صبح زود تا پاسی از شب باید به دنبال نان بدود، جامعه ای که فرزند را به امان خدا رها کرده، مسوولین فرهنگی که اصلا با نام گسترش کارهای فرهنگی بیگانه هستند، صدا و سیمایی که تمامی برنامه هایش کشت و کشتار و درگیری های خانوادگی شده است، مسوولینی که بر سر تقسیم و تصاحب میزهای ریاست با هم رقابت ناسالم می کنند، نشریاتی که حتی نام فرهنگ را به درستی نمی توانند بنویسند.

و هزاران هزار مورد دیگر، جامعه شتابزده ای را بنیان گذاشته است که فرزندان مان کارد در قلب آموزگاران مان می کنند و با کارد شاهرگ معلم را قطع می کند.

امروز در بروجرد فقط شاهرگ آموزگاری زحمتکش قطع نشده، با فرود آمدن های پیاپی چاقو بر پیکر نحیف آموزگاری که جرمش حضور در کلاس درس بود، گذشته فرهنگی این شهر با حال حاضرش برای همیشه قطع شد.

امروز آن کارد که از جیب یک دانش آموز 15 ساله به در آمد نشان داد که فرهنگ و آموزش و پرورش در این شهر فقط یک سایه بی رمق چسبیده بر دیوار است.

امروز همه ما بدون استثناء با رفتار خودمان که انعکاسش را دیدیم با دستان خودمان بطور دستجمعی علم را مورد هجوم قرار دادیم.

برای آن مرحوم که خوشبینانه تمام فرمول ها را بسیار ساده می پنداشت، از خداوند مهربان آمرزش و برای مرگ فرهنگ خودمان فاتحه بخوانیم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: محسن خشخاشی، نقد، نقد اجتماعی، معلم ناکام مرحوم محسن خشخاشی، قضیه بسیار ساده نبود، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ