وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh






انتخابات مجلس تمام شد


پیش بسوی انتخابات شوراهای شهر و روستا

فرهاد داودوندی - بروجرد:

احیانا یکی از جمعه های خرداد ماه 1396 انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم و انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار خواهد شد.

بروجردی ها با توجه به آخرین انتخابات برگزار شده مجلس، چیزی در حدود 270 هزار رای دارند که این تعداد رای اگر به صحنه بیایند می تواند منجر به ایجاد شگفتی در انتخابات شورای شهر بشود.

بسیاری از بروجرد دوستان با توجه به برگزاری انتخابات شورای شهر در خرداد سال آینده که حدود یک سال دیگر خواهد بود، مایلند حضوری پر شور تر از دفعات قبل در پای صندوق های رای داشته باشند.

سایت فرهاد 90 قصد دارد برای ایجاد مشارکت حداکثری علاقمندان به بروجرد و رشد این شهر فرهنگی تاریخی، تنور مطالب مربوط به انتخابات سال آینده شوراهای شهر را از هم اکنون روشن کند و نقش موثر  سایت فرهاد 90  در دوره پنجم شورای شهر بروجرد را فعالانه و بخوبی ایفا کند.

مطالب زیادی برای انتخابات شورای شهر به زودی روی سایت قرار خواهد گرفت تا روشن شود که مطالبات علاقمندان به رشد بروجرد در چه نکاتی نهفته شده است؟

باید بدانیم که تمامی کاندیداهای احتمالی مورد احترام ما می باشند اما آن چیزی که برای ما مهم، مهم و مهم تر است: بروجرد و رشد بروجرد است.

برای ما علاقمندان به رشد بروجرد مهم نیست که کاندیداهای احتمالی افکارشان بیشتر به چه گرایش سیاسی رایج نزدیک تر است، اما برای ما مهم است که قبل از انتخابات که بیش از 1 سال به برگزاری آن مانده است شنونده برنامه های این عزیزان باشیم، برنامه های آنها را رسانه ای کنیم و در قبال سخنان گفته شده شان با جدیت تمام از آنها بخواهیم که بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و جناحی فقط برای بروجرد قدم های موثر بردارند.

سخن در مورد انتخابات شورای اسلامی شهر بروجرد بسیار است که در این مقوله نمی گنجد، اما در مطالب بعدی به آنها بیشتر خواهیم پرداخت.................





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخابات مجلس تمام شد پیش بسوی انتخابات شوراهای شهر و روستا، انتخابات شورای شهر دوره پنجم، انتخابات شورای شهر، شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی









کشف مواد مخدر و ذکر چند نکته مهم

فرهاد داودوندی- بروجرد:

1 - تمامی پدران و مادران در دنیا صد در صد و بدون استثناء معتقدند که فرزندان آنها سالمترین و پاک ترین فرزندان دنیا هستند!

2 - متاسفانه تعداد زیادی جوان که در دام مواد مخدر افتاده اند فرزندان همان پدران و مادرانی هستند که هنوز هم معتقدند فرزندان آنها پاک و معصومند و  به هیچ وجه نمی توانند باور کنند فرزندان شان به دام خلاف افتاده اند!

3 - برای مبارزه با مواد مخدر حداقل  22 اداره و ارگان باید پای کار بیایند.

4 - بجز نیروی انتظامی و سربازان گمنام امام زمان(عج) که با تمام توان در حال مبارزه با خرید و فروش های ریز و درشت مواد مخدر هستند، متاسفانه از 20 اداره و ارگان دیگر آنچنان که باید و شاید خبری نیست!

5 - طی دو سه ماه اخیر در فعالیت های مشترک و بدون وقفه نیروی انتظامی و سربازان گمنام امام زمان(عج) مقادیر بسیار زیادی مواد مخدر در بروجرد کشف و ضبط شده است.

6 - عرضه مواد مخدر در ابعاد زیاد نشان از بازار تقاضا دارد.

7 - همه مادران و پدران دنیا اعم از مردم عادی و بالاخص روسای ادارات در تمامی دنیا معتقدند که فرزندان آنها در دام هیچ خلافی نخواهند افتاد!

8 - در بین جوانان مبتلا به مواد مخدر مطمئنا فرزندان کسانی هم دیده می شوند که روی روزگاری در پست هایی که داشتند باید در بین روسای 22 اداره و ارگان برای مبارزه با مواد مخدر پای کار می آمدند، اما با تمام توان نیامدند!!!

9 -  نتیجه گیری اینکه: اگر کاره ای شدیم و مسوولیتی به ما محول شد با تمام توان انجام وظیفه کنیم، هر گونه کم کاری فقط ضررش چشم دیگران را نوازش نخواهد داد، مطمئنا دودش به چشم خود ما هم خواهد رفت!

پای کار آمدن روسای ادارات برای مبارزه با مواد مخدر، ساعات کاری ندارد، عشق و علاقه بی حساب و کتاب به تمامی جوانان این شهر را می طلبد! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، مواد مخدر، مبارزه با مواد مخدر، تریاک، حشیش، هروئین،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی



پارک های ملایر و احترام به مردم

و چند سوال بی جواب


فرهاد داودوندی- بروجرد:

واقعا دیگر درمانده شده ام که چه بگویم؟!

 40 کیلومتر آنطرفتر از بروجرد در شهر زیبای ملایر همزمان دو تا دو تا پل روگذر می سازند و چهار پنج ماهه تمامش می کنند، راه آهن و قطارشان الان حدود سه چهار سال است راه اندازی شده و مردم شریف این شهر با خرید بلیط سوار قطار می شوند و برای زیارت تا مشهد مقدس هم می روند. بیمارستان هایش بسیار تمیز و مرتب است، در حال ساختن مکان توریستی جهان کوچک هستند و .......

روز گذشته در یکی از پارک های ملایر، سکوی شستن ظروف برای مردم را دیدم که نزدیک بود دو تا شاخ روی سرم سبز کند! ظرفشویی و شیر آلات آن از نوع مرغوب و گران قیمت بود.

والله تا جائیکه ما در شهر خودمان می بینیم، چند تا شیر آب شکسته و سیمان های دستشویی ها ترک خورده و بسیار زشت در پارک ها خود نمایی می کنند، و وقتی هم پیگیر می شویم می گویند: نمی شود شیر آلات مرغوب بگذاریم، آنها را به سرقت خواهند برد!!!

من نمی دانم چگونه است 40 کیلومتر آنطرفتر شیر ظرفشویی و ظرفشویی درجه یک داخل پارک ها می گذارند و کسی آنها را نمی دزدد، اما اینجا از داشتن چنین امکانات ساده ای هم محرومیم و هر وقت پیگیر می شویم چماق آقا دزده فرضی را به سرمان می کوبند؟!

به هر حال خدا کند روزی روزگاری  روسای محترم شهر ما  از مسوولین محترم ملایر بپرسند که آنها چه کار کرده اند که چنین موفق عمل می کنند و یا اینکه حداقل مسوولین محترم ملایر عزیز رمز و رموز موفقیت شان را رسانه ای کنند تا ما هم در جریان قرار بگیرم که چگونه است آنجا آنطور است و اینجا اینطور؟!














طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پارک های ملایر و احترام به مردم و چند سوال بی جواب، شیر آب، شیر آلات، ظرفشویی، پارک ملایر، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی



معتمدین و ریش سفیدان بروجرد

باید رسالت تاریخی خود را انجام بدهند



فرهاد داودوندی- بروجرد:


بارها گفته و نوشته ام، بروجرد از نداشتن "مجمع فعال" معتمدین و ریش سفیدان رنج می برد!

خوشبختانه در همین شهر  افراد ریش سفیدی که چند پیراهن بیشتر از دیگران پاره کرده اند بسیار داریم، بزرگانی که قلب شان برای بروجرد می تپد، بروجرد را عاشقانه دوست دارند و رشد این شهر را با تمام وجود پیگیر هستند.

اما باید بگوئیم متاسفانه این معتمدین پراکنده هستند و به همین خاطر نمی توانند حرف های شان را بصورت جمع بیان کنند.

در همین حال،  بروجرد در انتخابات اخیر مجلس دارای دو نماینده سطح بالا و فعال شده است.

وجود دکتر علاء الدین بروجردی نماینده با تجربه بالا و بین المللی که در تمامی عرصه های داخلی و خارجی چهره شناخته شده ای است و حاج عباس گودرزی چهره جوان و بسیار با انرژی که چند سالی است در مجلس رفت و آمد داشته و دوستان بسیاری در رده های بالای مجلس دارد شرایطی را برای بروجرد فراهم نموده که معتمدین شهر باید از این موقعیت ممتاز به نحو احسن استفاده کنند!

زمان به مانند برق و باد در حال گذر است، سکون و بی تفاوتی باعث ضرر و زیان برای این شهر تاریخی فرهنگی خواهد شد.

معتمدین خوش نام شهر باید آستین همت را بالا بزنند و منتظر یاری رسانی از دیگر شهرها برای رشد بروجرد نباشند زیرا تجربه ثابت کرده چنین انتظاراتی "آب در هاوان کوبیدن" است!

باید هر چه سریعتر نشست های مشترکی بین دو نماینده محترم و منتخب مان برگزار شود، چنین کاری دست معتمدین شهر را می بوسد که بی طرفانه قدم پیش بگذارند و وظیفه شان در قبال این شهر را به نحو احسن انجام بدهند.

گفتیم که زمان در حال گذر است، دیگر شهر های ایران در حال رشد هستند، بروجرد و بروجردی ها نباید از این قافله عقب بمانند، معتمدین ریش سفید خوش نام شهر با نشست هایی بنام " مجمع معتمدین بروجرد"، باید رسالت تاریخی خود را در قبال این شهر انجام بدهند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: معتمدین و ریش سفیدان بروجرد باید رسالت تاریخی خود را انجام بدهند، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، نقد، معتمدین، ریش سفید، معتمد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


عکس دو ماه قبل پل در حال ساخت روگذر ملایر


نقد اجتماعی

چرا پل روگذر ملایر طی دو سه ماه ساخته شد؟

فرهاد داودوندی- بروجرد:

دو سه ماه قبل که از ملایر می گذشتم پایه های پل روگذر در حال ساخت بود.( عکس بالا)

امروز 22 اردیبهشت 95 ساخت پل تقریبا در حال اتمام کامل است.( عکس های پائین)

یک سوال برایم پیش آمده که هر کسی پاسخ مرا بدهد حتما ثواب خواهد برد:

چرا 50 کیلومتر آنطرفتر از بروجرد در شهر تاریخی و زیبای ملایر ساخت پل روگذر سه چهار ماهه تمام میشود اما 50 کیلومتر اینطرفتر برای ساختن یک پل روگذر پس از گذشت 4 سال هنوز 20 درصد رشد فیزیکی نداشته است؟

راستی تا یادم نرفته این را هم اضافه کنم پل روگذر ملایر در واقع دو پل است که 4 خیابان را به هم وصل خواهد کرد!

 آره داداش! در واقع در شهرستان ملایر دو پل همزمان در حال ساخت است، که اگر قرار بود چنین پل بزرگی 4 بانده ای در بروجرد ساخته شود احتمالا 200 یا 300 سال وقت ساخت برایش تعریف می کردند!!! 

راستی یک سوال دیگر، چرا بیشتر شهرهای کشور عزیزمان  در حال رشد هستند و بعضی شهرهای دیگر در حال درجا زدن هستند؟!

عکس های زیر  ساخت پل روگذر ملایر (امروز 22 اردیبهشت) را نشان می دهد






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا پل روگذر ملایر طی دو سه ماه ساخته شد؟، نقد اجتماعی، پل روگدر، ملایر، پل روگذر ملایر، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی





چرا اجرای طرح ترافیک آغاز نشده متوقف شد؟!


با شفاف سازی خیلی از مسائلی که ممکن است در دراز مدت به شایعه تبدیل شود رفع خواهد شد.

قرار بود از روز 16 اردیبهشت 1395 بروجرد و بروجردی ها شاهد اجرای طرح ترافیک در سطح شهر باشند.

از یک ماه قبل بنرهای آن در سطح شهر و بخصوص میادین نصب شده بود.

اما 16 اردیبهشت هم آمد و خبری از طرح ترافیک نشد.

در این میان سخنانی بر سر زبانها افتاد و حتی مصاحبه هایی هم انجام گرفت.

روز گذشته در جمع تعدادی از روسای محترم شهر این سوال را پرسیدم و خوشبختانه با شفاف سازی که در پاسخ دادن انجام گرفت، متوجه شدم که بجز یک اداره، بقیه ادارات و ارگانها آمادگی اجرای طرح ترافیک را داشته اند.

بخاطر زیر بار نرفتن آن اداره مورد نظر فعلا طرح ترافیک هم به مانند خیلی از موارد دیگر به امان خدا رها شد.


( بخاطر اینکه نماینده آن اداره در جمع نبود که از خودشان دفاع کند، فعلا نامشان محفوظ است)

باید بود و دید که آیا این طرح در آینده اجرایی خواهد شد یا به مانند خیلی از طرح های دیگر ارائه شده در این شهر، برای همیشه به بایگانی سپرده خواهد شد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا اجرای طرح ترافیک انجام نگرفت؟!، نقد اجتماعی، طرح ترافیک بروجرد، ترافیک، چرا اجرای طرح ترافیک آغاز نشده متوقف شد؟!، غیاثوند، ابراهیمی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


دکتر علاء الدین بروجردی با تجربه

و حاج عباس گودرزی جوان و با پشتکار،

 دست در دست همدیگر حق بروجرد را بگیرند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تلفیق تجربه و جوانی دو نماینده منتخب بروجرد باید به داد بروجرد محروم برسد.

انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی در بروجرد صفحه آخرش با نوشتن نام دو منتخب مردم بنام های: آقای عباس گودرزی و آقای علاء الدین بروجردی برای همیشه در تاریخ بسته شد.

متاسفانه در ادوار گذشته آنچنان که باید و شاید نمایندگان منتخب بروجرد در مجلس با هم تفاهم نداشتند و دود این اختلافات مستقیما به چشم مردم این شهر رفت تا جائیکه بنا به آمار رسمی ( آمار رسمی، نه آمار "من در آوردی" بعضی روسای شهر) اینک بروجرد در بسیاری از زمینه ها از دیگر شهرهای کشور عزیزمان ایران و حتی لرستان عزیز بسیار عقب افتاده است.

مثنوی هفتاد من کاغذ شود اگر بخواهیم به عقب ماندگی های بروجرد اشاره کنیم.

بنابر این با توجه به انتخاب آقای حاج عباس گودرزی که جوانترین چهره تاریخ بروجرد در مجلس شورا می باشد و مطمئنا از پشتکار و جسارت کافی برای تلاش جهت رشد بروجرد برخوردار می باشد بعنوان منتخب اول و همچنین آقای دکتر علاء الدین بروجردی نماینده بسیار صاحب نام بروجرد که بنوعی چهره جهانی دارد و طی 16 سال گذشته در مجلس از تجربه بسیار بالایی برخوردار شده، می توان امیدوار بود که این دو نماینده دست در دست همدیگر بروجرد را از محرومیت برهانند.

مردم بروجرد دیگر از شنیدن خبرهایی نظیر " دو نماینده ما آب شان در یک جوی آب نمی رود"، دو نماینده بروجرد با همدیگر مشکل دارند" و ... خسته شده اند.

لذا به جاست که آقایان بروجردی و گودرزی گذشته را به گذشته بسپارند و به دور از هر گونه نگرش و تفکر سیاسی که دارند، آینده بروجرد را بسازند.

البته شاید در حد حرف، رفع مشکلات بروجرد بسیار ساده به چشم بیاید، اما قدم اول می تواند گرفتن حق و حقوق تمام و کمال بروجرد، از در آمد های کشوری و استانی باشد.

باید بود و دید که این بار دو نماینده بروجرد در مجلس دهم تا چه حد برای رفع مشکلات شهر قدم برخواهند داشت؟! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، علاء الدین بروجردی، عباس گودرزی، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


چشمانی که به چشم نمی آیند!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

برای برگزاری مطلوب  مراسم سخنرانی های کاندیداها در
طی این چند شب در خیابان تختی بروجرد تعداد بسیاری بدون اینکه فعالیت های شان دیده شود و به چشم بیایند زحمت می کشند.

از آنجا که در جریان سخنرانی ها، کاندیداها و عوامل آنها از تمامی زمین و زمان تشکر می کنند اما یادی از عوامل آرامش دهنده به این محیط نمی کنند،

 لذا لازم است خسته نباشیدی بگوئیم و به نیکی یاد کنیم از تمامی عوامل و دست اندرکارانی که بدون وقفه مشغول خدمت به همشهریان در متینگ های انتخاباتی هستند، در حالیکه زحمات شان به چشم نمی آید،
اما نقش مثبت شان در برقراری آسایش و آرامش هواداران کاندیداها و دیگر همشهریانی که از مسیر خیابان تختی محل متینگ کاندیداها عبور می کنند، بسیار محسوس است.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چشمانی که به چشم نمی آیند، چشم، انتخابات، نقد اجتماعی، متینگ انتخاباتی، فعالترین وبلاگ ایران، متینگ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی



لطفا از کیسه خیرین بروجرد خرج نکنید!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

مدتهاست می بینیم و می شنویم که بعضی روسای استانی از کیسه خیرین بروجردی برای بروجرد استفاده می کنند.

در بسیاری از نشست هایی که در بروجرد یا مرکز استان برگزار می شود هر گاه سخن از بودجه و اعتبارات سهم بروجرد می شود بناگهان و به یکباره بودجه کم می شود! خزانه خالی می گردد! اعتبارات استانی ناچیز نشان داده می شود! و با هر توجیه منطقی و یا غیر منطقی نشان می دهند که اصلا و ابدا بودجه ای دیگر نمانده که بخواهند از آن سهم بروجرد را هم بدهند!

از آن جالبتر اینکه حالا دیگر مدتهاست بعضی ها دست پیش را می گیرند و با بیان اینکه: "خوشبختانه بروجرد خیرین بزرگی دارد، از آنها کمک بگیرید" به این وسیله توپ را به زمین خیرین بروجردی می اندازند.

البته در آینده بیشتر خواهیم نوشت که بودن خیرین بروجردی در صحنه ساخت و سازها در بروجرد به خود بروجردی ها ربط دارد و این مورد نباید بهانه ای باشد برای بعضی ها که بخواهند سهم این شهر را به این بهانه نپردازند.

اگر در بروجرد خیرین به صحنه آمده اند بخاطر کم لطفی هایی است که مدتهاست در حق این شهر می شود، اما مهم است بدانیم هزینه های پرداختی خیرین بروجردی برای ساخت شهرشان حتی از کیسه ادارات کل نیست که اینقدر بعضی ها با چرتکه نشسته و حساب و کتاب خیرین بروجردی را رصد می کنند.

در ضمن اینکه فرمول پیچیده ای ندارد، اگر بودجه ای برای استان آمده و سهم بروجرد اگر مثلا 20 درصد است باید تا دینار آخر پرداخت شود، حالا چه خیرین بروجردی به شهرشان کمک کنند و چه کمک نکنند.

 در واقع کمک خیرین محترم بروجردی به شهرشان یک موضوع کاملا داخلی است و احساس می شود بعضی ها نباید خود را در این مسئله داخلی بروجردی ها وارد کنند، زیرا صفر تا صد کمک خیرین بروجردی به زادگاه شان،  به شهروندان بروجردی ربط دارد نه افراد دیگری!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا از کیسه خیرین بروجرد خرج نکن، خیرین، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، نقد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی




ما بروجردی ها باید

مشكلات مركز استان
را كم كنیم


هفته گذشته مدیر کل یکی از ادارت لرستان تلفنی به یک مسوول شهری بروجردی گفت: بودجه ای برای کمک به بروجرد نداریم، شما که خوشبختانه خیر زیاد دارید، از خیرین بروجردی برای ساخت و سازها کمک بگیرید!!!!

در جواب این رئیس عزیز باید گفت: وقتی زمین از خود بروجردی ها می باشد، خَیرین هم بروجردی هستند، پول ساخت و ساز را هم قرار است خود بروجردی ها بدهند، خودشان هم قرار است آن را بسازند. لطف کنید برای افتتاح پروژه اجازه بدهید بروجردی ها خودشان قدم آخر را هم بردارند!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

الحق و والانصاف با این همه مشكلات كه مركز استان دارد و بخصوص در امور علوم پزشكی و حفظ و نگهداری اماکن تاریخی، ما بروجردی ها باید در حد توان خود باری از دوش مركز استان برداریم.

وقتی كه مركز استان با كمبود بودجه طرف است چرا ما باید باری بر دوش مركز استان بگذاریم؟! چرا نباید كمك كنیم كه مشكلات مسوولین عزیز در استان كمتر بشود؟!

بنابر این حالا كه بعضی مدیران کل محترم استان وقت برای دادن مجوز داروخانه هلال احمر در بروجرد ندارند، حالا كه وضعیت بیمارستانها و مراكز درمانی بروجرد بسیار اسفبار است، حالا كه دیناری از طرف مركز استان برای تكمیل یا ساخت پرو‍ژه های درمانی و همچنین اماکن تاریخی بروجرد كه در شان مردم این شهر باشد هزینه نمی شود، همان بهتر كه ما هم كمتر برای مسوولین مركز استان مزاحمت ایجاد كنیم.

ما كه رئیس انجمن خیرین مدرسه ساز كشور  یعنی دكتر محمد رضا حافظی از خودمان است، زمین ساخت بیمارستان و درمانگاه را هم كه خود مردم شهرمان داده اند، هزینه ساختش را هم كه قرار است خیرین  بروجردی بدهند، پس دیگر این چه كاری است كه برای افتتاح این پرو‍ژه ها و قیچی کردن روبان های قرمز، مزاحم وقت شریف مسوولین مركز استان بشویم؟!

همان بهتر كه حالا كه قرار است خودمان همه شرایط را فراهم كنیم، مسوولین عزیز استان هم این اجازه را بدهند تا حداقل ما خودمان بدانیم كه باید چكار كنیم؟ از آنطرف هم با دادن اختیار تام به بروجردی ها یكی از مشكلات بعضی مدیران کل محترم مركز استان نشین هم كمتر خواهد شد.

خلاصه كلام اینكه ما بروجردی ها آمادگی داریم خودمان برای بهبود مراكز درمانی خودمان آستین همت را بالا بزنیم، اینقدر هم بعضی از بروجردی ها در سطح كشور نفوذ دارند كه بتوانیم بطور مستقیم مجوز خیلی چیزها را بگیریم، 
اینقدر هم خَیر بیمارستان ساز داریم كه دیگر نخواهیم برای گرفتن دیناری مزاحم مسوولین مركز استان بشویم، اینقدر هم دلسوز مرمت اماکن تاریخی بروجرد داریم که مزاحم اوقات مدیر کل میراث فرهنگی استان نشویم.

 فقط كافیست حالا كه قرار است ما خودمان مشكلات خودمان را حل و فصل كنیم، دیگران هم این اجازه را بدهند و هر وقت می شنوند كه قرار است بروجردی ها خودشان مشكلات شان را در زمینه بیمارستان سازی و گرفتن مجوز داروخانه هلال احمر و یا مرمت و نگهداری اماکن تاریخی حل كنند، به یكباره به یادشان نیفتد كه بروجرد هم یکی از شهرهای استان است و حتما باید با نظر آنان كه رئیس هستند،  مشكلات بروجرد حل و فصل بشود!

به هر حال برای ثبت در تاریخ از ما گفتن بود، بروجردی ها خودشان برای ساخت و ساز بیمارستان زمین داده اند، خودشان انجمن خیرین تشكیل داده اند، خودشان پول جمع كرده اند، خودشان قرار است آن را بسازند، فقط هر چه فكر می كنیم حضور چند ساعته  بعضی مدیران کل استان برای مراسم افتتاح در این مابین چه نفعی برای شهرمان دارد، عقل مان به جائی نمی رسد!!!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ما بروجردی ها باید مشكلات مركز استان را كم كنیم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی



جمله ای که در روز بارها میشنویم،

بزودی همه چیز را خواهم گفت!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 
بازیکن از تیم ورزشی کنار گذاشته می شود، تهدید می کند که بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 داور حق یک تیم را بطور سهوی ضایع می کند، مربی تیم مورد نظر می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت! رئیس بانک، یکی دو روز دیرتر وام مراجعه کننده را می دهد، مراجعه کننده با صدای بلند می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 زن می خواهد طلاق بگیرد در دادگاه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت! مرد می خواهد اساس زندگی اش را با ندانم کاری، از بین ببرد، برای توجیه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

هر روز تا غروب دهها مورد از این جمله را به طرق مختلف از زبان کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد می شنویم و عجیب اینکه هیچوقت هم هیچکس هیچ چیز را نخواهد گفت !!!

 برای نمونه، سالهاست منتظریم تا فوتبالیست های نسل گذشته مواردی را که باعث ناکامی تیمشان در آن زمان شده را بگویند، اما نگفته اند!

 البته فکر می کنم این جمله بیشتر بعنوان یک عادت ورد زبان مان شده است! اگر نه ما ایرانی ها اگر یک سرسوزنی از نقاط ضعف کسی را بدانیم تا شب نشده، با صد هزار شیپور و ساز و دهل در کوی و برزن، جار خواهیم زد!

 بنابر این هر گاه جائی شنیدید که کسی با حالت تهدید گفت بزودی همه چیز را خواهم گفت، بدانید این جمله بیشتر به طنز شبیه است تا یک حرف جدی!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جمله ای که در روز بارها میشنویم، بزودی همه چیز را خواهم گفت!، طنز، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، خواهم گفت،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی

دید و بازدید های عید


یا فرار از اصل خویش


نوشته : فرهاد داودوندی - بروجرد


در حالیکه همه فامیل مانند عصا قورت داده ها شیک و پیک! روی میز و مبل ها ی صاحبخانه نشسته بودند! صدا از دیوار در می آمد اما از این همه آدمی که برای میهمانی دور هم جمع شده بودند صدا در نمی آمد.

هر از گاهی با صدای خانم میزبان که، اِوا تو رو خدا شیرینی میل بفرمائید این میوه ها و شیرینی ها دیگه برای ما پول نمی شه، سکوت شکسته می شد و همه ناگهان مانند حمله ملخ ها دوباره تهاجم تازه ای را به آجیل ها و بخصوص پسته و فندق آن شروع می نمودند.

صدای ترق و پوروق شکسته شدن تخمه ژاپنی هم گاهی بر آن اضافه می گردید! افراد فامیل درحالیکه مانند برق گرفته ها گردن هایشان به سمت و سوی تلویزیون خشک شده بود پلک هم بر هم نمی زدند و مشغول دیدن برنامه مثلا! کودکان بودند!

  با ورود میهمانان تازه! خوش و بش های زورکی به مدت چند دقیقه یخ مجلس را آب نمود: خوبی؟ سلامتی؟ بچه ها چطورند؟ حال مادر شوهرت بهتر شد؟ اِ این فرزند شما ست؟ ماشا... از پارسال  عید تا الان چقدر بزرگ شده !کار و کاسبی چطوره؟!

و سپس دوباره سکوت و مجددا پر رونق شدن تماشای تلویزیون! ا لبته بعضی اوقات سخنانی نیز مانند  بچه بشین! دست به چیزی نزنی! خانم این بچه را پیش خودت بگیر! چیزی رو دست نزنه! همه را از حال و هوای خودشان در می آورد!

وبلافاصله نیز لبخند های بی روح و الکی میزبانان که تو رو خدا بگذارید بچه آزاد باشه! بر سخنان قبلی اضافه می گردید و سپس مثل اینکه میزبانان از تعارف خود  پشیمان شده باشند، عزیزم بیا برو توی حیاط برای خودت بازی کن ! و با ایما و اشاره به فرزند خود که این بچه ها را ببر توی حیاط بازی کنند !!!...............

 با نیم نگاه انداختن  یکی از میهمانان به ساعت خود  و اشاره های پیاپی به همسر که یعنی بلند شو برویم جنبشی در میهمانان پدید می آید و همگی مانند اینکه قرار است تا لحظاتی دیگر سقف  منزل فرو بریزد با عجله مشغول پوشیدن لباس خود و فرزندانشان  می شوند و با سخنان تکراری و سرد! منزل ما هم تشریف بیاورید! ما سه شنبه شب منزلیم، اگر می خواهید سری به ما بزنید در خدمتتان هستیم! راستی ببخشید که چند ماه است نتونستیم به خاله فلانی! سر بزنیم اگر خدای نکرده تموم کرد! ما را هم برای مراسم تشیع جنازه و مراسم ختم خبر کنید!....

  و سپس عجله در پوشیدن کفش ها تا جائیکه اگر تعادلت را از دست بدهی و  زیر دست و پا بیفتی! له و لورده شدنت حتمی است! و به جای آنکه به منزل خود بروی، سر از بیمارستان خواهی در آورد!

در بیرون از خانه هم  افراد هر خانواده برای فرار از بقیه فامیل قبل از اینکه پدر خانواده درب ماشین  را باز کند خود را از دستگیره ها آویزان می کنند و هر آن احتمال می رود که درب های خودرو را از جا در آورند!

و سپس روشن نمودن ماشین و دنده گذاشتن و گاز دادن و فرار از خویشان و فرار از اصالت خود!

و تو در تفکر که راست گفته اند سال دو هزار، سالی که خون تو رگ ها نیست قلب فلزی تو سینه ست!

تا نظر شما چه باشد ؟!


باقی بقای شما  .


ارادتمند همگی شما فرهاد داودوندی           





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دید و بازدید های عید یا فرار از اصل خویش، نقد اجتماعی، دید و بازدید نوروزی، نقد، طنز تلخ، فرهاد داودوندی، سال 2000،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی





نقد اجتماعی


پایان بازی دزد و پلیس

همیشه واقعی می شود


فرهاد داودوندی- بروجرد:

متهم وقتی در مواجه با نیروهای پلیس با شواهدی روبرو شد که خودش هم باور نمی کرد نیروهای انتظامی از آن خبر داشته باشند، درد دستگیری خود را فراموش کرده بود، فکر اینکه تا چند وقت دیگر طناب سرد دار، بر حلقومش بوسه خواهد زد را نیز فراموش کرده بود، در شوک این بود که اینهمه اطلاعات دست اول از خلاف کاری های وی را که حتی نزدیکانش از آنها خبر نداشتند را چگونه نیروهای امنیتی و انتظامی به دست آورده اند!

هفته گذشته به مناسبت فعالیت خبرنگاری در دو مورد شاهد بودم که جوانانی که می توانستند با در پیش گرفتن زندگی سالم، تشکیل زندگی داده و یک عمر در کنار زن و بچه و خانواده شان کم یا زیاد زندگی عادی داشته باشند، چگونه در دامی افتاده بودند که دیگر نه راه پیش داشتند و نه راه پس!

در یک مورد که بازسازی صحنه قتل بود، جوان رعنایی را دیدم که برای مبلغی جزیی دست به قتل یک انسان شریف زده بود و اینک برای بازسازی صحنه قتل در آخرین قسمت سناریوی زندگی اش دست و پا بسته در مقابل مردان قانون اعترافات تلخی را به زبان می آورد، جوانی که شاید آن روز نمی دانست با شلیک گلوله به جسم انسان دیگری، در واقع آخرین تیر را به زندگی خود زده بود و آنهم در مقابل چه بهای اندکی!

در موردی دیگر وقتی جوانی که با چندین کیلو مواد مخدر در دام مردان قانون افتاده بود شنید که با داشتن اینهمه مواد مخدر تنها یک قدم دیگر به پایان زندگی اش باقی مانده، در شوک فرو رفت، سقوط جوانی دیگر را دیدم که  همان روزی که در این راه اولین گام را برداشته ،
در واقع آخرین قدم های زندگی اش را برداشته بود.

پایان تمامی داستان های دزد و پلیس
در طول تاریخ همیشه واقعی می شود و با پیروزی مردان قانون همراه بوده، حتی اگر این بازی زمانی طولانی ادامه داشته است.

کاش خانواده ها از همان روزهای اول، قواعد بازی دزد و پلیس را به فرزندان شان یاد آوری کنند که در پایان تمامی این داستانهای واقعی، شکست از آن کسی است که مسیر زندگی را صحیح انتخاب نکند و صد البته بعضی از این شکست ها ممکن است به قیمت سلام بر طناب دار باشد، حتی در سنین جوانی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، پایان بازی دزد و پلیس همیشه واقعی می شود، نقد، دزدو پلیس، دزد، پلیس، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی




نقد اجتماعی


به ازای هر 130 هزار نفر جمعیت،


 یک متخصص ارتوپد در بروجرد وجود دارد!!!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه دیگر کار دوا و درمان در بروجرد از حد زیر صفر هم گذشته است.

بنا به دلایل بیماری مادرم هر روز سر و کارم در شهر های اطراف است و هر چه که امکانات پیشرفته شهرهای دیگر و بخصوص شهرهای همجوار را می بینم، بیشتر به عمق فاجعه کمبود امکانات در شهر زادگاه خودم افسوس می خورم.

گاهی اوقات با حضور در مراکز درمانی پیشرفته خصوصی و دولتی شهر های اطراف، پیش خودم می گویم: راستی چرا باید در حالیکه دیگر شهر های کشور عزیزمان در حال رشد هستند و بخصوص در زمینه امکانات پزشکی هر روز بهتر و پیشرفته تر از روز قبل می شوند، بروجرد ما اینگونه فقیر باشد؟

 چرا نباید در شهر ما داروخانه هلال احمر باشد؟ چرا در شهر ما یک بیمارستان نوساز و مجهز نباید باشد؟ چرا برای پرتو درمانی 3 دقیقه ای صد ها بروجردی هر روز صد ها کیلومتر مسیر پر خطر رفت و برگشت جاده ای را باید به همراه مریض بد حال شان به جان بخرند و روانه شهرهای همجوار شوند؟

چرا باید برای انتقال کامپیوتری مدارک درمانی یک بیمار بروجردی که کمتر از یک دقیقه زمان لازم دارد، روسای امر در بروجرد از زدن یک کلید کیبورد عاجز باشند تا جائیکه این کار توسط کارمندان شریف همدان و خرم آباد برای من بروجردی با یک تلفن انجام بگیرد؟

امروز وقتی مصاحبه دکتر صیرفی ریاست محترم شبکه بهداشت و درمان بروجرد را خواندم که برای هر 130 هزار نفر بروجردی یک پزشک ارتوپد وجود دارد که از بین این سه پزشک هم دو تای شان بازنشسته شده اند به واقع غم بزرگی بر دلم نشست.

راستی اگر همین الان در جاده های غیر استاندارد منتهی به بروجرد چندین خودرو و اتوبوس همزمان با یکدیگر تصادف کنند و ده ها مجروح دست و پا شکسته به شهر ما اعزام بشوند با کدام امکانات و کدام پزشکان متخصص می خواهیم به مجروحین خدمات بدهیم؟

از آن مهمتر، مگر نه اینکه بروجرد بر روی گسل های خطرناک زلزله قرار گرفته است؟ مگر نه اینکه هر لحظه ممکن است زلزله مهیبی در بروجرد رخ بدهد؟ اگر چنین اتفاقی بیفتد و
خدای ناکرده تعداد بسیار زیادی شامل هزاران هزار بروجردی دچار شکستگی در قسمت های مختلف بدن بشوند، آیا وجود فقط سه پزشک متخصص ارتوپد می تواند جوابگوی فاجعه انسانی باشد؟

مشکل این فقر درمانی موجود در بروجرد در کجاست؟ چرا هیچکس به فکر رفع این مشکلات نیست؟ و چرا  حتی با آمدن وزیر بهداشت به بروجرد، در زمینه افزایش زیر ساخت های درمانی مجهز، شهر ما حتی سر سوزنی پیشرفت نکرد و تکان نخورد؟

متاسفم که شهر ما در زمینه درمانی به زیر صفر رفته و بسیار خوشحالم که شهرهای اطراف به مانند دیگر شهرهای کشور زیبای اسلامی مان در حال رشد هستند.

خدا پدر و مادر مسوولین دلسوز شهرهای همجوار را بیامرزد که لااقل با احترام کامل به شهروندان بروجردی، این اجازه را به ما می دهند که از امکانات شهروندان آنان استفاده کنیم. درود بر شرافت شان.

بزودی مطالب دیگری در این رابطه روی سایت قرار خواهم داد ...............




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، به ازای هر 130 هزار نفر جمعیت یک متخصص ارتوپد در بروجرد وجود دارد!!!، نقد، ارتوپد، شکستگی، متخصص ارتوپد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی


ماجرای کاندیداهایی که توسط هواداران شان

در شبکه های مجازی گرفتار شدند



فرهاد داودوندی- بروجرد:

دوره دهم انتخابات مجلس یک تفاوت کلی با تمامی انتخابات دوره های قبل تاریخ ایران داشت و آنهم وجود شبکه های اجتماعی بود، شبکه هایی که در عین کار آمدی، برای عده ای از کاندیداها به قیمت ناکامی صد در صد شان تمام شد.

در حالیکه در تمامی انتخابات دوره های قبلی، کاندیداها و هواداران شان برای رسیدن به صندلی نمایندگی مجلس در کف خیابانها و محلات به دنبال ثبت کسب رای در شناسنامه های عامه مردم بودند، این بار بسیاری از هواداران دو آتشه، کسب آراء را فقط در دنیای مجازی جستجو می کردند، جائیکه در هر گروه ایجاد شده فقط صدای موافق توان همراهی داشت و تمامی غیر خودی ها برای خوشایند کاندیدای مورد نظرشان با یک کلیک از گروه حذف می شدند!

در این دوره بسیاری از هواداران کاندیداها نشستن در کنار بخاری منزل، نوشیدن چای داغ و عضویت در یک یا چند گروه از شبکه های مجازی موافق کاندیدای خود را به بیرون رفتن و تلاش برای کسب آراء جهت شخص مورد علاقه خود، ترجیح داده بودند.

عضویت در گروه های شبکه های مجازی که مشخصا خود کاندیدای مورد نظر هم در آنها عضو بود، تایپ کردن
چند جمله در گوشی همراه و یا کامپیوتر های شخصی و فشار دادن چند کلید،  گروهی از هواداران را بر آن داشته بود که برای نشان دادن خود بعنوان فردی مثلا فعال! و دلسوز! و جلب رضایت کاندیدای مورد علاقه خود، حتی از کلمات افراطی دوست داشتن غیر عرف! در جامعه مان استفاده کنند و همین راه و روش های غیر فعال و اشتباه، بسیاری از کاندیداها را نیز به اشتباه انداخته بود که احتمالا راه ورود به مجلس شورای اسلامی نه از جاده دنیای واقعی که از راه دنیای غیر واقعی و مجازی می گذرد!

با پایان یافتن دوره اول تبلیغات و انتخابات مجلس دهم، نا کار آمدی کافی دنیای مجازی برای کسب آراء برای بسیاری از کاندیداها باید خود را نشان داده باشد، اما آیا در دور دوم نیز کاندیداها و هواداران شان نشستن در خانه و استفاده از شبکه های دنیای مجازی را اولویت فعالیت تبلیغاتی خود خواهند نمود یا اینکه برای کسب تک تک آراء کفش های آهنین خواهند پوشید و راه شهر و روستاها را در دنیای واقعی تجربه خواهند کرد؟

تا بر گزاری انتخابات دور دوم در اردیبهشت ماه 95 حدود 60 روز باقی است و باید ماند و دید کاندیداهای باقی مانده آراء لازم را از شبکه های اجتماعی در دنیای مجازی طلب خواهند کرد و یا از طریق سنتی دوره های قبلی استفاده خواهند کرد؟!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ماجرای کاندیداهایی که توسط هواداران شان در شبکه های مجازی گرفتار شدند، نقد، نقد اجتماعی، انتخابات، نقد انتخابات، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی


نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟



فرهاد داودوندی- بروجرد:

مطمئنا همه ما ایرانیان با سونامی " فتوکپی" در زندگی مان برخورد داشته ایم.

از همان لحظه اول که به دنیا می آئیم تا سالیان بعد که از دنیا رخت بر می بندیم "فتوکپی" مدارک ما در زندگی خود و بازماندگان مان نقش اساسی دارد.

عجیب اینکه مثلا در بعضی ادارات، هر سال برای درج در پرونده مان یک یا چند فتوکپی از مثلا شناسنامه و یا کارت ملی ما در خواست می کنند!

بعضی وقت ها به شک می افتم که نکند اصلا خود ما هم اصل نیستیم و فتوکپی خودمان هستیم! و یا نکند ادارت ما فتوکپی های ارائه شده ما را به کشور های دیگر صادر می کنند و با این راه اقدام به ارز آوری می کنند؟!

نگارنده معتقد است کامپیوتر هم نتوانست گره کور کاغذ بازی در سیستم اداری ما را حل و فصل کند و همچنان پوشه های کاغذی که پر است از کاغذ های رنگ و رو رفته با صد ها فتوکپی از تمامی مدارک زندگی مان نقش اول فبلم زندگی اجتماعی ما را بازی می کند.

همیشه از این وحشت دارم که با این روشی که برای مراجعه به هر اداره و ارگانی  باید یک گونی فتوکپی از مدارکت را که قبلا هم تحویل داده ای را مجددا برای بار هزارم! ارائه بدهی، نکند در آینده فتوکپی حرف زدنت را هم درخواست کنند؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟، نقد، نقد اجتماعی، طنز، طنز تلخ، فتوکپی، طنز فتوکپی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی


درود بر شرافت جوان همدانی

که جور بعضی ها در شهر من را کشید



فرهاد داودوندی- بروجرد:

وقتی دید پشت خط تلفن همراهم با عصبانیت زیاد از کسانی که کار مرا راه نمی اندازد عاجزانه درخواست می کنم که از پشت کامپیوترشان در بروجرد مشکل پرونده درمانی مربوطه را حل کنند، اما نمی کنند و فقط قصد توجیه دارند!

 رو به من کرد و گفت: من فکر می کردم همشهریانت کار شما را راه خواهند انداخت، اما ظاهرا در شهر شما از این خبر ها نیست، خودت را عصبانی نکن، الان خودم با خرم آباد مرکز استان تان تماس خواهم گرفت تا مشکل تو را حل کنند.


از فرط شرمندگی نمی توانستم نگاهم را به چشمانش بیندازم. اصلا حرفم نمی آمد، فقط خیلی آرام گفتم در شهر من برای بعضی ها کارهای مهمتری از رسیدگی به کار مردم وجود دارد.

آن جوان شریف و تحصیل کرده هموطن همدانی من، امروز و 100 کیلومتر آنطرفتر از زادگاهم برای راه اندازی مشکلی که در شهر من رفع نمی شد با پیگیری مستمر و چندین بار تماس با خرم آباد برای من و بیمار همراهم کاری کرد کارستان.

درود بر شرافتش که انسان بسیار فرهیخته ای است.

وقتی خواستم از دفترش بیرون بیایم در یک جمله به وی گفتم: بیخود نیست که همدان را پایتخت تمدن و فرهنگ ایران نام نهاده اند و بیخود نیست که همدان چشم و چراغ مشکلات درمانی ما بروجردی ها شده است. درود بر شرافت تان.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درود بر شرافت جوان همدانی که جور بعضی ها در شهر من را کشید، نقد اجتماعی، همدان، جوان همدانی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


لطفا انگ نزنیم و تخریب نکنیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:

من جامعه شناس نیستم و شاید نتوانم منظورم را در رابطه با چگونگی ساختن یک اجتماع سالم با استفاده از کلمات علمی بیان کنم، اما حداقل این را می دانم که برای ساختن یک شهر خوب مردمش باید دست از تخریب یکدیگر بردارند!

متاسفانه مدتی است با توجه به شرایط انتخاباتی که در آن قرار گرفته ایم گروهی انگ زدن و تخریب همدیگر را در دستور کار خود قرار داده اند و به راحتی آب خوردن و بدون داشتن مدرک مستند با استفاده از شبکه های اجتماعی به قصد برانداختن دودمان دیگران شایعات مخرب را رواج می دهند.

در این میان حتی بعضی وقت ها عرصه چنان  تنگ می شود که کوچکترین سلام و علیکی با هر کاندیدایی می تواند یک انگ بر پیشانی هر شخصی بچسباند.

ای کاش افرادی که در این میان عجولانه قضاوت می کنند و به شایعات دامن می زنند اندکی با خود بیندیشند که همانگونه که خودشان بر شایعات علیه دیگران دامن می زنند این کار بد را نیز رواج می دهند که در آینده خودشان نیز در تیر رس تخریب دیگران قرار بگیرند.

به هر حال سایت شخصی فرهاد داودوندی بعنوان پر بیننده ترین سایت مردم شریف بروجرد باز هم اعلام می کند که به تمامی کاندیداهای محترم مجلس شورای اسلامی و حتی مجلس خبرگان احترام گذاشته و در هر مراسمی حاضر باشم که یک یا چند کاندیدا حضور داشته باشند با رعایت اصل احترام به هواداران این کاندیداهای محترم تصاویر آن مراسم روی سایت قرار خواهد گرفت.

نمونه این احترام را می توان در راهپیمایی 22 بهمن بروجرد دید که سایت فرهاد 90 بدون استثناء از تمامی کاندیداهای محترمی که در مقابل دوربین قرار گرفتند عکس گرفته و روی سایت قرار دادم.

این راه و روش تا پایان انتخابات نیز رعایت خواهد شد و بدون توجه به انگی که متوجه این سایت شود و یا تخریبی که توسط عده ای متوجه مان کند، در  هر مراسمی که حضور داشته باشم و کاندیداهای محترم و هواداران شان حضور داشته باشند با رعایت اصل بی طرفی و احترام به دیگران تمامی تصاویر روی سایت قرار خواهد گرفت.

 سایت شخصی فرهاد 90  از روز اول هم اعلام کرده هدفش رشد بروجرد است و به همین منظور وقف همه مردم بروجرد شده است.

با نهایت افتخار برای من،  بدون استثناء همه مردم شریف این شهر می توانند تصاویرشان در این سایت قرار بگیرد خواه کاندیدای مجلس باشند و خواه هوادار هر کاندیدای محترمی.

همانگونه که تاکنون نیز تصاویر بسیاری از کاندیداهای تائید صلاحیت شده و یا حتی رد صلاحیت شده نیز در این سایت قرار گرفته است.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا انگ نزنیم و تخریب نکنیم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی
سخنی با اطرافیان محترم کاندیداهای مجلس

در بروجرد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر چه که به روز 7 اسفند نزدیک تر می شویم  رفت و آمد کاندیداهای محترم مجلس برای کسب آراء اقشار مختلف مردم به اماکن گوناگون بیشتر از پیش می شود.

در این رفت و آمد کاندیداها، تعداد بسیاری از هواداران و علاقمندان به آن کاندیدا نیز وی را همراهی می کنند.

بارها  دیده می شود در یک مراسم، تمامی همراهان کاندیداها نیز قصد نشستن در بالای جلسه و یا نشستن در ردیف های اول را دارند.

گاهی دیده می شود که اگر کاندیدای محترم برای نشستن به جایگاهی دعوت می شود تمامی همراهان نیز قصد دارند در کنار کاندیدای خود بنشینند و این کار را بر میزبان سخت می کند.

تصور کنیم با توجه به حضور بیست، سی کاندیدا در بروجرد اگر هر کاندیدایی برای حضور در مجالس مختلف  دست کم ده تفر همراه داشته باشد و همه این افراد هم قصد داشته باشند دور و بر کاندیدای خود بنشینند چه اتفاقی خواهد افتاد.

پس به جاست در اینگونه مراسم ها بجز  مسوولین ستادها، دیگر همراهان در نقاط دیگر مجالس مستقر شوند و حتما اصرار به نشستن در ردیف های جلو و در کنار کاندیدای خود را نداشته باشند!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، سخنی با اطرافیان محترم کاندیداهای مجلس در بروجرد، نقد، کاندیدا، اطرافیان کاندیدا، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی


مطلبی در رابطه با آقای حسن غیاثوند

مدیر عامل محترم سازمان تاکسیرانی

شهرداری بروجرد

فرق یک مسوول با یک رئیس

فرهاد داودوندی- بروجرد:

بارها گفته و نوشته ام که بین یک رئیس و مسوول فرق های اساسی وجود دارد. تاکید داشته ام که هر رئیسی با در نظر گرفتن یک سری مسائل ریز و درشت و حساسیت بر روی آنها می تواند از دید مردم ترفیع بگیرد و به یک مقام مسوول ارتقاء پیدا کند.

در زاویه دیگر نیز یک مسوول خیلی باید مواظب خود و اطرافیانش باشد، کوچکترین لغزش می تواند وی را در دید مردم به سطح یک رئیس تنزل بدهد و اگر مردم با وی حتی سلام و علیکی بکنند فقط و فقط به خاطر جایگاه ریاستش باشد و بس!


خوشبختانه مدتهاست آقای حسن غیاثوند بعنوان مدیر عامل تاکسیرانی بروجرد منصوب شده است.

لازم به ذکر است تا کنون با ایشان فقط در حد یکی دو تا سلام و علیک بسیار ساده برخورد داشته ام.

امابسیاری از تاکسی داران و راننده های تاکسی بروجردی بخاطر شغلی که دارم و با آنها در ارتباطم از شخصیت دوست داشتنی آقای حسن غیاثوند بسیار تعریف می کنند.

امروز بخاطر یکی دو مورد مشکلات زیر مجموعه تاکسیرانی برای اولین بار با آقای غیاثوند تماس تلفنی داشتم و مواردی را که مردم و بینندگان عزیز مان با عکس های مستند در اختیار سایت ما قرار داده اند را قبل از گذاشتن به روی سایت به اطلاع آقای غیاثوند رسانیدم.

و دقیقا نکته فرق یک رئیس با یک مسوول در همینجا نهفته بود که آقای حسن غیاثوند مدیر عامل محترم سازمان تاکسی رانی شهرداری بروجرد بسیار مسوولانه با موارد بیان شده برخورد کردند و با روی باز قول رسیدگی هر چه سریعتر به موارد گفته شده را دادند.

شنیده ام که آقای غیاثوند به قولی که بدهد بسیار اهمیت داده و بنابر این مطمئنم که مواردی را که بینندگان عزیزمان در اختیار سایت ما قرار داده بودند که اتفاقا برای شهری به مانند بروجرد بسیار هم نازیباست، بزودی با درایت آقای غیاثوند حل خواهد شد.

در خاتمه برای تمامی مسوولین شهری که برای رشد بروجرد از تمام ظرفیت های زیر مجموعه شان استفاده می کنند صمیمانه آرزوی موفقیت داریم.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آقای حسن غیاثوند مدیر عامل محترم سازمان تاکسیرانی شهرداری بروجرد، نقد اجتماعی، فرق یک مسوول با یک رئیس، حسن غیاثوند، تاکسی، تاکسی رانی، تاکسیرانی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی


اعلام بیطرفی سایت فرهاد 90 در رابطه

با کاندیداهای محترم مجلس

اصل برای ما حضور پرشور مردم در انتخابات است


فرهاد داودوندی- بروجرد:


خوشبختانه 99 درصد از کاندیداهای محترم مجلس در بروجرد از دوستان محترم و یا صمیمی من می باشند.

از آنجا که در این سایت همیشه سعی شده رعایت بیطرفی بین کاندیداهای محترم برقرار باشد، لذا از امروز به بعد که با اعلام غیر رسمی لیست جدید کاندیداها، شور و شعف انتخاباتی شهر را فرا خواهد گرفت، بر همان اساس و راه و روش قبلی، سایت شخصی فرهاد داودوندی( فرهاد 90 ) در رابطه با تمامی کاندیداها اصل را بر بی طرفی گذاشته و سعی خواهیم کرد در رابطه با کلیت برگزاری پرشور مردم در انتخابات مطالبی روی سایت قرار بدهیم و بنفع یا علیه هیچ کاندیدایی مطلبی روی سایت قرار نگیرد.

لازم به ذکر است شخصا به کاندیداهای مورد نظر خودم ابراز علاقه خواهم کرد و حتی در نشست های انتخاباتی آنان نیز حضور پیدا خواهم کرد، اما حتی بنفع کاندیداهای مورد علاقه ام نیز مطالبی در این سایت قرار نخواهم داد.

البته برای تمامی کاندیداهای محترم این فرصت در این سایت فراهم بوده و هست که در هر مراسمی که در سطح شهر حضور پیدا کنم و بر حسب اتفاق هر کدام از کاندیداهای محترم هم حضور داشته باشند و از آنها هم به مانند دیگر حضار عکسی گرفته شود در قسمت" عکس ها سخن می گویند" روی سایت قرار خواهد گرفت.

در رابطه با هفته آخر قبل از انتخابات که تبلیغات کاندیداهای محترم  به طریق قانونی آزاد خواهد شد، طی چند روز آینده مطلب و توضیحاتی روی سایت قرار خواهد گرفت....... 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بیطرفی سایت فرهاد 90 در رابطه با کاندیداهای محترم مجلس، بی طرفی، بیطرفی، بیطرفی سایت فرهاد 90، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی

نقد اجتماعی


سایت شخصی فرهاد 90 از امروز

از پوشش تصویری خبری مراسم هایی

که به خبرنگاران کم لطفی شود معذور است!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه همیشه دیوار خبرنگاران در بروجرد از همه کوتاه تر بوده و هست!

اگر از اینجا تا کره مریخ از خوبی یک رئیس بنویسند انگار نه انگار، اما خدا نکند یکبار بنویسد بالای چشم فلان رئیس ابرو است و این جمله به دل آن شخص ننشیند، آنوقت باید خلق الله بیایند و حرکاتی را از آن رئیس مربوطه شاهد باشند که دیدنش به یک دنیا می ارزد!( لازم به ذکر است همیشه گفته ام بین رئیس و مسوول فرق اساسی وجود دارد)

اگر بخواهیم  از بحث اصلی دور نشویم باید بگوئیم بارها دیده شده  که در مراسم های مختلف، به خبرنگاران بروجردی به طرق مختلف بی اعتنایی، کم لطفی و یا حتی خدای ناکرده توهین می شود( خدای ناکرده توهین فقط فحاشی نیست، حتی هل دادن و بلند صحبت کردن با خبرنگاران نوعی توهین به حساب می آید).

شاید بتوان خبرنگاران بروجردی را در سطح کشور از نجیب ترین و سالم ترین خبرنگاران ایران به حساب آورد. قشری که بسیاری از آنان از افراد تحصیل کرده و با شخصیت جامعه مان هستند.

از نجابت خبرنگاران بروجردی همین بس که در طول سال فقط یک روز بنام روز خبرنگار برگزار می شود که در آن روز هم به آن کسی که اصلا و ابدا توجه نمی شود قشر خبرنگاران بروجردی می باشند و جالب اینکه همین خبرنگاران در آن روز هم فقط شنونده و نویسنده هستند.

شوربختانه بسیاری از روسای شهری به خبرنگاران با دیده نردبان ترقی شخص خود می نگرند و حتی دیده شده بعضی وقت ها توسط بعضی روسای شهری برخوردهای نامناسبی با خبرنگاران بروجردی انجام گرفته است.

به هر حال سایت شخصی فرهاد 90 بعنوان یک سایت شخصی فعال و بسیار پر بیننده که بدون استثناء ( توجه کنید: بدون استثناء ) نسبت به تمامی خبرنگاران، عکاسان، وبلاگ نویسان و مسوولین سایت های خبری  در بروجرد تعصب خاصی دارد،
از امروز به بعد در هر نشست و یا مراسمی نسبت  به خبرنگاران شریف بروجردی کم لطفی شود، از پوشش خبری  تصویری آن مراسم معذور است.

والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، سایت شخصی فرهاد 90 از امروز از پوشش تصویری خبری مراسم هایی که به خبرنگاران کم لطفی شود معذور است!، نقد، خبرنگاران، کم لطفی به خبرنگاران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی






نقد اجتماعی


تصادف منجر به فوت در خیابان سید مصطفی بروجرد

چه اداره و ارگانی مقصر

تصادفات روزمره این خیابان است؟!


فرهاد داودوندی - بروجرد:

متاسفانه همچنان خیابان سید مصطفی بروجرد قربانی می گیرد و انگار نه انگار که این خیابان هم یکی از نقاط حادثه خیز شهرمان است.

ما که چندی قبل در این سایت گفتیم و نوشتیم " خیابان سید مصطفی بروجرد، خیابانی که به امان خدا رها شده است" ننوشتیم؟! ( کلیک کنید)

در همین سایت تاکید کردیم که ساکنین این خیابان از این همه بی توجهی مسوولین شهری به واقع دیگر یه مرحله تعجب رسیده اند، نگفتیم؟!

ما که گفتیم در این خیابان بدون استثناء هر روز اتفاقات ناخوشایند تصادف روی می دهد، نگفتیم؟!

تصاویر بسیاری از تصادفات روز مره خیابان سید مصطفی روی این سایت گذاشتیم تا بیشتر به چشم بیاید، نگذاشتیم؟!

ما که گفتیم و نوشتیم و تاکید کردیم و عکس هم گذاشتیم، پس چه شد؟ کدام اقدام عملی انجام گرفت؟

فقط یک سوال.........

به واقع مقصر اصلی مرگ همشهری عزیزی که  بر اثر تصادف در خیابان سید مصطفی بروجرد جان به جان آفرین تسلیم کرد، کدام اداره و ارگان است؟!!! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی تصادف منجر به فوت در خیابان سید مصطفی بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، تصادف، خیابان سید مصطفی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی

رابطه سونوگرافی، بانوان حامله

 و مشکل بیماران اورژانسی در بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

شوربختانه بروجرد در زیر ساخت های درمانی حرف آخر را می زند.

یکی از معضلات بزرگ برای بیمارانی که احتیاج به سونوگرافی در این شهر دارند، کمبود این دستگاه در شهر 400 هزار نفری بروجرد است.

اما دیگر مشکل بزرگ برای بیماران اورژانسی پر کردن وقت مطب های مربوط به سونوگرافی توسط بانوان حامله می باشد.
که بسیاری از آنان دغدغه شان تعیین جنسیت فرزندان شان است.

آمار دقیقی از مراجعه بانوان حامله که به سونوگرافی ها مراجعه می کنند ندارم، اما بارها شاهد بوده و هستیم که سونوگرافی های بروجرد برای بیماران اورژانسی که به بیماری های درد آوری به مانند درد کلیه، بیماری مثانه، آپاندیس و .... وقت ندارند، آنهم بخاطر اینکه گاهی اوقات، وقت سونوگرافی ها کاملا در  اختیار بانوان حامله می باشد.

نگارنده پیشنهاد می دهد: بهتر است برای بانوان حامله که به واقع برای شان هم لازم است، یک سونوگرافی اختصاصی ایجاد شود و یا روزهای بخصوصی در سونوگرافی های سطح شهر به این بانوان محترم اختصاص داده شود.

به هر حال با توجه به کمبود شدید شهر در زمینه سونوگرافی و نبودن وقت کافی برای بیماران اورژانسی، حق اینگونه بیماران که با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کنند، در حال ضایع شدن است.

از مسوولین محترم مربوطه درخواست می شود برای این مشکل بظاهر کوچک که در واقع شاید با مرگ و زندگی بیماران اورژانسی ارتباط مستقیم داشته باشد،
فکری بیندیشند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رابطه سونوگرافی زنان حامله و مشکل بیماران اورژانسی در بروجرد، سونوگرافی، بانوان حامله، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی


طنز اجتماعی

زیر آب زنی از نوع جدید!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

همه جور زیر آب زنی دیده بودیم و شنیده بودیم و لمس کرده بودیم، الی زیر آب زنی برای نشستن به جای رئیس اداره شان!!!

ها؟ منظورم چیه؟ عرض می کنم!

طرف اینقدر خام بازی در می آورد که فکر می کند همه مثل خودش سرشان زیر برف است و مثلا کسی نمی داند که شازده در حال رایزنی زیر زیرکی با زمین و زمان است که تقی به توقی بخورد و شاهین بخت و اقبال این آش تن تنانی ریاست، بر روی شانه قهرمان! زیر آب زن داستان ما بنشیند!

فقط بنده خدا، دو جای کار را نخوانده:

اول اینکه سر بقیه مثل شخص شخیص خودش زیر برف نیست!

 دوم اینکه میز ریاستی که بخواهد اینجوری به شازده و شازده های داستان ما برسد، مطمئنا قبل از نشستن به روی صندلی ریاست، پایه هایش از زیر شکسته خواهند شد و ممکن است شازده دچار شکستگی استخوان از یک نقطه حساس و از نوع خیلی بدش بشود!!! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز اجتماعی زیر آب زنی از نوع جدید!، طنز، طنز اجتماعی، زیر آب زن، کبک، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی




هتل های 5 ستاره ای که فقط در حد حرف است

آیا منظور از انواع نوشیدنی ها،

ساندیس و آب میوه پاکتی و دوغ محلی است؟!



فرهاد داودوندی- بروجرد:

می گویند: سخن غیر واقعی هر چه بزرگتر باشد، پذیرشش ساده تر است!

مدتهاست در استان محروم ما که نداشتن زیر ساخت های لازم حتی یک استان متوسط و  عدم در آمد پایدار از طریق جذب توریست در آن از مرحله منفی قرمز هم رد شده است، می بینیم و می شنویم که کلنگ های پیاپی هتل های 5 ستاره بر زمین زده می شود.

اوایل سال جاری در بروجرد چنین کلنگی بر زمین زده شد و اینک نیز در خرم آباد شاهد هستیم که طی مراسمی خاص  دوباره کلنگ ها از انبارها بیرون آورده شده و برای ساختن هتل 5 ستاره بر زمین سفت خورده است!

در اول نوشته ام گفتیم که می گویند: سخن غیر واقعی هر چه بزرگتر باشد، پذیرشش ساده تر است!

ظاهرا کسانی که ادعای ایجاد هتل های 5 ستاره در استان لرستان را دارند، یا اصلا از شرایط ایجاد چنین هتل هایی با ستاره 5 اطلاع ندارند و یا اینکه قرار است با استفاده از این کلنگ زنی ها فقط کاری کرده باشند!

برای اطلاع بیشتر هم استانی های عزیز، در زیر چند مورد از شرایط احداث هتل های 5 ستاره به نقل قول از خبرگزاری دانا می آید:

((( ‌این نوع هتل‌ ها در ردیف اول قرار دارند. قوانین و استاندارد مربوط به هتل پنج ستاره و کیفیت آن همواره باید ثابت نگه داشته شود.

ارایه رتبه پنج ستاره مستلزم داشتن بعضی موارد زیر است:

معماری و دکوراسیون زیبا و منحصر به فرد و مستمر، دارای بیش از 100 اتاق،‌هال ورودی، اتاق میهمان، فضای عمومی‌تزیین شده با کارهای هنری، مفروش شده با کیفیت بالا، دفتر پذیرش بسیار منظم در فضای کافی و آرام، دارای نگهبان و سرویس 24 ساعته، پرسنل آموزش دیده و متعهد، تزیین اتاق ها با استفاده از اشیای هنری، دارای 3 تلفن (کنار تخت، روی میز و داخل حمام)، تمیز کردن اتاق به صورت دو مرتبه در روز، سرویس حمام زیبا و مدرن، دارای رستوران عالی و غذاهای متنوع و سرویس غذا دهی، امکانات رستوران جذاب، سرویس حمل و نقل، مغازه و فروشگاه پوشاک، یخچال در داخل اتاق‌ها با انواع نوشیدنی ها

کارکنان در هتل 5 ستاره، بسیار مرتب و پوشیده با لباس‌های شیک، مودب و آگاه و کارآمد و روابط عمومی‌‌خوب، نسبت به رفع نیازهای مهمانان متعهد هستند و بسیار عالی سرویس می‌دهند. دارای مدیر حرفه ‌ای و متخصص، سازگاری و هماهنگی سرویس‌ها، تداوم نگهداری و خانه داری بی عیب و نقص اجزای اصلی و اساسی برای حفظ درجه 5 ستاره است)))


از موارد گفته شده بالا برای ساختن و افتتاح یک هتل 5 ستاره اگر بخواهیم فقط به یک مورد آن اشاره کنیم( به موارد بعدی نیز در آینده اشاره خواهیم کرد) " یخچال در داخل اطاق با انواع نوشیدنی ها" می باشد.

البته همه ما می دانیم و دروغ است اگر بگوئیم که در جریان نیستیم که انواع نوشیدنی در قانون هتل های 5 ستاره منظور ساندیس و آب میوه پاکتی و دوغ محلی نیست!!!

حال این سوال پیش می آید که جدا از اینکه " ایستایی"  مسافرین در استان ما بخاطر نداشتن زیر ساخت های لازم در کمترین حد استاندارد خودش است و به واقع کمتر مسافر یا توریستی حاضر می شود وقت عزیز خودش را در بی امکاناتی استان ما به هدر بدهد، لذا، سرو بعضی از انواع! نوشیدنی ها!!! که با مذهب و فرهنگ و قانون و عرف جامعه ما جور در نمی آید و حتی مصرف بعضی از آن نوشیدنی ها! موجب پیگرد های قانونی دارد، در این هتل ها که بنام هتل 5 ستاره قرار است دو تا دو تا!!!  در استان ما ایجاد شوند، به چه شیوه ای خواهد بود؟!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هتل های 5 ستاره ای که فقط در حد حرف است، دوغ محلی، ساندیس، آبمیوه پاکتی، هتل 5 ستاره، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی


برای کمک به کار آفرینی های کوچک،

پول خود را در شهر خودمان خرج کنیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:


طرف بلند شده در شهر خودمان عمده فروشی راه انداخته و سه چهار تا جوان را در کنار خودش مشغول به کار و فعالیت نموده، آنوقت کسبه خرده فروش شهر ما  اجناس درخواستی شان را از تهران و شهر های دیگر سفارش می دهند!

در حد همین چند خط بد نیست بدانیم هر چه فعالیت های کار و کسب عمده فروشان در شهر خودمان رونق بگیرد امکان اینکه جوانان بیشتری در کنار این افراد مشغول به کار شوند بیشتر است.

پس به جاست اگر کسبه شهر ما اجناسی را برای فروشگاه های خود درخواست دارند و همان اجناس را در شهر خودمان می توانند از عمده فروشان همشهری مان تهیه کنند، پول خود را در شهر خودمان خرج کرده و باعث شوند کار آفرینی هر چند در حد بسیار بسیار ناچیز در شهر خودمان رونق بگیرد.

شاید با این کار، چندین جوان بیکار رونق کسب و کار بگیرند و خرج و مخارج چند خانواده را فراهم کنند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پول خود را در شهر خودمان خرج کنیم، برای کمک به کار آفرینی های کوچک، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی




خاطرات یک وبلاگ نویس

شکایت!!!

(12)

فرهاد داودوندی - بروجرد:


همه جورش را دیده بودیم، اما این دیگر واقعا نوبر است که بروند از یک وبلاگ نویس شکایت کنند که چرا برای نیازمندان کمک جمع می کند؟

البته قبلا ترها! شکایاتی دال بر اینکه" چرا این وبلاگ خیلی فعال است؟"، " چرا عکس من را روی سایتش قرار نمی دهد؟" ، " یکی جلوی این را بگیرد" ، " چرا از مسابقه ورزشی ما گزارش تهیه کرده است؟" ، " چرا این همه دوست و رفیق دارد؟ " ، " چرا اینقدر مطالب و عکس هایش در نشریات و سایت ها  وجود دارد؟" ، 
" ظاهرا قصد دارد با این وبلاگ نویسی وجهه کسب کرده تا خود را در آینده کاندیدای مجلس یا شورای شهر کند"،و .... اینگونه شکایت ها به مراجع رسمی و غیر رسمی را کم و بیش تجربه کرده بودم.

اما......

 اما بیان اینکه بخاطر جمع آوری کمک برای نیازمندان شکایتت را به پلیس فتا خواهم کرد تا پدرت را در بیاورند دیگر واقعا نوبر نوبر است!

تا همین امروز فکر می کردم که با این همه گرفتاری های روزمره، دیگر نباید آدم بیکاری وجود داشته باشد.

 اما بعضی وقت ها با دیدن حرکات بعضی ها در می یابم که نه بابا! بعضی ها هنوز هم بیکارند!

 و از فرط همین بیکاری است که بنده های خدا برای "کم کردن روی" یک وبلاگ نویس ساده، از صبح تا شب می نشینند، قبرستان کهنه می شکافند و به زعم خودشان می خواهند یک وبلاگ نویس ساده را سر جایش بنشانند!!!

 به هر حال خدا آخر و عاقبت "فقیران فکری" را که دچار بیماری غیر قابل علاجی هستند را ختم بخیر کند، زیرا متاسفانه این یک مورد را دیگر نمی توان با جمع آوری کمک از مردم به دادش رسید.




طبقه بندی: خاطرات یک وبلاگ نویس، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس شکایت!!!، شکایت، خاطرات یک وبلاگ نویس، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی


ویرایشی دیگر از مطلب


شخصیت محمد مایلی کهن،

 نماد بسیاری از ما ایرانیان است



fسیاری از ما ایرانیان تا مسوولیتی نداریم و قبول مسوولیت نکرده‌ایم در حد حرف و از نظر خودمان، بزرگ‌ترین تئوریسین دنیا و بهترین گزینه برای مدیریت و مسئولیت هستیم.

به طرق مختلف به زمین و زمان چنگ می‌اندازیم تا پست و مقام بگیریم. از همه ایراد می‌گیریم. نق می‌زنیم، بعضی وقت‌ها حتی با خودمان هم مشکل داریم.

فقط و فقط حرف می‌زنیم و راه‌کار‌های "صنار سی شاهی" ارائه می‌دهیم اما در عمل نتیجه مدیریت ما نارضایتی همه، بیكاری فراوان، شخصیت محمد مایلی‌کهن؛ نماد بسیاری از ما لرها و ایرانیانمشكلات عدیده در شهرها و ادارات لرستان است كه البته فقط به چشم خودمان كه به اصطلاح مدیر هستیم و مسئولیت پذیرفته‌ایم نمی‌آیند و بقیه كه به زعم ما نابینا هستند این‌ها را می‌بینند!

وقتی خودمان به میز ریاست چسبیدیم و خیال‌مان راحت شد که به حق یا ناحق جای دیگران را گرفته‌ایم، آن‌وقت دیگر گوش برای شنیدن و چشم برای دیدن منتقدین نداریم و اصلاً می‌خواهیم سر به تن‌شان نباشد و اصلاً می‌خواهیم سر به تن‌شان نباشد و هر كس صدایش درآید، سیاه‌نماست یا از جناح سیاسی مخالف ما می‌باشد كه اكنون دستش از مناصب كوتاه شده است!

"محمد مایلی‌کهن" مرد همیشه حرف زن فوتبال ما، نتوانست با مدیریتش تیم ما را به المپیک برساند و در مقابل ژاپن مفتضحانه 3 بر صفر شکست خورده و از گردونه رقابت‌ها حذف شدیم تا 44 سال در حسرت حضور در المپیك مانده باشیم.

حال فرض کنیم مربی این تیم ناموفق یک مربی خارجی بود، همین امروز "محمد مایلی‌کهن" برای نشان دادن عدم صلاحیت آن مربی، زمین و زمان را با حرف‌هایش به هم می‌ریخت و تیتر یک تمامی نشریات و برنامه‌های صدا و سیما می‌شد.

 اما حالا که خودش در این ناکامی سهم به‌سزایی دارد، بعد از بازگشت تیم فوتبال امید به ایران درباره باخت به ژاپن و این که امید تیم فوتبال امید ناامید شد، به خبرنگاران اظهار می‌دارد: ان‌شاءالله که امید شما هیچ‌وقت ناامید نشود!

مایلی‌کهن به واقع نماد بسیاری از ما ایرانیان است که با مدیریت دیگران کاملاً مشکل داریم و در عین حال برای گرفتن مقام و پست، حرص می‌زنیم، اما در قبال عملكرد ضعیف مدیریتی‌مان، نمی‌خواهیم قبول مسوولیت کرده و پاسخ‌گو باشیم!

مایلی‌کهن و مایلی‌کهن‌ها که نماد بسیاری از ما ایرانیان هستند، در مواقع ناکامی مدیریتی‌شان به دنبال یک دیوار کوتاه می‌گردند تا فرهاد داودوندیبدون استثناء تمام تقصیرات را به گردن دیگران بیندازند و این اتفاق مطمئنا تا چند روز آینده در فوتبال ما رخ خواهد داد.

بیایید سعی كنیم به جای استفاده از راه‌های میان‌بُر مثل توسل به نماینده‌های مجلس و جناح‌های سیاسی برای پست و مقام گرفتن، رفتار انسان‌های بزرگ را پیشه كنیم و در جایی كه افراد شایسته و لایق‌تر از ما برای پذیرفتن مسئولیت‌های خطیر وجود دارند، خودمان را به دیگران تحمیل نكنیم. این‌گونه برای همیشه به نیك‌نامی در تاریخ باقی می‌مانیم.
 
فرهاد داودوندی/ بروجرد
 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شخصیت محمد مایلی کهن، محمد مایلی کهن، نقد، نقد اجتماعی، نماد بسیاری از ما ایرانیان است،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی








خاطرات یک وبلاگ نویس


حضور خانم فاطمه هاشمی در بروجرد

 و در خواست یک خرم آبادی شجاع و متعهد


(11)

فرهاد داودوندی - بروجرد:


خانم فاطمه هاشمی رئیس انجمن بیماران خاص ایران مشغول مراسم افتتاح مرکز بیماران خاص بروجرد بود.

حضار همگی مشغول گفتگو با یکدیگر بودند و شادمان از اینکه به زیر ساخت های درمانی بروجرد افزوده شده است.

در یک زمان خاص که کمی دور و بر خانم هاشمی خلوت شد، آقای میانسالی به ایشان نزدیک شد و طوری که دیگران متوجه نشوند گفت: خانم هاشمی درخواستی از شما دارم، می شود در مرکز استان هم یک مرکز درمانی بیماران خاص بسازید؟

خانم هاشمی هم بلافاصله گفت: خیر، در هر استان یک مرکز بیماران خاص افتتاح خواهد شد و در استان لرستان هم همین مرکز در بروجرد افتتاح خواهد شد.

مرد میانسال یکی دو بار دیگر درخواستش را به آرامی مطرح کرد و هر بار جواب همان بود که اول شنیده بود.

تنها من این صحنه را دیدم و شنیدم.

مرد میانسال خرم آبادی خداحافظی کرد و رفت.

از همان روز تاکنون در فکر آن دلیر مرد خرم آبادی هستم. درود بر شرافتش.

ای کاش نامش را می پرسیدم، استان ما به چنین مردان دلیر، شجاع، شریف و با احساسی احتیاج دارد که با دیدن مسوولین طراز اول مملکت در گوشه ای ساکت نایستند و کمبود شهر خودشان را مطرح کنند.

متاسفانه بسیاری در این شهر و استان در دیدار با بزرگان مملکتی در این خطه، آن اعتماد بنفس لازم را از خود نشان نمی دهند که مرد و مردانه کمبود ها را بیان کنند و مردانه تر برای شهر و دیارشان در خواست امکانات داشته باشند.

مرد میانسال خرم آبادی از نگاه من یک انسان بزرگ است که نتوانست در قبال همشهریانش متعهد نباشد.

نتوانست در رابطه با شهرش بی خیال باشد، فرصت را از دست بدهد و بعد ها یک عمر افسوس بخورد که ایکاش آنروز از فلان مسوول مملکتی برای زادگاهم فلان در خواست را ارائه می دادم.

آن مرد میانسال بزرگوار هم استانی من، نتوانست از خانم فاطمه هاشمی برای شهرش امکاناتی بگیرد، اما آنقدر مرد بود که در قبال شهر زادگاهش مسوولیت خود را فراموش نکند.

اینکه نتوانست در آن شلوغی امکاناتی برای خرم آباد بگیرد شاید زیاد مهم نباشد، اما مهم این است که در عین گمنامی، مرد بود و مردانه قدم جلو گذاشت. 

شهر و استان ما به اینگونه افراد احتیاج دارد که در موقع روبرو شدن با مسوولین رده بالا، حرف بزنند، در خواست ارائه بدهند و خود را در قبال مردم شهرشان مسوول بدانند.

درود بر شرافت آن مرد میانسال خرم آبادی که با رفتارش نشان داد اینگونه افراد متعهد نمی توانند در قبال کمبود امکانات این استان سکوت کنند و به مانند بسیاری دیگر، در مقابل بزرگان مملکتی که به شهر و استان ما می آیند، ساکت باشند و حتی به مانند بسیاری از روسای ادارات این استان، لام تا کام حرف نزنند.





طبقه بندی: خاطرات یک وبلاگ نویس، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس حضور خانم فاطمه هاشمی در بروجرد و در خواست یک خرم آبادی شجاع و متعهد، خاطرات یک وبلاگ نویس، حضور خانم فاطمه هاشمی در بروجرد و در خواست یک خرم آبادی شجاع و متعهد، نقد اجتماعی، نقد، خرم آباد، فاطمه هاشمی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic