وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



انبوه سازانی که در بروجرد،

 فکر ورزش
نیستند!


انبوه سازان و بسیاری از متولیان امر

 فرق پارک با ورزشگاه را نمی دانند


 فرهاد داودوندی - بروجرد :

مدتهاست انبوه سازی مسکن به مانند قارچ هر روز از یک گوشه شهر سر در می آورد و مردم بی خانمان را در منازل هفتاد هشتاد متری جای میدهد.

گروهی از مردم که توان خرید بالای منازل گرانقیمت را ندارند به این نحو دارای مسکن شده و حداقل از کرایه نشینی نجات پیدا می کنند!

اما آیا فکری برای مکان ورزش نمودن فرزندان این خانواده ها شده است؟!

متاسفانه مسئولین مسکن سازی و حتی متولیان امر که مجوز ساخت چنین اماکن مسکونی  را صادر کرده اند، فرق پارک  با ورزشگاه را نمی دانند و هر وقت با مسئولین اینگونه اماکن در حال ساخت و یا روسای مربوطه  در رابطه با فضای سرانه ورزشی برای ساکنین اینگونه خانواده ها صحبت میشود، از پارکی که در نزدیکی فلان مجتمع قرار است ساخته شود، نام می برند!

 بنظر نگارنده، در حالیکه زمین و زمان را به انبوه سازی اختصاص داده اند، به جاست متناسب با تعداد مشخص واحد های مسکونی، سازندگان اینگونه خانه ها را مکلف به دائر نمودن زمین چمن یا حتی سالن های ورزشی برای هر محله بنمایند!

 واقعا مشخص نیست وقتی در زمینهای 81 هکتاری بروجرد قرار است بیش از 30 یا 40 هزار نفر به یکباره در منازل نوسازشان ساکن شوند، در حالیکه صاحبان اینگونه منازل کوچک نمی توانند در منازل خود اقدام به ورزش نمودن بنمایند، به کجا باید مراجعه کنند؟!

 در این بین کودکان، نوجوانان و جوانان صاحبان اینگونه خانه ها  چاره ای ندارند  بجز اینکه برای پیدا نمودن یک قطعه جا برای ورزش کردن باید دوباره به درون شهر سرازیر شوند!

 ایکاش حالا که زمین های غیر قابل کشت در بر بیابان را به ساختن واحد های کوچک مسکونی اختصاص داده اند، از همان زمینهای رایگان خدا،  قطعاتی را نیز برای ساخت و ساز اماکن ورزشی اختصاص می دادند! 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انبوه سازانی که در بروجرد فکر ورزش نیستند!، انبوه ساز، نقد، نقد ورزشی، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی



قهرمانی بروجرد و نصب بنر پیام تبریک به خرم آباد

لطفاً سر ما را به یک بالین بگذارید


چنین اتفاقات نادر و عجیب و غریبی در دنیای ورزش فقط ممکن است در لرستان رخ بدهد که تیم والیبال شهری به نام بروجرد قرار است در لیگ والیبال حضور داشته باشد، آن‌وقت اداره کل ورزش و جوانان و هیات والیبال استان به جای تبریک به مردم شهر میزبان (بروجرد) به مردم شریف مرکز استان (خرم‌آباد) تبریک بگویند!

از آن عجیب‌تر، مکان تمرین این تیم طوری زیر بنر نوشته شده است که گویا برای تمرین تیم در مرکز استان جا نبوده و فعلاً و موقتاً در سالن طالقانی بروجرد قرار است تمرینات تیم والیبال زاگرس‌پوس برگزار شود!

 قهرمانی بروجرد و نصب بنر پیام تبریك به خرم‌آباد!/ لطفاً سر ما را به یک بالین بگذارید

قهرمان شد در بلخ آهنگری              به شوشتر زدند بنر برای مسگری!

جل الخالق! آن‌وقت اگر  در بروجرد یک چنین حرکتی سر بزند، به هزار مورد متهم می‌شوند ...

قابل توجه عزیزی که متن بنر را نوشته و در سطح خرم‌آباد به در و دیوار چسبانیده است: این تیم، تیم والیبال شهر بروجرد است و عرف ورزشی حکم می‌کند كه در متن بنر منتشر شده به مردم شریف و بزرگوار  بروجرد و پس از آن، استان تبریک گفته شود.

مثل این است وقتی تیم فوتبال خیبر خرم‌آباد كه به لیگ فوتبال ایران صعود كرد، بنرهایی در سطح شهرهای دیگر استان بزنند و به مردم الیگودرز یا ازنا به خاطر صعود تیم خیبر خرم‌آباد تبریك گفته شود نه به خرم‌آبادی‌ها و یا به خاطر حضور تیم فوتبال گهر دورود در لیگ برتر یکی دو سال قبل، به مردم شریف پلدختر تبریک گفته شود!

همین چندی قبل كه در یكی از كتاب‌های نهضت سوادآموزی كشور نام مركز استان لرستان به جای خرم‌آباد به اشتباه بروجرد ذكر شده بود، چقدر موجب ناراحتی برخی از اهالی مركز استان شد؟! كه البته به حق و درست و ناشی از اشتبای سهوی یكی از مولفین این كتاب بود.

منظور از قلمی كردن این چند سطر نه دامن زدن به اختلافات كهنه و پوچ است، بلكه تأكید بر لزوم دقت و نظارت در كارهای صورت گرفته فرهاد داودوندیادارات می‌باشد به خصوص بنرهای تبریك و انتصاب شایسته و ... كه با بودجه‌ی بیت‌المال و بعضاً مثل همین مورد دارای اشتباهات فاحش منتشر می‌شوند. امیدواریم بساط رسم ناشایست بنربازی به خصوص در انتصابات مدیران، هر چه زودتر برچیده شود و بودجه این قبیل كارها صرف امور مهم‌تری گردد.

 
فرهاد داودوندی/ بروجرد
 






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تیم زاگرس پوش بروجرد در لیگ والیبال کشور حضور دارد چرا به مردم شریف شهر دیگری تبریک گفته اید؟!، قهرمانی بروجرد و نصب بنر پیام تبریک به خرم آباد لطفاً سر ما را به یک بالین بگذارید، تیم والیبال زاگرس پوش بروجرد، نقد اجتماعی، یافته، نقد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


وقتی مسوول،

دوست و رفیق و برادر همه مردم می شود




فرهاد داودوندی- بروجرد:


بارها نوشته و گفته ام من با دیدن مسوول شهری در هر لباس و مقامی لذت می برم و به سر شوق می آیم.

مسوول دل و جرات دار است، همان خصلتی که شهر ما به آن احتیاج دارد.

مسوول، از جنس خود مردم است. شب و روز و یا حتی نیمه شب هم که برای رفع مشکلی در شهر با وی تماس بگیری، لذت می بری که با روی باز پاسخگوست.

مسوول، با دیدن مافوق های خود، سر و سینه را جلو می دهد و در صف اول قدم بر می دارد و به بیان مشکلات شهر ما برای مافوق های غیر بومی خود می پردازد.

مسوول، حتی اگر امکانات زیر مجموعه اش در حد ایده آل نباشد، اما آنچنان مدیریت می کند که کم و کسری به چشم نیاید.

مسوول، از مردم طلب کار نیست، در قبال کم کاری زیر مجموعه اش، خود را به مردم پاسخگو می داند.

مسوول، همیشه سنگ زیرین آسیاب است، توجیه نمی کند، تعصب زیر مجموعه اش را می کشد، اما در قبال کم کاری فردی از زیر مجموعه اش سر سوزنی گذشت نمی کند.

مسوول، با دیدن مسوولین بزرگ مملکتی در بروجرد ته مجلس پنهان نمی شود، بعنوان میزبان ردیف اول می نشیند و برای شناساندن شهر و دیارمان و احیانا بیان کمبودها با شهامت تمام، سنگ تمام می گذارد.

مسوول، در هر پست و مقامی باشد، برای شهر و مردم شریف بروجرد بدون منت کار می کند.

مسوول، پارتی بازی نمی کند، خودی و غیر خودی برایش یکی است، همه مردم را یا بنده های خدا می داند و یا برادران دینی خودش.

مسوول مثل چسب به میز ریاست نمی چسبد، میز کارش در برخورد مستقیم با مردم  و در کوچه و خیابان است.

مسوول، وظیفه اش را در قبال مردم شهر، بی پایان می داند، ساعت کاری هم اصلا و ابدا برایش مهم نیست.

 مسوول، همین کار های به ظاهر کوچک، ساده زیستی و در میان مردم بودن را انجام می دهد که خواسته یا ناخواسته باعث می شود که مردم بین مسوول با رئیس فرق بگذارند.

مسوول، پاسخگو است، برادر، دوست و رفیق  واقعی همه مردم شهر است و مردم با دیدنش لذت می برند و به سر شوق می آیند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقتی مسوول دوست و رفیق و برادر همه مردم می شود، مسوول، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


بعضی روسای ادارات

از استاندار لرستان یاد بگیرند!




فرهاد داودوندی- بروجرد:

استاندار لرستان گفت:  جوانان لرستانی  علاوه بر ازدواج، در اشتغال، مسکن، تفریح و ورزش  با مشکل مواجه هستند. ( پایگاه افلاک نیوز 17 دی 1394 )



جوونم واستون بگه! بعد از خواندن سخنان استاندار محترم لرستان بنده حقیر، هر چه فکر کردم که دیگر چه گزینه ای در دنیا ممکن است وجود داشته باشد که دل مان را خوش کنیم که در آنها جوانان لرستانی مشکل ندارند، عقلم به جایی نرسید که نرسید!

ازدواج، اشتغال، مسکن، تفریح و ورزش تنها! مشکل جوانان لرستانی است!

البته باید بگوئیم هنوز هم دَم استاندار محترم گرم، که این مشکلات را با شهامت بیان می کند و به مانند بسیاری دیگر از روسای ادارات از اصل منکر وجود مشکلات در این استان و شهرهای تابعه نمی شود.

به هر حال به نظر نگارنده تنها یک مورد دیگر وجود دارد که استاندار محترم مان به آن اشاره نکرده است و آنهم مطالعه عمومی است که خوشبختانه برای اینکه پازل مشکلات جوانان کامل بشود باید بگوئیم در این مورد هم مشکل داریم در حد تیم ملی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بعضی روسای ادارات از استاندار لرستان یاد بگیرند!، استاندار لرستان، نقد، نقد اجتماعی، طنز، طنز اجتماعی، مشکلات جوانان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی
وقتی قضاوت مردم بنفع ما نباشد،

 واویلاست...



فرهاد داودوندی- بروجرد


طرف بلند شده بدون نام واقعی در یکی از شبکه های اجتماعی علیه یک مسوول مردمی شهرمان و یک وبلاگ نویس ساده بروجردی دو پست بسیار توهین آمیز و تند نوشته است.

جالب اینکه از مردم هم مایه گذاشته و قضاوت را به مردم واگذاشته است.

بنده خدا فکر کرده الان است که مردم از درو دیوار پائین بریزند و بنفع پست های توهین آمیز وی نظر بدهند.

اما دریغ از حتی یک پیام که علیه آن مسوول مردمی داده شود.

حالا طرف که دیده همه بنفع آن مسوول مردمی نظر داده اند، آمده کار را درست کند، یک پست دیگر نوشته و در آن گفته منظورش انتقاد بوده نه تخریب!!!

یکی نیست به این شازده بگوید: بابا بی خیال، تو که کار را خرابتر کردی! مگه در همان دو پست سراسر توهین آمیزت، نگفته بودی قضاوت با مردم است؟!

خوب قضاوت مردم را که دیدی! لااقل اینقدر جرات داشته باش که در یک جای خلوت که کسی نباشد، حداقل به وجدان خودت بگویی، این بار هم تیرم باز به سنگ خورد.

راستی نظرت در رابطه با اینکه مردم موافق میل جنابعالی نظر نداده اند چیست؟ واویلاست؟ آره؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقتی قضاوت مردم بنفع ما نباشد واویلاست...، نقد، نقد اجتماعی، مسوول، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


قرار است از  8 اسفند

 زندگی در جریان عادی اش قرار بگیرد



فرهاد داودوندی - بروجرد:


7 اسفند 1394 انتخابات مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور برگزار خواهد شد.

متاسفانه مدتهاست تعدادی از طرفداران کاندیداها در کانال های مختلف شبکه های اجتماعی به جای دفاع از کاندیدای مورد علاقه خود، به شدت در حال تخریب دیگر کاندیداها می باشند و این اتفاق در حالی رخ می دهد که هنوز تائید صلاحیت ها اعلام نشده است.

یعنی اینکه ممکن است فلان کاندیدای ثبت نام شده مورد هجوم قرار گرفته، بعد از رد صلاحیت ها اصلا در لیست نهایی کاندیداها قرار نگیرد.

متاسفانه بسیاری در راه دفاع از کاندیداهای مورد علاقه خود راه را به درستی طی نمی کنند.

به جای اینکه کاندیدای خاص خودشان را تبلغ کنند و از داشته های کاندیدای خودشان بگویند، شب و روز در کار دیگران نشسته اند و  با استفاده از تکنولوژی شبکه های اجتماعی، شایعاتی را ترویج می دهند که چه بسا در آینده دامان کاندیدای خودشان را هم در بر بگیرد.

به هر حال 7 اسفند خواهد آمد انتخابات برگزار خواهد شد و دو نماینده از بروجرد به مجلس راه خواهند یافت.

 اما آنچه باید مد نظر هواداران کاندیداهای محترم قرار بگیرد این است که برای ما مردم ساکن بروجرد از 8 اسفند قرار است زندگی در جریان عادی غیر انتخاباتی اش قرار بگیرد.

پس بهتر است در طی این مدت طوری با هواداران دیگر کاندیداها برخورد کنیم که از روز 8 اسفند که زندگی شهری روال عادی اش را در پیش خواهد گرفت، روی مان بشود با هم سلام علیک کنیم.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قرار است از 8 اسفند زندگی در جریان عادی اش قرار بگیرد، نقد اجتماعی، نقد، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


کلنگ تخریب شخصیت های بروجردی

در شبکه های اجتماعی و مجازی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


متاسفانه شخص یا اشخاصی از شب قبل در دنیای شبکه های مجازی دست به تخریب شخصیت های مطرحی در سطح بروجرد زده اند.

جالب اینکه در ادامه مطالب شان یک پست هم در رابطه با شخص من( فرهاد داودوندی) گذاشته اند و به زعم خودشان خواسته اند با تمام وجود مرا تخریب کنند.
 
من نمی دانم چرا در این شرایط حساس که شهر ما به آرامش احتیاج دارد، یک عده ای از شبکه های مجازی استفاده غیر صحیح می کنند!

اما در حد یک نصیحت دوستانه خدمت این دوست یا دوستان عرض می کنم: من فرهاد داودوندی هستم بچه خیابان بحرالعلوم.

 و خصلت بچه های خیابان بحرالعلوم به مانند تمامی بچه های دیگر خیابانهای بروجرد داشتن خصلت مردی و مردانگی است.

 هر حرفی یا مطلبی بنویسم با نام اصلی خودم می نویسم.

 اما نمی دانم  شما که کلنگ تخریب شهر را به دست گرفته اید اگر کارتان صحیح است،
چرا از نوشتن نام و نشان خود وحشت دارید؟ هر چند که لحن نوشته ها و مطالب تان نشان از بی تجربگی تان دارد.

به هر حال تا دیر نشده دست از تخریب بردارید و بدانید بروجرد شهر زیبای ما، آنچنان که شما به اشتباه فکر کرده اید، بی صاحب نیست......!

@@@@@@@@@@

توضیحی طنز آمیز در رابطه با مطلب بالا:



( با خنده) البته خدا را شکر، بالاخره یکی هم ما را به حساب آورد!!!

  هر چند که اگر در نوشته های شان آن ده ها غلط املایی بچه گانه و نگارش سراسر اشتباه  وجود نداشت بیشتر به دل خودم هم می نشست.

البته با توجه به اینکه سه چهار ماه از شروع درس کلاس اولی ها می گذرد، طبیعتا ما نباید انتظار داشته باشیم با سه چهار ماه " الف، ب " خواندن و نوشتن، کلاس اولی ها بتوانند اصول نگارش صحیح را به کار بگیرند!

ای کاش این دوستان وقتی به کلاس دوم و یا سوم ابتدایی می رفتند چنین مطالبی علیه مسوولین شهر و شخص من می نوشتند، آن نوشته های شان ممکن بود قابل قبول تر باشد!!!

البته اعتراف می کنم وجود چنین افراد تخریب گری در دنیای مجازی هم لازم است، مگر می شود یک ساختمان بسیار زیبای چند طبقه نو ساز، توالت نداشته باشد؟! توالت هم بعنوان آلوده ترین مکان هر منزل، برای هر ساختمانی حتی اگر بسیار زیبا و شکیل هم باشد، لازم لازم است.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کلنگ تخریب، شبکه های مجازی، شبکه های اجتماعی، نقد اجتماعی، توالت، نقد، طنز،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی


درود بر مردم شریف روستای فیال بروجرد

صرف غذا در مراسم ختم برداشته شده است

بعضی ها با شنیدن مرگ دوست و آشنا، اصطلاحا کلاه شان توی بخور بخور می افتد توی باغ!

طرف عزیزش را از دست داده اینقدر که باید به فکر تهیه برنج و خورشت و سبزی و نان سنگک تازه و پنیر و ماست و مربا و میوه و خرما و جدیدا شیرینی و ..... باشد به فکر فرد متوفی اش نیست!

بعضی ها هم که خدا بدهد برکت! تا میخ روی دیوار خانه وراث را هم نفروشند و نکنند برنج و خورشت و دو لیوان نوشابه زرد و مشکی هم رویش بالا نکشند، محال ممکن است سنگر مال مفت را رها کنند!

در این روزگار که گرانی سرسام آور است، آنوقت باید صاحب عزا برای سیر کردن دل عده ای بی خیال، که به بهانه مرگ دوست و آشنا چتر بخور بخور را بر سر صاحب عزا باز می کنند، از ناخن پا تا موی سر زیر بار بدهی برود که متاسفانه حالا حالا ها هم به بهانه سه شب جمعه و چهلم و سالگرد و .... تمامی ندارد.

خدا پدر و مادر آن کسانی را بیامرزد ( بزرگان، ریش سفیدان، اعضا شورای اسلامی و شورای امر به معروف و نمازگزاران محترم روستا) که تصمیم بسیار به جایی گرفته اند که در روستای فیال برای مراسم ختم درگذشتگان، صرف غذا را حذف کنند.

ای کاش همه ما در بروجرد و روستاهای اطراف از این کار خوب فیالی های عزیز پیروی کنیم. هر چند که شنیده می شود در تعدادی دیگر از روستاها نیز چنین رمس خوبی مدتهاست برقرار شده است.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درود بر مردم شریف روستای فیال بروجرد، صرف غذا در مراسم ختم برداشته شده است، صاحب عزا، فاتحه، مراسم ختم، طنز، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی





خود مشتمالی

 یا

سوزنی به خودمان و جوالدوزی به دیگران


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بروجرد در فقر زیر ساخت های درمانی می سازد و می سوزد.

بسیاری از بیماران این شهر حتی برای کوچکترین مشکل درمانی شان باید راهی شهر های دیگر شوند.

دستگاه های پیشرفته پزشکی در این شهر وجود ندارد.

حتی بیمارستانی در شان مردم فهیم بروجرد هم در این شهر وجود ندارد.

متاسفانه تعدادی از روسای مربوطه استانی و حتی شهرستانی به فکر بروجرد نیستند.

با این حال بروجرد سرمایه داران بسیاری دارد.

اگر بخواهیم برای یکبار هم که شده کمتر به زمین و زمان گیر بدهیم و اصطلاحا اول سوزنی به خودمان بزنیم بعد جوالدوزی برداریم و دنبال دیگران بگردیم، باید افسوس بخوریم که برای خرج یکساعت و نیم یک مراسم ترحیم میلیونها تومان هزینه دسته گل یکبار مصرف می دهیم!

 اما همان مبلغ را خرج تهیه دستگاه دیالیز، تخت دیالیز و یا ساختن زیر ساخت های درمانی شهرمان نمی کنیم.

وقتش رسیده خود مشتمالی به افکار و رفتار خودمان بدهیم....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خود مشتمالی یا سوزنی به خودمان و جوالدوزی به دیگران، نقد اجتماعی، سوزنی به خودمان، خود مشتمالی، سوزنی به خودمان جوالدوزی به دیگران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


وقتی هنر استفاده از حضور مسوولین

طراز اول استانی و مملکتی در بروجرد را نداریم

فرهاد داودوندی- بروجرد:

سالیان سال است در معیت روسای شهرمان در دیدار با  بسیاری از مسوولین استانی و مملکتی که به بروجرد می آیند حضور دارم.

متاسفانه باید اعتراف کنم هنر استفاده از ثانیه ثانیه حضور مسوولین مملکتی در بروجرد را نداریم.

صرفا یک سری رفتارهای کلیشه ای  و چشم به دهان میهمان دوختن و عدم بیان مشکلات شهری و تعارفات بسیار زیاد، چاشنی این دیدار هاست و تا چشمی به هم بزنیم زمان حضور آن مسوول محترم استانی و کشوری به پایان می رسد و دریغ از گرفتن یک امتیاز برای شهر مان و حتی دریغ از رایزنی های مهم برای رفع مشکلات شهر!

میهمانان گرامی هم که انگار منتظر چنین میزبانی بی در خواستی هستند، از فرط خوشحالی قند توی دل شان  آب می شود و با اتمام زمان حضورشان در بروجرد مبهوت به ما می نگرند و حتما در دل خود خطاب به ما خواهند گفت: چرا کمترین درخواستی از ما نداشتید؟!

روز جمعه استاندار محترم و رئیس فدراسیون دوچرخه سواری ایران و مدیر کل ورزش لرستان در بروجرد بوده اند، بجز چند خبر نصف و نیمه و یکنواخت کپی شده از سایت استانداری لرستان در سایت های خبری از حضور این میهمانان ویژه در منزل زنده یاد محمد علی نوروزیان دوچرخه سوار جان باخته بروجردی، هیچ خبر مستقلی از این دیدار و  ثمره این حضورها در بروجرد منتشر نشده است!

حالا دیگر همه ما می دانیم به احتمال زیاد درخواست مهمی با میهمانان در میان گذاشته نشده است! اگر شده لطفا اطلاع رسانی شود تا همه در جریان قرار بگیریم که از این میزبانی چه امتیاز ویژه ای نصیب بروجرد شده است؟

همه ما می دانیم که ساخت یک پیست دوچرخه سواری با شیب 30 درجه و  با کمترین امکانات ممکن بدون هزینه زمین، حدود 15 میلیارد تومان خرج در پی دارد! کدام فدراسیون این مبلغ را در یک شهر کوچک سرمایه گذاری می کند؟ که فدراسیون دوچرخه سواری که از کمبود منابع مالی هم در مضیقه است دومی اش باشد؟!

حضور خبرنگاران ورزشی بروجردی که دل و جرات بیان سوالات چالشی با میهمانان را داشته باشند، در این دیدارها و برگزاری کنفرانس های مطبوعاتی می توانست پیامدهای مثبتی برای ورزش بروجرد داشته باشد که متاسفانه این مورد هم مثل بسیاری دیگر از موارد، از دست رفت!

متاسفانه بازهم میهمانان بزرگواری به شهرمان آمدند، به جای اینکه شنونده مشکلات اساسی ورزش و ورزشکاران ما باشند، باز هم ما شنونده بودیم و آنها سخن گفتند و بعد از سخنان شان هم بدون اینکه بتوانیم از حضور آنها بیشترین استفاده را ببریم، از شهرمان رفتند.

 والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقتی هنر استفاده از حضور مسوولین طراز اول استانی و مملکتی در بروجرد را نداریم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی


عکس از سایت یافته

وقتی در شهر خودمان غریبیم!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

استاندار محترم لرستان به همراه رئیس فدراسیون دوچرخه سواری و هیات های همراه و مسوولین ورزش استان و بروجرد و مقامات شهری بروجرد و مسوولین هیات دوچرخه سواری استان با خانواده زنده یاد محمد علی نوروزیان دوچرخه سوار بروجردی که چند روز قبل در جاده اشترینان بر اثر تصادف جان به جان آفرین تسلیم نمود دیدار می کنند، اما دریغ از یک بفرمای خشک و خالی به ورزشی نویسان بروجردی و بخصوص سایت شخصی فرهاد داودوندی بعنوان فعالترین سایت شخصی ورزشی استان، برای حضور در این مراسم.

خبر و عکس های این دیدار را باید در سایت های غیر بروجردی ببینیم!

تا بوده چنین بوده، دیگر برای خودمان هم عادی شده است، ما در شهر خودمان هم غریبه ایم، خودمان خبر نداشتیم!

والسلام




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقتی در شهر خودمان غریبیم!، دوچرخه سوار، مرحوم محمد علی نوروزیان، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی



شما هم برای این پست نظرتان را بگوئید تا مطلب تکمیل تر بشود

نقد اجتماعی


فرق یک مسوول با یک رئیس


فرهاد داودوندی- بروجرد:


یک مسوول به کسی گفته می شود که: اگر شده حتی از ساعت 9 شب تا حدود 3 نیمه شب برای یک گفتگو با  یک خبرنگار ساده وقت می گذارد.

یک رئیس به کسی گفته می شود که
: از ساعت 12 ظهر به بعد دل دلش را می خورد تا بهانه ای به دست بیاورد و زودتر اداره اش را ترک کند و به کارهای شخصی خود و خانواده اش برسد.

یک مسوول به کسی گفته می شود که
: وقتی با یک وبلاگ نویس صحبت می کند، چشم به چشم وبلاگ نویس می دوزد و سخن می گوید.

یک رئیس به کسی گفته می شود که
: وقتی با یک وبلاگ نویس صحبت می کند بخاطر اینکه دستش رو نشود چشمهایش را به اینور و آنور می گرداند.

یک مسوول به کسی گفته می شود که
: سخنانش به دل می نشیند.

یک رئیس به کسی گفته می شود که
: موقع حرف زدن، خدا خدا می کنی زودتر وقت بگذرد تا حرفهایش که به دل نمی نشیند، زودتر تمام شود.

یک مسوول به کسی گفته می شود که
: با توجه به نفودی که در همه زمینه ها دارد، جاذبه اش برای یافتن دوستان جدیدتر بسیار قوی است.

یک رئیس به کسی گفته می شود که
: بخاطر اینکه فقط منافع خودش را می خواهد، علاوه بر اینکه جاذبه که ندارد، متاسفانه دافعه اش بسیار قوی تر است و همه دوستان واقعی اش را هم به راحتی از دست می دهد.

یک مسوول به کسی گفته می شود که: می توانی در کمال راحتی و آرامش  با وی صحبت کنی و حتی به موقعش بگویی و بخندی.

یک رئیس به کسی گفته می شود که: برای صحبت کردن با وی چهار ستون بدنت به لرزه در می آید.

یک مسوول به کسی گفته می شود که: اگر در یک روز صد بار هم با وی دیدار داشته باشی، با دیدنش صمیمانه خوشحال می شوی.

یک رئیس به کسی گفته می شود که: با دیدنش آرزو می کنی به خود بیاید و در قبال شهر و مردم زادگاهش احساس مسوولیت کند و بالاخره یک روزی به رتبه دوست داشتنی مسوول ارتقاء پیدا کند.


@@@@@@@@@@@@@@@
.......................

نظر شما بیننده عزیز در رابطه با فرق رئیس با مسوول چیست؟ چرا بعضی ها به دل می نشینند و بعضی دیگر نه؟!

لطفا اگر مایل هستید نظرتان در رابطه با فرق مسوول با رئیس را، در قسمت نظرات بنویسید تا به ادامه این مطلب اضافه شود.....................




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، فرق یک مسوول با یک رئیس، مسوول، رئیس، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی
نقد اجتماعی

مثلا قرار است روسای بی مسوولیت،

حافظ جان شهروندان در مقابل حوادث طبیعی باشند!










بروجرد شهری است که امنیت و حتی احساس امنیت در آن رشد مثبت و بسیار بالایی دارد، به چهره های شاد این کودکان بروجردی بنگریم که با لبخند هایی بر لب در این اندیشه اند که در موقع پدید آمدن بلایای طبیعی قرار است روساء و مسوولین ادارات شهر به یاری شان بشتابند









حضور فقط حدود ده مسوول از ادارات شهر در نشست بسیار مهم "کارگروه امداد و نجات و آموزش همگانی در هلال احمر بروجرد"


نقد اجتماعی

مثلا قرار است روسای بی مسوولیت،

حافظ جان شهروندان در مقابل حوادث طبیعی باشند!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

زلزله مهیب سال 1385 بروجرد و در هم ریختگی که بعد از آن در سطح شهر پیش آمد هم باعث نشد بعضی از روسای ادارات بروجرد به خود بیایند!

تمامی متخصصان امر معتقدند بروجرد در خط زلزله قرار دارد، وجود چندین گسل فعال در زیر شهر نیز تائیدی بر ادعای متخصصین زلزله شناسی می باشد.

روز گذشته
"کارگروه امداد و نجات و آموزش همگانی در هلال احمر بروجرد" برای مسوولین ادارات بروجرد برگزار گردید.

متاسفانه از آنجا که بعضی از روسای ادارات، هیچگاه خطرات بلایای طبیعی برای شهر را جدی نمی گیرند در این نشست هم حضور پیدا نکردند، نه اینکه در این نشست نبودند، بلکه اینگونه روسا در نشست های دیگری هم که بنا به دعوت هلال احمر بروجرد در طی سال برگزار می گردد نیز حضور پیدا نمی کنند!

بیچاره ما شهروندان، که روی چند گسل زلزله زندگی می کنیم و چشم و امیدمان به بعضی روسای ادارات است که هر وقت خدای ناکرده یک بلای طبیعی گریبان شهرمان را گرفت، این روسا در اوج آمادگی خود و زیر مجموعه شان به داد ما شهروندان بروجردی برسند!!!

البته شاید کارهای مهمتر از حفظ جان شهروندان در مقابل بلایای طبیعی وجود دارد که ما از آنها بی خبریم!

به هر حال، روز گذشته از تعداد بسیاری از روسای دعوت شده به نشست
"کارگروه امداد و نجات و آموزش همگانی در هلال احمر بروجرد" تعدادی کمتر از جمع انگشتان دو دست از مسوولین بعضی ادارات و ارگانها، شرکت کرده بودند! که واقعا جای تاسف دارد!!!

@@@@@

توضیح تکمیلی: روز گذشته برای اولین بار در موقع حضور در جلسات اداری شهر، نتوانستم شاد و پر انرژی باشم، بسیار متاسف شدم که روسای بعضی ادارات، امر به این مهمی را جدی نگرفته اند.

به آرامی به حاج محمد کرمی مسوول دلسوز هلال احمر بروجرد گفتم فقط همین افراد دعوت شده اند؟ که با ناراحتی که در لحن صدایش مشخص بود گفت: برای همه دعوت نامه ارسال کرده ایم، اما مثل همیشه نیامده اند!!!

موقع بیرون آمدن از هلال احمر پیش خودم گفتم: مثلا قرار است بعضی روسای بی مسوولیت! حافظ جان و مال مردم در مقابل حوادث طبیعی به مانند: زلزله و سیل و طوفان و .... باشند!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی مثلا قرار است روسای بی مسوولیت حافظ جان شهروندان در مقابل حوادث طبیعی باشند!، نقد، نقد اجتماعی، زلزله، گسل، گسل زیر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 آبان 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی

تصمیمات نشست پشت در بسته،

به درد همان پشت درهای بسته می خورد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

بعضی وقت ها که در بعضی ادارات می بینم روسای آن ادارات نشست های همیشگی شان پشت درهای بسته انجام می شود، از دست خودم و آن رئیس لجم می گیرد که چرا باید یک مسوول شهری در یک سقوط آزاد، خودش را از رده یک مسوول به رده یک رئیس تنزل بدهد.

البته بیشتر اوقات این سوال هم برایم پیش می آید که چرا باید تمامی نشست های اینگونه روساء پشت درهای بسته باشد و مراجعین هم  پشت همان درهای همیشه بسته! برای دیدن روی همچون ماه آن رئیس 
ساعت ها منتظر بمانند.

اگر نشست های مسوولین محترم نظامی و انتظامی و امنیتی را که با جان و مال و امنیت مردم سرو کار مستقیم دارند و حتما حتما باید پشت درهای بسته برگزار شود را استثناء در نظر بگیریم، برای خود من جا نمی افتد که چرا بعضی از مسوولین محترم شهری در رده های پائین برای هر نشست ساده اداری و غیر اداری( بخوانید در ساعات اداری) درب اطاق خود را برای جلوگیری از ورود  مراجعین، از داخل و بیرون شش قفله می کنند!

اگر این نشست ها برای پیشبرد شهر و طبعا برای رفاه حال مردم باید باشد، این بستن در اطاق رئیس و سخنان تکراری گفتن به مراجعین که " آقای رئیس نمی توانند هیچکس را بپذیرند بخاطر اینکه نشست ویژه ای در اطاق شان در حال برگزاری است" دیگر چه صیغه ای است؟!

بیشتر وقت مراجعین به بعضی ادارات شهر، پشت در اطاق هایی که در بیشتر ساعات اداری " ورود برای عموم آزاد نیست" می گذرد، تنها به این دلیل که پشت در بسته، مثلا نشستی برای بهتر شدن وضعیت مراجعه کنندگان در حال انجام است!

البته به همه مان هم ثابت شده تصمیمات گرفته شده در این نشست ها هیچگاه هم به درد مراجعین به آن ادارات  نخورده و نخواهد خورد، و باید بگوئیم، تجربه نشان داده تصمیمات گرفته شده در نشست های پشت در بسته، به درد همان پشت درهای بسته خورده و سر سوزنی از مشکلات مراجعین به اینگونه ادارات را رفع نکرده است. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، تصمیمات نشست های پشت در بسته، نقد، تصمیمات نشست پشت در بسته به درد همان پشت درهای بسته می خورد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آبان 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی

پروژه هایی که برای افتتاح شان عجله می شود



فرهاد داودوندی- بروجرد:


دوستی می گفت: جدیدا من و همسرم برای تازه عروس و داماد ها کادو نمی بریم، شنیده ایم بیشتر ازدواج ها بعد از چندی به طلاق منجر می شود! می گذاریم یک مدت بگذرد، اگر بعد از چند ماه طلاق نگرفتند آنوقت کادوی مان را خدمت عروس خانم و آقا داماد تقدیم می کنیم.

حالا شده حکایت مراسم افتتاح بعضی اماکن و مراکز شهری و ورزشی در شهر ما.


زمین و زمان را دعوت می کنند برای افتتاح فلان مرکز ورزشی و یا شهری، اینقدر جلوی دوربین خبرنگاران، از پروژه ای که افتتاح شده، داد سخن می دهند که تا غروب نشده، تمام خبرگزاری ها و سایت ها ریز و درشت  اخبارشان می شود افتتاح فلان پروژه، در شهری به مانند بروجرد.

غافل از اینکه ساخت پروژه مورد نظر تمام نشده، افتتاح می گردد!!!


یکی از این اماکن که مدتی قبل افتتاح شد، استخر مجموعه کارگران بروجرد بود که تقریبا بسیاری از مسوولین استانی و شهری و حتی کشوری هم حضور داشتند.

چنان با آب و تاب از دو و نیم میلیارد تومان هزینه برای ساخت این پروژه ورزشی سخن گفته شد که حضار همه شگفت زده شده بودند!

اما نام به آن نشان که بعد از رفتن میهمانان و خبرنگاران قفل بزرگی بر در  استخر زده شد و اگر شما انگشت سبابه دست راست تان به آب استخر مجموعه کارگران بروجرد زده شده، ما هم بیست و چهار ساعت درون آن غواصی کرده ایم!!!

نگارنده واقعا درمانده شده، که چرا مسوولین ما برای افتتاح پروژه های ناقص و نیمه و نصفه اینقدر عجله دارند؟ آن یکی استخری افتتاح می کند که هنوز ساختش پایان نپذیرفته، این یکی یک پروژه معمولی در شهر را در سه مرحله افتتاح می کند!

به طوری این شیوه عجله کردن در افتتاحیه ها در حال انجام است که می شود گفت: ظاهرا افتتاحیه های نصفه نیمه  در این شهر، در حال مُد شدن است.

بارها گفته ام و در بسیاری از نوشته ها و حتی برنامه های رادیویی ام تاکید داشته ام که در چند سال اخیر بروجرد، یکی از پروژه هایی که بی دردسر و سر موقع افتتاح شد، استخر کانون بسیج بروجرد بود که بعد از افتتاح هم مردم شهر توانستند تا همین الان که این مطلب به رشته تحریر در می آید از آن استفاده کنند و حتی در پروسه زمانی استفاده مردم از این مکان ورزشی، نقائص احتمالی آن در حال برطرف شدن است.

به هر حال در اول عرایضم نوشتم که دوستی می گفت: کادو عروس و داماد های جدید را بخاطر اینکه بسیاری از آنان بعد از مدتی متارکه می کنند را چند ماه بعد به زوج های جوان هدیه می دهد تا مطمئن شود پایه و اساس آن ازدواج مستحکم شده!

 حالا ظاهرا خبرنگاران و عکاسان خبری هم باید برای ارسال خبر افتتاح بعضی اماکن ورزشی و شهری در بروجرد چند ماهی دست نگهدارند تا کاملا مطمئن شوند که ساخت فلان پروژه،  واقعا به اتمام رسیده است یا نه؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پروژه هایی که برای افتتاح شان عجله می شود، نقد اجتماعی، افتتاح استخر کارگران بروجرد، استخر کارگران بروجرد، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


همایش های پیاپی که برگزار می گردد/

اما به موقع عمل، عمو حسین اخراج می شود


فرهاد داودوندی- بروجرد:

1 - دوست بسیار عزیزی تعریف می کرد که رفتگری در محله شان  چندین سال مشغول به کار بود، اهالی اینقدر دوستش داشتند که همه وی را بنام عمو حسین صدا می زدند.

این عمو حسین نمونه کامل یک انسان صادق بود که سر سوزنی از کارش کم نمی گذاشت، حتی روزهای "سیزده به در" همراه خانواده بیرون نمی رفت، زیرا معتقد بود: ممکن است باران ببارد و تمامی کوچه پسکوچه ها بخاطر زباله های مردم که توی کوچه ها گذاشته اند، کثیف و نامرتب بشود.

دوستم تعریف می کرد که: عمو حسین، اینقدر کوچه ها را تمیز می کرد و حتی با "بیل" کف جوی محل را تمیز می کرد که هر ماه "بیل" از بین می رفت و مسوول مافوقش مجبور شده بود ماهی  یک "بیل" نو به وی بدهد و ماه بعد دوباره روز از نو و روزی از نو!

عمو حسین شب و روز کار می کرد و به کارش عشق می ورزید و اهالی محل هم دوستش داشتند.

اما در قبال این همه زحمت طاقت فرسا، یک روز حکم اخراج عمو حسین را کف دستش گذاشتند و به زبان بی زبانی به وی گفتند: ما عمو حسینی که خیلی کار کند نمی خواهیم! عمو حسینی خوب است که چه کار کند و چه کار نکند، هزینه روی دست کسی نگذارد!

2 - بعضی روزها اینقدر از این سمینار به آن سمینار و از این همایش به آن همایش می روم و گزارش و عکس تهیه می کنم که خودم هم گیج می شوم که نکند تصاویر این سمینارها با هم قاطی بشود!

سمینارها و همایش هایی که مدعوین در حالیکه شیرینی و میوه و بعضا چای قند پهلو نوش جان می کنند به سخنان سخنرانانی گوش می دهند که در آنها شرایطی بیان می شود که باید همه در ساخت و عمران شهرمان شبانه روز کار کنیم!!!

3 - نمی دانم چرا از شب قبل که ماجرای عمو حسین را شنیده ام، بد جوری دلم گرفته، و آن لحظه ای را تصور می کنم که حکم اخراج عمو حسین را کف دستش گذاشته اند و در حالیکه عمو حسین از شنیدن خبر اخراجش بخاطر یک عمر کار شرافتمندانه، شوکه بوده، به وی گفته اند: عمو حسین، بیل نو  باید در انبار در کنار کلنگ هایی باشد که در سمینارها و همایش ها به زمین زده می شوند، نه اینکه در دستان کسی مانند تو باشد که اینقدر کار می کنید که هم خرج روی دست مان می گذاری و  هم اینکه کم کاری دیگران را هم با این همه فعالیتت به دُهل می زنی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی همایش های پیاپی که برگزار می گردد/ اما به موقع عمل عمو حسین اخراج می شود، نقد، نقد اجتماعی، بیل، عمو حسین، رفتگر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی




بنی آدم اعضا یک پیکرند



نقد اجتماعی

نمک به زخم

خانواده های کشته شدگان،

 مفقودین و مصدومین حج نپاشید


فرهاد داودوندی- بروجرد:


متاسفانه می شنویم و می خوانیم که عده ای شبکه های اجتماعی را محلی برای ابراز نطراتی نموده اند که در آنها در رابطه با  هموطنان و همنوعان مان که در مراسم حج بر اثر بی کفایتی مسوولین سعودی در زیر دست و پا کشته شده اند سخنان سخیفی نوشته و حتی بعضی ها پا را از حد فراتر گذاشته و طنز هایی ارسال می کنند.



جای بسی تاسف دارد که کشته شدن دیگران سوای از اینکه هموطنمان باشند یا همنوع، برای عده ای محلی برای ابراز وجود شده تا با کلماتی به مانند: نمی رفتند! به ما چه؟ چرا پول شان را به عربستانی ها داده اند؟ و حتی ارسال طنز هایی، دل صاحبان عزا را به درد بیاورند.


تاریخ پر بار ما ایرانیان پر است از داستانها و حکایاتی که در آنها همنوع دوستی را ترویج داده اند. شعر بسیار زیبای "بنی آدم اعضا یک پیکرند" که زبانزد کوچک و بزرگ است را همه ما بعنوان یک پند انساندوستانه پذیرفته و به آن افتخار می کنیم.

اما تعجب در این است که در حالی که باید به حرمت کشته شدن بسیار درد آور مردمی که سالیان سال است در نوبت بوده اند تا به دیدار زیباترین و معنوی ترین زیارتگاه جهان بشتابند و به جای اینکه با خانواده های آنان همدردی کنیم، عده ای نادانسته در این شرایط، طبع طنز!!! نویسی شان گُل کرده و ناباورانه سخنانی در شبکه های اجتماعی می گویند که بر زخم مردم داغدار و مهربان  ایران که همه در شوک این اتفاق ناگوار می باشند، نمک می پاشند.  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نمک به زخم خانواده های کشته شدگان مفقودین و مصدومین حج نپاشید، طنز نویسی، کشته شدگان حج، مفقودین حج، مصدومین حج، بنی آدم اعضا یک پیکرند، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


چرا بعضی مدیران غیر بومی و جوان

 در بروجرد موفق ترند؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند سالی است که سکان بسیاری از  ادارات بروجرد به دست مدیران غیر بومی سپرده می شود.

در نگاه اول بسیاری از همشهریان به این نکته معترض می باشند،  اما وقتی به این موضوع بصورت عمقی نگاه می کنیم می بینیم که بسیاری از مدیران غیر بومی حتی اگر بسیار جوان هم باشند از بسیاری از کارمندان با تجربه بومی، بیشتر به مردم بروجرد احترام می گذارند.

به مورد زیر که امروز خودم در اداره ای از نزدیک شاهد آن بودم توجه کنید:

مراجعه کننده ای بر طبق قوانین درخواست تخفیف برای پرداخت بدهی اش را داشت. معاون آن اداره که بروجردی و بومی شهرمان است پایش را کرده بود در یک کفش که الا و بلا محال ممکن است تخفیفی شامل حال آن مراجعه کننده بشود.

وقتی مراجعه کننده با توجه به قوانین و تبصره های آن قانون درخواست خود را مجددا تکرار می کرد، باز هم آن معاون  می گفت: نمیشود آقا جان! اصلا به شما تخفیف تعلق نمی گیرد!

مراجعه کننده وقتی دید دستش به جایی بند نمی شود به رئیس جوان و غیر بومی آن اداره مراجعه کرد.

اول اینکه برخورد مسوول اداره بسیار با احترام توام بود، دوم اینکه رئیس اداره با ابراز تعجب از همکاری نکردن معاون پا به سن گذاشته  و بومی آن اداره، با توجه به ماده قانون .....، تبصره .......... تخفیف عادلانه ای برای مراجعه کننده در نظر گرفت و از اینکه آن مراجعه کننده از شهروندان خوش حساب است با نهایت احترام از وی قدردانی نمود.

حالا متوجه شدید چرا در بعضی ادارات مسوولین غیر بومی موفق ترند؟ فقط و فقط به خاطر احترامی است که برای مردم بروجرد قائلند، در صورتیکه بعضی از کارمندان بروجردی متاسفانه برخوردشان مناسب نیست

 والسلام! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا بعضی مدیران غیر بومی و جوان در بروجرد موفق ترند؟، نقد چرا بعضی مدیران غیر بومی و جوان در بروجرد موفق ترند؟، نقد اجتماعی، نقد اجتماعی چرا بعضی مدیران غیر بومی و جوان در بروجرد موفق ترند؟،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی



غیرت مان کجا رفته؟






( تصویر شماره یک ) مقنعه از سر ورزشکار ایرانی افتاده داور کره ای و بازیکنان هندی به کمکش شتافته اند




( تصویر شماره دو ) مقنعه از سر ورزشکار زن اردنی افتاده بازیکنان دو تیم و داور دورش حلقه زده اند تا مقنعه اش را بپوشد.




( تصویر شماره سه ) زن جوان بیماری بصورت عریان در خیابان های بروجرد و فیلم گرفتن مردم از آن زن




غیرت مان کجا رفته؟


آن زن، بیمار روانی بوده گناهی نگرده،

 اتفاق ناگوار پوشش تصویری کامل همشهریان

از بدن عریان یک زن جوان درمانده است





فرهاد داودوندی- بروجرد:


1 - در موقع بازی کبدی بانوان ایران مقابل هند، در مسابقات اینچئون کره جنوبی،  هندی‌ها بازیکن ایران را از زمین بیرون انداختند.

این اتفاق باعث شد تا مقنعه بانوی ایرانی از سرش خارج شود.

در همین لحظه داور کره‌ای بازی در حرکتی جالب کت خود را روی سر بازیکن ایران انداخت تا او به کمک بازیکنان هندی مقنعه‌اش را سرش کند.

حرکت این داور کره‌ای باعث شد تا ایرانی‌های حاضر در سالن این داور را تشویق کنند.( تصویر شماره یک )


2 - در یکی از مسابقات فوتبال زنان در اردن، به هنگام افتادن حجاب سر یکی از بازیکنان، دیگر بازیکنان از هر دو تیم که از قضا خودشان هم حجاب نداشتند دور او را گرفتند تا وی بتواند حجابش را درست کند.

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا، عصرایران به نقل از رسانه های اردن افزود: این مسابقه میان دو تیم فوتبال زنان باشگاه های اردنی امان و شباب برگزار شد.

این اتفاق با تحسین تماشاگران حاضر در ورزشگاه و انتشار عکس آن با توجه مخاطبان روبه رو شد.( تصویر شماره دو )


3 -  یک زن جوان بروجردی در پی تشدید بیماری روحی روانی اش بناگهان در خیابان اقدام به بیرون آوردن  لباس های خود می کند، وی که در آن شرایط حساس با غلبه بیماری اش به یکباره عاجز و درمانده شده است، بدون اینکه بداند چه کاری کرده بصورت کاملا عریان در خیابان شروع به قدم زدن می کند.
( تصویر شماره سه )

گروهی از همشهریان به جای کمک به این زن جوان، دوربین به دست به دنبالش راه می افتند، از لحظه لحظه راه رفتنش فیلم می گیرند و در شبکه های اجتماعی پخش می کنند.

به جای اینکه اگر نمی توانند مهارش کنند، تا رسیدن نیروهای انتظامی و درمانی، زنجیره و حلقه انسانی به دورش تشکیل دهند تا هیچکس نتواند از آن شرایط سوء استفاده کند، حضار خود آتش بیار معرکه می شوند و از تمامی زوایای بدن آن زن جوان درمانده تصاویر تهیه می کنند.

نگارنده به واقع درمانده شده است که چرا باید در شهر و دیار ما چنین اتفاق ناگواری تحت عنوان فیلم برداری از یک بیمار ناتوان بیفتد، اتفاق ناگوار اصلی پوشش تصویری آن زن جوان است، بنده خدا آن زن بیمار هیچ گناهی نکرده، بیمار بوده و بر بیمار روانی هیچ جای اعتراضی نیست. اما جای اعتراض بر مردمی است که خود را در جایگاه حق نشانده و به خیال واهی خود با گرفتن فیلم از زن جوان بیمار و عریان خواسته اند شجاعت و سرعت عمل! خود را نشان بدهند.

در قسمت اول نوشتم که داور کره ای و بازیکنان ورزشی هندی به یاری ورزشکار ایرانی که مقنعه از سرش افتاده می شتابند. به دورش حلقه می زنند، داور کره ای کت خود را روی بازیکن ایرانی می اندازد تا نشان بدهند چقدر فرهنگ شان بالاست! آن داور و آن بازیکنان هندی  که معلوم نیست دین و آئین و کیش شان چیست به یاری زن مسلمان می شتابند.

اما در اینجا ما با دستان خود و با گرفتن فیلم و تصویر و توزیع آن در شبکه های اجتماعی آبروی زن مسلمان و خانواده اش را بر باد می دهیم.

فرض کنیم که این زن جوان به امید خدا به زودی زود با یاری پزشکان سلامتی اش را به دست بیاورد( دعا کنیم که اینگونه شود) آیا آنانکه سریعا فیلم گرفته اند و حتی توزیع کنندگان فیلم از خرد و کلان، زن و مرد به این اندیشیده اند که ممکن است این زن جوان بعد از به دست آوردن سلامتی با دیدن این فیلم،خود را نابود کند! آیا اندیشیده اند که ضربات سهمگین این فیلم بر خانواده محترم این زن جوان چه تاثیر منفی و جبران ناپذیری در بر خواهد داشت؟

متاسفانه مدتهاست با ورود تکنولوژی های جدید ارتباطی و تاسیس شبکه های اجتماعی، بسیاری از ما از آنطرف بام با سر به زمین افتاده ایم. مدتهاست در مقابل اتفاقات غیر مترقبه به مانند عریان شدن یک زن جوان روانی، خود نیز آتش بیار معرکه شده ایم. 

امید می رود با دیدن اینگونه صحنه ها غیرت بیشتری به خرج بدهیم و به جای فیلم گرفتن و توزیع آن در سراسر کره خاکی و نابود کردن زندگی یک فامیل و طایفه، رفتار عقلانی مان به مانند آن داور کره ای، یا ورزشکاران کبدی هندی و یا زنان فوتبالیست اردنی باشد که انسانیت را تعریف کردند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: غیرت مان کجا رفته؟، نقد اجتماعی، زن عریان روانی، عریان، زن، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 تیر 1394 توسط فرهاد داودوندی

نقد اجتماعی/

چگونه می شود به بروجرد کمک کرد؟

( قسمت اول)


فرهاد داودوندی- بروجرد:


متاسفانه سالیان سال است که خُوره میز ریاست و نشستن پشت آن و دستور دادن به دیگران به جان خیلی ها افتاده و کار به جایی رسیده که بسیاری احساس می کنند که زندگی فقط پشت میز ریاست نشستن  است و بس!

قدیمی تر ها تعریف می کنند که مرحوم زنده یاد محمد علی احتشامی اولین شهردار بروجرد هرگاه جوی آبی را می دید که بر اثر زباله و برگ های درختان، عبور آب از آن ممکن نیست، آستین ها را بالا می زده و خود با دست، زباله های داخل جوی را بیرون می آورده است.

همچنین می گویند زنده یاد دکتر سعید نصرالهی نیز بیماران خود را تر و خشک می کرده و با احساس مسوولیت فراوان زندگی خود را در مطب ساده اش وقف مردم بروجرد و لرستان نموده است.

خوشبختانه از اینگونه افراد که خدمت به مردم بروجرد را نه در نشستن پشت میز ریاست، بلکه در زندگی نمودن کنار مردم تشخیص داده اند هنوز هم در شهرمان داریم.

اما متاسفانه در مقابل هستند افرادی که به این نتیجه رسیده اند که راه مثلا! خدمت به بروجرد از جاده عشق به ریاست و تشکیل باند و باند بازی بنفع خود و جناح شان می گذرد.

شاید پند و نصیحت شمرده شود اگر بگوئیم هر کسی به فراخور حال خود می تواند برای رشد بروجرد آستین ها را بالا بزند.

اما باید بدانیم که فعالیت برای کمک به رشد بروجرد تعریف خاصی ندارد.

هر کسی در هر شغلی می تواند علاوه بر گذران زندگی شخصی در این شهر، نسبت به مسائل شهری دور و بر زادگاهش هم حساسیت لازم را داشته باشد.

به هر حال سخن در این مورد زیاد است و در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

 اما ای کاش زمانی برسد که به این نتیجه برسیم بروجرد به مردان پشت میز نشینی که  ادای بزرگان را در می آورند و همچنین جناح بازی های بی انتهای رایج  احتیاج ندارد.

 بروجرد برای رشد و اینکه شهر ایده آلی بشود و از دیگر شهرهای کشور عزیزمان عقب نیفتد، به افرادی احتیاج دارد که نه در حرف و شعار که در عمل دوستش بدارند و منافع کلی شهر را به منافع شخصی پایان ناپذیر خودشان ترجیح بدهند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، محمد علی احتشامی، دکتر سعید نصرالهی، نقد اجتماعی/ چگونه می شود به بروجرد کمک کرد؟، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 خرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic