وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh

tabligh



ای ملت! ایهاالناس!

2700 تومان شارژ دارم

برایم قبض نداشتن شارژ پارکبان صادر کرده اند!



فرهاد داودوندی - بروجرد:


ایهاالناس! اسم من فرهاد داودوندی است! شماره خودرویی که در قبض پارکبان می بینید مربوط یه خودروی من می باشد.

همین الان ( ساعت 22.30 شنبه شب) از شارژ هفته های قبل، حداقل 2700 تومان شارژ توی کارت پارکبانم ذخیره دارم،  یکی به من بگوید این قبض که امروز زیر شیشه ماشین گذاشتندبه چه معناست؟

امروز ساعت 9 صبح خیابان حافظ جنوبی پارک کردم از پارکبان محترم پرسیدم چقدر شارژ دارم؟ دستگاه را روی شیشه ماشین گرفت و گفت بیش از 3000 تومان

خودم هم می دانستم حدودا 3300 تومان شارژ دارم.

برای ارائه اظهار نامه مالیاتی رفتم اداره دارایی و حدودا ساعت 10 برگشتم (حدودا یکساعت رفت و برگشتم زمان برد)، ساعت 9.50 قبضی زیر شیشه خودرویم قرار داده بودند مبنی بر نداشتن شارژ کارت پارک الکترونیک! جل الخالق!!!!

واقعا دیگر درمانده شده ایم دردمان را در  این شهر به چه کسی بگوئیم؟

ای ملت! ایهاالناس!  همین الان بیش از 2700 تومان شارژ پارکبان دارم، درد احترام نگذاشتن به حقوق شهروندی ام  را در این شهر به که بگویم؟

( هر مسوولی در این شهر مایل است صحت گفته های مرا از نزدیک تائید کند حاضرم همین الان ماشینم را برای تائید گفته هایم نزد آنها ببرم)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، پارکبان، جریمه، قبض، قبض پارکبان، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


سخنانی رُک و بی رو دربایستی

با منتخبین محترم شورای شهر پنجم بروجرد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


متاسفانه بسیاری از اعضای شوراهای شهر قبلی در مقابل هر خبر ریز و درشتی که بنا به میل شان نبود سریعا جبهه گیری می کردند و بعد ها ثابت شد که در دراز مدت آنکه ضرر کرد، همان اعضای شورای شهر گریزان از نقد منصفانه بودند.

به هر حال با توجه به وضعیت حال حاضر شهرمان لازم است با منتخبین جدید و محترم شورای شهر دوره پنجم کمی رُک و صریح صحبت کنیم و آنچه شرط  بلاغ است را برای ثبت در تاریخ شهرمان با این عزیزان در میان بگذاریم، خواه از سخنان ما ناراحت شوند و خواه پند بگیرند!

دوستان عزیز ضمن عرض تبریک به مناسبت انتخاب شما بعنوان خدمتگزاران مردم بروجرد در شورای شهر دوره پنجم لازم است بعرض برسانیم که:

دوره ماه عسل رقابت های شیرین و توام با هیجان انتخابات شورای شهر به پایان رسید، این مردم نبودند که برای به میدان آوردن شما به در منازل تان آمدند، بلکه این خود شما بودید که با توجه به اینکه در خود توان بسیاری برای خدمت به بروجرد و بروجردی ها می دیدید قدم پیش نهادید.

شاید برای نمونه تاکنون اگر از چراغ قرمز رد می شدید فقط  یک جریمه معمولی برای شما در نظر گرفته می شد، اما از حالا به بعد در تمامی زمینه ها، زندگی شخصی و اجتماعی شما تغییر خواهد کرد.

از حالا به بعد چه بخواهید و چه نخواهید چشمان تیزبین همشهریان عزیز کاملا شما را زیر نطر خواهند گرفت.

 نشست و برخاست تان، وضعیت مالی، شخصیت دوستان تان، نوع مدل خودروی مورد استفاده شما، نوع پوشش، حضور و غیابت تان در مراسم های مختلف شهری، وضعیت شغلی اطرافیان تان، مدرک تحصیلی تان، دانشگاهی که در آن درس خوانده اید، آسفالت کوچه تان، نانوایی که از آن نان تهیه می کنید و  ....... و حتی مسافرت های شما به شهرهای دیگر توسط شهروندان بصورت بسیار دقیق رصد خواهد شد.

مطمئنا خود شما قبل از انتخاب شدن تان، در جریان خیلی از مسائل ریز و درشت شهر به مانند: تاریخ سند خوردن خودروی گرانقیمت "در پارکینک خفته" فلان رئیس شهر در فلان محضر بالای شهر تهران، مسافرت های فلانی برای سرکشی به ساختمان سازی اش در فلان شهر مهم، استخدام فامیل های  بسیار نزدیک فلانی در فلان اداره، مبلغ دقیق پاداش های میلیونی فلانی ها در شب عید، مبلغ هر متر مربع منزل مسکونی در تهران و اصفهان و مشهد و کیش و ..... قرار گرفته اید! خوب طبیعی است که این روند نظارت مردمی برای خود شما هم ادامه خواهد داشت.

بنابر این اگر مردم از شما در هر موردی گلایه داشتند نباید عصبانی و ناراحت بشوید، خود شما قبول کرده اید خادم این مردم باشید، به جای تند حرف زدن و عصبانیت و مغرض دانستن دیگران، لطفا با روی باز، شفاف سازی کنید.

اگر خبر، فیلم و یا عکسی از نشست و برخاست شما به هر دلیل  رسانه ای شد، لطفا در کمال خونسردی، این را حق مردم بدانید و بصورت کاملا شفاف پاسخگو باشید تا جلوی هر گونه حاشیه سازی را نیز گرفته باشید.

دانستن و مطالبه گری را حق شهروندان بدانید.

 از همین روزهای نخست انتخاب تان، با تمام وجود خود را وقف برون رفت  بروجرد از این وضعیت نابسامان کنید، با هر گونه انتقاد ریز و درشتی از طرف مردم، "از کوره در نروید" و خود را در "جای حق" قرار ندهید و دیگران را متهم به کج اندیشی نکنید، شما با میل خودتان قبول کرده اید که پا در میدان بگذارید و در ضمن وعده داده اید که شب و روز برای بروجرد کار کنید.

عصر عصر ارتباطات است، همین ارتباطات باعث شد شورای ناکارآمد قبلی نتواند در این دوره آراء مردمی را جذب کند، بنابر این شرایط حال حاضر را تجزیه و تحلیل کنید و بدانید قضاوت مردم  بر اثر تجربه به دست آمده و همین تجربه گرانقیمت مردمی خطای بسیار بسیار کمی دارد.

بنابر این از حالا به بعد که عضو شورای شهر بروجرد شده اید، در هر جلسه علنی و غیر علنی برای هر موضوع شخصی یا جمعی که به موضوع شهری ربط داشته باشد حاضر بشوید، با این تکنولوژی های ارتباط جمعی که در اختیار همه مردم است "
قبل از خروج شما از هر جلسه ای"، تمامی مردم شهر از مفاد ریز و درشت "وعده وعیدها" و صحبت های رد و بدل شده در اینگونه جلسات، کاملا با خبر خواهند شد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، سخنانی رُک و بی رو دربایستی با منتخبین شورای شهر پنجم بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


شهرداری که با 13 آمد و با 13 رفت


فرهاد داودوندی- بروجرد:


امروز از میان تمامی خیل عظیم "لشکر سلم و توری" که همیشه به ظاهر با شهردار "رفیق گرمابه و گلستان" بودند، فقط یک زن، جانانه پای هیچ کاغذی را برای برکناری مهندس منوچهر یوسفی امضا نکرد.

بروجرد و بروجردی ها به مرحله ای رسیده اند که خواهان گذر سریع از شرایط فعلی بغرنج زادگاه شان می باشند.

طی سالیان اخیر بسیاری از شهرهای کشور در حال رشد روز افزون بوده و عجیب اینکه مسوولین آن شهرها همچنان به وضعیت شان راضی نبوده و خواهان امکانات بیشتر برای رشد بیشتر شهرهای شان هستند

در این شرایط که دیگران در حال پیشرفت هستند،  چند سالی است که تعدادی از روسای شهری بروجرد نمی خواهند شرایط پیشرفت کشورمان را در نظر بگیرند و حداقل تکانی به خود بدهند

از عجایب اینکه، اینگونه روسای شهری حضور دلسوزان واقعی شهر را نیز بر نمی تابند و قصد دارند با حفظ شرایط نامناسب وضعیت فعلی شهری در بروجرد، به هر ترفندی که شده برای حفظ موقعیت میز ریاست خود، پیشرفت بروجرد قربانی کنند.

امروز پس از استیضاح و برکناری شهردار، عده زیادی  از فرط شادی سر به آسمان سائیدند و برای همدیگر پیام تبریک فرستادند و تعدادی نیز از فرط  اندوه  برکناری شهردار شان زانوی غم به بغل گرفتند.

شهردار در دفاعیه اش به نکته ای اشاره کرد که کاش از روز اول، فعالیتهای عمرانی اش در سطح شهر را پوشش رسانه ای در دنیای مجازی می داد، وی غیر مستقیم اعتراف کرد که نتوانسته تیم قوی مطبوعاتی در کنار خود داشته باشد.

 شهردار سابق بروجرد ناخواسته به قدرت سایت های مستقل اعتراف کرد، هر چند که طی دو سه سال اخیر ارتباط خودش را با شبکه های مستقل دنیای مجازی در بروجرد با مشورت تعدادی از اطرافیان نا آگاه، کاملا قطع کرده بود.

سرنوشت مدیریتی شهردار سابق بروجرد مطمئنا  در آینده نیز برای تمامی روسای شهری که ارتباط خود را با مردم قطع می کنند رخ خواهد داد.

روسایی که  دلخوش به " به به و چه چه " عده ای از لشکریان همیشه  جان نثار! خود می باشند، غافل از اینکه در روز حساس و موعود، همان  اطرافیان به ظاهر دوست، زیر پای طرف را خالی خواهند کرد، اتفاقی که امروز رخ داد و از آن همه اطرافیان به ظاهر دوست! تنها یک زن، تمام قد و جانانه  از وی دفاع کرد.

ایرانیان در باور عمومی خود، عدد 13 را نحس می دانند و عجیب اینکه شهردار سابق بروجرد 13 شهریور 1392 آمد و 13 خرداد 1396 برای همیشه از صحنه مدیریت شهری خداحافظی کرد.

آیا  بدهی بیش از 80 میلیاردی شهرداری باعث شد که این شهردار بومی از مدیریت شهری بروجرد خداحافظی کند؟ آیا آنانکه طی چند ماه اخیر در نشست های شان در تاریکی شب، قول داده بودند رای بر ماندن وی بدهند، در روز روشن خلف وعده کردند؟ و یا اینکه بر باور عمومی مردم، این عدد 13 و گره خوردنش بر تاریخ آمدن و رفتن شهردار سابق بود که روی ناخوش خود را به شهردار نشان داد؟

هر چه که بود، مطمئنا تاریخ عادلانه قضاوت خواهد کرد که کجای کار ایراد داشت که، شهرداری که در روزهای نخستین مسوولیتش وقتی شنید تعدادی از فوتبالیست های نوجوان بروجردی هزینه حضور در مسابقات ورزشی کشوری را ندارند، علاوه بر تهیه توپ و لباس و هزینه های جانبی، با چشمان اشکبار سوئیچ خودرویش را نیز برای فروش و صرف هزینه بیشتر آن تیم، با رغبت کامل در اختیار آنها قرار داد، اما طی همین مدت کوتاه 4 ساله چه اتفاقی افتاد که همین شهردار در پایان دوران مدیریتی اش هیچکس را بعنوان حامی در کنار خود ندید؟!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهرداری که آمد و رفتش با 13 گره خورد، منوچهر یوسفی، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شهردار بروجرد، مهندس منوچهر یوسفی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


افراد تاثیر گذار

و نقشش شان در تاریخ معاصر بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

با دوست بسیار عزیزی تلفنی صحبت می کردم، واقعا متوجه نشدم که به شوخی یا جدی سخن از نقش افراد تاثیر گذار در بروجرد به میان آورد!!!

 بعد از آن تماس به فکر فرو رفتم که به راستی چرا بروجرد افراد صاحب نام و تاثیر گذاری که برای همه مردم شهر حکم بزرگ را داشته باشد، ندارد؟!

بارها گفته و نوشته ام، بروجرد از نداشتن مردان و زنان معتمد در رنج است و به همین خاطر  شهر ما بسیار ضرر کرده است.

متاسفانه بسیاری از کسانی که می خواهند بزرگی کنند و تاثیر گذار باشند نمی دانند که یک شبه نمی توان جایگاه بزرگی به دست آورد و نمی شود با ادعای بزرگ بودن، بر روی اطرافیان و همشهریان خود  تاثیر مثبت گذاشت.

اینگونه افراد غافلند از اینکه برای پوشیدن لباس معتمد مورد احترام همه آحاد مردم باید وقت گذاشت، نسبت به حساسیت های رایج در شهر قواعد بازی را رعایت کرد، از وقت و زندگی شخصی زد و از همه مهمتر اینکه همه اقشار مردم را بدون در نظر گرفتن اینکه با ما خوب هستند یا نه، عاشقانه دوست داشت.

اینگونه افراد در جریان نیستند که باید بر طبل دوستی ها کوبید و به هر طریقی پلی شد برای اینکه دست همه دلسوزان شهر را در دست یکدیگر قرار داد.

متاسفانه در حال حاضر افراد تاثیر گذار و معتمدی که بتوانند در مواقع ضروری قدم پیش بگذارند و حتی اختلافات کوچک و بزرگ مردم در بروجرد را رفع کنند و با نفوذ کلام و عمل به موقع، سخنان شان مورد قبول قاطبه مردم باشد در بروجرد بسیار کم داریم.

بسیاری از بزرگان را می شناسیم که در دام طرفداری از یک جریان فکری افتاده اند و به این طریق بسیاری از مخاطبین خود از جناح های دیگر را از دست داده اند.

بسیاری از افراد تاثیر گذار را می شناختیم که با ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع جمعی و بستن بار خود از منابع مالی بی حساب و کتاب شهر، نتوانستند نقش خود را در تاریخ معاصر این شهر بخوبی ایفا کنند و به یکباره از چشم مردم افتادند.

وجود افراد تاثیر گذار که مورد اعتماد مردم باشند می تواند بسیاری از گره های کور این شهر را باز کند.

 شاید در یک جمع بندی ساده بتوان گفت که در حال حاضر فرد یا افراد تاثیر گذاری که بتوانند نقش "بزرگ" و " دلسوز" را بدون استثناء برای همه مردم شهر بازی کند، یا دیده نمی شود و یا اینکه بسیار کمرنگ است که البته  صمیمانه امیدواریم  در آینده نزدیک شاهد حضور افراد تاثیر گذار بسیاری، در سطح شهر باشیم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: افراد تاثیر گذار و نقشش شان در تاریخ معاصر بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، افراد تاثیر گذار، فرهاد داودوندی، معتمد، تاثیر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی


عشق بعضی از اعضای شوراهای قبلی شهر

 به ریاست،

 اشتباه بزرگی که کردند و ذکر یک حکایت


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بعضی از آنها  در شوراهای قبلی عاشق ریاست بودند!

آنچنان که تمام وقت شان را صرف این کردند که کدامیک چگونه بر شورای شهر ریاست کنند، غافل از اینکه تمامی اعضای شورای شهر برای تصویب هر قانونی، هر کدام فقط یک رای دارند و بس!

بر خلاف بسیاری از ما ایرانی ها که عاشق القابی به مانند: رئیس، مدیر، مدیر کل و .... هستیم در تمامی دنیا معادلات و کلمات مسوولیت های شهری را بسیار ساده کرده اند تا جائیکه حتی به جای عناوینی به مانند رئیس، از کلماتی به مانند " سخنگو " استفاده می کنند.

گفتیم که بعضی از اعضای شوراهای قبلی شهر در بروجرد عاشق رئیس شدن بودند و بیشتر وقت شان را صرف لابی گری برای به دست آوردن مقام ریاست بر شورای شهر و یا ریاست بر کمیسیون های مهم شورا می کردند و نتیجه همان رفتارشان را در انتخابات بعدی که با عدم استقبال مردم روبرو شدند مشاهده نمودند.

خوشبختانه شورای شهر جدید بروجرد از افرادی تشکیل شده که اینگونه عناوین برایشان مهم نیست و از روز اول قول داده اند که بدون در نظر گرفتن عناوین ریاستی، کمر همت را برای بیرون بردن بروجرد از وضعیت ناگوار فعلی به کار بگیرند.

دوستی می گفت: زمان جنگ تحمیلی خود شاهد بوده که بسیاری از رزمندگان از پذیرفتن عناوین، گریزان بوده اند، بارها شنیده ایم که در آنزمان فرماندهان بزرگی وجود داشته اند که در اوقات فراغت در ایستگاه های صلواتی حتی اقدام به واکس زدن کفش و پوتین دیگران می کرده اند.

 بعد ها نام این افراد که هدف شان از حضور در جبهه های جنگ، بدون در نظر گرفتن ریاست بر دیگران، خدمت کردن و تلاش برای حفظ دین و میهن و ناموس این مملکت بوده را تاریخ به نیکی برده است.

هدف از ذکر خاطراتی از رزمندگان جنگ تحمیلی در بالا این بود که گریزی داشته باشیم به این نکته که ریاست بر دیگران افتخار ندارد، خادم مردم بودن افتخار دارد، اگر کسی توانست با تمام توان به این دیار و حتی شهر زادگاه خود خدمت کند هنر است وگرنه دعوا بر سر ریاست را،  افرادی که به هیچ عنوان دیگر در اذهان مردم هم نیستند را سالیان قبل در شوراهای قبلی شهر انجام داده اند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد شورای شهر، شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 7 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که: از شب گذشته رایزنی های بسیار جدی برای انتخاب یک شهردار جدید کاربلد، در چند محفل بسیار با نفوذ برای معرفی به شورای شهر جدید آغاز شده است.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
ائتلاف اعضای شورای شهر جدید( 6+1) و ( 2 ) تقریبا در حال شکل گرفتن می باشد.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
مردم بروجرد که از دروغگویی و عدم صداقت بعضی روسای شهری خسته شده اند با انتخاب یک شورای شهر جدید پیام شان مبنی بر تغییر و تحولات اساسی در سطح مدیریت شهری را علنی کرده اند.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
حضور بسیار گسترده و غافلگیر کننده شهروندان بروجردی از ساعت 4 بعد از ظهر به بعد در پای صندوق های رای گیری، تمامی معادلات بسیاری از اعضای فعلی شورای شهر ( شورای چهارم) که خود را از قبل پیروز رقابت ها می دانستند را به هم ریخت.


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
یکی دو نفر از کاندیداهای شورای شهر در بروجرد اسیر دنیای مجازی ( دنیای غیر واقعی ) شده بودند و تعداد اعضای چهار پنج هزار نفری کانال های تلگرامی خود ( ممبر ) را مبنای انتخاب صد در صد خود می دانستند!


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
بزرگان جناح های اصولگرایان و اصلاح طلبان بروجردی همزمان با ارسال پیام های تبریک غیر رسمی برای همدیگر، تاکیدشان بر همکاری برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی بوده،  که بلافاصله مورد موافقت دو طرف قرار گرفته است.


زیر پوست شهر شنیده می شود که:  لیست های کاندیداهای شورای شهر اصولگرایان و اصلاح طلبان در بروجرد توسط مردم با مقبولیت بسیار خوبی مواجه شده است تا جائیکه می توان امیدوار بود در آینده هم لیست های حزبی و حتی شبه حزبی در انتخابات مختلف در سالهای بعد در بروجرد حرف اول را خواهند زد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی


"یزد" دور است، "گز" که نزدیک است!

خطاب به بعضی کاندیداهای شورای شهر

 که هم اکنون در شورای چهارم حضور دارند



فرهاد داودوندی - بروجرد:



یکی می گفت :پدری داشتم که از اینجا تا یزد می توانست بپرد. دیگری گفت: یزد که دور است ولی برای امتحان "گز و متر" که وجود دارد؟!


حالا شده حکایت "بعضی" اعضای شورای شهر فعلی که برای دوره بعدی هم کاندیدا شده اند، چنان شعارهای زیبا می دهند که قند توی دل هر شنونده ای آب می شود، اما در عمل ... گفتم عمل، یادم افتاد بیلان کاری بسیار ضعیف چهار سال گذشته این عزیزان را که شهر را به "روز سیاه" نشاندند!

( منظور این نوشته صد در صد اعضاء شورای شهر فعلی نیست، منظور تعدادی از اعضای این شورا می باشد)

راستش همین افراد به واقع آنچنان کارنامه ضعیفی در دوره فعلی داشته اند که اصلا و و ابدا جای هیچگونه دفاعی از آنها نمی گذارد!

جالب اینکه همین عزیزان دوباره دارند شعار می دهند که اگر به شورای شهر بعدی ورود پیدا کنیم : چنین خواهیم کرد و چنان خواهیم نمود!

جل الخالق! یا این عزیزان، ما مردم را فراموش کار حساب کرده اند و یا اینکه خودشان را به "کوچه علی چپ" زده اند!

دوست عزیز! لطفا "در باغ سبز"  حضورتان در
دوره بعدی شورای شهر را نشان مان ندهید، بفرمائید طی چهار سال گذشته چه "گلی به سر" ما و شهرمان زده اید؟!

بنظر نگارنده، از لابی گری های آنچنانی و استخدام فامیل و دوست و آشنا و بریز و به پاش های اینچنانی و از موضع قدرت با مردم حرف زدن این دوستان در چهار سال قبل که بگذریم، اگر لطف کنند بیلان کاری مثبت خودشان طی این دوره را اعلام کنند که دیگر احتیاج به چاپ حتی یک کارت تبلیغ 5 سانت در 5 سانت هم نخواهند داشت!

بقول قدیمی ها " یزد دور است، گز که نزدیک است"، "وعده سر خرمن" اگر دوباره انتخاب بشوم را بگذارید کنار، فعالیت های تان برای شهر در چهار سال گذشته را بریزید روی دایره!

راستی تا یادمان نرفته، این قافله عمر عجب می گذرد! چهار سال چه زود گذشت!

البته جای تعجب دارد، بعضی ها طی چهار سال گذشته جواب سلام خیلی از شهروندان را هم نمی دادند و خود را در هر زمینه ای "عقل کل" حساب می کردند، اما به یکباره چقدر مودب و با صفا شده اند!

 آهان افتاد یادم، نکند سلام و علیک گرم شان، برای رای من و تو همشهری باشد؟!  من که این بار با دقت نظر ویژه با "گز" (متر) سانت سانت فاصله تا یزد! را حساب خواهم کرد و با " چشم باز" فقط و فقط به متخصصین متعهد و دلسوز رای خواهم داد، والسلام.

 باقی بقای شما!

@@@@

توضیح ضروری:

مثلی‌کُردی‌ست تحت عنوان «یه‌زد دووره و گه‌ز نزیک» که فارسی‌اش عبارت است از: «یزد دور است و (گز)متر نزدیک!».
همچنان که می‌دانیم مناطق کُردنشین از لحاظ بُعد مسافت با یزد - که در مرکز ایران واقع شده - فاصله‌ای نسبتاً طولانی دارند، این مسأله باعث شده که کُردها از دوری یزد استفاده کنند و از آن مثلی زیبا بیافرینند. گز یا همان متر، مصداق نزدیکی است؛ یعنی دم دست بودن.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 6 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بزودی زود یکی از روسای مهم شهر، جایش را به شخص دیگری خواهد داد، از آنجا که مدتهاست مراسم تودیع و معارفه برای مدیران برکنار شده برگزار نگردیده، باید دید آیا برای این رئیس، مراسم رسمی برکناری انجام خواهد گرفت یا خیر؟!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: گروهی معتقدند به جای اینکه کنسرت برگزار شود بهتر است به دنبال رفع مشکل بیکاری جوانان باشیم!
این افراد البته نمی گویند جوانانی که مشغول کار و زندگی هستند و زندگی شان سر و سامانی دارد که تعداد شان هم خوشبختانه در این شهر کم نیست، چرا باید از دیدن اجرای موسیقی فاخر محروم باشند؟!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: تمامی حقوق 4 سال حضور در شورای شهر به 100 میلیون تومان نمی رسد، اما عده ای در راه رضای خدا! و بنا بر احساس تکلیف! شب و روز در حال ریخت و پاش های آنچنانی هستند، تا جائیکه تا همین الان ممکن است چندین برابر حقوق 4 ساله شان را صرف شام و نهار دادن کرده باشند!
 پدر عشق به خدمت به این شهر و زحمت کشیدن در پشت میز شورای شهر بسوزد! که عده ای را از خود بیخود کرده، آنچنان که ظاهرا قصد دارند تمام مردم شهر را با دادن یک وعده چلو کباب، نمک گیر کنند!




زیر پوست شهر شنیده می شود که: بعضی اطرافیان کاندیداهای حضور در شورای شهر، آنچنان در گوش کاندیدای مورد نظر خود از برتری قاطع  وی سخن گفته اند، که طرف از همین الان فکر کرده پیروز صد در صد مبارزات انتخاباتی شورای شهر است، غافل از اینکه اگر وی در شبانه روز سه چهار ساعت می خوابد، رقبا چشم  هم بر هم نمی گذارند!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: بعضی ها چنان در این شهر به میز ریاست چسبیده اند و آن را ارث پدری خود می دانند که اگر منع شان نکنند، درخواست می دهند که بعد از خود، اولاد ذکور و اگر نبود داماد گرامی شان چرخ آن اداره را بچرخاند!
البته اینگونه روسا که اتفاقا کمترین ثمر را برای شهر داشته اند، از آنجا که خود را "خادم مادام العمر"! مردم شهر می دانند، بسیار مایلند بعد از خود، افراد خانواده شان خدمت به شهر را در همان اداره مورد نظر ادامه بدهند!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


آقا و خانم مدیر شهری!

قطار پیشرفت کشور به راه افتاده،

ما مطالبه رشد بروجرد را داریم،

نمی توانی از قطار پیاده شو!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تعدادی از روسا و مدیران شهری در مقابل مطالبه گری شهروندان بروجردی، چشم بسته  جبهه گیری می کنند و ادعا دارند که هر کسی "نگاه چپ" به میز ریاست این افراد بکند مغرض است و حتی شاید معتقد باشند که هیچکس  نباید "بالاتر از گل" به این عزیزان مدیر شهری بگوید!

آقای عزیز! خانم گرامی! رئیس محترم فلان اداره! ما بروجردی ها بعنوان یکی از تاریخی ترین و با فرهنگ ترین مردم تاریخ ایران نمی توانیم ببینیم شهر ما عقب گرد داشته باشد، اما شهرهای دیگر روند رو به رشد داشته باشند.

ما مطالبه رشد بروجرد را داریم، شما هم بعنوان رئیس یک اداره شهری باید برای گرفتن حق و حقوق بروجرد، یقه مدیران بالای دستت را بگیری، هیچ موردی از کم کاری مدیران ادارات بروجرد برای ما قابل نیست.

قطار سازندگی کشور مدتهاست راه افتاده، نگاهی به شهرهای کشور عزیزمان و حتی شهرهای اطراف بروجرد بیندازی متوجه خیلی چیزها خواهی شد.

جنابعالی با عدم پاسخگویی به مطالبات به جای مردم شهر، فقط قصد وقت گذرانی برای دو سه روز بیشتر چسبیدن به میز ریاست و توجیه کم کاری خودت را داری، نمی توانی بعنوان رئیس یک اداره شهری در زادگاه مان، حق بروجرد را از بالا دستی هایت بگیری، لطفا از  "کوپه رشد بروجرد در  قطار پیشرفت کشور" پیاده شو و جا را برای "افراد کاربلدِ متخصص و منعهد" باز کن، والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قطار پیشرفت کشور به راه افتاده، ما مطالبه رشد بروجرد را داریم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، رشد بروجرد، کوپه قطار،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


سوزنی به خودمان!

چند قدم پیاده روی بد نیست!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

انتهای آرامستان دارالسلام  بروجرد، روبروی غسالخانه مسیر حرکت پیکر اموات برای دفن در قطعه های مختلف این آرامستان می باشد.

با اینکه ابتدای آرامستان چندین پارکینگ برای خودروها منظور شده است، اما نمی دانم چرا بعضی صاحبان خودروها که برای مراسم تشییع آشنایان خود آمده اند، اینقدر اصرار دارند که با ماشین خود تا دم در غسالخانه بیایند.

بعضی اوقات حضور پر تعداد خودروها ترافیک بسیار سنگینی را ایجاد می کند که باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای دیگر همشهریان و بخصوص صاحبان عزا می شود.

بد نیست همشهریان عزیز خودروهای خود را در پارکینگ های ورودی آرامستان دارالسلام پارک نموده و چند قدمی هم در این هوای بهاری راه بروند!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان!، چند قدم پیاده روی بد نیست!، ترافیک، آرامستان دارالسلام، دارالسلام بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


جای "زیبا رویان فتوشاپی" و "مانکن ها"

 در شورای شهر پنجم نیست


به خال و ابرو و گوشه چشم

 رای نخواهیم داد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


قدیمی ها به درستی گفته اند: به مال ات نناز به شبی بند است و به زیبایی ات نناز به تبی بند است!

همان قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد جای دیگر ( با کمی تغییرات توسط نگارنده) گفته اند: خوشگلی برای شهر ما آب و نان نمی شود!

متاسفانه باز هم شنیده می شود تعداد اندکی از آقایان و خانم ها  با توجه به "زیبایی نیم بندی" که دارند با کمک از "فناوری فتو شاپ" و ساختن چهره خود در حد " امیر ارسلان و فرخ لقا " قصد ورود به شورای شهر دوره پنجم را دارند!

البته شاید این موارد در ده بیست سال قبل جواب می داد، اما نگارنده معتقد است فریب مردم با دستکاری در چهره طبیعی و خود را بسیار زیبا نشان دادن در حد "شیرین و فرهاد " بجز فریبکاری و سوء استفاده از صداقت شهروندان چیز دیگری نمی تواند باشد.

 تجربه های مدیریتی شهری نشان داده که انسان های واقعی و صادق که در زمینه های شهری متخصص و متعهد باشند به دور از ظاهر چهره شان، به درد حضور در شورای شهر می خورند و اینکه چهره ظاهری شان چگونه باشد مشکلی از دردهای بی پایان این شهر را درمان نخواهد کرد.

در ضمن ما بروجردی ها به 9 خادم واقعی زن و مرد با هر شکل و قیافه ای که شب و روزشان را با حضور در شورای شهر برای برون رفت بروجرد از این وضعیت بغرنج  بگذارند احتیاج داریم.

 
به خال و ابرو و گوشه چشم رای دادن فقط و فقط شهر را به سرازیری نابودی خواهد کشاند!

تجربه های ناموفق قبلی ثابت کرده "زیبا رویان فتو شاپی " دردی از دردهای این شهر را دوا نخواهند کرد و ختم کلام اینکه جای "مانکن ها" در مدیریت شهری نیست! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جای "زیبا رویان فتوشاپی" و "مانکن ها" در شورای شهر پنجم نیست، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شورای شهر پنجم، انتخابات شورای شهر، به خال و ابرو و گوشه چشم رای نخواهیم داد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

نامه ای خطاب به فرماندار محترم بروجرد

ما  برای ساخت اورژانس جدید پول ندادیم که

 زن و مرد برای واریز پول به بیمارستان

به هم چسبیده باشند

 و به شخصیت شان توهین شود


فرهاد داودوندی - بروجرد:


جناب آقای مهندس علی کورانی فر، فرماندار محترم بروجرد

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه در بروجرد بعضی از روسا و مدیران شهری در بعضی ادارات و اماکن عمومی به مانند بیمارستانها قدرت تجزیه و تحلیل ندارند، آنقدر نور خیره کننده میز ریاست برایشان جذاب است که از دو قدمی خود هم بی خبرند.

جناب آقای کورانی فر عزیز

 ما مردم بروجرد و خیرین کشوری ریال به ریال روی هم پول گذاشتیم تا حالا که بیمارستانی در این شهر نداریم، لااقل یک اورژانس تازه ساز و مجهز داشته باشیم، اما دریغ و درد ......

فرماندار محبوب بروجرد

متاسفانه برای پرداخت پول و تسویه حساب در گوشه ای از بیمارستان امام (ره) خیابان سید مصطفی،
زن و مرد، پیر و جوان، باید تا کمر خم شده و در حالیکه همه روی هم تلنبار می شوند از پنجره بسیار کوچکی، اقدام به پرداخت پول کنند.

جناب مهندس کورانی فر

تعداد اندکی از روسای شهری ما معتقدند که برای بیان هر مشکلی، ما روزنامه نگاران باید قبلش به آنها زنگ بزنیم! و کسب اجازه کنیم!!! بنده های خدا فکر کرده اند روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان بروجردی، روابط عمومی رایگان آقایان می باشند!

فرماندار محترم و عزیز

حالا که چشمان بینا و همتی  در بین بعضی ها در این شهر برای رفع مشکلات مردم دیده نمی شود، نگارنده نیز از طلا گشتن پشیمان گشته و از آنجا که خواسته های ما شهروندان بخاطر عملکرد نامناسب بعضی مدیران شهری به مانند شهرمان کوچک شده،

 لذا عاجزانه در خواست می کنم، شما بعنوان یک فرماندار دلسوز دستور بدهید یا پنجره مربوط به پرداخت پول را بزرگتر و استانداردتر کنند، یا  قسمت زنان و مردان را از هم جدا کنند، یا مکان را تغییر بدهند و یا اینکه دستور بدهید بعضی ها به خود زحمت بدهند اگر کینه نگارنده را به دل نمی گیرند، از پشت میزشان بلند بشوند و دو قدمی خود را هم نگاهی کنند که شهروندان شریف بروجرد شامل زنان و مردان محترم این شهر، چگونه برای پرداخت پول در بیمارستان امام ( ره) بروجرد به شخصیت شان توهین می شود. والسلام.

دوستدار شما

فرهاد داودوندی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای خطاب به فرماندار محترم بروجرد، نامه به فرماندار، اورژانس بیمارستان بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


خطاب به هیات اجرایی و شورای نظارت

 بر انتخابات شورای شهر بروجرد

لطفا به وظیفه تاریخی تان عمل کنید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

خدا کند شنیده های ما اشتباه باشد که عده ای از کاندیداهای حضور در شورای شهر بعدی بروجرد از شهر های دیگر به بروجرد سرازیر شده اند  و حتی ساکن این شهر هم نبوده و نیستند.

به راستی اگر فرصت حضور برای افرادی که محل سکونت شان هم تاکنون حتی بروجرد نبوده، در شورای شهر بعدی بروجرد( توجه کنید شورای شهر " بروجرد") فراهم شود به زودی باید شاهد رشد بیش از پیش  مشکلات این شهر باشیم.

می گویند یک انسان عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمی شود: سال گذشته شورای شهر فعلی نام "خیابان بهار" را به "خیابان شورا" تغییر دادند که با عصبانیت مردم بروجرد روبرو شد و مجبور شدند نام خیابان را دوباره به خیابان بهار تغییر بدهند!

می دانید چرا چنین اتفاقی رخ داد؟

بله، آن تعداد از افرادی که در شورای شهر فعلی رای به تغییر نام خیابان بهار بروجرد داده بودند بخاطر اینکه از قدیم بروجرد و خاطرات بی شمار مردم این شهر از خیابان زیبای بهار، خاطره خاصی نداشتند! به همین خاطر با یک اقدام کاملا نسنجیده، باعث شدند مردم شریف بروجرد بسیار رنجیده خاطر شوند.

ختم کلام اینکه: هیات اجرایی و شورای نظارت بر انتخابات بروجرد وظیفه بسیار سنگین و تاریخی در قبال این شهر دارند.

برای ثبت در تاریخ بروجرد و اینکه ما هم باید به وظیفه مان در قبال زادگاه مان عمل کنیم، خدمت دوستان عزیز در شوراهای مختلف نظارت بر انتخابات شورای شهر بروجرد عرض می کنیم که:

 افرادی که ساکن بروجرد نبوده و حتی نام خیابانهای اصلی شهرمان را هم بلد نیستند، ورودشان به شورای شهر بروجرد، تبعات بسیار بسیار زیاد منفی برای شهر و زادگاه مان در پی خواهد داشت. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر بروجرد، شورای شهر بروجرد، خطاب به هیات اجرایی و شورای نظارت بر انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

عده ای مصرند که راه خدمت به مردم

از حضورشان در شورای شهر بعدی می گذرد




پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی


تا كنون به این موضوع فكر كرده‌اید كه چطور می‌توانیم به شهرمان و مردمش خدمت خالصانه نماییم؟

چندی پیش این سؤال را از پدرم پرسیدم اما در پاسخ چنان نگاهم کرد که نزدیک بود جان از قالب تهی کنم!

سپس چنان نعره زد که اول فکر کردم برق 220 ولت پدر بزرگوارم را گرفته و  بعد گفت: خدایا به درگاهت چه گناهی کرده‌ام چنین فرزندی نصیبم کرده‌ای که چیزی حالی‌اش نمی‌شود؟!

سپس با اشاره به مادرم که با ملاقه دستش سراسیمه از آشپزخانه بیرون زده بود گفت: آن ملاقه را چنان بزن توی سر این بچه‌ی نادان که عقلش سر جایش بیاید!

مادرم که شوکه شده بود خطاب به پدرم گفت: چکار بچه داری؟ 

با این حرف مادرم انگار به یک‌باره کبریت انداخته باشی توی انبار باروت، پدرم رفت هوا و آمد زمین و با عصبانیت زیاد گفت: این بچه هنوز نمی‌داند که راه خدمت به این شهر و مردمش فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

پدرم که انگار با دیدن قیافه بهت‌زده من و مادرم، دلش به حال ما سوخته بود، این بار آرام‌تر خطاب به من ادامه داد و گفت: پسر عزیزم! چرا این‌قدر دو ریالی تو کج است که نمی‌دانی اگر قرار است کسی به این شهر خدمت کند، فقط و فقط راهش ورود به شورای شهر بعدی است و بس!

چرا یک کمی نگاه دور و برت نمی‌کنی تا این همه کاندیدای احتمالی جدید را ببینی که به یک‌باره دل‌شان برای زادگاه‌شان شروع به تپیدن کرده و شب و روز دارند خودشان را در مراسم فاتحه و عروسی و نشست‌های مختلف توی چشم بقیه همشهریان می‌کنند؟!

پدرم مکثی کرد و پس از این که نگاهی دیگر به من انداخت، ادامه داد: فرزند عزیزم! از تو انتظار دارم که برای دور بعد شورای شهر کاندیدا شوی و با این کار باعث گردی همه بر و بچه‌های دور و نزدیک فامیل دست‌شان در یک جایی بند شود و در ضمن این شوهر عمه‌ات هم یک جایی مشغول به کار شود تا دیگر دست از نق زدن به این عمه بیچاره‌ات بردارد و برای قرض و قوله، كم در خانه‌ی ما بیاد!

برادر بزرگ‌ترت هم به شدت نیازمند كسب مجوز آپارتمان چند طبقه تا خط پیاده روی خیابان است و اگر تو آن‌جا باشی و در كمیسیون‌ها سفارش و پی‌گیری كنی، او می‌تواند علاوه بر این آپارتمان، اصلاً  وارد كار ساخت و ساز شود و با ساختن آپارتمان‌هایی كه تا لبه‌ی خیابان‌ها پیشروی كرده‌اند، به این شهر و مردمش خدمت كند.

راستش پس از شنیدن این حرف‌ها دلم برای پدرم خیلی سوخت!

پدر در پایان با درماندگی نگاهی به من کرد و گفت: فرزند عزیز‌تر از جانم، من پایم لب گور بند است و امروز یا فردا است سر بر بالین بگذارم. بیا و به من قول بده برای خدمت به این شهر آستین همتت بالا بزنی و با حضور در شورای شهر بعدی، سر و سامانی به استخدام زنان و مردان و بچه‌های ریز و درشت فامیل در شهرداری؛ ببخشید، حواسم نبود! سر و سامانی به شهرمان بدهی و فرهاد داودوندیبه مردم این شهر خدمت كنی.

راستش خیلی دلم به حال پدرم، برادر، دوستانم و فامیل دور و نزدیک سوخت و حالا فهمیدم که تنها راه خدمت به شهرمان، فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

بنا بر این می‌خواهم از فردا پس‌فردا با حضور در مراسم فاتحه، شادی و همایش‌ها و حتی اگر چه تا كنون قلم به دست نگرفته‌ام، با نوشتن مقالات انتقادی و پیشنهادی در نشریات خود را مطرح كنم و یواش یواش آستین همت برای خدمت به زادگاهم با حضور در شورای شهر بعدی را بالا بزنم!

پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، یافته، شورای شهر، طنز، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

پیش به سوی حضور حداکثری

برای انتخاب یک "شورای شهر" واقعی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


ثبت نام کاندیداها جهت حضور در رقابت برای تصاحب 9 صندلی شورای شهر دوره پنجم بروجرد آغاز شده است.

این بار بر خلاف دفعات قبلی، شهروندان تشنه داشتن یک شورای شهر قوی، متخصص، متعهد، کاربلد و دل و جرات دار هستند.

با ضعف های مفرطی که شورای شهر فعلی طی 4 سال گذشته از خود نشان داد، شاید بتوان ادعا نمود که برای مردم بروجرد انتخابات شورای شهر چه بسا حتی از انتخابات همزمان ریاست جمهور هم مهم تر باشد.

با توجه به اینکه "میزان رای ملت است"، تک تک آراء شهروندان می تواند برای انتخاب یک شورای شهر دلخواه مثمر ثمر باشد.

امیدواریم با گزینش نهایی کاندیداهای شورای شهر پنجم، افرادی تائید صلاحیت بشوند که بتوانند با تمام وجود در خدمت بروجرد و بروجردی ها باشند و در میدان عمل منافع شهر را به منافع شخصی خود ترجیح بدهند.

با توجه به حساسیت فراوان در بین مردم برای انتخاب درست و صحیح یک شورای شهر قوی، می توان پیش بینی کرد که این بار شاهد حضور بیش از پیش بروجردی ها در پای صندوق ها باشیم.

کارشناسان معتقدند، حضور اندک مردم در انتخابات شورای شهر پنجم، راه را برای حضور افراد ضعیف در شورا هموار خواهد کرد، اما اگر حضور مردم حداکثری باشد، انتخاب افراد ضعیف برای حضور در شورای شهر به کمترین میزان احتمال خود خواهد رسید.

از هم اکنون که مصادف با تعطیلات نوروز است می توان در دید و بازدید های نوروزی به طریقه سینه به سینه کاندیداهای "متخصص متعهد" را به دیگران معرفی کنیم.

از امروز ( اول فروردین 1396 ) سایت فرهاد 90 در رابطه با اصل و حاشیه های انتخابات شورای شهر پنجم در بروجرد، حضوری بسیار فعال خواهد داشت و بزودی مطالب دیگری در این رابطه در سایت ثبت خواهد شد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخابات شورای شهر، انتخابات شورا، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


بروجرد شهری که رنگ و بوی نوروزی ندارد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر چی می خواهیم از دسته گل های به آب داده شورای شهر و شهرداری چیزی ننویسیم، نمی شود که نمی شود!

 هر چه می خواهیم خودمان را به مانند روسای مربوطه که شهر را هزار سال عقب برده اند و خودشان را به کوچه علی چپ می زنند، ما هم خودمان را بی خیال نشان بدهیم نمی شود که نمی شود!

چهار تا بلوک کنار بلوارهای وسط خیابان را رنگ زدن، آنهم بلوک هایی که به مانند دندان کرم خورده می باشند، باعث نخواهد شد شهر زیبا بشود!

زیبایی ظاهری بروجرد مدتهاست بخاطر مدیریت صد در صد غلط، از دست رفته است.

ختم کلام اینکه بروجرد رنگ و بوی نوروزی ندارد که ندارد که ندارد!

با دیدن شهری که خیابانها و کوچه هایش بخاطر مدیریت غلط شخم زده هستند، و بوی کهنگی سراسر شهر را گرفته،
هر کسی نظرش بر خلاف نگارنده است برود با دیدن این مخروبه حالش را ببرد!

از آنجایی که قلم مان را به چندر غاز نفروخته و منافع شهر را به منافع شخصی خودمان ترجیح می دهیم و جیره خوار هیچکس هم نیستیم و دست مان هم با هیچکس در هیچ کاسه ای نبوده و  نیست، رُک و صریح و بی رودربایستی می گوئیم بخاطر حال و روز نامساعد زیبا سازی نوروزی در بروجرد، فکرش را هم که می کنیم حال مان از این مثلا مدیریت شهری خراب می شود!  والسلام.

داریم دعا دعا می کنیم زودتر موعد انتخابات شورای شهر بعدی برسد تا با یاری پروردگار مهربان و گوش شیطان و بدخواهان این شهر کر، با یک انتخاب صحیح شهر را از این وضعیت بسیار نامطلوب بیرون ببریم، به امید خدا




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد شهری که رنگ و بوی نوروزی ندارد، تقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، رنگ و بوی نوروزی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


پارلمان محلی بروجرد

 امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود



فرهاد داودوندی- بروجرد:



جدای از اینکه شورای شهر دوره چهارم بروجرد منحل بشود یا خیر، شهردار ابقا بشود یا خیر و هزاران سوال دیگر...... اما باید برای ثبت در تاریخ شهر فرهنگی بروجرد ثبت شود روزی که این شهر برای اولین بار شاهد یک رخداد متمدنانه در سطح مدیریت شهری بود.

امروز بالاخره بعد از چند سال که از عمر شورای چهارم می گذرد، می شد روح زندگی را در یک پارلمان محلی دید که نظرات مستقیم شهروندان باعث شد در آن تصمیم گیری مبتنی بر احترام به مردم گرفته شود.

امروز روزی بود که حضور در این جلسه تاریخی و پر هیجان می توانست برای هر خبرنگار یا وبلاگ نویسی  به صدها خبر دیگر ارزش صد چندان داشته باشد.

در این روز اعضای موافق و مخالف در شورای شهر بر اثر فشار شهروندانی که با رعایت تمامی قوانین متمدنانه شهروندی پشت درها ایستاده بودند، مجبور شدند افکار واقعی خود را نشان بدهند، از روی صندلی ها برخیزند و با شور و حرارت تصمیم بگیرند و برای یکبار هم که شده بازی با احساسات شهروندان را کنار بگذارند.

"تعدادی" از اعضای پارلمان محلی دوره چهارم بروجرد هر چند بسیار دیر، اما اگر به فال نیک گرفته شود امروز جدای از ابقا یا انحلال، مرد و مردانه به میان موکلین خود آمدند و با صراحت کامل با مردم شهر سخن گفتند و بالاخره  سر شهروندان را بر یک بالین گذاشتند.

شهروندانی که سالهاست به شورای شهر بی تفاوت شده بودند امروز تجربه کردند که اگر با تمام وجود پای صندوق های رای بیایند و درست و صحیح نمایندگان محلی خود در شورای شهر را انتخاب کنند، می توانند برای رفع هر مشکل حتی کوچکی درهای شورا را برای بیان مستقیم مشکلات شهر، به روی خود باز ببیند.

 اتفاق خوشایندی که امروز رخ داد این بود که برای اولین بار این حضور مستقیم مردم و رسانه ها بود که در آرا موافق و مخالف در بین اعضای شورای شهر تاثیر مستقیم گذاشت.

باید برای ثبت در تاریخ زادگاه مان بنویسیم که امروز برای بروجرد یک روز تاریخی در تمرین مردم  برای تصمیم گیری جهت انتخاب صحیح اعضای شورای شهر بعدی در اواخر اردیبهشت ماه 1396 بود.

اتفاقات امروز را جدای از تمامی حاشیه های مثبت و منفی آن به فال نیک بگیریم، انتخابات شورای پنجم نزدیک است و حضور بی سابقه مردم در پای صندوق ها برای انتخاب درست یک پارلمان محلی، می تواند  با انتخاب افراد پاسخگو، متخصص و متعهد،
در کمترین زمان ممکن، بروجرد زیبا و فرهنگی تاریخی را به روزهای اوج خود برگرداند.

تنگ چشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشا کنان بُستانیم

























طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پارلمان محلی بروجرد امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود، شورای شهر، نقد، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، پارلمان محلی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقا اجازه! بابا جوونم گریه کرد، وقتی شنید

بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کرده


فرهاد داودوندی- بروجرد

آقا اجازه! در رابطه موضوع انشا که گفته اید در رابطه با طلاق بنویسیم، وقتی به بابا جونمون گفتیم برای نوشتن این انشا کمک مان کند تلخندی زد و گفت:

روله جوو، خلاصه و مفید بنویس، ای روسا و مدیران کم کار بروجرد که اینقدر به میز ریاست تان چسبیده اید که فکر مشکل اقتصادی خانواده ها را فراموش کرده و باعث شده اید بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کند، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد، این شتر در خانه های خودتان هم خواهد خوابید!

آقا اجازه! بابا جوونمون در ادامه در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود در حالیکه نگاه سقف می کرد که اشک هایش روبروی ما بر گونه هایش نغلطد گفت: بنویس، خدا دیر گیره، اما شیر گیره، ای روسای کم کار شما خودتون هم دختر و پسر دارید، هم عروس دارید و هم داماد، بترسید ازخشم خدا .....

آقا اجازه! می گویند مردها گریه نمی کنند، اما بابامون در حالیکه یک دفعه بغضش ترکید و هق هق گریه سر داد بلند شد رفت توی حیاط و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و در حالیکه بریده بریده حرف می زد، گفت: خدایا! بعضی از رئیس روسای شهر حقوق و مزایا و پاداش و .. خودشان یک روز هم دیر نمی شود اما به فکر زیر دستانشان نیستند و درک نمی کنند که مردی که دست خالی به خانه می رود مرگ برایش عروسی است.

 خدایا، هیچ مردی را پیش زن و بچه اش شرمنده نکن، اونا رو شرمنده کن که باعث و بانی این وضع در ابن شهر شده اند که باعث شده از هر 500 درخواست طلاق فقط 10 تایش به صلح ختم شده و بقیه با داشتن دو سه تا بچه  مجبور به جدایی و طلاق بشوند.

آقا اجازه! ما داشتیم از پشت پنجره درد و دل بابا جوونمون با خدا را می شنیدیم، نمی دانم کی پشت پنجره خوابمان برده بود.

 یه دفعه  احساس کردم بابا جوونم منو بغل گرفته داره می خوابونه توی رختخواب و داره پیشانی ام را ماچ می کند و با چشمان نمناکش داره میگه خدا سایه هیچ مردی را از سر زن و بچه اش کم نکنه، اینا که باعث شده اند بروجرد آمار بیشترین طلاق را کسب کنه، فردای قیامت جواب خدا را چی می خواهند بدهند؟!

آقا اجازه! یک قطره از اشک های بابا جوونم صورت من را هم خیس کرد، سرم را کردم زیر لحاف و تا صبح من هم گریه کردم، حالا تازه فهمیدم که مردها هم گاهی اوقات که ناجوانمردی می بینند و می شنوند، گریه بهترین راه است که خودشان را سبک کنند!


ادامه مطلب

طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طلاق، فرهاد داودوندی، طنز تلخ، آقا اجازه، بروجرد رتبه اول طلاق،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی



به بهانه سخنان نسنجیده دو مجری تلویزیونی

 در رابطه با قوم بزرگ لُر

بر طبل تفرقه نکوبیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:


دو مجری بذله گوی تلویزیونی در یک برنامه زنده، نسنجیده سخنانی را  بر زبان می آورند که شاید قصدشان در وهله اول خندان حضار بوده است، اما نادانسته سخنان
بچه گانه شان باعث جریحه دار شدن احساسات یکی از شریف ترین، مهربانترین و تاریخی ترین اقوام ایران زمین شده است.

در اینکه این مجریان سالهاست خنده بر لبان ما ایرانی ها می نشانند هیچ شکی نیست، در اینکه سخنان شان بسیار خام و نسنجیده بوده نیز هیچگونه شکی نیست، اما در شرایطی که کشور ما در شرایط بسیار حساس منطقه ای به سر می برد حتی الامکان باید شرایط روانی جامعه را به سمت و سوی آرامش برد و با هدایت  این دو مجری به عذر خواهی، پرونده این سخنان سهوی را برای همیشه بست.

یادمان نرفته سال قبل نیز عده ای موج سوار! ساکن در کشورهایی دیگر،  که نان شان در تشنج زایی است با یک جمله سهوی گروه عمو فیتیلیه ای ها در یک برنامه تلویزیونی قصد داشتند با بزرگ جلوه دادن آن برنامه، بر طبل اختلافات بکوبند و به این وسیله برای شخصیت نداشته خود، اعتباری هر چند ناچیز دست و پا کنند، که خوشبختانه با درایت به موقع مسوولین کشوری و هموطنان عزیزمان  موضوع کاملا ختم به خیر شد.

به همین خاطر،  نگارنده که خود با افتخار تمام لرستانی می باشد و اتفاقا پسوند نام فامیلم نیز دست مایه طنز سخیف همین برنامه حاشیه ساز بوده، معتقد است باید با دیدگاه گذشت و عفو نمودن این دو نفر، جملات گفته شده دو مجری طنز تلویزیونی ( طاهرا در برنامه ای در 7 سال قبل ) را سهوی و نسنجیده و بدون اغراض خاصی به حساب آورد و با دعوت به آرامش، خواهان توضیح و عذر خواهی رسمی این دو مجری تلویزیونی شد.

والسلام.  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، بر طبل تفرقه نکوبیم، فرهاد داودوندی، لباس لری، محمود شهریاری، حسن ریوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


رُک، صریح و بی رودربایستی

خطاب به کاندیداهای شورای شهر/

هیچ توجیهی پذیرفته نیست

فرهاد داودوندی- بروجرد:

شوربختانه مدتهاست مُد شده هر کسی طی دوران مدیریت خودش به تمام معنا از خود ضعف مدیریتی نشان می دهد، برای فرار از گناهان کم کاری که انجام داده، تمام تقصیرات را به گردن دشمن فرضی یا همان مدیران قبلی می اندازد!

می پرسیم چرا وضع شهر بروجرد اینگونه در حال عقب گرد است؟

می گویند: تقصیر شورای شهر دوره اول و دوم و سوم است!

می گوئیم چرا 1000 نفر نیروی مازاد در شهرداری وجود دارد؟

 می گویند: تقصیر قبلی ها می باشد.

آقا و خانم عزیز که قصد دارید کاندیدای احتمالی دوره پنجم شورای شهر بروجرد بشوید، لطفا چشم تان را باز کنید و سپس برای انتخاب شدن جهت عضویت در شورای شهر قدم پیش بگذارید!

هم اکنون شهرداری حدود شصت هفتاد میلیارد تومان و یا شاید حتی بیشتر از این مبالغ بدهی دارد، حقوق پرسنل شهرداری شش هفت ماه معوقه دارد، وضعیت شهری اصلا و ابدا مورد قبول همشهریان نیست!

اگر قصد دارید کاندیدای شورای شهر بشوید، باید در خودتان  به این نتیجه رسیده باشید که توان حل این مشکلات شهری بروجرد را دارید. باید برای برون رفت از وضعیت بغرنج فعلی بروجرد برنامه داشته باشید، از هم اکنون گروه مشاورین تان را مشخص کنید، برای لحظه به لحظه حضور در شورا برنامه ریزی کرده باشید، مطالبه گری شهری را حق شهروندان بدانید و بعد از انتخاب شدن رفتارتان با مردم توهین آمیز و از موضع قدرت نباشد.

 در ضمن فردا پس فردا که "خرتان از روی پل گذشت" و دست تان در شورای شهر به جایی بند شد و خود و خانواده تان را تا هفت نسل تامین کردید، در مقابل مطالبه به حق مردم شهر حق ندارید از جملات از مُد افتاده: " این گرفتاری ها مربوط به شورای قبلی بوده" و یا " اینقدر شورای قبلی برای ما مشکل گذاشته که نمی توانیم حلش کنیم" و امثالهم استفاده کنید!اینگونه توجیهات اصلا و ابدا قابل قبول نیست!

 قبل از اینکه کاندیدای شورای شهر  بشوید بروید تحقیق کنید، مشکلات این شهر اظهر من الشمس است، بعد از انتخاب شدن تان نگوئید که نمی دانستم و در جریان کوه عظیم مشکلات نبودم.

به هر حال محض اطلاع تان باید رُک و صریح و بی رودربایستی خدمت تان عرض شود که: صرفا به خاطر اینکه چهره و یا تیپ خوبی دارید و یا خوب سخن می گوئید و یا اینکه چهار تا دوست و رفیق در یک میهمانی تشویق تان کرده اند که کاندیدای شورای شهر بشوید وارد این عرصه نشوید،

 بگذارید سی چهل  تا کاندیدای کاربلد دل و جرات دار متخصص و متعهد که دست و دل شان با دیدن منابع مالی شهری نلرزد، با هم رقابت کنند، تا با استقبال شهروندان برای انتخاب شورای قوی، 9 نفر معتمدِ متخصصِ متعهدِ کاربلد وارد شورای شهر دوره پنجم بشوند،

 تا شاید بالاخره  عروسی به کوچه ما بروجردی ها هم بیاید و اگر شما سیل کاندیداهای ضعیف بگذارید، به نوعی با انتخاب افراد اصلح، گره از کار فرو بسته این شهر مظلوم هم باز بشود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، انتخابات شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، رُک و صریح و بی رودربایستی، کاندیداهای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد


"سر رشته کار" از دست مدیران درمانی شهر

به در رفته است!

فرهاد داودوندی- بروجرد:


 وضعیت درمانی در بروجرد از مرز فاجعه نیز گذشته است.

آمار دقیقی در دست نیست، اما اگر یک نظر سنجی معتبر در بروجرد برگزار شود احتمال اینکه حتی درصد بسیار ناچیزی از مردم از این وضعیت راضی باشند هم بسیار بعید به نظر می رسد.

سالهاست که می گویند وضعیت درمانی در بروجرد درست خواهد شد، اما درست که نشده هیچ، هر روز وضعیت بدتر از روز قبل می شود.

نبود امکانات، بستری شدن بیماران در راهروها،  نبود تجهیزات کامل درمانی، مخروبه بودن دو بیمارستان قدیمی بروجرد،
سقوط جایگاه و مقام مردم شریف بروجرد در زمینه ساختن زیر ساخت های درمانی به حد مردمی بسیار نیازمند و محروم که باید منتظر کمک خیرین کشوری باشند، نگرفتن حق و حقوق کمک های دولتی توسط مدیران مربوطه، واگذاری بخش تزریقات تنها اورژانس نوساز بیمارستان دولتی به بخش خصوصی، افتتاح نشدن آزمایشگاهی که مثلا افتتاح شد، عدم تجهیز یا عدم استفاده از اطاق عمل نوساز اورژانس جدید، ساعتها وقت تلف کردن مردم برای یک تسویه حساب ساده جهت ترخیص شدن بیمار، عدم یک پیگیری قوی از طرف مدیران مربوطه، و ...... باعث شده مردم به شدت از وضعیت درمانی در بروجرد به شدت ناراضی باشند.

شهر 400 هزار نفری بروجرد گاهی اوقات پزشک متخصص بیماری های مختلف ندارد، بعضی مواقع و در بعضی روزهای سال
حتی یک چشم پرشک متخصص هم در این شهر وجود ندارد! ایام تعطیلات که دیگر جای خود دارد.

اینقدر وضع درمانی بروجرد وخیم است که در یک جمله باید گفت: ختم کلام اینکه سر رشته کار از دست مدیران درمانی شهر به در رفته است!

متاسفانه نگارنده نمی تواند بیش از این، نکات منفی درمانی شهر را به رشته تحریر در بیاورد، اما بد نیست مدیران مربوطه شهر به خود زحمت داده و علل این همه مشکلات را بررسی کنند.

نگارنده خود سالها به خاطر بیماری مرحوم مادر، تقریبا هر روز سر و کارم با بیمارستانهای بروجرد بوده است که اگر بخواهم به نکات دیگری که فاجعه بار است اشاره کنم ممکن است غلو پنداشته شود، اما اگر بر اثر کم کاری مدیران شهری، " آی، سی، یو" و یا " سی، سی، یو" تخت کم دارد، گناه شهروندان چیست که باید بیماران بد حال شان ترخیص قبل از درمان شوند؟

گناه ما چیست که در بروجرد به دنیا آمده ایم که باید با این همه کمبود فاجعه بار درمانی بسازیم و بسوزیم و پدران و مادران مان بخاطر کمبودها، زودتر از موعد جان به جان آفرین تسلیم کنند؟



مگر قرار است هر شهروندی خود راسا برای گرفتن حقوق درمانی شهر از استان و کشور اقدام کند؟ اگر اینچنین است پس وظیفه مدیران ارشد درمانی شهر چیست؟ راستی چرا وقتی وزیر محترم بهداشت به بروجرد آمد مدیریان درمانی بروجرد امتیاز بزرگی از وزیر نگرفتند؟ اصلا آمدن و رفتن وزیر بهداشت به بروجرد چه نکته مثبتی برای بروجردی ها داشت؟!

اورژانس و بیمارستان را که باید با کمک مالی خیرین و خود ما مردم بسازند، امکانات درمانی  برای همراهی با بیماران در بیمارستانها را نیز باید با خودمان همراه داشته باشیم، از صفر تا صد بستری شدن بیماران مان در بیمارستانها را هم که خودمان باید انجام بدهیم،

 حتی در سرمای سوزان و گرمای طاقت فرسا و برف و باران، بیماران خود را باید با تخت های مثلا روان اما از رده خارج، از این سر بیمارستان با پتو پیچ کردن، به آن سر بیمارستان برای گرفتن عکس رادیولوژی برده و برگردانیم!

پس لطفا یکی توضیح بدهد اگر قرار است خود ما مردم در این شهر بیشترین پول درمانی را بدهیم و کمترین بهره را ببریم، پس این همه دم دستگاه عریض و طویل  بهداشت و درمان در شهرمان چکار می کنند؟

چگونه است که در شهرهای دیگر و حتی شهرهای همجوار امکانات درمانی و پزشکی در حد قابل قبول  و چشمگیر وجود دارد اما در بروجرد هنوز باید برای موضوع ساده درمانی "کاسه چکنم چکنم" به دست بگیریم؟!




ختم کلام اینکه دوستانه خدمت تمامی مدیران درمانی شهرم عرض می کنم، فکر نکنید گرفتاری از دست دادن عزیزان تان بخاطر کمبودهای درمانی و حتی مرگ و بیماری خودتان، "در خانه" شما را نخواهد زد!

وضعیت درمانی در بروجرد فاجعه بار است، تا کی می خواهید با توجیهات و وعده دادن به اینکه در آینده وضعیت درمانی بروجرد چنین و چنان خواهد شد، هم خود را گول بزنید و هم ما شهروندان را بیش از پیش گرفتار کنید؟

همیشه اینگونه نیست که مردم بیمار باشند و شما سالم و تندرست.

بیماری شتری است که در خانه همه می خوابد، حتی شما آقای مدیری که حق بروجرد را در زمینه درمانی نمی گیری و هر کسی هم اعتراض می کند جواب سر بالا می دهی!

راستی تا یادم نرفته، لطفا اگر وقت کردید شبها سری به اورژانس ها بزنید تا با چشمان خود ببینید که فشارهای عصبی نبود امکانات درمانی در بروجرد، هر شب منجر به چند درگیری بین مردم با پرسنل زحمت کش بیمارستانها و بخصوص اورژانس ها می شود؟!


نگارنده آمادگی دارد در یک جلسه، در حد بیش از یکی دو ساعت بدون وقفه و حتی بدون گفتن یک جمله تکراری کمبودهایی را که طی دوران بیماری مرحوم مادرم به چشمان خود دیده ام را در یک نشست با حضور مسوولین واقعی و محترم شهر در میان بگذارم.

 البته اول عرایضم در آن جلسه، قسمت آخر سخنانم را خواهم گفت که در شب آخر عمر مرحوم مادرم بخاطر آموزش ندیدن پرسنل و عدم رسیدگی و جدیت مدیران ارشد درمانی شهر، چه اتفاقی افتاده بود که اگر خود من نمی رسیدم.....


به هر حال وظیفه ما این است که با شما مدیران درمانی شهر این مسائل سخت آزاردهنده را در میان بگذاریم. حال می خواهید از سخن ما تکانی به خود بدهید! یا اینکه از سخنان ما سخت دلگیر شوید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بیمارستان، وضعیت بد بیمارستان ها،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه توهین های بی شمار به همدیگر

در شبکه های مجازی


به دیگران توهین نکنیم /

همه را صمیمانه دوست بداریم


فرهاد داودوندی- بروجرد:

ما مردمی هستیم که یا "چهل" ستون ( چهلستون) می سازیم یا "بی" ستون( بیستون)!

 همه چیز برای مان در "صفر" یا "صد" خلاصه شده است، یا همه چیز برای مان سفید سفید است یا سیاه سیاه! یا یک شخصی از دید ما خیلی خیلی انسان خوبی است و یا اگر به هر دلیل حتی کوچکی از آن شخص خوشمان نیاید به یکباره برای مان  از کفر ابلیس هم بدتر می شود!

هیچگاه یاد نگرفته ایم که ممکن است در تمامی اشخاص دور و برمان، "صفات خوب" و "غیر خوب" بطور یکسان وجود داشته باشد، همچنین متاسفانه هیچگاه یاد نگرفته ایم که با ابراز دوستی صمیمانه به هر دلیلی از صفات خوب دیگران به نیکی یاد کنیم.

 متاسفانه با همین دید منفی، کار به آنجا رسیده که فرد بسیار خوب برای ما، یک شخص " مُرده" است.

 همنوعان مان را تا زنده هستند در مقابل "عقل کل" بودن خودمان به پشیزی هم به حساب نمی آوریم، اما با شنیدن خبر مرگ دیگران به یکباره تمام صفات خوب دنیا را به آن فرد می چسبانیم!

دنیای مجازی می تواند و باید باعث بسط دوستی ها و مهربانی ها بشود، اما متاسفانه شاهدیم که بر همان اصل یا "سفید و یا سیاه" هر کسی را که حتی تفکرش سر سوزنی با ما همخوان نباشد را آنچنان به باد ناسزا و توهین قرار می دهیم که وصفش در این مقاله نمی گنجد!

به هر حال وقتش رسیده که با تمام وجود، خوشبینانه به دیگران بنگریم و دیگران را به هر دلیلی صمیمانه و عاشقانه دوست بداریم، تا به این طریق صمیمانه در قلب دیگران هم جا بگیریم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، به دیگران توهین نکنیم، مهربان باشیم، توهین نکنیم، همه را صمیمانه دوست بداریم، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:



( قسمت 5 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
آزمایشگاه اورژانس جدید التاسیس و افتتاح شده!!! بروجرد در خیابان سید مصطفی تعظیل است.
همین شنیده ها حاکیست بسیاری از مردمی که مبالغ جزیی و کلی برای ساخت چنین اورژانسی هدیه داده اند به یک وبلاگ نویس فعال بروجردی گفته اند: ما پول ندادیم که آزمایشگاه ساخته شده درش بسته باشد و افتتاح نشود، توقع مان این است حالا که این مکان با پول و همت ما مردم ساخته شده، هر چه سریعتر به بهره برداری برسد.
 در ضمن همین اهدا کنندگان می گویند: اگر اورژانس افتتاح رسمی شده است، باید تمامی قسمت هایش فعال باشند و اگر ادعا می شود امکانات این اورژانس کامل نیست، چه اصراری بوده که قبل از تکمیل کامل اورژانس، آن را افتتاح کنند؟!


زیر پوست شهر شنیده می شود که:  یکی از استخرهای مهم شهر بخاطر مسائل بهداشتی بسته شده است. همین شنیده ها حاکیست که این استخر که بیرون از شهر هم می باشد احتمالا برای رفع مشکلات موجود تا یک ماه آینده هم بسته خواهد بود.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: کاندیداهای احتمالی شورای شهر دوره پنجم به شدت در حال فعالیت و یار و یار کشی هستند. همین شنیده ها حاکیست بسیاری از این کاندیداها با پرداخت پول به بعضی "میکروفن به دست ها"، سبک جدیدی در نام بردن از خودشان در مجالس عزا و شادی را باب کرده اند! به این نحو که در هر مراسم شادی یا بخصوص مراسم های تشییع و ترحیم که آقایان یا خانم های "میکروفن به دست" که قبلا سبیل شان با پرداخت پول چرب شده، حضور داشته باشند، در وسط برنامه تحت عنوان ارسال پیام تسلیت، نام  کاندیداهای مورد نظرشان را که حتی در آن برنامه حضور ندارند را به هر بهانه ای که شده برای ابراز همدردی با خانواده صاحب عزا، اعلام می کنند.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: بسیاری از مردم بروجرد هر چه به ذهن شان فشار می آورند که آخرین طرح بزرگ ملی که در بروجرد افتتاح شده مربوط به چه دهه و یا احتمالا چه قرنی بوده؟ چیزی به ذهن شان خطور نمی کند! البته بسیاری از شهروندان بروجردی به این نتیجه رسیده اند که ظاهرا   آنجا  که بودجه و طرح های بزرگ ملی تقسیم می کنند، احتمالا برای چسباندن نقشه کشور به دیوار، دقیقا روی نام بروجرد را با یک عدد " پونز" بزرگ پوشانده اند!

زیر پوست شهر شنیده می شود که: بارش 20 سانتی برف در هفته قبل در بروجرد برای شورای شهر بعدی هم آب دارد و هم نان!
از آنجا که در این شهر ما هر کسی کم کاری خودش را به گردن روسای قبلی می اندازد و چندین سال مدیریت خودش را به مانند خر زیر پای "نصرالدین" معروف حساب نمی کند! این برف هم باعث خواهد شد در آینده اگر درخواستی برای رشد بروجرد از اعضای شورای بعدی داشته باشیم، برای توجیه کم کاری خودشان بگویند: ای بابا! شورای چهارم که خودش برای این شهر قوزی بود و برفی هم که آخر عمر آن شورا در بروجرد بارید شد قوز بالا قوز! حالا شما توقع دارید ما مشکلات قبلی ها را حل کنیم؟!

زیر پوست شهر شنیده می شود که: آنوقت ها که دستگاه کارت خوان در فروشگاه ها و پمپ بنزین ها و لحاف و تشک دوزی ها و بقالی ها و حتی میوه فروش های کنار خیابان ....وجود نداشت، مردم برای یک کار ساده بانکی حداقل نیم ساعت در بعضی شعب بانکها معطل می شدند!
 اما نکته جالب این است که با این همه دستگاه کارت خوان نصب شده در فروشگاه های مختلف، که طبیعتا از حجم حضور مردم در بانکها به شدت کاسته است، اما هنوز هم برای هر کار ساده بانکی باید نیم ساعت در هر بانکی معطل بشویم!!! ظاهرا باد سرعت عمل بانکی با استفاده از تمامی عوامل تکنولوژی و دنیای مجازی، هنوز به پرچم بعضی شعب بانک های بروجرد وزیدن نگرفته است!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


هر بیشه گمان مبر که خالیست

شاید که پلنگ خفته باشد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه مدتی است با گسترش شبکه مجازی "تلگرام"و " اینستاگرام" بعضی ها "حجب و حیا" را یک لقمه کرده و یک لیوان آب "رفتار ناجوانمردانه" را هم روی آن سر کشیده اند و تمامی کمبودها و عقده های زندگی شخصی شان را در به کار بردن کلمات رکیک خلاصه کرده و حتی در به کار بردن توهین و تهمت های بی پایه و اساس به دیگران، با سرعت تمام "راه ترکستان" را طی می کنند.

 غافل از اینکه: اینقدر هم که "تهمت زنندگان" فکر می کنند دنیای مجازی بی در و پیکر نیست و در ضمن دیگران هم بی دست و پا نیستند و مطمئنا با ارسال اولین توهین با نام جعلی و با یک پیگیری بسیار ساده، و با رو شدن نام واقعی، ممکن است برای خودشان دشمن بتراشند و از اینجا به بعد  آنوقت بازی تغییر پیدا کند و دیگران هم یواش یواش در "کار" توهین کنندگان بنشینند!!! و یکدفعه دنیا را چه دیدی .........!

راستی تا یادم نرفته بد نیست یاد آوری کنیم که قدیمی ها به درستی ضرب المثلی ساخته اند که می گوید:

 "هر گاه داخل خانه ای شیشه ای نشستی، برای مردم سنگ نینداز"

 و یا این شعر زیبایی که می گوید:

 "هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد!"




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد، نقد، پلنگ، خانه شیشه ای، نقد اجتماعی، تلگرام، اینستاگرام،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


1000 روز مدیریت کوچکی از مسوولیت شهری

 را به من بسپارید


بعد از آن گلستان تحویل بگیرید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


حکم قسمتی حتی کوچک از مدیریت شهری را، برای 1000 روز به نام من بزنید، نعهد می دهم: بعد از آن در رابطه با مسوولیتی که به من داده اید، آن قسمت از بروجرد را که به من سپرده اید را،  در حد گلستان تحویل تان بدهم.

تعهد می دهم: طی این 1000 روز فقط شبانه روزی چهار، پنج ساعت استراحت کنم.

تعهد می دهم: روز اول، تمامی آمار سرمایه و اموالم را به مقامات مسوول بدهم و تعهد می دهم روز آخر دیناری به آن اضافه نشده باشد.

تعهد می دهم: نزدیکترین دوستان و آشنایانم اگر خواسته غیر قانونی داشتند، آهن داغ کف دستشان بگذارم.

تعهد می دهم: طی فراخوانی کارشناسان رشته های  مربوطه با مسوولیتی که به من سپرده اید را به طور رایگان برای کمک به شهر، دعوت کنم.

تعهد می دهم: تمامی بروجردی های شهرهای دیگر را که دل شان برای شهرشان می تپد را برای کمک به زادگاهشان را پای کار بیاورم.

تعهد می دهم: مشاورینی برگزینم که حتی در دوران تحصیل هم یکبار پای شان را از راه راست کج نکرده باشند و حتی در امتحانات ساده درسی هم تقلب نکرده باشند.

تعهد می دهم: آنچنان شرایط در آمدزایی پایدار در مسوولیتی که به من سپرده اید را فراهم کنم که شهر عزیزمان یکی از شهرهای مستقل در درآمد هزینه های جاری بشود.

تعهد می دهم: آنقدر سرمایه گذار واقعی به شهرمان بیاورم که حتی زباله های شهرمان را هم از ما با پول نقد بخرند.

تعهد می دهم: در این 1000 روز هیچ دفتری و میز ریاستی نداشته باشم و هر کسی مرا کار داشت بتواند بر سر مسوولیتی که در سطح شهر به من سپرده اید، مرا ببیند.

تعهد می دهم: سر سوزنی سفارش پذیر نباشم و سر سوزنی هم برای رشد شهرم کوتاهی نکنم.

تعهد می دهم: چندین گروه مشاور متخصص بطور کاملا رایگان در زمینه های مختلف شهری در کنارم باشند.

تعهد می دهم:برای دینار دینار بیت المال که در مسوولیتی که به من خواهید سپرد، برنامه ریزی کنم و طرح آزمون و خطا را برای جلوگیری از اسراف های رایج شهری، برای همیشه به تاریخ بسپارم.

تعهد می دهم: با حمایت از تیمهای ورزشی و گروه های علوم مختلف و ... نام بروجرد را به صدر خبرهای رسانه ای کشور عزیزمان برسانم.

تعهد می دهم: اینقدر مکان های فرهنگی و ورزشی در بروجرد احداث کنم که تمامی جوانان شهر اوقات فراغت خود را در آنها زیر نظر اساتید فن، مشغول یادگیری علوم مختلف شوند.

تعهد می دهم: هیچگاه در مقابل درخواست به حق شهروندان اخم هایم را به رخ شان نکشم و با افتخار و با لبخند بر لب، خدمت گزارشان باشم.

تعهد می دهم: هیچ مورد از مشکلات مدیریتی را که به من سپرده اید را از هیچ شهروندی پنهان نگه ندارم و همیشه صادقانه با آنها مشکلات را در میان بگذارم.

تعهد می دهم: در موردی که به من مسوولیت داده اید، شهرمان را با یاری خدا و کمک همه شهروندان طوری بسازیم که گل سر سبد شهرهای کشور عزیزمان یشود.

تعهد می دهم: هیچگاه قول بی پایه و اساس را بر زبانم نیاورم.

و در آخر
تعهد می دهم: اگر پس از 1000 روز نتوانستم به تعهداتم عمل کنم، موهای سرم را چهار خیابان بتراشند و دور شهر بگردانندم.

- سخن این دوست عزیزم که با حرارت تمام  از عشقش برای خدمت به شهرمان برای من تعریف می کرد را تمام و کمال شنیدم و سپس توی حرفش دویدم و قبل از اینکه بخواهد دوباره در رابطه با تعهداتش حرفی بزند، به وی گفتم: یعنی اینقدر به خودت اطمینان داری که چنین تعهدات سفت و محکمی را حتی برای گرفتن یک مسوولیت کوچک در شهر، با تاکید زیاد به زبان می آوری؟

مکثی کرد و سپس در حالیکه نگاهم می کرد گفت: آقا فرهاد از تو که یک وبلاگ نویس فعال هستی بعید است که ندانی این شهر گوشه ای از بهشت است با مردمی که هر گاه از آنها کمک خواسته شود با تمام وجود برای ساختن شهرشان پا پیش می گذارند، مگر نمی دانی فقط کافیست به این شهروندان تعهد واقعی داده شود، آنوقت خواهی دید که این شهر خیلی زودتر از آنکه فکرش را کنید به روزهای اوجش بازخواهد گشت.

حرف های این دوست عزیزم که به اینجا رسید در حالیکه قصد خداحافظی داشت نگاهی دیگر به من کرد و گفت: آقا فرهاد، برو توی وبلاگت از قول من بنویس که این بار خواهید دید که مردم این شهر برای ساختن شهرشان با تمام وجود و توان حداکثری پای صندوق های رای خواهند آمد تا با انتخاب افراد "متعهد متخصصی" که دارای شهامت کافی هم باشند، بروجرد را با انتخاب درست در موارد هر چند کوچک شهری هم ، آباد کنند.

 فقط موردی که نباید توسط همشهریان عزیز فراموش شود اینکه، افرادی به مانند من برای خدمتگزاری واقعی به زادگاه شان بسیار است، کافیست از کاندیداهای احتمالی انتخابات شورای شهر بعدی تعهد جدی و واقعی بگیرند و این بار حتی کوچکترین موارد منافع شهرشان را فدای رای دادن به گزینه شکست خورده "دوست و رفیق بازی" نکنند، تا بتوانند با انتخاب درست مدیران دلسوز در مدیریت های حتی کوچک شهری هم، شهرشان را گلستان کنند. 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، 1000 روز مدیریت شهری را به من بسپارید، مدیریت شهری، بروجرد در حد گلستان، انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


وجود اختلافات، بروجرد را به عقب خواهد برد

بزرگان و معتمدین شهر کجایند؟

اعلام آمادگی سایت فرهاد 90

برای میهمانی آشتی بزرگ



فرهاد داودوندی- بروجرد:

کار از اختلاف نظر گذشته و بسیاری از شبکه های دنیای مجازی پر شده از توهین های بی شمار به افراد جناح های دیگر و همچنان نام و نشانی از معتمدین و بزرگان شهر برای میانجی گیری بین جناح های شهر دیده نمی شود.

متاسفانه بسیاری در حد ادعا خود را بزرگ! می دانند، اما دریغ از یک قدم هر چند کوچک برای اقدام به صلح و دوستی بین بزرگان جناح های شهر!

بسیاری از اطرافیان هم برای نفع شخصی خودشان آتش بیار معرکه شده اند و هر لحظه با دامن زدن به توهین های تفرقه انگیز مانع از اعلام یک سکوت موقتی هم که شده بین بزرگان جناح ها و دوستان سابق می شوند.

اختلاف نظر امری عادی است و باید هم وجود داشته باشد، اما توهین و افترا به دیگران و دامن زدن به آنها باعث خواهد شد بروجرد و بروجردی ها بیش از اینکه هست ضرر کنند و مطمئنا شهر از این اختلاف نظرهای عمیق دچار مشکل و زیان بسیار خواهد شد.

سایت فرهاد 90 بعنوان یک سایت کاملا مستقل که بدون استثناء با تمامی جناح های شهر دارای روابط صمیمانه و دوستانه است آمادگی دارد به رسم محلی  و برای آشتی طرفین با دعوت به یک میهمانی بزرگ، شرایط رفع سوء تفاهم ها را فراهم کند تا همه با رسیدن به یک دوستی پایدار برای گرفتن حق و حقوق بروجرد دست در دست همدیگر قدم بردارند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اختلافات بروجرد را به عقب خواهد برد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد، بزرگان و معتمدین شهر کجایند؟،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:



( قسمت 4 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که: 
یک مدیر غیر بومی بسیار فعال و مردم دار که در یک زمینه مالی مشغول خدمتگزاری به مردم بروجرد می باشد و توانسته در همین مدت زمان چند ماهه،  خدمات بسیاری
به مردم بروجرد انجام بدهد، با حسادت شدید  روسای زیر مجموعه اش مواجه شده و حضرات، تلفن شان به مرکز استان قطع نمی شود تا به زعم خودشان زیر آب این مسوول غیر بومی اما فعال را بزنند و به مانند گذشته گذران زندگی کنند!!! همین شنیده ها حاکیست که این مسوول غیر بومی فعال و خدمتگزار مردم بروجرد نیز به روسای زیر مجموعه اش و حتی روسای استانی پیغام داده تا من هستم سر سوزنی در خدمت به مردم بروجرد کوتاه نخواهم آمد و نمی گذارم حق مردم بروجرد ضایع بشود.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
ریزش ساختمان پلاسکو در تهران باعث خواهد شد عمر مدیریتی شهری خیلی ها در پایتخت به سر بیاید! همین شنیده ها  حاکیست بر عکس تهران که "ریزش" باعث خداحافظی بسیاری از مدیران با میز ریاست خواهد شد، در بروجرد ساختن یک پروژه عمرانی تنش زای شهری نیز باعث خواهد شد بزودی خیلی ها برای همیشه با میز ریاست وداع کنند.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: همه چیز در بروجرد برعکس تمام دنیا می باشد. مثلا در تمام دنیا مسوول فعال را نگه می دارند و رئیس غیر فعال را جابجا می کنند. اما در بروجرد آقای رضا روزبهانی مسوول محترم و کاربلد سازمان آرامستانها را که با تلاش شبانه روزی این سازمان را بطور کلی متحول کرده است و طبیعتا باید ترفیع بگیرد و در مسوولیت های بالاتر به کار گرفته شود را در چشم بر هم زدنی برکنار می کنند!!!  آقای رضا روزبهانی مدیر عامل سازمان آرامستانهای بروجرد هرگاه ضروری بود خودش آستین همت را بالا می زد و از کارهای کوچک تا حتی خواندن نماز میت را شخصا انجام می داد.. لازم به ذکر است آقای رضا روزبهانی عضو یکی از تیمهای فوتبال پیشکسوتان بروجرد است و در سطح شهر و بخصوص جامعه فوتبال بروجرد نیز از احترام ویژه ای برخوردار است.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: رایزنی های پشت پرده  برای انتخاب یک مدیر ارشد شهری به شدت ادامه دارد و مثلا قرار بوده این رایزنی ها تا کسب نتیجه نهایی برای انتخاب فرد جدید مخفی بماند، اما فعلا فقط خواجه حافظ شیرازی در جریان نیست که آنهم بنده خدا عمرش را داده به شما و در حافظیه شیراز زیر خاک خفته است.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: ظاهرا برای بروجردی ها انتخابات شورای شهر اردیبهشت 1396 مهمتر از انتخابات ریاست جمهوری است! زیرا اینقدر که مردم در کوچه و بازار از اینکه باید در شورای شهر خانه تکانی اساسی رخ بدهد و شورای شهر جدید باید در دست متخصصین متعهد باشد صحبت می کنند، سر سوزنی در رابطه با کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری صحبت نمی شود.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک سرمایه گذار غیر بومی که خواسته در بروجرد سرمایه گذاری کلان کند، در یک جلسه توجیهی وقتی از کلمات و اصطلاحات فنی و تخصصی استفاده کرده، حاضرین که نخصصی در این زمینه نداشته اند اما  باید بعنوان رئیس سرمایه گذاری این شخص را تائید می نموده اند، در حالیکه سعی شان بر این بوده که  خود را خونسرد و کاربلد نشان بدهند! به آن سرمایه گذار گفته اند: باید بیشتر بررسی کنیم!!! و وقتی آن سرمایه گذار گفته در این بروشورها و جزوات که خدمت تان می دهم توضیحات کامل نوشته شده است، همان حضار به سرمایه گذار گفته اند: این بروشورها مربوط  به چه موضوعی است؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


بالاخره تصمیم  گرفتم


من هم برای شورای شهر کاندیدا خواهم شد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

بالاخره پس از مدتها به این نتیجه رسیدم که من هم برای انتخابات شورای شهر پنجم کاندیدا بشوم!

راستش مدتها دارم با خودم کلنجار می روم که قدم پیش بگذارم یا نه؟ صد البته پریروز به نتیجه قطعی رسیدم و برای ورود به رقابت جهت ورود به شورای شهر پنجم عزمم را جزم کرده ام.

فکر می کنم با توجه به تجربه چهار دوره قبلی برای ورود به شورا حدود 4 یا 5 هزار رای کافی باشد که شک نکنید حداقل 10 برابر این تعداد دوست و رفیق همشهری نازنین دارم که حتی اگر تک رای به من ندهند، مطمئنا نام مرا هم در لیست انتخابات خواهند نوشت.

واقعیتش این است که درسته کسب آراء لازم را صد در صد از همین الان دارم، اما تخصص کافی را برای مدیریت یک شهر 400 هزار نفری ندارم که برای رفع این مشکل هم با تشکیل چند گروه مشاوره از دوستان متخصص ام کمک خواهم گرفت و هر جا به مشکل بر بخورم دست به دامان دیگران برای رفع آن مشکل خواهم شد.

البته راستش این است که برای ورود به شورای شهر آنچنان که باید و شاید تخصص مدیریت شهری لازم هم نیست، بالاخره 4 سال حضور در شورای شهر به دنیایی می ارزد و مطمئنا طی همان 4 سال 4 تا قانون و مصوبه را هم حفظ خواهم کرد و هر جا احتیاج شد از آن 4 تا قانون حفظ کرده، برای مردم سخن خواهم گفت.

گفتم مردم! آهان یادم افتاد بعد از اینکه انتخاب بشوم دیگر مزاحم مردم دوست داشتنی شهرم نخواهم شد و سغی خواهم کرد تا 4 سال بعد و دوره بعدی کمتر مزاحم اوقات شریف همشهریان عزیز و گرامی شان بشوم.

در رابطه با شهر هم که خدا را شکر چند صد سال است این شهر راه خودش را رفته و روسای شهر هم راه خوشان را، البته سعی خواهم کرد طی این چهار سال حضورم در شورای شهر یکی دو تا کار ماندگار به نام خودم در شهر ایجاد کنم تا دوره بعد هم بتوانم به شورای شهر راه پیدا کنم و......

سخن این دوستم که به اینجا رسید، مکثی کرد و نگاهی به من انداخت و گفت: آقا فرهاد تو خودت با این سایت فرهاد 90 پر بیننده ات، حتما برای معرفی من به همشهریان رسم رفاقت را به جا خواهی آورد و کمکم خواهی کرد، مگر نه؟

نگاهی به این دوست مان انداختم و با خنده ای بر لب گفتم: حالا تا ببینیم چی پیش بیاید!

در حالیکه دستم را موقع خداحافظی محکم در دستش گرفته بود نگاهی عمیق به چشمانم انداخت و گفت: هوای مرا داشته باش، به موقعش که بروم شورا برایت جبران خواهم کرد!

با شوخی و خنده بهش گفتم: اتفاقا از همین الان درست و حسابی، هوای تو و امثال تو  را دارم که چیزی از جیب ام بر ندارید! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر، کاندیدای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی

ساختمانهای نوساز بروجرد، آتش سوزی های

 احتمالی به مانند فاجعه پلاسکو و چند سوال



فرهاد داودوندی- بروجرد:


بعد از وقوع زلزله سال 1385 بروجرد به یکباره ساخت و ساز ساختمانهای چندین طبقه در بروجرد رونق گرفت. ساختمانهای چند طبقه ای که بعضا حتی در کوچه های غیر استاندارد هم مجوز ساخت گرفتند.

ساخت مجتمع های مسکن مهر و ساختمانهای با ارتفاع زیاد در شهرک اندیشه و دیگر شهرک های اطراف بروجرد هم چندین سال است رونق خاصی گرفته است.

سالهاست که مدتی یکبار خبرهای از سقوط آسانسورهای ساختمانهای نوساز بروجرد که  حتی منجر به مرگ و میر و مصدوم شدن شدید گروهی از همشهریان شده نیز به گوش مان می رسد.

حالا دیگر باید بگوئیم آتش سوزی فاجعه بار ساختمان پلاسکو تهران زنگ خطر را برای شهرهایی به مانند بروجرد نیز به صدا در آورده است. زنگ خطری که نشان می دهد اگر خدای ناکرده چنین موردی در بروجرد رخ بدهد مطمئنا با فاجعه های انسانی مواجه خواهیم شد.


نگارنده طی چند روز گذشته که از فاجعه ساختمان پلاسکو می گذرد به این اندیشیده که آیا ساختمانهای نوساز و چندین طبقه بسیاری که در بروجرد پا گرفته اند آیا ملزم به  نصب سیستم اطفاء حریق متناسب با طبقات ساخته شده هستند؟

 شرکت های نصاب چنین سیستم هایی در قبال اتفاقات ناگوار چگونه به تعهدات خود جامه عمل خواهند پوشید؟ آیا پایانکارهای صادر شده در شهرداری برای ساختمانهای چندین طبقه در بروجرد توام با نظارت ویژه شهرداری بر شرکت های نصب سیستم اظفاء حریق و نصب آسانسور می باشد یا خیر؟

و آیا صرف اخطار به مالکین بناهای خطر آفرین شهری،باعث رفع مسئولیت شهرداری می شود و یا اینکه قانون چیز دیگری را تعریف کرده است؟


به هر حال امیدواریم متخصصین امر در رابطه با سوالات بالا پاسخ های قانع کننده ای برای اذهان عمومی ارائه بدهند.

سایت فرهاد 90 آمادگی دارد پاسخ های تمامی شهروندان را با نام خودشان در این سایت قرار بدهد...




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ساختمانهای نوساز بروجرد و آتش سوزی های احتمالی به مانند فاجعه پلاسکو، نقد، نقد اجتماعی، آتش سوزی، ساختمان سازی در بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی




نقدی بر گردهمایی قانونمند مردم بروجرد

در گرامیداشت یاد شهدای آتش نشان


سپاس ویژه از نیروهای جان بر کف

امنیتی و انتظامی بروجرد

فرهاد داودوندی - بروجرد:

جمعه شب مصادف با اول  بهمن بنا به دعوت سایت مستقل فرهاد داودوندی ( فرهاد 90 )، چند صد نفر از مردم شریف بروجرد برای عرض تسلیت به جامعه  آتش نشانان شریف بروجردی در محل آتش نشانی واقع در خیابان بهار گرد هم آمدند.

در این مراسم مردم شریف بروجرد به پاس زحمات و جان فشانی های آتش نشانان شهید و مصدوم در حادثه ساختمان پلاسکو تهران با اهدا دسته گل ها و روشن نمودن شمع و قرائت فاتحه و مراسم مداحی و .... در یک جلسه معنوی شخصیت والای بروجرد و بروجردی ها را در قدرشناسی از فرزندان جان بر کف این مرز و بوم بخوبی نشان دادند.

برای برگزاری هر چه بهتر این مراسم افراد بسیاری متحمل زحمات بسیاری شدند تا جائیکه امنیت این مراسم به بهترین نحو ممکن انجام گرفت.

نگارنده معتقد است برای  برنامه شب گذشته که قانونمند و با نظم خاصی برگزار شد باید به نیکی یاد شود از نیروهای جان بر کف امنیتی و انتظامی شهرمان که برای حفظ امنیت برادران و خواهران همشهری خودشان در این مراسم سنگ تمام گذاشتند.

این نیروهای محترم علاوه بر اینکه خودشان هم در سوگ آتش نشانان شهید تهرانی داغدار بودند اما با دقت نظر ویژه ای امنیت تک تک و بنوعی تمامی حضار را تامین نمودند تا جائیکه بعد از برگزاری مراسم، تمامی شرکت کنندگان  با رضایت کامل محل را ترک کردند.

اگر بخواهیم از این گردهمایی خود جوش درسی بگیریم باید عنوان نمود که اگر هدف از چنین مراسم هایی گرامیداشت یاد و خاطره فرزندان شهید این مملکت باشد، همکاری و هماهنگی برگزار کنندگان مراسم و مردم شرکت کننده با نیروهای انتظامی و امنیتی بهترین حالت ممکن برای برگزاری مراسم های واقعی در سطح شهر می تواند باشد.

در مراسم برگزاری یاد و خاطره شهدای آتش نشان ساختمان پلاسکو تهران در شهر ما، مردم شریف شهر فرزانگان، مسوولین، روساء و در یک جمله همه آمده بودند تا فقط و فقط در یک مراسم ساده اما معنوی در درگاه خداوند مهربان برای شهدای این فاجعه آمرزش و علو درجات و برای مصدومین سلامتی آرزو کنند و این امر در بروجرد در بهترین حالت ممکن یعنی در سایه قانونمندی و احترام به مردان قانون رخ داد.

 جا دارد همکاری تنگاتنگ مردم با نیروهای امنیتی و انتظامی در قالب "حافظان آسایش، امنیت و جان و مال مردم" درسی باشد برای برگزاری تمامی جشن های ملی مذهبی و رخدادهای غیر مترقبه که ممکن است لازم باشد برای آنها در آینده مردم بصورت خود جوش در مکان هایی گرد هم بیایند.

ختم کلام اینکه  مراسم های مردمی خودجوش اگر بصورت کاملا قانونمند برگزار شود، همشهریان عزیز با خیال راحت و بدون دغدغه وجود "حاشیه های ناخواسته" در سایه امنیت کامل می توانند حتی بصورت دستجمعی و باتفاق همه افراد خانواده حضور داشته باشند. 







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، آتش نشانی، پلاسکو، آتش نشانی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ