وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




اشترینانی های عزیز برای

 "سیاوش سلیمی" سنگ تمام گذاشتند


مدیران بروجرد چه وقت آستین همت را

برای "علی فهیمی" بالا خواهند زد؟



نوشته : فرهاد داودوندی - بروجرد:


دیگر داشتیم دق می کردیم، همه اش شعار، شعار و باز هم شعار


هر وقت می شنیدیم قهرمانان ورزشی دیگر مناطق ایران را در همان بدو بازگشت از مسابقات غرق در جایزه می کنند، حسادت مان گل می کرد و حرص می خوردیم که چرا ما نباید اینچنین باشیم؟!

هر وقت می شنیدیم مسوولین، شورای شهر، مدیران ورزشی و دست اندرکاران شهرهای دیگر به پاس قدردانی از ورزشکاران موفق شان، دست در جیب می کنند، به فکر فرو می رفتیم که خدایا پس کی و چه وقت قرار است مسوولین ما هم سر کیسه را برای قهرمانان ورزشی مان شل کنند.

دیگر آرزو به دل نیستیم

امشب مسوولین و مدیران ورزشی و شهری اشترینان برای سیاوش سلیمی کاری کردند کارستان

یک روز پس از بازگشت سیاوش سلیمی از مسابقات دو و میدانی داخل سالن آسیا، طی یک نشست ویژه، یک قطعه زمین به این ورزشکار محجوب جایزه دادند و از آن بهتر اینکه از استاد حمید آسیابی مربی این ورزشکار هم با دادن جایزه تقدیر بعمل آوردند.

حالا دیگر سینه مان را جلو می دهیم و با افتخار می گوئیم که اشترینان و اشترینانی های عزیز از مسوولین آن دیار گرفته تا ورزشکارانش برای قهرمان پرش ارتفاع شان سنگ تمام گذاشتند و کاری را که متاسفانه در بروجرد فقط شعارش را می دهند آن عزیزان در عمل انجام دادند

به شرافت تمامی کسانی که شرایطی را فراهم کردند تا بلافاصله سیاوش سلیمی عزیز به پاداشی که حقش بود برسد، درود می فرستیم

 و منتظریم که مسوولین و مدیران شهری بروجرد هم برای علی فهیمی دیگر ورزشکار موفق مان همین امروز و فردا آستین همت را بالا بزنند. والسلام.



@@@@@


در جریان تجلیل از قهرمان ارزنده جناب آقای سیاوش سلیمی نفر پنجم مسابقات دو و میدانی داخل سالن قهرمان آسیا ،

جمعی از مسئولین شهر اشترینان و ورزشکاران بروجردی در منزل این قهرمان حضور یافتند.

در این مراسم که با حضور مهندس یعقوبی بخش دار اشترینان ، مهندس مقصودی شهردار اشترینان ، حسن همتی رییس شورا اشترینان ،

 سید محمد حسینی نایب رییس شورا اشترینان ، محسن عطایی رییس تربیت بدنی اشترینان ، عین الله زیویاری رییس هییت دو و میدانی اشترینان

 و محمد حسین سامانی رییس هییت دو و میدانی بروجرد و جمعی از دو و میدانی کاران شهرستان بروجرد برگزار گردید ، مقرر شد که یک قطعه زمین مسکونی به قهرمان ارزنده این شهر آقای سیاوش سلیمی تعلق بگیرد.

همچنین مبلغ پانصد هزار تومان به مربی پر تلاش ایشان جناب آقای حمید آسیابی اهدا گردید.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: علی فهیمی، سیاوش سلیمی، نقد ورزشی، ورزش اشترینان، نقد، پاداش ورزشکار، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی

"درجورب" کره مریخ

و کپی برداری از "بروجرد" کره زمین



کلنگ پل روگذر " یکدور" در شهر"درجورب" کره مریخ بر زمین زده شد

فرهنگ کلنگ زنی های الکی! شهر "بروجرد" در کره زمین به شهر"درجورب" کره مریخ سرایت کرد

قرار شده پل مریخ، یکساله ساخته شود!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درجورب کره مریخ و کپی برداری از بروجرد کره زمین، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، کره مریخ، بروجرد، درجورب،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


آنجا آنطور، اینجا اینطور

تودیع معارفه های نامتعارف



فرهاد داودوندی- بروجرد:


آنجا آنطور است که: هر مسوول، رئیس و یا مدیری دوران مدیریتش تمام می شود با احترام کامل و طی مراسمی زیبا و خاص با اهداء یادبودهای ارزشمند، برایش جشن تودیع می گیرند و برای مدیر بعدی در همان مراسم معارفه،  آرزوی موفقیت می کنند

و در مراسمی بیاد ماندنی در حضور خانواده های دو رئیس جدید و قبلی و خبرنگاران و اصحاب رسانه، لحظات شاد و فراموش نشدنی را برای مسوول قبلی و مسوول بعدی فراهم می کنند!


اما....  اینجا اینطور است که: یکی را ساعت 3 و 47 دقیقه بعد از ظهر از کار برکنار می کنند! دیگری را در نمازخانه و موقع ادای نماز ظهر حکم برکناریش را می دهند! مدیر دیگر را وسط سخنرانی اش جلوی جمع خلع ید می کنند! برای برکناری مدیر دیگر طاقت نمی آورند پنج شنبه دَم ظهر را به شنبه صبح موکول کنند! و ....

ختم کلام اینکه اینجا در شهر تخیلی " درجورب" کره مریخ! رسم و قاعده احترام به مدیر قبلی در مراسم تودیع و خوش آمد گویی به رئیس جدید در مراسم معارفه را به جا نمی آورند

و به همین خاطر است که اینقدر تودیع و معارفه های نامتعارف! به روی این پاشنه برای بیشتر مدیران تاریخ شهر چرخیده، که به شهر " خوش استقبال کننده و بد بدرقه کن" مشهور شده اند! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تودیع معارفه، آنجا آنطور اینجا اینطور، نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شهر درجورب مریخ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی
طنز

تیم فوتبال شورای شهر "درجورب"

سرگیجه برای فوتبال کره مریخ آورد!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

"ادموند آرانتس دُنا مریخمِنتو" ملقب به پله مریخی، مربی تیم "لیزرب" کره مریخ! طی تماسی با سایت فرهاد 90 کره مریخ! اعلام کرد: تیم فوتبال شورای شهر " درجورب" در مسابقه فینال، برای ما سرگیجه آورد!

پله مریخی که از مربیان نام آور آن کره است، در ادامه افزود: تمامی تیمهای فوتبال در کره مریخ، بیشتر با ارنج یا سیستم
۲–۴–۴، ۱–۱–۴–۴، ۱–۵–۴، ۳–۳–۴ و ۲–۳– 5 تیمهای خودشان را به زمین می فرستند و از آنجا که همه می دانند تیم "لیزرب" کره مریخ یک تیم تهاجمی است بیشتر با ارنج  3-3-4 تیم مان را به زمین می فرستیم تا با اعتقاد به  اصل بهترین دفاع حمله است، تیمهای رقیب را گلباران کنیم!


مربی تیم "لیزرب" کره مریخ در حالیکه اشک از چشمانش سرازیر شده بود، سپس گفت: ای تیم فوتبال شورای شهر " درجورب" ایمانِه اِناخت گُورگَه!

که معنی آن به زبان مریخی فصیح می شود: این تیم شورای شهر " درجورب" در بازی فینال با ارنجی که لحظه به لحظه عوض می کرد ما را به گریه انداخت!


پله مریخی آنگاه ادامه داد:  تیم فوتبال شورای شهر " درجورب"یک ارنج درست و حسابی ندارد که رقبا بتوانند بر اساس آن برای این تیم نقشه بکشند، هنوز بازی شروع نشده بود با سیستم 3-3-2-1 وارد بازی شدند، دو دقیقه بعد شدندسیستم 3-3-3، چند دقیقه بعد ارنج شان شد 4-4-1 و در چشم برهم زدنی شدند 5-4 آنطرفی و جالب اینکه چند دقیقه بعد شدند 4-5  اینطرفی و طبق خبرهای موثق شنیده شده، بزودی ارنج جدیدی رو خواهند کرد!

پله مریخی مربی تیم
"لیزرب" کره مریخ در پایان گفتگو با سایت فرهاد 90 کره مریخ!در حالیکه هق هق گریه اش دل عالم و آدم را به درد می آورد گفت:

تیم شورای شهر "درجورب" در مسابقه فینال "سَرگیجه وِرَمُو  اُووُرد وا ای بازی کِردَنش!

که ترجمه اش به زبان مریخی اصیل می شود: اَکِه بَختِت تو بی وا ای هَمَه اِختِلاف نَظر، کِه نِمتُونیت یه اَرِنج دِلِ دُرُس وِرِه سَر و سامُو دی یَه وِ ای شَهر مَظلوم بَچِنیت!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهر درجورب، فرهاد داودوندی، طنز، نقد، شهری در کره مریخ، درجورب کره مریخ، زبان بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی



سیستم غلط بانکی، ضد تولید



فرهاد داودوندی- بروجرد:

سیستم غلط بانکی، امروز یکی از بزرگترین سرمایه گزاران بروجردی  را به زندان انداخت


متاسفانه صبح امروز در اقدامی غیر قابل قبول ، حکم جلب یک سرمایه گذار بروجردی که از افراد خوش نام عرصه تولید نیز می باشد  توسط یکی از بانکها در بروجرد اجرا شد و این سرمایه گذار محترم روانه زندان شد

بارها علمای  بزرگ تاکید کرده اند سیستم بانکی با سودهای غیر متعارف که بیشتر به رباخواری  نزدیک است ، اقتصاد و بخصوص تولید را فلج خواهد کرد و به مانند خوره به جان  کارخانه های معتبر ما خواهد افتاد

متاسفانه شنیده ها حاکیست  برای تنی چند از سرمایه گذاران نیز اخطارهای آخر صادر شده است

به جاست نمایندگان محترم بروجرد ورود پیدا کنند و مانع از یکه تازی سیستم بانکی در شهرمان برای سرمایه گذاران محترم بروجردی بشوند 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سیستم غلط بانکی ضد تولید، نقد، نقد اجتماعی، سیستم بانکی، بانک، زندان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی



درگیری های شما در شورای شهر،

آب و نان برای پرسنل محترم شهرداری

نخواهد شد


8 ماه بی حقوقی کارگران و کارمندان شهرداری بروجرد، 8 ماه التماس به این و به آن، 8 ماه خجالت کشیدن از روی زن و بچه، 8 ماه قرض کردن از این و از آن

آنوقت شورای شهر و مدیران شهرداری  به جای رسیدگی به رفع این معضل، در حال یارکشی و رو کم کنی همدیگر هستند

و امروز و فرداست که  با اتفاقاتی که دور از ذهن نیست بزودی رخ بدهد، متاسفانه صحن شورا محل از بین رفتن حرمت ها بشود

دوستان عزیز در شورای شهر!، لطفا درگیری های بی ثمرتان را بگذارید برای بیرون از شورا،

 فکری برای 8 ماه حقوق معوقه کارگران شریف شهرداری بروجرد بکنید

درگیری های شما آب و نان برای پرسنل محترم شهرداری نخواهد شد. والسلام





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر و شهرداری بروجرد، نقد، شورای شهر بروجرد، حقوق معوقه، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


اگر مسوولین استانی

با مردم بروجرد هم دیدار رو در رو داشته باشند...


فرهاد داودوندی- بروجرد:

آقای ضرغام علیجانی از مسوولین ارشد اداره کل ورزش و جوانان لرستان برای مراسم تودیع و معارفه سرپرست جدید ورزش بروجرد به شهرمان آمده بود.

پس از معرفی آقای امان اله مستعد به جای آقای احد قاسمی فرصتی دست داد تا آقای علیجانی از چند طرح ورزشی بروجرد دیدن کند.

طی همین دیدار یکساعته، دیدار از خانه جودو، خانه تکواندو، خانه کاراته، سالن طالقانی و تعمیرات مربوط به استاندارد سازی سالن طالقانی برای مسابقات بسکتبال و ... انجام گرفت.

از آنجایی که مدتهاست در بروجرد هیچ کاری پیش نمی رود!!!، شاید خوانندگان عزیز این متن، باورشان نشود که با دو سه تماس تلفنی از طرف آقای علیجانی، جذب مبلغ 7 میلیون تومان،  مجبور کردن پیمانکار برای طرح توسعه سالن طالقانی، تاکید بر جابجایی مکان چند هیات ورزشی ساکن از زیرپله های سالن طالقانی به مکان های بزرگتر  و ... انجام گرفت.




در کنار همه اینها گفتگوی رودرروی ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی با آقای علیجانی و بیان مشکلات نیز جالب توجه بود.

به هر حال هدف از نگارش مطالب بالا توسط نگارنده این است که بگوئیم اگر مسوولین استانی وقتی به بروجرد می آیند به جای حضور در نشست های بی پایان و بی نتیجه پشت درهای بسته در  اداره مربوطه خودشان و سپس صرف غذا در رستوران های زیبای بروجرد و سخن گفتن در حال راه رفتن با اصحاب رسانه( شما بخوانید مصاحبه در حال دویدن!) 

اگر به میان مردم بیایند و رو در رو شنونده حرفهای مردم شریف بروجرد باشند، چه بسا همین دیدارهای ساده، به اندازه دهها نشست و همایش بی ثمر! برای بروجرد مثمر ثمر باشند،

یعنی دقیقا همین کاری که امروز آقای علیجانی انجام داد و با یکساعت گشت و گذار در اماکن ورزشی و شنیدن سخنان صریح نگارنده و صحبت با ورزشکاران بروجردی و پیگیری بلافاصله و رفع بعضی از مشکلات ورزشکاران بروجردی در همان مکان ها، کار چندین نشست و همایش تکراری هزینه بر را با ساده ترین روش انجام داد. والسلام.

















طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اگر مسوولین به میان مردم بیایند...، اگر مسوولین استانی با مردم بروجرد هم دیدار رو در رو داشته باشند، ضرغام علیجانی، فرهاد داودوندی، امان اله مستعد، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی

قابل توجه مدیران شهری بروجرد

موضوع کودکان آدامس فروش را می شد

در همان دقایق اولیه ختم بخیر کرد،اما...


فرهاد داودوندی - بروجرد:

موضوع "کودکان آدامس فروش بروجردی" که توسط شهرداری دستگیر و تصاویرشان بطور "کاملا سهوی" رسانه ای شده بود، حالا دیگر از مرزهای شهرمان گذشته و در سطح کشور به خبر بسیار مهمی تبدیل شده و امروز و فرداست که خبر کاملا جهانی هم بشود!

متاسفانه هر گاه اصحاب رسانه مستقل در شهر ما خواستند به موضوع مدیریت شهری ورود پیدا کنند با هزار! تهمت و تهدید به شکایت و ... مواجه می شوند!

بعضی از مدیران شهری هیچگونه تعاملی با رسانه های مستقل ندارند، با اینکه خودشان هم حداقل از گوشی های مجهز به تکنولوژی دنیای مجازی استفاده می کنند، اما به آن مرحله نرسیده اند که عصر عصر ارتباطات است

و در این عصر، حرکت دستجمعی پنگوئن های قطب شمال، کتک کاری دو نفر در خیابان های سانفرانسیسکو، آتش سوزی یک کلبه در وسط بیابان های آفریقا و ... در کمتر از یک ثانیه در نقاط دیگر زمین قابل مشاهده است.

با تمامی این تفاصیل، اما در بروجرد، همچنان درب به روی پاشنه " مصلحت نیست شهروندان در جریان قرار بگیرند" می چرخد، اینجا هنوز "رسانه های مستقل را غیر دوست می دانند" غافل از اینکه در این عصر، هیچ چیز در دنیا از چشمان تیز بین تکنولوژی های پیشرفته ارتباطات دور نیست!

و با اطمینان می توان گفت: به دوره ای از عصر ارتباطات رسیده ایم که حتی اگر رسانه های بومی بروجرد هم به هر دلیل چشمشان را بر روی موضوعی شهری ببندند، اما رسانه های وسیع کشوری را نمی توان به هر دلیل به بی تفاوتی فرا خواند!

دستگیری چند نوجوان آدامس فروش در بروجرد اینک سوژه اول رسانه های داخلی شده و نام بروجرد متاسفانه در این مورد هم "بد" دررفته است و اینک پای هنرمندان و سازمان های اجتماعی و حتی معاونین وزرا  هم به میان آمده است،

اما هنوز در بروجرد، عده ای در عرصه مدیریت، خود را تافته جدا بافته می دانند و فکر می کنند می توان با سر پوش گذاشتن بر مشکلات بی پایان این شهر، طوری رفتار کرد که دیگران متوجه نشوند!

مطمئنا بعضی مدیران شهری از این تجربه تلخ، بازهم درس نخواهند گرفت!

همین معضل پیش آمده در رابطه با کودکان دستگیر شده آدامس فروش، در همان دقایق اولیه می شد با یک عذر خواهی رسمی از طرف مدیران ارشد شهری ختم بخیر شود، اما از آنجا که بعضی مدیران شهری ما با فرهنگ عذر خواهی کاملا بیگانه هستند و چشم دیدن "رسانه های مستقل بروجردی" خودمان را هم ندارند، یک موضوع  آنچنان پیچیده می شود که پای بزرگان کشور را هم به موضوع باز می کند!

موضوعی که می شد با کمترین هزینه منفی برای شهرمان در همان دقایق اولیه رفع شود، اینک آنچنان در سطح کشور بصورت گسترده رسانه ای شده که حتی دیگر نمی شود، جمعش کرد! والسلام .  





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قابل توجه مدیران شهری بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، کودکان آدامس فروش، شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


طنز

اتفاقی عجیب در شهر "درجورب" کره مریخ!


قبل از ریاست، بعد از ریاست


فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه! یه چیزهایی آدم می شنوه و می بینه که اگه به جای دو تا شاخ، دو هزار تا شاخ هم روی پیشونی آدم سبز کنه بازهم کمه!


آقا جان! هیج می دونستید در یک شهری بنام 
"درجورب"در کره مریخ، زندگی بعضی از مردمش به دو بخش نقد کننده و نقد کُشنده! تقسیم شده؟!


لابد توقع دارید بیشتر توضیح بدهم! به روی چشم، بیشتر توضیح می دهم!

حال و حکایت اینطوره که بعضی از مردم شهر "درجورب"، تا به میز ریاست نرسیده اند، اینقدر دست به نقد شان خوب است که باید شب و روز چهار زانو، بنشینی و از حرف زدن و تحلیل های شان لذت ببری! آی قشنگ حرف می زنند، آی زیبا حرف می زنند! اینقدر که قند توی دل آدم مریخی ها آب می کنند، اما.......

اما همین بعضی ها، اگر کبک شان خروس بخواند و دست شان حتی بصورت "نیم بند" به یک میز ریاستی برسد، دمار از روزگار پدر صاحب بچه "نقد کننده" در می آورند!

متوجه عرایض بنده شدید؟!

ختم کلام اینکه بعضی از مردم شهر
"درجورب" تا خودشان پست و مقام نگرفته اند، شب و روز یکریز زمین و زمان را نقد می کنند! اما وقتی خودشان پست و مقام گرفتند، شب و روز یکریز در کار منتقدین می نشینند!

البته باید از خوشحالی کلاه مان را به هوا بیندازیم که این اتفاق مربوط به  شهر
"درجورب" در کره مریخ است و ما در کره زمین و در شهرمان "بروجرد"، اصلا و ابدا از اینگونه افراد نداریم! مگه نه غلام؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، نقد، درجورب، بروجرد، فرهاد داودوندی، کره مریخ، اتفاقی عجیب در شهر "درجورب" کره مریخ!،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی


طنز


قانون نانوشته در شهری در کره مریخ!

"خوش استقبال و بَد بدرقه"


فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه، ما ساکن یک شهری در کره مریخ بنام "درجورب" هستیم و الان که این نامه را برایتان می نویسم "ساعت 27 و 129 پیکو نانو"، صبح است!

خدا اموات شوما را غریق رحمت کنه، حدودا شصت هفتاد سال قبل، که رسم پسندیده کوچیک و بزرگی در کره مریخ وجود داشت، یه "خان عمو"یی داشتیم که هر وقت منو می دید می گفت: " رُوله" یِه چی وِت مُوئم، بَکُنِش آویزه گوش ات! ای یَر مُوخای دِ ای شهر عاقبت وِ خیر بای مَسوولیت قَبول نَکُنی ها!

که منظور "خان عموی" خدا بیامرز ما، به پارسی مریخی فصیح، اینجور ترجمه می شد که: عزیز دلم، اگر می خواهی عاقبت به خیر شوی، در این شهر مسوولیت قبول نکن!

البته این نوکرتون وقتی از "خان عمو" دلیل این سخنان گهربارش را می پرسیدم همیشه جواب می شنیدم که" رُوله جُو" دِ ای شهر قانون ننوشته ای هِسا وِ نام:  خوش استقبال و بد بدرقه "

که باز هم ترجمه سخنان فصیح خان عموی خدا بیامرز مان به فارسی مریخی می شد" در این شهر خوش استقبالی و بد بدرقه کنی " رواج دارد و استثنائا بجز یکی دو مورد، هر کسی مزه شیرین میز ریاست مدیریت شهری را چشیده باشد روز آخر چنان از چشم و پِتش ( دماغ) آن را در می آورند که بیا و ببین!

خدا رحمت کند اموات شوما را ، "خان عموی" ما هفتاد هشتاد سال پیش انگار آئینه سکندر داشت که چنین شیوا و قشنگ زمان خودش و آینده  شهر
"درجورب" در کره مریخ را پیش بینی کرده بود!

خدا بیامرز معتقد بود که هر که در این شهر  مسوولیت قبول کند با دست خودش گور خودش را کنده و چنان همه در کارش بنشینند که شماره 7 رقمی عمودی صفحه سوم شناسنامه اش را هم به دست بیاورند!

خدا "خان عمو" را بیامرزد، انسان فهیمده ای بود، تنها کسی بود در این شهر در کره مریخ که هر وقت برای ریاست بفرما بهش می زدند، دو پا داشت و دو پای دیگر هم قرض می کرد و از صحنه می گریخت!

و در حال فرار می گفت: "مَ یَر آبرُومِه اَ جُوو اُوو  پِیا کِردَم که مسوولیت قَوُول کُنِم؟!" که باز ترجمه مریخی اصیلش می شد: مگر آبرویم را از جوی آب پیدا کرده ام که بخواهم در شهر "درجورب"کره مریخ! مسوولیت قبول کنم؟!

خدا بیامرز تا دم مرگ معتقد بود که
در شهر "درجورب"مریخ، روز اول چنان گرم ازت استقبال می کنند که فکر می کنی پسرخاله شان هستی، اما روز آخر جواب خداحافظی ات را هم نمی دهند و همان افراد را می بینی که از سر و کول همدیگر بالا می روند که با نفر بعدی دست دوستی بدهند!

"خان عمو"، آدم مریخ دیده ای بود، روانش شاد، نامش
جاودان و یادش همیشه در تاریخ شهر "درجورب"مریخ گرامی باد!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خوش استقبال و بد بدرقه، طنز، طنز اجتماعی، فرهاد داودوندی، نقد، استقبال، بدرقه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی


نامه ارسالی بیننده گرامی

و پاسخ فرهاد داودوندی

چرا محمود ترابی را بیشتر نقد نکردی؟!

با سلام و عرض خسته نباشید
ای کاش یکی از اون نقدهایی که تو این چند سال از(محمود ترابی رئیس اداره ورزش و جوانان ) کردین رو تو سایتتون بزارین تا ما هم ببینیم ، ما که فقط تمدید و تمجید دیدیم
مدیری که شاید فقط در اتاقش فقط واسه شما و طرفدارای نماینده مورد نظرش باز بود
چرا نمینویسی بارها رفتم در اتاقش ولی بهترین ورزشکارا و مسئولین هیاتها پشت درش بودن و نزاشته ببیننش
چرا تو اون زمانی که از پولها و اعتبارات اداره ورزش که حق ورزشکارای بدبخت و زحمت کش بود واسه تبلیغ نمایندش تو شهر رو روستا توزیع میکرد خبری ازتون نبود
فکر کنم کمی حافظه تون ضعیف شده استاد
حدود 3 یا 4 سال پیش که شاید برای اولین بار و آخرین بار ازش نقد کردی واست یه پاپوش با استفاده از یکی از همکارات درست کرد و شما یقه همکارتو گرفتی
یادته که چقد سر اون قضیه تو مکانهای مختلف با هم مکالمه داشتید
از مشکلاتی که برا ورزش بروجرد درست کرد و تلاش ورزشکارای زحمت کش رو به اسم خودش تموم کرد رو رفت هم بنویسن
نه اینکه الکی بگو نقدش کردم
از اون موقع که روزنامه خودتون رو (الان مینویسی من که روزنامه ندارم) پیغام رو میگم استاد؛به واسطه شما روزنامه تمام تبلیغاتی محمود ترابی شد رو که یادتون نرفته
من انتظار گذاشتن این مطلب رو تو سایتتون ندارم ولی انتظار یه جواب درست و درمون رو ازتون دارم
نه از اون جوابایی که همیشه به منتقدینتون میدین و همیشه جانب خودتون رو میگیرین
اسمم رو هم به این خاطر نمیگم که درسته گاهی اوقات اجازه جواب به منتقدین رو دادین ولی همیشه یه طرفه به قاضی رفتین
ولی در پاسخگویی به همه موارد گفته شده و نگفته شده در خدمتتون هستم

@@@@@

پاسخ فرهاد داودوندی:

دوست گرامی دیدید که حتی بدون حذف یک کلمه، متن ارسالی شما را روی سایت گذاشتم

من بعنوان یک ورزشی نویس فقط حق دارم مشکلات را بیان کنم چه نوشتاری و چه در گفتار در دیدارهای خصوصی با مدیران شهری

شما فکر کرده اید که من و امثال من باید شب و روز با مدیران شهری درگیری فیزیکی داشته باشیم؟!!!

می توانید از خود آقای ترابی بپرسید که طی این سالها چقدر با ایشان در رابطه با کمبودها و احقاق حق ورزشکاران بحث و گفتگو داشته ام

دوست گرامی دوره نقد های تند گذشته، الان دوره کم گوی و گزیده گویی ای است که تاثیر مستقیم داشته باشد

آخرین نمونه آن موضوع استقبال از خانم نسرین موسیوند بود که با دو خط که نوشتم قهرمان آسیا غریبانه وارد بروجرد شد ولوله ای در مدیریت ورزش شهر انداختم و نتیجه اش را که دیدید کمتر از 24 ساعت پس از مطلب من، به منزل بیش از 4 ورزشکار رفتند و از آنها تجلیل کردند و این نوشته و دو سه عکس من حتی در سطح کشور هم رسانه ای شد( وظیفه من در قبال ورزش شهرمان همین کارهای از دید شما به ظاهر ساده است و بس)

و اما.....

محمود ترابی رفت، شما حتی الان هم که ایشان دیگر در شهر مسوولیتی ندارد، جرات نکرده اید نام واقعی تان را بنویسید آنوقت توقع دارید که من هر روز از صبح تا شب به مدیران شهری فقط نق بزنم؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی

سپاس از بیننده گرامی بنام "همشهری"
سلام

با عرض معذرت كه در اینجا این مطلب را می نویسیم

جناب داودوندی در مورد تیم نساجی و بحث لیگ 3 مطالبی تهیه نمایید

چرا بعد از 40 سال هنوز ما نمی توانیم یك تیم را از زیر گروه بالا بیاوریم

وقت استعفای دسته جمعی هیات فوتبال و تربیت بدنی بروجرد است.

برادر یا خواهری به نام منتظر این مطلب را در مورد تیم نساجی نوشته بود اگر آقای داودوندی لطف کند نظر را منتشر کند بنده جوابش را میدهم:

1-در بروجرد تیمداری فوتبال نمی شود انجام داد به دلایل زیر:

اولا اگر بخواهیم تیمداری کنیم باید آقای xبیاید که مدرک مربیگری .... دارد وباید اکیپ خودش را بیاورد منظور بازیکنان تاریخ مصرف گذشته خودش

ثانیا درون بروجرد زیر آب زدن بیداد می کند

2- خرج کرد تیم نساجی در مسابقات لیگ 3 امسال 180میلیون تومان بفرمایید این پول کجا هزینه شده

3-چرا مربیان سرشناس نمی آورید

4-چرا افرادی مانند استاد عبدلله باعزم که کشور روی اسمش قسم میخورد استفاده نمی کنید

5-چرا تیم را به.....

6-چرا .....

7-چرا تیمی که آقایان سعید ساکی ومحمد مولوی آورد بالا از استان،  به این افراد واگذار نکردید

8-در گروه13 تیمی تیم نساجی به لطف آقایان 8 شد

9-خدایی وقتش رسیده آقایان هییت فوتبال کنار بروند.






طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: تیم فوتبال نساجی، بیننده، نقد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 آذر 1396 توسط فرهاد داودوندی
نقد ورزشی

دو سال از جان باختن

دوچرخه سوار ملی پوش بروجردی گذشت

اما وعده ها محقق نشد...


فرهاد داودوندی- بروجرد:


حالا دیگر کمتر کسی است که نداند مدتهاست مدیریت ورزش بروجرد و استان آب شان در یک جوی پیش نمی رود.

بدون اینکه بخواهیم موضوع را شخصی کنیم باید مستقیما اشاره کنیم که متاسفانه سالهاست در زمینه های ورزشی خط و خطوط ورزش قهرمانی بروجرد مورد توجه بسیاری از مدیران استانی نبوده است.

البته با توجه به وجود قهرمانان بسیاری از بروجرد در رشته های مختلف ورزشی، ورزشکاران این شهر آنچنان جایگاه خود را در استان مستحکم کرده اند که نمی توان این ورزشکاران و بخصوص ورزش بروجرد را نادیده گرفت.

بر تمامی گفته های بالا باید این مطلب را نیز اضافه نمود که چند سالی است که در رشته های مختلف ورزشی به مانند دوچرخه سواری، کشتی، بوکس و ... ورزشکارانی از بروجرد شناسنامه ورزش استان در کشور می باشند.

اما دریغ از یک حمایت کامل و لازم از این ورزشکاران، تا جائیکه بسیاری از این ورزشکاران عطای ماندن در استان را بر لقای آن بخشیده و دیگر  حتی مایل نیستند که بنام لرستان در هیچ مسابقه ای شرکت کنند!


در اول نوشته ام تاکید داشتم که مدتهاست اختلافات بوجود آمده بین مدیریت ورزش بروجرد و لرستان دیگر قابل انکار نیست و باید بگوئیم که ورزش بروجرد بر سر دوراهی، "ادامه همین راه" یا "خرج سفره خود را جدا کردن"  رسیده است و دیگر نمی تواند شاهد باشد که حتی برای قهرمانان ملی و بین المللی اش در سطح استان تره هم خُرد نکنند! 

طی این چند سال گذشته نگارنده بارها نوشت و فریاد بر آورد که مدیران استانی از هیات های ورزشی استان بصورت شفاف درخواست کنند که اعلام شود هر هیات ورزشی در استان حداقل طی این چند سال گذشته چه مقدار کمک مالی به هیات زیر مجموعه خود در بروجرد نموده است؟!

بارها گفتیم و نوشتیم  چرا قهرمانان بروجرد دارای مکان های اختصاصی در حد نیاز در شهر خودشان نیستند؟ بارها پرسیدیم چرا به قول هایی که به ورزشکاران موفق بروجردی داده می شود عمل نمی گردد؟!  اما هیچگونه پاسخی  شنیده نشد.


ورزشکاران ملی پوش بروجردی که در سطوح ملی و بین المللی دارای مقام های بسیاری هستند کاملا از حمایت مسوولین استانی دلسرد شده اند، از آنطرف هم اداره ورزش و جوانان بروجرد برای حمایت از ورزشکاران مطرحش حکایت "از اینجا رانده و از آنجا مانده" شده است.

دو سال قبل جوانی از خیل عظیم دوچرخه سواران رده بالای بروجرد، بخاطر نداشتن یک پیست ساده دوچرخه سواری  در بروجرد  در جاده های خطرناک به استقبال مرگ رفت و خانواده و جامعه ای را در بهت فرو ببرد، بدون اینکه نتیجه ای برای دیگر دوچرخه سواران دیگر به دست بیاید.


 اگر محمد علی نوروزیان دوچرخه سوار بروجردی بر اثر نبود امکانات جانش را در جاده های غیر استاندارد از دست داد، می بینیم که حتی این مرگ نابهنگام نیز نتوانست امتیازی برای ورزش بروجرد از استان بگیرد.

 حال این سوال پیش می آید این چه جاده رفاقت دو طرفه ای بین  ورزش بروجرد و استان است که افتخارات کسب مدال های رنگارنگش توسط ورزشکاران بروجردی در میادین بین المللی بنام استان ثبت می شود،

اما در موقع حمایت، برای نمونه بعد از گذشت دو دوره از مسابقات بازیهای آسیایی و المپیک هنوز که هنوز است جوایز قهرمانی به  ورزشکاران مطرحش به مانند آروین معظمی گودرزی تنها مدال آور لرستانی بازیهای آسیایی داده نمی شود؟!


جان باختن نابهنگام زنده یاد محمد علی نوروزیان دوچرخه سوار بروجردی در موقع تمرین در 6 آذر 1394 وعده هایی به مانند احداث پیست دوچرخه سواری برای بروجرد را در پی داشت که متاسفانه تاکنون هیچگونه اقدامی برای آن وعده ها برداشته نشده است

دوچرخه سواران بروجردی که همگی در رده های بالای آسیایی و جهانی رکاب می زنند و پی در پی برای این استان موفقیت کسب می کنند همچنان در جاده کمربندی بروجرد و در میان تردد ماشین های سبک و سنگین تمرینات خود را بصورت خطرناکی انجام می دهند.

پس از گذشت دو سال از جان باختن محمد علی نوروزیان دوچرخه سوار بروجردی، آیا وقتش نرسیده که از دادن وعده ها به ورزشکاران بروجردی کاسته شود؟ راستی تا چه زمانی ورزشکاران بروجردی باید در مکان های غیر استاندارد در حد مصدوم شدن و مرگ تمرین کنند؟





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: محمد علی نوروزیان، محمد علی نوروزیان قهرمان دوچرخه سواری، سالگرد نوروزیان، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی منتقد ورزشی، دوچرخه سواری،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 آذر 1396 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی

 "انتصاب به جا و شایسته فعلی"

یعنی

 "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"

فرهاد داودوندی- بروجرد:

با یک تغییر و تحول مدیریتی بناگهان در سطح شهر شاهد نصب بنرهای بسیاری هستیم که در آنها به رئیس جدید تبریک و تهنیت گفته می شود!

اینکه چه کسانی و با چه اهدافی تبریک می گویند را فعلا مجال سخن نیست، اما........

اما در بنرهای تبریک و تهنیت نوشته شده در سطح شهر نوعی توهین بسیار ظریف دیده می شود.

" جناب آقای .... انتصاب شایسته و به جای شما را که نشان از لیاقت شما دارد را به ریاست ..... تبریک می گوئیم"

در همین چند کلمه می توان پی برد که به شخص جدید تبریک گفته شده و وی را شخصی لایق، شایسته که انتخابش کاملا به جا می باشد، توصیف شده است! در حالیکه اگر از دید دیگری به این نوشته نگریسته شود یعنی اینکه رئیس قبلی شخصی نالایق، ناشایست و نا به جا بوده است!!!

اما از اینها جالب تر اینکه با توجه به ریاست دوره ای عده ای در این شهر، همین بنر ها بعد از کنار رفتن رئیس جدید برای رئیس بعد هم در سطح شهر زده می شود و افرادی که امروز با نصب بنر، رئیس جدید را تا عرش بالا برده اند، با آمدن رئیس بعدی در واقع رئیس امروز را با سر به فرش می کویند!

به هر حال جا دارد این بنر بنر بازی! بالاخره یک روزی در این شهر ختم بخیر شود و روسای جدید آنقدر جسور و پر دل و جرات باشند که با شدت هر چه تمامتر جلوی اینگونه تبریکات مصنوعی را بگیرند و یاد بگیرند که بهترین جای نصب بنر تشکر، قلب مردمی است که قدر دان مسوولین واقعی و زحمت کش هستند، و همین مردم همیشه و در همه حال به نیکی از مسوولین واقعی یاد می کنند.

روسای جدید بد نیست در جریان قرار بگیرندکه مدتهاست نصب این بنر ها ضد تبلیغ به حساب می آید و در واقع ختم کلام اینکه  بنرهای نصب شده تقدیر و تشکر از روسای جدید در سطح شهر، فقط پول دور ریختن است و بس! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، "انتصاب به جا و شایسته فعلی" یعنی "انتصاب نابجا و ناشایست قبلی"، نقد، نقد انتصاب، نقد انتخاب، انتصاب، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


من اگر در این شهر مسوولیتی داشتم....

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تا کنون از خودتان پرسیده اید اگر شما هم این امکان را داشتید که مسوولیتی در زادگاه مان به شما محول شود، چه کار خواهید کرد؟ و چه فعالیت هایی را برای مردم انجام خواهید داد؟

برای نمونه شما اگر در این شهر به هر عنوان مسوولیتی چه دولتی و چه غیر دولتی داشتید، در قبال زلزله مهیب استان کرمانشاه چه عکس العملی بعنوان یک مسوول یا یک مدیر شهری  انجام می دادید؟

دوستی می گفت: اگر من مدیر شهری بودم، با وقوع زلزله کرمانشاه، شعار زندگیم می شد، "با تمام توان و تمام قدرت در خدمت هموطنانم"!

این دوست می گفت: اگر مسوولیتی داشتم، شب و روز برای جمع آوری کمک برای زلزله زدگان تلاش می کردم، از خواب و خوراک خودم در چند روز اول وقوع زلزله می گذشتم و به شهرمان شور و حال مضاعف می دادم تا مردم هم ببینند که مدیران شان در کنار آنها هستند.

من اگر در این شهر کاره ای بودم: پز مدیریتی و اینکه من چون مدیر شهری هستم باید دستانم در جیبم باشد و از راه دور دستور بدهم را کنار می گذاشتم و اصطلاحا لباس رزم می پوشیدم و خودم تمام شهر را رصد می کردم تا در کف جامعه حضور داشته باشم و با چشمان خودم ببینم چرا مردم شریف ما در مواقع بحرانی چندین قدم از بعضی مدیران که در مواقع اضطراری حوادث غیر مترقبه حضورشان اصلا و ابدا ملموس نیست، جلوتر هستند؟!

من اگر مسوولیتی در این شهر داشتم برای کمک به زلزله زدگان هموطنم، کرکره دکان جناح و جناح بازی را پائین می کشیدم و آنقدر برای جمع آوری کمک های مردمی تلاش می کردم که به بالاترین احساس خوشایند بی پایان کمک به همنوعان دست پیدا کنم.

این دوست در خاتمه اشاره کرد: من اگر به هر نوعی مسوولیت کم یا زیادی داشتم در چنین شرایطی که هموطنانم در استان کرمانشاه غرق در مشکلات ریز و درشت هستند،  به دیگرانی که نور خیره کننده اما بی خاصیت میز ریاست چشم شان را کور کرده، فرق عمل و شعار را نشان می دادم.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، زلزله، من اگر در این شهر مسوولیتی داشتم، مسوولیت،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

اینگونه است که علی فروتن

(عمو فیتیلیه ای)

محبوب همه می باشد


با یک تماس تلفنی توسط دوست مشترکی برای داشتن یک ویدئوی تصویری از آقای علی فروتن جهت دعوت همشهریان بروجردی ، برای اهدا کمک های شان به زلزله زدگان کرمانشاهی ، دو ویدئو  به زبان فارسی و بروجردی برایم ارسال کرد

ویدئوی این هنرمند بروجردی از کانال فرهاد 90  در کانال های گوناگون تلگرامی  بنام های مختلف فوروارد شد

جمعا بیش از 70 هزار بازدید از ویدئوی این هنرمند محبوب  دست به دست شد و تاثیر بسیار خوبی در دعوت از مردم برای کمک رسانی در مسجد سید داشت

خداوند وقتی می خواهد کسی را عزیز مردم کند، خوش اخلاقی و مردم داری و افتادگی و  نیت پاک و عشق به زادگاه و شهر مادری  و ده ها خصلت مثبت دیگر را نصیبش می کند، دقیقا خصلت هایی که در وجود علی فروتن به خوبی دیده می شود.

علی آقا، تعداد بسیار زیادی هنرمند بروجردی در خارج از شهرمان  داریم که البته همه شان هم عزیز هستند، اما قبول کن، خیلی عزیزی، مردم شهر زادگاهت هم خیلی دوستت دارند و به وجود تو خیلی خیلی افتخار می کنند.

فراموش نمی کنیم هر وقت پای کارهای خیرخواهانه برای بروجرد  به مانند پشتیبانی از بنیاد کودک بروجرد در میان بوده ، شاهد حضورت در اینگونه رخدادها بوده ایم.

حمایتت از  جمع آوری کمک های مردی  برای زلزله زدگان در مسجد سید بروجرد، برگ زرین دیگری به کارنامه فعالیت های فرهنگی اجتماعی  شما هنرمند بروجردی و دوست داشتنی کشورمان  افزود.

عمو فیتیلیه ای عزیز، فقط می توانیم برای خود و خانواده محترمت از خداوند مهربان بهترین ها را آرزو کنیم.



فرهاد داودوندی - 

خادم رسانه ای هیات سینه زنی مسجد سید ( کوی صفا) بحرالعلوم





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: علی فروتن، فروتن، عمو فیتیلیه، فرهاد داودوندی، فیتیله، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

لطفا، فقط اعضای محترم  شورای شهر بخوانند


ابوالفضل سرطانی و ابوالفضل های سالم را یاری کنیم




نوشته : فرهاد داودوندی- بروجرد


ابوالفضل و طاها و  حسین باجلان سه برادر از یک خانواده کارگری هستند

آنطور که شنیده می شود ظاهرا پدر کارگر این سه برادر کم سن و سال، پنج، شش ماه است حقوق  نگرفته.

متاسفانه یکی از برادرها بنام ابوالفضل سرطان دارد.

 پزشکان ادعا کرده اند که از وقتی این کودک خردسال  بر اثر یک اتفاق به ورزش کشتی  که مورد علاقه اش است روی آورده، خوشبختانه پیشرفت بیماری اش  کُند شده.

امروز وقتی همه کشتی گیران نونهال و نوجوان برای تمرین  کشتی، با  موانعی برای تمرین در سالن کشتی  پارک وحدت مواجه شدند، کودک سرطانی داستان ما، اشک از چشمانش جاری شد، دنیا پیش چشمانش تیره شد، یک لحظه به ذهنش خطور کرد، دست روزگار که سر یاری با وی نداشته، چرا باید همنوعانش نیز در حقش جفا کنند؟

پیش خود اندیشید مگر من با این بیماری که ممکن است  با پیشرفتش ،عمرم کفاف دیدن شکوفه های بهار آینده را هم ندهد، چه چیز با ارزشی از مدیران شهری  تقاضا داشته ام، که باید تنها در باز  زندگی  برای بهبود نسبی جسمی ام را که در سالن ورزش جستجو می کنم به رویم ببندند؟!

اعضای محترم شورای شهر

اگر نبودند بر وبچه های  پایگاه شهید احمد تنه کار که  با مردانگی شان شرایط تمرین را برای کودک سرطانی همشهری ما فراهم کردند، امشب علاوه بر غم سنگین داشتن بیماری طاقت فرسای  سرطان ، این کودک خردسال بیمار اما ورزشکار ،باریختن اشک به بستر بیماری می رفت

اعضای محترم شورای شهر

 نگارنده دست شما را به گرمی می فشارد، اگر نگذارید زندگی کودکان ، نوجوانان  و جوانان ورزشکار سالن کشتی  منطقه محروم پارک وحدت وارد حاشیه شود،

اینها کودک و خردسال  علاقمند به ورزش هستند،  از رفتار پیچیده ما آدم بزرگ ها، شگفت زده می شوند

البته واقعیت پزشکی نیز در این است که زندگی ابوالفضل داستان ما خدای ناکرده ممکن است کوتاه  باشد،

 به صرف اینکه قرار است از اماکن ورزشی درآمد زایی کنیم ، عمر  کودکان بیمار  و حتی سالم علاقمند به ورزش را بیش از این با  تصمیم گیری های احساسی مان کوتاه نکنیم.

منابع در آمد زایی برای شهر، در گرفتن ماهانه دو یا سه  هزار تومان از  ابوالفضل و ابوالفضل ها تامین نخواهد شد،

ضمن اینکه ممکن است ابوالفضل  مبتلا به  بیماری سرطان، اگر به همین زودی ها  هم نام خودش، حضرت ابوالفضل العباس(ع) را نزد خدای مهربان  ملاقات کند، از  رفتار نامطلوب ما بزرگترها در رابطه با عدم یاری و کمک به وی به بهانه گرفتن ماهانه دو سه هزار تومان شهریه، گلایه های بسیاری برای  حضرت ابوالفضل العباس(ع) آن بزرگمرد بی همتای تاریخ انسانیت تعریف کند!

 والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فقط اعضای محترم شورای شهر بخوانند، نقد، ورزشکار سرطانی، کشتی، محمود حسن زاده، ابوالفضل باجلان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


مشکلات بروجرد کلا حل شد!!!

فقط مانده بود بستن زورخانه و سالن کشتی که آنها هم  به لطف شهرداری انجام گرفت


آقای فرماندار لطفا ورود پیدا کنید


فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه اتفاقاتی در این شهر رخ می دهد که  اصلا جای بحث و گفتگو ندارد

در یک اقدام بی سابقه و تعجب برانگیز شهرداری بروجرد غروب امروز با بستن در زورخانه و سالن کشتی جنب آن ، به بهانه دریافت شهریه مانع ورود  کودکان و نوجوانان ورزشکار مناطق محروم بروجرد به این دو سالن ورزشی شده است

خدا را شکر تمامی مشکلات شهر توسط شهرداری و شورای شهر حل شده!!!،

فقط مانده بود بستن اماکن  ورزشی  مورد استفاده  اقشار آسیب پذیر، که آنهم امروز رخ داد!

نگارنده از مهندس کورانی فر فرماندار محبوب بروجرد  درخواست دارد که اینک که شهرداری وشورای شهر بروجرد با بستن در زورخانه و سالن کشتی  ناخواسته  شرایطی را پیش آورده اند که  نوجوانان و جوانان آن محل به سمت و سوی  خلاف پیش بروند،

 لذا  اینک  که  بعضی ها در این شهر شرایط  مالی بسیار ضعیف جوانان و نوجوانان مستضعف بروجرد را درک نمی کنند، فرماندار محترم به این مورد ورود پیدا کرده و مانع از ظلم به جوانان و نوجوانان ورزشکار خیابان جعفری و خیابانهای اطراف شود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مشکلات بروجرد کلا حل شد، نقد، نقد اجتماعی، زورخانه، سالن کشتی، فرهاد داودوندی، شهرداری بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


لطفا در شبکه های مجازی نمک نریزید!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

زلزله  وحشتناکی با شدت  بیش از 7.3 ریشتر ساعتی قبل  در قسمتی از مناطق غربی کشور عزیزمان به وقوع پیوست.

هزاران هزار خانواده  ایرانی دچار مشکلات جسمی و روحی  و مالی شده اند و متاسفانه  تعدادی از هموطنان مان  در این زلزله جان خود را از دست داده اند

در این میان  بعضی ها در شبکه های مجازی  وقت را غنیمت شمرده و  "لوده گری" را به حد اعلی  خود رسانیده اند و  با طنز و شوخی با این موضوع دردناک برخورد کرده و بنوعی  نمک بر زخم هموطنان زلزله زده مان می پاشند.

برای لحظه ای خود را به جای  مردمی بگذاریم که با آسیب دیدن در نزدیکی  منطقه زلزله  قرار است در این سرما شب را همراه با  خانواده های خود در خیابانها به سر کنند

 یاد بگیریم که در این شرایط که تعدادی از هموطنان مان گرفتار خسارات زلزله شده اند و زندگی شان دستخوش اثرات منفی شده، حداقل امشب اگر همدردی نمی کنیم بر زخم شان هم نمک نپاشیم!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا در شبکه های مجازی نمک نریزید!، فرهاد داودوندی، زلزله، نقد، نقد زلزله، زلزله بروجرد، وقوع زلزله،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

طنز اجتماعی

انتخاب شهردار با ساده ترین حالت!

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

از آنجا که خیلی ها در این شهر عشق ریاست دارند و تنها راه خدمت به مردم را نشستن پشت میز شهرداری می دانند و معتقدند برای شهردار شدن تکلیف بر گردن آنها نهاده شده!

و از آنجا که فعلا، شهردار شدن در بورس افتاده و هر کسی زودتر میز ریاست شهرداری را تصاحب کند انگار خود و دار و دسته اش، با غلبه بر تیمهای برزیل و آلمان و آرژانتین، جام جهانی فوتبال  2018 روسیه  را به دست آورده اند، لذا آقای " خوش خیال " برای رفع اختلافات برخی از مدیران سطح بالای شهر، پیشنهاد می دهد:

با توجه به اینکه عمر شورای پنجم به مدت 4 سال است و جمعیت شهری بروجرد هم حدود 300 هزار نفر، لذا با 4 تا ضرب و تفریق و جمع و تقسیم، به راحتی می توان فهمید به هر بروجردی برای شهردار شدن 7 دقیقه زمان می رسد!

یعنی اینکه بسیاری از ما 300 هزار نفر جمعیت شهری، بخاطر اینکه خیلی دوست داریم شهردار بشویم، هر کدام به نوبت 7 دقیقه نوبت مان می شود آرزوی شهردار شدن را به چشم ببینیم و این آرزو را با خود به گور نبریم!

4 سال آینده جمعا می شود 2.102.400 دقیقه!

 اگر جمعیت شهری را هم 300 هزار نفر برآورد کنیم، دقیقا سهم هر شهروند بروجردی برای شهردار شدن می شود 7 دقیقه و 8 هزارم ثانیه!

با این روش، دیگر هیچکس هم نمی تواند تا ابد از نحوه مدیریت شهری گلایه کند! ضمنا تا بخواهد نق بزند، سریعا همه چنان می زنیم توی سرش، که جانش در بیاید! و به وی خواهیم گفت: فلانی مگه خودت یک مدتی شهردار نبودی؟ چه گلی به سر شهر زدی؟!

هر کسی هم که در این شهر از همه زبان درازتر بود، شیفت 7 دقیقه شهردار شدنش را می اندازیم ساعت 9 شب و تاکید می کنیم از ساعت نُه شب، 7 دقیقه و 8 هزارم ثانیه فرصت دارد تمامی زباله های سطح شهر را جمع آوری کند!

خوشتان آمد با این روش ابداعی "آقای خوش خیال" که برای رفع مشکل شهر پیشنهاد داد؟!

شک نکنید با شهردار شدن نوبتی همه شهروندان به مدت 7 دقیقه و 8 هزارم ثانیه، کمبود ویتامین شهردار شدن همه مان هم تامین خواهد شد و دست آخر هم، در خاتمه نه جنگ و دعوایی خواهد شد و نه دلخوری پیش خواهد آمد.

 مثل پایان فیلم های هندی در پایان، همه مان لبخند بر لب و راضی از اینکه در تاریخ این شهر، بالاخره نام مان بعنوان شهردار ثبت شده، روانه خانه و کاشانه مان خواهیم شد تا پیش سر و همسر از نحوه مدیریت عالی مان در زمان شهردار بودن، گل بگوئیم و گل بشنویم و به وضعیت حال و حاضر این شهر که دست آورد بی تفاوتی ها، فعالیت! و از خود گذشتگی های! تک تک مان است، از ته دل بخندیم!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخاب شهردار با ساده ترین حالت!، طنز، طنز اجتماعی، نقد، شهردار، انتخاب شهردار، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

تعطیلات یک شهری در کره مریخ! تمام شد

((( امروز و صبح است برای انتخاب شهردار،

خواجه حافظ شیرازی هم خبردار بشود)))




فرهاد داودوندی- بروجرد:

جوونم واستون بگه، حکایت آتش زیر خاکستر را که شنیده اید؟! حکایت آرامش قبل از طوفان را چی؟

شهری در کره مریخ! تعطیلاتش تموم شد! امروز و صبح است برای انتخاب شهردار شهرشان، زمین و زمان خبردار بشوند و خواجه حافظ شیرازی هم در زیر خاک تنش به لرزه بیفتد!

می گویند بعضی از روسا و مدیران ارشد آن شهر در کره مریخ! استاد پیچیده کردن معادلات ساده هستند تا جائیکه برای جمع بستن 2+2 آنچنان قضیه را پیچیده می کنند که صد تا انیشتین و ادیسون هم به ذهنشان نخواهد رسید که حاصل جمع 2+2 می شود پنج!

به هر حال هفته ای که در پیش است، آن شهر در کره مریخ برای انتخاب شهردارش در صدر خبرهای رسانه ای قرار خواهد گرفت! می گوئید نه! یک کمی دندان روی جگر بگذارید خیلی چیزها دستگیرتان خواهد شد!

 البته حکایات آتش زیر خاکستر و آرامش قبل از طوفان را بی خیال شوید، فقط خدا کند در آن شهر کره مریخ! به مناسبت انتخاب شهردار جدید، شورای شهرشان بخاطر تفرقه بیش از حد مجاز، منحل نشود!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، انتخاب شهردار، تعطیلات یک شهری در کره مریخ! تمام شد، شهر کره مریخ، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


طنز اجتماعی


رفتار مدرن پدران در منزل


نوشته: فرهاد داودوندی - بروجرد


آقا اجازه؟! از آنجا كه از ما خواسته اید كه در رابطه با رفتار پدران مان در منزل انشا بنویسیم، لذا با اجازه تان مثل همیشه برای نوشتن این انشا خواستیم از بابا جونمون كمك بگیریم اما نشد!

 بابا جونمون دیگه مثل قدیم نیست كه شبها بنشیند و شاهنامه و یا كتاب بخواند.

 از سر شب تا موقع خواب، گوشی موبایلش را طوری كه ما نتوانیم صفحه اش را ببینیم در دست می گیرد و با خواندن پیامك های "تلگرام" و "واتس آپ" و هزار كوفت و زهر مار دیگر خودش با خودش هِر و هِر می خندد.

بعضی وقتها رنگ رویش سرخ و سفید می شود و بدون اینكه حواسش  باشد در حالیكه لبخندی می زند ناگهان از زبانش در می رود و خودش با خودش می گوید: خدا بگم چكارت كنه ، با این جوكی كه فرستاده ای!

آقا اجازه! اون اوایل مادر بزرگمان فكر می كرد كه بابا جونمون زده به سرش كه خودش با خودش حرف می زند و بعضی وقتها قاه قاه می خندد! حتی یك شب با چاقو دور بابا جونمون را خط كشید و برای شفای باباجونمون دعا می خوند!

غافل از اینكه  مادر بزرگ مان نمی دانست كه بابا جونمون دیگه به جای شاهنامه خوندن، پیامك های ارسالی دوستانش را كه تمامی هم ندارند می خواند و بعضی وقتها هم بعد از دیدن یك پیامك، زیر لب غُر می زند و می گوید: اَه، اَه، این كه تكراری است!

 آقا اجازه؟! بابا جونمون بعضی وقتها هم از كوره در می رود و می گوید: سگ به گور پدر... این گوشی كه هنگ می كند!

در این مواقع مادرمان خودش را سریعا از آشپزخانه به ما می رساند و می گوید: تا دو سه ساعت آینده با باباجونتون حرف نزنید وگرنه برق هنگ شدن گوشی اش شما را خواهد گرفت.

آقا اجازه؟! در این مواقع من و خواهر برادرهایم برای اینكه جلوی چشم بابا جونمون نباشیم، سوراخ موش می خریم صد هزار تومان!

البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون درحالیكه سعی می كند خود را خونسرد نشان بدهد با صدا زدن نام من یا یكی از خواهران و برادرانم عاجزانه درخواست كمك می كند و می گوید: عزیز دل پدر! نمی دونید چطور می شود ویروس این گوشی صاحب مُرده را از بین ببرم؟!

آقا اجازه؟! اگر در اینگونه مواقع بگوئیم بلد نیستیم! منزل مان به صحنه جنگ جهانی دوم شبیه می شود! و در حالیكه پدرمان از فرط عصبانیت اینكه چند دقیقه ای است نتوانسته در "تلگرام" و "واتس آپ" پیامك های دوستانش را بخواند به مرز زبانم لال سكته قلبی رسیده! نعره زنان فریاد می زند: پس این چه درس است كه شما می خوانید كه بلد نیستید این گوشی من را درست كنید؟!

در اینگونه مواقع بازهم مادرمان با چشم و ابرو به ما می فهماند كه بهترین راه، همان فرار به سوراخ موش های مان است و اینكه جلوی چشم پدرمان نباشیم!

آقا اجازه؟! البته بعد از اینكه بابا جونمون گوشی اش را بعد از دو سه بار  روشن و خاموش كردن مثل ماشین های هندلی قدیمی راه انداخت: در حالیكه لبخند عمیقی بر لبانش نقش می بندد، باز هم خودش با خودش حرف می زند كه: هنوز هم خودم! كه هنر از دست و پایم می بارد! ادعا ندارم، اما از هر انگشتم یك هنر می بارد!

 و بعد در حالیكه دنبال بهانه ای است دق و دلی اش را بر سر ما خالی كند، ادامه می دهد: خیر سرشان درس خوانده اند! بلد نیستند گوشی موبایل پدرشان را درست كنند، حیف این همه پول كه برای كودكستان و مدرسه شما می پردازم!

آقا اجازه؟! البته یكی دو دقیقه بعد بابا جونمون كه سرگرم خواندن پیامك های دوستانش می شود، فراموش می كند كه حرف هایش را ادامه بدهد و حتی موقع شام خوردن هم كه مامان مان برای هزارمین بار به بابا جونمون می گوید: مرد، غذا سرد شد بیا شامت را بخور!  در حالیكه سرش تا روی صفحه موبایلش خم شده، جواب می دهد: می آم، می آم، یه دقیقه صبر كن زن! بذار اینو ارسالش كنم، می آم، می آم!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رفتار مدرن پدران در منزل، طنز، نقد، تلگرام، واتس آپ، فرهاد داودوندی، پدر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

یا بروجرد خیلی بزرگه

و یا غرب ایران خیلی کوچیک!!!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

دوست عزیز، برادر، داداش، رفیق، عزیز دل برادر! جوونم واستون بگه! بیش از نیم قرن از این خدای مهربون عمر گرفته ایم و هنوز نفهمیدیم غرب ایران در نقشه کشورمان از کجا تا کجاست!!!

لابد می پرسید چرا این سوال را پرسیده ام؟

یک لحظه صبر کنید، عرض می کنم!

کلنگ احداث یک کودکستان را بروجرد به زمین می زنند، اعلام می شود: بزرگترین کودکستان در غرب ایران بزودی در بروجرد احداث خواهد شد!

می خواهند یک قصابی در یک محله افتتاح کنند، خبر می رسد: بزودی چشم بروجردی ها به بزرگترین قصابی غرب ایران در شهرشان روشن خواهد شد!

قصد دارند یک میدان برای عبور و مرور طراحی کنند، سخن از بزرگترین میدان در غرب ایران به میان می آید!

پل رودکی را طی مراسمی کلنگ زنی می کنند، انتظار دارند قبول کنیم بزرگترین پل خاورمیانه! ببخشید بزرگترین پل غرب ایران بزودی!!! به بهره برداری خواهد رسید!

به جان خودم نباشه، به جان شما! دیگه داره باورم می شه، که یا بروجرد خیلی خیلی بزرگه و یا اینکه غرب ایران خیلی کوچیک شده که هر پروژه بی سر و سامانی که هیچ وقت هم در این شهر راه اندازی نمی شود را بعنوان بزرگترین در غرب ایران می خواهند به خورد ما بروجردی ها بدهند!

در ضمن فقط یک سوال؟ مگر نه اینکه غرب ایران بخش بزرگی از کشور ایران است که شامل استانهای: البرز، چهارمحال بختیاری، همدان، ایلام، کرمانشاه، خورستان، کهکیلویه و بویر احمد، لرستان، کردستان، مرکزی و قزوین  است که در آن شهرهای مهمی به مانند: کرمانشاه، اراک، اهواز، قزوین و همدان و .... وجود دارد، و همه ما هم اعتراف می کنیم که آنها با داشتن مدیریت صحیح شهری حداقل هزار سال! از بروجرد جلوتر هستند، پس  این سخنان خنده دار که بزرگترین ها در غرب ایران در بروجرد بزودی به ثمر خواهد نشست دیگر چه صیغه ای است؟!!!

به هر حال از ما گفتن بود، با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود! حالا ما هی بشینیم و برای دل خوشی خودمان فقط در حرف از کاه، کوه بسازیم، علاوه بر اینکه برای ما آب و نان نمی شود، باعث می گردد مضحکه دست دیگر هموطنان هم بشویم، وقتی بشنوند که ما نه درعمل، که فقط و فقط و فقط در حرف زدن ادعا داریم بزرگترین ها در غرب ایران! قرار است در بروجرد به ثمر بنشیند!!!

راستی تا یادم نرفته، "بزرگترین های بروجرد" در کهکشان راه شیری، منظومه شمسی و کره زمین و  آسیا و خاورمیانه و غرب ایران پیشکش،
اگر کلنگ در بروجرد بر زمین می زنید بزرگترین در غرب ایران را نخواستیم، "کوچکترینش" را بسازید، حتی اگر شده یک طرح عمرانی ساده و کوچک و فسقلی و نقلی  را محض رضای خدا هم که شده فقط در این شهر  "بسازید"!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، غرب ایران، ایران، نقشه ایران، غرب ایران و بروجرد، بزرگترین در غرب،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

نامه بیننده عزیزی بنام "نیمااا"

بی تفاوتی شهروندان و....

آقای داوودوندی

شهروند دلسوز بروجردی

باسلام

موضوع : بی تفاوتی شهروندان

این موضوع راخدمت حضرتعالی در جواب پست درخواست پارکبان ارسال میدارم اما در صورت صلاحدید بعنوان مطلب اصلی در صفحه اصلی درج بفرمایید.

جناب داوودوندی عزیز!

برهیچکس پوشیده نیست که سایت جنابعالی پربازدیدترین سایت بروجرد است اما براستی چرا همشهریان ما فقط به نظاره نشسته اند؟

چرا هیچ اظهار نظری ذیل مطالب کلیدی که با وجود همه فشارها بر جنابعالی اما آزادانه و بی محابا انتشار می دهید ،دیده نمیشود.

مگر میتوان کتمان کرد که هر خانواده بروجردی حداقل یکبار سایت شما را ریزبینانه بررسی و مطالعه میکنذ.
براستی علت این بی توجهی چیست؟

شاید دفاع تمام قد شما از شورای شهر است در روزهای انتخابات؟

شاید دلسردی بروجردیها از شورای شهر جدید وصف بندی هایشان است؟

شما خبرنگاری هستید حرفه ای و باصول این حرفه آشنا هستید

نیک می دانید برش هرمطلب در سایت به پی نوشته ها و اظهارات شهروندان دوچندان میگردد.

جناب داوودوندی خیر بزرگوار

شما اگر بجای تنوع پستهای روزانه یک پست اصلی را در هر هفته به بحث بگذارید و گزارش و جوابیه نهادها را نیز در همین جا به معرض دید عمومی بگذارید براستی که

خیرالآخرتی برای خویش توشه خواهید ساخت.

استفاده نمایید و آشتی کنید با مردم.

بسم اله





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بی تفاوتی شهروندان و....، نقد، بی تفاوت، شهروند، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 8 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:



زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک بروجردی طلبکار، وقتی شنید فرد بدهکار به زندان افتاده و زن و بچه فرد بدهکار گرفتار مشکلات بسیاری شده اند و خیرین قرار است برای جلب رضایت وی پول جمع کنند، بدون درنگ با حضور در دادگستری رضایت کامل خود را اعلام نمود و از 17 میلیون تومان حق و حقوق کامل خودش برای رضای خدا گذشت کرد.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک بانوی روشنفکر واقعی بروجردی وقتی شنید شوهر سابقش برای تهیه مهریه مشکل دارد و حتی در خرج و مخارج روزمره هم به مشکل خورده، تمامی مهریه دریافتی خود طی دو سه سال اخیر را تا ریال آخر، به حساب شوهر سابقش برگرداند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: صد ها بروجردی  از خرد و کلان، پیر و جوان، در طرح جمع آوری "در نوشایه" برای تعویض با ویلچر جهت معلولین نیازمند، تعداد بسیار زیادی "درنوشابه" را به سایت فرهاد 90 تحویل داده اند و هفته آینده ویلچری به همین مناسبت به یک معلول نیازمند اهدا خواهد شد.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک خانم جوان و خیر بروجردی برای کمک به نیازمندان یک عدد ماشین لباسشویی مدل جدید و مدرن حدودا دو میلیون تومانی خود را بصورت کاملا بسته بندی شده و نو، به سایت فرهاد 90 بخشید تا در اختیار نیازمندان واقعی قرار بگیرد.




زیر پوست شهر شنیده می شود که:
"مهرخانه غریب بروجرد"به همت یکی از خانواده های خیر بروجردی افتتاح شد و تعداد 11 کودک و نوجوان بی سرپرست  به جای خیابان خوابی، در این خانه به مانند دیگر فرزندان این شهر در رفاه نسبی، مشغول زندگی و تحصیل هستند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بسیاری از جوانان بروجردی بصورت خود جوش در طول هفته و به مناسبت های مختلف اقدام به پاکسازی طبیعت از زباله های موجود می کنند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بروجردی ها در هر کجای ایران و دنیا باشند، عشق به زادگاه شان را فراموش نمی کنند، به همین خاطر است که بروجردی های خیر، از کشورهای مختلف جهان در پی هر فراخوان به یاری نیازمندان شهرشان می شتابند.


زیر پوست شهر شنیده می شود که: فرهاد داودوندی خبرنگار و وبلاگ نویس بروجردی در مصاحبه با یک نشریه معتبر کشوری در رابطه با زادگاهش چنین گفته:

مردم بروجرد، مردم بسیار شاد و سرزنده‌ای هستند.
مردم مان بسیار مبادی آداب هستند، به گردش و تفریح و مسافرت اهمیت می‌دهند. بسیار شوخ و بذله‌گو هستند. مردان و زنان این شهر در شیک پوشی در تمام ایران زبانزد هستند.

ما بروجردی‌ها به طبیعت علاقه بسیار زیادی داریم. در اکثر خانه‌های مردم گل و گلدان دیده می‌شود. مردم شهر من به تغذیه بسیار اهمیت می‌دهند و در این میان به نان خیلی زیاد علاقه دارند. در کنار تمام غذاها، حتی غذاهای برنجی، باید نان باشد.

مردم مهمان‌پذیری داریم تا جائیکه بهترین ظروف و امکانات منزل در اطاق پذیرایی را که در طول سال برای میهمانان بصورت دست نزده کنار می گذاریم، برای رفاه  بیشتر در اختیار میهمان قرار می دهیم.

بروجرد هنوز یک بافت قدیمی دارد و زندگی آپارتمان‌ نشینی کم‌تر در بین مردم رسوخ کرده. نه‌ این‌ که کلاً نباشد... اما زمین در بروجرد زیاد است. مردم هم خانه‌های حیاط‌دار را ترجیح‌ می‌دهند.

عامه مردم به ورزش علاقه دارند. در رشته‌هایی مثل والیبال و فوتسال و بسکتبال، بوکس، وزنه برداری، ورزش سه گانه و دوچرخه‌سواری و... اهالی بروجرد خوش درخشیده‌اند.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: فرهاد داودوندی خبرنگار و وبلاگ نویس بروجردی در ادامه همان مصاحبه اش گفته: مردم بروجرد به موسیقی فاخر بسیار علاقمند هستند و بزرگانی به مانند استاد لوریس چکناواریان را به دنیا معرفی کرده اند.

مردم کتابخوانی داریم. در هر خانواده‌ای، در هر خانه‌ای، حتماً یک کتابخانه‌ وجود دارد. از کتابخانه‌ای با 5 جلد گرفته تا 500 جلد به بالا. قشر فرهنگی زیادی در بروجرد زندگی می‌کنند. در بین اعضای هر فامیل و خانواده، حتماً یک دبیر یا معلم وجود دارد.


بروجرد شهری است که در بسیاری از زمینه‌ها نخبه دارد. مثلاً در 8 سال جنگ تحمیلی نخبگانی مانند شهید محمد بروجردی و بیش از 1500 شهید قهرمان از بروجرد حضور داشتند که سرآمد دوران بودند. در رشته‌های علمی و پزشکی پرفسور پارسا را داریم که دبیر انجمن سرطان ایران است.


بروجرد شهری است که در برگزاری مراسم های منحصر بفرد مذهبی به مانند: بستن سقاخانه در ایام ماه محرم و مراسم خَره گیری صبح عاشورا در سراسر ایران بی همتا هستند.


در یک جمله با بودن بزرگانی به مانند: حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره)، آیت الله صاحب زمانی(ره)، آیت الله نجفی(ره)، آیت الله مولانا بروجردی، علامه شهیدی، دکتر زرینکوب، استاد مهرداد اوستا، صامت بروجردی، حزین بروجردی، استاد عبدالمحمد آیتی، علامه بحرالعلوم، دکتر محمد رضا حافظی، و ............   باید گفت: بروجرد شهر فرزانگان و استعداد های درخشان است.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: شاید خیلی از خوانندگان عزیزمان توقع داشتند در این قسمت به حاشیه هایی که مدتهاست بروجرد را در زمینه مدیریتی دچار مشکلات عدیده کرده اشاره کنم

اما وقتی مردمی داریم که  صد در صد و همه جوره با عشق و علاقه برای رفع مشکلات نیازمندان و حتی رفع مشکلات شهر خودشان پای کار هستند، و نشان داده اند که بی دلیل نیست که مقام معظم رهبری بروجرد را " شهر فرزانگان و استعداد های درخشان" نامگذاری کرده، پس بنابراین، این مردم لایق بهترین ها هستند

به همین دلیل به جای نوشتن از حاشیه های بی ارزش و پوچ مدیریتی در این شهر، اینقدر از خوبی های واقعی که همشهریانم در وجود خود دارند و خود من روزانه شاهد تعداد زیادی از  موارد مثبت به مانند نمونه های قید شده در بالا هستم را خواهم نوشت تا دنیا بداند: بدون شک، بروجردی های فهیم، در بین بهترین مردم دنیا جای دارند. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد، زیر پوست شهر شنیده می شود که: قسمت 8،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


لطفا با دادن چهره جدید


به استادیوم شهید علی بیات بروجرد


دیوارهای اطراف آن را بردارید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

وقتش رسیده ورزشگاه پیر بروجرد یک نفس جدید بکشد.

استادیوم شهید علی بیات روزی که کلنگش زده شد در بیرون از شهر بروجرد قرار داشت، اما اینک تقریبا در وسط شهر واقع شده است.

طی چندین دهه عمر این ورزشگاه، چندین بار تغییرات ظاهری در وضعیت آن پدید آمد، اما این ورزشگاه همچنان همان ورزشگاه روز اول است.

مدتهاست که روزهای فرد هفته، دوندگان رشته دو و میدانی و روزهای زوج فوتبالیست ها از این استادیوم ورزشی استفاده می کنند.

 دیگر تقریبا می توان گفت استفاده از این مکان ورزشی به استفاده افراد محدود و خاص و شناخته شده ای از دوندگان و فوتبالیست ها و بخصوص پیشکسوتان ورزش اختصاص دارد.

بنظر نگارنده وقتش رسیده در نمای ظاهری و حتی مدیریت این ورزشگاه تغییر و تحول بزرگی پیش بیاید.

با توجه به مرکزیت استادیوم شهید بیات در خیابانهای اصلی بروجرد می توان با برداشتن دیوار های اطراف آن و نصب نرده در مرحله اول باعث آشتی عامه مردم با این مکان شد.

مراجعه کنندگان به این ورزشگاه هر روز کمتر از روز قبل می گردد.

عامه مردم بخاطر دیوار کشی های بلند اطراف این ورزشگاه، از ورود به این مکان واهمه دارند.

جالب است بدانیم مردم عادی شهر حتی نمی دانند که در این ورزشگاه چه ورزشهایی در جریان است، بیشتر مردم شاید حتی برای یکبار هم که شده درون این استادیوم را ندیده اند.

در مرحله اول می توان با برداشتن دیوارهای اطراف آن و نصب نرده باعث شد که هر روز رهگذران درون این ورزشگاه را ببینند.

مطمئنا بسیاری از مردم با دیدن نمای جدید این ورزشگاه و تماشای دوندگان پیر و جوانی که هر روز بعد از ظهر در آن به ورزش می پردازند، علاقمند خواهند شد که تجربه ورزش کردن را به برنامه های روزانه خود بیفزایند.

فقط کافیست با دادن چهره اساسی و جدید به ورزشگاه شهید علی بیات بروجرد مردم را با این ورزشگاه آشتی داد.

برای برداشتن اولین قدم در این راه باید دیوارهای سر به فلک کشیده و قدیمی این ورزشگاه برداشته و به جای آنها نرده نصب شود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، استادیوم علی بیات، دیوار ورزشگاه، ورزشکاه علی بیات بروجرد، علی بیات،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


وعده های ورزشی انتخاباتی


مشاورین ورزشی كه هیچگاه


به كار گرفته نمی شوند


فرهاد داودوندی- بروجرد:

سالهاست كه گوش مان به وعده های انتخاباتی كاندیداهای مختلف سیاسی و اجتماعی عادت كرده، كه قول تشكیل گروه مشاورین ورزشی، بعد از پیروزی خودشان در انتخابات را می دهند.

یكی از مواردی كه كاندیداهای محترم مجلس شورای اسلامی و كاندیداهای حضور در شورای شهر در زمان انتخابات  روی آن زیاد مانور می دهند، گزینه ورزشی است.

در زمان انتخابات و شاید بتوان گفت از ماه ها قبل از انتخابات شاهد حضور گسترده كاندیداها به طرق مختلف در میادین و اماكن ورزشی هستیم.

گاه و بی گاه سرزده و سرنزده بسیاری از كاندیداهای محترم با هیات همراه در اماكن ورزشی حضور پیدا می كنند، آنها كه دست و دلباز تر هستند مقداری هدایای ورزشی شامل توپ و تور و لباس ورزشی به همراه خود می آورند و آنگاه در مقابل حضار شروع به دادن وعده و وعید می نمایند!

آنها هم كه دست شان به جیب شان نمی رسد فقط به دادن همان وعده های همیشگی اكتفا می كنند!

اما هر دو گروه كاندیداها در یك مورد اتفاق نظر دارند و در سخنان شان به آن رنگ و لعاب بیشتری می دهند: بعد از انتخاب شدنم، گروه مشاورین ورزشی تشكیل خواهم داد تا از تمامی نظرات آنها برای رشد ورزش شهر استفاده كنم. در این گروه از تمامی كارشناسان ورزشی، پیشكسوتان، مربیان و بخصوص ورزشكاران موفق استفاده خواهم كرد!!!

البته دیگر برای همه مان عادی شده است كه كاندیدای محترم بعد از انتخاب شدن تا دوره بعدی انتخابات یادی از ورزش و ورزشكار و كارشناس و غیر كارشناس ورزشی نمی كند كه نمی كند!!!

به واقع بعد از انتخاب شدن، به یكباره خود را لایق ترین فرد برای اظهار نظر در هر موردی می پندارند و بدون اینكه ارتباطی با جامعه ورزش داشته باشند، تمام هم و غم خود را در دوران تصدی گری نمایندگی مجلس یا حضور در شورای شهر به حضور در موقع اهدا مدال های چندین مسابقه ورزشی در سالن ها و اماكن ورزشی  می دانند و بس!

و اینگونه است كه تمامی كاندیداهای محترمی كه انتخاب می شوند، به یكباره قول وقرار خود در زمان تبلیغات انتخاباتی را فراموش می كنند و هیچگاه از مشاورین ورزشی استفاده نكرده و نمی كنند. به همین سادگی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وعده های ورزشی انتخاباتی، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، منتقد ورزشی، مشاور ورزشی، انتخابات و مشاور ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی



بروجرد بخاطر نداشتن افراد " معتمد " رنج می برد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد به درستی می گفتند: اگر بزرگ نداری برو یک تکه سنگ را گوشه خانه ات بعنوان بزرگ قرار بده!

متاسفانه مدتهاست در این شهر، روی همه به هم، باز شده و کوچک و بزرگی دیگر معنا ندارد!

به واقع بروجرد در شرایط حساس فعلی از نداشتن افراد "معتمد واقعی" بسیار ضربه  می خورد.

بروجرد به مردان و زنان بزرگی احتیاج دارد که از منافع خود بگذرند و برای رفع مشکلات شهر بزرگی کنند، وجود این افراد در مواقع حساس می تواند بسیار گره گشا باشد.

خوشبختانه مدتی است از دل خاکستر وضعیت فعلی شهر، افرادی در حال سر برآوردن هستند که تلاش برای رفع مشکلات شهر را سر لوحه فعالیت های خود قرار داده اند.

نگارنده معتقد است این افراد می توانند در آینده نقش بسیار مثبتی برای برون رفت بروجرد از وضعیت نامطلوب فعلی ایفا کنند.

بنابر این می توان امیدوار شد که در آینده ای نه چندان دور افرادی که صاحب نفوذ کلام و اعتبار در میان مردم هستند بتوانند بعنوان معتمدین شهر، نقش تاریخی خود را برای رشد بروجرد به کار بگیرند و اختلافات موجود در فضای فعلی را به بهترین نحو به حداقل خود برسانند.

در آینده بیشتر و صریح تر در این زمینه خواهم نوشت....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: معتمد، معتمدین، بروجرد، معتمدین بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


نامه ای به شورای محترم شهر بروجرد


فرهاد داودوندی  - بروجرد :

اعضای محترم شورای اسلامی شهرستان بروجرد

با سلام

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه از زمان آغاز فعالیت شورای شهر دوره چهارم، شاهد افول بروجرد زیبا بودیم تا جائیکه بنا به گفته تمامی علاقمندان بروجرد دچار مشکلات عدیده شهری شد.

اینک که چندی است شورای اسلامی دوره پنجم آغاز به کار نموده، بارقه های امید در دل شهروندان روشن شده است که در کوتاهترین زمان ممکن شاهد تغییرات اساسی در سطح شهر باشند.

اما آنچه که دیده می شود اینکه تغییرات آنچنانی در سطح شهر دیده نمی شود و می رویم که شاهد روزمرگی در مدیریت شهری باشیم.

بازهم حقوق های معوقه شش ماهه پرسنل شریف شهرداری، بازهم پراکندگی زباله ها در سطح کوچه ها و خیابانها، باز هم وعده به اینکه در آینده چنین خواهد شد و چنان خواهد گردید، باز هم شنیدن خبر بدهکاریهای میلیاردی شهرداری بروجرد، باز هم وضعیت نامعلوم تعداد پرسنل مازاد شهرداری بروجرد، بازهم وضعیت نامناسب آسفالت کوچه ها و خیابانها و ...... باعث شده شهروندان به شدت دل نگران باشند.

نگارنده بعنوان یک شهروند بسیار فعال در عرصه دعوت از مردم برای حضور در پای صندوق های آراء انتخابات شورای شهر، انتظار دارد که شورای محترم شهر دوره پنجم هر چه سریعتر تغییرات اساسی در سطح مدیریت شهری را استارت بزند،

شهروندان به شدت از وعده و وعید های شوراهای قبلی خاطرات بدی در ذهن دارند، به جاست که شورای شهر فعلی با تمام وجود روح هوای تازه را به فضای مدیریت شهری بدمد. مردم از تکرار مکررات خسته هستند. والسلام.

بروجرد --- فرهاد داودوندی   19/6/1396




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای به شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، شورای شهر دوره پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


حضور ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران


و حقایقی که خانواده ها باید در جریانش باشند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

از هر هفتاد میلیون ایرانی در فوتبال یکی می شود علی دایی، در ورزش کشتی یکی می شود حمید سوریان و ....... قرار نیست همه جوانان و نوجوانان ایرانی در ورزش اسطوره شوند.

متاسفانه سالهاست با تزریق بی رویه پول در ورزش های پر طرفدار، خانواده های بسیاری فرزندان جوانان و نوجوانان خود را بدون مطالعه کافی راهی کلانشهرهایی به مانند تهران می کنند تا شاید فرزندان آنان نیز روزی روزگاری علی دایی شوند! غافل از اینکه دام های بسیاری بر سر راه فرزندان شان در شهرهایی به مانند تهران گسترده شده است که زندگی فرزندان شان را تباه خواهد ساخت!

در وهله اول،  دلال های بسیاری با ترفند های مختلف در ورزش های ریز و درشت، تله هایی برای سرکیسه کردن خانواده ها  گسترده اند، که به طرق مختلف بخصوص خانواده های ورزشکاران شهرستانی را سرکیسه کنند!

اینگونه افراد با نشان دادن در باغ سبز به خانواده ها، در رویا فرزندان آنان را در حد تیم ملی ارزیابی می کنند، غافل از اینکه عضویت در تیم های ملی اینگونه نیست که هر دلالی بتواند به آن بازیکن معرفی کند!

شاید بسیاری از خانواده ها در جریان نباشند که آنچنان ورزش هایی به مانند فوتبال آلوده شده است که اگر شانس بیاورند و فرزندان شان در شهر های بزرگ در دام افراد منحرف نیفتند، مطمئنا از عالم درس و تحصیل برای همیشه رانده خواهند شد!

دیده شده دلالان ورزشی در تهران، جوانان و نوجوانان بسیاری را به بهانه اسکان، در منازل محقری با کمترین امکانات جا داده اند و پس از اینکه به طرق مختلف مبالغ کلانی را از خانواده های آنان دریافت نموده اند، جوانان را سرخورده و دلزده و  از لحاظ روحی کاملا شکست خورده روانه شهر های خودشان نموده اند!

به جاست اینک که در فصل تابستان به سر می بریم و کلاهبرداران ورزشی در کلانشهرها برای خانواده های  جوانان و نوجوانان شهرستانی نقشه ها کشیده اند، خانواده ها با دید باز و با حساسیت زیاد در رابطه با مکان های ورزشی مورد نظر اقدام  به روانه نمودن فرزندان خود به شهر هایی به مانند تهران کنند.

البته نباید از یاد برد که مکان های ورزشی خصوصی و معتبر نیز وجود دارند که صد البته آنها هم ضوابط خاص خود را دارند و جوانان و نوجوانان با استعداد شهرستانی را پس از گرفتن تست های تخصصی بسیار(  البته با مبالغ بالا)، پذیرش می کنند.

 خانواده های ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی باید بسیار مواظب باشند که گول حرف های زیبای دلال های دور و بر مکان های ورزشی کلانشهرها را نخورند، چشم و گوش ها باید کاملا باز باشد و بدانند یک اشتباه کوچک و یک انتخاب نادرست می تواند در کلانشهرها ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی را به شدت تهدید کند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، نقد، فرهاد داودوندی، ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران، ورزشکار در تهران، حضور ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران، حقایقی که خانواده ها باید در جریانش باشند،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ