وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh




بروجرد بخاطر نداشتن افراد " معتمد " رنج می برد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد به درستی می گفتند: اگر بزرگ نداری برو یک تکه سنگ را گوشه خانه ات بعنوان بزرگ قرار بده!

متاسفانه مدتهاست در این شهر، روی همه به هم، باز شده و کوچک و بزرگی دیگر معنا ندارد!

به واقع بروجرد در شرایط حساس فعلی از نداشتن افراد "معتمد واقعی" بسیار ضربه  می خورد.

بروجرد به مردان و زنان بزرگی احتیاج دارد که از منافع خود بگذرند و برای رفع مشکلات شهر بزرگی کنند، وجود این افراد در مواقع حساس می تواند بسیار گره گشا باشد.

خوشبختانه مدتی است از دل خاکستر وضعیت فعلی شهر، افرادی در حال سر برآوردن هستند که تلاش برای رفع مشکلات شهر را سر لوحه فعالیت های خود قرار داده اند.

نگارنده معتقد است این افراد می توانند در آینده نقش بسیار مثبتی برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی ایفا کنند.

بنابر این می توان امیدوار شد که در آینده ای نه چندان دور افرادی که صاحب نفوذ کلام و اعتبار در میان مردم هستند بتوانند بعنوان معتمدین شهر، نقش تاریخی خود را برای رشد بروجرد به کار بگیرند و اختلافات موجود در فضای فعلی را به بهترین نحو به حداقل خود برسانند.

در آینده بیشتر و صریح تر در این زمینه خواهم نوشت....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: معتمد، معتمدین، بروجرد، معتمدین بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


نامه ای به شورای محترم شهر بروجرد


فرهاد داودوندی  - بروجرد :

اعضای محترم شورای اسلامی شهرستان بروجرد

با سلام

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه از زمان آغاز فعالیت شورای شهر دوره چهارم، شاهد افول بروجرد زیبا بودیم تا جائیکه بنا به گفته تمامی علاقمندان بروجرد دچار مشکلات عدیده شهری شد.

اینک که چندی است شورای اسلامی دوره پنجم آغاز به کار نموده، بارقه های امید در دل شهروندان روشن شده است که در کوتاهترین زمان ممکن شاهد تغییرات اساسی در سطح شهر باشند.

اما آنچه که دیده می شود اینکه تغییرات آنچنانی در سطح شهر دیده نمی شود و می رویم که شاهد روزمرگی در مدیریت شهری باشیم.

بازهم حقوق های معوقه شش ماهه پرسنل شریف شهرداری، بازهم پراکندگی زباله ها در سطح کوچه ها و خیابانها، باز هم وعده به اینکه در آینده چنین خواهد شد و چنان خواهد گردید، باز هم شنیدن خبر بدهکاریهای میلیاردی شهرداری بروجرد، باز هم وضعیت نامعلوم تعداد پرسنل مازاد شهرداری بروجرد، بازهم وضعیت نامناسب آسفالت کوچه ها و خیابانها و ...... باعث شده شهروندان به شدت دل نگران باشند.

نگارنده بعنوان یک شهروند بسیار فعال در عرصه دعوت از مردم برای حضور در پای صندوق های آراء انتخابات شورای شهر، انتظار دارد که شورای محترم شهر دوره پنجم هر چه سریعتر تغییرات اساسی در سطح مدیریت شهری را استارت بزند،

شهروندان به شدت از وعده و وعید های شوراهای قبلی خاطرات بدی در ذهن دارند، به جاست که شورای شهر فعلی با تمام وجود روح هوای تازه را به فضای مدیریت شهری بدمد. مردم از تکرار مکررات خسته هستند. والسلام.

بروجرد --- فرهاد داودوندی   19/6/1396




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای به شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

شورای شهری که به مشکل خورد

و اختلافاتی که رسانه های مستقل

در بروجرد می توانستند

آنرا به راحتی آب خوردن حل کنند!




فرهاد داودوندی- بروجرد:

از روز اول گفتیم بگذارید رسانه ها در نشست های رسمی و غیر رسمی تان حضور داشته باشند تا با شفاف سازی،  مردم هم در جریان ریز و درشت موضوعات شهرشان قرار بگیرند

متهم شدیم به دوزیست رسانه ای! متهم شدیم به  اینکه با آنوری ها هستیم! متهم شدیم به اینکه لازم نکرده شما در جریان باشید! متهم شدیم به اینکه ما نمی فهمیم و دوستان عزیز  بیشتر از ما می دانند!

گفتیم بگذارید بیائیم در نشست با یوسفی شهردار سابق ما هم در جریان  4 سال  روند رو به عقب شهر قرار بگیرم، گفتند جای شما پشت در است!

گفتیم  نقش رسانه ها را در رفع اختلافات تان دست کم نگیرید، به ما خندیدند!

گفتیم یا نگفتیم؟!.......

گفتیم، اما گوش شنوایی  ندیدیم!

اما امروز  تمامی تصمیم های پشت درهای بسته  از  پرده بیرون افتاد! و حالا دیگر فقط خواجه حافظ شیراز در جریان نیست!

ما رسانه های مستقل تمام هدف مان این بود کار به اینجا نکشد، اما به جای گفتن دستتان درد نکند  .....

و صد البته حالا کار به جایی رسیده که بازی بهم خورده است! و مطمئنا به این سادگی ها هم، قطعات پازل جای خودشان قرار نخواهند گرفت!

 گرهی را که رسانه های مستقل می توانستند به راحتی آب خوردن  با دست باز کنند، حالا دیگر با دندان هم باز نمی شود

روز اول شورای شهر با خروج 4 عضو رسما پا نگرفت!

اعضای شورا در اوج اختلافات داخلی در دو گروه مجزا به زیارت قبور شهدا و دیدار با امام جمعه محترم رفتند

اختلافاتی که سعی می شد ظاهر  آنرا با راه ندادن رسانه ها به بازی،  در معرض قضاوت مردم نگذارند، اینک دیگر به دُهل خورده است.

.....و در قدیم مرد دنیا دیده ای چنین گفت :  تا غروب دیشب حاضر بودم تمام دارایی  و ثروتم را بدهم فرزندم شب را بیرون از خانه نخفتد، حالا دیگر برای فرزندی که دیشب به خانه نیامد یک دینار هم نمی دهم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


بروجرد، بدبخت شده دروغ است!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

امام حسن عسكرى (ع) مى‏فرماید: «جعلت الخبائث كلها فى بیت و جعل مفتاحها الكذب» تمام پلیدیها در اطاقى قرار داده شده، و كلید آن دروغ است" .(
جامع السعادات جلد 2 صفحه 233)


همه در به در به دنبال علل عقب ماندگی بروجرد هستیم.

شهرهای دیگر با شدت هر چه تمامتر در حال رشد روزافزون هستند و بروجرد انگار در زمانهای ماقبل تاریخ "استپ" کرده و شاید بتوان گفت چرخ دنده های حرکت زمان در این شهر آنچنان زنگ زده که بنوعی روند رو به رشد در این شهر به مانند چرخ دنده های شکسته ،درهم قفل شده است.

 در حالیکه در شهرهای دیگر کشور عزیزمان، آنچنان زنگ پیشرفت به صدا در آمده که حتی پروژه های بسیار بزرگ عمرانی در آن شهرها ناچیز شمرده می شود، 
سطح توقع شهروندان بروجرد آنقدر پائین آمده که با برش یک بلوار به دو قسمت، همه از فرط خوشحالی کلاه مان را بالا می اندازیم!

به هر حال راه دور نرویم، به نظر نگارنده، عامل تمامی بدبختی های بروجرد، دروغ است و بس! دروغ هایی که مثل نقل و نبات بر زبان بعضی ها جاری می شود.

کافی است نگاهی به دور و بر خودمان بیندازیم و نقش دروغ هایی که توسط بعضی ها مثل آب خوردن بیان می شود را در مسائل روزمره اطراف مان مشاهده کنیم

 و صد البته باید در این گونه موارد انگشت اتهام مشکلات شهری و عدم رشد شهر را زیاد به سمت دور دست ها نشانه نرویم و بدانیم آنوقت که یک انگشت دست را به سوی دیگران نشانه می رویم چهار انگشت دیگر به سمت خودمان اشاره دارد، آنوقت در رابطه با علل عقب ماندگی بروجرد، خیلی چیزها دستگیرمان می شود.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:« خیانت بزرگی است که با برادرت سخنی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی (عبدالله شبر، اخلاق عبادی ص 232) والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد بدبخت شده دروغ است!، نقد، نقد اجتماعی، منتقد، بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

وقت چلو مرغ خوردن! بذاریدخبرنگارا بِخفتند

وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه بعضی روسا در یک شهری در کره مریخ! وقتی "جیک جیک مستان شان" است اسم خبرنگار و وبلاگ نویس که می آید اخم های شان را در هم می ریزند و برای اینکه کسی سر سفره روزانه، موقع نوش جان کردن چلو مرغ و کباب سلطانی مزاحم شان نشود، در حالیکه دو لپه مشغول خدمت! هستند با اشاره دست می فهمانند که وبلاگ نویس و خبرنگار کیلویی چند؟!!!

اما....

اما همین روسا در کره مریخ! وقتی به مشکل بر می خورند، "کاسه چکنم چکنم" در دست می گیرند و با التماسی که در چشمانشان دیده می شود، ندا می دهند که این خبرنگاران و وبلاگ نویسان "عزیز دل" مان کجا هستند، تا بیایند وسط دعوا بین ما و طرف روبروی مان بنفع ما!!! قضاوت کنند؟!

صد البته وقتی هم با "لابی گری" های پشت صحنه، بعدا فیلم هندی می شود و همه دست در گردن هم عکس یادگاری می گیرند، بازی "کی بود کی بود من نبودم" شروع می شود و طبق معمول، تمام کاسه کوزه ها سر خبرنگاران و وبلاگ نویسان بی نوا شکسته می شود! و دوباره آنکه غریبه به حساب می آید اصحاب رسانه هستند و بس!


به همین خاطر باید گفت: خدا پدر و مادر قدیمی ها را بیامرزد که در ضرب المثل های مختلف با ظرافت می گفتند:


« وقت گریه و زاری، برین خاله رو بیارین /  وقتی خاگینه کلفته، بزارین خاله بِخُسبِه.»

« وقت گریه و ناله، برین دنبال خاله /  وقت نقل و نواله، حالا نیست جای خاله.»

« وقت سیب وستاره خاله خبر نداره /  وقت گریه زاری برید خاله رو بیارید.»


حالا شده حکایت درگیری های بین بعضی روسای شهر در کره مریخ!

بعضی های شان وقت خوش خوشان! می گویند خبرنگار نامحرم است و به هیچ وجه نبایددر جلسات مان حضور داشته باشد.

اما وقتی که به مشکل بر می خورند و جنگ مغلوبه می شود و طرف روبرو هم دیگر کوتاه بیا نیست، می فرمایند: پس این خبرنگاران نور چشم مان! کجا هستند؟!

البته در این موقع باید به طریقی دیگر و متناسب با شرایط موجود در آن شهر در کره مریخ! ضرب المثل جدیدی ساخت که:

""وقت چلو مرغ خوردن، بذارید خبرنگارا بخفتند

وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید""





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، طنز، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، وقت چلو مرغ خوردن!بذاریدخبرنگارا بِخفتند، ضرب المثل، وقت "دعوا و زاری" برید خبرنگارا را بیارید،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

رُک، صریح و بی رودربایستی


شرایط رئیس شدن برای تمامی 9 عضو


شورای شهر باید بصورت یکسان باشد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بی رودربایستی و رُک و صریح بعنوان یک شهروند بروجردی می گویم که برایم خیلی عجیب است که چرا باید در شبکه های مجازی برای کسب میز ریاست شورای شهر، فقط دو سه نفر مانور تبلیغاتی بدهند؟

ما مردم بروجرد به 9 نفر رای داده ایم، تمامی این 9 نفر حالا به هر صورتی وارد شورای شهر شده اند در حال حاضر عضو شورای شهر بروجرد می باشند و به همین دلیل برای کسب مقام ریاست شورا، شرایط شان باید یکسان باشد.

تمامی دلسوزان شهر به خوبی واقفند که بدون تعارفات بی فایده رایج، چیدمان فعلی شورای شهر در حال حاضر 5 + 4 است، اما سوالی که برای نگارنده پیش آمده چرا فقط دو سه نفر در بورس خبری بعضی کانال های تلگرامی برای کسب موقعیت ریاست شورای شهر و یا احیانا شهردار شدن می باشند؟

 پس  شش هفت نفر بقیه اعضای شورای شهر چرا نامی ازشان برده نمی شود؟

اگر در پشت صحنه، اعضای شورای شهر با هم برای تقسیم وظائف قراردادی امضا کرده اند، بد نیست ما شهروندان هم که به آنها رای داده ایم در جریان باشیم، اگر هم قراردادی بسته نشده، پس چرا از بقیه اعضا برای گرفتن تصدی ریاست شورای شهر نامی برده نمی شود؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شرایط رئیس شدن برای تمامی 9 عضو شورای شهر باید بصورت یکسان باشد، شورای شهر بروجرد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی
رُک، صریح و بی رودربایستی

خبرهای خوش از شورای شهر جدید بروجرد

به گوش نمی رسد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

بیش از آنکه خبرهای امیدوار کننده از شورای شهر جدید به گوش مان برسد، متاسفانه خبرهای دلسرد کننده ای که به احتمال زیاد حتی ممکن است به انحلال شورا منجر شود، شنیده می شود.

لابی گری ها، نشست های پشت پرده، یار و یارکشی ها، تمایل شدید به رئیس شدن، عدم شفاف سازی، مسافرت های بی فایده، برنامه خواستن از بیش از 40 نفر برای شهردار شدن( تهران با آن بزرگی اش این همه کاندیدا برای شهردار شدن نداشت!) فرصت سوزی، فرصت ندادن به رسانه ها برای حضور از اولین نشست غیر رسمی تا کنون و ....... باعث شد فقط هاله ای از تعارفات بی فایده و بی ثمر را بین اعضای جدید شورای شهر شاهد باشیم.

هنوز که هنوز است پس از چند ماه از انتخاب شدن شورای جدید، این افراد نتوانسته اند بین خودشان تقسیم وظیفه کنند!

هنوز که هنوز است مشخص نیست که از بین این 9 نفر کدامیک مسوولیت کدام کمیسیون را متقبل خواهد شد.

متاسفانه آن روزی که نگارنده اصرار داشت که در تمامی نشست های حتی غیر رسمی، اصحاب رسانه حضور داشته باشند، دوستان، حضور رسانه ها را بعنوان دخالت تلقی کردند در صورتیکه اگر از همان روز اول  رسانه ها بعنوان یار یازدهم شورا ( یار دهم شهردار است ) در کم و کیف قضایا قرار می گرفتند و بعنوان نماینده افکار عمومی شفاف سازی می کردند، شاید کار به اینجا کشیده نمی شد که متاسفانه اینک سخن از انحلال شورا پیش کشیده شود.

آنچه که عیان است و قابل کتمان نیست، جناح بندی ها هم اکنون بصورت 5 و 4 می باشد، از بین این 9 نفر تعدادی معتقد به حفظ شهردار فعلی می باشند و تعدادی قصد دارند شهردار جدیدی برای بروجرد انتخاب کنند، اما جالب است که بعضی ها هم به جای ارائه برنامه فعلا سکوت پیشه کرده اند و منتظرند " هر چه پیش آید خوش آید، ما که سرخوش می رویم" و بدون در نظر گرفتن شرایط نامساعد شهری بروجرد، در رویاهای خود شورا را سکوی پرتاب خود در دو سال دیگر برای ورود به مجلس شورای اسلامی می دانند!

نگارنده به شدت دل نگران وضعیت شورای شهری است، شورای شهری که قرار بود باری از روی دوش شهر بردارد.

ما مردم رای دادیم که منتخبین مان برای رفع مشکلات شهر قدم بردارند، ما رای دادیم که این افراد شب و روز شور و نشاط کار و فعالیت را به شهرمان تزریق کنند، هر چند که برای حضور در شورای شهر به در خانه هیچ کدام از این افراد نرفتیم و این دوستان خودشان این توان را در خود می دیدند که باری از روی دوش شهر بردارند.

به واقع از روز اول قرار شد که تمامی اعضای جدید تفکرات جناحی را پشت در شورا بگذارند، اما متاسفانه اینک چیزهای دیگری را می بینیم و می شنویم!!!

به هر حال هنوز هم امید داریم که تا چند روز فرصت باقی مانده به مراسم رسمی شدن شورای پنجم، این 9 نفر برگزیده، در یک نشست صمیمی دور هم جمع بشوند و به جای تعارفات بی فایده، بروند سر اصل مطلب و هر چه سریعتر با انتخاب نفرات مورد نظر، پرونده تقسیم وظائف بین اعضای جدید را ببندند.

در خاتمه لازم به ذکر است سایت فرهاد 90 آمادگی دارد نظرات ارسالی اعضای محترم شورای شهر جدید را در محیطی بیطرفانه پوشش خبری بدهد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خبرهای خوش از شورای شهر جدید بروجرد به گوش نمی رسد، نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، رُک و صریح و بی رودربایستی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

سخنی با منتخبین محترم شورای شهر دوره پنجم


شرایط را برای تمامی

کاندیداهای شهردار شدن یکسان کنید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


خوشبختانه شورای شهر جدید با اینکه هنوز رسمیت نیافته اما با تمام توان در پی یافتن شخص لایقی برای سپردن سکان شهرداری بروجرد به وی می باشد.

شنیده های موثق حاکیست 9 عضو محترم شورای شهر، هر کدام سه کاندیدا را بعنوان نامزدهای خود برای معرفی به شورا جهت انتخاب نهایی شهردار جدید بروجرد معرفی نموده اند.

با توجه به اینکه روز اول ارنج شورای شهر 3، 3، 2، 1 بود و بعد از مدتی به 4 به 5 تبدیل شد و اینک زمزمه هایی مبنی بر تغییر مجدد ارنچ این شورا به گوش می رسد، همه این فعل و انفعالات را به فال نیک گرفته و بعنوان شهروندانی که خودمان این شورا را برگزیده ایم تا مدت زمانی چندین ماهه! از منتخبین خود حمایت لازم را بعمل خواهیم آورد و سپس بعد از گذشت چند ماه پس از یک بررسی از فعالیت های مثبت این شورا، ما شهروندان در ادامه راه حمایت از شورای شهر پنجم، تصمیم گیری مجدد خواهیم نمود!

به هر حال شنیده های موثق حاکیست که کاندیداهایی که توسط اعضای شورای شهر برای کسب تصدی گری شهردار شدن معرفی شده اند قرار است به ترتیب در جلسات شورا حضور پیدا کرده و نظرات و برنامه های خود را به سمع و نظر اعضای محترم شورای شهر برسانند تا بالاخره یکی از این کاندیداها بصورت رسمی و قانونی شهردار بروجرد بشود.

اما .....

اما نگارنده معتقد است، ایکاش تمامی کاندیداها شرایط برایشان طوری فراهم شود که در موقع حضور در شورا برای بیان برنامه های شان، بصورت یکسان رسانه ای شوند.

در خوشبنانه ترین حالت اگر 9 عضو شورا هر کدام سه کاندیدای کاملا مجزا معرفی کرده باشند، بنوعی 27 کاندیدا باید به نوبت در صحن شورا حضور بهم برسانند، حال اگر تعدادی از اعضای محترم شورا کاندیداهای مشترک داشته باشند که طبعتا تعداد کاندیداهای احراز پست شهردار شدن کمتر خواهد شد.

طی دو سه روز گذشته حضور یکی از کاندیداهای محترم برای بیان برنامه هایش در صحن شورا خیلی رسانه ای شد و عکسهای این نشست همراه با توضیحات در کانال تلگرامی تنی چند از اعضای شورا بسیار جلب توجه می کرد که این شائبه به حق را در بین مردم پیش می آورد که کفه ترازو بنفع فلان کاندیدای دعوت شده برای تصدی گری شهردار شدن در بروجرد سنگین تر است!

لذا نگارنده از اعضای محترم شورای شهر درخواست می کند که شرایط عکس دستجمعی گرفتن و رسانه ای کردن این گونه نشست ها در کانال های تلگرامی اعضای محترم شورای شهر، برای تمامی 27 کاندیدای احراز پست شهرداری بروجرد بصورت یکسان فراهم شود تا به این ترتیب هم انصاف برای بقیه کاندیداها رعایت شده باشد و هم اینکه ما شهروندان بصورت کاملا شفاف در جریان اسم و رسم دیگر کاندیداها نیز قرار بگیریم، ضمن اینکه به این ترتیب راه بر هر گونه شایعه ای در سطح شهر نیز بسته خواهد شد.

باقی بقای شما، والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سخنی با منتخبین شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، شهردار بروجرد، نقد شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


مردم ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند


لطفا فرهنگ سازی را

از بعضی مدیران شهری آغاز کنیم





فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند سالی است که "بعضی" روساء یا مدیران شهری برای توجیه کم کاری خود و زیر مجموعه شان، از جمله " باید فرهنگ سازی کرد و فرهنگ مردم را بالا برد" استفاده می کند، غافل از اینکه آنکه فرهنگش پائین است نه مردم، که خود آن رئیس و مدیر فلان اداره در شهر است که نمی تواند به اوضاع زیر مجموعه اش احاطه کامل داشته باشد.

وقتی خیابانهای شهر در زیر بار ترافیک در حال جان کندن هستند و روسای شهری توان مدیریت ترافیک ندارند، وقتی روسای شهری نمی توانند پس از سالها حرافی، یک پل ساده عبور و مرور عابر پیاده در خیابانهای پرتردد شهر ایجاد کنند، وقتی بعضی مدیران شهری عاجزند از اینکه به حرفها و وعده های داده شده خود، جامه عمل بپوشانند، آیا باید گفت که " فرهنگ مردم را باید بالا برد؟!!!

به واقع مردم شریف و با فرهنگ شهر و استان ما آنقدر فهیم هستند که فرق دوغ و دوشاب را کاملا تشخیص بدهند و اگر در بسیاری موارد با بعضی مدیران شهری هماهنگ نیستند این نه مشکل شهروندان،  که مشکل از نداشتن فرهنگ مدیریتی نزد بعضی از روسای شهری می باشد که بنا حق جایگاه مدیریتی بعضی ادارات را قبضه کرده اند.

کدام مدیر شهری را دیده اید که هر روز غروب باتفاق خانواده اش در پیاده رو  خیابان های شهر قدم بزند تا از نزدیک با مشکلات شهری آشنا بشود، کدام مدیر شهری را دیده اید که در یک ساندویچ فروشی ساده شهر مشغول خوردن یک فلافل 1000 تومانی باشد؟ کدام مدیر شهری را در صف نانوایی دیده ایم؟ کدام  رئیس فلان اداره را در سمینارها و نشست ها دیده ایم که برای نشستن در ردیف اول سر و دست نشکند؟

((( نگارنده طی این چند سال اخیر فقط یک مسوول را مشاهده کرده است که چه در زمان مسوولیت و چه اینک، همچنان بعنوان یک شهروند معمولی در میان مردم گشت و گذار داشته و دارد و گاهی اوقات حتی با منتقدین خود در معابر عمومی به جر و بحث می پردازد)))

به هر حال مشکل عقب ماندگی شهر و دیار ما در این نیست که  باید برای مردم فرهنگ سازی کرد که زباله های شان را به جای ساعت 10، ساعت 9 شب بیرون از منزل بگذارند، مشکل از این نیست که در خیابانهای پرترافیک، ناچارا مردم باید برای عبور از عرض خیابان با هزار جان کندن، از میان خودروها عبور کنند، مشکل از این نیست که مردم برای پرداخت عوارض خود باید چندین بار از فلان اداره به فلان بانک در سه  خیابان آنطرفتر در حال رفت و آمد باشند،

 بلکه  مشکل از آن رئیس شهری است که چند سال است نمی تواند برای جمع آوری زباله شهری مدیریت صحیح داشته باشد، مشکل از آن رئیس شهری است که چندین سال است نمی تواند برای عبور مردم از عرض خیابان با نصب پل عابر پیاده اقدام کند، چند سال است مشکل از آن رئیسی است که به خودش زحمت نمی دهد  یک دستگاه کارت خوان ساده در اداره اش نصب کند، مشکل از آن رئیسی است که برای انتخاب در شورای شهر خود را به هر در و دیواری می زند و وعده های آنچنانی می دهد، اما پس از انتخاب شدن به جای انجام وظیفه در قبال شهر، سریعا بار خود و اطرافیانش را می بندد.....

بله، مشکل از فرهنگ سازی برای مردم نیست، مشکل از این است که روز اول در کنار حکم مدیریتی برای بعضی ها، بر روی بالا بردن فرهنگ اینگونه مدیران کار نشده است!!!

" باید فرهنگ سازی کرد و فرهنگ مردم را بالا برد" یک جمله کلی بدون مصرف! است که برای فرار از زیر بار مسوولیت بعضی روساء و مدیران شهری توسط خود آنها بر سر زبانها انداخته شده تا دیگر کسی جرات نکند از آنها سوال کند که "بر فرض محال"، ما شهروندان فرهنگ مان پائین است، اگر فرهنگ بعضی از شما مدیران شهری بقول خودتان بالا است!!! چرا به وظیفه روزمره تان در قبال رشد شهر که برای آن حقوق می گیرید، عمل نمی کنید؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مردم ما با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند، فرهنگ سازی را از بعضی مدیران شهری آغاز کنیم، فرهنگ سازی، آتش به اختیار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


پرچم خرم آباد همیشه بالاست

تا ده سال آینده خرم آباد

پایتخت فرهنگی، هنری

 ایران خواهد شد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

سه شنبه همین هفته ( 20 تیر ماه 1396) در مراسمی که در خرم آباد مرکز لرستان به مناسبت تجلیل از دانش آموزان و پیشکسوتان ورزشی آموزش و پرورش برگزار شد، توسط مسوولین محترم این اداره کل و بخصوص دوست عزیزم آقای دکتر فرید بهرامی از اینجانب (فرهاد داودوندی) روزنامه نگار، وبلاگ نویس و خبرنگار منتقد بروجردی بخاطر
نوشتن نقدهایی بر ورزش آموزش و پرورش، با اهدا لوح و جایزه تجلیل بعمل آورده شد!

بله درست خوانده اید، بخاطر "نقدهای" تند و تیزی که سال گذشته خطاب به ورزش آموزش و پرورش لرستان  نوشته بودم در مرکز استان از من که یک بروجردی هستم تجلیل بعمل آوردند!

مورد دیگر...سال قبل مطلب  بسیار تندی در رابطه با دو و میدانی لرستان و ربط آن به یک ورزشکار نوجوان دو و میدانی بروجرد نوشته بودم، آقای سید علی کریمی ریاست محترم هیات دو و میدانی لرستان و معاون اداره کل ورزش و جوانان طی دیداری که همین سه شنبه در خرم آباد با هم داشتیم بسیار با روی باز با من برخورد نمود و حتی موقع خداحافظی وقتی به ایشان گفتم که از توضیحات شان قانع نشده ام، تاکید نمود که برای رشد دو و میدانی لرستان به اینگونه نقدهای ورزشی احتیاج داریم و درخواست نمود که ارتباط مطبوعاتی و ورزشی مان قوی تر از قبل بشود.

مطلب انتقادی صریحی نسبت به خواهر گرامی مان، سرکار خانم فیضی مسوول محترم روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان لرستان سال قبل نوشته بودم، اما این خواهر گرامیم، سه شنبه گذشته در محل اداره کل ورزش و جوانان استان، آنچنان مرا شرمنده لطف بیکران خود نمود که همانجا در حضور ریاست محترم اداره کل ورزش استان از خانم فیضی بخاطر حسن برخوردشان تشکر کردم.

طی چند مرحله انتقاداتی رُک و بی رودربایستی به  نوع مدیریت ورزش لرستان در نشریات و سایت ها داشته ام، اما دکتر عزیز پور سه شنبه همین هفته در خرم آباد با روی باز و بدون اینکه مرا پشت در معطل کنند، پذیرای من شد و وقتی برای دقایقی همصحبت شدیم دانستم که انتقادات بسیار تند من از ورزش لرستان که حتما قبلا به سمع و نظر ایشان رسیده، خللی در روابط ایشان بعنوان یک مسوول ورزشی بلند مرتبه با من بعنوان  یک خبرنگار منتقد پیش نیاورده است

 در یک جمع بندی بسیار کوتاه، وقتی موارد بالا در خرم آباد برای من پیش آمد، به واقع دانستم موارد بالا نمی تواند "اتفاقی" باشد.

برای فردی به مانند من که در سال شاید یک یا دو بار به خرم آباد می روم، تغییرات مثبت شهری آن کاملا محسوس است، شهری که تاریخ معاصرش  را با دقت بسیار استاد سید فرید قاسمی به نگارش در آورده، شهری که هر هفته در آن کنسرت بزرگان موسیقی ایران برگزار می شود، شهری که مردمش برای اعتراض به کمبود امکانت پزشکی بیمارستان مطرح شهرشان با به همراه داشتن یک بنر اعتراضی، بسیار متمدنانه ناراحتی خود را  نشان می دهند و به مانند بعضی جاهای دیگر! شیشه و در و پیکر بیمارستان را خرد و خاکشیر نمی کنند،

شهری که مدیران ارشدش کینه خبرنگار منتقد را به دل نمی گیرند، شهری که مردمش به آن سطح از آگاهی رسیده اند که برای انتخاب اعضای شورای شهر به فردی ساده اما خدمتگزار به شهرشان با 40 هزار رای بیشتر از نفر دوم رای می دهند و اسیر دوست و رفیق بازی و فامیل بازی نمی شوند، شهری که خبرنگارانش به آن مرحله از سواد می رسند که به نویسندگی و تاریخ نگاری روی می آورند،

شهری که در خیابانهایش آکواریوم ماهی طبیعی نصب می شود، کتابخانه باز نصب می شود،  شهری که فضای سبز خیابانهایش زیباست، شهری که 55 هکتار آثار تاریخی اش را با چنگ و دندان حفظ می کند، شهری که حتی در خیابانهای تنگ قدیمی اش ترافیک روان دارد، شهری که مردمی مهربان دارد، شهری که نمی خواهد اسیر درگیری های جناح جناح بازی های افراطی بشود،

خوب معلوم است که باید رشد کند.

تاکید بسیار دارم که موارد مثبت بالا نمی تواند اتفاقی باشد،

 روی تک تک اینها کار شده، نمی خواهم بگویم خرم آباد در حال حاضر بسیار ایده آل شده، اما همین شهر وقتی مسوولینش به منتقد ورزشی شهری دیگر که آنها را نقد کرده، لوح تقدیر و جایزه می دهند، حرکت به جلو را با سرعت بسیار باور نکردنی آغاز کرده اند.

خرم آباد در حال حاضر شاید زیباترین شهر ایران نباشد، اما در آینده نه چندان دور بسیار زیبا خواهد شد، شاید این شهر فرهنگی ترین شهر کشور عزیزمان نباشد، اما تا چند سال آینده یکی از تاثیر گذارترین شهر های ایران در عرصه فرهنگی خواهد شد.

فیلسوفی می گوید: تو یک جمله بگو تا من در رابطه با شخصیت تو یک کتاب قطور بنویسم.

برخوردهای با جاذبه بسیار قوی از سوی مسوولین خرم آباد نشان می دهد که این شهر برای آینده برنامه دارد،  شاید خود خرم آبادی های عزیز بخاطر پروسه زمانبر تغییرات اجتماعی فرهنگی،  برای شان بطور محسوس  این تغییرات ملموس نباشد، اما واقعیت این است که این رخدادهای بسیار مثبت در این شهر زیبا و تاریخی به بهترین نحو رخ داده است.

مردم شریف، خونگرم، میهمان نواز و بسیار عزیز خرم آباد، تصمیم گرفته اند نسبت به آینده شهرشان بی تفاوت نباشند، مطالبه گر باشند، برای سرعت در تغییرات، هر مدیری نتوانست برای شان خوب کار کند را سریعا تغییر بدهند،

خرم آبادی های دوست داشتنی، به رمز و رموز پیشرفت شهری دست یافته اند و با تمام وجود قصد دارند شهرشان را تا چند سال آینده سرآمد شهرهای منطقه کنند، هر چند که با این روندی که در این شهر زیبا با مردمی خونگرم و پیگیر آغاز شده، انجام این پروسه تا 10 سال آینده قطعا،خرم آباد را بعنوان یکی از قطب های فرهنگی هنری ایران به کشورمان خواهد شناساند.

شهری که خواسته یا ناخواسته به "منتقد" احترام می گذارد، روند رو به رشد خود را آغاز کرده، همانگونه که این شهر در دیگر قدم های مثبت برداشته شده اش، خود را از بندهای دست و پاگیر بازی با الفاظ و لغات رهانیده و اینک در قید و بند اینکه آنرا پاریس بزرگ یا کوچک بنامند نیست، همانگونه که در زمان گذشته نیز توقف نکرده و از مشاهیر و مفاخر قرن های قبلی شان بعنوان افتخار کنونی شان نام نمی برد!

 ختم کلام اینکه  برای چشم انداز های چند سال آینده که در خرم آباد زیبا بر اثر وجود مردمی خونگرم و مطالبه گر و همیشه "در صحنه نظارت بر اوضاع شهرشان"، تعریف شده، بزودی در واقعیت، این شهر تاریخی، یکی از قطب های فرهنگی هنری ایران خواهد شد. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خرم ایاد، فرهاد داودوندی و خرم آباد، نقد، نقد اجتماعی، علی یاور عزیزپور، فرید بهرامی، سید علی کریمی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


من اگر عضو شورای شهر می شدم...



فرهاد داودوندی- بروجرد:


من اگر عضو شورای شهر می شدم: با خدای خود عهد می بستم که سر سوزنی به فکر خودم نباشم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: برای خود و اطرافیانم هیچ حقی قائل نمی شدم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: آینده را در گذشته بسیاری از اعضای شورای شهرهای قبلی می دیدم که بخاطر عدم درک شان از هوش و دقت نظر ویژه مردم ، اینک در بین شهروندان هیچ پایگاهی ندارند.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: برای تک تک آراء مردم که به نام من در صندوق ریخته شده، نماز شکر می خواندم و تمام وجودم را ترس می گرفت از اینکه نکند کفران نعمت کنم و در آینده نزدیک بخاطر حق و حقوقی که خودم برای خودم تعریف کرده ام، حق حتی یک شهروند صغیر یا کبیر را پایمال کنم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: 4 سال تمام دست به سینه و تمام قد خودم را خادم مردم می نامیدم و  شب و روز کمک می کردم شهرم ساخته شود، نه اینکه فقط به فکر آبادانی خانه خود و اطرافیانم باشم.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: هر گاه می دیدم نمی توانم صد در صد برای شهر و شهروندان کار کنم، استعفا می دادم که نه دنیای خودم را بسوزانم و نه آخرتم را.

من اگر عضو شورای شهر می شدم: هیچگاه به دنبال کسب قدرت برای خودم در شورا نمی رفتم، از "چشم مردم افتادن" را دقیقا از زاویه همین "خود بزرگ بینی" نگاه می کردم.

و ختم کلام اینکه: من اگر عضو شورای شهر می شدم، برای اینکه شهروندان را از انتخاب شان " شاد پشیمان" نکنم، مخفیانه به دنبال یار کشی نمی رفتم، زیرا حدس می زدم که در عصر ارتباطات هیچ چیز از مردم پنهان نیست، چه برسد به اینکه بخواهم با ظاهر سازی برای خودم وجهه درست کنم و به اشتباه احساس کنم که شهروندان نخواهند فهمید...




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، من اگر عضو شورای شهر می شدم، نقد اجتماعی، شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


مرد باش و به وقتش حرفت را بزن!



فرهاد داودوندی - بروجرد:


بعضی ها با دیدن بعضی رئیس و روساء برای عرض یک سلام ساده، آنچنان تا کمر خم می شوند که پیشانی شان بر زمین می خورد، تا جائیکه می گویی الان است که خون ریزی مغزی کنند!

همین افراد وقتی می شنوند آن رئیس از کار برکنار شده در ظرف "میلیونم ثانیه"، آنچنان بر علیه آن رئیس، تغییر رنگ می دهند که باید بگویی صد رحمت به بوقلمون!

در واقع باید گفت: نه به این شوری شور و نه به آن بی نمکی!

برادر عزیز، دوست گرامی، رفیق شفیق، شاهکار نکرده ای که بعد از رفتن فلان رئیس یکدفعه زبانت باز می شود و مثل افراد حق به جانب در افاضات خود رئیس قبلی را مورد نوازش زبانی آنچنانی قرار می دهی، اگر مرد باشی همان موقع که طرف در اوج است و پشت میز ریاستش جولان می دهد، برو مرد و مردانه با رعایت احترام و ادب، حرف دلت را در انتقاد از ریاستش بیان کن، نه اینکه در زمان بودنش چاکرم مخلصم کنی و بعد از رفتنش یکدفعه مثل قناری زبان باز کنی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مرد باش و همان زمان حرفت را بزن، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی و نقد، بوقلمون،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


خاطرات یک وبلاگ نویس

(36)

وقتی می خواهند وارد حاشیه ات کنند!




فرهاد داودوندی - بروجرد:


در اینکه مردان بزرگ سیاسی شهرمان بروجرد با هم اختلاف نظر اساسی دارند هیچ شکی وجود ندارد.

راستش من بعنوان یک شهروند و یک وبلاگ نویس برای تمامی مسوولین و مدیران شهری از هر جناح و گروه فکری احترام خاصی قائلم، ضمن اینکه با افتخار تمام برای اینجانب، تقریبا با تمامی این عزیزان دوستی بسیار صمیمانه دارم و همیشه در دیدارهای حضوری مشکلات شهر را رُک، صریح و بی رودربایستی با آنها در میان گذاشته ام.

 و اعتراف می کنم که به شهادت تمامی این مردان تاثیر گذار شهرم، تا کنون هیچگاه درخواست شخصی از آنها نداشته و به امید خدا هم در آینده نخواهم داشت و حتی تاکنون یک حبه قند هم از این دوستان عزیز برای شخص خودم نگرفته ام.

و اما، متاسفانه عده ای در این شهر به اشتباه فکر کرده اند که اگر با یکی از مردان بزرگ سیاسی شهر دوست شدی باید با بقیه قهر کنی!!! و یا اینکه برای خوشایند این، آن دیگری را بکوبی!!!

اینگونه افراد بدون اینکه به ذهن شان برسد! که شرایطی را فراهم کنند تا سبب دوستی مدیران ارشد شهری بشوند، حتی یک گام دیگر به پیش برداشته و هر کسی را که با هر کدام از این مقامات دوست و رفیق می باشد را به طرق مختلف و با شدیدترین شیوه های ناجوانمردانه موجود، نزد دیگران تخریب می کنند.

.... جالب اینکه خود من با هر شخصیتی که دیدار می کنم برای تهیه کامل خبر، شخصا اقدام به گرفتن عکس دو نفری هم نموده و بلافاصله و بدون درنگ آنرا در سایت و حتی کانال تلگرامی ام قرار می دهم.

اما موضوع وقتی در دنیای خاطرات وبلاگ نویسی جالب می شود که بدانیم: همین عکس هایی را که خودم تهیه می کنم( توجه کنید عکسهایی را که خودم می گیرم) را بعضی ها به زعم خودشان بعنوان مدرک علیه شخص من! برای شخصیت های جناح های دیگر می فرستند که : چه نشسته اید که فلانی که با شما سلام علیک صمیمانه دارد با آنطرفی ها هم رفیق گرمابه و گلستان است!!!

خدا آخر عاقبت همه ما را ختم بخیر کند و آن گروه از افرادی را هم که قصدا شیطنت می کنند و آتش بیار معرکه شده اند که بین شخصیت های سیاسی شهر را با نیت "سوء استفاده شخصی" بهم بزنند تا برای خودشان "کلاهی از این نمد درست کنند" و در این بین افراد مستقل رسانه ای را هم با ترفند های مختلف وارد بازی های ناجوانمردانه کنند را، به راه راست هدایت کند. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، مسوولین بروجرد، مدیران بروجرد، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


ای ملت! ایهاالناس!

2700 تومان شارژ دارم

برایم قبض نداشتن شارژ پارکبان صادر کرده اند!



فرهاد داودوندی - بروجرد:


ایهاالناس! اسم من فرهاد داودوندی است! شماره خودرویی که در قبض پارکبان می بینید مربوط یه خودروی من می باشد.

همین الان ( ساعت 22.30 شنبه شب) از شارژ هفته های قبل، حداقل 2700 تومان شارژ توی کارت پارکبانم ذخیره دارم،  یکی به من بگوید این قبض که امروز زیر شیشه ماشین گذاشتندبه چه معناست؟

امروز ساعت 9 صبح خیابان حافظ جنوبی پارک کردم از پارکبان محترم پرسیدم چقدر شارژ دارم؟ دستگاه را روی شیشه ماشین گرفت و گفت بیش از 3000 تومان

خودم هم می دانستم حدودا 3300 تومان شارژ دارم.

برای ارائه اظهار نامه مالیاتی رفتم اداره دارایی و حدودا ساعت 10 برگشتم (حدودا یکساعت رفت و برگشتم زمان برد)، ساعت 9.50 قبضی زیر شیشه خودرویم قرار داده بودند مبنی بر نداشتن شارژ کارت پارک الکترونیک! جل الخالق!!!!

واقعا دیگر درمانده شده ایم دردمان را در  این شهر به چه کسی بگوئیم؟

ای ملت! ایهاالناس!  همین الان بیش از 2700 تومان شارژ پارکبان دارم، درد احترام نگذاشتن به حقوق شهروندی ام  را در این شهر به که بگویم؟

( هر مسوولی در این شهر مایل است صحت گفته های مرا از نزدیک تائید کند حاضرم همین الان ماشینم را برای تائید گفته هایم نزد آنها ببرم)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، پارکبان، جریمه، قبض، قبض پارکبان، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


سخنانی رُک و بی رو دربایستی

با منتخبین محترم شورای شهر پنجم بروجرد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


متاسفانه بسیاری از اعضای شوراهای شهر قبلی در مقابل هر خبر ریز و درشتی که بنا به میل شان نبود سریعا جبهه گیری می کردند و بعد ها ثابت شد که در دراز مدت آنکه ضرر کرد، همان اعضای شورای شهر گریزان از نقد منصفانه بودند.

به هر حال با توجه به وضعیت حال حاضر شهرمان لازم است با منتخبین جدید و محترم شورای شهر دوره پنجم کمی رُک و صریح صحبت کنیم و آنچه شرط  بلاغ است را برای ثبت در تاریخ شهرمان با این عزیزان در میان بگذاریم، خواه از سخنان ما ناراحت شوند و خواه پند بگیرند!

دوستان عزیز ضمن عرض تبریک به مناسبت انتخاب شما بعنوان خدمتگزاران مردم بروجرد در شورای شهر دوره پنجم لازم است بعرض برسانیم که:

دوره ماه عسل رقابت های شیرین و توام با هیجان انتخابات شورای شهر به پایان رسید، این مردم نبودند که برای به میدان آوردن شما به در منازل تان آمدند، بلکه این خود شما بودید که با توجه به اینکه در خود توان بسیاری برای خدمت به بروجرد و بروجردی ها می دیدید قدم پیش نهادید.

شاید برای نمونه تاکنون اگر از چراغ قرمز رد می شدید فقط  یک جریمه معمولی برای شما در نظر گرفته می شد، اما از حالا به بعد در تمامی زمینه ها، زندگی شخصی و اجتماعی شما تغییر خواهد کرد.

از حالا به بعد چه بخواهید و چه نخواهید چشمان تیزبین همشهریان عزیز کاملا شما را زیر نطر خواهند گرفت.

 نشست و برخاست تان، وضعیت مالی، شخصیت دوستان تان، نوع مدل خودروی مورد استفاده شما، نوع پوشش، حضور و غیابت تان در مراسم های مختلف شهری، وضعیت شغلی اطرافیان تان، مدرک تحصیلی تان، دانشگاهی که در آن درس خوانده اید، آسفالت کوچه تان، نانوایی که از آن نان تهیه می کنید و  ....... و حتی مسافرت های شما به شهرهای دیگر توسط شهروندان بصورت بسیار دقیق رصد خواهد شد.

مطمئنا خود شما قبل از انتخاب شدن تان، در جریان خیلی از مسائل ریز و درشت شهر به مانند: تاریخ سند خوردن خودروی گرانقیمت "در پارکینک خفته" فلان رئیس شهر در فلان محضر بالای شهر تهران، مسافرت های فلانی برای سرکشی به ساختمان سازی اش در فلان شهر مهم، استخدام فامیل های  بسیار نزدیک فلانی در فلان اداره، مبلغ دقیق پاداش های میلیونی فلانی ها در شب عید، مبلغ هر متر مربع منزل مسکونی در تهران و اصفهان و مشهد و کیش و ..... قرار گرفته اید! خوب طبیعی است که این روند نظارت مردمی برای خود شما هم ادامه خواهد داشت.

بنابر این اگر مردم از شما در هر موردی گلایه داشتند نباید عصبانی و ناراحت بشوید، خود شما قبول کرده اید خادم این مردم باشید، به جای تند حرف زدن و عصبانیت و مغرض دانستن دیگران، لطفا با روی باز، شفاف سازی کنید.

اگر خبر، فیلم و یا عکسی از نشست و برخاست شما به هر دلیل  رسانه ای شد، لطفا در کمال خونسردی، این را حق مردم بدانید و بصورت کاملا شفاف پاسخگو باشید تا جلوی هر گونه حاشیه سازی را نیز گرفته باشید.

دانستن و مطالبه گری را حق شهروندان بدانید.

 از همین روزهای نخست انتخاب تان، با تمام وجود خود را وقف برون رفت  بروجرد از این وضعیت نابسامان کنید، با هر گونه انتقاد ریز و درشتی از طرف مردم، "از کوره در نروید" و خود را در "جای حق" قرار ندهید و دیگران را متهم به کج اندیشی نکنید، شما با میل خودتان قبول کرده اید که پا در میدان بگذارید و در ضمن وعده داده اید که شب و روز برای بروجرد کار کنید.

عصر عصر ارتباطات است، همین ارتباطات باعث شد شورای ناکارآمد قبلی نتواند در این دوره آراء مردمی را جذب کند، بنابر این شرایط حال حاضر را تجزیه و تحلیل کنید و بدانید قضاوت مردم  بر اثر تجربه به دست آمده و همین تجربه گرانقیمت مردمی خطای بسیار بسیار کمی دارد.

بنابر این از حالا به بعد که عضو شورای شهر بروجرد شده اید، در هر جلسه علنی و غیر علنی برای هر موضوع شخصی یا جمعی که به موضوع شهری ربط داشته باشد حاضر بشوید، با این تکنولوژی های ارتباط جمعی که در اختیار همه مردم است "
قبل از خروج شما از هر جلسه ای"، تمامی مردم شهر از مفاد ریز و درشت "وعده وعیدها" و صحبت های رد و بدل شده در اینگونه جلسات، کاملا با خبر خواهند شد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، سخنانی رُک و بی رو دربایستی با منتخبین شورای شهر پنجم بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


شهرداری که با 13 آمد و با 13 رفت


فرهاد داودوندی- بروجرد:


امروز از میان تمامی خیل عظیم "لشکر سلم و توری" که همیشه به ظاهر با شهردار "رفیق گرمابه و گلستان" بودند، فقط یک زن، جانانه پای هیچ کاغذی را برای برکناری مهندس منوچهر یوسفی امضا نکرد.

بروجرد و بروجردی ها به مرحله ای رسیده اند که خواهان گذر سریع از شرایط فعلی بغرنج زادگاه شان می باشند.

طی سالیان اخیر بسیاری از شهرهای کشور در حال رشد روز افزون بوده و عجیب اینکه مسوولین آن شهرها همچنان به وضعیت شان راضی نبوده و خواهان امکانات بیشتر برای رشد بیشتر شهرهای شان هستند

در این شرایط که دیگران در حال پیشرفت هستند،  چند سالی است که تعدادی از روسای شهری بروجرد نمی خواهند شرایط پیشرفت کشورمان را در نظر بگیرند و حداقل تکانی به خود بدهند

از عجایب اینکه، اینگونه روسای شهری حضور دلسوزان واقعی شهر را نیز بر نمی تابند و قصد دارند با حفظ شرایط نامناسب وضعیت فعلی شهری در بروجرد، به هر ترفندی که شده برای حفظ موقعیت میز ریاست خود، پیشرفت بروجرد قربانی کنند.

امروز پس از استیضاح و برکناری شهردار، عده زیادی  از فرط شادی سر به آسمان سائیدند و برای همدیگر پیام تبریک فرستادند و تعدادی نیز از فرط  اندوه  برکناری شهردار شان زانوی غم به بغل گرفتند.

شهردار در دفاعیه اش به نکته ای اشاره کرد که کاش از روز اول، فعالیتهای عمرانی اش در سطح شهر را پوشش رسانه ای در دنیای مجازی می داد، وی غیر مستقیم اعتراف کرد که نتوانسته تیم قوی مطبوعاتی در کنار خود داشته باشد.

 شهردار سابق بروجرد ناخواسته به قدرت سایت های مستقل اعتراف کرد، هر چند که طی دو سه سال اخیر ارتباط خودش را با شبکه های مستقل دنیای مجازی در بروجرد با مشورت تعدادی از اطرافیان نا آگاه، کاملا قطع کرده بود.

سرنوشت مدیریتی شهردار سابق بروجرد مطمئنا  در آینده نیز برای تمامی روسای شهری که ارتباط خود را با مردم قطع می کنند رخ خواهد داد.

روسایی که  دلخوش به " به به و چه چه " عده ای از لشکریان همیشه  جان نثار! خود می باشند، غافل از اینکه در روز حساس و موعود، همان  اطرافیان به ظاهر دوست، زیر پای طرف را خالی خواهند کرد، اتفاقی که امروز رخ داد و از آن همه اطرافیان به ظاهر دوست! تنها یک زن، تمام قد و جانانه  از وی دفاع کرد.

ایرانیان در باور عمومی خود، عدد 13 را نحس می دانند و عجیب اینکه شهردار سابق بروجرد 13 شهریور 1392 آمد و 13 خرداد 1396 برای همیشه از صحنه مدیریت شهری خداحافظی کرد.

آیا  بدهی بیش از 80 میلیاردی شهرداری باعث شد که این شهردار بومی از مدیریت شهری بروجرد خداحافظی کند؟ آیا آنانکه طی چند ماه اخیر در نشست های شان در تاریکی شب، قول داده بودند رای بر ماندن وی بدهند، در روز روشن خلف وعده کردند؟ و یا اینکه بر باور عمومی مردم، این عدد 13 و گره خوردنش بر تاریخ آمدن و رفتن شهردار سابق بود که روی ناخوش خود را به شهردار نشان داد؟

هر چه که بود، مطمئنا تاریخ عادلانه قضاوت خواهد کرد که کجای کار ایراد داشت که، شهرداری که در روزهای نخستین مسوولیتش وقتی شنید تعدادی از فوتبالیست های نوجوان بروجردی هزینه حضور در مسابقات ورزشی کشوری را ندارند، علاوه بر تهیه توپ و لباس و هزینه های جانبی، با چشمان اشکبار سوئیچ خودرویش را نیز برای فروش و صرف هزینه بیشتر آن تیم، با رغبت کامل در اختیار آنها قرار داد، اما طی همین مدت کوتاه 4 ساله چه اتفاقی افتاد که همین شهردار در پایان دوران مدیریتی اش هیچکس را بعنوان حامی در کنار خود ندید؟!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهرداری که آمد و رفتش با 13 گره خورد، منوچهر یوسفی، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شهردار بروجرد، مهندس منوچهر یوسفی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


افراد تاثیر گذار

و نقشش شان در تاریخ معاصر بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

با دوست بسیار عزیزی تلفنی صحبت می کردم، واقعا متوجه نشدم که به شوخی یا جدی سخن از نقش افراد تاثیر گذار در بروجرد به میان آورد!!!

 بعد از آن تماس به فکر فرو رفتم که به راستی چرا بروجرد افراد صاحب نام و تاثیر گذاری که برای همه مردم شهر حکم بزرگ را داشته باشد، ندارد؟!

بارها گفته و نوشته ام، بروجرد از نداشتن مردان و زنان معتمد در رنج است و به همین خاطر  شهر ما بسیار ضرر کرده است.

متاسفانه بسیاری از کسانی که می خواهند بزرگی کنند و تاثیر گذار باشند نمی دانند که یک شبه نمی توان جایگاه بزرگی به دست آورد و نمی شود با ادعای بزرگ بودن، بر روی اطرافیان و همشهریان خود  تاثیر مثبت گذاشت.

اینگونه افراد غافلند از اینکه برای پوشیدن لباس معتمد مورد احترام همه آحاد مردم باید وقت گذاشت، نسبت به حساسیت های رایج در شهر قواعد بازی را رعایت کرد، از وقت و زندگی شخصی زد و از همه مهمتر اینکه همه اقشار مردم را بدون در نظر گرفتن اینکه با ما خوب هستند یا نه، عاشقانه دوست داشت.

اینگونه افراد در جریان نیستند که باید بر طبل دوستی ها کوبید و به هر طریقی پلی شد برای اینکه دست همه دلسوزان شهر را در دست یکدیگر قرار داد.

متاسفانه در حال حاضر افراد تاثیر گذار و معتمدی که بتوانند در مواقع ضروری قدم پیش بگذارند و حتی اختلافات کوچک و بزرگ مردم در بروجرد را رفع کنند و با نفوذ کلام و عمل به موقع، سخنان شان مورد قبول قاطبه مردم باشد در بروجرد بسیار کم داریم.

بسیاری از بزرگان را می شناسیم که در دام طرفداری از یک جریان فکری افتاده اند و به این طریق بسیاری از مخاطبین خود از جناح های دیگر را از دست داده اند.

بسیاری از افراد تاثیر گذار را می شناختیم که با ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع جمعی و بستن بار خود از منابع مالی بی حساب و کتاب شهر، نتوانستند نقش خود را در تاریخ معاصر این شهر بخوبی ایفا کنند و به یکباره از چشم مردم افتادند.

وجود افراد تاثیر گذار که مورد اعتماد مردم باشند می تواند بسیاری از گره های کور این شهر را باز کند.

 شاید در یک جمع بندی ساده بتوان گفت که در حال حاضر فرد یا افراد تاثیر گذاری که بتوانند نقش "بزرگ" و " دلسوز" را بدون استثناء برای همه مردم شهر بازی کند، یا دیده نمی شود و یا اینکه بسیار کمرنگ است که البته  صمیمانه امیدواریم  در آینده نزدیک شاهد حضور افراد تاثیر گذار بسیاری، در سطح شهر باشیم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: افراد تاثیر گذار و نقشش شان در تاریخ معاصر بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، افراد تاثیر گذار، فرهاد داودوندی، معتمد، تاثیر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


عشق بعضی از اعضای شوراهای قبلی شهر

 به ریاست،

 اشتباه بزرگی که کردند و ذکر یک حکایت


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بعضی از آنها  در شوراهای قبلی عاشق ریاست بودند!

آنچنان که تمام وقت شان را صرف این کردند که کدامیک چگونه بر شورای شهر ریاست کنند، غافل از اینکه تمامی اعضای شورای شهر برای تصویب هر قانونی، هر کدام فقط یک رای دارند و بس!

بر خلاف بسیاری از ما ایرانی ها که عاشق القابی به مانند: رئیس، مدیر، مدیر کل و .... هستیم در تمامی دنیا معادلات و کلمات مسوولیت های شهری را بسیار ساده کرده اند تا جائیکه حتی به جای عناوینی به مانند رئیس، از کلماتی به مانند " سخنگو " استفاده می کنند.

گفتیم که بعضی از اعضای شوراهای قبلی شهر در بروجرد عاشق رئیس شدن بودند و بیشتر وقت شان را صرف لابی گری برای به دست آوردن مقام ریاست بر شورای شهر و یا ریاست بر کمیسیون های مهم شورا می کردند و نتیجه همان رفتارشان را در انتخابات بعدی که با عدم استقبال مردم روبرو شدند مشاهده نمودند.

خوشبختانه شورای شهر جدید بروجرد از افرادی تشکیل شده که اینگونه عناوین برایشان مهم نیست و از روز اول قول داده اند که بدون در نظر گرفتن عناوین ریاستی، کمر همت را برای بیرون بردن بروجرد از وضعیت ناگوار فعلی به کار بگیرند.

دوستی می گفت: زمان جنگ تحمیلی خود شاهد بوده که بسیاری از رزمندگان از پذیرفتن عناوین، گریزان بوده اند، بارها شنیده ایم که در آنزمان فرماندهان بزرگی وجود داشته اند که در اوقات فراغت در ایستگاه های صلواتی حتی اقدام به واکس زدن کفش و پوتین دیگران می کرده اند.

 بعد ها نام این افراد که هدف شان از حضور در جبهه های جنگ، بدون در نظر گرفتن ریاست بر دیگران، خدمت کردن و تلاش برای حفظ دین و میهن و ناموس این مملکت بوده را تاریخ به نیکی برده است.

هدف از ذکر خاطراتی از رزمندگان جنگ تحمیلی در بالا این بود که گریزی داشته باشیم به این نکته که ریاست بر دیگران افتخار ندارد، خادم مردم بودن افتخار دارد، اگر کسی توانست با تمام توان به این دیار و حتی شهر زادگاه خود خدمت کند هنر است وگرنه دعوا بر سر ریاست را،  افرادی که به هیچ عنوان دیگر در اذهان مردم هم نیستند را سالیان قبل در شوراهای قبلی شهر انجام داده اند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 7 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که: از شب گذشته رایزنی های بسیار جدی برای انتخاب یک شهردار جدید کاربلد، در چند محفل بسیار با نفوذ برای معرفی به شورای شهر جدید آغاز شده است.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
ائتلاف اعضای شورای شهر جدید( 6+1) و ( 2 ) تقریبا در حال شکل گرفتن می باشد.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
مردم بروجرد که از دروغگویی و عدم صداقت بعضی روسای شهری خسته شده اند با انتخاب یک شورای شهر جدید پیام شان مبنی بر تغییر و تحولات اساسی در سطح مدیریت شهری را علنی کرده اند.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
حضور بسیار گسترده و غافلگیر کننده شهروندان بروجردی از ساعت 4 بعد از ظهر به بعد در پای صندوق های رای گیری، تمامی معادلات بسیاری از اعضای فعلی شورای شهر ( شورای چهارم) که خود را از قبل پیروز رقابت ها می دانستند را به هم ریخت.


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
یکی دو نفر از کاندیداهای شورای شهر در بروجرد اسیر دنیای مجازی ( دنیای غیر واقعی ) شده بودند و تعداد اعضای چهار پنج هزار نفری کانال های تلگرامی خود ( ممبر ) را مبنای انتخاب صد در صد خود می دانستند!


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
بزرگان جناح های اصولگرایان و اصلاح طلبان بروجردی همزمان با ارسال پیام های تبریک غیر رسمی برای همدیگر، تاکیدشان بر همکاری برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی بوده،  که بلافاصله مورد موافقت دو طرف قرار گرفته است.


زیر پوست شهر شنیده می شود که:  لیست های کاندیداهای شورای شهر اصولگرایان و اصلاح طلبان در بروجرد توسط مردم با مقبولیت بسیار خوبی مواجه شده است تا جائیکه می توان امیدوار بود در آینده هم لیست های حزبی و حتی شبه حزبی در انتخابات مختلف در سالهای بعد در بروجرد حرف اول را خواهند زد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی


"یزد" دور است، "گز" که نزدیک است!

خطاب به بعضی کاندیداهای شورای شهر

 که هم اکنون در شورای چهارم حضور دارند



فرهاد داودوندی - بروجرد:



یکی می گفت :پدری داشتم که از اینجا تا یزد می توانست بپرد. دیگری گفت: یزد که دور است ولی برای امتحان "گز و متر" که وجود دارد؟!


حالا شده حکایت "بعضی" اعضای شورای شهر فعلی که برای دوره بعدی هم کاندیدا شده اند، چنان شعارهای زیبا می دهند که قند توی دل هر شنونده ای آب می شود، اما در عمل ... گفتم عمل، یادم افتاد بیلان کاری بسیار ضعیف چهار سال گذشته این عزیزان را که شهر را به "روز سیاه" نشاندند!

( منظور این نوشته صد در صد اعضاء شورای شهر فعلی نیست، منظور تعدادی از اعضای این شورا می باشد)

راستش همین افراد به واقع آنچنان کارنامه ضعیفی در دوره فعلی داشته اند که اصلا و و ابدا جای هیچگونه دفاعی از آنها نمی گذارد!

جالب اینکه همین عزیزان دوباره دارند شعار می دهند که اگر به شورای شهر بعدی ورود پیدا کنیم : چنین خواهیم کرد و چنان خواهیم نمود!

جل الخالق! یا این عزیزان، ما مردم را فراموش کار حساب کرده اند و یا اینکه خودشان را به "کوچه علی چپ" زده اند!

دوست عزیز! لطفا "در باغ سبز"  حضورتان در
دوره بعدی شورای شهر را نشان مان ندهید، بفرمائید طی چهار سال گذشته چه "گلی به سر" ما و شهرمان زده اید؟!

بنظر نگارنده، از لابی گری های آنچنانی و استخدام فامیل و دوست و آشنا و بریز و به پاش های اینچنانی و از موضع قدرت با مردم حرف زدن این دوستان در چهار سال قبل که بگذریم، اگر لطف کنند بیلان کاری مثبت خودشان طی این دوره را اعلام کنند که دیگر احتیاج به چاپ حتی یک کارت تبلیغ 5 سانت در 5 سانت هم نخواهند داشت!

بقول قدیمی ها " یزد دور است، گز که نزدیک است"، "وعده سر خرمن" اگر دوباره انتخاب بشوم را بگذارید کنار، فعالیت های تان برای شهر در چهار سال گذشته را بریزید روی دایره!

راستی تا یادمان نرفته، این قافله عمر عجب می گذرد! چهار سال چه زود گذشت!

البته جای تعجب دارد، بعضی ها طی چهار سال گذشته جواب سلام خیلی از شهروندان را هم نمی دادند و خود را در هر زمینه ای "عقل کل" حساب می کردند، اما به یکباره چقدر مودب و با صفا شده اند!

 آهان افتاد یادم، نکند سلام و علیک گرم شان، برای رای من و تو همشهری باشد؟!  من که این بار با دقت نظر ویژه با "گز" (متر) سانت سانت فاصله تا یزد! را حساب خواهم کرد و با " چشم باز" فقط و فقط به متخصصین متعهد و دلسوز رای خواهم داد، والسلام.

 باقی بقای شما!

@@@@

توضیح ضروری:

مثلی‌کُردی‌ست تحت عنوان «یه‌زد دووره و گه‌ز نزیک» که فارسی‌اش عبارت است از: «یزد دور است و (گز)متر نزدیک!».
همچنان که می‌دانیم مناطق کُردنشین از لحاظ بُعد مسافت با یزد - که در مرکز ایران واقع شده - فاصله‌ای نسبتاً طولانی دارند، این مسأله باعث شده که کُردها از دوری یزد استفاده کنند و از آن مثلی زیبا بیافرینند. گز یا همان متر، مصداق نزدیکی است؛ یعنی دم دست بودن.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 6 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بزودی زود یکی از روسای مهم شهر، جایش را به شخص دیگری خواهد داد، از آنجا که مدتهاست مراسم تودیع و معارفه برای مدیران برکنار شده برگزار نگردیده، باید دید آیا برای این رئیس، مراسم رسمی برکناری انجام خواهد گرفت یا خیر؟!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: گروهی معتقدند به جای اینکه کنسرت برگزار شود بهتر است به دنبال رفع مشکل بیکاری جوانان باشیم!
این افراد البته نمی گویند جوانانی که مشغول کار و زندگی هستند و زندگی شان سر و سامانی دارد که تعداد شان هم خوشبختانه در این شهر کم نیست، چرا باید از دیدن اجرای موسیقی فاخر محروم باشند؟!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: تمامی حقوق 4 سال حضور در شورای شهر به 100 میلیون تومان نمی رسد، اما عده ای در راه رضای خدا! و بنا بر احساس تکلیف! شب و روز در حال ریخت و پاش های آنچنانی هستند، تا جائیکه تا همین الان ممکن است چندین برابر حقوق 4 ساله شان را صرف شام و نهار دادن کرده باشند!
 پدر عشق به خدمت به این شهر و زحمت کشیدن در پشت میز شورای شهر بسوزد! که عده ای را از خود بیخود کرده، آنچنان که ظاهرا قصد دارند تمام مردم شهر را با دادن یک وعده چلو کباب، نمک گیر کنند!




زیر پوست شهر شنیده می شود که: بعضی اطرافیان کاندیداهای حضور در شورای شهر، آنچنان در گوش کاندیدای مورد نظر خود از برتری قاطع  وی سخن گفته اند، که طرف از همین الان فکر کرده پیروز صد در صد مبارزات انتخاباتی شورای شهر است، غافل از اینکه اگر وی در شبانه روز سه چهار ساعت می خوابد، رقبا چشم  هم بر هم نمی گذارند!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: بعضی ها چنان در این شهر به میز ریاست چسبیده اند و آن را ارث پدری خود می دانند که اگر منع شان نکنند، درخواست می دهند که بعد از خود، اولاد ذکور و اگر نبود داماد گرامی شان چرخ آن اداره را بچرخاند!
البته اینگونه روسا که اتفاقا کمترین ثمر را برای شهر داشته اند، از آنجا که خود را "خادم مادام العمر"! مردم شهر می دانند، بسیار مایلند بعد از خود، افراد خانواده شان خدمت به شهر را در همان اداره مورد نظر ادامه بدهند!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


آقا و خانم مدیر شهری!

قطار پیشرفت کشور به راه افتاده،

ما مطالبه رشد بروجرد را داریم،

نمی توانی از قطار پیاده شو!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تعدادی از روسا و مدیران شهری در مقابل مطالبه گری شهروندان بروجردی، چشم بسته  جبهه گیری می کنند و ادعا دارند که هر کسی "نگاه چپ" به میز ریاست این افراد بکند مغرض است و حتی شاید معتقد باشند که هیچکس  نباید "بالاتر از گل" به این عزیزان مدیر شهری بگوید!

آقای عزیز! خانم گرامی! رئیس محترم فلان اداره! ما بروجردی ها بعنوان یکی از تاریخی ترین و با فرهنگ ترین مردم تاریخ ایران نمی توانیم ببینیم شهر ما عقب گرد داشته باشد، اما شهرهای دیگر روند رو به رشد داشته باشند.

ما مطالبه رشد بروجرد را داریم، شما هم بعنوان رئیس یک اداره شهری باید برای گرفتن حق و حقوق بروجرد، یقه مدیران بالای دستت را بگیری، هیچ موردی از کم کاری مدیران ادارات بروجرد برای ما قابل نیست.

قطار سازندگی کشور مدتهاست راه افتاده، نگاهی به شهرهای کشور عزیزمان و حتی شهرهای اطراف بروجرد بیندازی متوجه خیلی چیزها خواهی شد.

جنابعالی با عدم پاسخگویی به مطالبات به جای مردم شهر، فقط قصد وقت گذرانی برای دو سه روز بیشتر چسبیدن به میز ریاست و توجیه کم کاری خودت را داری، نمی توانی بعنوان رئیس یک اداره شهری در زادگاه مان، حق بروجرد را از بالا دستی هایت بگیری، لطفا از  "کوپه رشد بروجرد در  قطار پیشرفت کشور" پیاده شو و جا را برای "افراد کاربلدِ متخصص و منعهد" باز کن، والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قطار پیشرفت کشور به راه افتاده، ما مطالبه رشد بروجرد را داریم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، رشد بروجرد، کوپه قطار،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


سوزنی به خودمان!

چند قدم پیاده روی بد نیست!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

انتهای آرامستان دارالسلام  بروجرد، روبروی غسالخانه مسیر حرکت پیکر اموات برای دفن در قطعه های مختلف این آرامستان می باشد.

با اینکه ابتدای آرامستان چندین پارکینگ برای خودروها منظور شده است، اما نمی دانم چرا بعضی صاحبان خودروها که برای مراسم تشییع آشنایان خود آمده اند، اینقدر اصرار دارند که با ماشین خود تا دم در غسالخانه بیایند.

بعضی اوقات حضور پر تعداد خودروها ترافیک بسیار سنگینی را ایجاد می کند که باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای دیگر همشهریان و بخصوص صاحبان عزا می شود.

بد نیست همشهریان عزیز خودروهای خود را در پارکینگ های ورودی آرامستان دارالسلام پارک نموده و چند قدمی هم در این هوای بهاری راه بروند!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان!، چند قدم پیاده روی بد نیست!، ترافیک، آرامستان دارالسلام، دارالسلام بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


جای "زیبا رویان فتوشاپی" و "مانکن ها"

 در شورای شهر پنجم نیست


به خال و ابرو و گوشه چشم

 رای نخواهیم داد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


قدیمی ها به درستی گفته اند: به مال ات نناز به شبی بند است و به زیبایی ات نناز به تبی بند است!

همان قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد جای دیگر ( با کمی تغییرات توسط نگارنده) گفته اند: خوشگلی برای شهر ما آب و نان نمی شود!

متاسفانه باز هم شنیده می شود تعداد اندکی از آقایان و خانم ها  با توجه به "زیبایی نیم بندی" که دارند با کمک از "فناوری فتو شاپ" و ساختن چهره خود در حد " امیر ارسلان و فرخ لقا " قصد ورود به شورای شهر دوره پنجم را دارند!

البته شاید این موارد در ده بیست سال قبل جواب می داد، اما نگارنده معتقد است فریب مردم با دستکاری در چهره طبیعی و خود را بسیار زیبا نشان دادن در حد "شیرین و فرهاد " بجز فریبکاری و سوء استفاده از صداقت شهروندان چیز دیگری نمی تواند باشد.

 تجربه های مدیریتی شهری نشان داده که انسان های واقعی و صادق که در زمینه های شهری متخصص و متعهد باشند به دور از ظاهر چهره شان، به درد حضور در شورای شهر می خورند و اینکه چهره ظاهری شان چگونه باشد مشکلی از دردهای بی پایان این شهر را درمان نخواهد کرد.

در ضمن ما بروجردی ها به 9 خادم واقعی زن و مرد با هر شکل و قیافه ای که شب و روزشان را با حضور در شورای شهر برای برون رفت بروجرد از این وضعیت بغرنج  بگذارند احتیاج داریم.

 
به خال و ابرو و گوشه چشم رای دادن فقط و فقط شهر را به سرازیری نابودی خواهد کشاند!

تجربه های ناموفق قبلی ثابت کرده "زیبا رویان فتو شاپی " دردی از دردهای این شهر را دوا نخواهند کرد و ختم کلام اینکه جای "مانکن ها" در مدیریت شهری نیست! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جای "زیبا رویان فتوشاپی" و "مانکن ها" در شورای شهر پنجم نیست، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شورای شهر پنجم، انتخابات شورای شهر، به خال و ابرو و گوشه چشم رای نخواهیم داد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

نامه ای خطاب به فرماندار محترم بروجرد

ما  برای ساخت اورژانس جدید پول ندادیم که

 زن و مرد برای واریز پول به بیمارستان

به هم چسبیده باشند

 و به شخصیت شان توهین شود


فرهاد داودوندی - بروجرد:


جناب آقای مهندس علی کورانی فر، فرماندار محترم بروجرد

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه در بروجرد بعضی از روسا و مدیران شهری در بعضی ادارات و اماکن عمومی به مانند بیمارستانها قدرت تجزیه و تحلیل ندارند، آنقدر نور خیره کننده میز ریاست برایشان جذاب است که از دو قدمی خود هم بی خبرند.

جناب آقای کورانی فر عزیز

 ما مردم بروجرد و خیرین کشوری ریال به ریال روی هم پول گذاشتیم تا حالا که بیمارستانی در این شهر نداریم، لااقل یک اورژانس تازه ساز و مجهز داشته باشیم، اما دریغ و درد ......

فرماندار محبوب بروجرد

متاسفانه برای پرداخت پول و تسویه حساب در گوشه ای از بیمارستان امام (ره) خیابان سید مصطفی،
زن و مرد، پیر و جوان، باید تا کمر خم شده و در حالیکه همه روی هم تلنبار می شوند از پنجره بسیار کوچکی، اقدام به پرداخت پول کنند.

جناب مهندس کورانی فر

تعداد اندکی از روسای شهری ما معتقدند که برای بیان هر مشکلی، ما روزنامه نگاران باید قبلش به آنها زنگ بزنیم! و کسب اجازه کنیم!!! بنده های خدا فکر کرده اند روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان بروجردی، روابط عمومی رایگان آقایان می باشند!

فرماندار محترم و عزیز

حالا که چشمان بینا و همتی  در بین بعضی ها در این شهر برای رفع مشکلات مردم دیده نمی شود، نگارنده نیز از طلا گشتن پشیمان گشته و از آنجا که خواسته های ما شهروندان بخاطر عملکرد نامناسب بعضی مدیران شهری به مانند شهرمان کوچک شده،

 لذا عاجزانه در خواست می کنم، شما بعنوان یک فرماندار دلسوز دستور بدهید یا پنجره مربوط به پرداخت پول را بزرگتر و استانداردتر کنند، یا  قسمت زنان و مردان را از هم جدا کنند، یا مکان را تغییر بدهند و یا اینکه دستور بدهید بعضی ها به خود زحمت بدهند اگر کینه نگارنده را به دل نمی گیرند، از پشت میزشان بلند بشوند و دو قدمی خود را هم نگاهی کنند که شهروندان شریف بروجرد شامل زنان و مردان محترم این شهر، چگونه برای پرداخت پول در بیمارستان امام ( ره) بروجرد به شخصیت شان توهین می شود. والسلام.

دوستدار شما

فرهاد داودوندی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای خطاب به فرماندار محترم بروجرد، نامه به فرماندار، اورژانس بیمارستان بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


خطاب به هیات اجرایی و شورای نظارت

 بر انتخابات شورای شهر بروجرد

لطفا به وظیفه تاریخی تان عمل کنید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

خدا کند شنیده های ما اشتباه باشد که عده ای از کاندیداهای حضور در شورای شهر بعدی بروجرد از شهر های دیگر به بروجرد سرازیر شده اند  و حتی ساکن این شهر هم نبوده و نیستند.

به راستی اگر فرصت حضور برای افرادی که محل سکونت شان هم تاکنون حتی بروجرد نبوده، در شورای شهر بعدی بروجرد( توجه کنید شورای شهر " بروجرد") فراهم شود به زودی باید شاهد رشد بیش از پیش  مشکلات این شهر باشیم.

می گویند یک انسان عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمی شود: سال گذشته شورای شهر فعلی نام "خیابان بهار" را به "خیابان شورا" تغییر دادند که با عصبانیت مردم بروجرد روبرو شد و مجبور شدند نام خیابان را دوباره به خیابان بهار تغییر بدهند!

می دانید چرا چنین اتفاقی رخ داد؟

بله، آن تعداد از افرادی که در شورای شهر فعلی رای به تغییر نام خیابان بهار بروجرد داده بودند بخاطر اینکه از قدیم بروجرد و خاطرات بی شمار مردم این شهر از خیابان زیبای بهار، خاطره خاصی نداشتند! به همین خاطر با یک اقدام کاملا نسنجیده، باعث شدند مردم شریف بروجرد بسیار رنجیده خاطر شوند.

ختم کلام اینکه: هیات اجرایی و شورای نظارت بر انتخابات بروجرد وظیفه بسیار سنگین و تاریخی در قبال این شهر دارند.

برای ثبت در تاریخ بروجرد و اینکه ما هم باید به وظیفه مان در قبال زادگاه مان عمل کنیم، خدمت دوستان عزیز در شوراهای مختلف نظارت بر انتخابات شورای شهر بروجرد عرض می کنیم که:

 افرادی که ساکن بروجرد نبوده و حتی نام خیابانهای اصلی شهرمان را هم بلد نیستند، ورودشان به شورای شهر بروجرد، تبعات بسیار بسیار زیاد منفی برای شهر و زادگاه مان در پی خواهد داشت. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر بروجرد، شورای شهر بروجرد، خطاب به هیات اجرایی و شورای نظارت بر انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

عده ای مصرند که راه خدمت به مردم

از حضورشان در شورای شهر بعدی می گذرد




پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی


تا كنون به این موضوع فكر كرده‌اید كه چطور می‌توانیم به شهرمان و مردمش خدمت خالصانه نماییم؟

چندی پیش این سؤال را از پدرم پرسیدم اما در پاسخ چنان نگاهم کرد که نزدیک بود جان از قالب تهی کنم!

سپس چنان نعره زد که اول فکر کردم برق 220 ولت پدر بزرگوارم را گرفته و  بعد گفت: خدایا به درگاهت چه گناهی کرده‌ام چنین فرزندی نصیبم کرده‌ای که چیزی حالی‌اش نمی‌شود؟!

سپس با اشاره به مادرم که با ملاقه دستش سراسیمه از آشپزخانه بیرون زده بود گفت: آن ملاقه را چنان بزن توی سر این بچه‌ی نادان که عقلش سر جایش بیاید!

مادرم که شوکه شده بود خطاب به پدرم گفت: چکار بچه داری؟ 

با این حرف مادرم انگار به یک‌باره کبریت انداخته باشی توی انبار باروت، پدرم رفت هوا و آمد زمین و با عصبانیت زیاد گفت: این بچه هنوز نمی‌داند که راه خدمت به این شهر و مردمش فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

پدرم که انگار با دیدن قیافه بهت‌زده من و مادرم، دلش به حال ما سوخته بود، این بار آرام‌تر خطاب به من ادامه داد و گفت: پسر عزیزم! چرا این‌قدر دو ریالی تو کج است که نمی‌دانی اگر قرار است کسی به این شهر خدمت کند، فقط و فقط راهش ورود به شورای شهر بعدی است و بس!

چرا یک کمی نگاه دور و برت نمی‌کنی تا این همه کاندیدای احتمالی جدید را ببینی که به یک‌باره دل‌شان برای زادگاه‌شان شروع به تپیدن کرده و شب و روز دارند خودشان را در مراسم فاتحه و عروسی و نشست‌های مختلف توی چشم بقیه همشهریان می‌کنند؟!

پدرم مکثی کرد و پس از این که نگاهی دیگر به من انداخت، ادامه داد: فرزند عزیزم! از تو انتظار دارم که برای دور بعد شورای شهر کاندیدا شوی و با این کار باعث گردی همه بر و بچه‌های دور و نزدیک فامیل دست‌شان در یک جایی بند شود و در ضمن این شوهر عمه‌ات هم یک جایی مشغول به کار شود تا دیگر دست از نق زدن به این عمه بیچاره‌ات بردارد و برای قرض و قوله، كم در خانه‌ی ما بیاد!

برادر بزرگ‌ترت هم به شدت نیازمند كسب مجوز آپارتمان چند طبقه تا خط پیاده روی خیابان است و اگر تو آن‌جا باشی و در كمیسیون‌ها سفارش و پی‌گیری كنی، او می‌تواند علاوه بر این آپارتمان، اصلاً  وارد كار ساخت و ساز شود و با ساختن آپارتمان‌هایی كه تا لبه‌ی خیابان‌ها پیشروی كرده‌اند، به این شهر و مردمش خدمت كند.

راستش پس از شنیدن این حرف‌ها دلم برای پدرم خیلی سوخت!

پدر در پایان با درماندگی نگاهی به من کرد و گفت: فرزند عزیز‌تر از جانم، من پایم لب گور بند است و امروز یا فردا است سر بر بالین بگذارم. بیا و به من قول بده برای خدمت به این شهر آستین همتت بالا بزنی و با حضور در شورای شهر بعدی، سر و سامانی به استخدام زنان و مردان و بچه‌های ریز و درشت فامیل در شهرداری؛ ببخشید، حواسم نبود! سر و سامانی به شهرمان بدهی و فرهاد داودوندیبه مردم این شهر خدمت كنی.

راستش خیلی دلم به حال پدرم، برادر، دوستانم و فامیل دور و نزدیک سوخت و حالا فهمیدم که تنها راه خدمت به شهرمان، فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

بنا بر این می‌خواهم از فردا پس‌فردا با حضور در مراسم فاتحه، شادی و همایش‌ها و حتی اگر چه تا كنون قلم به دست نگرفته‌ام، با نوشتن مقالات انتقادی و پیشنهادی در نشریات خود را مطرح كنم و یواش یواش آستین همت برای خدمت به زادگاهم با حضور در شورای شهر بعدی را بالا بزنم!

پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، یافته، شورای شهر، طنز، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

پیش به سوی حضور حداکثری

برای انتخاب یک "شورای شهر" واقعی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


ثبت نام کاندیداها جهت حضور در رقابت برای تصاحب 9 صندلی شورای شهر دوره پنجم بروجرد آغاز شده است.

این بار بر خلاف دفعات قبلی، شهروندان تشنه داشتن یک شورای شهر قوی، متخصص، متعهد، کاربلد و دل و جرات دار هستند.

با ضعف های مفرطی که شورای شهر فعلی طی 4 سال گذشته از خود نشان داد، شاید بتوان ادعا نمود که برای مردم بروجرد انتخابات شورای شهر چه بسا حتی از انتخابات همزمان ریاست جمهور هم مهم تر باشد.

با توجه به اینکه "میزان رای ملت است"، تک تک آراء شهروندان می تواند برای انتخاب یک شورای شهر دلخواه مثمر ثمر باشد.

امیدواریم با گزینش نهایی کاندیداهای شورای شهر پنجم، افرادی تائید صلاحیت بشوند که بتوانند با تمام وجود در خدمت بروجرد و بروجردی ها باشند و در میدان عمل منافع شهر را به منافع شخصی خود ترجیح بدهند.

با توجه به حساسیت فراوان در بین مردم برای انتخاب درست و صحیح یک شورای شهر قوی، می توان پیش بینی کرد که این بار شاهد حضور بیش از پیش بروجردی ها در پای صندوق ها باشیم.

کارشناسان معتقدند، حضور اندک مردم در انتخابات شورای شهر پنجم، راه را برای حضور افراد ضعیف در شورا هموار خواهد کرد، اما اگر حضور مردم حداکثری باشد، انتخاب افراد ضعیف برای حضور در شورای شهر به کمترین میزان احتمال خود خواهد رسید.

از هم اکنون که مصادف با تعطیلات نوروز است می توان در دید و بازدید های نوروزی به طریقه سینه به سینه کاندیداهای "متخصص متعهد" را به دیگران معرفی کنیم.

از امروز ( اول فروردین 1396 ) سایت فرهاد 90 در رابطه با اصل و حاشیه های انتخابات شورای شهر پنجم در بروجرد، حضوری بسیار فعال خواهد داشت و بزودی مطالب دیگری در این رابطه در سایت ثبت خواهد شد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخابات شورای شهر، انتخابات شورا، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


بروجرد شهری که رنگ و بوی نوروزی ندارد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر چی می خواهیم از دسته گل های به آب داده شورای شهر و شهرداری چیزی ننویسیم، نمی شود که نمی شود!

 هر چه می خواهیم خودمان را به مانند روسای مربوطه که شهر را هزار سال عقب برده اند و خودشان را به کوچه علی چپ می زنند، ما هم خودمان را بی خیال نشان بدهیم نمی شود که نمی شود!

چهار تا بلوک کنار بلوارهای وسط خیابان را رنگ زدن، آنهم بلوک هایی که به مانند دندان کرم خورده می باشند، باعث نخواهد شد شهر زیبا بشود!

زیبایی ظاهری بروجرد مدتهاست بخاطر مدیریت صد در صد غلط، از دست رفته است.

ختم کلام اینکه بروجرد رنگ و بوی نوروزی ندارد که ندارد که ندارد!

با دیدن شهری که خیابانها و کوچه هایش بخاطر مدیریت غلط شخم زده هستند، و بوی کهنگی سراسر شهر را گرفته،
هر کسی نظرش بر خلاف نگارنده است برود با دیدن این مخروبه حالش را ببرد!

از آنجایی که قلم مان را به چندر غاز نفروخته و منافع شهر را به منافع شخصی خودمان ترجیح می دهیم و جیره خوار هیچکس هم نیستیم و دست مان هم با هیچکس در هیچ کاسه ای نبوده و  نیست، رُک و صریح و بی رودربایستی می گوئیم بخاطر حال و روز نامساعد زیبا سازی نوروزی در بروجرد، فکرش را هم که می کنیم حال مان از این مثلا مدیریت شهری خراب می شود!  والسلام.

داریم دعا دعا می کنیم زودتر موعد انتخابات شورای شهر بعدی برسد تا با یاری پروردگار مهربان و گوش شیطان و بدخواهان این شهر کر، با یک انتخاب صحیح شهر را از این وضعیت بسیار نامطلوب بیرون ببریم، به امید خدا




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد شهری که رنگ و بوی نوروزی ندارد، تقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، رنگ و بوی نوروزی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


پارلمان محلی بروجرد

 امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود



فرهاد داودوندی- بروجرد:



جدای از اینکه شورای شهر دوره چهارم بروجرد منحل بشود یا خیر، شهردار ابقا بشود یا خیر و هزاران سوال دیگر...... اما باید برای ثبت در تاریخ شهر فرهنگی بروجرد ثبت شود روزی که این شهر برای اولین بار شاهد یک رخداد متمدنانه در سطح مدیریت شهری بود.

امروز بالاخره بعد از چند سال که از عمر شورای چهارم می گذرد، می شد روح زندگی را در یک پارلمان محلی دید که نظرات مستقیم شهروندان باعث شد در آن تصمیم گیری مبتنی بر احترام به مردم گرفته شود.

امروز روزی بود که حضور در این جلسه تاریخی و پر هیجان می توانست برای هر خبرنگار یا وبلاگ نویسی  به صدها خبر دیگر ارزش صد چندان داشته باشد.

در این روز اعضای موافق و مخالف در شورای شهر بر اثر فشار شهروندانی که با رعایت تمامی قوانین متمدنانه شهروندی پشت درها ایستاده بودند، مجبور شدند افکار واقعی خود را نشان بدهند، از روی صندلی ها برخیزند و با شور و حرارت تصمیم بگیرند و برای یکبار هم که شده بازی با احساسات شهروندان را کنار بگذارند.

"تعدادی" از اعضای پارلمان محلی دوره چهارم بروجرد هر چند بسیار دیر، اما اگر به فال نیک گرفته شود امروز جدای از ابقا یا انحلال، مرد و مردانه به میان موکلین خود آمدند و با صراحت کامل با مردم شهر سخن گفتند و بالاخره  سر شهروندان را بر یک بالین گذاشتند.

شهروندانی که سالهاست به شورای شهر بی تفاوت شده بودند امروز تجربه کردند که اگر با تمام وجود پای صندوق های رای بیایند و درست و صحیح نمایندگان محلی خود در شورای شهر را انتخاب کنند، می توانند برای رفع هر مشکل حتی کوچکی درهای شورا را برای بیان مستقیم مشکلات شهر، به روی خود باز ببیند.

 اتفاق خوشایندی که امروز رخ داد این بود که برای اولین بار این حضور مستقیم مردم و رسانه ها بود که در آرا موافق و مخالف در بین اعضای شورای شهر تاثیر مستقیم گذاشت.

باید برای ثبت در تاریخ زادگاه مان بنویسیم که امروز برای بروجرد یک روز تاریخی در تمرین مردم  برای تصمیم گیری جهت انتخاب صحیح اعضای شورای شهر بعدی در اواخر اردیبهشت ماه 1396 بود.

اتفاقات امروز را جدای از تمامی حاشیه های مثبت و منفی آن به فال نیک بگیریم، انتخابات شورای پنجم نزدیک است و حضور بی سابقه مردم در پای صندوق ها برای انتخاب درست یک پارلمان محلی، می تواند  با انتخاب افراد پاسخگو، متخصص و متعهد،
در کمترین زمان ممکن، بروجرد زیبا و فرهنگی تاریخی را به روزهای اوج خود برگرداند.

تنگ چشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشا کنان بُستانیم

























طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پارلمان محلی بروجرد امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود، شورای شهر، نقد، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، پارلمان محلی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ