وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



"دل سوزان" شهر را "دل سرد" نکنیم


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


مدتهاست در سطح شهر و بخصوص در همایش های مختلف می بینیم که اگر برای پیشبرد هر مشکل اجتماعی، افرادی بیشتر از دیگران سعی و تلاش داشته اند، اما وقتی مشکل رفع شد،

یا به قدر کافی از این افراد پیگیر، قدردانی انجام نمی گیرد، یا اینکه بانیان جلسه، از ریز و درشت، خرد و کلان، پیر و جوان تشکر می کنند و در این میان برای "باری به هر جهت" نام آن دلسوز واقعی را هم "یک جورهایی" بیان می کنند که بنظر نگارنده،  اگر بیان نکنند شاید بهتر باشد!!!


متاسفانه این قضیه "تشکر کردن" از زمین و زمان، در یک نشست یا همایش در بروجرد بسیار فراگیر شده و گاهی اوقات کار چنان بیخ پیدا می کند که اصل قضیه نشست یا همایش فراموش می شود و در این میان نقش فردی که بیشترین زحمت را برای پیشبرد یک مشکل اجتماعی در شهرمان داشته در همان همایش مربوطه رنگ می بازد.

تشکر از زمین و زمان و خرد و کلان در همایش ها دو آفت اساسی دارد:

اول اینکه فردی که بیخود و بی جهت نامش در میان تقدیر از دلسوزان رفع مشکلات شهر می آید، به صورت کاذب فکر می کند "پا جا پای بزرگان" گذاشته و بعد از مدتی در رابطه با خودش با خود بزرگ بینی خاصی احساس می کند که واقعا ته کوچه حلیم می دهند!!!

دوم اینکه فرد اصلی مورد نظر همایش که زحمات زیادی را متقبل شده وقتی می بیند آنچنان که باید و شاید به چشم نمی آید و به جای وی دیگران مورد تقدیر قرار می گیرند، ممکن است برای فعالیت های بعدی دلسرد شود و ......!


به هر حال امیدواریم روزی برسد که گردانندگان نشست ها و همایش ها در جریان باشند که برای دل به دست آوردن! قرار نیست از تمامی شرکت کنندگان در اینگونه نشست ها تقدیر و تشکر بشود و از همه حضار نام برده شود و همان بهتر که اگر قرار است نامی برده شود از همه پر رنگتر نام فرد اصلی پیگیر رفع مشکلات برده شود! والسلام!


@@@@

توضیح ضروری: مدتهاست در همایش های مختلف شاهد تشکر های بی رویه هستم که گاهی اوقات در اینگونه موارد زیاده روی های بسیاری انجام می گیرد تا جایی که باعث کدورت خاطر میهمانان و شهروندان حاضر در جلسه می گردد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دلسوزان شهر را دلسرد نکنیم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، دل سوز، دل سرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا در مورد "سیتی سنتر" سکوت کرده ای؟




با سلام احترام،آقای داودوندی

علت سکوت شما در مورد مجتمع سیتی سنتر رو‌ واقعا نمیدونم

،اون هم شما که در مورد کوچکترین مسائل شهر اطلاع رسانی میکنید و پیگیر هستین،

این پروژه به جرات مهم ترین پروژه در حال حاضر شهر هستش که مظلوم واقع شده،در هر صورت ممنون


@@@@@

پاسخ فرهاد داودوندی:


دوست عزیز  در جریان هستم که ظاهرا تعداد بسیاری از همشهریان  هر کدام مبالغ بسیار کلانی برای خرید فروشگاه هایی که قرار بود  مدتها قبل نحویل داده شود پرداخت کرده اید

 و ظاهرا فعلا خبری از ساخت  و اتمام فروشگاه هایی که قرار بود در 8 پاساژ 300 واحدی ( جمعا 2400 واحد) ساخته شوند نیست

همان موقع که پول ها را  پرداخت می کردید، مطلب نوشتم، با شهردار وقت  بگو مگو داشتم و به ایشان گفتم که چرا به خریداران واقعیت را نمی گوئید؟

آقای یوسفی  می گفت: روزانه 80  تا 100 میلیون تومان  هزینه ساخت و ساز است و با این سرعت طی یکی دو سال فروشگاه ها تحویل داده خواهند شد

همان موقع  با اعتراضات رسانه ای اینجانب بنرهای پیش فروش در سطح شهر که توسط آقای یوسفی شهردار وقت بصورت عجولانه  در تمام شهر نصب شده بودند را پائین آوردند


باتفاق  شهردار وقت رفتیم ساخت و ساز را نگاه کردیم چند کارگر ساده در حال جابجا کردن میلگرد بودند، گفتم اینطوری می خواهید یکساله 2400 واحد تحویل مردم بدهید، ایشان از دست من رنجید

بر سر بریدن درختان جلوی همین مجتمع( بیش از سی چهل درخت) با فشار رسانه ای اینجانب باعث شد مدیران شهرداری علیرغم میل باطنی شان  تا مدتها درختان را  دست نزنند و دست آخر هم در نیمه شب یکی از شبهای سرد ، حدود ده درخت را جابجا کردند

متاسفانه حتی پیست اسکیت را هم ناشیانه و عجولانه نابود کردند به بهانه اینکه اگر این مجتمع راه ورودی داشته باشد یکساله ساخته خواهد شد و در حالیکه  مدیران شهرداری  خودشان هم می دانستند چنین اتفاقی رخ نخواهد داد

سخن بسیار است

دوست عزیز 

صمیمانه امیدوارم  بزودی مشکل تان حل بشود




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا در مورد "سیتی سنتر" سکوت کرده ای؟، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

یادی کنیم از زنده یاد حاج حسین کاویانی

که خدمات ارزنده ای را

برای بروجرد انجام داد




سال 1349 بروجرد اولین و تنها شهر ایران

بودهکه نمایندگی تعمیر گاه "شرکت ولوو"

داشته است.



( تصویر جوانی دکتر حاج محمد رضا حافظی  رئیس انجمن شهر  آنزمان بروجرد و ریاست مجمع خیرین مدرسه ساز حال حاضر ایران در عکس بالا دیده می شود)



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

 بروجرد شهری است که در خیلی موارد در زمینه های مختلف در کل کشور اولین بوده است، اما ظاهرا عده ای پیش خودشان فکر کرده اند که قبل از مدیریت شهری آنها، بروجرد پیشینه قوی نداشته است.

هی می خواهیم رو نکنیم که بروجرد را نباید بعنوان یک شهر ساده نگاه کنند، اما انگار نمی شود که نمی شود!

به همین خاطر در این پست از هزاران هزار افتخارات تاریخی بروجرد، فقط یک برگ برنده رو می کنم که دوستان عزیز در جریان قرار بگیرند سال 1349 یعنی چیزی در حدود نیم قرن پیش بروجرد اولین شهر ایران، بله عزیز دل برادر! بروجرد اولین شهر ایران بوده که در آن تعمیرگاه تخصصی شرکت ولوو تاسیس شده است.

آنزمان قیمت ولوو 160 هزار تومان بوده و "حاج حسین کاویانی" که از افراد خوش نام بروجرد می باشند( ایشان چند روز قبل  جان به جان آفرین تسلیم نمود) ، اقدام به افتتاح نمایندگی و تعمیرگاه ولوو در بروجرد می کنند.


جالب اینکه برای افتتاح تعمیرگاه ولوو در بروجرد (اول جاده اراک) نمایندگان شرکت ولوو از اروپا و کشورهای همسایه هم در مراسم افتتاحیه شرکت کرده اند!

این است تاریخ معاصر بروجرد، شهری که در خیلی از زمینه ها نه فقط در استان و منطقه، که در کل کشور سر آمد بوده، هست و به امید خدا خواهد بود و پرچمش به همین خاطر همیشه بالاست!

مردم این شهر نیم قرن پیش با همت  زنده یاد حاج حسین کاویانی برای اولین بار در ایران نمایندگی تعمیر گاه ولوو داشته اند،

مردم بروجرد  90 سال قبل اولین کتابخانه را داشته اند،110 سال قبل روزنامه داشته اند، الان هم خیلی ها نمی دانند ورزش جهانی بیلیارد چیست، اما 85 سال پیش بروجرد در بین اولین شهرهای ایران باشگاه بیلیارد داشته،

 تاریخ ورزش باستانی اش گواهی بر شناخت مردم این شهر از اخلاق نیکوی پهلوانی داشته،  106 سال قبل بروجرد آموزش و پرورش داشته. ( اگر بخواهم بیشتر اشاره کنم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود)

 بطور خیلی اختصار اشاره می کنم که صد ها نه، بلکه هزاران هزار دانشمند و اندیشمند تاریخ این شهر را برای همیشه تاریخ بیمه کرده اند،

 تاریخ این شهر پر است از اینگونه افراد بزرگ اما شاید گمنام، که بنوعی پشتوانه های علمی و فرهنگی این شهر می باشند.

برای شادی روح زنده یاد مرحوم حاج حسین کاویانی بخوانیم فاتحه با صلوات



در آینده در کانال  " بروجرد قدیم"  بیشتر به تاریخ پر افتخار بروجرد خواهیم پرداخت
@farhadbrj




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یادی کنیم از زنده یاد حاج حسین کاویانی، حسین کاویانی، بروجرد، نقد، فرهاد داودوندی، ولوو، شرکت ولوو،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

باز بروجرد،

 باز هم حاشیه در این شهر




به قلم: فرهاد داودوندی



لبنانی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: شیطان، عروس زیبا را چشم می زند! بنا بر این ضرب المثل لبنانی، عروس زیبا هیچگاه روی خوش به زندگی خود نخواهد دید!

بروجرد ما نیز یکی از زیباترین شهرهای ایران است و ما نیز دل نگران این شهر با فرهنگ و با پیشینه تاریخی  هستیم که متاسفانه  سالهاست ظاهرا چشمش زده اند!  و به جای پیشرفت، بی هدف به دور خودش می چرخد.

در حالیکه دیگر شهرهای ایران عزیزمان در حال توسعه و آبادانی می باشند اما بروجرد  همان بروجرد چندین دهه قبل است  و هیچ تغییر محسوسی در آن دیده نمی شود و حتی نسبت به رشد جمعیت می توانیم ادعا کنیم  عقب گرد هم داشته ایم.

شنبده ها حاکیست طی روزهای آینده در زمینه مدیریت شهری، بروجرد برای  "صد هزارمین بار"!!!  در صدر خبرهای ریز و درشت حاشیه ای قرار خواهد گرفت

به هر حال بصورت بسیار جدی، سخن از تغییر شهردار بروجرد در کمتر از یکسال از تصدی گری ایشان در میان است .

هر چه هست امیدواریم به دور از احساسات و جناح جناح بازی های رایج ، شورای شهر بروجرد تصمیمی منطقی و بنفع شهر بگیرد.

اینک شهروندان بروجردی چشم انتظارند که  شاهد اتفاقات روز های آینده باشند تا ببینند که آیا  تصمیم گیری های  9 عضو شورای شهرشان ،  به نفع بروجرد به سرانجام خواهد رسید  و یا  اینکه در نهایت به ضرر این شهر زیبا ختم خواهد شد؟!

 والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: باز بروجرد، باز هم حاشیه در این شهر، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی
نامه سید حجت الله موسوی زاده

از مرکز نیکوکاری حضرت ولی عصر "عج"

بروجرد به فرهاد داودوندی


فرشته ای با بیست میلیون بال!

به بهانه "بیست میلیون" بازدید از سایت فرهاد۹۰


"هوالعزیز"

با علم و اعتقاد به اینکه تحسین و تجلیل از نیکوکاران،در حقیقت تجلیل از نیکی ها و موجب نزول رحمت خداست،

بر آن شدم تا به مناسبت رسیدن آمار بازدیدکنندگان "سایت فرهاد ۹۰"به مرز بیست میلیون نفر، با قلم ضعیفم دلنوشته ای را به مدیر محترم این سایت، جناب "حاج فرهاد داودوندی"تقدیم نمایم؛ شک ندارم که این متن، حرف دل بسیاری از مخاطبان و بازدیدکنندگان سایت یاد شده می باشد:

فرهاد داودوندی نه از آن جهت که سلاحی چون "دوربین" و قلمی چون "کیبورد" را در اختیار دارد، بلکه از آن جهت که دلی مهربان ، نیتی خالص، و اعضاء و جوارحی فعال در خدمت خلق را خمیر مایه ماهیت و هویت خود قرار داده، امروز صیاد و محبوب دلها شده است،

چرا که اگر علت محبوبیت بومی،استانی و بعضا ملی او را در حرفه "خبرنگاری" محض بدانیم، این سؤال پیش می آید که چرا همه خبرنگاران دارای چنین امتیازی نیستند و چرا آوازه فرهاد داودوندی اینچنین پیچیده است؟!

پس نمی توان او را فقط یک خبرنگار ، یک ورزشی نویس و یا یک فعال در عرصه نجوم دانست!

فرهاد داودوندی، امروز نه تنها خبرنگاری است که درد انسان دارد، قلبش برای همنوعان و همشهریانش می تپد، نه تنها به قصد اصلاح، زشتی ها و زیبایی های شهر و استان را نشان می دهد، بلکه با این حجم وسیع از فعالیت رسانه ای، گاه انسان را به فکر فرو می برد تا سر در گریبان، در اعمال و صفات و رفتار خود تجدید نظر نماید!

اما "فرهاد" فقط همه اینها نیست و بنده قصد ندارم به بعد خبرنگاری او بپردازم، هر چند ایشان با مناعت طبع، استقلال، شجاعت، صراحت، سماجت ،صداقت و دلسوزی، جلوه زیبایی از ماهیت یک خبرنگار واقعی را نیز به نمایش گذاشته است، لیکن پرداختن به این بعد از زندگی او موجب طولانی شدن متن می شود؛

اما آنچه "خبرنگار" بودن ایشان را رنگ خدایی بخشیده، تلاش برای "اصلاح" زشتی ها و توسعه زیبایی هاست!

یکی از زشتی هایی که او امروز به وضوح آن را شناخته و نمی خواهد چشمانش را ببندد و از کنارش رد شود، معضلات اجتماعی است، او اگر چه از ورزش و فرهنگ و... می نویسد، اما درد و رنج انسانها فکرش را به خود مشغول داشته و خیلی خوب این بیت از اشعار "سعدی" را در گوش و دل و جان خود فرو کرده که می گوید:

"تو کز محنت دیگران بی غمی"
"نشاید که نامت نهند آدمی"

فرهاد داودوندی می داند که "فقر ، بیماری ، بیکاری و اعتیاد" از عمده دردهایی است که می تواند بنیاد زندگی یک انسان، یک خانواده و یک جامعه را از جای برکنده و دنیا و آخرت انسانها را ویران نماید!

تلاشهای بی وقفه و شبانه روزی این مرد، همراه با دوربین و ماشین شخصی اش، بی هیچ جیره و مزدی، در جهت کاهش دردهای انسانها واقعا ستودنی است؛

او همه کاری می کند، از جمع آوری کمکهای جنسی و نقدی گرفته تا تأمین دارو؛

از رایزنی برای "درمان" بیماران بی بضاعت گرفته تا سرکشی و عیادت از آنان؛

از جمع آوری و فروش "در نوشابه" برای خرید "ویلچر" گرفته تا تهیه "جهیزیه" برای "نوعروسان بی بضاعت"؛

از خرید و جمع آوری اسباب بازی برای بچه های "یتیم" گرفته تا جمع آوری لباس برای "برهنگان"؛


نمی خواهم زیاد اطاله کلام کنم، اما این را هم بگویم:

فرهاد داودوندی برای همه می دود، از "بیمار و معلول گرفته تا یتیم و بد سرپرست و بی سرپرست و سالمند و معتاد و..."

اساس این همه "خیر و برکت" را باید در همین سایت فرهاد ۹۰ جستجو کرد،

"حیات" "فرهاد داودوندی" بسته به "سایت" اوست!

انگار اگر سایت و تلگرام و اینستاگرامش نباشد، فرهاد هم نیست، چرا که به جرأت می توان ادعا نمود که تمام یا نود در صد خیرین و نیک اندیشان و نیکوکارانی که به او اعتماد کرده و اموال شان را در اختیارش می گذارند تا برساند به آنجایی که باید برساند، همه از بازدیدکنندگان سایت او هستند!

آری، آمار بازدیدکنندگان "سایت فرهاد۹۰" به مرز بیست میلیون رسیده، "بیست میلیون" "بالی" که این "فرشته" را برای گره گشایی از زندگی انسانهای دردمند پرواز می دهند و یاری اش می کنند!

هر روز بر تعداد این بالها افزوده و هر روز گره های بیشتری از کار خلق خدا باز می شود!

به عنوان نگارنده این متن، خود را خاک پای همه نیکوکاران و مخاطبان و بازدیدکنندگان سایت "فرهاد۹۰" و تلگرامش می دانم و بابت این همه مهربانی و انسانیت، به حالشان حسرت می خورم؛

چرا که در این روزگار "وانفسا" که خیلی ها به فکر سودجویی، چپاول ، غارتگری، احتکار و... هستند،

پیدا شدن چنین انسانهایی فوق العاده و ستودنی است.

پس با اعتقاد راسخ می گویم:

"فرهاد"، بمـــان!

"سایت فرهاد90 "، بمـــان!

"اینستاگرام فرهاد 90 "، بمـــان!

"تلگرام فرهاد نیوز 90 "، بمـــان!

"والسلام"

سیدحجت الله موسوی زاده

(مرکز نیکوکاری حضرت ولی عصر"عج" بروجرد)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه، سید حجت الله موسوی زاده، مرکز نیکوکاری حضرت ولی عصر عج بروجرد، فرهاد داودوندی، "بیست میلیون" بازدید از سایت فرهاد۹۰، 20 میلیون بازدید، نقد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

به پسرم بگو، عروس و داماد نیامدند،



بی معرفت،


یادت رفت مادرت رو با خودت ببری خونه؟!

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

آقا تو را به قرآن، تو را به فاطمه زهرا قسم ات می دم، به پسر وسطی ام بگو بیاد دنبالم!

 

خیلی وقته پسرم رو ندیدم، دلم واسه خودش و زن و بچه اش تنگ شده، بگو مامانت گفته بخدا دیگه توی خونه حرف نمی زنم!

 

مزاحم خودت و زن و بچه ات نمیشم، فقط بیا منو ببر خونه! یه جا نماز واسم بنداز شب و روز نماز می خونم و دعات می کنم!



آقا تو رو بخدا به پسرم بگو، عروس و داماد نیومدند، تو که گفتی داری منو می بری توی هتل برای دیدن عروسی، فکر می کنم دیر اومدیم.

 

 آقا تو رو بخدا ، تو رو به فاطمه زهرا، تو رو به امام حسین قسم ات می دم به پسرم بگو، مثه اینکه یادت رفته مادرت رو با خودت ببری خونه!



الان چند وقته که اومدیم عروسی، اما نمی دونم چرا اینجا نه عروس و دامادی بود، نه دیگه پسرم رو دیدم!

 

 آقا، به پسرم بگو صبح که می خواد بره سر کار، حتما صبحونه بخوره، نکنه یه وقت مریض بشه!

 

راستی بهش بگو هنوز هم هوا سرده، یعنی میدونی چیه؟ نمی دونم چرا فکر می کنم همیشه هوا زمستونیه.

 


نکنه پسرم لباس گرم نپوشه و سرما بخوره !بهش بگو لباس هاشو  واسش  اطو کشیدم،  جلو آینه گذاشتم!



راستی آقا نمی دونی کی بهار میشه؟

 

  میگن توی بهار پرنده ها بر می گردند سر خونه و زندگی شون! اگه یه روز بهار از راه رسید به پسرم بگو بیاد منو ببره سر خونه و زندگی مون!

 

 بهش بگو کوچیک که بود هر وقت حرف می زد قند توی دل من آب میشد! یه دف خورد زمین سر زانوش خراش ورداشت، تا دو سه شب خواب به چشمام نمی رفت!



آقا تو رو بخدا به پسرم بگو، مواظب باشه زمین نخوره، که دیگه کسی نیست که دستش رو بگیره و از ته دل براش ناراحت بشه!



اگه دیدیش بهش بگو می گن تا چند وقت دیگه بهار میاد و پرنده ها گروه گروه بر میگردند سر خونه و زندگی شون!

 

 راستی آقا، نمی دونی بهار زندگی من، کی میاد دنبالم؟



طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بی معرفت، یادت رفت مادرت رو با خودت ببری خونه؟، نقد، نقد اجتماعی، خانه سالمندان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

نامه "دکتر فرشاد علی یاری"


به فرهاد داودوندی



(فرهاد شهر من)

 

 عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز       

زآنکه گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس          «حافظ»

 

چندین سال پیش در یکی از محافل اصحاب رسانه به دوستان گفتم که آقای فرهاد داودوندی در عرصه خبر و رسانه یک پدیده است و لیکن امروز  صفت نیک دیگری را در ارتباط با این عزیز بیان می کنم و آن «بزرگی» است


 به گونه ای که بزرگی را نه به زور به خود بسته و نه با جهد بسیار به چنگ آورده،بلکه «بزرگ» آفریده شده است.

 

 دکتر حسین الهی قمشه ای از حکیم یوگانندا نقل می کند که:«زندگی در گذراست و فراخنای جهان به مثابه تماشاخانه ای است که هر زمان بازیگرانی چون ما در صحنه پر زیب و زیور آن نقش خود را بازی می کنند و بی خبرند که پایان بازی آنها کی خواهد بود و ما اکنون لباس نمایش به تن کرده و در تابستان حیات بر صحنه می خرامیم نیز باید نقش خود را ایفاء کنیم و بگذریم، زیرا این جامه تن را به زودی از ما باز خواهند گرفت وآن را بر تن بازیگران تازه ای خواهند آراست.

 

پس تا آن هنگام که در این حیات نقشی به عهده ماست باید آن را به زیباترین وجه ایفاء کنیم»

 

 هر از گاهی که به سایت و کانال آقای فرهاد داودوندی سرک می کشم  دو چیز برایم لذت بخش است یکی خبررسانی دقیق و آگاهانه و دیگر صفت عیاری ایشان می باشد

 

در صفحه 139 کتاب قابوسنامه آمده است که اصل جوانمردی سه چیز است: یکی آنکه آنچه بگویی بکنی، دوم آنکه راستی در قول و فعل نگاه داری، سیم آنکه شکیب را  کار بندی، زیرا که هرصفتی که تعلق دارد بجوانمردی در زیر این سه چیز است.

 

فرهاد های جوانمرد شهر من فراوانند.

 

مردان و زنانی که  در تلاشند تا در حد توان خود دردی از نیازمندان را تسکین بخشند و قطعا یکی از این افراد آقا فرهاد عزیز می باشد

 

در امداد و کمک رسانی آن هم در این شرایط سخت اقتصادی که  همنوعانش در رنج می باشند همچون چشمه  زلال و شفافی است که مدام می جوشد و بی منت زیباترین نقش خود را ایفاء می کند.

 

فرهاد عاشق است و عشق او بلا شرط، می بخشد و نیک می داند که این  یک عشق مقدس است

 

نگارنده رفتار وی را بدون تردید مصداق آیه شریفه لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون می داند.

 

نوشتن این متن را بهانه ای قرار دادم تا از زحمات برادر بزرگوارم جناب آقای فرهاد داودوندی تشکر و قدر دانی کرده باشم.

 

 از خداوند متعال سلامتی و سربلندی فرهاد عاشق شهرمان را خواستارم.

 

من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست    

 تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

 

 

فرشاد علی یاری


 هفتم مهر سال 1397 شمسی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه "دکتر فرشاد علی یاری" به فرهاد داودوندی، فرشاد علی یاری، فرهاد داودوندی، دکتر فرشاد علی یاری، نامه، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا هیچ مربی بروجردی به کلاس مربیگری

بین المللی فدراسیون دو و میدانی

اعزام نشد؟



فرهاد داودوندی- بروجرد:


کلاس مربیگری درجه یک بین المللی فدراسیون دو و میدانی بدون حضور نماینده بروجرد در این کلاس بسیار مهم از تاریخ 14 تا 25 شهریور در مجموعه ورزشگاه آفتاب تهران برگزار گردید.


شنیده ها حاکیست طی سال جاری دو کلاس مهم بین المللی در فدراسیون دو و میدانی برگزار گردیده که در کلاس دوره اول رئیس محترم هیات دو و میدانی لرستان حضوری فعال داشته است، اما در کلاس دوره دوم که باید از بروجرد اساتیدی به مانند استاد حسین سامانی ( استاد مسلم استعداد یابی دو و میدانی ) حضور پیدا می کرده، متاسفانه چنین اتفاقی رخ نداده است.


این سوال از هیات دو و میدانی لرستان برای علاقمندان به دو و میدانی در بروجرد پیش آمده که اگر کسی به چنین کلاس مهمی معرفی نشده که وامصیبتا، اگر مربی برای حضور در کلاس معرفی شده چه کسی بوده؟ و ضمنا سهم بروجرد برای حضور در کلاس مربیگری درجه یک بین المللی چه شده است؟


همانطور که همه می دانند دو و میدانی در لرستان بدون حضور دونده های بروجردی معنا و مفهومی نخواهد داشت.

دهه های متمادی است که بروجردی ها در رشته های مختلف رده های سنی در دو و میدانی ایران می درخشند که اگر بخواهیم از دونده های دیروز و پیشکسوتان امروزی دو و میدانی بروجرد و ورزشکاران فعلی این رشته در بروجرد نام ببریم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.


بنابر پشتوانه بسیار قوی بروجرد در دو و میدانی ایران انتظار می رود نگاه هیات استان به بروجرد ویژه باشد و صمیمانه امیدواریم شایعات شنیده شده  بخاطر عدم حضور حداقل یک بروجردی در کلاس معتبر درجه یک فدراسیون دو و میدانی، از بیخ و بن شایعه ای بی اساس باشد!

به هر حال منتظریم تا هیات محترم دو و میدانی لرستان توضیح بدهد که چرا در کلاس 11 روزه مربیگری درجه یک بین المللی هیچ مربی از بروجرد حضور نداشته است؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، مربیگری درجه یک بین المللی فدراسیون دو و میدانی، دو و میدانی بروجرد، دو و میدانی لرستان، فرهاد داودوندی، حسین سامانی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

نامه استاد محمد گودرزی ( الف.فرهیخته)

به وبلاگ فرهاد داودوندی

به بهانه هشت سالگی وبلاگ فرهاد90
 

  از شروع فعالیت وبلاگ «فرهاد90» در نیمه¬های شهریور 1389 هشت سال می گذرد.

وبلاگی که با نشر یکی دو آگهی در باره شرکت پخش قطعات یدکی خودرو ایساکو، چند دل نوشته و درج مطالب ورزشی پا به دنیای مجازی گذاشت بزودی به فراگیرترین رسانه ی بروجرد تبدیل شد.

اینک نام «فرهاد 90» و مدیر آن، فرهاد داودوندی با نام «بروجرد» و «بروجردیها» به شکل شگفت آوری پیوند خورده است

و نه تنها در ایران، که فراسوی مرزهای جغرافیایی این کشور، بسیاری بروجرد را از دریچه ی این وبلاگ می بینند و می شناسند.

هشتمین سال تولد وبلاگ «فرهاد90» بهانه ای شد تا در باره ی این رسانه ی مشهور بروجرد و بروجریها مطالبی را تقدیم کنم.  

 شاید به کار بردن عنوان «فراگیرترین رسانه ی بروجرد» در مورد وبلاگ «فرهاد 90» سخنی دقیق نباشد، این وبلاگ در شمار پربیننده ترین رسانه های تصویری مرتبط با بروجرد شناخته می شود؛ به استناد آمار منتشره، وبلاگ «فرهاد 90» در مدت هشت سال گذشته نزدیک به بیست میلیون مرتبه مورد بازدید مخاطبان قرار گرفته است، یعنی به طور میانگین هر روز بیش از 8600  مرتبه مخاطبان از آن دیدن کرده اند.

هرچند نظرسنجی دقیقی در باره ی علت مراجعه ی کاربران به این وبلاگ انجام نشده، روشن است که تقریباً تمامی آنها به نوعی با موضوعات مربوط به «بروجرد» و «بروجردیها» دلبسته بوده اند و این وبلاگ توانسته است –ولو به صورت نسبی- بخشی از نیازهای اطلاعاتی  مخاطبان خود را فراهم آورد.

از این منظر می توان گفت که وبلاگ «فرهاد90» در انتقال پیامهای خود به مخاطبانش، تأثیرگذار عمل کرده و نسبتاً کامیاب بوده است. در رسیدن به چنین کامیابی، عوامل دیگری هم دخالت داشته اند که برخی از مهمترین آنها به این قرار است:


1- در فضای سیاست زدة حاکم بر جامعه ایران و تنوع گرایشها و علایق سیاسی، داشتن هرگونه نظر و مرام سیاسی از بدیهی ترین حقوق شهروندی است. اما وبلاگ «فرهاد90» به هیچ گروه سیاسی وابستگیِ آشکار یا پنهان ندارد. فرهاد داودوندی ضمن برقراری رابطه ای نسبتاً معقول و صمیمی با تمامی فعالان سیاسی بروجرد، همواره خود را از درگیریهای سیاسی و جناحی دور داشته و کوشیده است که مشی مستقلی حفظ کند. گویی که از نگاه او آنجا که پای «منافع ملّی» و «مصالح محلی» به میان می آید، تمامی فعالان سیاسی شهر وظیفه دارند چون «یَد واحده» در جهت حفظ آن «منافع» و رعایت آن «مصالح» بکوشند و از هر گونه نزاع در گفتار و کردار بپرهیزند، هرچند که گروه زیادی از فعالان سیاسی شهر - متأسفانه- چنین اندیشه و رفتاری ندارند!


2- معمولاً هر رسانه، به تناسب اخبار و مطالبی که منتشر می سازد نظر گروه خاصی از مخاطبان را به خود جلب می کند. بیشتر مطالب منتشره در وبلاگ «فرهاد 90» نیز رویکردی ورزشی دارند، اما داودوندی موفق شده است با پرداختن به خبرهای متنوع، نظر موافقِ عموم را به خود جلب کند و به رسانه ای عام تبدیل شود. در خیل گستردة مخاطبان وبلاگ «فرهاد90» مشهورترین چهره های شهر در کنار گمنام ترین همشهریان دیده می شوند و این برای داودوندی امتیازی مهم شمرده می شود که مورد وثوق عام و خاص است.


3- بیشتر خبرها و گزارشهای منتشره در وبلاگ «فرهاد90» با نگاهی نسبتاً تیزبین و ژرف، جریان عادی زندگی تودة مردم را پوشش می¬دهد و تنها بخش کمی از خبرهای این وبلاگ به اخبار تشریفاتی مقاماتِ مسئول شهر اختصاص دارد. این رویکرد، تا اندازة زیادی میان وبلاگ «فرهاد90» و مدیران دستگاههای اجرایی شهر فاصله انداخته است. ناگفته نماند که شخص داودوندی نیز به حفظ این فاصله علاقه مند است. به عنوان نمونه، او با وسواسی در خور تحسین کوشیده است هدایای مقامات را نپذیرد و در صورت پذیرش، معادل ریالی آن هدایا را در امور عام المنفعه هزینه کند! اگرچه این رفتار و فاصله از دید بسیاری از مسئولان شهر خوشایند نبوده و نیست، در عوض به داودوندی و وبلاگ «فرهاد90» وجهة مردمی داده است. از چنین منظری است که می توان نشر شجاعانة برخی نقدهای جانانة این وبلاگ از عملکرد مقاماتِ مسئول شهر را ارزیابی کرد، نقدهایی که نظیر آن در دیگر رسانه های محلی کمتر مجال نشر می یابند. 


4- در طول هشت سال گذشته بخش مهمی از مطالب منتشره در وبلاگ «فرهاد90» به گزارشهای تصویری بسیار معمولی از روند زندگیِ روزمرة مردم کوچه و بازار اختصاص داشته است. صدها بلکه هزاران تصویری که از نگاه دوربین داودوندی و برخی مخاطبانش از زوایای مختلف زندگیِ بی آلایش زنان و مردان این شهر ثبت شده، شاید ارزش خبری چندانی نداشته و در چشم برخی مخاطبان عیب جو و خُرده گیر، جلوه گر نباشد، اما با گذشت زمان و البته، به شرط حفظ آنها در آرشیوی مطمئن، ارزشمندترین میراثی خواهد بود که می توان از زندگی اجتماعی مردم بروجرد برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت. امید که داودوندی در حفظ این تصاویر و متنهایی که در توضیح آنها تهیه کرده، بکوشد و این گنجینة ارزشمند را به شکلی شایسته صیانت کند و به موقع، آن را در اختیار مراکز مطالعاتی و پژوهشگران قرار دهد.


   امتیازات وبلاگ «فرهاد90» در موارد فوق خلاصه نمی شود و می توان دهها اثر نیک در کارنامة آن مشاهده کرد: داودوندی تا آنجا که توان داشته از بروجرد و افتخارات آن نوشته و منتشر کرده است؛ از طریق وبلاگ «فرهاد90» بروجردیها با گروهی از مفاخر و نام آوران شهر آشنا شده اند و ارتباط بیشتری یافته اند.

در همان حال، این وبلاگ شماری زیادی از استعدادها و سرمایه های انسانی نهفته در شهر را شناسایی و معرفی کرده و به نوعی، زمینه را برای شکوفایی آنها فراهم آورده است. داودوندی گاه یک تنه به استقبال قهرمانی نوجوان و گمنام شتافته و رسم مروت را به مدعیان «خدمتگزاری به مردم» آموخته است و زمانی دیگر، به یاری حافظة خود یا همشهریانش، به کاویدن در کوچه پس کوچة خاطرات پرداخته و یادِ مردان بزرگی را که می رفت با گذشت زمان، نامشان به وادی فراموشی سپرده شود زنده کرده و غبار غربت از چهرة پرفروغشان زدوده است.

هم به کوشش او تصاویر یا سندهایی نویافته از گذشته بروجرد از گوشة شبستانها و صندوقخانه های قدیمی بیرون آمده و با انتشار آنها اوراقی زرین بر تاریخ این شهر و مردمش افزوده شده است و ... و این همه مرهون تلاشهای صادقانه و بی وقفة مردی است که در نهایت فروتنی، کمترین ادعایی نداشته و ندارد و به نوعی زندگی اش را وقف پیشرفت بروجرد و بروجردیها کرده است.



می دانم که عموم همشهریان نیز قدر زحمات او را می دانند و تلاشهای خالصانه اش را ارج می نهند. اما یادآوری چند نکته:

• وبلاگ «فرهاد90» را باید رسانه ای یک نفره نامید که حاصل تلاشهای خستگی ناپذیر فرهاد داودوندی است و بس! اما همین ویژگی، یعنی نبودن همکارانی در کنار مدیر وبلاگ، نقطة آسیب پذیر آن نیز شناخته می شود. شمار نسبتاً زیاد مخاطبان این وبلاگ و بالا بودن سطح انتظاراتِ آنها، می طلبد که داودوندی از دانش تخصصی و توان فکری و عملی چند همکار و همیار، به ویژه همکاران جوان و تحصیلکرده استفاده کند.

به بیان دیگر، شایسته است که وبلاگ «فرهاد90» از حالت متکی بودن به شخص فرهاد داودوندی خارج شود و رفته رفته به یک جریان مهم رسانه ای تبدیل شود، جریانی که در غیاب داودوندی هم بتواند به روند خود ادامه دهد. از این نگاه، ضروردت دارد این وبلاگ به «سایت» ارتقا یابد.


• صرف نظر از وجود گروهی بدخواه، داودوندی به وسعت شهر و شمار همشهریانش بلکه بیشتر، «دوست» دارد و می کوشد در همه حال، آداب دوستی و مرافقت را به جا آورد. توجه به رعایت این آداب، نوعی صمیمیت، حسی خوب و فضایی خودمانی بر وبلاگ «فرهاد90» حاکم کرده است که متأسفانه در مواردی به افراط کشیده می شود. این در حالی است که رویکرد خبری وبلاگ «فرهاد90» ایجاب می کند در تولید خبر و گزارش، بسی حرفه ای تر عمل شود. یک ویژگی این حرفه ای بودن آن است که از به کار بستن واژه های تعارف گونه و القاب و عناوین غیرمستند –که گاه سخاوتمندانه از سوی داودوندی به برخی از اشخاص داده می شود- جداً خودداری شود.

یقیناً هرکسی را نمی توان «استاد» لقب داد و یا هر شخصی در شمار «مشاهیر» و «مفاخر» قرار نمی گیرد. ضمنا یک نشان مهم و بزرگِ بزرگان این است که فروتنانه به همان «نام و نام خانوادگی» شان بسنده کنند و خواهان شنیدن مدح و ثنا و عنوانهای پرطمطراق نباشند!   


• گفته شد که وبلاگ «فرهاد90» در شمار پربیننده ترین رسانه های تصویری مرتبط با بروجرد شناخته می شود و شک نیست که رویکرد خاص خبری و به ویژه نشر نقدهای جانانه ی این وبلاگ در گسترش مخاطبان آن نقش مهمی داشته است. اما چندی است که وبلاگ «فرهاد90» رویکرد خبری خود را تغییر داده و بیشتر بر فعالیت های خیریه و امدادرسانی به افراد و خانواده های نیازمند متمرکز شده است. اینک فرهاد داودوندی را بیشتر از آن که در لباس یک خبرنگار و منتقد شجاع ببینیم، در مقام یک امدادرسان و حامی خانواده های دردمند و آسیب پذیر مشاهده می کنیم.


یقیناً کمک به مستمندان و تلاش در جهت کاستن دردهای آنها فعالیتی ضروری و ارزشمند است، ولی انجام وظیفة خبرنگاری و روزنامه نگاری – به ویژه در شکل مستقل آن- بسیار مهمتر است؛ نگاه عمیق دوربین و قلم صادقانه ی خبرنگار می تواند در خدمت آحاد مردم قرار گیرد و در جهت تسکین آلام همه ی اقشار جامعه عمل کند و نه فقط یک گروه خاص!

افزون بر این، داودوندی باید بداند که هرچند وبلاگ «فرهاد90» شخصی و اختصاصی است اما امروز به همه ی مردم بروجرد تعلق دارد و او باید همچون گذشته، روایتگر صادق مشکلات ریز و دُرشت همه ی همشهریان باشد و رفع این مشکلات را دنبال کند.


آغاز نهمین سال فعالیت وبلاگ «فرهاد90» را تبریک می گویم برای عمو فرهاد عزیز سلامتی و سربلندی آرزو دارم.

محمد گودرزی، 6 مهر




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سایت فرهاد 90، محمد گودرزی، محمد گودرزی الف. فرهیخته، فرهاد داودوندی، نامه، سایت فرهاد داودوندی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مهر 1397 توسط فرهاد داودوندی

اوجور که دل بچه مَنه شاد کِردیت،

خدا  دل شاد بَیه وِتُو




به قلم: فرهاد داودوندی: بروجرد:


پسر بچه آرام و دوست داشتنی بخاطر یکسری مسائل "جسمی، ذهنی"  باید به  دبستان استثنایی برود

آمده بودند "لباس مدرسه" بهشان بدهم، آدرس دادم برود بگیرد، گفتم اگر ندادند بیا تا خودم برایت تهیه کنم

جدای از لباس مدرسه، کیف و لوازم تحریر را که تقدیمش کردم ، از فرط خوشحالی زبانش بند رفت ، از ته دل می خندید

نمی توانست جلوی  شادی غیر قابل وصف خودش را بگیرد، انگار سند ششدانگ کره زمین را بنامش زده بودند!

چند بار خودش و مادرش گفتند یعنی این کیف و لوازم برای خودمان است؟!

گفتم: آره، خیرین سایت مان داده اند که به  شما اهدا کنم

پسر بچه از فرط شادی  بدون خداحافظی با کیف رفت.

صدای مادرش را می شنیدم که در حالیکه با عجله  به دنبال پسر روانه شد با صدای بلند از ته دل دعا می کرد:

خدا خیرتُو بَیه( خدا به شما خیر بدهد)،

خدا وِرتُو بَسازه( خداوند برایتان بسازد)،

داغ نُونیت( داغ نبینید)،

بجز دردو بلا هر چی اَ خدا مُخایت وِتو بَیَه( بجز دردو بلا هر چه از خدا می خواهید به شما عطا کند)

و در حالیکه بخاطر دور شدنش، طنین صدایش کمتر  می شد،  می شنیدم که می گفت:

 اُوجور کِه دل بَچه مَنه شاد کِردیت، خدا  دِل شاد بَیَه وِتُو
( همانطور که دل بچه نیازمند مرا شاد کردید خدا به عوضش دل شاد به شما بدهد)




#نذر_تحصیل (خیرین سایت فرهاد داودوندی)


####

تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به نیازمندان واقعی آستین همت را بالا بزنند می توانند کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب

کارت حساب جاری اقتصاد نوین: 6274121181410101

بنام فرهاد داودوندی

 واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دانش آموز نیازمند، کیف، لوازم تحریر، استثنایی، گویش بروجردی، زبان بروجردی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

فیش برق و چند سوال؟؟؟


ثواب دارد اگر کسی  فیش اداره برق را برای فهم ما تفسیر کند؟!


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

دهان مان از تعجب  سه متر وا مانده چرا؟

بخاطر اینکه سالیان قبل  رسم بود بهای مصرف + بهای آبونمان برق حساب می شد و  سر هر ماه با پرداخت جمهع بهای ماهانه برق ، تا سر برج بعدی، ما را به خیر و اداره برق را هم ....

حالا این همه دنگ و فنگ جدید ثبت شده در کنار قبض  دیگر چه صیغه ای است؟ الله و اعلم!

" هزینه مصرف اوج بار" دیگر چیست؟ مگر آبونمان نمی گیرند؟ پس این موضوع عوارض برق را چگونه باید پرداخت کنیم؟

" بهای فصل تابستان " دیگر از کجا سر در آورده؟

مگر قرار بوده در تابستان برق مصرف نکنیم؟!

به هر حال ما که از این همه عوارض رنگارنگ چیزی دستگیرمان نشد!

اگر کسی می تواند توضیح روشنی برای این پول های مختلف که در فیش های برق نوشته شده ارائه بدهد لطفا برای ما بنویسد، بخدا ثواب دارد!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فیش برق و چند سوال؟؟؟، فیش، فیش برق، گرانی برق، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

ورزشکاران شهرستانی در دام دلالان تهرانی



حضور ورزشکاران نوجوان شهرستانی در تهران

و حقایقی که خانواده ها باید در جریانش باشند




فرهاد داودوندی- بروجرد:

از هر هفتاد میلیون ایرانی در فوتبال یکی می شود علی دایی، در ورزش کشتی یکی می شود حمید سوریان و ....... قرار نیست همه جوانان و نوجوانان ایرانی در ورزش اسطوره شوند.

متاسفانه سالهاست با تزریق بی رویه پول در ورزش های پر طرفدار، خانواده های بسیاری فرزندان جوانان و نوجوانان خود را بدون مطالعه کافی راهی کلانشهرهایی به مانند تهران می کنند تا شاید فرزندان آنان نیز روزی روزگاری علی دایی شوند! غافل از اینکه دام های بسیاری بر سر راه فرزندان شان در شهرهایی به مانند تهران گسترده شده است که زندگی فرزندان شان را تباه خواهد ساخت!

در وهله اول،  دلال های بسیاری با ترفند های مختلف در ورزش های ریز و درشت، تله هایی برای سرکیسه کردن خانواده ها  گسترده اند، که به طرق مختلف بخصوص خانواده های ورزشکاران شهرستانی را سرکیسه کنند!

اینگونه افراد با نشان دادن در باغ سبز به خانواده ها، در رویا فرزندان آنان را در حد تیم ملی ارزیابی می کنند، غافل از اینکه عضویت در تیم های ملی اینگونه نیست که هر دلالی بتواند به آن بازیکن معرفی کند!

شاید بسیاری از خانواده ها در جریان نباشند که آنچنان ورزش هایی به مانند فوتبال آلوده شده است که اگر شانس بیاورند و فرزندان شان در شهر های بزرگ در دام افراد منحرف نیفتند، مطمئنا از عالم درس و تحصیل برای همیشه رانده خواهند شد!

دیده شده دلالان ورزشی در تهران، جوانان و نوجوانان بسیاری را به بهانه اسکان، در منازل محقری با کمترین امکانات جا داده اند و پس از اینکه به طرق مختلف مبالغ کلانی را از خانواده های آنان دریافت نموده اند، جوانان را سرخورده و دلزده و  از لحاظ روحی کاملا شکست خورده روانه شهر های خودشان نموده اند!

به جاست اینک که  در فصل تابستان به سر می بریم و کلاهبرداران ورزشی بخصوص در این فصل در کلانشهرها برای خانواده های  جوانان و نوجوانان شهرستانی نقشه ها کشیده اند،

خانواده ها با دید باز و با حساسیت زیاد در رابطه با مکان های ورزشی مورد نظر اقدام  به روانه نمودن فرزندان خود به شهر هایی به مانند تهران کنند.

البته نباید از یاد برد که مکان های ورزشی خصوصی و معتبر نیز وجود دارند که صد البته آنها هم ضوابط خاص خود را دارند و جوانان و نوجوانان با استعداد شهرستانی را پس از گرفتن تست های تخصصی بسیار(  البته با مبالغ بالا)، پذیرش می کنند.

 خانواده های ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی باید بسیار مواظب باشند که گول حرف های زیبای دلال های دور و بر مکان های ورزشی کلانشهرها را نخورند، چشم و گوش ها باید کاملا باز باشد و بدانند یک اشتباه کوچک و یک انتخاب نادرست می تواند در کلانشهرها ورزشکاران کم سن و سال شهرستانی را به شدت تهدید کند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزشکاران شهرستانی در دام دلالان تهرانی، نقد، نقد ورزشی، دلال، دلال ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

ورزشکارانی که

توسط جامعه ورزش نابود می شوند



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


ورزشکار متوجه نبوده و جلوی جمع به مسوول ورزشی دیر سلام کرده است!

آن ورزشکار دیگر موفق شده مدارج ترقی را با سرعت طی کند، مربی در جایگاه خودش احساس خطر کرده است!

رئیس هیات ورزشی بخاطر حاضر جوابی و منطقی بودن سخنان ورزشکار کم سن و سال و جوان، چشم دیدن آن  ورزشکار را ندارد و معتقد است حالا که با من در افتاده باید......!

از این دست موارد و موارد مشابه که در بالا ذکر شد مثل نقل و نبات در ورزش ما اتفاق می افتد!

چه ورزشکاران مستعدی که در شهرهای کوچک به مانند بروجرد می توانستند مدارج ترقی در ورزش را طی کنند و به راحتی به تیمهای ملی راه پیدا کنند و زندگی ورزشی و شخصی شان از "این رو به آن رو" شود، اما هیچگاه به جایگاه خود نرسیدند، بخاطر اینکه افرادی در خود جامعه ورزش نخواستند که کمی بزرگی و از خود گذشتگی نشان بدهند تا جوانان با استعداد پر پر نشوند!

متاسفانه جدای از اینکه چنین ورزشکارانی توسط بعضی مسوولین ورزشی حمایت نشده و نمی شوند، زیر پای شان را هم خالی می کنند که نکند جوان مورد نظر رشد کند، جایگاه به دست بیاورد و سپس همه بدانند که .......!

در خاتمه در دو جمله:  فقط می توان ابراز تاسف کرد و امیدوار بود!

ابراز تاسف از این همه استعداد سوزی که توسط خود جامعه ورزشی انجام می گیرد و امیدوار بود روزی برسد که همه مسوولین و دست اندرکاران ورزشی در همه رشته های ورزشی، جوانان ورزشکار را به مانند فرزندان خود بپندارند و با تمام توان از آنها برای رشد در ورزش کشور حمایت کنند.

والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزشکارانی که توسط جامعه ورزش نابود می شوند، نقد ورزشی، نقد، فرهاد داودوندی، ورزشکار، ورزش بروجرد، منتقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه برگزاری کنسرت های پیاپی پاپ در بروجرد


چرا خبری از اجرای موسیقی فاخر و اصیل


بزرگان موسیقی ایران در بروجرد نیست؟!



به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


 به گواهی تمامی نوشته هایم طی هشت نه سال گذشته، مدافع سر سخت برگزاری کنسرت های موسیقی در بروجرد بوده و هستم.

از همان زمان و بعد از اینکه فضای برگزاری موسیقی در بروجرد بازتر شد، اجراهای بیاد ماندنی و بسیار فاخری در شهرمان برگزار شد.

کیوان ساکت، علی قمصری، محمد معتمدی، جلال ذوالفنون، آرش فرهنگ فر، شهرام میرجلالی، پوریا اخواص، سیامک آقایی، کامران منتظری، سامان صمیمی و آخرین آنها علیرضا قربانی نمونه هایی از اساتید مسلم موسیقی فاخر بودند که در بروجرد موفق به اجراهای بسیار بیاد ماندنی شدند.

برنامه های اجرا شده کیوان ساکت، علیرضا قمصری، محمد معتمدی و علیرضا قربانی برای علاقمندان به موسیقی اصیل هیچگاه از یادها نخواهد رفت.

جشن امضای بسیار زیبا و فوق العاده عالی برای آلبوم " فروغ" اثر علیرضا قربانی در محل میراث فرهنگی بروجرد آنقدر از سطح بالایی برخوردار بود که مشابه چنین جشن امضایی حتی در تهران و شهر های بزرگ ایران هم تاکنون دیده نشده است.

از همان زمان تا آخرین اجرای موسیقی فاخر که مربوط به علیرضا قربانی در تیر ماه 1396 بود علاقمندان بسیاری از این اجراها استقبال نمودند.

اجرای علیرضا قربانی در سینما فلسطین در دو سانس جمعا حدود 2500 علاقمند را به محل اجرای موسیقی کشاند.

اما.....

اما مدتی است که بروجرد شاهد اجراهای متعدد در حد خوب، متوسط و بعضا حتی بسیار ضعیف موسیقی پاپ می باشد.

اجراهایی که  توسط خوانندگان پاپ و در حضور علاقمندان شان در بروجرد برگزار می گردد

(اجراهایی که در سالن های ورزشی  برگزار می شود که برای اجرای موسیقی بسیار نا امن و نامناسب می باشد و در مواردی با وجود صدای موسیقی گنگ، مبهم، فوق العاده بد و غیر استاندارد، باعث دلخوری بسیاری از حضار نیز گردیده است.)

اما در این میان آنچه مدتی است از نظر مسوولین مربوطه دور مانده، حضور هنرمندان موسیقی فاخر در بروجرد می باشد.

جای خوانندگان  موسیقی فاخر ایران به مانند: شهرام ناظری، همایون شجریان، وحید تاج، مجتبی عسگری، سالار عقیلی، گروه کامکارها و ..... بسیار خالی است.


متاسفانه در حالیکه شهر بروجرد در زمینه موسیقی فاخر و اصیل دارای علاقمندان بسیاری می باشد، اما به یکباره رویکرد اجراهای موسیقی در بروجرد به کنسرت های پاپ روی خوش نشان داده و دیگر علاقمندان به موسیقی های ایرانی، کلاسیک، فاخر و اصیل از وجود بزرگان این نوع اجراها در بروجرد بی نصیب مانده اند.


بنابر این به جاست همانگونه که برگزاری موسیقی پاپ، آنهم در اماکن غیر استاندارد ورزشی رو به فزونی می رود، مسوولین محترم  گوشه چشمی نیز به اجرای موسیقی فاخر ایرانی در بروجرد داشته باشند و صدور مجوزهای بعدی را منوط به رعایت توازن برای علاقمندان به رشته های دیگر موسیقی بدانند.

به هر حال جای خالی اجرای موسیقی اصیل توسط بزرگان این رشته در کشور، برای علاقمندان بروجردی به شدت احساس می شود. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: برگزاری کنسرت های پیاپی پاپ در بروجرد، نقد، نقد موسیقی، فرهاد داودوندی، موسیقی اصیل، موسیقی پاپ، موسیقی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 شهریور 1397 توسط فرهاد داودوندی

فاجعه برای شورای شهر بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


فاجعه برای من خبرنگار در این است که مطالبم خواننده نداشته باشد.


فاجعه برای مشهدی حسین بقال در این است که "ماست" هایش روی دستش بماند و خریدار نداشته باشد.


فاجعه برای یک آموزگار در این است که دانش آموزانش سر کلاس درس، توجهی به وی نکنند.


فاجعه برای یک مربی ورزشی در این است که موقع مسابقه، اعضای تیمش به حرف وی گوش ندهند.


و اما.....

نشست مهمی بین اعضای شورای شهر دوره پنجم برای رسیدن به تفاهم،  بنا به دعوت گروهی از رزمندگان محترم دوران دفاع مقدس در مسجد الغدیر بروجرد برگزار شد.

نتیجه برعکس شد و تفاهم که به دست نیامد هیچ، بر طبل تفرقه بیشتر هم کوبیده شد.

همیشه بازتاب مثبت یا منفی هر خبر مهم شهری در بین مردم، برای اولین بار به اصحاب رسانه  شهرمان می رسد.

این بار مردم و شهروندان در بروجرد هیچ عکس العمل مثبت یا منفی برای به تفاهم رسیدن یا انحلال شورای شهر را به اصحاب رسانه منتقل نکردند.

به زبان ساده یعنی اینکه دیگر وجود یا عدم وجود شورای شهر برای بروجردی ها اصلا و ابدا مهم نیست.

اول نوشته ام از عمق فاجعه برای اقشار مختلف نمونه هایی ذکر کردم و اینک باید اعتراف کنیم:

فاجعه برای تمامی اعضای شورای شهر پنجم در این است که مردم دیگر دل به این شورا نبسته اند و اصلا و ابدا برای شان وجود این شورا مهم نیست زیرا دیگر حتی خبرهای این شورا را هم پیگیری نمی کنند. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، شورای شهر، شورای شهر پنجم، شورای شهر بروجرد، فاجعه برای شورای شهر بروجرد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

هتل ورزش بروجرد،

بخش خصوصی و چند سوال؟


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


شنیده ها حاکیست هتل ورزش بروجرد به بخش خصوصی واگذار شده است!

از آنجا که برای واگذاری طرح های بزرگ در بروجرد که تحت نظر استان هستند و برای از بین بردن حاشیه های بعدی در اینگونه موارد، شفاف سازی کامل توسط مسوولین محترم استانی لازم است، لذا چند سوال مطرح است:


1 - اگر شنیده ها از واگذاری این مکان که در مجموعه ورزشی ولایت بروجرد واقع دارد، صحیح باشد، هتل ورزش بروجرد طی چه مراحل قانونی و در چه زمانی به بخش خصوصی واگذار شده است؟

2 - در حالیکه تعدادی از ورزشکاران بروجردی از سرمایه قابل توجهی برخوردارند و مایلند در اینگونه موارد آستین همت را بالا بزنند، آیا از سرمایه گذاران بروجردی برای اتمام هتل ورزش استفاده شده است؟

3 - اگر سرمایه گذار بومی بروجردی نیست، لطفا مشخصات کامل شرکت خصوصی مورد نظر و سرمایه آورده این شرکت رسانه ای شود.

4 - با توجه به اینکه ظاهرا تاکنون این هتل 60 درصد پیشرفت فیزیکی و مبلغی بالغ بر یک میلیارد تومان برای آن هزینه شده، قرار است  طی چه مدتی این پروژه به اتمام برسد.

5 - بعضا بخش های خصوصی که وارد قضایای ساخت و ساز امکانات در بروجرد می شوند دیناری پول آورده در حساب ندارند و بعد از مدتی فعالیت در بروجرد، خود قوز بالا قوز می شوند و به طرق مختلف برای دریافت وام های کلان و بدون بهره دولتی دست به دامان سیستم بانکی و مسوولین بروجرد می شوند، لازم است مشخص شود برای رفع این مشکل چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟

6 - با توجه به رکورد اقتصادی در بروجرد، دلسوزان بروجردی مایلند ساخت و ساز این هتل توسط خود بروجردی ها انجام بگیرد تا بدین طریق تعدادی از نیروهای بروجردی در این پروژه در تمامی زمینه ها فعالیت داشته باشند، لذا به نظر می رسد برای کم کردن حاشیه های بعدی، شفاف سازی توسط مسوولین محترم ورزش استان، خواسته به جایی باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هتل ورزش بروجرد، هتل ورزش بروجرد و بخش خصوصی و چند سوال؟، هتل ورزش، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
معادل ریالی هدایا،

صرف کارهای عام المنفعه



 "معادل ریالی"  هدایای دریافتی فرهاد داودوندی به مناسبت روز خبرنگار صرف "کارهای عام المنفعه" خواهد شد /

 / هدایا به موزه فرهاد 90 منتقل شد/




در تمامی سالهایی که کار خبری انجام می دهم هیچگاه برای شخص خودم هیچ درخواست شخصی و یا احیانا خدای ناکرده درخواست مادی نداشته و به امید خدا در آینده هم نخواهم داشت،

 بنا به شهادت تمامی مسوولین شهر و استان، هیچگاه از هیچ مسوول، مدیر و یا رئیس شهری درخواست  حق و حقوقی برای خودم نکرده ام


طی چند روز گذشته هدایای بسیاری توسط دوستان و همشهریان عزیزم بخاطر فعالیت های رسانه ای ام  و بخصوص اعلام خبرنگار برتر شدنم در دومین سال پیاپی به اینجانب فرهاد داودوندی اهدا شده است.

دروغ چرا؟ اتفاقا از بابت این هدایای  بسیار ارزشمند که  برای من دنیایی ارزش دارند خیلی هم خوشحال شده ام!

اما از روز اول با خودم عهد بسته ام که اگر قرار است از دریافت هدایای مربوط به خبرنگاری خوشحال بشوم، پس لازم است این خوشحالی را با دیگران شریک شوم

بنابراین ، به رسم تمامی سالهای گذشته، هدایا را برای  نگهداری به موزه فرهاد 90 منتقل کردم، اما.......

اما برای اینکه خوشحالی ، اهدا کنندگان  محترم هدایا و خود من بعنوان دریافت کننده  این هدایای ارزشمند صد چندان شود، تا دینار آخر معادل ریالی این هدایا را صرف کارهای معنوی و  عام المنفعه خواهم کرد،

تا همه مان ( اهدا کنندگان محترم هدایا، اینجانب و نیازمندان  تحت پوشش سایت فرهاد داودوندی)  بیشتر از پیش خوشحال شویم

لازم به ذکر است  تمامی هدایای مردمی قرار گرفته در موزه فرهاد 90 ،در آینده در نمایشگاهی در معرض دید عموم مردم قرار خواهد گرفت.

یا علی، دست حق نگهدارتان











طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: موزه فرهاد 90، موزه فرهاد داودوندی، موزه بروجرد، فرهاد داودوندی، روز خبرنگار، نقد، هدایای روز خبرنگار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

روسای محترم شهر،

دیدید تقصیر خبرنگاران نبود!


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند روزی بود اصحاب واقعی رسانه در بروجرد بیشتر وقت و "هم و غم" شان برگزاری آبرومندانه روز خبرنگار در شهرمان بود و کمتر به مسائل بی پایان و ریز و درشت بروجرد توجه می کردند.


در واقع برگزاری روز خبرنگار، خبرهای دیگر را تحت شعاع خودش در بروجرد قرار داده بود.


اما جالب اینکه طی همین چند روز اخیر درگیری شورای شهری ها و سیاسیون شهر وارد فاز جدیدی شده و امروز و فرداست که اسرار مگوی مدیریتی همدیگر را بر روی آب بیندازند!


خدا را شکر بر خلاف اینکه بعضی روسای شهری هر وقت کم می آورند، پای خبرنگاران را بعنوان مقصرین اصلی به میان می کشیدند، این بار بهانه برگزاری روز خبرنگار باعث شد حضور خبرنگاران بروجردی در مسائل شهری به کمترین میزان خود برسد.


حالا وقتش است به این مدیران و روسای شهری و بخصوص شورای شهری های عزیز بگوئیم: دیدید عدم توانایی شما در رفع مشکلات بروجرد و بروجردی ها، تقصیر خبرنگاران نبود!

حالا به شما ثابت شد، این خبرنگاران نیستند که به آتش اختلافات شما دامن می زنند، بلکه سرمنشاء اختلافات شما در نداشتن شناخت کافی از مشکلات بروجرد سر چشمه می گیرد!

حال که  چند روزی بود حضور خبرنگاران برای پوشش خبری لج و لجبازی های شما بسیار کم رنگ شده بود، چرا نتوانستید بر سر حتی یک مسئله کوچک برای رشد شهر با همدیگر به تفاهم برسید؟

پس آیا وقتش نرسیده هر گاه نمی توانید برای رشد بروجرد کاری کنید، به بهانه های واهی پای خبرنگاران بروجردی را بعنوان مقصرین اصلی اختلافات به میان نکشید؟!


ختم کلام اینکه خبرنگاران واقعی بروجرد با کمترین امکانات که در اختیارشان است بیشترین خدمت را برای شناساندن بروجرد در کشور به کار می گیرند و نشان داده اند که در سرما و گرما و با کم یا زیاد ساخته اند تا دلسوزانه به شهرشان خدمت کنند،

نه به مانند بعضی ها!  که وعده وعیدهایی که در دوران مبارزات انتخاباتی شورای شهر از دهان مبارک شان برای آباد کردن بروجرد بیرون می آمد، فقط وعده بود و وعید؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دیدید تقصیر خبرنگاران نبود!، فرهاد داودوندی، بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، خبرنگاران، شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا بروجرد پایتخت ورزش لرستان است؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:


شیوا همایونی با دو مدال ارزشمند جهانی تکواندو بانوان ( به مانند سال گذشته) در حال ورود به بروجرد است که خبر می رسد محمد رضا شاکری نونهال کشتی گیر بروجرد موفق به کسب مدال طلای آسیا شده است.

در حال استقبال از رضا شاکری هستیم که خبر می رسد الهام کاکلی بعنوان عضو تیم ملی بانوان دو و مدیانی ایران عازم مسابقات آسیایی جاکارتا می شود تا در رشته 200 متر برای شهر و کشور خود افتخار آفرینی کند.

از آنطرف آروین معظمی گودرزی با توجه به مصدومیت شدیدی که ماه قبل در تمرینات دوچرخه سواری در خطه شمال داشت و خوشبختانه خطر جدی رفع شد، همچنان بخت اول ایران برای کسب مدال در بازی های آسیایی است.

به همه اینها بیفزایم یک رویداد ملی در عرصه ورزشی خبری را،

17 مرداد برابر است با سالگرد شهادت ورزشکار و خبرنگار بروجردی" شهید محمود صارمی" و در این روز در تمام ایران بخاطر یک ورزشکار بروجردی که توانسته در لباس خبرنگاری خود را جاودانه کند، مراسم های مختلف برگزار برای تجلیل از این ورزشکار بروجردی بر پا می شود.

به همین خاطر است که جامعه ورزش بروجرد بر خود می بالد که یک قهرمان ورزشی را توانسته به دنیای خبرنگاری معرفی کند تا این شهید قهرمان با اهدای جان ارزشمندش بتواند نام بروجرد را جهانی تر کند.

به هر حال در این مقاله نمی گنجد که بخواهیم از موفقیت های دیگر کشوری بانوان و آقایان ورزشکار بروجردی طی همین هفته های اخیر مطالب دیگری به نگارش در بیاوریم، کسب مقام های ارزشمندی که هر کدام می تواند برگ زرین دیگری بر ورزش بروجرد و لرستان بیفزاید.

شاید بتوان به این باور درست رسید که آنقدر عناوین ارزشمند ورزشی در بین ورزشکاران بروجردی در سطح استان، کشور و بین المللی کسب می شود که این امر در بروجرد دیگر به یک مورد عادی تبدیل شده است.

با اینکه در حق ورزش و ورزشکاران بروجردی آنچنان که باید و شاید عدالت رعایت نمی شود و در سالیان گذشته کمترین بودجه های ورزشی همیشه به هیئات ورزشی بروجرد تعلق گرفته، اما تنور ورزش بروجرد همیشه به دستان پرتوان ورزشکاران غیورش روشن مانده و خواهد ماند.

در یک جمع بندی دقیق و با ارائه آمار ریز و درشت از ورزش بروجرد و کسب عناوین مهم کشوری و بین المللی توسط ورزشکاران این شهر،( که نمونه اش کسب موفقیت های آسیایی طی دو سه روز اخیر بود که در بالا به آنها اشاره شد) می توان به درستی ادعا کرد که کسب عناوین قهرمانی توسط جامعه ورزش بروجرد آنقدر فراوان است که راهی باقی نمی گذارد بجز اینکه با تاکید بگوئیم: بروجرد پایتخت ورزش لرستان زیباست.

  باقی بقای شما 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا بروجرد پایتخت ورزش لرستان است؟، فرهاد داودوندی، محمود صارمی، شیوا همایونی، محمد رضا شاکری، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

خطر انحلال،

شورای شهر بروجرد را تهدید می کند

"شورای شهر بروجرد و آینده نامعلوم..."


 به قلم : فرهاد داودوندی- بروجرد:

خبرهای خوبی از شورای شهر بروجرد به گوش نمی رسد.

ظاهرا آراء پر رنگ شهروندان در انتخابات قبل برای داشتن یک شورای شهر مطلوب، در حال رنگ باختن است.

دلسوزان و علاقمندان به بروجرد بسیار مایلند که اتفاق ناخوشایند انحلال شورا رخ ندهد و هر چه سریعتر در محیطی آرام جناح های درون شورا به یک تفاهم بلند مدت دست پیدا کنند.

بدون شک برای رسیدن به تفاهم، طرفین باید تا حدود بسیاری از مواضع خود کوتاه بیایند و بدانند که با لج و لجبازی علاوه بر اینکه مشکل حل نخواهد شد، حتی صدای آژیر قرمز انحلال شورا، بیشتر از پیش به گوش خواهد رسید.

در حال حاضر گروهی از اعضای شورا، هدف خود را برکناری شهردار اعلام کرده اند و گروهی دیگر با تمام وجود از ادامه فعالیت شهردار جوان بروجرد حمایت می کنند.

البته آگاهان معتقدند ریشه این اختلافات صرفا به حضور یا عدم حضور شهردار خلاصه نمی شود و حتی اگر طرفین در این مورد هم به نقطه مشترکی دست پیدا کنند اما اختلافات دیگری نیز وجود دارد که هر کدام به تنهایی می توانند تمام وقت شورا را در سالهای آینده نیز صرف حاشیه های بی پایان کند.

نگارنده با اینکه انتقاداتی اساسی به شورای شهر دارد و در طی یکسال و نیم گذشته فقط در یک جلسه شورا حضور پیدا کرده، اما در حال حاضر داشتن شورای شهر را مفیدتر از نبودن آن می داند و معتقد است در محیطی آرام و بدون جنجال و با دست یافتن به یک توافق بین اعضای شورای شهر، شاید بتوان فعلا خطر انحلال شورا را  از بالای سر شورای پنجم دور کرد. والسلام. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر، شورای شهر بروجرد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، انحلال شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

 دعوت از روسای شهر

برای ساکن شدن در محله ما


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


می گویند یکی نشسته بود لب دریا و یک قاشق ماست ریخت توی دریا و گفت اگر بشود با همین یک قاشق ماست تمام آب دریا دوغ شود، چه شود!!!

حالا شده حکایت ما و  همسایه های ما  که شب و روز دعا دعا می کنیم یک رئیس شهری اگر شده برای یکی دو هفته در محل ما ساکن شود تا در و دیوار محله مان آسفالت شود، راستی تصورش را بکنید که اگر یک رئیس شهری بیاید محله ما، چه شود!!!

ای خدا، یعنی می شود تا زنده هستیم این نهضت آسفالتی که قرار بود خیابانها و کوچه های بروجرد را گلستان کند، به محل ما هم نظر لطفی کند؟!

البته  ظاهرا کوچه ما روی نقشه شهر نیست، اما اهالی محل که در جریان نیستند همه گرفتاری کوچه را از چشم وبلاگ نویس و خبرنگاری  می بینند که در کوچه شان زندگی می کند.

جدیدا جواب سلام مرا هم سر سنگین می دهند و با چشم غره به من می فهمانند که برای مردم " گُله پز هستی" و برای کوچه خودمان " شُله پز"!

بنده های خدا فکر می کنند حالا مثلا تمام کوچه های شهرمان گلستان شده اند و فقط مانده کوچه ما آسفالت شود!

اصلا در جریان نیستند که برای آسفالت کوچه مان، باید شب و روز دعا کنیم یک رئیس شهری برای چند روز هم که شده در محل ما ساکن شود، تا آنوقت با چشمان خود ببینند که تا سه نشمرده، کوچه مان گلستان خواهد شد!!!

@@@

پی نوشت: قابل توجه همشهریان عزیز

اگر می خواهید جلوبندی ماشین تان خرد و خاکشیر نشود

لطفا برای رفتن به خیابان 45 متری شهرداری از مسیر خیابان سید مصطفی کوچه شهید کامیاب  به هیچ وجه تردد نکنید ،

وضعیت آسفالت این کوچه خیلی "شلم در شورباست"!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دعوت از روسای شهر برای ساکن شدن در محله ما، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، روسای شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی



جمله ای که در روز بارها میشنویم،

بزودی همه چیز را خواهم گفت!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 
بازیکن از تیم ورزشی کنار گذاشته می شود، تهدید می کند که بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 داور حق یک تیم را بطور سهوی ضایع می کند، مربی تیم مورد نظر می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت! رئیس بانک، یکی دو روز دیرتر وام مراجعه کننده را می دهد، مراجعه کننده با صدای بلند می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 زن می خواهد طلاق بگیرد در دادگاه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت! مرد می خواهد اساس زندگی اش را با ندانم کاری، از بین ببرد، برای توجیه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

هر روز تا غروب دهها مورد از این جمله را به طرق مختلف از زبان کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد می شنویم و عجیب اینکه هیچوقت هم هیچکس هیچ چیز را نخواهد گفت !!!

 برای نمونه، سالهاست منتظریم تا فوتبالیست های نسل گذشته مواردی را که باعث ناکامی تیمشان در آن زمان شده را بگویند، اما نگفته اند!

 البته فکر می کنم این جمله بیشتر بعنوان یک عادت ورد زبان مان شده است! اگر نه ما ایرانی ها اگر یک سرسوزنی از نقاط ضعف کسی را بدانیم تا شب نشده، با صد هزار شیپور و ساز و دهل در کوی و برزن، جار خواهیم زد!

 بنابر این هر گاه جائی شنیدید که کسی با حالت تهدید گفت بزودی همه چیز را خواهم گفت، بدانید این جمله بیشتر به طنز شبیه است تا یک حرف جدی!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بزودی همه چیز را خواهم گفت!، طنز، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شفاف سازی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی


آیا یک معتمد و بزرگ در این شهر نیست

با "شورای شهری" ها صحبت کند؟!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

همه شهرها در حال پیشرفت هستند، بروجرد در حال پسرفت است!

بیشترین وقت گرانبهایی که خداوند در اختیار مسوولین، مدیران و روسای شهر ما قرار داده در حاشیه های بی پایان طی می شود.

یک روز ارنج و جناح بندی شورای شهر پنجم 3+3+2+1 اعلام می شود و روز دیگر 3+3+3 و یک روز دیگر جناح ها  4+5  می شود.

ظاهرا ما شهروندان هم در این جناح بندی ها اصلا  ابدا به حساب نمی آئیم  و به واقع ما فقط موظف بودیم رای بدهیم تا 9 انسان بالغ و عاقل با دریافت حق و حقوق کامل ماهانه برای خودشان، چهار سال وقت این شهر را صرف جناح جناح بازی بکنند و هر کدام هم خود را کاملا بر حق بدانند!


البته در حال حاضر خواجه حافظ شیرازی هم از اختلافات عمیق اعضا این شورا خبر دار شده است و دیگر چشم ما هم آب نمی خورد در طول عمر شورای پنجم، کِشتی به گِل نشسته شهرداری بروجرد خود را از این همه مشکلات ریز و درشت وارهاند.

اما آنچه نگارنده را متعجب کرده این است که در این شهر که بسیاری خود را بزرگ می دانند و مدعی بزرگی هستند، یک معتمد بزرگ که طرفین از وی حرف شنوی داشته باشند پیدا نمی شود تا با برگزاری یکی دو نشست، باعث وفاق و همدلی بین اعضای پراکنده شورای شهر بروجرد بشود تا ما مردم بروجرد هم بالاخره پس از وجود چند شورای ناموفق قبلی، آرزو به دل از دنیا نرویم و بالاخره چشم مان به جمال یک شورای شهر یکدست و فعال  روشن شود!

ختم کلام اینکه دوستان عزیز در شورای شهر دوره پنجم، با این همه اختلاف که بین شما وجود دارد، رویای ما علاقمندان به رشد بروجرد را بر باد دادید، چی فکر می کردیم؟ چی شد؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شورای شهر، معتمد، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا  از خودم عکس می گذارم

و چرا اصلا شفاف سازی می کنم؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

روزانه صدها پیام دلگرم کننده از طرف مردم شریف و عزیزمان دارم که مرا به ادامه راهی که در زمینه فعالیت های رسانه ای و "جمعی" عام المنفعه و کمک به نیازمندان در پیش گرفته ایم تشویق می کنند.

گاهی اوقات نیز یکی دو پیام برایم ارسال می شود که در آنها بیان می شود که  نباید از نیازمندان عکس حتی شطرنجی در سایتم بگذارم، نباید در چک های نوشته شده برای رفع مشکل نیازمندان توضیحات بنویسم، نباید از خودم عکسی بگذارم و ....

در همین پیام های اندک گاهی اوقات مرا به خودنمایی و ریا کاری هم متهم می کنند.

اما.....

اما با توجه به اعتماد عمومی که با لطف بیکران خدای مهربان به دست آمده و در واقع به مرحله کار جمعی بین خیرین عزیز رسیده ایم و از آنجا که سایت فرهاد داودوندی فقط پل ارتباطی می باشد،  معتقدم باید در هر زمینه ای شفاف سازی کنم.

برایم مهم نیست که متهم به خودنمایی بشوم، اما اگر با خودنمایی من، بیمار قطع نخاعی دارای ویلچر برقی بشود و بتواند پس از سالها از منزل بیرون برود و دنیای پیرامون خودش را بدون کمک از دیگران ببیند، حتما خودنمایی خواهم کرد!

برایم مهم نیست که به ریاکاری متهم بشوم، اما اگر با "ریا کاری" من، بیش از 30 میلیون تومان جمع آوری بشود تا چشمان دختر 27 ساله تخلیه نشود که خدا را شکر، با کمک مردم عزیز و شریف،  هم اکنون همان دختر خانم پس از دو سه عمل جراحی سنگین،دارای چشمان سالم است و دختر خردسالش را سرپرستی می کند.، حتما ریا کاری خواهم کرد.

برایم مهم نیست که مرا به عکس گرفتن های بیش از حد از خودم متهم کنند، اما اگر با عکسهای من، خانواده نیازمندی دارای ماشین پژو روآ می شود و یا خانواده دیگری موتور سه چرخ برای دستفروشی مرد خانه نصیب شان می شود و یا  پول چندین میلیون تومانی پول رهن منزل نیازمند دیگر فراهم می شود و یا نوجوان 10 ساله ای که پایش قطع شده و حتی توان خرید داروهای ارزان قیمت را هم ندارد با عکس های من، مشکلات شان توسط خیرین رفع می شود، حتما بیش از پیش عکس از خودم خواهم انداخت! 

به گواهی تمامی مسوولین محترم شهر و استان، روسا و مدیران شهری و تمامی دوستان و آشنایان، تاکنون  حتی یک مورد خواسته شخصی نداشته و حتی یک حبه قند هم از هیچ مسوولی برای خودم درخواست نکرده ام.

مهم نیست سایت مردمی فرهاد داودوندی را با چه انگی متهم کنند، اما مهم است که همین سایت شخصی با کمک همین مردم شریف و خیر در یک فعالیت دستجمعی بتواند برای نوعروسان جهیزیه، برای بی خانمانان سرپناه، برای نیازمندان آذوقه، برای بیماران کمک هزینه، برای بیکاران شغل، برای معلولین ویلچر، و.... تهیه کند.

ختم کلام اینکه تا روزی که در قید حیات باشم و کارهای عام المنفعه انجام بدهم چکهای بانکی را با توضیحات خواهم نوشت، عکسهای بسیاری از خودم در موقع انجام وظیفه در سطح شهر خواهم گرفت، چهره نیازمندان را با رعایت شطرنجی کردن صورت، رسانه ای خواهم کرد و در یک جمله اینکه ریز و درشت فعالیت های عام المنفعه ام را شفاف سازی، شفاف سازی و شفاف سازی خواهم کرد.

و در آخر ذکر یک نکته اصلی را فراموش نکنم که در واقع من در این فعالیتهای عام المنفعه فقط و فقط و فقط وظیفه رسانه ای شدن فعالیت های خیرین عزیز را انجام می دهم، کار اصلی را خیرین گرامی انجام می دهند و من به واقع کاره ای نیستم

و حتی به نیازمندانی که پس ار دریافت کمک های مختلف، دست به دعا بر می دارند،  تاکید می کنم که به خیرین عزیزی که به شما کمک کرده اند باید دعا کنید و حتی بارها تماس تلفنی بین فرد نیازمند و فرد خیر برقرار می کنم تا با همدیگر ارتباط کلامی هم داشته باشند.

بسیاری از دوستان شهادت می دهند که تقریبا در 99 درصد فعالیت ها، دوستان عزیزی را در روز یا شب همراه خود می برم و جالب اینکه بسیاری از این عزیزان حاضر نمی شوند جلوی دوربین قرار بگیرند، اما مطمئنا این دوستان شهادت می دهند که زندگی بعضی از نیازمندان چگونه با کمک های خیرین عزیز متحول شده است.

اگر به پیرامون خود با دید زیبا نگاه کنیم و در پی متهم کردن دیگران نباشیم و خودمان هم آستین همت برای کمک به نیازمندان را بالا بزنیم،

به راحتی می توانیم دستان مهربان خدا را ببینیم، همان دستان زیبایی که از آستین خیرین  عزیز بیرون آمده و برای کمک به نیازمندان از طریق مراکز مختلف نیکوکاری در سطح شهر و حتی سایت شخصی فرهاد داودوندی، در حد توان به یاری مستمندان می شتابند.


ختم همه زنان و مردان "خیر" عالم بخیر، یا علی، دست حق نگهدارتان





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، عکس فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، شفاف سازی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی



نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

مطمئنا همه ما ایرانیان با سونامی " فتوکپی" در زندگی مان برخورد داشته ایم.

از همان لحظه اول که به دنیا می آئیم تا سالیان بعد که از دنیا رخت بر می بندیم "فتوکپی" مدارک ما در زندگی خود و بازماندگان مان نقش اساسی دارد.

عجیب اینکه مثلا در بعضی ادارات، هر سال برای درج در پرونده مان یک یا چند فتوکپی از مثلا شناسنامه و یا کارت ملی ما در خواست می کنند!

بعضی وقت ها به شک می افتم که نکند اصلا خود ما هم اصل نیستیم و فتوکپی خودمان هستیم!

و یا نکند ادارات ما فتوکپی های ارائه شده ما را به کشور های دیگر صادر می کنند و با این راه اقدام به ارز آوری می کنند؟!

نگارنده معتقد است کامپیوتر هم نتوانست گره کور کاغذ بازی در سیستم اداری ما را حل و فصل کند و همچنان پوشه های کاغذی که پر است از کاغذ های رنگ و رو رفته با صد ها فتوکپی از تمامی مدارک زندگی مان نقش اول فیلم زندگی اجتماعی ما را بازی می کند.

همیشه از این وحشت دارم که با این روشی که برای مراجعه به هر اداره و ارگانی  باید یک گونی فتوکپی از مدارکت را که قبلا هم تحویل داده ای را مجددا برای بار هزارم! ارائه بدهی، نکند در آینده فتوکپی حرف زدنت را هم درخواست کنند؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟، نقد، طنز، طنز تلخ، فتوکپی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی


باز تابستان شد

و  خیلی ها دلسوز ورزش شدند!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

در طول سال و در سراسر شهر، پنج شش تا حلیم پزی سنتی وجود دارند که در سرما و گرما و با کم و زیاد، مشغول ارائه غذای سنتی "حلیم" به همشهریان می باشند، اما از دو سه روز مانده به ماه مبارک رمضان به یکباره بسیاری از بقالی ها و فروشگاه های متفرقه و ... در کنار ارائه خدمات شان به شهروندان، به پختن و عرضه حلیم روی می آورند! می دانید چرا؟

بخاطر اینکه تقاضا زیاد می شود و با هر کفگیر و ملاقه ای که در دیگی فرو می رود، مبالغ قابل توجهی دست به دست می شود!

تابستان برای آنانکه می خواهند از پول های بی حساب و کتاب رد و بدل شده ورزش در این فصل به نان و نوایی برسند،حکم همان فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برای حلیم فروشانی را دارد که یک شبه در سطح شهر سر و کله شان پیدا می شود!

کلاسهای آموزش ورزش توسط افرادی که فقط و فقط در تابستان دلسوز ورزش می شوند! اگر برای خانواده ها در کوتاه مدت و حتی بلند مدت فقط صرف هزینه الکی و بیهوده برای فرزندان شان است، اما با احتساب حسابهای بانکی که در آخر تابستان برای دلسوزان! پر پول می شوند، باید گفت همین مثلا! دلسوزی برای ورزش در فصل تابستان، برای بعضی ها حلیم دارد، آنهم با نیم وجب روغن حیوانی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، ورزش در تابستان، ورزش بروجرد، منتقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

با تمام توان، حمایت از تیم نوجوانان وحدت

نماینده بروجرد در لیگ برتر فوتبال ایران

فرهاد داودوندی- بروجرد:

ذات ورزش بر اساس دوست داشتن استوار است، ما همگی بعنوان جامعه ورزش بروجرد عاشق کشور، استان و زادگاه زیبای مان بروجرد رویایی هستیم.

اینک پس از سالها، تعدادی جوان با دست خالی دور هم جمع شده اند و کاری کرده اند کارستان!

صعود به لیگ برتر فوتبال نوجوانان ایران آرزویی بود که سالیان سال ما را با خود به دنیای رویایی دست نیافتنی می کشاند، اما اینک دیگر خواب و خیالی در کار نیست.

پرچم فوتبال بروجرد و بروجردی ها در بالاترین نقطه قله فوتبال نوجوانان ایران برافراشته شده است و حالا دیگر ........

حالا دیگر حمایت، حمایت و حمایت حرف اول و وسط و آخر را می زند.

نمی خواهیم حضورمان در لیگ برتر مقطعی باشد، از حالا به بعد استوار و پیوسته باید بروجرد در لیگ برتر فوتبال ایران در رده های سنی مختلف حضور داشته باشد.

اینک دیگر شرایط برای بروز استعدادهای فوتبالی بروجرد در صحنه مسابقات کشوری فراهم شده است.

از همین لحظه به این می اندیشیم که قرار است در دیدارهای خانگی با در دست داشتن پرچم تیم فوتبال وحدت بروجرد راهی ورزشگاه شویم،در هر مسابقه، 90 دقیقه تیم محبوب شهرمان را حمایت همه جانبه کنیم و در پایان با هر پیروزی هلهله زنان خیابان های شهر را غرق در حضور علاقمندان به فوتبال بروجرد کنیم.

پرچم تیم فوتبال وحدت  بروجرد  برافراشته شده، بزودی جوانان سخت کوش وحدت بروجرد نام شهرمان را در فوتبال کشور بر سر زبانها خواهند انداخت.

تمام قد و با تمام توان از تیم فوتبال وحدت بروجرد برای حضور در مسابقات لیگ ایران حمایت کنیم، این یک فرصت طلایی برای ورزش بروجرد است که نباید به سادگی آنرا از دست بدهیم

نگارنده ( فرهاد داودوندی) بعنوان یک ورزشی نویس که خود را از خانواده باشگاه وحدت بروجرد می دانم، با تمام وجود و با استفاده از تمام ظرفیت های رسانه ای در سطح شهر، استان و کشور از تیم محبوبم حمایت خواهم کرد.

مطمئنا بزودی روزهای خوشی را با همدیگر در ورزشگاه های شهرمان برای دیدن مسابقات تیم فوتبال نوجوانان وحدت در کنار همدیگر سپری خواهیم کرد.

بهتر است تمامی مسوولین، مدیران و روسای ورزشی و غیر ورزشی بروجرد هم از این فرصت فرهنگی ورزشی استفاده کرده و از تیم فوتبال نوجوانان وحدت بروجرد بدون هیچ اما و اگری حمایت کنند، هیچ توجیهی برای عدم حمایت همه جانبه از این تیم قابل قبول نیست!











طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تیم فوتبال وحدت، لیگ فوتبال نوجوانان ایران، فرهاد داودوندی، محسن واقعی، مصطفی کاکایی، نقد ورزشی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی


حمایت، رمز موفقیت ورزشی

در صد کیلومتر آنطرفتر از بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

نفر اول از سمت چپ در عکس بالا دوست بسیار عزیزم آقای سید علی کریمی معاون ورزشی اداره کل ورزش وجوانان لرستان است.

این چهره محجوب و فعال ورزشی تا مدتی قبل رئیس هیات دو و میدانی لرستان بود، پس از مدتی میدان را برای رشد آقای سیاوش سپهوند جوان دوست داشتنی و فعال دو و میدانی خرم آباد باز گذاشت.

آقای سید علی کریمی معاون ورزشی اداره کل شد و با حمایت از آقای سپهوند جوان، توانست وی را بر صندلی ریاست هیات دو و میدانی لرستان بنشاند.

مطمئنا بزودی توسط آقای سیاوش سپهوند نیز افراد دیگری وارد هیات دو و میدانی لرستان خواهند شد و این رویه  حمایت از همدیگر برای تصدی صندلی های بالاتر در سطح استان و حتی کشور، توسط دوستان بسیار عزیزم در خرم آباد سرعت بالاتری خواهد گرفت.

و اما.....

و اما صد کیلومتر اینطرفتر در شهرستانی بنام بروجرد، بیشتر زمان گفتگوی ورزشی منِ ورزشی نویس، با بسیاری از ورزشکاران، مربیان و بخصوص پیشکسوتان ورزشی بر مبنای تخریب دیگر دوستان شان می چرخد.

بسیاری در ورزش این شهر چشم دیدن همدیگر را ندارند، از محالات است که در ورزش شهر ما از رشد شخص دیگری، موج شادی و خوشحالی جامعه ورزش را فرا بگیرد.

اینجا هر کسی پست و مقامی بگیرد همه پل ها را به یکباره پشت سر خودش خراب می کند، اگر منعش نکنند قانونی به مجلس می برد که بعد از خودش فرزند ذکورش و اگر نشد داماد یا نوه نتیجه هایش به جای وی دو دستی به پست و مقام دنیوی بچسبند!

صد کیلومتر آنطرفتر در ورزش شهر زیبا و تاریخی خرم آباد حمایت حرف اول را می زند، اینجا و صد کیلومتر اینطرفتر در ورزش شهر زیبا و تاریخی بروجرد، منم منم شعار اول و آخر بسیاری در عرصه ورزش است.

به عکس ضمیمه متن یکبار دیگر با دقت نگاه کنید، به دستانی که در دست همدیگر قرار داده اند ( دست آقای سجاد دالوند بعنوان مسئول روابط عمومی هیئت دوومیدانی استان لرستان در دستان سید علی کریمی رئیس سابق دو و میدانی لرستان و معاون فعلی اداره کل ورزش) به خوبی بنگرید،

این عکس به عنوان یک سند تاریخی از نسل جوان ورزش خرم آباد دنیایی حرف دارد، کاملا مشخص است دوستی و حمایت در آن حرف اول را می زند، شک نکنید اثرات این حمایت ها را در آینده نزدیک خواهید دید.

شاید بتوان گفت رمز موفقیت ورزشی در صد کیلومتر آنطرفتر از بروجرد در این است که آنجا برای رشد، همدیگر را برای تصاحب سکوهای بالاتر هُل می دهند و آنکه بالا می رود دست بقیه را برای بالا رفتن می گیرد و بنوعی همه در آنجا " رو " بازی می کنند، اما متاسفانه در اینجا ......

باقی بقای شما




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سید علی کریمی، سیاوش سپهوند، نقد، نقد ورزشی، سجاد دالوند، دو و میدانی لرستان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی

نقد ورزشی

اول تحقیق کرده، بعد مسئولیت هیات ورزشی

در
استان لرستان را قبول کنید!

روسای هیئات ورزشی استان در مقابل

تمامی شهرها و روستاهای لرستان باید پاسخگو باشند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 ذات هر انسانی به سمت و سوی ترقی و پیشرفت علاقه دارد! هیچکس در این جهان نیست که بخواهد با تلاش و فعالیت و عشق و علاقه به یک رشته بخصوص، در نهایت عقب گرد داشته باشد و به جای پیشرفت، پسرفت نماید! اما این پیشرفت تا کی و کجا؟

در این نوشته منظورمان به دوستان عزیزی است که قبول می نمایند رئیس هیات ورزشی خاصی در سطح استان لرستان باشند.

 مواقعی دیده شده که شخص علاقمندی به رشته خاصی در ورزش در وجود خود می بیند که بیشتر از محیط زندگی خود در محله، روستا و شهر محل زندگی اش با خدمت به ورزش استان کمک نماید! که باید از اینگونه افراد که بدون هیچگونه چشمداشتی، با عشق و علاقه با تلاش و فعالیت خود، چرخ ورزش استان و بالطبع کشور را به حرکت در میآورند تقدیر ویژه ای بشود!

 اما در اینجا سخن با دوستانی است که ریاست بر فلان هیات ورزشی در خرم آباد را با ریاست بر کل آن هیات در استان لرستان به اشتباه گرفته اند!

هر کسی در مرکز استان می تواند رئیس هیات ورزشی خاصی برای خرم آباد باشد، زیرا بخاطر سر و سامان دادن به گروه هائی از ورزشکاران شریف خرم آبادی با گذاشتن وقتی هر چند اندک، می تواند هیات مربوطه خود را نیز هدایت کند!

  اما اگر هر لرستانی در هر شهری قبول نمود رئیس هیات فلان هیات ورزشی در سطح استان باشد، باید قبول کند که از اینجا به بعد کاملا بحث مقوله هدایت هیئت ورزشی خرم آباد با تمامی استان فرق خواهد کرد!

 زیرا در اینجا دیگر نمی توان در مرکز استان نشست و بر سراسر استان زیبا و پهناور لرستان ریاست نمود!

باید وقت گذاشت، باید هر ماه و چه بسا در هر ماه چندین بار به هیات های زیر مجموعه خود سرکشی نمود!

 در بحث ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان، دوستانی که قبول می نمایند رئیس باشند باید در جریان قرار بگیرند که اگر برای گرفتن  سهم یا سهمیه ورزشی برای   فلان ورزشکار روستاهای دور دست لرستان نیز کوتاهی نمایند، باید روزی حداقل در مقابل وجدان خود پاسخگو باشند.

 اگر شخصی قبول نمود که  رئیس هیات خاصی در ورزش استان لرستان بشود باید از روز اول بداند که قرار نیست از این مسئولیت پرستیژی برای خود مقابل خانواده، دوستان و همشهریانش درست کند!

باید دانست اینگونه افراد خواسته یا ناخواسته با پذیرش ریاست فلان هیات ورزشی در سطح استان، قبول کرده اند  که برای رشد ورزش استان لرستان و گرفتن حق ورزشکاران این استان محروم حتی از وزارت ورزش و جوانان سنگ تمام بگذارند.

 استان لرستان  از مرکز این استان یعنی خرم آباد شروع میشود تا بروجرد و الشتر، ازنا، دورود، الیگودرز و پلدختر، کوهدشت، بیرانشهر و اشترینان و ....و همچنین صدها و چه بسا هزاران روستای دور و نزدیک  و بخش های مختلف را شامل میشود!

 پس لازم است کسانیکه قبول زحمت می نمایند و  برای ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان داوطلب میشوند در جریان باشند که متاسفانه در این استان حتی درخرم آباد نیز ورزشکاران در کمبود مسائل مالی و فضای ورزشی می سازند و می سوزند! چه برسد به شهرها و روستاهای دور و نزدیک! که جای خود دارد!

 پس اگر بخواهیم به سخنان اول بحثم برگردیم ، باید گفت بعضی از افرادی که با عشق و علاقه برای ریاست هیات های ورزشی در سطح استان لرستان کاندیدا میشوند، ممکن است با توجه به حجم گسترده استان لرستان نتوانند آنچنان که باید و شاید به  پیشرفت ورزش استان کمک نمایند! آنوقت است که یک عمر فعالیت ورزشی خود را نیز، زیر سوال برده  و به جای پیشرفت ورزشی، پسرفت داشته باشند!

همان سخنی که در اول نوشته نیز به آن اشاره شد!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، نقد بر ورزش لرستان، ورزش لرستان، هیات ورزشی لرستان، لرستان، نقد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی



نامه سیدحجت الله موسوی زاده

به فرهاد داودوندی

خبرنگاری شغل نیست


(((فرهاد داودوندی خبرنگاری است افتخاری

که وابسته به هیچ دستگاه  و حزب و جناحی نیست)))




نوشته: سید حجت الله موسوی زاده



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

  نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند.

(سوره القلم _ آیه اول)

خبرنگاری یک شغل نیست، یک رسالت است؛

آنچه قلم را مقدس می کند، خبرنگاری محض نیست، نوشتن از  دردهاست، نوشتن از بایدها و نبایدهاست، معرفی زیبایی ها و زشتی هاست.

چه زیباست اگر صدای ناله دردمند و ناتوانی از جوهر قلم جلوه کند، و زیبایی قلم فطرت انسانها را بر انگیزد تا به فریاد دلی برسند، چرا که همه ما فطرتا رحیم و مهربان خلق شده ایم و از منبع رحمت سرچشمه گرفته ایم.

هرگاه انگیزه و هدفی در قالب هنر و قلم ترویج داده شود، موثر و ماندگار خواهد شد.

آری؛

در شهر ما، مغازه کوچکی که نام داودوندی بر بالای آن نقش بسته، فقط یک مغازه نیست، وقتی وارد آن می شوی، آنچه که علاوه بر اقلامی که برادران داودوندی از فروش آنها ارتزاق می کنند، یک لپ تاپ هم به چشم می خورد که به اینترنت اتصال دارد؛

هر چه هست از همین سیستم در دسترس ما قرار می گیرد.

فرهاد داودوندی خبرنگاری است افتخاری که وابسته به هیچ دستگاه و حزب و جناحی نیست، با کسی عقد اخوت نبسته، آدم کسی نیست و نان چاپلوسی خود یا موقعیت کسی را نمی خورد.


فرهاد داودوندی دردها را خوب حس می کند، زشتی ها و زیبایی ها را خوب می بیند، صداها را خوب می شنود، او مثل سلسله اعصاب در یک پیکر عمل می کند و پیام جامعه را به مغز مدیریت جامعه منتقل می کند.

او در همه زمینه ها قلم می زند، در زمینه اقتصاد، صنعت، تجارت، فرهنگ، مذهب، فقر، بیکاری، اعتیاد، ورزش، جوانان و...و...و...

بارها او را دیده ام که با ماشین ارزان قیمت شخصی خود، با استفاده از وقت خود، در حالی که دوربینی بر کمر و لبخندی بر لب دارد، در همه جا حاضر می شود.

داودوندی اکنون فقط یک خبرنگار معمولی نیست که کارش صرفا رسانه ای و اطلاع رسانی باشد، او فقط بومی و محلی کار نمی کند، او را حتی می توان یک نهاد حمایتی دانست که بارها و بارها با استفاده از شهرت و محبوبیتش و اعتمادی که مردم به او دارند، به کمک بینوایان و معلولین و افراد ناتوان بیاید و با جمع آوری کمکهای مادی و جلب حمایتهای معنوی، افراد و خانواده هایی را از رنج و غم برهاند.

او اکنون فقط برای اعتلا ء و پیشرفت و اصلاح شهرمان کار نمی کند، او بر گردن انسانیت حق دارد.

کلام را طولانی نمی کنم و در یک جمله می گویم:

فرهاد داودوندی انسان است، زیرا دغدغه انسانها را دارد و هر کسی همان است که به آن می اندبشد....

این نکته هم پنهان نماند که چنین انسانی گاه مورد هجمه و حسادت منفعت طلبان و حسودان هم قرار می گیرد، اما فرهادی که من می شناسم، پیه همه اینها را به خود مالیده است.

از خداوند بزرگ برای این دوست شایسته آرزوی موفقیت روز افزون دارم.


سیدحجت الله موسوی زاده





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه سیدحجت الله موسوی زاده به فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی، سید حجت الله موسوی زاده، نقد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ