وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh

tabligh


پیش به سوی حضور حداکثری

برای انتخاب یک "شورای شهر" واقعی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


ثبت نام کاندیداها جهت حضور در رقابت برای تصاحب 9 صندلی شورای شهر دوره پنجم بروجرد آغاز شده است.

این بار بر خلاف دفعات قبلی، شهروندان تشنه داشتن یک شورای شهر قوی، متخصص، متعهد، کاربلد و دل و جرات دار هستند.

با ضعف های مفرطی که شورای شهر فعلی طی 4 سال گذشته از خود نشان داد، شاید بتوان ادعا نمود که برای مردم بروجرد انتخابات شورای شهر چه بسا حتی از انتخابات همزمان ریاست جمهور هم مهم تر باشد.

با توجه به اینکه "میزان رای ملت است"، تک تک آراء شهروندان می تواند برای انتخاب یک شورای شهر دلخواه مثمر ثمر باشد.

امیدواریم با گزینش نهایی کاندیداهای شورای شهر پنجم، افرادی تائید صلاحیت بشوند که بتوانند با تمام وجود در خدمت بروجرد و بروجردی ها باشند و در میدان عمل منافع شهر را به منافع شخصی خود ترجیح بدهند.

با توجه به حساسیت فراوان در بین مردم برای انتخاب درست و صحیح یک شورای شهر قوی، می توان پیش بینی کرد که این بار شاهد حضور بیش از پیش بروجردی ها در پای صندوق ها باشیم.

کارشناسان معتقدند، حضور اندک مردم در انتخابات شورای شهر پنجم، راه را برای حضور افراد ضعیف در شورا هموار خواهد کرد، اما اگر حضور مردم حداکثری باشد، انتخاب افراد ضعیف برای حضور در شورای شهر به کمترین میزان احتمال خود خواهد رسید.

از هم اکنون که مصادف با تعطیلات نوروز است می توان در دید و بازدید های نوروزی به طریقه سینه به سینه کاندیداهای "متخصص متعهد" را به دیگران معرفی کنیم.

از امروز ( اول فروردین 1396 ) سایت فرهاد 90 در رابطه با اصل و حاشیه های انتخابات شورای شهر پنجم در بروجرد، حضوری بسیار فعال خواهد داشت و بزودی مطالب دیگری در این رابطه در سایت ثبت خواهد شد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخابات شورای شهر، انتخابات شورا، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

 زندگی همیشگی با مادر، در عید


عید یعنی امید به آینده ای روشن،

 

  آرزوی خوشبخت شدن


 در سال جدید برای همه



  ( نوشته شده توسط فرهاد داودوندی- بروجرد)


اینک که زمین و زمان ظاهرا آرام اما با شتاب، گرد پیری و غبار کهنسالی را به وجود ما تزریق می کند، مطمئن شده ام  که عید یعنی در بدر بدنبال  دوران کودکی گشتن!


وحشت خوش آیندی از خاطرات کم و بیشی که تو را به گذشته ای نه چندان دور می برد.


لذت بردن از عیدی گرفتن و دلهره از اینکه نکند خاله و دائی و اقوام دور و نزدیک  در غوغای صحبت های روز مره با اطرافیانت فراموش کنند که عیدی تو را بدهند!


پوشیدن کت و شلوار نو، اما دو سه سایز بزرگتری که آستین کتش را چندین بار روی هم برگردانده بودند تا دستان کوچکت بتوانند دیده شوند و پرخاش های دلپذیرمادر که در مقابل اعتراض ساده تو برای سر پوش گذاشتن بر نداری ها  می گفت  پسر بچه زود قد می کشد پول که علف خرس! نیست هر سال کت و شلوار بخریم! باید دو سه سال با این لباسها سر کنی.


و کتک خوردن روز عید از دستان نحیف مادر، اگر درموقع بازی کردن با هم سن و سالان خود، لباس را خاکی یا پاره پوره می کردی و پوشیدن کفشی که به زور برایت می خریدند که یا یک شماره کوچک بود و در همان روز اول انگشتانت پر از تاول می شدند و یا اینکه یکی دو شماره بزرگ بود و با گذاشتن پنبه و کهنه پارچه در نوک آن همیشه   احساس می کردی کفشهایت دو سه متری جلو تر از خودت در حرکتند!


وشاید هم خاطره خوش عید در  این بود که  بعد از حمام عید، که طبیعتا بخاطر شلوغی بیش از حد حمام سر گذر، یک هفته قبل از عید می رفتی و بدست دلاکی که برای گرفتن عیدی بیشتر از پدر، تو   را با کیسه زبری که بر تن صدها نفر کشیده بود  مانند بره بریان می نمود!


عید یعنی سوار شدن بر بال خاطرات و سفر به دوران کودکی و نظاره کردن مراسم چهارشنبه سوری، آتش بازی و از روی آتش پریدن و دیدن وحشتی که سراپای مادر را در بر می گرفت که گزندی بخاطر پریدن از روی آتش به طفل خرد سالش  نرسد.


و سپس مراسم عید نوروز و آغاز سال نو و دید و بازدید های بی پایانی که اکثرا با میهمانی های دسته جمعی همراه و ممکن بود تا یکی دو ماه بعد از عید  نوروز بخاطر کثرت فامیل ادامه داشته باشد.


اعیاد دوران کودکی ما هر چه بود خاطراتی از خود برای ما به یادگار گذاشت که با فکر نمودن به آنها شور و شعفی وصف ناپذیر سراپای وجودمان را در بر می گیرد بی اختیار احساس شادابی می نمائیم و لبخندی بر لبانمان می نشیند با کمی آب و تاب خاطرات گذشته  را برای دوستان و فرزندان خود تعریف می کنیم زیرا فقط نقاط روشن گذشته را مرور می کنیم !


در کوچه پس کوچه های ذهن پر مشغله خود بدنبال دوستان و همکلاسی های دیگر ندیده خود می گردیم   و اینکه مدتهاست عمو و دائی و خاله و فرزندان آنها را که حتی لحظه ای از هم جدا نمی شدیم ماهها و حتی سالیان سال است ندیده ایم!


عید یعنی کم رنگ شدن  لبخندی که  یاد آوری خاطرات گذشته بر لبانمان  نشانده بود.


عید یعنی امید به آینده ای روشن، آرزوی خوشبخت شدن در سال جدید برای همه، دیدن افراد تازه متولد شده در فامیل!


و آرام آرام  به فکر بستن بارو بندیل زندگی برای سفر همیشگی و شروع دوران کودکی جدید و زندگی مادام العمردر جوار مادر واقعی مان "زمین" !





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زندگی همیشگی با مادر در عید، فرهاد داودوندی، نقد، زندگی با مادر، زمین،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


پارلمان محلی بروجرد

 امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود



فرهاد داودوندی- بروجرد:



جدای از اینکه شورای شهر دوره چهارم بروجرد منحل بشود یا خیر، شهردار ابقا بشود یا خیر و هزاران سوال دیگر...... اما باید برای ثبت در تاریخ شهر فرهنگی بروجرد ثبت شود روزی که این شهر برای اولین بار شاهد یک رخداد متمدنانه در سطح مدیریت شهری بود.

امروز بالاخره بعد از چند سال که از عمر شورای چهارم می گذرد، می شد روح زندگی را در یک پارلمان محلی دید که نظرات مستقیم شهروندان باعث شد در آن تصمیم گیری مبتنی بر احترام به مردم گرفته شود.

امروز روزی بود که حضور در این جلسه تاریخی و پر هیجان می توانست برای هر خبرنگار یا وبلاگ نویسی  به صدها خبر دیگر ارزش صد چندان داشته باشد.

در این روز اعضای موافق و مخالف در شورای شهر بر اثر فشار شهروندانی که با رعایت تمامی قوانین متمدنانه شهروندی پشت درها ایستاده بودند، مجبور شدند افکار واقعی خود را نشان بدهند، از روی صندلی ها برخیزند و با شور و حرارت تصمیم بگیرند و برای یکبار هم که شده بازی با احساسات شهروندان را کنار بگذارند.

"تعدادی" از اعضای پارلمان محلی دوره چهارم بروجرد هر چند بسیار دیر، اما اگر به فال نیک گرفته شود امروز جدای از ابقا یا انحلال، مرد و مردانه به میان موکلین خود آمدند و با صراحت کامل با مردم شهر سخن گفتند و بالاخره  سر شهروندان را بر یک بالین گذاشتند.

شهروندانی که سالهاست به شورای شهر بی تفاوت شده بودند امروز تجربه کردند که اگر با تمام وجود پای صندوق های رای بیایند و درست و صحیح نمایندگان محلی خود در شورای شهر را انتخاب کنند، می توانند برای رفع هر مشکل حتی کوچکی درهای شورا را برای بیان مستقیم مشکلات شهر، به روی خود باز ببیند.

 اتفاق خوشایندی که امروز رخ داد این بود که برای اولین بار این حضور مستقیم مردم و رسانه ها بود که در آرا موافق و مخالف در بین اعضای شورای شهر تاثیر مستقیم گذاشت.

باید برای ثبت در تاریخ زادگاه مان بنویسیم که امروز برای بروجرد یک روز تاریخی در تمرین مردم  برای تصمیم گیری جهت انتخاب صحیح اعضای شورای شهر بعدی در اواخر اردیبهشت ماه 1396 بود.

اتفاقات امروز را جدای از تمامی حاشیه های مثبت و منفی آن به فال نیک بگیریم، انتخابات شورای پنجم نزدیک است و حضور بی سابقه مردم در پای صندوق ها برای انتخاب درست یک پارلمان محلی، می تواند  با انتخاب افراد پاسخگو، متخصص و متعهد،
در کمترین زمان ممکن، بروجرد زیبا و فرهنگی تاریخی را به روزهای اوج خود برگرداند.

تنگ چشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشا کنان بُستانیم

























طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پارلمان محلی بروجرد امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود، شورای شهر، نقد، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، پارلمان محلی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقا اجازه! بابا جوونم گریه کرد، وقتی شنید

بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کرده


فرهاد داودوندی- بروجرد

آقا اجازه! در رابطه موضوع انشا که گفته اید در رابطه با طلاق بنویسیم، وقتی به بابا جونمون گفتیم برای نوشتن این انشا کمک مان کند تلخندی زد و گفت:

روله جوو، خلاصه و مفید بنویس، ای روسا و مدیران کم کار بروجرد که اینقدر به میز ریاست تان چسبیده اید که فکر مشکل اقتصادی خانواده ها را فراموش کرده و باعث شده اید بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کند، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد، این شتر در خانه های خودتان هم خواهد خوابید!

آقا اجازه! بابا جوونمون در ادامه در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود در حالیکه نگاه سقف می کرد که اشک هایش روبروی ما بر گونه هایش نغلطد گفت: بنویس، خدا دیر گیره، اما شیر گیره، ای روسای کم کار شما خودتون هم دختر و پسر دارید، هم عروس دارید و هم داماد، بترسید ازخشم خدا .....

آقا اجازه! می گویند مردها گریه نمی کنند، اما بابامون در حالیکه یک دفعه بغضش ترکید و هق هق گریه سر داد بلند شد رفت توی حیاط و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و در حالیکه بریده بریده حرف می زد، گفت: خدایا! بعضی از رئیس روسای شهر حقوق و مزایا و پاداش و .. خودشان یک روز هم دیر نمی شود اما به فکر زیر دستانشان نیستند و درک نمی کنند که مردی که دست خالی به خانه می رود مرگ برایش عروسی است.

 خدایا، هیچ مردی را پیش زن و بچه اش شرمنده نکن، اونا رو شرمنده کن که باعث و بانی این وضع در ابن شهر شده اند که باعث شده از هر 500 درخواست طلاق فقط 10 تایش به صلح ختم شده و بقیه با داشتن دو سه تا بچه  مجبور به جدایی و طلاق بشوند.

آقا اجازه! ما داشتیم از پشت پنجره درد و دل بابا جوونمون با خدا را می شنیدیم، نمی دانم کی پشت پنجره خوابمان برده بود.

 یه دفعه  احساس کردم بابا جوونم منو بغل گرفته داره می خوابونه توی رختخواب و داره پیشانی ام را ماچ می کند و با چشمان نمناکش داره میگه خدا سایه هیچ مردی را از سر زن و بچه اش کم نکنه، اینا که باعث شده اند بروجرد آمار بیشترین طلاق را کسب کنه، فردای قیامت جواب خدا را چی می خواهند بدهند؟!

آقا اجازه! یک قطره از اشک های بابا جوونم صورت من را هم خیس کرد، سرم را کردم زیر لحاف و تا صبح من هم گریه کردم، حالا تازه فهمیدم که مردها هم گاهی اوقات که ناجوانمردی می بینند و می شنوند، گریه بهترین راه است که خودشان را سبک کنند!


ادامه مطلب

طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طلاق، فرهاد داودوندی، طنز تلخ، آقا اجازه، بروجرد رتبه اول طلاق،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی



به بهانه سخنان نسنجیده دو مجری تلویزیونی

 در رابطه با قوم بزرگ لُر

بر طبل تفرقه نکوبیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:


دو مجری بذله گوی تلویزیونی در یک برنامه زنده، نسنجیده سخنانی را  بر زبان می آورند که شاید قصدشان در وهله اول خندان حضار بوده است، اما نادانسته سخنان
بچه گانه شان باعث جریحه دار شدن احساسات یکی از شریف ترین، مهربانترین و تاریخی ترین اقوام ایران زمین شده است.

در اینکه این مجریان سالهاست خنده بر لبان ما ایرانی ها می نشانند هیچ شکی نیست، در اینکه سخنان شان بسیار خام و نسنجیده بوده نیز هیچگونه شکی نیست، اما در شرایطی که کشور ما در شرایط بسیار حساس منطقه ای به سر می برد حتی الامکان باید شرایط روانی جامعه را به سمت و سوی آرامش برد و با هدایت  این دو مجری به عذر خواهی، پرونده این سخنان سهوی را برای همیشه بست.

یادمان نرفته سال قبل نیز عده ای موج سوار! ساکن در کشورهایی دیگر،  که نان شان در تشنج زایی است با یک جمله سهوی گروه عمو فیتیلیه ای ها در یک برنامه تلویزیونی قصد داشتند با بزرگ جلوه دادن آن برنامه، بر طبل اختلافات بکوبند و به این وسیله برای شخصیت نداشته خود، اعتباری هر چند ناچیز دست و پا کنند، که خوشبختانه با درایت به موقع مسوولین کشوری و هموطنان عزیزمان  موضوع کاملا ختم به خیر شد.

به همین خاطر،  نگارنده که خود با افتخار تمام لرستانی می باشد و اتفاقا پسوند نام فامیلم نیز دست مایه طنز سخیف همین برنامه حاشیه ساز بوده، معتقد است باید با دیدگاه گذشت و عفو نمودن این دو نفر، جملات گفته شده دو مجری طنز تلویزیونی ( طاهرا در برنامه ای در 7 سال قبل ) را سهوی و نسنجیده و بدون اغراض خاصی به حساب آورد و با دعوت به آرامش، خواهان توضیح و عذر خواهی رسمی این دو مجری تلویزیونی شد.

والسلام.  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، بر طبل تفرقه نکوبیم، فرهاد داودوندی، لباس لری، محمود شهریاری، حسن ریوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


رُک، صریح و بی رودربایستی

خطاب به کاندیداهای شورای شهر/

هیچ توجیهی پذیرفته نیست

فرهاد داودوندی- بروجرد:

شوربختانه مدتهاست مُد شده هر کسی طی دوران مدیریت خودش به تمام معنا از خود ضعف مدیریتی نشان می دهد، برای فرار از گناهان کم کاری که انجام داده، تمام تقصیرات را به گردن دشمن فرضی یا همان مدیران قبلی می اندازد!

می پرسیم چرا وضع شهر بروجرد اینگونه در حال عقب گرد است؟

می گویند: تقصیر شورای شهر دوره اول و دوم و سوم است!

می گوئیم چرا 1000 نفر نیروی مازاد در شهرداری وجود دارد؟

 می گویند: تقصیر قبلی ها می باشد.

آقا و خانم عزیز که قصد دارید کاندیدای احتمالی دوره پنجم شورای شهر بروجرد بشوید، لطفا چشم تان را باز کنید و سپس برای انتخاب شدن جهت عضویت در شورای شهر قدم پیش بگذارید!

هم اکنون شهرداری حدود شصت هفتاد میلیارد تومان و یا شاید حتی بیشتر از این مبالغ بدهی دارد، حقوق پرسنل شهرداری شش هفت ماه معوقه دارد، وضعیت شهری اصلا و ابدا مورد قبول همشهریان نیست!

اگر قصد دارید کاندیدای شورای شهر بشوید، باید در خودتان  به این نتیجه رسیده باشید که توان حل این مشکلات شهری بروجرد را دارید. باید برای برون رفت از وضعیت بغرنج فعلی بروجرد برنامه داشته باشید، از هم اکنون گروه مشاورین تان را مشخص کنید، برای لحظه به لحظه حضور در شورا برنامه ریزی کرده باشید، مطالبه گری شهری را حق شهروندان بدانید و بعد از انتخاب شدن رفتارتان با مردم توهین آمیز و از موضع قدرت نباشد.

 در ضمن فردا پس فردا که "خرتان از روی پل گذشت" و دست تان در شورای شهر به جایی بند شد و خود و خانواده تان را تا هفت نسل تامین کردید، در مقابل مطالبه به حق مردم شهر حق ندارید از جملات از مُد افتاده: " این گرفتاری ها مربوط به شورای قبلی بوده" و یا " اینقدر شورای قبلی برای ما مشکل گذاشته که نمی توانیم حلش کنیم" و امثالهم استفاده کنید!اینگونه توجیهات اصلا و ابدا قابل قبول نیست!

 قبل از اینکه کاندیدای شورای شهر  بشوید بروید تحقیق کنید، مشکلات این شهر اظهر من الشمس است، بعد از انتخاب شدن تان نگوئید که نمی دانستم و در جریان کوه عظیم مشکلات نبودم.

به هر حال محض اطلاع تان باید رُک و صریح و بی رودربایستی خدمت تان عرض شود که: صرفا به خاطر اینکه چهره و یا تیپ خوبی دارید و یا خوب سخن می گوئید و یا اینکه چهار تا دوست و رفیق در یک میهمانی تشویق تان کرده اند که کاندیدای شورای شهر بشوید وارد این عرصه نشوید،

 بگذارید سی چهل  تا کاندیدای کاربلد دل و جرات دار متخصص و متعهد که دست و دل شان با دیدن منابع مالی شهری نلرزد، با هم رقابت کنند، تا با استقبال شهروندان برای انتخاب شورای قوی، 9 نفر معتمدِ متخصصِ متعهدِ کاربلد وارد شورای شهر دوره پنجم بشوند،

 تا شاید بالاخره  عروسی به کوچه ما بروجردی ها هم بیاید و اگر شما سیل کاندیداهای ضعیف بگذارید، به نوعی با انتخاب افراد اصلح، گره از کار فرو بسته این شهر مظلوم هم باز بشود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، انتخابات شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، رُک و صریح و بی رودربایستی، کاندیداهای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


اگر قواعد بازی را رعایت نکنید

محال ممکن است

در ورزش قهرمانی موفق شوید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


از صبح تا شب می شنویم که ورزشکاران بسیاری در مسابقات داخلی موفق به کسب عناوین قهرمانی شده اند، اما چرا فقط تعداد بسیار اندکی از این ورزشکاران در بروجرد موفق شده اند نامشان را در بین ورزشکاران بین المللی کشورمان ثبت کنند؟

شاید بتوان گفت رمز موفقیت در احترام و عمل به "قواعد بازی ورزشی" است که راه تعداد اندکی از ورزشکاران را از خیل عظیم ورزشکاران شهر و دیارمان جدا کرده است.

تاکید دارم که محال ممکن است فردی در عرصه ورزش موفق شود و یا موفقیتش تداوم داشته باشد، اگر حتی یک مورد از مواردی را که به "قواعد بازی"  می توان نامید را در زندگی ورزشی رعایت نکند.

" قواعد بازی " زندگی موفق ورزشی، یک اصل جهانی ورزش حرفه ای است که می توان آن را در حد منطقه ای و محلی هم، بنا به شرایط موجود در هر منطقه ای و متناسب با عرف آن جامعه تغییر داد.

ثابت شده است که در جامعه ما داشتن سه خصلت "اخلاق" و "کسب تحصیلات عالی" و "پشتکار ورزشی" توانسته جایگاه ورزشکاران را در رده های بالای ورزشی تثبیت کند، ممکن است این قواعد در کشورهای دیگر توسعه بافته و یا در حال توسعه با عرف جامعه ما تفاوت هایی داشته باشد.

در کنار سه فاکتور ذکر شده بالا ریزه کاری هایی دیگری هم وجود دارد که عدم به کار گیری هر کدام از آنها در زندگی ورزشی و اجتماعی می تواند  موفقیت های ورزشی یک قهرمان را دچار  مشکلات جدی کند.

 به هر حال داشتن روابط عمومی قوی، به کار گیری مشاورین کاربلد، تغییر به موقع مربیان ورزشی، شناخت و تحلیل تمامی رقبا، جدیت در داشتن زندگی سالم گرفته تا حتی یک سلام و احوالپرسی به موقع و به ظاهر ساده می تواند در روند رو به رشد یک ورزشکار تاثیر مستقیم داشته باشد تا جائیکه به فراموشی سپردن هر کدام از " قواعد بازی" نیز می تواند نتیجه کاملا منفی و غیر قابل برگشتی برای یک ورزشکار جوان در پی داشته باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اگر قواعد بازی را رعایت نکنید محال ممکن است در ورزش قهرمانی موفق شوید، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، زندگی ورزشی، قواعد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی





اهدا 500.000 ریال +200.000 ریال به
 

دخترنیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد


 خانم محترمی از بینندگان سایت مبلغ 500.000 ریال و همچنین دوست عزیز دیگری مبلغ 200.000 ریال نقدا در اختیار من قرار داده بودند که هر طور صلاح می دانم برای کمک به نیازمندان هزینه کنم.

 "دختر نیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد"  امروز برای آزمایشات پزشکی اش به مبلغ 580.000 ریال احتیاج مبرم داشت. بنا بر این تمامی مبلغ 700.000 ریال را نقدا به مادر این دختر خانم تقدیم نمودم تا هزینه آزمایشگاه را پرداخت کند.

صمیمانه برای خیرین عزیزی که این مبالغ را کمک نموده بودند آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم و همچنین امیدواریم عمل چشم این دختر خانم با موفقیت انجام بگیرد.

@@@@@@@@@

 


گاهی خدا

با دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد.

با زبان تو گره از كار بنده ای باز میكند.

وقتی دستی را به یاری میگیری،

بدان كه در آن زمان دست دیگر تو در دست خداست


تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به "  دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد"  آستین همت را بالا بزنند می توانند

کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :


  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.


مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت‏ سبع سنابل فی کل ‏سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،261(


کسانی که اموال خود را در راه خدا«انفاق‏»می‏کنند،همانند بذری هستند که هفت‏ خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد(وشایستگی داشته باشد)،دو یا چند برابر می‏کند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسیع و(به همه‏ چیز)داناست





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دخترنیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد، تخلیه چشمان، تخلیه چشمان دختر، دختری با چشمانش، بیماری چشم، نقد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد


"سر رشته کار" از دست مدیران درمانی شهر

به در رفته است!

فرهاد داودوندی- بروجرد:


 وضعیت درمانی در بروجرد از مرز فاجعه نیز گذشته است.

آمار دقیقی در دست نیست، اما اگر یک نظر سنجی معتبر در بروجرد برگزار شود احتمال اینکه حتی درصد بسیار ناچیزی از مردم از این وضعیت راضی باشند هم بسیار بعید به نظر می رسد.

سالهاست که می گویند وضعیت درمانی در بروجرد درست خواهد شد، اما درست که نشده هیچ، هر روز وضعیت بدتر از روز قبل می شود.

نبود امکانات، بستری شدن بیماران در راهروها،  نبود تجهیزات کامل درمانی، مخروبه بودن دو بیمارستان قدیمی بروجرد،
سقوط جایگاه و مقام مردم شریف بروجرد در زمینه ساختن زیر ساخت های درمانی به حد مردمی بسیار نیازمند و محروم که باید منتظر کمک خیرین کشوری باشند، نگرفتن حق و حقوق کمک های دولتی توسط مدیران مربوطه، واگذاری بخش تزریقات تنها اورژانس نوساز بیمارستان دولتی به بخش خصوصی، افتتاح نشدن آزمایشگاهی که مثلا افتتاح شد، عدم تجهیز یا عدم استفاده از اطاق عمل نوساز اورژانس جدید، ساعتها وقت تلف کردن مردم برای یک تسویه حساب ساده جهت ترخیص شدن بیمار، عدم یک پیگیری قوی از طرف مدیران مربوطه، و ...... باعث شده مردم به شدت از وضعیت درمانی در بروجرد به شدت ناراضی باشند.

شهر 400 هزار نفری بروجرد گاهی اوقات پزشک متخصص بیماری های مختلف ندارد، بعضی مواقع و در بعضی روزهای سال
حتی یک چشم پرشک متخصص هم در این شهر وجود ندارد! ایام تعطیلات که دیگر جای خود دارد.

اینقدر وضع درمانی بروجرد وخیم است که در یک جمله باید گفت: ختم کلام اینکه سر رشته کار از دست مدیران درمانی شهر به در رفته است!

متاسفانه نگارنده نمی تواند بیش از این، نکات منفی درمانی شهر را به رشته تحریر در بیاورد، اما بد نیست مدیران مربوطه شهر به خود زحمت داده و علل این همه مشکلات را بررسی کنند.

نگارنده خود سالها به خاطر بیماری مرحوم مادر، تقریبا هر روز سر و کارم با بیمارستانهای بروجرد بوده است که اگر بخواهم به نکات دیگری که فاجعه بار است اشاره کنم ممکن است غلو پنداشته شود، اما اگر بر اثر کم کاری مدیران شهری، " آی، سی، یو" و یا " سی، سی، یو" تخت کم دارد، گناه شهروندان چیست که باید بیماران بد حال شان ترخیص قبل از درمان شوند؟

گناه ما چیست که در بروجرد به دنیا آمده ایم که باید با این همه کمبود فاجعه بار درمانی بسازیم و بسوزیم و پدران و مادران مان بخاطر کمبودها، زودتر از موعد جان به جان آفرین تسلیم کنند؟



مگر قرار است هر شهروندی خود راسا برای گرفتن حقوق درمانی شهر از استان و کشور اقدام کند؟ اگر اینچنین است پس وظیفه مدیران ارشد درمانی شهر چیست؟ راستی چرا وقتی وزیر محترم بهداشت به بروجرد آمد مدیریان درمانی بروجرد امتیاز بزرگی از وزیر نگرفتند؟ اصلا آمدن و رفتن وزیر بهداشت به بروجرد چه نکته مثبتی برای بروجردی ها داشت؟!

اورژانس و بیمارستان را که باید با کمک مالی خیرین و خود ما مردم بسازند، امکانات درمانی  برای همراهی با بیماران در بیمارستانها را نیز باید با خودمان همراه داشته باشیم، از صفر تا صد بستری شدن بیماران مان در بیمارستانها را هم که خودمان باید انجام بدهیم،

 حتی در سرمای سوزان و گرمای طاقت فرسا و برف و باران، بیماران خود را باید با تخت های مثلا روان اما از رده خارج، از این سر بیمارستان با پتو پیچ کردن، به آن سر بیمارستان برای گرفتن عکس رادیولوژی برده و برگردانیم!

پس لطفا یکی توضیح بدهد اگر قرار است خود ما مردم در این شهر بیشترین پول درمانی را بدهیم و کمترین بهره را ببریم، پس این همه دم دستگاه عریض و طویل  بهداشت و درمان در شهرمان چکار می کنند؟

چگونه است که در شهرهای دیگر و حتی شهرهای همجوار امکانات درمانی و پزشکی در حد قابل قبول  و چشمگیر وجود دارد اما در بروجرد هنوز باید برای موضوع ساده درمانی "کاسه چکنم چکنم" به دست بگیریم؟!




ختم کلام اینکه دوستانه خدمت تمامی مدیران درمانی شهرم عرض می کنم، فکر نکنید گرفتاری از دست دادن عزیزان تان بخاطر کمبودهای درمانی و حتی مرگ و بیماری خودتان، "در خانه" شما را نخواهد زد!

وضعیت درمانی در بروجرد فاجعه بار است، تا کی می خواهید با توجیهات و وعده دادن به اینکه در آینده وضعیت درمانی بروجرد چنین و چنان خواهد شد، هم خود را گول بزنید و هم ما شهروندان را بیش از پیش گرفتار کنید؟

همیشه اینگونه نیست که مردم بیمار باشند و شما سالم و تندرست.

بیماری شتری است که در خانه همه می خوابد، حتی شما آقای مدیری که حق بروجرد را در زمینه درمانی نمی گیری و هر کسی هم اعتراض می کند جواب سر بالا می دهی!

راستی تا یادم نرفته، لطفا اگر وقت کردید شبها سری به اورژانس ها بزنید تا با چشمان خود ببینید که فشارهای عصبی نبود امکانات درمانی در بروجرد، هر شب منجر به چند درگیری بین مردم با پرسنل زحمت کش بیمارستانها و بخصوص اورژانس ها می شود؟!


نگارنده آمادگی دارد در یک جلسه، در حد بیش از یکی دو ساعت بدون وقفه و حتی بدون گفتن یک جمله تکراری کمبودهایی را که طی دوران بیماری مرحوم مادرم به چشمان خود دیده ام را در یک نشست با حضور مسوولین واقعی و محترم شهر در میان بگذارم.

 البته اول عرایضم در آن جلسه، قسمت آخر سخنانم را خواهم گفت که در شب آخر عمر مرحوم مادرم بخاطر آموزش ندیدن پرسنل و عدم رسیدگی و جدیت مدیران ارشد درمانی شهر، چه اتفاقی افتاده بود که اگر خود من نمی رسیدم.....


به هر حال وظیفه ما این است که با شما مدیران درمانی شهر این مسائل سخت آزاردهنده را در میان بگذاریم. حال می خواهید از سخن ما تکانی به خود بدهید! یا اینکه از سخنان ما سخت دلگیر شوید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بیمارستان، وضعیت بد بیمارستان ها،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه توهین های بی شمار به همدیگر

در شبکه های مجازی


به دیگران توهین نکنیم /

همه را صمیمانه دوست بداریم


فرهاد داودوندی- بروجرد:

ما مردمی هستیم که یا "چهل" ستون ( چهلستون) می سازیم یا "بی" ستون( بیستون)!

 همه چیز برای مان در "صفر" یا "صد" خلاصه شده است، یا همه چیز برای مان سفید سفید است یا سیاه سیاه! یا یک شخصی از دید ما خیلی خیلی انسان خوبی است و یا اگر به هر دلیل حتی کوچکی از آن شخص خوشمان نیاید به یکباره برای مان  از کفر ابلیس هم بدتر می شود!

هیچگاه یاد نگرفته ایم که ممکن است در تمامی اشخاص دور و برمان، "صفات خوب" و "غیر خوب" بطور یکسان وجود داشته باشد، همچنین متاسفانه هیچگاه یاد نگرفته ایم که با ابراز دوستی صمیمانه به هر دلیلی از صفات خوب دیگران به نیکی یاد کنیم.

 متاسفانه با همین دید منفی، کار به آنجا رسیده که فرد بسیار خوب برای ما، یک شخص " مُرده" است.

 همنوعان مان را تا زنده هستند در مقابل "عقل کل" بودن خودمان به پشیزی هم به حساب نمی آوریم، اما با شنیدن خبر مرگ دیگران به یکباره تمام صفات خوب دنیا را به آن فرد می چسبانیم!

دنیای مجازی می تواند و باید باعث بسط دوستی ها و مهربانی ها بشود، اما متاسفانه شاهدیم که بر همان اصل یا "سفید و یا سیاه" هر کسی را که حتی تفکرش سر سوزنی با ما همخوان نباشد را آنچنان به باد ناسزا و توهین قرار می دهیم که وصفش در این مقاله نمی گنجد!

به هر حال وقتش رسیده که با تمام وجود، خوشبینانه به دیگران بنگریم و دیگران را به هر دلیلی صمیمانه و عاشقانه دوست بداریم، تا به این طریق صمیمانه در قلب دیگران هم جا بگیریم!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، به دیگران توهین نکنیم، مهربان باشیم، توهین نکنیم، همه را صمیمانه دوست بداریم، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:



( قسمت 5 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که:
آزمایشگاه اورژانس جدید التاسیس و افتتاح شده!!! بروجرد در خیابان سید مصطفی تعظیل است.
همین شنیده ها حاکیست بسیاری از مردمی که مبالغ جزیی و کلی برای ساخت چنین اورژانسی هدیه داده اند به یک وبلاگ نویس فعال بروجردی گفته اند: ما پول ندادیم که آزمایشگاه ساخته شده درش بسته باشد و افتتاح نشود، توقع مان این است حالا که این مکان با پول و همت ما مردم ساخته شده، هر چه سریعتر به بهره برداری برسد.
 در ضمن همین اهدا کنندگان می گویند: اگر اورژانس افتتاح رسمی شده است، باید تمامی قسمت هایش فعال باشند و اگر ادعا می شود امکانات این اورژانس کامل نیست، چه اصراری بوده که قبل از تکمیل کامل اورژانس، آن را افتتاح کنند؟!


زیر پوست شهر شنیده می شود که:  یکی از استخرهای مهم شهر بخاطر مسائل بهداشتی بسته شده است. همین شنیده ها حاکیست که این استخر که بیرون از شهر هم می باشد احتمالا برای رفع مشکلات موجود تا یک ماه آینده هم بسته خواهد بود.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: کاندیداهای احتمالی شورای شهر دوره پنجم به شدت در حال فعالیت و یار و یار کشی هستند. همین شنیده ها حاکیست بسیاری از این کاندیداها با پرداخت پول به بعضی "میکروفن به دست ها"، سبک جدیدی در نام بردن از خودشان در مجالس عزا و شادی را باب کرده اند! به این نحو که در هر مراسم شادی یا بخصوص مراسم های تشییع و ترحیم که آقایان یا خانم های "میکروفن به دست" که قبلا سبیل شان با پرداخت پول چرب شده، حضور داشته باشند، در وسط برنامه تحت عنوان ارسال پیام تسلیت، نام  کاندیداهای مورد نظرشان را که حتی در آن برنامه حضور ندارند را به هر بهانه ای که شده برای ابراز همدردی با خانواده صاحب عزا، اعلام می کنند.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: بسیاری از مردم بروجرد هر چه به ذهن شان فشار می آورند که آخرین طرح بزرگ ملی که در بروجرد افتتاح شده مربوط به چه دهه و یا احتمالا چه قرنی بوده؟ چیزی به ذهن شان خطور نمی کند! البته بسیاری از شهروندان بروجردی به این نتیجه رسیده اند که ظاهرا   آنجا  که بودجه و طرح های بزرگ ملی تقسیم می کنند، احتمالا برای چسباندن نقشه کشور به دیوار، دقیقا روی نام بروجرد را با یک عدد " پونز" بزرگ پوشانده اند!

زیر پوست شهر شنیده می شود که: بارش 20 سانتی برف در هفته قبل در بروجرد برای شورای شهر بعدی هم آب دارد و هم نان!
از آنجا که در این شهر ما هر کسی کم کاری خودش را به گردن روسای قبلی می اندازد و چندین سال مدیریت خودش را به مانند خر زیر پای "نصرالدین" معروف حساب نمی کند! این برف هم باعث خواهد شد در آینده اگر درخواستی برای رشد بروجرد از اعضای شورای بعدی داشته باشیم، برای توجیه کم کاری خودشان بگویند: ای بابا! شورای چهارم که خودش برای این شهر قوزی بود و برفی هم که آخر عمر آن شورا در بروجرد بارید شد قوز بالا قوز! حالا شما توقع دارید ما مشکلات قبلی ها را حل کنیم؟!

زیر پوست شهر شنیده می شود که: آنوقت ها که دستگاه کارت خوان در فروشگاه ها و پمپ بنزین ها و لحاف و تشک دوزی ها و بقالی ها و حتی میوه فروش های کنار خیابان ....وجود نداشت، مردم برای یک کار ساده بانکی حداقل نیم ساعت در بعضی شعب بانکها معطل می شدند!
 اما نکته جالب این است که با این همه دستگاه کارت خوان نصب شده در فروشگاه های مختلف، که طبیعتا از حجم حضور مردم در بانکها به شدت کاسته است، اما هنوز هم برای هر کار ساده بانکی باید نیم ساعت در هر بانکی معطل بشویم!!! ظاهرا باد سرعت عمل بانکی با استفاده از تمامی عوامل تکنولوژی و دنیای مجازی، هنوز به پرچم بعضی شعب بانک های بروجرد وزیدن نگرفته است!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقا معلم! اجازه؟

اینجا از آدم رُک و صریح بدشان می آید


فرهاد داودوندی- بروجرد:

آقامعلم! اجازه؟ از آنجایی که گفته اید انشای این هفته مان در رابطه با "بی رودربایستی بودن" و " رُک گویی" باشد، لذا به مانند همیشه شب گذشته برای نوشتن انشاء مزاحم اوقات شریف پدر بزرگوارم که با ارسال جوک های دست هزارم و بی نمک! مشغول تلگرام بازی با دوستانش بود شدم.

پدرم وقتی شنید موضوع انشای مان در رابطه با رُک گویی است! خنده تلخی کرد و خطاب به من گفت: پدر پدر سوخته ات را در می آورم، اگر در این شهر در جایی حرف دلت را بی رودربایستی و رُک به زبان بیاوری!

آقا! اجازه؟ پدرمان در ادامه گفت: یکی نیست بگوید آخه آقا معلم عزیز، مرد حسابی، موضوع انشاء قحط بود؟ خوب یک موضوع ساده مثل علم بهتر است یا ثروت و یا فایده پوست گاو را برای بچه های مردم بعنوان انشاء می گفتی بنویسند!

آقا! اجازه؟ پدرمان بعد از اینکه خیلی "غرولند" کرد، زیر لب گفت آخه اینهم شد معلم؟! و بعدش بلافاصله گفت این را که گفتم ننویسی، و سپس بادی به غبغب انداخت و گفت: پسرم، اینجا خیلی ها ادعا می کنند که انسان های رُک گو و صریحی هستند و همچنین ادعا می کنند که انسانهای رُک گو را دوست دارند، اما اگر سر سوزنی در حرف زدن با آنها رُک گویی کنی، به یکباره از خود بیخود می شوند و هفت جد و آبادت را می آورند پیش چشمت!


آقا معلم! اجازه؟ پدرمان می گوید: رُوله جوو، اینجا باید پشت سر مردم یکجور حرف بزنی و پیش رو جور دیگری، تا که همرنگ جماعت شوی و عزیز دل همه! جوری باید رنگ عوض کنی که همه انگشت به دماغ! ببخشید انگشت به دهان بمانند!

آقا! اجازه؟ پدرمان خیلی به خودش زور آورد که بتواند دو سه جمله دیگر هم در رابطه با محسنات رُک گویی در نوشتن انشاء کمکم کند، اما دست آخر در حالیکه کمی برآشفته شد گفت: اینقدر زور زدم که چند جمله از خوبی های رُک گویی چیزی بیاد بیاورم که نزدیک است جانم در بیاید! همین دو سه جمله از سرت هم زیاد است! بلند شو برو یک "گِلی بگیر توی سر من" و خودت دو سه جمله زیادش کن و بعنوان انشاء بده تحویل معلمت!


آقا! اجازه؟ پدرم در آخر در حالیکه نگاه چشمانم کرد گفت: فردا نروی به معلمت بگویی که بابایم گفته آخه مرد حسابی اینهم موضوع انشا بود که برای بچه ها گفته ای! اتفاقا اگر آقا معلمت را دید از طرف من سلام برسان، بگو بابایم بعد از عرض ارادت مخصوص گفت: آقا معلم، چاکریم، آقا معلم مخلصیم! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آقا! اجازه؟ اینجا از آدم رُک و صریح بدشان می آید، رک گویی، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، آقا اجازه، آقا معلم،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه مبارزه دلاورانه "پیمان یاراحمدی" مقابل "جوردن باروز"


اگر منطقی فکر کنیم،

موفقیت ورزشی ساز و کار خاص خودش را دارد


فرهاد داودوندی- بروجرد:


مبارزه دلاورانه پیمان یاراحمدی جوان دلاور ایرانی، زاده شهرستان بروجرد، شور و شعف خاصی در بین دوست داران کشتی در این شهر به وجود آورد.

علاقمندان به رشته ورزش کشتی می دانند که "جوردن باروز" با داشتن چندین مدال طلای جهانی و المپیک و قاره ای یکی از نام آوران این ورزش در دنیا می باشد.

کشتی دلیرانه پیمان یاراحمدی مقابل این اعجوبه کشتی دنیا، بارقه های امید را در دل دوست داران کشتی زنده کرد که وقتش رسیده  بزودی شاهد کسب موفقیت های دیگر جهانی از یاراحمدی جوان باشیم.

اما در این میان به نکته ای باید اشاره شود که ممکن است به آن کمتر پرداخته شده باشیم.

" جوردن باروز" سالهاست میداندار کشتی است و هر سال بر کلکسیون افتخارات خود می افزاید، این کشتی گیر توسط یک تیم هدایت می شود.

ورزش قهرمانی دنیا برای خود تعریف خاصی دارد، اینگونه است که "جوردن باروز" توسط چندین پزشک و مربی فنی، بدنساز، روانشناس، کارشناس تغذیه، ماساژور و ..... تحت حمایت کامل است، کوچکترین مسائل زندگی اینگونه ورزشکاران حرفه ای رصد می شود، برای هر لحظه از دقایق شبانه روز وی برنامه ریزی شده است و حتی ساعت خواب و بیداری امثال " جوردن باروز" برای آنها با معیارهای بسیار دقیق علمی انجام می گیرد.

اما در مقابل، ورزشکاری به مانند پیمان یاراحمدی در شهری زندگی می کند  که از کمترین امکانات حرفه ای ورزش کشتی برخوردار است، در اینجا قهرمان ما درست است که از مربی کاربلدی بهره می برد اما واقعیت این است که آن مربی برای گذران زندگی، تمام سرمایه اش یک دکه روزنامه فروشی کوچک است و بس.

پیمان یاراحمدی از حمایت مسوولین هیات کشتی شهری بهره می برد که خود آن هیات، حتی بعنوان زیر مجموعه کمترین بهره را از  کشتی استان و کشور نمی گیرد.

فکر تحصیل و حضور در اردو و دل نگرانی آینده شغلی، یک لحظه هم اینگونه ورزشکاران شهرستانی را رها نمی کند تا جائیکه اولین اشتباه ورزشی این قهرمانان می تواند آخرین اشتباه ورزشی شان نیز باشد.

آنجا برای "جوردن باروز" قطعات پازل منظم چیده شده است، ثمره اش می شود کسب مدال های طلای پیاپی جهانی و المپیک، اما اینجا قطعات پازل حمایت از قهرمان شهرستانی کلا درهم ریخته است.

اینجا تنها عامل موفقیت های گاه گاهی، غرور و تعصب خاص ایرانی جماعت و حمایت سنتی در حد توان و بضاعت اندک خانواده، مربی و جامعه ورزش است و بس!

در شهر هایی به مانند بروجرد، جامعه ورزش خودش به حمایت احتیاج دارد و در واقع برای پرورش امثال پیمان یاراحمدی ها، خیلی ها به مانند مربیان و حتی هیات کشتی شهرستان باید به دور از وظایف ورزشی شان، با کمترین امکانات بصورت خودجوش و پهلوانانه به یاری تک ستاره های خود بشتابند.

در یک جمع بندی اینکه، پیمان یاراحمدی با مبارزه شجاعانه ای که مقابل " جوردن باروز" انجام داد و فقط با اختلاف یک امتیاز بازی را واگذار کرد، برای ما قهرمان واقعی می باشد.

وقتی با این چیدمان در هم ریخته ورزش کشور، پیمان یاراحمدی ها زنگ خطر را برای " جوردن باروز ها" با آن همه امکانات، به صدا در می آورند، با کمی تفکر منطقی می توان به نتیجه رسید که تداوم موفقیت های ورزشی برای هر ورزشکاری ساز و برگ خاص خودش را می طلبد، مطمئنا  اگر نصف امکانات "جوردن" را " پیمان " داشت مطمئنا در روز خداحافظی از کشتی، کلکسیون مدالهای دلاور بروجردی کشتی ایران، دو برابر کشتی گیر آمریکایی می شد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، منطقی فکر کنیم موفقیت ورزشی ساز و کار خاص خودش را دارد، جوردن باروز، پیمان یاراحمدی، کشتی، نقد، پیمان یاراحمدی و جوردن باروز،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


هر بیشه گمان مبر که خالیست

شاید که پلنگ خفته باشد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

متاسفانه مدتی است با گسترش شبکه مجازی "تلگرام"و " اینستاگرام" بعضی ها "حجب و حیا" را یک لقمه کرده و یک لیوان آب "رفتار ناجوانمردانه" را هم روی آن سر کشیده اند و تمامی کمبودها و عقده های زندگی شخصی شان را در به کار بردن کلمات رکیک خلاصه کرده و حتی در به کار بردن توهین و تهمت های بی پایه و اساس به دیگران، با سرعت تمام "راه ترکستان" را طی می کنند.

 غافل از اینکه: اینقدر هم که "تهمت زنندگان" فکر می کنند دنیای مجازی بی در و پیکر نیست و در ضمن دیگران هم بی دست و پا نیستند و مطمئنا با ارسال اولین توهین با نام جعلی و با یک پیگیری بسیار ساده، و با رو شدن نام واقعی، ممکن است برای خودشان دشمن بتراشند و از اینجا به بعد  آنوقت بازی تغییر پیدا کند و دیگران هم یواش یواش در "کار" توهین کنندگان بنشینند!!! و یکدفعه دنیا را چه دیدی .........!

راستی تا یادم نرفته بد نیست یاد آوری کنیم که قدیمی ها به درستی ضرب المثلی ساخته اند که می گوید:

 "هر گاه داخل خانه ای شیشه ای نشستی، برای مردم سنگ نینداز"

 و یا این شعر زیبایی که می گوید:

 "هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد!"




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هر بیشه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ خفته باشد، نقد، پلنگ، خانه شیشه ای، نقد اجتماعی، تلگرام، اینستاگرام،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


 پهلوانان این هفته بروجرد

هلال احمری های عزیز، شیر مادر حلال تان


فرهاد داودوندی- بروجرد:

نه نق می زنند و نه ادعایی دارند! نه بر سر مردم منت می گذارند و نه خود را طلبکار مردم می دانند! اینان قهرمانان واقعی این هفته بروجرد هستند که با رشادت و از خود گذشتگی، پهلوانانه به یاری مردم می شتابند.

برف ببارد، زمین لرزه بیاید، سیل جاری شود، تصادفی خونین رخ بدهد، کوهنوردی در ارتفاعات زیر بهمن مدفون شود و یا حتی هواپیمایی دچار سانحه شود، شیرمردان و شیر زنان هلال احمر بروجرد اولین امداد گرانی هستند که به یاری خواهند شتافت بدون هیچ منتی.

شیر مادر حلال تان، که یاری رسان واقعی مردم هستید، خدا پشت و پناه تان که به یاری گرفتاران می شتابید، غم از شما به دور که دل ملتی را شاد می کنید و عمرتان جاودان که بدون هیچگونه چشمداشتی با یاری خدای مهربان به سانحه دیدگان عمر می بخشید.

این هفته هم در مقابل بارش برف سنگین در بروجرد بازهم از این آزمون رو سفید به در آمدید، در حالیکه ادعای محض تعدادی دیگر در این شهر، گوش فلک را کر بود! باز هم این شما بودید که بی ادعا برای رضای خدا و خلق خدا کاری کردید کارستان.

هلال احمری های بسیار عزیز و دوست داشتنی بروجرد، درود بر شرافت تان و دست حق نگهدارتان.
























طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، هلال احمر بروجرد، محمد کرمی، فرهاد داودوندی، برف، شیر مادر حلال تان، هلال احمر و برف،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


1000 روز مدیریت کوچکی از مسوولیت شهری

 را به من بسپارید


بعد از آن گلستان تحویل بگیرید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


حکم قسمتی حتی کوچک از مدیریت شهری را، برای 1000 روز به نام من بزنید، نعهد می دهم: بعد از آن در رابطه با مسوولیتی که به من داده اید، آن قسمت از بروجرد را که به من سپرده اید را،  در حد گلستان تحویل تان بدهم.

تعهد می دهم: طی این 1000 روز فقط شبانه روزی چهار، پنج ساعت استراحت کنم.

تعهد می دهم: روز اول، تمامی آمار سرمایه و اموالم را به مقامات مسوول بدهم و تعهد می دهم روز آخر دیناری به آن اضافه نشده باشد.

تعهد می دهم: نزدیکترین دوستان و آشنایانم اگر خواسته غیر قانونی داشتند، آهن داغ کف دستشان بگذارم.

تعهد می دهم: طی فراخوانی کارشناسان رشته های  مربوطه با مسوولیتی که به من سپرده اید را به طور رایگان برای کمک به شهر، دعوت کنم.

تعهد می دهم: تمامی بروجردی های شهرهای دیگر را که دل شان برای شهرشان می تپد را برای کمک به زادگاهشان را پای کار بیاورم.

تعهد می دهم: مشاورینی برگزینم که حتی در دوران تحصیل هم یکبار پای شان را از راه راست کج نکرده باشند و حتی در امتحانات ساده درسی هم تقلب نکرده باشند.

تعهد می دهم: آنچنان شرایط در آمدزایی پایدار در مسوولیتی که به من سپرده اید را فراهم کنم که شهر عزیزمان یکی از شهرهای مستقل در درآمد هزینه های جاری بشود.

تعهد می دهم: آنقدر سرمایه گذار واقعی به شهرمان بیاورم که حتی زباله های شهرمان را هم از ما با پول نقد بخرند.

تعهد می دهم: در این 1000 روز هیچ دفتری و میز ریاستی نداشته باشم و هر کسی مرا کار داشت بتواند بر سر مسوولیتی که در سطح شهر به من سپرده اید، مرا ببیند.

تعهد می دهم: سر سوزنی سفارش پذیر نباشم و سر سوزنی هم برای رشد شهرم کوتاهی نکنم.

تعهد می دهم: چندین گروه مشاور متخصص بطور کاملا رایگان در زمینه های مختلف شهری در کنارم باشند.

تعهد می دهم:برای دینار دینار بیت المال که در مسوولیتی که به من خواهید سپرد، برنامه ریزی کنم و طرح آزمون و خطا را برای جلوگیری از اسراف های رایج شهری، برای همیشه به تاریخ بسپارم.

تعهد می دهم: با حمایت از تیمهای ورزشی و گروه های علوم مختلف و ... نام بروجرد را به صدر خبرهای رسانه ای کشور عزیزمان برسانم.

تعهد می دهم: اینقدر مکان های فرهنگی و ورزشی در بروجرد احداث کنم که تمامی جوانان شهر اوقات فراغت خود را در آنها زیر نظر اساتید فن، مشغول یادگیری علوم مختلف شوند.

تعهد می دهم: هیچگاه در مقابل درخواست به حق شهروندان اخم هایم را به رخ شان نکشم و با افتخار و با لبخند بر لب، خدمت گزارشان باشم.

تعهد می دهم: هیچ مورد از مشکلات مدیریتی را که به من سپرده اید را از هیچ شهروندی پنهان نگه ندارم و همیشه صادقانه با آنها مشکلات را در میان بگذارم.

تعهد می دهم: در موردی که به من مسوولیت داده اید، شهرمان را با یاری خدا و کمک همه شهروندان طوری بسازیم که گل سر سبد شهرهای کشور عزیزمان یشود.

تعهد می دهم: هیچگاه قول بی پایه و اساس را بر زبانم نیاورم.

و در آخر
تعهد می دهم: اگر پس از 1000 روز نتوانستم به تعهداتم عمل کنم، موهای سرم را چهار خیابان بتراشند و دور شهر بگردانندم.

- سخن این دوست عزیزم که با حرارت تمام  از عشقش برای خدمت به شهرمان برای من تعریف می کرد را تمام و کمال شنیدم و سپس توی حرفش دویدم و قبل از اینکه بخواهد دوباره در رابطه با تعهداتش حرفی بزند، به وی گفتم: یعنی اینقدر به خودت اطمینان داری که چنین تعهدات سفت و محکمی را حتی برای گرفتن یک مسوولیت کوچک در شهر، با تاکید زیاد به زبان می آوری؟

مکثی کرد و سپس در حالیکه نگاهم می کرد گفت: آقا فرهاد از تو که یک وبلاگ نویس فعال هستی بعید است که ندانی این شهر گوشه ای از بهشت است با مردمی که هر گاه از آنها کمک خواسته شود با تمام وجود برای ساختن شهرشان پا پیش می گذارند، مگر نمی دانی فقط کافیست به این شهروندان تعهد واقعی داده شود، آنوقت خواهی دید که این شهر خیلی زودتر از آنکه فکرش را کنید به روزهای اوجش بازخواهد گشت.

حرف های این دوست عزیزم که به اینجا رسید در حالیکه قصد خداحافظی داشت نگاهی دیگر به من کرد و گفت: آقا فرهاد، برو توی وبلاگت از قول من بنویس که این بار خواهید دید که مردم این شهر برای ساختن شهرشان با تمام وجود و توان حداکثری پای صندوق های رای خواهند آمد تا با انتخاب افراد "متعهد متخصصی" که دارای شهامت کافی هم باشند، بروجرد را با انتخاب درست در موارد هر چند کوچک شهری هم ، آباد کنند.

 فقط موردی که نباید توسط همشهریان عزیز فراموش شود اینکه، افرادی به مانند من برای خدمتگزاری واقعی به زادگاه شان بسیار است، کافیست از کاندیداهای احتمالی انتخابات شورای شهر بعدی تعهد جدی و واقعی بگیرند و این بار حتی کوچکترین موارد منافع شهرشان را فدای رای دادن به گزینه شکست خورده "دوست و رفیق بازی" نکنند، تا بتوانند با انتخاب درست مدیران دلسوز در مدیریت های حتی کوچک شهری هم، شهرشان را گلستان کنند. 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، 1000 روز مدیریت شهری را به من بسپارید، مدیریت شهری، بروجرد در حد گلستان، انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


وجود اختلافات، بروجرد را به عقب خواهد برد

بزرگان و معتمدین شهر کجایند؟

اعلام آمادگی سایت فرهاد 90

برای میهمانی آشتی بزرگ



فرهاد داودوندی- بروجرد:

کار از اختلاف نظر گذشته و بسیاری از شبکه های دنیای مجازی پر شده از توهین های بی شمار به افراد جناح های دیگر و همچنان نام و نشانی از معتمدین و بزرگان شهر برای میانجی گیری بین جناح های شهر دیده نمی شود.

متاسفانه بسیاری در حد ادعا خود را بزرگ! می دانند، اما دریغ از یک قدم هر چند کوچک برای اقدام به صلح و دوستی بین بزرگان جناح های شهر!

بسیاری از اطرافیان هم برای نفع شخصی خودشان آتش بیار معرکه شده اند و هر لحظه با دامن زدن به توهین های تفرقه انگیز مانع از اعلام یک سکوت موقتی هم که شده بین بزرگان جناح ها و دوستان سابق می شوند.

اختلاف نظر امری عادی است و باید هم وجود داشته باشد، اما توهین و افترا به دیگران و دامن زدن به آنها باعث خواهد شد بروجرد و بروجردی ها بیش از اینکه هست ضرر کنند و مطمئنا شهر از این اختلاف نظرهای عمیق دچار مشکل و زیان بسیار خواهد شد.

سایت فرهاد 90 بعنوان یک سایت کاملا مستقل که بدون استثناء با تمامی جناح های شهر دارای روابط صمیمانه و دوستانه است آمادگی دارد به رسم محلی  و برای آشتی طرفین با دعوت به یک میهمانی بزرگ، شرایط رفع سوء تفاهم ها را فراهم کند تا همه با رسیدن به یک دوستی پایدار برای گرفتن حق و حقوق بروجرد دست در دست همدیگر قدم بردارند.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اختلافات بروجرد را به عقب خواهد برد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد، بزرگان و معتمدین شهر کجایند؟،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


هر کجا مراسم یادواره شهدا باشد

حضوری فعال خواهم داشت


فرهاد داودوندی- بروجرد:

از غروب امروز تماس هایی از طرف بعضی بینندگان عزیز داشتم که ظاهرا شخص یا اشخاص مجهولی  علیه حضور فعال اینجانب فرهاد داودوندی در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره "شهید قهرمان محمدرضا بااختیار"
مطالبی را در دنیای مجازی نوشته اند.

ضمن احترام مجدد به "شهید قهرمان محمد رضا بااختیار"  بعرض می رسانم: اینگونه تراوشات ذهنی افراد مجهول برایم پشیزی ارزش ندارد و پیگیری اینگونه اتهامات را نه در نزد مراجع قانونی، که در روز حسابرسی در پیشگاه خداوند مهربان و دادگر برای خودم محفوظ می دارم.

در ادامه لازم به ذکر است بعرض برسانم: سایت شخصی فرهاد داودوندی ( فرهاد 90 ) به تائید بیشتر همشهریان عزیز،
بدون استثناء با "تمامی" جناح های شهر دوست بوده و همکاری دو طرفه دارد و البته در عین حال این سایت کاملا نیز استقلال خود را حفظ نموده و همچنان به امید خدا در آینده هم مستقل خواهد ماند و انگ وابستگی به این سایت توسط افراد مجهول به هیچ وجه عقلانی نیست.

 البته ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که به احترام تمامی شهدای قهرمان بروجردی این مرز و بوم، که رفاه و آسایش فعلی مان را مرهون قهرمانی های این عزیزان میدانم، هر کجا که بتوانم با تمام وجود در مراسم شهیدان خونین کفن مان شرکت خواهم کرد.

 حتی اگر همین فردا و کمتر از 48 ساعت از برگزاری مراسم قبلی، دوباره برای "شهید محمد رضا بااختیار" در مسجد سید بروجرد یادواره دیگری تدارک دیده شود این بار هم بدون ترس از انگ خوردن های رایج در این شهر، بیش از پیش برای برگزاری هر چه بهتر مراسم یادواره شهید قهرمان فعالیت خواهم کرد.

والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، شهید، فرهاد داودوندی، هر کجا مراسم یادواره شهدا باشد حضوری فعال خواهم داشت، شهید محمد رضا بااختیار، شهدا، شهید قهرمان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


زیر پوست شهر شنیده می شود که:



( قسمت 4 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که: 
یک مدیر غیر بومی بسیار فعال و مردم دار که در یک زمینه مالی مشغول خدمتگزاری به مردم بروجرد می باشد و توانسته در همین مدت زمان چند ماهه،  خدمات بسیاری
به مردم بروجرد انجام بدهد، با حسادت شدید  روسای زیر مجموعه اش مواجه شده و حضرات، تلفن شان به مرکز استان قطع نمی شود تا به زعم خودشان زیر آب این مسوول غیر بومی اما فعال را بزنند و به مانند گذشته گذران زندگی کنند!!! همین شنیده ها حاکیست که این مسوول غیر بومی فعال و خدمتگزار مردم بروجرد نیز به روسای زیر مجموعه اش و حتی روسای استانی پیغام داده تا من هستم سر سوزنی در خدمت به مردم بروجرد کوتاه نخواهم آمد و نمی گذارم حق مردم بروجرد ضایع بشود.

زیر پوست شهر شنیده می شود که:
ریزش ساختمان پلاسکو در تهران باعث خواهد شد عمر مدیریتی شهری خیلی ها در پایتخت به سر بیاید! همین شنیده ها  حاکیست بر عکس تهران که "ریزش" باعث خداحافظی بسیاری از مدیران با میز ریاست خواهد شد، در بروجرد ساختن یک پروژه عمرانی تنش زای شهری نیز باعث خواهد شد بزودی خیلی ها برای همیشه با میز ریاست وداع کنند.

 
زیر پوست شهر شنیده می شود که: همه چیز در بروجرد برعکس تمام دنیا می باشد. مثلا در تمام دنیا مسوول فعال را نگه می دارند و رئیس غیر فعال را جابجا می کنند. اما در بروجرد آقای رضا روزبهانی مسوول محترم و کاربلد سازمان آرامستانها را که با تلاش شبانه روزی این سازمان را بطور کلی متحول کرده است و طبیعتا باید ترفیع بگیرد و در مسوولیت های بالاتر به کار گرفته شود را در چشم بر هم زدنی برکنار می کنند!!!  آقای رضا روزبهانی مدیر عامل سازمان آرامستانهای بروجرد هرگاه ضروری بود خودش آستین همت را بالا می زد و از کارهای کوچک تا حتی خواندن نماز میت را شخصا انجام می داد.. لازم به ذکر است آقای رضا روزبهانی عضو یکی از تیمهای فوتبال پیشکسوتان بروجرد است و در سطح شهر و بخصوص جامعه فوتبال بروجرد نیز از احترام ویژه ای برخوردار است.



زیر پوست شهر شنیده می شود که: رایزنی های پشت پرده  برای انتخاب یک مدیر ارشد شهری به شدت ادامه دارد و مثلا قرار بوده این رایزنی ها تا کسب نتیجه نهایی برای انتخاب فرد جدید مخفی بماند، اما فعلا فقط خواجه حافظ شیرازی در جریان نیست که آنهم بنده خدا عمرش را داده به شما و در حافظیه شیراز زیر خاک خفته است.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: ظاهرا برای بروجردی ها انتخابات شورای شهر اردیبهشت 1396 مهمتر از انتخابات ریاست جمهوری است! زیرا اینقدر که مردم در کوچه و بازار از اینکه باید در شورای شهر خانه تکانی اساسی رخ بدهد و شورای شهر جدید باید در دست متخصصین متعهد باشد صحبت می کنند، سر سوزنی در رابطه با کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری صحبت نمی شود.

زیر پوست شهر شنیده می شود که: یک سرمایه گذار غیر بومی که خواسته در بروجرد سرمایه گذاری کلان کند، در یک جلسه توجیهی وقتی از کلمات و اصطلاحات فنی و تخصصی استفاده کرده، حاضرین که نخصصی در این زمینه نداشته اند اما  باید بعنوان رئیس سرمایه گذاری این شخص را تائید می نموده اند، در حالیکه سعی شان بر این بوده که  خود را خونسرد و کاربلد نشان بدهند! به آن سرمایه گذار گفته اند: باید بیشتر بررسی کنیم!!! و وقتی آن سرمایه گذار گفته در این بروشورها و جزوات که خدمت تان می دهم توضیحات کامل نوشته شده است، همان حضار به سرمایه گذار گفته اند: این بروشورها مربوط  به چه موضوعی است؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی

اگر قرار است ما بروجردی ها

در موقع برگزاری مسابقات ورزشی

در شهر خودمان غریبه به حساب بیائیم،


لطفا مسابقات ورزشی کشوری را


 در بروجرد برگزار نکنید!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

مسابقات مختلف ورزشی در طول سال بارها در  شهرهای اطراف مان برگزار می شود اما دریغ از یک بفرمای خشک و خالی به ورزشی نویسان و خبرنگاران بروجردی برای حضور در آن مسابقات!

نشست ها و مسابقات گوناگون ورزشی در این استان برگزار می شود که دریغ از ارسال یک دعوتنامه هزار تومانی برای ما خبرنگاران بروجردی!

اگر بخواهم از اینگونه موارد مطالبی بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ شود!

اما از همه اینها مهمتر و جالب توجه تر اینکه ما در شهر خودمان هم در موقع برگزاری مسابقات ورزشی کشوری ظاهرا بیگانه به حساب می آئیم!

در تمامی طول سال با کم یا زیاد( شما بخوانید همیشه کم) ورزش مان می سازیم و می سوزیم.

بسیاری از ورزشکاران مان بخاطر عدم حمایت لازم از طرف بعضی هیات های استانی فرصت حضور در مسابقات کشوری را هم پیدا نمی کنند، که بخاطر همین موضوع چه بسیار استعداد های ورزشی بروجردی برای همیشه از صحنه ورزش کنار رفته اند.

در این مقاله نمی خواهیم به اینگونه موضوعات بپردازیم که صد البته به جایش خواهیم گفت و خواهیم نوشت.

اما اینکه در موقع برگزاری مسابقات ورزشی کشوری، خبرنگاران بروجردی در شهر خودشان غریبه هستند را دیگر باید از عجایب هشت گانه!!! جهان به حساب آورد.

به واقع در اینجا سخن ما با مسوولین محترم ورزش شهرمان  است.

 برای ما قابل قبول نیست که از حالا به بعد مسابقات ورزشی کشوری در بروجرد برگزار شود و ما بعنوان میزبان اصلی به حاشیه رانده شویم.

تمامی زحمات گرفتن میزبانی با افراد کاربلد و هیات ورزشی مربوطه در بروجرد است، و حتی ده ها نفر بروجردی در طول یکی دو هفته قبل از شروع مسابقات برای هر چه بهتر برگزار شدن مسابقات شب و روز ندارند و از خورد و خوراک خود می زنند.

از نگهبانان سالن ها گرفته تا بالاترین رده های ورزشی شهر درگیر برگزاری فلان مسابقه کشوری می شوند، اما بناگهان در دقیقه نود ورق بر می گردد و دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!

جالب اینکه برای گرفتن عکس ساده از ورزشکاران هم باید با دیگرانی که سر حاضری آمده اند، هماهنگ کنیم.

به هر حال امیدواریم در مسابقات آینده ورزشی در بروجرد دیگر شاهد چنین مسائلی نباشیم، زیرا اگر قرار است در بر روی همین پاشنه بچرخد که در دقیقه نود برگزاری مسابقات ورزشی کشوری در بروجرد، ما بروجردی ها از مسوول و خبرنگار و عکاس و پیشکسوت فقط نظاره گر باشیم و غریبه به حساب بیائیم، همان بهتر که هیچ مسابقه ای در شهر ما برگزار نشود!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا مسابقات ورزشی کشوری را در بروجرد برگزار نکنید!، نقد ورزشی، نقد، مسابقات کشوری در بروجرد، خبرنگار بروجردی، عکاس بروجردی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


بالاخره تصمیم  گرفتم


من هم برای شورای شهر کاندیدا خواهم شد



فرهاد داودوندی- بروجرد:

بالاخره پس از مدتها به این نتیجه رسیدم که من هم برای انتخابات شورای شهر پنجم کاندیدا بشوم!

راستش مدتها دارم با خودم کلنجار می روم که قدم پیش بگذارم یا نه؟ صد البته پریروز به نتیجه قطعی رسیدم و برای ورود به رقابت جهت ورود به شورای شهر پنجم عزمم را جزم کرده ام.

فکر می کنم با توجه به تجربه چهار دوره قبلی برای ورود به شورا حدود 4 یا 5 هزار رای کافی باشد که شک نکنید حداقل 10 برابر این تعداد دوست و رفیق همشهری نازنین دارم که حتی اگر تک رای به من ندهند، مطمئنا نام مرا هم در لیست انتخابات خواهند نوشت.

واقعیتش این است که درسته کسب آراء لازم را صد در صد از همین الان دارم، اما تخصص کافی را برای مدیریت یک شهر 400 هزار نفری ندارم که برای رفع این مشکل هم با تشکیل چند گروه مشاوره از دوستان متخصص ام کمک خواهم گرفت و هر جا به مشکل بر بخورم دست به دامان دیگران برای رفع آن مشکل خواهم شد.

البته راستش این است که برای ورود به شورای شهر آنچنان که باید و شاید تخصص مدیریت شهری لازم هم نیست، بالاخره 4 سال حضور در شورای شهر به دنیایی می ارزد و مطمئنا طی همان 4 سال 4 تا قانون و مصوبه را هم حفظ خواهم کرد و هر جا احتیاج شد از آن 4 تا قانون حفظ کرده، برای مردم سخن خواهم گفت.

گفتم مردم! آهان یادم افتاد بعد از اینکه انتخاب بشوم دیگر مزاحم مردم دوست داشتنی شهرم نخواهم شد و سغی خواهم کرد تا 4 سال بعد و دوره بعدی کمتر مزاحم اوقات شریف همشهریان عزیز و گرامی شان بشوم.

در رابطه با شهر هم که خدا را شکر چند صد سال است این شهر راه خودش را رفته و روسای شهر هم راه خوشان را، البته سعی خواهم کرد طی این چهار سال حضورم در شورای شهر یکی دو تا کار ماندگار به نام خودم در شهر ایجاد کنم تا دوره بعد هم بتوانم به شورای شهر راه پیدا کنم و......

سخن این دوستم که به اینجا رسید، مکثی کرد و نگاهی به من انداخت و گفت: آقا فرهاد تو خودت با این سایت فرهاد 90 پر بیننده ات، حتما برای معرفی من به همشهریان رسم رفاقت را به جا خواهی آورد و کمکم خواهی کرد، مگر نه؟

نگاهی به این دوست مان انداختم و با خنده ای بر لب گفتم: حالا تا ببینیم چی پیش بیاید!

در حالیکه دستم را موقع خداحافظی محکم در دستش گرفته بود نگاهی عمیق به چشمانم انداخت و گفت: هوای مرا داشته باش، به موقعش که بروم شورا برایت جبران خواهم کرد!

با شوخی و خنده بهش گفتم: اتفاقا از همین الان درست و حسابی، هوای تو و امثال تو  را دارم که چیزی از جیب ام بر ندارید! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر، کاندیدای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی

ساختمانهای نوساز بروجرد، آتش سوزی های

 احتمالی به مانند فاجعه پلاسکو و چند سوال



فرهاد داودوندی- بروجرد:


بعد از وقوع زلزله سال 1385 بروجرد به یکباره ساخت و ساز ساختمانهای چندین طبقه در بروجرد رونق گرفت. ساختمانهای چند طبقه ای که بعضا حتی در کوچه های غیر استاندارد هم مجوز ساخت گرفتند.

ساخت مجتمع های مسکن مهر و ساختمانهای با ارتفاع زیاد در شهرک اندیشه و دیگر شهرک های اطراف بروجرد هم چندین سال است رونق خاصی گرفته است.

سالهاست که مدتی یکبار خبرهای از سقوط آسانسورهای ساختمانهای نوساز بروجرد که  حتی منجر به مرگ و میر و مصدوم شدن شدید گروهی از همشهریان شده نیز به گوش مان می رسد.

حالا دیگر باید بگوئیم آتش سوزی فاجعه بار ساختمان پلاسکو تهران زنگ خطر را برای شهرهایی به مانند بروجرد نیز به صدا در آورده است. زنگ خطری که نشان می دهد اگر خدای ناکرده چنین موردی در بروجرد رخ بدهد مطمئنا با فاجعه های انسانی مواجه خواهیم شد.


نگارنده طی چند روز گذشته که از فاجعه ساختمان پلاسکو می گذرد به این اندیشیده که آیا ساختمانهای نوساز و چندین طبقه بسیاری که در بروجرد پا گرفته اند آیا ملزم به  نصب سیستم اطفاء حریق متناسب با طبقات ساخته شده هستند؟

 شرکت های نصاب چنین سیستم هایی در قبال اتفاقات ناگوار چگونه به تعهدات خود جامه عمل خواهند پوشید؟ آیا پایانکارهای صادر شده در شهرداری برای ساختمانهای چندین طبقه در بروجرد توام با نظارت ویژه شهرداری بر شرکت های نصب سیستم اظفاء حریق و نصب آسانسور می باشد یا خیر؟

و آیا صرف اخطار به مالکین بناهای خطر آفرین شهری،باعث رفع مسئولیت شهرداری می شود و یا اینکه قانون چیز دیگری را تعریف کرده است؟


به هر حال امیدواریم متخصصین امر در رابطه با سوالات بالا پاسخ های قانع کننده ای برای اذهان عمومی ارائه بدهند.

سایت فرهاد 90 آمادگی دارد پاسخ های تمامی شهروندان را با نام خودشان در این سایت قرار بدهد...




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ساختمانهای نوساز بروجرد و آتش سوزی های احتمالی به مانند فاجعه پلاسکو، نقد، نقد اجتماعی، آتش سوزی، ساختمان سازی در بروجرد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی




نقدی بر گردهمایی قانونمند مردم بروجرد

در گرامیداشت یاد شهدای آتش نشان


سپاس ویژه از نیروهای جان بر کف

امنیتی و انتظامی بروجرد

فرهاد داودوندی - بروجرد:

جمعه شب مصادف با اول  بهمن بنا به دعوت سایت مستقل فرهاد داودوندی ( فرهاد 90 )، چند صد نفر از مردم شریف بروجرد برای عرض تسلیت به جامعه  آتش نشانان شریف بروجردی در محل آتش نشانی واقع در خیابان بهار گرد هم آمدند.

در این مراسم مردم شریف بروجرد به پاس زحمات و جان فشانی های آتش نشانان شهید و مصدوم در حادثه ساختمان پلاسکو تهران با اهدا دسته گل ها و روشن نمودن شمع و قرائت فاتحه و مراسم مداحی و .... در یک جلسه معنوی شخصیت والای بروجرد و بروجردی ها را در قدرشناسی از فرزندان جان بر کف این مرز و بوم بخوبی نشان دادند.

برای برگزاری هر چه بهتر این مراسم افراد بسیاری متحمل زحمات بسیاری شدند تا جائیکه امنیت این مراسم به بهترین نحو ممکن انجام گرفت.

نگارنده معتقد است برای  برنامه شب گذشته که قانونمند و با نظم خاصی برگزار شد باید به نیکی یاد شود از نیروهای جان بر کف امنیتی و انتظامی شهرمان که برای حفظ امنیت برادران و خواهران همشهری خودشان در این مراسم سنگ تمام گذاشتند.

این نیروهای محترم علاوه بر اینکه خودشان هم در سوگ آتش نشانان شهید تهرانی داغدار بودند اما با دقت نظر ویژه ای امنیت تک تک و بنوعی تمامی حضار را تامین نمودند تا جائیکه بعد از برگزاری مراسم، تمامی شرکت کنندگان  با رضایت کامل محل را ترک کردند.

اگر بخواهیم از این گردهمایی خود جوش درسی بگیریم باید عنوان نمود که اگر هدف از چنین مراسم هایی گرامیداشت یاد و خاطره فرزندان شهید این مملکت باشد، همکاری و هماهنگی برگزار کنندگان مراسم و مردم شرکت کننده با نیروهای انتظامی و امنیتی بهترین حالت ممکن برای برگزاری مراسم های واقعی در سطح شهر می تواند باشد.

در مراسم برگزاری یاد و خاطره شهدای آتش نشان ساختمان پلاسکو تهران در شهر ما، مردم شریف شهر فرزانگان، مسوولین، روساء و در یک جمله همه آمده بودند تا فقط و فقط در یک مراسم ساده اما معنوی در درگاه خداوند مهربان برای شهدای این فاجعه آمرزش و علو درجات و برای مصدومین سلامتی آرزو کنند و این امر در بروجرد در بهترین حالت ممکن یعنی در سایه قانونمندی و احترام به مردان قانون رخ داد.

 جا دارد همکاری تنگاتنگ مردم با نیروهای امنیتی و انتظامی در قالب "حافظان آسایش، امنیت و جان و مال مردم" درسی باشد برای برگزاری تمامی جشن های ملی مذهبی و رخدادهای غیر مترقبه که ممکن است لازم باشد برای آنها در آینده مردم بصورت خود جوش در مکان هایی گرد هم بیایند.

ختم کلام اینکه  مراسم های مردمی خودجوش اگر بصورت کاملا قانونمند برگزار شود، همشهریان عزیز با خیال راحت و بدون دغدغه وجود "حاشیه های ناخواسته" در سایه امنیت کامل می توانند حتی بصورت دستجمعی و باتفاق همه افراد خانواده حضور داشته باشند. 







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، آتش نشانی، پلاسکو، آتش نشانی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی


خاطرات یک وبلاگ نویس

(33)

یک کلمه تایپی اشتباه

و دقت نظر ویژه مردم شهر فرزانگان

قابل توجه روساء و مدیران شهری



فرهاد داودوندی- بروجرد:

مطالبی در تلگرام توسط دوستانی برایم ارسال شده بود و درخواست داشتند آنرا در کانال نلگرامم بگذارم.

مطلب ارسالی دارای یک کلمه بود که اشتباه تایپی داشت و یکی از حروفش سهوا توسط ارسال کنندگان اشتباه نوشته شده است.

در مطالب کپی شده در تلگرام، تصحیح کلمه اشتباه فقط توسط نویسنده ممکن است و دیگران به مانند من که مطلب را فقط نقل قول کرده ایم به هیچ وجه نمی توانیم آنرا تصحیح کنیم.

طی کمتر از نیم ساعت سیل پیام های خصوصی به سویم سرازیر شد  که در آنها  بینندگان عزیز اشتباه نوشتاری در آن مطلب را به من گوشزد کرده بودند.

این است فرق مردم بروجرد با تمام دنیا، اینگونه است که بزرگان کشورمان، بروجرد را شهر فرزانگان و استعداد های درخشان می نامند.

دقت نظر همشهریان بسیار عزیز من آنقدر زیاد است که حتی یک حرف اشتباه در یک متن بلند بالا از چشمان نکته سنج آنها دور نمی ماند.

قابل توجه روسای شهر که فکر می کنند در این دو روزه دنیوی که اختیار یک میز به دست آنهاست، هر کاری که دل شان بخواهد انجام بدهند، هیچکس متوجه نخواهد شد!
( همیشه تاکید داشته ام که بین رئیس و مسوول فرق اساسی وجود دارد)

یک حرف اشتباه تایپی از نظر این مردم نکته سنج و اندیشمند دور نمی ماند، وای به حال آن رئیس شهری که فکر می کند کسی در این شهر متوجه نیست! و بخواهد مردم شریف و نخبه بروجرد را ساده تصور کند! وای به حالش اگر بداند مردم پشت سرش چه می گویند!




طبقه بندی: خاطرات یک وبلاگ نویس، 
برچسب ها: نقد، خاطرات یک وبلاگ نویس، قابل توجه روساء و مدیران شهری، بروجرد، فرهاد داودوندی، فعالترین وبلاگ نویس ایران، بروجردی ها،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


برای انتخاب شورای شهر تاثیر گذار

 معتمدین واقعی بروجرد کجا هستند؟!


 
فرهاد داودوندی- بروجرد:


نگارنده معتقد است که بروجرد از نداشتن معتمدین با نفوذ، در رنج است!

انتخابات شورای شهر پنجم در راه است و بسیاری در این شهر که حتی وظایف شورای شهر را نیز بخوبی نمی دانند، اسب شان را زین کرده اند که بنا به تکلیف!!! با حضور در شورای شهر بعدی بروجرد را یاری کنند! و عجیب اینکه این ادای "تکلیف" چهار سال یکبار و دقیقا از نزدیکی های انتخابات تا روز بعد از انتخابات احساس می شود و بعد از آن دیگر "تکلیفی" احساس نمی شود تا 4 سال بعد!

اما در این میان آنچه می تواند به آگاهی مردم برای انتخاب درست و غیر احساسی کمک کند سخنان معتمدین مو سپید کرده در سطح شهر است که با مقبولیتی که در محلات دارند می توانند حضور موثری در انتخاب صحیح مردم برای یک شورای شهر واقعی داشته باشند.

اما به واقع بروجرد چنین معتمدینی دارد که  نفوذ سخن در بین عامه مردم داشته باشند؟

بنظر نگارنده، خیر، چنین معتمدینی در بروجرد وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد و حضورشان اصلا محسوس نیست!

در اول نوشته تاکید کردم که بروجرد از نداشتن معتمدین بانفوذ در رنج است، معتمدینی که فرا جناحی باشند، در طول سال در عرصه های مختلف اجتماعی حضوری تاثیر گذار داشته باشند، قدرت بیان و مقبولیت عمومی شان باعث رفع کدورت ها در بین خواص و عوام شده باشد و ختم کلام اینکه حضور مثبت شان در لحظه لحظه اتفاقات شهر به چشم بیاید.

متاسفانه بسیاری از مو سپید های شهر ما که  باید در  مواقع حساس به مانند انتخابات مهم شورای شهر حضورشان بیطرفانه باشد به گونه ای پیش رفته که با طرفداری از فرد یا افراد خاص تاثیر عمومی خود را از دست داده اند!

امیدواریم در مدت باقی مانده شرایط به گونه ای پیش برود که اگر بزرگان معتمدی در شهر وجود دارند، قدم پیش بگذارند و نقش تاریخی خود در انتخاب یک شورای شهر موثر و جلوگیری از ورود افراد غیر کارشناس به شورای شهر پنجم را به خوبی ایفا کنند!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر، شورای شهر بروجرد، برای انتخاب شورای شهر تاثیر گذار معتمدین واقعی بروجرد کجا هستند؟!،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی





از دست گدایان بی شمار در بروجرد، اَااااای هوار!



فرهاد داودوندی- بروجرد:


دیگه فقط کم مونده زیر دوش، توی حمام عمومی هم یکی بیاید بگوید: فقیرم، عاجزم، به من بینوا کمک کنید!

بروجرد کاملا در دست گدایان بی شماری است که به مانند "آمیب ها" ثانیه ای تکثیر پیدا می کنند.

پشت چراغ قرمز، توی سینما، داخل بخش جراحی بیمارستان، موقع همایش ها، داخل مساجد، داخل توالت های عمومی، مطب پزشکان و خلاصه هر کجا که فکر کنید گدایان عزیز! در بروجرد در حال جولان دادن هستند و برای اینکه دست شان را پیش هر کس و ناکسی دراز نکنند! مشغول شغل شریف و پر در آمد و بی مالیات گدایی می باشند!!!

سر قبرستان که دیگر نگو و نپرس! اینقدر گداها از سر کول مردم و صاحبان عزا بالا می روند که فراموش می کنی برای چی به قبرستان رفته ای!

یک لحظه هم غافل کنی کیف و موبایل و پول و لباس تنت را هم خواهند برد!

ختم کلام اینکه از دست گدایان بی شمار در بروجرد ااااااااای هوار.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: از دست گدایان بی شمار در بروجرد، اَااااای هوار!، گدا، فرهاد داودوندی، طنز، نقد، گدا در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

فقط 125 روز به انتخابات شورای شهر باقی مانده


دلسوزان واقعی بروجرد قدم پیش بگذارند

این بار "شورای شهر" نمی خواهیم!

"شورای خدمتگزار به شهر" می خواهیم.



فرهاد داودوندی- بروجرد:


در حدود 125 روز به برگزاری انتخابات شورای شهر دوره پنجم باقی مانده و در واقع شمارش معکوس برای انتخاب شورای شهر جدید مدتهاست آغاز شده است.

شنیده می شود عده ای از کاندیداهای قوی و کاربلد ابراز داشته اند شرایط برای حضورشان مهیا نیست! و بنا بر این کاندیدای شورای شهر نخواهند شد.

اگر بخواهیم رک و صریح برویم سر اصل مطلب اینکه: بروجرد برای ساخته شدن دیگر به شعار و بازی با احساسات همشهریان احتیاج ندارد.

حضور مردان و زنان قوی که بتوانند در همین شرایط بسیار نامطلوب شهری قدم پیش بگذارند و به زادگاه آباء و اجدادی شان خدمت کنند بسیار لازم است.

شاید بسیاری از این افراد رای لازم را هم نیاورند، اما حضورشان در بین کاندیداهای دلسوز بروجرد بنوعی نشان از این می دهد که وزنه علاقمندان به آبادی بروجرد باید سنگین تر بشود.

رک و صریح باید بگوئیم:

این بار وضع انتخابات با چهار دوره قبل فرق می کند، شرایط شهر نشان می دهد که شهروندان به دنبال هوای تازه برای حضور افراد "خبره و متخصص و متعهد" در  شورای شهرشان هستند.

این بار نظارت های دقیق و موشکافانه مسوولین امر، بسیار دقیق تر از دوره های قبلی است و همین خبر خوش نشان از این می دهد که بسیاری از افراد "باری به هر جهت" فرصت حضور در شورای شهر را پیدا نخواهند کرد.

این بار استفاده صحیح از شبکه های مجازی به یاری کاندیداهای دلسوز و واقعی خواهد آمد.

این بار عامه مردم علاقمندند نه به اشخاص که به "لیست" رای بدهند و همین پوئن مثبت راه را برای حضور کاندیداهای متخصص و منعهد واقعی باز خواهد کرد.

و در خاتمه باید بگوئیم این بار مردم تصمیم گرفته اند "شورای خدمتگزار به شهر" انتخاب کنند تا شهرشان از این وضعیت نامطلوب به در بیاید.

 پس هر فرد توانمندی که دارای برنامه مدون برای رشد و پیشرفت بروجرد است باید قدم به عقب نگذارد و با تمام توان برای خدمت به شهر بعنوان کاندیدای حضور در شورای شهر پنجم پا به پیش بگذارد.

مطمئنا  از بین منتخبین کاندیداهای توانمند، بالاخره  شورای شهر خوبی خواهیم ساخت. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر دوره پنجم، انتخابات شورای شهر بروجرد، شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


نقد اجتماعی


نوبت به بروجرد که می رسد

گدایی هنر می شود!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

یک انسان شریف و خیری که دستش از دنیا کوتاه شده در شهر قزوین وصیت کرده بعد از مرگ با قسمتی از سرمایه ام برای یک شهر مظلوم!  که امکانات ندارد و محروم است اورژانس بسازید!

یک خیر مدرسه ساز تهرانی آمده گفته کجا بروم مدرسه ای بسازم که مردمش محروم باشند؟ به ذهنش رسیده بروجرد جای بسیار مناسبی است!

شخص خیر دیگری از هموطنان عزیز مان تصمیم گرفته مدرسه شبانه روزی برای یک شهر عقب مانده بسازد، زده به هدف و آمده بروجرد هزینه کرده است!

حالا دیگر هر کسی می خواهد "صدقه سر زن و بچه اش" به یک منطقه محروم کمک کند، آدرس بروجرد را به وی می دهند!

ای داد بیداد! به جای اینکه عارمان بیاید دست گدایی به سوی دیگران دراز کنیم و به جایش حق و حقوق شهرمان را درخواست کنیم، با دیدن هر خیر هموطنی که دلش به حال ما بروجردی ها می سوزد! و برای کمک به ما به شهرمان می آید بسیاری از مدیران و روسای شهر به مانند "لشکر سلم و تور" دنبال آن خیر می افتند و با افتخار از اینکه "ندار و گرفتار" هستیم با افتخار با آن خیر هموطن عکس "شش در چهار" یادگاری می گیرند!

 غافل از اینکه پس حق و حقوق قانونی بروجرد برای گرفتن اعتبارات کشوری که در دیگر شهر ها مثل نقل و نبات خیر می شود و (روسای آن شهر ها پس از جذب اعتبارات به مانند مرحوم محمد علی فردین در فیلم "کوچه مردها" جلوی دوربین ها فیگور می گیرند) را چرا همین روسای محترم شهری ما انجام نمی دهند؟!!!

نکند ما توی باغ نیستیم و جدیدا گدایی از خیرین کشوری هنر شده و ما از دنیا بی خبریم که هر جا سخن از دلسوزی و کمک های بلاعوض خیرین کشوری به بروجرد می شود نیش بعضی روساء از فرط خوشحالی تا بنا گوش باز می شود؟! والسلام!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، نوبت به بروجرد که می رسد گدایی هنر می شود!، نقد، فرهاد داودوندی، هنر گدایی، خیرین، خیر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

سایت فرهاد 90

پربیننده ترین سایت شخصی بروجرد

تریبون آزاد


برگزار می کند:


 

 همه همشهریان علاقمندان به پیشرفت بروجرد

می توانند مطلب ارسال کنند



فرهاد داودوندی- بروجرد:

مشکلات شهری بروجرد به حد بسیار زیادی رسیده است.

 در حالیکه دیگر شهر های کشور عزیزمان در حال پیشرفت روز افزون هستند و حتی تحریم های چندین و چند ساله دشمنان این مرز و بوم هم نتوانست بر همت و پشتکار بسیاری از مردم و مسوولین در شهر های دیگر کشورمان سر سوزنی خلل وارد کند، اما متاسفانه ظاهرا در بروجرد ساز دیگری نواخته می شود و این شهر تاریخی، مذهبی، فرهنگی، هنری، ورزشی و ... با مسائل و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کند.

از همه مهمتر اینکه بدهی های سر به فلک کشیده شهرداری عملا پیشرفت شهر بروجرد را قفل کرده است و چشم انداز مثبت و  کوتاه مدتی برای برون رفت بروجرد از این بن بست دیده نمی شود.

انتخابات شورای شهر پنجم نزدیک است و خوشبختانه دلسوزان شهر در اقشار مختلف این بار احساس کرده اند که باید آستین همت را بالا بزنند و برای رفع مشکلات شهری قدم پیش بگذارند.

به همین منظور سایت فرهاد 90 بعنوان پر بیننده ترین و مستقل ترین سایت شخصی بروجرد و حتی ایران، از امروز تا پایان اسفند ماه 1395 تصمیم دارد "تریبون آزاد" برگزار کند.

تمامی دلسوزان شهر در هر پست و مقامی و در هر جایگاه اجتماعی  می توانند مطالب و نظرات خود را برای نشان دادن راهکارهای داشتن یک شهر خوب و پیشرفته، برای سایت فرهاد 90 ارسال کنند تا بنام خودشان روی سایت قرار بگیرد:

1 - مطالب ارسالی به شرطی در سایت فرهاد 90 ثبت خواهد شد که شامل هیچگونه توهین و افترا به اشخاص  نباشد.

2 - ثبت مطالب ارسالی در این سایت به مفهوم تائید و هواداری از مطلب ثبت شده توسط مدیریت سایت نیست.

3 - ارسال کننده مطلب می تواند یک قطعه عکس و بیوگرافی خود را نیز به همراه مطلب مورد نظر برای ثبت در سایت ارسال نماید.

4 - ارسال کنندگان از هر گروه و جناح و قشری باشند با توجه به بیطرفی و مستقل بودن سایت فرهاد 90 ،مطالب شان روی سایت قرار خواهد گرفت به شرطی که به جناح های دیگر شهر توهین نشود.

5 - سایت فرهاد 90 در دریافت مطالب ارسالی محدودیتی ندارد، اما مطالب بر اساس نوبت روی سایت قرار خواهند گرفت.

6 - لطفا مطالب تان را با تلگرام به شماره 09161622595 بنام فرهاد داودوندی ارسال نمائید.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سایت فرهاد 90 تریبون آزاد برگزار می کند، تریبون آزاد، فرهاد داودوندی، فعالترین وبلاگ ایران، فعالترین وبلاگ نویس ایران، فرهاد 90، نقد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

نقد اجتماعی

فرو ریختن سقف تاریخ یک شهر فرهنگی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


فرو ریختن بخش اعظم سقف "خانه تاریخی حاتمی" در بروجرد که  قدیمی ترین خانه تاریخی بروجرد و مربوط به قبل از دوره زندیه می باشد، فقط فرو ریختن تعدادی سنگ و آجر و چوب نیست، فرو ریختن سقف تاریخ یک شهر کاملا فرهنگی است، فرو ریختن تاریخ پر بار شهری است که آسمان پرستاره اش در علم و ادب ایران زمین همیشه نورانی بوده است.

امروز باید انگشت افسوس به دهان بگیریم که چرا بر سر شهرمان چنین آمده که دیگر بود و نبود تاریخش برای هیچکس مهم نیست!

متاسفیم که آثار تاریخی "زادگاه آیت الله العظمی بروجردی، سید بحرالعلوم، دکتر زرینکوب، علامه شهیدی، دکتر آیتی، استاد مهرداد اوستا، شهید محمد بروجردی، شهید محمود صارمی، استاد صامت بروجردی، پروفسور ناصر پارسا و هزاران هزار اندیشمند و عالم و دانشمند دیگر" که به فرموده رهبر معظم انقلاب این شهر به واقع " شهر فرزانگان و استعداد های درخشان " است، چنین بر اثر بی توجهی روسای استانی در حال تخریب کامل می باشد.

حال دیگر به وضوح روشن است که با اختصاص ندادن بودجه کافی به بروجرد، اماکن تاریخی مان یکی پس از دیگری فرو می ریزد و دور نیست روزی که از اماکن تاریخی چند هزار ساله بروجرد، فقط نقشی کم رنگ وجود داشته باشد بر دیواری که شاید آن یک دیوار هم در آینده ای نه چندان دور بر اثر بی توجهی کسانی که دل شان با بروجرد نیست، فرو بریزد! والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، فرو ریختن سقف تاریخ یک شهر فرهنگی، خانه تاریخی حاتمی در بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، خانه تاریخی، خانه تاریخی حاتمی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ