وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



به بهانه انتخاب شهردار غیر بومی برای بروجرد

نکند سنگ روی یخ شویم؟!


به قلم: فرهاد داودوندی


دوستان عزیزی اصرار دارند که در رابطه با وضعیت انتخاب شهردار غیر بومی برای بروجرد توسط شورای شهر اظهار نظر کرده و مطلبی بنویسم.


راستش واهمه دارم، که ما نظر بدهیم و حرف بزنیم و اعصاب خودمان را خرد و خاکشیر کنیم و آنها کار خودشان را انجام بدهند!


از همان روزهای اول که تعدادی از اعضای شورای شهر از موضع قدرت با اصحاب رسانه برخورد کردند و رسانه های مستقل شهر را حتی برای حضور در جلسات شورا نامحرم دانستند، حساب کار دست مان آمد که از این شورا،  آبی برای رشد بروجرد گرم نمی شود.


حدود دو سال از عمر شورا گذشته و دریغ از یک کار اساسی که برای شهر انجام داده باشند. همه اش شده جنگ "حیدر نعمتی" و "کی بود کی بود من نبودم"!


شهر های دیگر در همین استان و استان های اطراف مان در حال رشد و توسعه همه جانبه شهری هستند و ما با این زمان از دست دادن ها توسط شورای شهرمان، حداقل هیچ تغییر محسوسی در ظاهر شهر را هم شاهد نیستیم. 


از یکطرف از بی پولی می نالند و از طرف دیگر میلیارد میلیارد برای ساخت پل زیر گذر برای بخش خصوصی در کمربندی بروجرد هزینه می کنند، از یکطرف می گویند آه در بساط شهرداری نیست، از آنطرف هزینه هایی برای پروژه های بی حاصل شهر صرف می کنند که دود از کله همه مان بلند می شود!


در پاسخ دوستانی که اصرار دارند من هم مطلبی در رابطه با آوردن شهردار غیر بومی برای بروجرد بنویسم می گویم که: واقعیتش این است شورای شهر به نظر دلسوزان شهر اهمیتی نمی دهد، اصلا برای شان مهم نیست که ما شهروندان چه می گوئیم و چه توقعاتی داریم، در واقع شورای شهر بروجرد آنطرف ایستاده و هر کاری دل شان می خواهد انجام می دهند و ما شهروندان هم اینطرف ایستاده ایم و داریم حرص و جوش می خوریم!


واقعیتش از "سنگ روی یخ" شده می ترسم.

می ترسم نظر بدهیم و به مانند دفعات قبل به نظرات ما شهروندان اهمیتی داده نشود و هر جور دل شان می خواهد شهردار انتخاب کنند و باز حکایت "روز از نو و روزی از نو" بشود سهم بروجرد.


بنابر این منتظر می مانیم که تا شاهد دستپخت جدید شورای شهر در انتخاب شهردار جدید باشیم، هر چند که  تعدادی از اسامی کاندیداهای احتمالی شهردار شدن را که در شبکه های مجازی دست به دست می شود را وقتی مرور می کنیم، احساس خوشایندی به ما دست نمی دهد. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سنگ روی یخ، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، انتخاب شهردار، شهردار بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

توجه     توجه

در شهر "درجورب" کره مریخ!

در حال رخ دادن است


((( کنار گذاشتن بازنشستگان،

 روی کار آوردن کهنسالان!)))


 

به قلم: فرهاد داودوندی



شنیده ها از سفینه های فضایی در کهکشان راه شیری حاکیست در شهر " درجورب" کره مریخ! عقلای قوم، به این نتیجه رسیده اند حالا که قانون منع به کار گیری بازنشستگان خیلی جدی است

و خیلی ها باید غزل خداحافظی با میز ریاست را بخوانند، اما مثل آب خوردن می شود مسوولیت را به کهنسالان!  سپرد

و باز هم جوانان را در آرزوی  قبول مسوولیت در صف انتظار بی پایان نگه داشت!

 شنیده ها ی موثق تر  مبنی بر این است که "در به در" دنبال کهنسالان بالای هفتاد هشتاد سال می گردند که  سند ششدانگ میز ریاست را به جای  بازنشستگان  به افرادی بسپارند

 که  بعضی های شان بخاطر کهولت سن، سالیان سال است  فعالیت های اجتماعی را کنار گذاشته اند

القصه! شهر " درجورب" کره مریخ شهر بسیار عجیب و غریبی است  و  بعضی ها در این شهر چنان قانون را دور می زنند

 که باید اگر عمری بود با "فضا پیمای آپولو" سری به  شهر" درجورب"  در کره مریخ زد و از نزدیک شاهد دسته گل های  این شهر گل و بلبل بود!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، کنار گذاشتن بازنشستگان، روی کار آوردن کهنسالان!، فرهاد داودوندی، بازنشستگان، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی


نامه به سرپرست اداره ورزش و جوانان بروجرد


در پی تغییر و تحول روسای هیات های ورزشی،

جوانان کاربلد فراموش نشوند


بنام خدا


جناب آقای سعید رشنو سرپرست محترم اداره ورزش و جوانان بروجرد


با توجه به آغاز تغییر و تحول مدیریتی در بسیاری از هیات های ورزشی در شهرستان بروجرد لازم است بعرض برسانم:


شاید بتوان ادعا کرد که جوانانی که خمیر مایه مدیریتی را داشته باشند و با قبول مسوولیت برای رشد ورزش مورد علاقه خود سنگ تمام بگذارند، در تمامی جامعه ورزش بروجرد آنچنان که باید و شاید به فراوانی دیده نمی شوند.

شاید در وهله نخست بسیاری از جوانان ورزشکار برای قبول مسوولیت های ورزشی اعلام آمادگی کنند، اما آنانکه در عمل نیز برای ورزش این شهر وقت کامل بگذارند و ایده های نو داشته باشند کمتر دیده می شوند.

البته وجود جوانان خلاق و مدیر در این شهر هنوز هم باعث خوشحالی است و باید بعرض برسانم، خوشبختانه در حال حاضر تعدادی از جوانان ورزشی وجود دارند که در تئوری و عمل در ورزش بروجرد حضوری فعال دارند، جوانانی که باید توسط جامعه ورزش و روسای جدید هیات های ورزشی به صرف همکاری با هیات های قبلی کنار گذاشته نشوند.

لذا از آن ریاست محترم درخواست دارد برای اینکه ورزش بروجرد از حضور چنین جوانانی بی بهره نشود به هر طریق که صلاح می دانید این جوانان فعال که اتفاقا مورد تائید عامه ورزشکاران هیئات ورزشی خودشان نیز می باشند به نحو صحیحی استفاده شود.

در خاتمه امیدواریم با تغییر و تحولات هیئات ورزشی که در حال رخ دادن است، شاهد نباشیم که  ورزشکاران جوان مدیر و مدبر، به صرف همکاری با روسای قدیم،  مورد بی مهری روسای جدید هیئات ورزشی قرار بگیرند.


با سلام و سپاس بیکران

فرهاد داودوندی

10 آذر 1397




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سعید رشنو، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، جوانان ورزشکار، اداره ورزش و جوانان بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

تبریک بخاطر انتصاب آقای شهاب روزبهانی

ریاست محترم اداره آموزش و پرورش بروجرد

فرهاد داودوندی- بروجرد:

همیشه معتقدم نباید روز اول به هیچ مدیری بخاطر قبول مسوولیت تبریک گفت!


ما چه می دانیم؟ شاید آن شخص که در روز اول برایش بنر می زنیم و تبریک می فرستیم، مدیر ناتوانی باشد، پس بهتر است بگذاریم روز آخر که می خواهد مسوولیت را تحویل بدهد، نگاهی به دوران مدیریت آن شخص بیندازیم، دو دو تا چهار تایی کنیم و ببینیم آن مدیر در طی دوران مدیریت خودش چه کارهای مثبتی برای شهرمان انجام داده است!


و اما....


تا ساعاتی دیگر آقای شهاب روزبهانی ریاست محترم اداره آموزش و پرورش بروجرد جای خود را به مسوول محترم دیگری تحویل خواهد داد تا در سنگر دیگری به آموزش و پرورش جوانان این شهر خدمت کند


همانگونه که در اول عرایضم نوشتم، معتقدم که در روز آخر مدیریت، در صورتی که آن شخص مدیر توانمندی بوده باید به وی تبریک گفت.


به همین خاطر است که بعنوان یک شهروند بروجردی به جناب آقای شهاب روزبهانی بخاطر مسوولیتی که در اداره آموزش و پرورش داشت تبریک می گویم.


اگر در کارنامه ایشان فقط و فقط بازسازی دبیرستان امام(ره) هم بود همین کافی بود که کارنامه موفقی از خود به جا بگذارد تا جایی که دبیرستان مخروبه ای را که تحویل گرفته بود با یک بازسازی اساسی در حضور وزیر آموزش پرورش به گونه ای تحویل دانش آموزان شهرمان داد که بسیار آبرومندانه شده است.


در یک نگاه مختصر، کارنامه آقای شهاب روزبهانی مثبت بود


ارتقا آموزش و پرورش بروجرد از رتبه آخر به رتبه اول در استان لرستان، افتتاح دبیرستان شبانه روزی دخترانه، بازسازی عالی دبیرستان مخروبه امام (ره)، جوانگرایی، فعالیت های ورزشی بی وقفه، ساختن سالن کشتی، فعالیت های میدانی در سطح مدارس شهر و روستا و ...... باعث گردیده


که اینک و در روز آخر مدیریت به آقای شهاب روزبهانی بخاطر انتصاب شان در تاریخ 10 فروردین 1396 به ریاست اداره آموزش و پرورش بروجرد در حدود 600 روز قبل تبریک بگویم و برایش آرزوی موفقیت روز افزون داشته باشم. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تبریک بخاطر انتصاب آقای شهاب روزبهانی، شهاب روزبهانی، اداره آموزش و پرورش بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

نقد اجتماعی


 "انتصاب به جا و شایسته فعلی"


یعنی


 "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"

فرهاد داودوندی- بروجرد:

با یک تغییر و تحول مدیریتی بناگهان در سطح شهر شاهد سیل پیام های تبریک و نصب بنرهای بسیاری هستیم که در آنها به رئیس جدید تبریک و تهنیت گفته می شود!

اینکه چه کسانی و با چه اهدافی تبریک می گویند را فعلا مجال سخن نیست، اما........

اما در پیام ها و بنرهای تبریک و تهنیت نوشته شده در سطح شهر، نوعی توهین بسیار ظریف دیده می شود.

" جناب آقای .... انتصاب شایسته و به جای شما را که نشان از لیاقت شما دارد را به ریاست ..... تبریک می گوئیم"

در همین چند کلمه می توان پی برد که به شخص جدید تبریک گفته شده و وی را شخصی لایق، شایسته که انتخابش کاملا به جا می باشد، توصیف شده است! در حالیکه اگر از دید دیگری به این نوشته نگریسته شود یعنی اینکه رئیس قبلی شخصی نالایق، ناشایست و نا به جا بوده است!!!

اما از اینها جالب تر اینکه با توجه به ریاست دوره ای عده ای در این شهر، همین پیام ها و بنر ها بعد از کنار رفتن رئیس جدید برای رئیس بعد هم در سطح شهر زده می شود و افرادی که امروز با نصب بنر، رئیس جدید را تا عرش بالا برده اند، با آمدن رئیس بعدی در واقع رئیس امروز را با سر به فرش می کویند!

به هر حال جا دارد این پیام های تبریک و تهنیت و بنر بنر بازی! بالاخره یک روزی در این شهر ختم بخیر شود و روسای جدید آنقدر جسور و پر دل و جرات باشند که با شدت هر چه تمامتر جلوی اینگونه تبریکات مصنوعی را بگیرند و یاد بگیرند که بهترین جای نصب بنر تشکر و پیام تبریک، قلب مردمی است که قدر دان مسوولین واقعی و زحمت کش هستند، و همین مردم همیشه و در همه حال به نیکی از مسوولین واقعی یاد می کنند.

روسای جدید هم بد نیست در جریان قرار بگیرندکه مدتهاست نصب این پیام های تبریک و بنر های سطح شهر ضد تبلیغ به حساب می آید و در واقع ختم کلام اینکه بنرهای نصب شده تقدیر و تشکر از روسای جدید در سطح شهر، فقط پول دور ریختن است و بس! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، "انتصاب به جا و شایسته فعلی" یعنی "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"، نقد، نقد انتصاب، نقد انتخاب، انتصاب، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

ما بروجردی ها از داخل خودمان را سوخته ایم،

از بیرون دیگران را


به قلم: فرهاد داودوندی


به خبر زیر  که در " پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر " نوشته شده، توجه کنید :

"""بررسی روند توسعه زیرساخت های ورزشی در کشور؛
«توسعه کندِ تبعیض آمیز و گیلانِ همیشه مهجور»

حتی این نکته عجیب و قابل تأمل است که در استان لرستان و شهر بروجرد که هرگز در تاریخ فوتبال ایران، قطب فوتبالی به شمار نمی آمده و در این رشته ورزشی مدعی جدی نبوده است؛

دو ورزشگاه کارگران و ولایت شهر بروجرد مجموعاً ۶۵ هزار نفر ظرفیت دارد؛ یعنی دوبرابر ظرفیت ورزشگاه های استاندارد (استاندارد فدراسیون فوتبال ایران) کل استان گیلان!"""

(((پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر)))

تو را بخدا مطلب بالا را دوباره بخوانید، در حالیکه  ورزشگاه ولایت بروجرد بیش از 20 سال است در حد 20 درصد هم پیشرفت فیزیکی نداشته  و ورزشگاه کارگران ( استادیوم  کارگران ) هم وجود خارجی ندارد از آنطرف ایران  گیلانی های عزیز دارند ورزشگاه های خودشان را با ورزشگاه های از بیخ و بن نداشته ما، مقایسه می کنند، جل الخالق!

حالا باز هم بگوئید چرا نگارنده معتقد است: ما بروجردی ها از داخل خودمان را سوخته ایم از بیرون دیگران را




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر، گیلان، ورزشگاه بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی



" نِق زن " بی هنر در ورزش!


به قلم: فرهاد داودوندی


طرف از صبح تا شب فقط کارش شده نق زدن!

اگر من پست و مقامی داشتم چنین می کردم و چنان می نمودم، اگر من را مسوول یک قسمتی کنند یا حتی یک پست درجه دو و یا درجه سه در یک هیات ورزشی را به من و دوستانم بدهند آنوقت خواهند دید که چنان شاهکاری ارائه  بدهیم که همه انگشت به دماغ! ببخشید، انگشت به دهان بمانند!

چرخ زمین و زمان می چرخد و بالاخره نوبت به دوران " نق زن" داستان ما می شود،

بنده خدا نه اینکه در عمر ورزشی خودش هیچ هنری به جز "نق زدن" نداشته، بخاطر اینکه اینکاره نیست، حالا که مسوولیت گرفته نمی تواند خودی نشان بدهد، دست از پا درازتر فقط کارش می شود اینکه قبلی ها را مقصر بداند!

یکی نیست بگوید، عزیز دل برادر! فرضا قبلی ها بد، جنابعالی که در زمان نداشتن پست و مقام ورزشی به اندازه صد تا تئوریسین مرکز تحقیقات استراتژی! حرف که همان باد هواست، از دهان مبارکت بیرون می آمد، چرا حالا که دور شما  شده از باز کردن پای دو تا مرغ، عاجز هستید؟!

واقعا در این زمانه جمله کامل "نق زن" بی هنر در ورزش، بهترین جمله ای است که می توان برای این عزیزان دل! که برای گرفتن مسوولیت در بعضی هیات های ورزشی هول می زنند، اما سپس نشان می دهند که در عمل حرفی برای گفتن ندارند، بیان کرد. والسلام




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، نق زن، فرهاد داودوندی، نق زنان، نق،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 آذر 1397 توسط فرهاد داودوندی

فرق ورزش آلمان با بروجرد


((( به بهانه برکناری عجیب و غریب آقای امان اله مستعد رئیس اداره ورزش بروجرد در روز جمعه " که همه جا تعطیل است" توسط مدیرکل ورزش استان )))




از سال ۱۹۰۰ تاکنون (۱۱۷ سال ) فدراسیون فوتبال آلمان ۵ رییس فدراسیون داشته

اما

کمتر از  یکسال گذشته تربیت بدنی بروجرد توسط مدیریت اداره کل ورزش لرستان دارای ۴ رییس شده!!!

۱_ آقای محمود ترابی

۲ _ آقای احد قاسمی

۳ _ آقای امان اله مستعد

۴_ آقای ؟؟؟؟ (از نام بردن شخص چهارم بنا به دلایلی معذورم)


پ.ن. : صد البته شک نداریم  و صد در صد مطمئنیم که آلمانی ها که بلد نیستند از  ۱۱۷ سال قبل تاکنون دو سه هزار نفر!!! رئیس فدراسیون عوض کنند،  حتما طریقه مدیریت ورزشی علمی را هم بلد نیستند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرق ورزش آلمان با بروجرد، آلمان، بروجرد، فرهاد داودوندی، محمود ترابی، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی




سرانجام مدیریت برای بعضی ها در شهر

"درجورب" کره مریخ!



به قلم: فرهاد داودوندی



طوطیان شکر شکن نقل می کنند شهری در کره مریخ است بنام " درجورب"


روایان اخبار آن شهر چنین نوشته اند که قانون نانوشته ای در شهر "درجورب" وجود دارد که بر اساس آن بعضی افراد که در آن شهر مسوولیت بگیرند، اولش همه از فرط خوشحالی نیش شان تا "بنا گوش" باز می شود و گل می گویند و گل می شنوند، اما سپس در کار همان مدیر می نشینند و چنان دمار از روزگارش در می آورند که به تخم مرغ بگوید توپ بسکتبال!

ناقلان خبرهای تاریخی آن شهر در کره مریخ در کتب معتبرشان توضیح داده اند که تا کنون بسیار بسیار به ندرت دیده شده در شهر "درجورب" کسی به دل خودش مسوولیت بگیرد و روز آخر و پس از پایان مسوولیت، موقع رفتن پشت پایش، یک کاسه آب بریزند!

و همچنین در پاورقی همان کتب تاریخی شهر "درجورب"، چنین نوشته شده که بعضی از اهالی آن شهر، شخصی که مسوولیت قبول کند را روز اول روی دست بلند می کنند، ارسال تبریک پشت تبریک امری عادی می شود، برایش هلهله ها سر می دهند، پست و مقامش می دهند و سر بزنگاه، چنان با سر به زمینش می زنند که صدها نویسنده به مانند "تولستوی" و "چخوف" و "جک لندن" نمی توانند وصف "کله پا" کردن طرف را در صدها  رُمان جهانی وصف کنند!

الغرض! شهر "درجورب" شهر خاصی است که خیلی ها با اینکه می دانند گرفتن مسوولیت در آن شهر، آخر و عاقبت داستان های دنباله دار ازش در خواهد آمد، اما برای گرفتن پست و مقام در آن شهر، سر و دست می شکنند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درجورب، شهر درجورب، نقد، طنز، فرهاد داودوندی، طنز اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی

"دوشنبه" مراسم استقبال از رضا بیرالوند

"دوشنبه" مراسم استقبال از رضا بیرالوند

بروجرد و بروجردی ها  از قهرمان جهان شان استقبال خواهند کرد


به احتمال بسیار رضا بیرالوند قهرمان بروجردی وزنه برداری جهان روز دوشنبه با کسب دو مدال طلا و برنز مسابقات جهانی وارد بروجرد خواهد شد

برای استقبال از این جوان برومند و دلاور بروجردی باید سنگ تمام بگذاریم

جامعه ورزش، علاقمندان به ورزش، بروجردی های عاشق شهرشان، مرد و زن و پیر و جوان و مسوولین و مدیران شهری  برای مراسم استقبال از رضا بیرالوند آماده باشند

(ساعت دقیق و محل استقبال متعاقبا اعلام می گردد)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: "دوشنبه" مراسم استقبال از رضا بیرالوند، رضا بیرالوند، رضا بیرانوند، وزنه برداری بروجرد، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی


قابل توجه مسوولین و مدیران شهری

مشاورین ورزشی تان را لطفا معرفی کنید!


به قلم: فرهاد داودوندی


قبل از هر "انتخاباتی" چه در زمینه مجلس و چه در زمینه شورای شهر و حتی درزمینه انتصابات ادارات، بسیاری از کاندیداها سخن از اینکه بعد از اطمینان از انتخاب نهایی شان توسط مردم، از گروه مشاورین قوی و کاربلد در زمینه های اقتصادی، علمی، سیاسی، هنری، ورزشی و ..... استفاده خواهند کرد، سخن می گویند.


اما "نام به آن نشان" که تاکنون در این دیار، هیچکس چنین گروه هایی شامل مشاورین قوی و کاربلد را به چشم خود ندیده است.


 مدیران شهری مطمئنا در همه زمینه ها از اطلاعات کافی برخوردار نیستند و چه بسا که شهر و مردم شهر از اینکه مدیران شان احیانا از داشتن اطلاعات در بعضی زمینه های مختلف بی بهره باشند، بسیار متضرر شده اند.


نگارنده سالهاست که در زادگاه خود چشم به راه است که ببیند بالاخره  کی و چه موقع حضور مشاورین قوی در کنار مسوولین رنگ واقعی به خود خواهد گرفت و بالاخره مسوولین و مدیران شهری در زمینه های مختلف اجتماعی و بخصوص در زمینه ورزش از چه مشاورین کاربلدی استفاده خواهند کرد؟


متاسفانه دیده شده که بعضی مسوولین، استفاده از افراد ورزشی که بیشتر در طیف فکری خودشان هستند را در کنار خود، بعنوان مشاور ورزشی معرفی قلمداد می کنند.


لازم است ذکر شود:  مشاور ورزشی حتما نباید از جناح فکری یک مسوول شهری باشد، مشاور ورزشی حتما نباید "به به" و "چه چه" گوی مسوول شهری باشد، حتی نمی توان به یک ورزشکار که در کنار یک مسوول شهری حضور دارد عنوان مشاور ورزشی را اطلاق کرد!


ثابت شده، نبود مشاورین ورزشی خبره، در کنار مسوولین و مدیران شهری ممکن است به ضرر شهر و بخصوص ورزشکاران تمام شود.


آنجا که باید یک مشاور مسلط به مسائل ورزشی، عصای دست یک مسوول باشد تا بتواند کمکی برای گرفتن حق و حقوق ورزشکاران شهر از مقامات استانی و کشوری باشد، دیده شده مدیران شهری بدون مشاور کاربلد، بخاطر آگاهی نداشتن از زیر و بم موارد مطرح شده، به "راحتی آب خوردن" سخنان غیر واقعی مسوولین ورزشی بالاتر را قبول کرده اند!


مواردی دیده شده که مسوولین ورزشی استان و کشور در حضور مسوولین و مدیران شهرهای کوچکتر سخنان گزاف و غیر منطقی ورزشی بر زبان آورده اند که در دنیای واقعی همان حرفها نمی توانسته جامه عمل بخود بپوشاند، اما در نهایت تاسف همان سخنان عاری از واقعیت ورزشی، توسط مسوولین شهری با استقبال روبرو شده است.


ختم کلام اینکه ما شهروندان علاقمند به ورزش، بسیار خوشحال خواهیم شد که مسوولین و مدیران محترم شهری در کنار خود از کارشناسان خبره ورزشی بهره ببرند تا بیش از پیش بتوانند به ورزش و ورزشکاران این شهر یاری برسانند.


ضمن اینکه اعلام اسامی کامل مشاورین مدیران شهری در زمینه های گوناگون اجتماعی و بخصوص اعلام نام کامل مشاورین ورزشی مسوولین برای اطلاع جامعه ورزش شهرمان می توان تاثیر بسزایی در ارتباط بیشتر بین جامعه ورزش و مسوولین داشته باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مشاورین ورزشی تان را لطفا معرفی کنید!، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، مشاورین ورزشی، مشاور ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی

وحدت باخت، محسن واقعی برد



به قلم: فرهاد داودوندی

امروز در یک بازی  پر حاشیه،  تیم خوب و یکدست  فوتبال جوانان وحدت در میان ناباوری علاقمندان بسیاری که در ورزشگاه پیر بروجرد و در زیر باران گرد آمده بودند تا شاهد موفقیت تیم شهرشان باشند، بازی را به تیم فوتبال جوانان درفول با نتیجه 2 بر یک باخت.

برد و باخت در فوتبال  باعث شده این ورزش به یکی از زیباترین و پرتماشاگر ترین ورزش های دنیا تبدیل شود.

می گویند فوتبال به مانند زندگی است، آنجا که همه چیز بر وفق مراد توست به ناگهان ورق بر می گردد و  زندگی در کسری از ثانیه آن روی دیگر خود بنام "ناکامی " را نشان تو خواهد داد.

زیبایی فوتبال به غافلگیری آن است ، به اتفاقات بسیار ناخواسته ای در آن است که هر لحظه می تواند یک تیم پیروز را مغلوب و یا برعکس تیم ناکام را در پایان سربلند از میدان به بیرون بفرستد.


 بعضی مواقع  ممکن است یک تیم بهتر بازی کند اما نتواند تور دروازه  تیم حریف را بلرزاند، ممکن است یک تیم میزبان باشد اما نتواند بازی خانگی را با کسب 3 امتیاز  به پایان ببرد، ممکن است مهاجمین تیم دروازه خالی حریف را  تشخیص ندهند و توپ ها را به بیرون بفرستند، ممکن است هافبک ها نتوانند فضای خوبی برای فورواردها فراهم کنند و حتی ممکن است دروازه بان یک توپ بسیار ساده را گل بخورد،  در اینگونه موارد اصطلاحا می گویند امروز روز فلان تیم نبود.

بنابر این می توان ادعا کرد، امروز جمعه 4 آبان 1397 ، روز تیم فوتبال وحدت بروجرد نبود!

تیم فوتبال وحدت بروجرد نماینده بروجرد در لیگ دسته اول فوتبال جوانان ایران است، شاید سندش به نام تعدادی از جوانان بروجردی عاشق فوتبال باشد، اما متعلق به همه بروجردی ها است

متاسفانه امروز حاشیه های کنار زمین  بسیار زیاد بود و همین حاشیه ها شاید بنوعی تمرکز کادر مربیان و سرپرستان را بر هم زده بود و تحت فشار چنین حاشیه هایی  استرس و فشار زیادی را بر بازیکنان جوان درون زمین وارد آورده بود

نکات مثبت گرفتن میزبانی فقط در استفاده از زمین خودی و حضور تماشاگران  همشهری در ورزشگاه نیست!

میزبانی رمز و رموز خاص و ظریفی دارد که اگر نتوانی از آن استفاده درست کنی ،بلافاصله به ضد خودش تبدیل می شود و نقش ویرانگری برای تیم میزبان ایفا خواهد کرد

به هر حال خوشبختانه آقای محسن واقعی مسوول ارشد باشگاه، طی بیانیه ای  تمامی  عوامل درونی و بیرونی مقصر در شکست امروز تیم وحدت را به یک اندازه دخیل دانست و به این ترتیب آرامش نسبی را به تیم برگرداند

فراموش نکنیم تیم فوتبال وحدت، تیم فوتبال جوانان است نه تیم بزرگسالان، طبیعتا  بروز اشتباه در تیمهای جوانان بخاطر نداشتن تجربه کافی در مواقع مسابقات حساس  بیشتر می باشد

به واقع می توان ادعا کرد: برای تیم فوتبال جوانان وحدت در ادامه راه حضور در مسابقات فوتبال جوانان ایران، دنیا به آخر نرسیده،  شاید بتوان گفت تازه اول راه هستیم و حالا حالا ها تیم فوتبال جوانان شهرمان باید برایمان افتخار آفرینی کند

به هر حال با بیانیه ای که آقای محسن واقعی  مسوول ارشد باشگاه وحدت صادر کرد نشان داد که اگر تیم فوتبال وحدت امروز بازی خانگی را در دقیقه  آخر باخت، اما آقای محسن واقعی با تسلط به موقع بر حاشیه هایی که امروز رخ داد، بازی را برد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، محسن واقعی، تیم فوتبال جوانان وحدت،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 آبان 1397 توسط فرهاد داودوندی

"دل سوزان" شهر را "دل سرد" نکنیم


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


مدتهاست در سطح شهر و بخصوص در همایش های مختلف می بینیم که اگر برای پیشبرد هر مشکل اجتماعی، افرادی بیشتر از دیگران سعی و تلاش داشته اند، اما وقتی مشکل رفع شد،

یا به قدر کافی از این افراد پیگیر، قدردانی انجام نمی گیرد، یا اینکه بانیان جلسه، از ریز و درشت، خرد و کلان، پیر و جوان تشکر می کنند و در این میان برای "باری به هر جهت" نام آن دلسوز واقعی را هم "یک جورهایی" بیان می کنند که بنظر نگارنده،  اگر بیان نکنند شاید بهتر باشد!!!


متاسفانه این قضیه "تشکر کردن" از زمین و زمان، در یک نشست یا همایش در بروجرد بسیار فراگیر شده و گاهی اوقات کار چنان بیخ پیدا می کند که اصل قضیه نشست یا همایش فراموش می شود و در این میان نقش فردی که بیشترین زحمت را برای پیشبرد یک مشکل اجتماعی در شهرمان داشته در همان همایش مربوطه رنگ می بازد.

تشکر از زمین و زمان و خرد و کلان در همایش ها دو آفت اساسی دارد:

اول اینکه فردی که بیخود و بی جهت نامش در میان تقدیر از دلسوزان رفع مشکلات شهر می آید، به صورت کاذب فکر می کند "پا جا پای بزرگان" گذاشته و بعد از مدتی در رابطه با خودش با خود بزرگ بینی خاصی احساس می کند که واقعا ته کوچه حلیم می دهند!!!

دوم اینکه فرد اصلی مورد نظر همایش که زحمات زیادی را متقبل شده وقتی می بیند آنچنان که باید و شاید به چشم نمی آید و به جای وی دیگران مورد تقدیر قرار می گیرند، ممکن است برای فعالیت های بعدی دلسرد شود و ......!


به هر حال امیدواریم روزی برسد که گردانندگان نشست ها و همایش ها در جریان باشند که برای دل به دست آوردن! قرار نیست از تمامی شرکت کنندگان در اینگونه نشست ها تقدیر و تشکر بشود و از همه حضار نام برده شود و همان بهتر که اگر قرار است نامی برده شود از همه پر رنگتر نام فرد اصلی پیگیر رفع مشکلات برده شود! والسلام!


@@@@

توضیح ضروری: مدتهاست در همایش های مختلف شاهد تشکر های بی رویه هستم که گاهی اوقات در اینگونه موارد زیاده روی های بسیاری انجام می گیرد تا جایی که باعث کدورت خاطر میهمانان و شهروندان حاضر در جلسه می گردد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دلسوزان شهر را دلسرد نکنیم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، دل سوز، دل سرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا در مورد "سیتی سنتر" سکوت کرده ای؟




با سلام احترام،آقای داودوندی

علت سکوت شما در مورد مجتمع سیتی سنتر رو‌ واقعا نمیدونم

،اون هم شما که در مورد کوچکترین مسائل شهر اطلاع رسانی میکنید و پیگیر هستین،

این پروژه به جرات مهم ترین پروژه در حال حاضر شهر هستش که مظلوم واقع شده،در هر صورت ممنون


@@@@@

پاسخ فرهاد داودوندی:


دوست عزیز  در جریان هستم که ظاهرا تعداد بسیاری از همشهریان  هر کدام مبالغ بسیار کلانی برای خرید فروشگاه هایی که قرار بود  مدتها قبل نحویل داده شود پرداخت کرده اید

 و ظاهرا فعلا خبری از ساخت  و اتمام فروشگاه هایی که قرار بود در 8 پاساژ 300 واحدی ( جمعا 2400 واحد) ساخته شوند نیست

همان موقع که پول ها را  پرداخت می کردید، مطلب نوشتم، با شهردار وقت  بگو مگو داشتم و به ایشان گفتم که چرا به خریداران واقعیت را نمی گوئید؟

آقای یوسفی  می گفت: روزانه 80  تا 100 میلیون تومان  هزینه ساخت و ساز است و با این سرعت طی یکی دو سال فروشگاه ها تحویل داده خواهند شد

همان موقع  با اعتراضات رسانه ای اینجانب بنرهای پیش فروش در سطح شهر که توسط آقای یوسفی شهردار وقت بصورت عجولانه  در تمام شهر نصب شده بودند را پائین آوردند


باتفاق  شهردار وقت رفتیم ساخت و ساز را نگاه کردیم چند کارگر ساده در حال جابجا کردن میلگرد بودند، گفتم اینطوری می خواهید یکساله 2400 واحد تحویل مردم بدهید، ایشان از دست من رنجید

بر سر بریدن درختان جلوی همین مجتمع( بیش از سی چهل درخت) با فشار رسانه ای اینجانب باعث شد مدیران شهرداری علیرغم میل باطنی شان  تا مدتها درختان را  دست نزنند و دست آخر هم در نیمه شب یکی از شبهای سرد ، حدود ده درخت را جابجا کردند

متاسفانه حتی پیست اسکیت را هم ناشیانه و عجولانه نابود کردند به بهانه اینکه اگر این مجتمع راه ورودی داشته باشد یکساله ساخته خواهد شد و در حالیکه  مدیران شهرداری  خودشان هم می دانستند چنین اتفاقی رخ نخواهد داد

سخن بسیار است

دوست عزیز 

صمیمانه امیدوارم  بزودی مشکل تان حل بشود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا در مورد "سیتی سنتر" سکوت کرده ای؟، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

یادی کنیم از زنده یاد حاج حسین کاویانی

که خدمات ارزنده ای را

برای بروجرد انجام داد




سال 1349 بروجرد اولین و تنها شهر ایران

بودهکه نمایندگی تعمیر گاه "شرکت ولوو"

داشته است.



( تصویر جوانی دکتر حاج محمد رضا حافظی  رئیس انجمن شهر  آنزمان بروجرد و ریاست مجمع خیرین مدرسه ساز حال حاضر ایران در عکس بالا دیده می شود)



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

 بروجرد شهری است که در خیلی موارد در زمینه های مختلف در کل کشور اولین بوده است، اما ظاهرا عده ای پیش خودشان فکر کرده اند که قبل از مدیریت شهری آنها، بروجرد پیشینه قوی نداشته است.

هی می خواهیم رو نکنیم که بروجرد را نباید بعنوان یک شهر ساده نگاه کنند، اما انگار نمی شود که نمی شود!

به همین خاطر در این پست از هزاران هزار افتخارات تاریخی بروجرد، فقط یک برگ برنده رو می کنم که دوستان عزیز در جریان قرار بگیرند سال 1349 یعنی چیزی در حدود نیم قرن پیش بروجرد اولین شهر ایران، بله عزیز دل برادر! بروجرد اولین شهر ایران بوده که در آن تعمیرگاه تخصصی شرکت ولوو تاسیس شده است.

آنزمان قیمت ولوو 160 هزار تومان بوده و "حاج حسین کاویانی" که از افراد خوش نام بروجرد می باشند( ایشان چند روز قبل  جان به جان آفرین تسلیم نمود) ، اقدام به افتتاح نمایندگی و تعمیرگاه ولوو در بروجرد می کنند.


جالب اینکه برای افتتاح تعمیرگاه ولوو در بروجرد (اول جاده اراک) نمایندگان شرکت ولوو از اروپا و کشورهای همسایه هم در مراسم افتتاحیه شرکت کرده اند!

این است تاریخ معاصر بروجرد، شهری که در خیلی از زمینه ها نه فقط در استان و منطقه، که در کل کشور سر آمد بوده، هست و به امید خدا خواهد بود و پرچمش به همین خاطر همیشه بالاست!

مردم این شهر نیم قرن پیش با همت  زنده یاد حاج حسین کاویانی برای اولین بار در ایران نمایندگی تعمیر گاه ولوو داشته اند،

مردم بروجرد  90 سال قبل اولین کتابخانه را داشته اند،110 سال قبل روزنامه داشته اند، الان هم خیلی ها نمی دانند ورزش جهانی بیلیارد چیست، اما 85 سال پیش بروجرد در بین اولین شهرهای ایران باشگاه بیلیارد داشته،

 تاریخ ورزش باستانی اش گواهی بر شناخت مردم این شهر از اخلاق نیکوی پهلوانی داشته،  106 سال قبل بروجرد آموزش و پرورش داشته. ( اگر بخواهم بیشتر اشاره کنم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود)

 بطور خیلی اختصار اشاره می کنم که صد ها نه، بلکه هزاران هزار دانشمند و اندیشمند تاریخ این شهر را برای همیشه تاریخ بیمه کرده اند،

 تاریخ این شهر پر است از اینگونه افراد بزرگ اما شاید گمنام، که بنوعی پشتوانه های علمی و فرهنگی این شهر می باشند.

برای شادی روح زنده یاد مرحوم حاج حسین کاویانی بخوانیم فاتحه با صلوات



در آینده در کانال  " بروجرد قدیم"  بیشتر به تاریخ پر افتخار بروجرد خواهیم پرداخت
@farhadbrj




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یادی کنیم از زنده یاد حاج حسین کاویانی، حسین کاویانی، بروجرد، نقد، فرهاد داودوندی، ولوو، شرکت ولوو،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

باز بروجرد،

 باز هم حاشیه در این شهر




به قلم: فرهاد داودوندی



لبنانی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: شیطان، عروس زیبا را چشم می زند! بنا بر این ضرب المثل لبنانی، عروس زیبا هیچگاه روی خوش به زندگی خود نخواهد دید!

بروجرد ما نیز یکی از زیباترین شهرهای ایران است و ما نیز دل نگران این شهر با فرهنگ و با پیشینه تاریخی  هستیم که متاسفانه  سالهاست ظاهرا چشمش زده اند!  و به جای پیشرفت، بی هدف به دور خودش می چرخد.

در حالیکه دیگر شهرهای ایران عزیزمان در حال توسعه و آبادانی می باشند اما بروجرد  همان بروجرد چندین دهه قبل است  و هیچ تغییر محسوسی در آن دیده نمی شود و حتی نسبت به رشد جمعیت می توانیم ادعا کنیم  عقب گرد هم داشته ایم.

شنبده ها حاکیست طی روزهای آینده در زمینه مدیریت شهری، بروجرد برای  "صد هزارمین بار"!!!  در صدر خبرهای ریز و درشت حاشیه ای قرار خواهد گرفت

به هر حال بصورت بسیار جدی، سخن از تغییر شهردار بروجرد در کمتر از یکسال از تصدی گری ایشان در میان است .

هر چه هست امیدواریم به دور از احساسات و جناح جناح بازی های رایج ، شورای شهر بروجرد تصمیمی منطقی و بنفع شهر بگیرد.

اینک شهروندان بروجردی چشم انتظارند که  شاهد اتفاقات روز های آینده باشند تا ببینند که آیا  تصمیم گیری های  9 عضو شورای شهرشان ،  به نفع بروجرد به سرانجام خواهد رسید  و یا  اینکه در نهایت به ضرر این شهر زیبا ختم خواهد شد؟!

 والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: باز بروجرد، باز هم حاشیه در این شهر، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی
نامه سید حجت الله موسوی زاده

از مرکز نیکوکاری حضرت ولی عصر "عج"

بروجرد به فرهاد داودوندی


فرشته ای با بیست میلیون بال!

به بهانه "بیست میلیون" بازدید از سایت فرهاد۹۰


"هوالعزیز"

با علم و اعتقاد به اینکه تحسین و تجلیل از نیکوکاران،در حقیقت تجلیل از نیکی ها و موجب نزول رحمت خداست،

بر آن شدم تا به مناسبت رسیدن آمار بازدیدکنندگان "سایت فرهاد ۹۰"به مرز بیست میلیون نفر، با قلم ضعیفم دلنوشته ای را به مدیر محترم این سایت، جناب "حاج فرهاد داودوندی"تقدیم نمایم؛ شک ندارم که این متن، حرف دل بسیاری از مخاطبان و بازدیدکنندگان سایت یاد شده می باشد:

فرهاد داودوندی نه از آن جهت که سلاحی چون "دوربین" و قلمی چون "کیبورد" را در اختیار دارد، بلکه از آن جهت که دلی مهربان ، نیتی خالص، و اعضاء و جوارحی فعال در خدمت خلق را خمیر مایه ماهیت و هویت خود قرار داده، امروز صیاد و محبوب دلها شده است،

چرا که اگر علت محبوبیت بومی،استانی و بعضا ملی او را در حرفه "خبرنگاری" محض بدانیم، این سؤال پیش می آید که چرا همه خبرنگاران دارای چنین امتیازی نیستند و چرا آوازه فرهاد داودوندی اینچنین پیچیده است؟!

پس نمی توان او را فقط یک خبرنگار ، یک ورزشی نویس و یا یک فعال در عرصه نجوم دانست!

فرهاد داودوندی، امروز نه تنها خبرنگاری است که درد انسان دارد، قلبش برای همنوعان و همشهریانش می تپد، نه تنها به قصد اصلاح، زشتی ها و زیبایی های شهر و استان را نشان می دهد، بلکه با این حجم وسیع از فعالیت رسانه ای، گاه انسان را به فکر فرو می برد تا سر در گریبان، در اعمال و صفات و رفتار خود تجدید نظر نماید!

اما "فرهاد" فقط همه اینها نیست و بنده قصد ندارم به بعد خبرنگاری او بپردازم، هر چند ایشان با مناعت طبع، استقلال، شجاعت، صراحت، سماجت ،صداقت و دلسوزی، جلوه زیبایی از ماهیت یک خبرنگار واقعی را نیز به نمایش گذاشته است، لیکن پرداختن به این بعد از زندگی او موجب طولانی شدن متن می شود؛

اما آنچه "خبرنگار" بودن ایشان را رنگ خدایی بخشیده، تلاش برای "اصلاح" زشتی ها و توسعه زیبایی هاست!

یکی از زشتی هایی که او امروز به وضوح آن را شناخته و نمی خواهد چشمانش را ببندد و از کنارش رد شود، معضلات اجتماعی است، او اگر چه از ورزش و فرهنگ و... می نویسد، اما درد و رنج انسانها فکرش را به خود مشغول داشته و خیلی خوب این بیت از اشعار "سعدی" را در گوش و دل و جان خود فرو کرده که می گوید:

"تو کز محنت دیگران بی غمی"
"نشاید که نامت نهند آدمی"

فرهاد داودوندی می داند که "فقر ، بیماری ، بیکاری و اعتیاد" از عمده دردهایی است که می تواند بنیاد زندگی یک انسان، یک خانواده و یک جامعه را از جای برکنده و دنیا و آخرت انسانها را ویران نماید!

تلاشهای بی وقفه و شبانه روزی این مرد، همراه با دوربین و ماشین شخصی اش، بی هیچ جیره و مزدی، در جهت کاهش دردهای انسانها واقعا ستودنی است؛

او همه کاری می کند، از جمع آوری کمکهای جنسی و نقدی گرفته تا تأمین دارو؛

از رایزنی برای "درمان" بیماران بی بضاعت گرفته تا سرکشی و عیادت از آنان؛

از جمع آوری و فروش "در نوشابه" برای خرید "ویلچر" گرفته تا تهیه "جهیزیه" برای "نوعروسان بی بضاعت"؛

از خرید و جمع آوری اسباب بازی برای بچه های "یتیم" گرفته تا جمع آوری لباس برای "برهنگان"؛


نمی خواهم زیاد اطاله کلام کنم، اما این را هم بگویم:

فرهاد داودوندی برای همه می دود، از "بیمار و معلول گرفته تا یتیم و بد سرپرست و بی سرپرست و سالمند و معتاد و..."

اساس این همه "خیر و برکت" را باید در همین سایت فرهاد ۹۰ جستجو کرد،

"حیات" "فرهاد داودوندی" بسته به "سایت" اوست!

انگار اگر سایت و تلگرام و اینستاگرامش نباشد، فرهاد هم نیست، چرا که به جرأت می توان ادعا نمود که تمام یا نود در صد خیرین و نیک اندیشان و نیکوکارانی که به او اعتماد کرده و اموال شان را در اختیارش می گذارند تا برساند به آنجایی که باید برساند، همه از بازدیدکنندگان سایت او هستند!

آری، آمار بازدیدکنندگان "سایت فرهاد۹۰" به مرز بیست میلیون رسیده، "بیست میلیون" "بالی" که این "فرشته" را برای گره گشایی از زندگی انسانهای دردمند پرواز می دهند و یاری اش می کنند!

هر روز بر تعداد این بالها افزوده و هر روز گره های بیشتری از کار خلق خدا باز می شود!

به عنوان نگارنده این متن، خود را خاک پای همه نیکوکاران و مخاطبان و بازدیدکنندگان سایت "فرهاد۹۰" و تلگرامش می دانم و بابت این همه مهربانی و انسانیت، به حالشان حسرت می خورم؛

چرا که در این روزگار "وانفسا" که خیلی ها به فکر سودجویی، چپاول ، غارتگری، احتکار و... هستند،

پیدا شدن چنین انسانهایی فوق العاده و ستودنی است.

پس با اعتقاد راسخ می گویم:

"فرهاد"، بمـــان!

"سایت فرهاد90 "، بمـــان!

"اینستاگرام فرهاد 90 "، بمـــان!

"تلگرام فرهاد نیوز 90 "، بمـــان!

"والسلام"

سیدحجت الله موسوی زاده

(مرکز نیکوکاری حضرت ولی عصر"عج" بروجرد)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه، سید حجت الله موسوی زاده، مرکز نیکوکاری حضرت ولی عصر عج بروجرد، فرهاد داودوندی، "بیست میلیون" بازدید از سایت فرهاد۹۰، 20 میلیون بازدید، نقد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

به پسرم بگو، عروس و داماد نیامدند،



بی معرفت،


یادت رفت مادرت رو با خودت ببری خونه؟!

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

آقا تو را به قرآن، تو را به فاطمه زهرا قسم ات می دم، به پسر وسطی ام بگو بیاد دنبالم!

 

خیلی وقته پسرم رو ندیدم، دلم واسه خودش و زن و بچه اش تنگ شده، بگو مامانت گفته بخدا دیگه توی خونه حرف نمی زنم!

 

مزاحم خودت و زن و بچه ات نمیشم، فقط بیا منو ببر خونه! یه جا نماز واسم بنداز شب و روز نماز می خونم و دعات می کنم!



آقا تو رو بخدا به پسرم بگو، عروس و داماد نیومدند، تو که گفتی داری منو می بری توی هتل برای دیدن عروسی، فکر می کنم دیر اومدیم.

 

 آقا تو رو بخدا ، تو رو به فاطمه زهرا، تو رو به امام حسین قسم ات می دم به پسرم بگو، مثه اینکه یادت رفته مادرت رو با خودت ببری خونه!



الان چند وقته که اومدیم عروسی، اما نمی دونم چرا اینجا نه عروس و دامادی بود، نه دیگه پسرم رو دیدم!

 

 آقا، به پسرم بگو صبح که می خواد بره سر کار، حتما صبحونه بخوره، نکنه یه وقت مریض بشه!

 

راستی بهش بگو هنوز هم هوا سرده، یعنی میدونی چیه؟ نمی دونم چرا فکر می کنم همیشه هوا زمستونیه.

 


نکنه پسرم لباس گرم نپوشه و سرما بخوره !بهش بگو لباس هاشو  واسش  اطو کشیدم،  جلو آینه گذاشتم!



راستی آقا نمی دونی کی بهار میشه؟

 

  میگن توی بهار پرنده ها بر می گردند سر خونه و زندگی شون! اگه یه روز بهار از راه رسید به پسرم بگو بیاد منو ببره سر خونه و زندگی مون!

 

 بهش بگو کوچیک که بود هر وقت حرف می زد قند توی دل من آب میشد! یه دف خورد زمین سر زانوش خراش ورداشت، تا دو سه شب خواب به چشمام نمی رفت!



آقا تو رو بخدا به پسرم بگو، مواظب باشه زمین نخوره، که دیگه کسی نیست که دستش رو بگیره و از ته دل براش ناراحت بشه!



اگه دیدیش بهش بگو می گن تا چند وقت دیگه بهار میاد و پرنده ها گروه گروه بر میگردند سر خونه و زندگی شون!

 

 راستی آقا، نمی دونی بهار زندگی من، کی میاد دنبالم؟



طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بی معرفت، یادت رفت مادرت رو با خودت ببری خونه؟، نقد، نقد اجتماعی، خانه سالمندان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

نامه "دکتر فرشاد علی یاری"


به فرهاد داودوندی



(فرهاد شهر من)

 

 عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز       

زآنکه گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس          «حافظ»

 

چندین سال پیش در یکی از محافل اصحاب رسانه به دوستان گفتم که آقای فرهاد داودوندی در عرصه خبر و رسانه یک پدیده است و لیکن امروز  صفت نیک دیگری را در ارتباط با این عزیز بیان می کنم و آن «بزرگی» است


 به گونه ای که بزرگی را نه به زور به خود بسته و نه با جهد بسیار به چنگ آورده،بلکه «بزرگ» آفریده شده است.

 

 دکتر حسین الهی قمشه ای از حکیم یوگانندا نقل می کند که:«زندگی در گذراست و فراخنای جهان به مثابه تماشاخانه ای است که هر زمان بازیگرانی چون ما در صحنه پر زیب و زیور آن نقش خود را بازی می کنند و بی خبرند که پایان بازی آنها کی خواهد بود و ما اکنون لباس نمایش به تن کرده و در تابستان حیات بر صحنه می خرامیم نیز باید نقش خود را ایفاء کنیم و بگذریم، زیرا این جامه تن را به زودی از ما باز خواهند گرفت وآن را بر تن بازیگران تازه ای خواهند آراست.

 

پس تا آن هنگام که در این حیات نقشی به عهده ماست باید آن را به زیباترین وجه ایفاء کنیم»

 

 هر از گاهی که به سایت و کانال آقای فرهاد داودوندی سرک می کشم  دو چیز برایم لذت بخش است یکی خبررسانی دقیق و آگاهانه و دیگر صفت عیاری ایشان می باشد

 

در صفحه 139 کتاب قابوسنامه آمده است که اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه آنچه بگویی بکنی، دوم آنکه راستی در قول و فعل نگاه داری، سیم آنکه شکیب را  کار بندی، زیرا که هرصفتی که تعلق دارد بجوانمردی در زیر این سه چیز است.

 

فرهاد های جوانمرد شهر من فراوانند.

 

مردان و زنانی که  در تلاشند تا در حد توان خود دردی از نیازمندان را تسکین بخشند و قطعا یکی از این افراد آقا فرهاد عزیز می باشد

 

در امداد و کمک رسانی آن هم در این شرایط سخت اقتصادی که  همنوعانش در رنج می باشند همچون چشمه  زلال و شفافی است که مدام می جوشد و بی منت زیباترین نقش خود را ایفاء می کند.

 

فرهاد عاشق است و عشق او بلا شرط، می بخشد و نیک می داند که این  یک عشق مقدس است

 

نگارنده رفتار وی را بدون تردید مصداق آیه شریفه لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون می داند.

 

نوشتن این متن را بهانه ای قرار دادم تا از زحمات برادر بزرگوارم جناب آقای فرهاد داودوندی تشکر و قدر دانی کرده باشم.

 

 از خداوند متعال سلامتی و سربلندی فرهاد عاشق شهرمان را خواستارم.

 

من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست    

 تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

 

 

فرشاد علی یاری


 هفتم مهر سال 1397 شمسی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه "دکتر فرشاد علی یاری" به فرهاد داودوندی، فرشاد علی یاری، فرهاد داودوندی، دکتر فرشاد علی یاری، نامه، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا هیچ مربی بروجردی به کلاس مربیگری

بین المللی فدراسیون دو و میدانی

اعزام نشد؟



فرهاد داودوندی- بروجرد:


کلاس مربیگری درجه یک بین المللی فدراسیون دو و میدانی بدون حضور نماینده بروجرد در این کلاس بسیار مهم از تاریخ 14 تا 25 شهریور در مجموعه ورزشگاه آفتاب تهران برگزار گردید.


شنیده ها حاکیست طی سال جاری دو کلاس مهم بین المللی در فدراسیون دو و میدانی برگزار گردیده که در کلاس دوره اول رئیس محترم هیات دو و میدانی لرستان حضوری فعال داشته است، اما در کلاس دوره دوم که باید از بروجرد اساتیدی به مانند استاد حسین سامانی ( استاد مسلم استعداد یابی دو و میدانی ) حضور پیدا می کرده، متاسفانه چنین اتفاقی رخ نداده است.


این سوال از هیات دو و میدانی لرستان برای علاقمندان به دو و میدانی در بروجرد پیش آمده که اگر کسی به چنین کلاس مهمی معرفی نشده که وامصیبتا، اگر مربی برای حضور در کلاس معرفی شده چه کسی بوده؟ و ضمنا سهم بروجرد برای حضور در کلاس مربیگری درجه یک بین المللی چه شده است؟


همانطور که همه می دانند دو و میدانی در لرستان بدون حضور دونده های بروجردی معنا و مفهومی نخواهد داشت.

دهه های متمادی است که بروجردی ها در رشته های مختلف رده های سنی در دو و میدانی ایران می درخشند که اگر بخواهیم از دونده های دیروز و پیشکسوتان امروزی دو و میدانی بروجرد و ورزشکاران فعلی این رشته در بروجرد نام ببریم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.


بنابر پشتوانه بسیار قوی بروجرد در دو و میدانی ایران انتظار می رود نگاه هیات استان به بروجرد ویژه باشد و صمیمانه امیدواریم شایعات شنیده شده  بخاطر عدم حضور حداقل یک بروجردی در کلاس معتبر درجه یک فدراسیون دو و میدانی، از بیخ و بن شایعه ای بی اساس باشد!

به هر حال منتظریم تا هیات محترم دو و میدانی لرستان توضیح بدهد که چرا در کلاس 11 روزه مربیگری درجه یک بین المللی هیچ مربی از بروجرد حضور نداشته است؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، مربیگری درجه یک بین المللی فدراسیون دو و میدانی، دو و میدانی بروجرد، دو و میدانی لرستان، فرهاد داودوندی، حسین سامانی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

نامه استاد محمد گودرزی ( الف.فرهیخته)

به وبلاگ فرهاد داودوندی

به بهانه هشت سالگی وبلاگ فرهاد90
 

  از شروع فعالیت وبلاگ «فرهاد90» در نیمه¬های شهریور 1389 هشت سال می گذرد.

وبلاگی که با نشر یکی دو آگهی در باره شرکت پخش قطعات یدکی خودرو ایساکو، چند دل نوشته و درج مطالب ورزشی پا به دنیای مجازی گذاشت بزودی به فراگیرترین رسانه ی بروجرد تبدیل شد.

اینک نام «فرهاد 90» و مدیر آن، فرهاد داودوندی با نام «بروجرد» و «بروجردیها» به شکل شگفت آوری پیوند خورده است

و نه تنها در ایران، که فراسوی مرزهای جغرافیایی این کشور، بسیاری بروجرد را از دریچه ی این وبلاگ می بینند و می شناسند.

هشتمین سال تولد وبلاگ «فرهاد90» بهانه ای شد تا در باره ی این رسانه ی مشهور بروجرد و بروجریها مطالبی را تقدیم کنم.  

 شاید به کار بردن عنوان «فراگیرترین رسانه ی بروجرد» در مورد وبلاگ «فرهاد 90» سخنی دقیق نباشد، این وبلاگ در شمار پربیننده ترین رسانه های تصویری مرتبط با بروجرد شناخته می شود؛ به استناد آمار منتشره، وبلاگ «فرهاد 90» در مدت هشت سال گذشته نزدیک به بیست میلیون مرتبه مورد بازدید مخاطبان قرار گرفته است، یعنی به طور میانگین هر روز بیش از 8600  مرتبه مخاطبان از آن دیدن کرده اند.

هرچند نظرسنجی دقیقی در باره ی علت مراجعه ی کاربران به این وبلاگ انجام نشده، روشن است که تقریباً تمامی آنها به نوعی با موضوعات مربوط به «بروجرد» و «بروجردیها» دلبسته بوده اند و این وبلاگ توانسته است –ولو به صورت نسبی- بخشی از نیازهای اطلاعاتی  مخاطبان خود را فراهم آورد.

از این منظر می توان گفت که وبلاگ «فرهاد90» در انتقال پیامهای خود به مخاطبانش، تأثیرگذار عمل کرده و نسبتاً کامیاب بوده است. در رسیدن به چنین کامیابی، عوامل دیگری هم دخالت داشته اند که برخی از مهمترین آنها به این قرار است:


1- در فضای سیاست زدة حاکم بر جامعه ایران و تنوع گرایشها و علایق سیاسی، داشتن هرگونه نظر و مرام سیاسی از بدیهی ترین حقوق شهروندی است. اما وبلاگ «فرهاد90» به هیچ گروه سیاسی وابستگیِ آشکار یا پنهان ندارد. فرهاد داودوندی ضمن برقراری رابطه ای نسبتاً معقول و صمیمی با تمامی فعالان سیاسی بروجرد، همواره خود را از درگیریهای سیاسی و جناحی دور داشته و کوشیده است که مشی مستقلی حفظ کند. گویی که از نگاه او آنجا که پای «منافع ملّی» و «مصالح محلی» به میان می آید، تمامی فعالان سیاسی شهر وظیفه دارند چون «یَد واحده» در جهت حفظ آن «منافع» و رعایت آن «مصالح» بکوشند و از هر گونه نزاع در گفتار و کردار بپرهیزند، هرچند که گروه زیادی از فعالان سیاسی شهر - متأسفانه- چنین اندیشه و رفتاری ندارند!


2- معمولاً هر رسانه، به تناسب اخبار و مطالبی که منتشر می سازد نظر گروه خاصی از مخاطبان را به خود جلب می کند. بیشتر مطالب منتشره در وبلاگ «فرهاد 90» نیز رویکردی ورزشی دارند، اما داودوندی موفق شده است با پرداختن به خبرهای متنوع، نظر موافقِ عموم را به خود جلب کند و به رسانه ای عام تبدیل شود. در خیل گستردة مخاطبان وبلاگ «فرهاد90» مشهورترین چهره های شهر در کنار گمنام ترین همشهریان دیده می شوند و این برای داودوندی امتیازی مهم شمرده می شود که مورد وثوق عام و خاص است.


3- بیشتر خبرها و گزارشهای منتشره در وبلاگ «فرهاد90» با نگاهی نسبتاً تیزبین و ژرف، جریان عادی زندگی تودة مردم را پوشش می¬دهد و تنها بخش کمی از خبرهای این وبلاگ به اخبار تشریفاتی مقاماتِ مسئول شهر اختصاص دارد. این رویکرد، تا اندازة زیادی میان وبلاگ «فرهاد90» و مدیران دستگاههای اجرایی شهر فاصله انداخته است. ناگفته نماند که شخص داودوندی نیز به حفظ این فاصله علاقه مند است. به عنوان نمونه، او با وسواسی در خور تحسین کوشیده است هدایای مقامات را نپذیرد و در صورت پذیرش، معادل ریالی آن هدایا را در امور عام المنفعه هزینه کند! اگرچه این رفتار و فاصله از دید بسیاری از مسئولان شهر خوشایند نبوده و نیست، در عوض به داودوندی و وبلاگ «فرهاد90» وجهة مردمی داده است. از چنین منظری است که می توان نشر شجاعانة برخی نقدهای جانانة این وبلاگ از عملکرد مقاماتِ مسئول شهر را ارزیابی کرد، نقدهایی که نظیر آن در دیگر رسانه های محلی کمتر مجال نشر می یابند. 


4- در طول هشت سال گذشته بخش مهمی از مطالب منتشره در وبلاگ «فرهاد90» به گزارشهای تصویری بسیار معمولی از روند زندگیِ روزمرة مردم کوچه و بازار اختصاص داشته است. صدها بلکه هزاران تصویری که از نگاه دوربین داودوندی و برخی مخاطبانش از زوایای مختلف زندگیِ بی آلایش زنان و مردان این شهر ثبت شده، شاید ارزش خبری چندانی نداشته و در چشم برخی مخاطبان عیب جو و خُرده گیر، جلوه گر نباشد، اما با گذشت زمان و البته، به شرط حفظ آنها در آرشیوی مطمئن، ارزشمندترین میراثی خواهد بود که می توان از زندگی اجتماعی مردم بروجرد برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت. امید که داودوندی در حفظ این تصاویر و متنهایی که در توضیح آنها تهیه کرده، بکوشد و این گنجینة ارزشمند را به شکلی شایسته صیانت کند و به موقع، آن را در اختیار مراکز مطالعاتی و پژوهشگران قرار دهد.


   امتیازات وبلاگ «فرهاد90» در موارد فوق خلاصه نمی شود و می توان دهها اثر نیک در کارنامة آن مشاهده کرد: داودوندی تا آنجا که توان داشته از بروجرد و افتخارات آن نوشته و منتشر کرده است؛ از طریق وبلاگ «فرهاد90» بروجردیها با گروهی از مفاخر و نام آوران شهر آشنا شده اند و ارتباط بیشتری یافته اند.

در همان حال، این وبلاگ شماری زیادی از استعدادها و سرمایه های انسانی نهفته در شهر را شناسایی و معرفی کرده و به نوعی، زمینه را برای شکوفایی آنها فراهم آورده است. داودوندی گاه یک تنه به استقبال قهرمانی نوجوان و گمنام شتافته و رسم مروت را به مدعیان «خدمتگزاری به مردم» آموخته است و زمانی دیگر، به یاری حافظة خود یا همشهریانش، به کاویدن در کوچه پس کوچة خاطرات پرداخته و یادِ مردان بزرگی را که می رفت با گذشت زمان، نامشان به وادی فراموشی سپرده شود زنده کرده و غبار غربت از چهرة پرفروغشان زدوده است.

هم به کوشش او تصاویر یا سندهایی نویافته از گذشته بروجرد از گوشة شبستانها و صندوقخانه های قدیمی بیرون آمده و با انتشار آنها اوراقی زرین بر تاریخ این شهر و مردمش افزوده شده است و ... و این همه مرهون تلاشهای صادقانه و بی وقفة مردی است که در نهایت فروتنی، کمترین ادعایی نداشته و ندارد و به نوعی زندگی اش را وقف پیشرفت بروجرد و بروجردیها کرده است.



می دانم که عموم همشهریان نیز قدر زحمات او را می دانند و تلاشهای خالصانه اش را ارج می نهند. اما یادآوری چند نکته:

• وبلاگ «فرهاد90» را باید رسانه ای یک نفره نامید که حاصل تلاشهای خستگی ناپذیر فرهاد داودوندی است و بس! اما همین ویژگی، یعنی نبودن همکارانی در کنار مدیر وبلاگ، نقطة آسیب پذیر آن نیز شناخته می شود. شمار نسبتاً زیاد مخاطبان این وبلاگ و بالا بودن سطح انتظاراتِ آنها، می طلبد که داودوندی از دانش تخصصی و توان فکری و عملی چند همکار و همیار، به ویژه همکاران جوان و تحصیلکرده استفاده کند.

به بیان دیگر، شایسته است که وبلاگ «فرهاد90» از حالت متکی بودن به شخص فرهاد داودوندی خارج شود و رفته رفته به یک جریان مهم رسانه ای تبدیل شود، جریانی که در غیاب داودوندی هم بتواند به روند خود ادامه دهد. از این نگاه، ضروردت دارد این وبلاگ به «سایت» ارتقا یابد.


• صرف نظر از وجود گروهی بدخواه، داودوندی به وسعت شهر و شمار همشهریانش بلکه بیشتر، «دوست» دارد و می کوشد در همه حال، آداب دوستی و مرافقت را به جا آورد. توجه به رعایت این آداب، نوعی صمیمیت، حسی خوب و فضایی خودمانی بر وبلاگ «فرهاد90» حاکم کرده است که متأسفانه در مواردی به افراط کشیده می شود. این در حالی است که رویکرد خبری وبلاگ «فرهاد90» ایجاب می کند در تولید خبر و گزارش، بسی حرفه ای تر عمل شود. یک ویژگی این حرفه ای بودن آن است که از به کار بستن واژه های تعارف گونه و القاب و عناوین غیرمستند –که گاه سخاوتمندانه از سوی داودوندی به برخی از اشخاص داده می شود- جداً خودداری شود.

یقیناً هرکسی را نمی توان «استاد» لقب داد و یا هر شخصی در شمار «مشاهیر» و «مفاخر» قرار نمی گیرد. ضمنا یک نشان مهم و بزرگِ بزرگان این است که فروتنانه به همان «نام و نام خانوادگی» شان بسنده کنند و خواهان شنیدن مدح و ثنا و عنوانهای پرطمطراق نباشند!   


• گفته شد که وبلاگ «فرهاد90» در شمار پربیننده ترین رسانه های تصویری مرتبط با بروجرد شناخته می شود و شک نیست که رویکرد خاص خبری و به ویژه نشر نقدهای جانانه ی این وبلاگ در گسترش مخاطبان آن نقش مهمی داشته است. اما چندی است که وبلاگ «فرهاد90» رویکرد خبری خود را تغییر داده و بیشتر بر فعالیت های خیریه و امدادرسانی به افراد و خانواده های نیازمند متمرکز شده است. اینک فرهاد داودوندی را بیشتر از آن که در لباس یک خبرنگار و منتقد شجاع ببینیم، در مقام یک امدادرسان و حامی خانواده های دردمند و آسیب پذیر مشاهده می کنیم.


یقیناً کمک به مستمندان و تلاش در جهت کاستن دردهای آنها فعالیتی ضروری و ارزشمند است، ولی انجام وظیفة خبرنگاری و روزنامه نگاری – به ویژه در شکل مستقل آن- بسیار مهمتر است؛ نگاه عمیق دوربین و قلم صادقانه ی خبرنگار می تواند در خدمت آحاد مردم قرار گیرد و در جهت تسکین آلام همه ی اقشار جامعه عمل کند و نه فقط یک گروه خاص!

افزون بر این، داودوندی باید بداند که هرچند وبلاگ «فرهاد90» شخصی و اختصاصی است اما امروز به همه ی مردم بروجرد تعلق دارد و او باید همچون گذشته، روایتگر صادق مشکلات ریز و دُرشت همه ی همشهریان باشد و رفع این مشکلات را دنبال کند.


آغاز نهمین سال فعالیت وبلاگ «فرهاد90» را تبریک می گویم برای عمو فرهاد عزیز سلامتی و سربلندی آرزو دارم.

محمد گودرزی، 6 مهر




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سایت فرهاد 90، محمد گودرزی، محمد گودرزی الف. فرهیخته، فرهاد داودوندی، نامه، سایت فرهاد داودوندی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

اوجور که دل بچه مَنه شاد کِردیت،

خدا  دل شاد بَیه وِتُو




به قلم: فرهاد داودوندی: بروجرد:


پسر بچه آرام و دوست داشتنی بخاطر یکسری مسائل "جسمی، ذهنی"  باید به  دبستان استثنایی برود

آمده بودند "لباس مدرسه" بهشان بدهم، آدرس دادم برود بگیرد، گفتم اگر ندادند بیا تا خودم برایت تهیه کنم

جدای از لباس مدرسه، کیف و لوازم تحریر را که تقدیمش کردم ، از فرط خوشحالی زبانش بند رفت ، از ته دل می خندید

نمی توانست جلوی  شادی غیر قابل وصف خودش را بگیرد، انگار سند ششدانگ کره زمین را بنامش زده بودند!

چند بار خودش و مادرش گفتند یعنی این کیف و لوازم برای خودمان است؟!

گفتم: آره، خیرین سایت مان داده اند که به  شما اهدا کنم

پسر بچه از فرط شادی  بدون خداحافظی با کیف رفت.

صدای مادرش را می شنیدم که در حالیکه با عجله  به دنبال پسر روانه شد با صدای بلند از ته دل دعا می کرد:

خدا خیرتُو بَیه( خدا به شما خیر بدهد)،

خدا وِرتُو بَسازه( خداوند برایتان بسازد)،

داغ نُونیت( داغ نبینید)،

بجز دردو بلا هر چی اَ خدا مُخایت وِتو بَیَه( بجز دردو بلا هر چه از خدا می خواهید به شما عطا کند)

و در حالیکه بخاطر دور شدنش، طنین صدایش کمتر  می شد،  می شنیدم که می گفت:

 اُوجور کِه دل بَچه مَنه شاد کِردیت، خدا  دِل شاد بَیَه وِتُو
( همانطور که دل بچه نیازمند مرا شاد کردید خدا به عوضش دل شاد به شما بدهد)




#نذر_تحصیل (خیرین سایت فرهاد داودوندی)


####

تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به نیازمندان واقعی آستین همت را بالا بزنند می توانند کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب

کارت حساب جاری اقتصاد نوین: 6274121181410101

بنام فرهاد داودوندی

 واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دانش آموز نیازمند، کیف، لوازم تحریر، استثنایی، گویش بروجردی، زبان بروجردی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

فیش برق و چند سوال؟؟؟


ثواب دارد اگر کسی  فیش اداره برق را برای فهم ما تفسیر کند؟!


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

دهان مان از تعجب  سه متر وا مانده چرا؟

بخاطر اینکه سالیان قبل  رسم بود بهای مصرف + بهای آبونمان برق حساب می شد و  سر هر ماه با پرداخت جمهع بهای ماهانه برق ، تا سر برج بعدی، ما را به خیر و اداره برق را هم ....

حالا این همه دنگ و فنگ جدید ثبت شده در کنار قبض  دیگر چه صیغه ای است؟ الله و اعلم!

" هزینه مصرف اوج بار" دیگر چیست؟ مگر آبونمان نمی گیرند؟ پس این موضوع عوارض برق را چگونه باید پرداخت کنیم؟

" بهای فصل تابستان " دیگر از کجا سر در آورده؟

مگر قرار بوده در تابستان برق مصرف نکنیم؟!

به هر حال ما که از این همه عوارض رنگارنگ چیزی دستگیرمان نشد!

اگر کسی می تواند توضیح روشنی برای این پول های مختلف که در فیش های برق نوشته شده ارائه بدهد لطفا برای ما بنویسد، بخدا ثواب دارد!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فیش برق و چند سوال؟؟؟، فیش، فیش برق، گرانی برق، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

ورزشکاران شهرستانی در دام دلالان تهرانی



حضور ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران

و حقایقی که خانواده ها باید در جریانش باشند




فرهاد داودوندی- بروجرد:

از هر هفتاد میلیون ایرانی در فوتبال یکی می شود علی دایی، در ورزش کشتی یکی می شود حمید سوریان و ....... قرار نیست همه جوانان و نوجوانان ایرانی در ورزش اسطوره شوند.

متاسفانه سالهاست با تزریق بی رویه پول در ورزش های پر طرفدار، خانواده های بسیاری فرزندان جوانان و نوجوانان خود را بدون مطالعه کافی راهی کلانشهرهایی به مانند تهران می کنند تا شاید فرزندان آنان نیز روزی روزگاری علی دایی شوند! غافل از اینکه دام های بسیاری بر سر راه فرزندان شان در شهرهایی به مانند تهران گسترده شده است که زندگی فرزندان شان را تباه خواهد ساخت!

در وهله اول،  دلال های بسیاری با ترفند های مختلف در ورزش های ریز و درشت، تله هایی برای سرکیسه کردن خانواده ها  گسترده اند، که به طرق مختلف بخصوص خانواده های ورزشکاران شهرستانی را سرکیسه کنند!

اینگونه افراد با نشان دادن در باغ سبز به خانواده ها، در رویا فرزندان آنان را در حد تیم ملی ارزیابی می کنند، غافل از اینکه عضویت در تیم های ملی اینگونه نیست که هر دلالی بتواند به آن بازیکن معرفی کند!

شاید بسیاری از خانواده ها در جریان نباشند که آنچنان ورزش هایی به مانند فوتبال آلوده شده است که اگر شانس بیاورند و فرزندان شان در شهر های بزرگ در دام افراد منحرف نیفتند، مطمئنا از عالم درس و تحصیل برای همیشه رانده خواهند شد!

دیده شده دلالان ورزشی در تهران، جوانان و نوجوانان بسیاری را به بهانه اسکان، در منازل محقری با کمترین امکانات جا داده اند و پس از اینکه به طرق مختلف مبالغ کلانی را از خانواده های آنان دریافت نموده اند، جوانان را سرخورده و دلزده و  از لحاظ روحی کاملا شکست خورده روانه شهر های خودشان نموده اند!

به جاست اینک که  در فصل تابستان به سر می بریم و کلاهبرداران ورزشی بخصوص در این فصل در کلانشهرها برای خانواده های  جوانان و نوجوانان شهرستانی نقشه ها کشیده اند،

خانواده ها با دید باز و با حساسیت زیاد در رابطه با مکان های ورزشی مورد نظر اقدام  به روانه نمودن فرزندان خود به شهر هایی به مانند تهران کنند.

البته نباید از یاد برد که مکان های ورزشی خصوصی و معتبر نیز وجود دارند که صد البته آنها هم ضوابط خاص خود را دارند و جوانان و نوجوانان با استعداد شهرستانی را پس از گرفتن تست های تخصصی بسیار(  البته با مبالغ بالا)، پذیرش می کنند.

 خانواده های ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی باید بسیار مواظب باشند که گول حرف های زیبای دلال های دور و بر مکان های ورزشی کلانشهرها را نخورند، چشم و گوش ها باید کاملا باز باشد و بدانند یک اشتباه کوچک و یک انتخاب نادرست می تواند در کلانشهرها ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی را به شدت تهدید کند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزشکاران شهرستانی در دام دلالان تهرانی، نقد، نقد ورزشی، دلال، دلال ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

ورزشکارانی که

توسط جامعه ورزش نابود می شوند



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


ورزشکار متوجه نبوده و جلوی جمع به مسوول ورزشی دیر سلام کرده است!

آن ورزشکار دیگر موفق شده مدارج ترقی را با سرعت طی کند، مربی در جایگاه خودش احساس خطر کرده است!

رئیس هیات ورزشی بخاطر حاضر جوابی و منطقی بودن سخنان ورزشکار کم سن و سال و جوان، چشم دیدن آن  ورزشکار را ندارد و معتقد است حالا که با من در افتاده باید......!

از این دست موارد و موارد مشابه که در بالا ذکر شد مثل نقل و نبات در ورزش ما اتفاق می افتد!

چه ورزشکاران مستعدی که در شهرهای کوچک به مانند بروجرد می توانستند مدارج ترقی در ورزش را طی کنند و به راحتی به تیمهای ملی راه پیدا کنند و زندگی ورزشی و شخصی شان از "این رو به آن رو" شود، اما هیچگاه به جایگاه خود نرسیدند، بخاطر اینکه افرادی در خود جامعه ورزش نخواستند که کمی بزرگی و از خود گذشتگی نشان بدهند تا جوانان با استعداد پر پر نشوند!

متاسفانه جدای از اینکه چنین ورزشکارانی توسط بعضی مسوولین ورزشی حمایت نشده و نمی شوند، زیر پای شان را هم خالی می کنند که نکند جوان مورد نظر رشد کند، جایگاه به دست بیاورد و سپس همه بدانند که .......!

در خاتمه در دو جمله:  فقط می توان ابراز تاسف کرد و امیدوار بود!

ابراز تاسف از این همه استعداد سوزی که توسط خود جامعه ورزشی انجام می گیرد و امیدوار بود روزی برسد که همه مسوولین و دست اندرکاران ورزشی در همه رشته های ورزشی، جوانان ورزشکار را به مانند فرزندان خود بپندارند و با تمام توان از آنها برای رشد در ورزش کشور حمایت کنند.

والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزشکارانی که توسط جامعه ورزش نابود می شوند، نقد ورزشی، نقد، فرهاد داودوندی، ورزشکار، ورزش بروجرد، منتقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه برگزاری کنسرت های پیاپی پاپ در بروجرد


چرا خبری از اجرای موسیقی فاخر و اصیل


بزرگان موسیقی ایران در بروجرد نیست؟!



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


 به گواهی تمامی نوشته هایم طی هشت نه سال گذشته، مدافع سر سخت برگزاری کنسرت های موسیقی در بروجرد بوده و هستم.

از همان زمان و بعد از اینکه فضای برگزاری موسیقی در بروجرد بازتر شد، اجراهای بیاد ماندنی و بسیار فاخری در شهرمان برگزار شد.

کیوان ساکت، علی قمصری، محمد معتمدی، جلال ذوالفنون، آرش فرهنگ فر، شهرام میرجلالی، پوریا اخواص، سیامک آقایی، کامران منتظری، سامان صمیمی و آخرین آنها علیرضا قربانی نمونه هایی از اساتید مسلم موسیقی فاخر بودند که در بروجرد موفق به اجراهای بسیار بیاد ماندنی شدند.

برنامه های اجرا شده کیوان ساکت، علیرضا قمصری، محمد معتمدی و علیرضا قربانی برای علاقمندان به موسیقی اصیل هیچگاه از یادها نخواهد رفت.

جشن امضای بسیار زیبا و فوق العاده عالی برای آلبوم " فروغ" اثر علیرضا قربانی در محل میراث فرهنگی بروجرد آنقدر از سطح بالایی برخوردار بود که مشابه چنین جشن امضایی حتی در تهران و شهر های بزرگ ایران هم تاکنون دیده نشده است.

از همان زمان تا آخرین اجرای موسیقی فاخر که مربوط به علیرضا قربانی در تیر ماه 1396 بود علاقمندان بسیاری از این اجراها استقبال نمودند.

اجرای علیرضا قربانی در سینما فلسطین در دو سانس جمعا حدود 2500 علاقمند را به محل اجرای موسیقی کشاند.

اما.....

اما مدتی است که بروجرد شاهد اجراهای متعدد در حد خوب، متوسط و بعضا حتی بسیار ضعیف موسیقی پاپ می باشد.

اجراهایی که  توسط خوانندگان پاپ و در حضور علاقمندان شان در بروجرد برگزار می گردد

(اجراهایی که در سالن های ورزشی  برگزار می شود که برای اجرای موسیقی بسیار نا امن و نامناسب می باشد و در مواردی با وجود صدای موسیقی گنگ، مبهم، فوق العاده بد و غیر استاندارد، باعث دلخوری بسیاری از حضار نیز گردیده است.)

اما در این میان آنچه مدتی است از نظر مسوولین مربوطه دور مانده، حضور هنرمندان موسیقی فاخر در بروجرد می باشد.

جای خوانندگان  موسیقی فاخر ایران به مانند: شهرام ناظری، همایون شجریان، وحید تاج، مجتبی عسگری، سالار عقیلی، گروه کامکارها و ..... بسیار خالی است.


متاسفانه در حالیکه شهر بروجرد در زمینه موسیقی فاخر و اصیل دارای علاقمندان بسیاری می باشد، اما به یکباره رویکرد اجراهای موسیقی در بروجرد به کنسرت های پاپ روی خوش نشان داده و دیگر علاقمندان به موسیقی های ایرانی، کلاسیک، فاخر و اصیل از وجود بزرگان این نوع اجراها در بروجرد بی نصیب مانده اند.


بنابر این به جاست همانگونه که برگزاری موسیقی پاپ، آنهم در اماکن غیر استاندارد ورزشی رو به فزونی می رود، مسوولین محترم  گوشه چشمی نیز به اجرای موسیقی فاخر ایرانی در بروجرد داشته باشند و صدور مجوزهای بعدی را منوط به رعایت توازن برای علاقمندان به رشته های دیگر موسیقی بدانند.

به هر حال جای خالی اجرای موسیقی اصیل توسط بزرگان این رشته در کشور، برای علاقمندان بروجردی به شدت احساس می شود. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: برگزاری کنسرت های پیاپی پاپ در بروجرد، نقد، نقد موسیقی، فرهاد داودوندی، موسیقی اصیل، موسیقی پاپ، موسیقی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

فاجعه برای شورای شهر بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


فاجعه برای من خبرنگار در این است که مطالبم خواننده نداشته باشد.


فاجعه برای مشهدی حسین بقال در این است که "ماست" هایش روی دستش بماند و خریدار نداشته باشد.


فاجعه برای یک آموزگار در این است که دانش آموزانش سر کلاس درس، توجهی به وی نکنند.


فاجعه برای یک مربی ورزشی در این است که موقع مسابقه، اعضای تیمش به حرف وی گوش ندهند.


و اما.....

نشست مهمی بین اعضای شورای شهر دوره پنجم برای رسیدن به تفاهم،  بنا به دعوت گروهی از رزمندگان محترم دوران دفاع مقدس در مسجد الغدیر بروجرد برگزار شد.

نتیجه برعکس شد و تفاهم که به دست نیامد هیچ، بر طبل تفرقه بیشتر هم کوبیده شد.

همیشه بازتاب مثبت یا منفی هر خبر مهم شهری در بین مردم، برای اولین بار به اصحاب رسانه  شهرمان می رسد.

این بار مردم و شهروندان در بروجرد هیچ عکس العمل مثبت یا منفی برای به تفاهم رسیدن یا انحلال شورای شهر را به اصحاب رسانه منتقل نکردند.

به زبان ساده یعنی اینکه دیگر وجود یا عدم وجود شورای شهر برای بروجردی ها اصلا و ابدا مهم نیست.

اول نوشته ام از عمق فاجعه برای اقشار مختلف نمونه هایی ذکر کردم و اینک باید اعتراف کنیم:

فاجعه برای تمامی اعضای شورای شهر پنجم در این است که مردم دیگر دل به این شورا نبسته اند و اصلا و ابدا برای شان وجود این شورا مهم نیست زیرا دیگر حتی خبرهای این شورا را هم پیگیری نمی کنند. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، شورای شهر، شورای شهر پنجم، شورای شهر بروجرد، فاجعه برای شورای شهر بروجرد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

هتل ورزش بروجرد،

بخش خصوصی و چند سوال؟


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


شنیده ها حاکیست هتل ورزش بروجرد به بخش خصوصی واگذار شده است!

از آنجا که برای واگذاری طرح های بزرگ در بروجرد که تحت نظر استان هستند و برای از بین بردن حاشیه های بعدی در اینگونه موارد، شفاف سازی کامل توسط مسوولین محترم استانی لازم است، لذا چند سوال مطرح است:


1 - اگر شنیده ها از واگذاری این مکان که در مجموعه ورزشی ولایت بروجرد واقع دارد، صحیح باشد، هتل ورزش بروجرد طی چه مراحل قانونی و در چه زمانی به بخش خصوصی واگذار شده است؟

2 - در حالیکه تعدادی از ورزشکاران بروجردی از سرمایه قابل توجهی برخوردارند و مایلند در اینگونه موارد آستین همت را بالا بزنند، آیا از سرمایه گذاران بروجردی برای اتمام هتل ورزش استفاده شده است؟

3 - اگر سرمایه گذار بومی بروجردی نیست، لطفا مشخصات کامل شرکت خصوصی مورد نظر و سرمایه آورده این شرکت رسانه ای شود.

4 - با توجه به اینکه ظاهرا تاکنون این هتل 60 درصد پیشرفت فیزیکی و مبلغی بالغ بر یک میلیارد تومان برای آن هزینه شده، قرار است  طی چه مدتی این پروژه به اتمام برسد.

5 - بعضا بخش های خصوصی که وارد قضایای ساخت و ساز امکانات در بروجرد می شوند دیناری پول آورده در حساب ندارند و بعد از مدتی فعالیت در بروجرد، خود قوز بالا قوز می شوند و به طرق مختلف برای دریافت وام های کلان و بدون بهره دولتی دست به دامان سیستم بانکی و مسوولین بروجرد می شوند، لازم است مشخص شود برای رفع این مشکل چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟

6 - با توجه به رکورد اقتصادی در بروجرد، دلسوزان بروجردی مایلند ساخت و ساز این هتل توسط خود بروجردی ها انجام بگیرد تا بدین طریق تعدادی از نیروهای بروجردی در این پروژه در تمامی زمینه ها فعالیت داشته باشند، لذا به نظر می رسد برای کم کردن حاشیه های بعدی، شفاف سازی توسط مسوولین محترم ورزش استان، خواسته به جایی باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هتل ورزش بروجرد، هتل ورزش بروجرد و بخش خصوصی و چند سوال؟، هتل ورزش، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
معادل ریالی هدایا،

صرف کارهای عام المنفعه



 "معادل ریالی"  هدایای دریافتی فرهاد داودوندی به مناسبت روز خبرنگار صرف "کارهای عام المنفعه" خواهد شد /

 / هدایا به موزه فرهاد 90 منتقل شد/




در تمامی سالهایی که کار خبری انجام می دهم هیچگاه برای شخص خودم هیچ درخواست شخصی و یا احیانا خدای ناکرده درخواست مادی نداشته و به امید خدا در آینده هم نخواهم داشت،

 بنا به شهادت تمامی مسوولین شهر و استان، هیچگاه از هیچ مسوول، مدیر و یا رئیس شهری درخواست  حق و حقوقی برای خودم نکرده ام


طی چند روز گذشته هدایای بسیاری توسط دوستان و همشهریان عزیزم بخاطر فعالیت های رسانه ای ام  و بخصوص اعلام خبرنگار برتر شدنم در دومین سال پیاپی به اینجانب فرهاد داودوندی اهدا شده است.

دروغ چرا؟ اتفاقا از بابت این هدایای  بسیار ارزشمند که  برای من دنیایی ارزش دارند خیلی هم خوشحال شده ام!

اما از روز اول با خودم عهد بسته ام که اگر قرار است از دریافت هدایای مربوط به خبرنگاری خوشحال بشوم، پس لازم است این خوشحالی را با دیگران شریک شوم

بنابراین ، به رسم تمامی سالهای گذشته، هدایا را برای  نگهداری به موزه فرهاد 90 منتقل کردم، اما.......

اما برای اینکه خوشحالی ، اهدا کنندگان  محترم هدایا و خود من بعنوان دریافت کننده  این هدایای ارزشمند صد چندان شود، تا دینار آخر معادل ریالی این هدایا را صرف کارهای معنوی و  عام المنفعه خواهم کرد،

تا همه مان ( اهدا کنندگان محترم هدایا، اینجانب و نیازمندان  تحت پوشش سایت فرهاد داودوندی)  بیشتر از پیش خوشحال شویم

لازم به ذکر است  تمامی هدایای مردمی قرار گرفته در موزه فرهاد 90 ،در آینده در نمایشگاهی در معرض دید عموم مردم قرار خواهد گرفت.

یا علی، دست حق نگهدارتان











طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: موزه فرهاد 90، موزه فرهاد داودوندی، موزه بروجرد، فرهاد داودوندی، روز خبرنگار، نقد، هدایای روز خبرنگار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

روسای محترم شهر،

دیدید تقصیر خبرنگاران نبود!


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند روزی بود اصحاب واقعی رسانه در بروجرد بیشتر وقت و "هم و غم" شان برگزاری آبرومندانه روز خبرنگار در شهرمان بود و کمتر به مسائل بی پایان و ریز و درشت بروجرد توجه می کردند.


در واقع برگزاری روز خبرنگار، خبرهای دیگر را تحت شعاع خودش در بروجرد قرار داده بود.


اما جالب اینکه طی همین چند روز اخیر درگیری شورای شهری ها و سیاسیون شهر وارد فاز جدیدی شده و امروز و فرداست که اسرار مگوی مدیریتی همدیگر را بر روی آب بیندازند!


خدا را شکر بر خلاف اینکه بعضی روسای شهری هر وقت کم می آورند، پای خبرنگاران را بعنوان مقصرین اصلی به میان می کشیدند، این بار بهانه برگزاری روز خبرنگار باعث شد حضور خبرنگاران بروجردی در مسائل شهری به کمترین میزان خود برسد.


حالا وقتش است به این مدیران و روسای شهری و بخصوص شورای شهری های عزیز بگوئیم: دیدید عدم توانایی شما در رفع مشکلات بروجرد و بروجردی ها، تقصیر خبرنگاران نبود!

حالا به شما ثابت شد، این خبرنگاران نیستند که به آتش اختلافات شما دامن می زنند، بلکه سرمنشاء اختلافات شما در نداشتن شناخت کافی از مشکلات بروجرد سر چشمه می گیرد!

حال که  چند روزی بود حضور خبرنگاران برای پوشش خبری لج و لجبازی های شما بسیار کم رنگ شده بود، چرا نتوانستید بر سر حتی یک مسئله کوچک برای رشد شهر با همدیگر به تفاهم برسید؟

پس آیا وقتش نرسیده هر گاه نمی توانید برای رشد بروجرد کاری کنید، به بهانه های واهی پای خبرنگاران بروجردی را بعنوان مقصرین اصلی اختلافات به میان نکشید؟!


ختم کلام اینکه خبرنگاران واقعی بروجرد با کمترین امکانات که در اختیارشان است بیشترین خدمت را برای شناساندن بروجرد در کشور به کار می گیرند و نشان داده اند که در سرما و گرما و با کم یا زیاد ساخته اند تا دلسوزانه به شهرشان خدمت کنند،

نه به مانند بعضی ها!  که وعده وعیدهایی که در دوران مبارزات انتخاباتی شورای شهر از دهان مبارک شان برای آباد کردن بروجرد بیرون می آمد، فقط وعده بود و وعید؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دیدید تقصیر خبرنگاران نبود!، فرهاد داودوندی، بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، خبرنگاران، شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ