وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh

tabligh



چهار سال پیش شهر تحویل گرفتند

 حالا روستا تحویل می دهند


همین یک عکس کافی است

 تا بالاخره شرافتمندانه استعفا بدهند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

ادعای مدیریت شان گوش فلک را کر کرده است! مدعی هستند که طی مسافرت های بی شمارشان در طی چهار سال گذشته به کیش و مشهد و تهران و قشم و ..... در سمینارهای مختلف شرکت کرده اند تا مدیریت نوین شهری را نشان مدیران شهرهای دیگر بدهند!!!

خدا را شکر چهار سال حضورشان در مدیریت این شهر تاریخی  رو به پایان است.

 در یک جمله اگر بخواهیم جمع بندی کنیم چهار سال قبل شهر تحویل گرفتند، اما آنچه مشهود است اینک که دوران حضور بی رمق شان در شُرف غروب کامل است، روستا تحویل ما خواهند داد! جالب اینکه هنوز هم ادعا دارند که وقت شان کم بوده، اگر نه چنان می کردند و چنین می نمودند!!!

خیابانهای شهری که یک زمانی " پاریس کوچولو" نامیده می شد اینک در تسخیر رفت و آمد گوسفندان و سگان گله و گاوان عشایر کوچ رو می باشد، از دیوار صدا در می آید، اما دریغ از پیگیری مدیران شهری مربوطه!

شاید همین عکس همراه مطلب که نشان از حضور گله بی شمار گوسفندان در انتهای خیابان تختی بروجرد که محل گردشگری بروجرد نیز می باشد، کافی است تا شاهد استعفای شرافتمندانه مدیران ناکارآمد شهری در بروجرد باشیم، هر چند که هیچگاه چنین اتفاقی در عرصه مدیریتی در شهر ما رخ نداده و نخواهد داد.

سال 2017 است، دست ساخته های بشر از منظومه شمسی هم بیرون رفت، اما....

اما بروجرد و بروجردی های شهرنشین به مانند صد سال قبل!، شاهدحضور حیوانات اهلی و نیمه اهلی مانند گوسفندان و سگان نیمه اهلی گله های گوسفندان  عشایر عبوری در سطح شهر هستند.

 مدیران شهری هم که کاملا نسبت به سلامتی مردم بی اعتنا هستند و دل شان خوش است سر ماه حقوق و پول حلال برای زن و بچه شان از بیت المال می گیرند!!!!!!

میز ریاست را هم که ارث پدری خودشان می دانند. هیچکس هم جرات نمی کند به این مدیران بگوید بالا چشم تان ابروست! مرد و مردانه اهل استعفا و این "قرطی بازی ها"! هم نیستند!

بعد اگر، شخص یا اشخاصی برای برکناری این "شازده ها" در کارشان نشستند و رد صلاحیت شان کردند، وافریادا سر می دهند که ما مشغول خدمت هستیم!!! یکی جلوی اینها را بگیرد! میز ریاست را از ما نگیرند!

نتیجه گیری اینکه: برای حفظ میز ریاست نالایق آقایان و خانم های مربوطه در مدیریت شهری، همه ما شهروندان گرفتار هزار جور بیماری "جور و اجور" هم که بشویم، مهم نیست، فدای سر بعضی مدیران شهری و حساب های بانکی شان!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چهار سال پیش شهر تحویل گرفتند حالا روستا تحویل می دهند، نقد، گوسفند، گوسفند در شهر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی


سال 2017 بروجرد، گوسفندان در شهر

مدیر محترم شهری، برای چی حقوق می گیری؟!



فرهاد داودوندی- بروجرد:

سال 2017 است، دست ساخته های بشر از منظومه شمسی هم بیرون رفت، اما....

اما بروجرد و بروجردی های شهرنشین به مانند صد سال قبل!، شاهدحضور حیوانات اهلی و نیمه اهلی مانند گوسفندان و سگان نیمه اهلی گله های گوسفندان  عشایر عبوری در سطح شهر هستند.

 مدیران شهری هم که کاملا نسبت به سلامتی مردم بی اعتنا هستند و دل شان خوش است سر ماه حقوق و پول حلال برای زن و بچه شان از بیت المال می گیرند!!!!!!

میز ریاست را هم که ارث پدری خودشان می دانند. هیچکس هم جرات نمی کند به این مدیران بگوید بالا چشم تان ابروست! مرد و مردانه اهل استعفا و این "قرطی بازی ها"! هم نیستند!

بعد اگر، شخص یا اشخاصی برای برکناری این "شازده ها" در کارشان نشستند و رد صلاحیت شان کردند، وافریادا سر می دهند که ما مشغول خدمت هستیم!!! یکی جلوی اینها را بگیرد! میز ریاست را از ما نگیرند!

نتیجه گیری اینکه: برای حفظ میز ریاست نالایق آقایان و خانم های مربوطه در مدیریت شهری، همه ما شهروندان گرفتار هزار جور بیماری "جور و اجور" هم که بشویم، مهم نیست، فدای سر بعضی مدیران شهری و حساب های بانکی شان!














طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مدیر محترم شهری برای چی حقوق می گیری؟!، نقد، گوسفندان، گوسفند، بروجرد و گوسفند،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی


این است لحظه مرگ و زندگی

برای یک آتش نشان قهرمان

دقیقا در چنین صحنه ای سه نوجوان

 به درون آب سقوط کردند


فرهاد داودوندی- بروجرد:


محال ممکن است در هیچ کجای دنیا چنین قهرمانانی به مانند آتش نشانان ما پیدا شوند.

با دست خالی، کاری را انجام می دهند که هیچکس در هیچ کجای کشورهای پیشرفته حتی جرات فکر کردن به آن را هم ندارد.

روز گذشته دقیقا در چنین صحنه ای سه جوان ورزشکار به درون آب سقوط کرده و متاسفانه یکی از آنها جان به جان آفرین تسلیم نمود. اما....

از همان لحظه اول، آتش نشانان قهرمان، هلال احمری ها دلاور، اورژانسی های مهربان، نیروی انتظامی جان بر کف، بسیجی های مخلص و ... با کمترین امکانات موجود اما با عشق و علاقه خاص ایرانیان به دنبال یافتن جسد نوجوان غرق شده در دریاچه باغ فدک سنگ تمام گذاشتند.

شب گذشته و صبح امروز صد ها عکس از زحمات طاقت فرسای این عزیزان گرفتم که نشان میدهد چگونه از جان شان برای رفاه و آسایش همشهریان می گذرند.

آتش نشانانی که چندین ماه است حقوق نگرفته اند، امکانات به روز ندارند، مورد بی مهری قرار گرفته اند، وسایل شان بسیار ابتدایی است و اگر برای شان خدای نکرده اتفاقی بیفتد هیچکس از "روسای عزیز دردانه! شهری" حتی شاید حالی هم ازشان نپرسد!

بازهم به صحنه پریدن یک آتش نشان قهرمان بروجردی در حال ماموریت، با دقت نگاه کنید، دقیقا لحظه حساس مرگ یا زندگی را در "پرواز بدون دور خیز"  وی می توان دید.

 شک نکنید فاجعه ای پیش می آمد، اگر خدای ناکرده چند "سانتی متر" زودتر فرود آمده بود و دستخوش جریان آب بسیار خروشان و سهمگین دریاچه می شد...

درود بر شرافت تمامی قهرمانان گمنام شهر و کشور عزیزمان که مردانه از جان خود می گذرند تا ماموریت خود را به نحو احسن انجام بدهند.

 و درود بر شرافت تمامی کسانی که مرد و مردانه برای یافتن جسد نوجوان غرق شده بروجردی در دریاچه فدک سنگ تمام گذاشتند. خدای مهربان نگهدارشان باد.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: این است لحظه مرگ و زندگی برای یک آتش نشان قهرمان، نوجوان غرق شده، آتش نشان، آتش نشانی، نقد، دریاچه فدک،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اردیبهشت 1396 توسط فرهاد داودوندی

زیر پوست شهر شنیده می شود که:


( قسمت 6 )

فرهاد داودوندی- بروجرد:


زیر پوست شهر شنیده می شود که: بزودی زود یکی از روسای مهم شهر، جایش را به شخص دیگری خواهد داد، از آنجا که مدتهاست مراسم تودیع و معارفه برای مدیران برکنار شده برگزار نگردیده، باید دید آیا برای این رئیس، مراسم رسمی برکناری انجام خواهد گرفت یا خیر؟!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: گروهی معتقدند به جای اینکه کنسرت برگزار شود بهتر است به دنبال رفع مشکل بیکاری جوانان باشیم!
این افراد البته نمی گویند جوانانی که مشغول کار و زندگی هستند و زندگی شان سر و سامانی دارد که تعداد شان هم خوشبختانه در این شهر کم نیست، چرا باید از دیدن اجرای موسیقی فاخر محروم باشند؟!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: تمامی حقوق 4 سال حضور در شورای شهر به 100 میلیون تومان نمی رسد، اما عده ای در راه رضای خدا! و بنا بر احساس تکلیف! شب و روز در حال ریخت و پاش های آنچنانی هستند، تا جائیکه تا همین الان ممکن است چندین برابر حقوق 4 ساله شان را صرف شام و نهار دادن کرده باشند!
 پدر عشق به خدمت به این شهر و زحمت کشیدن در پشت میز شورای شهر بسوزد! که عده ای را از خود بیخود کرده، آنچنان که ظاهرا قصد دارند تمام مردم شهر را با دادن یک وعده چلو کباب، نمک گیر کنند!




زیر پوست شهر شنیده می شود که: بعضی اطرافیان کاندیداهای حضور در شورای شهر، آنچنان در گوش کاندیدای مورد نظر خود از برتری قاطع  وی سخن گفته اند، که طرف از همین الان فکر کرده پیروز صد در صد مبارزات انتخاباتی شورای شهر است، غافل از اینکه اگر وی در شبانه روز سه چهار ساعت می خوابد، رقبا چشم  هم بر هم نمی گذارند!



زیر پوست شهر شنیده می شود که: بعضی ها چنان در این شهر به میز ریاست چسبیده اند و آن را ارث پدری خود می دانند که اگر منع شان نکنند، درخواست می دهند که بعد از خود، اولاد ذکور و اگر نبود داماد گرامی شان چرخ آن اداره را بچرخاند!
البته اینگونه روسا که اتفاقا کمترین ثمر را برای شهر داشته اند، از آنجا که خود را "خادم مادام العمر"! مردم شهر می دانند، بسیار مایلند بعد از خود، افراد خانواده شان خدمت به شهر را در همان اداره مورد نظر ادامه بدهند!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زیر پوست شهر شنیده می شود که، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، زیر پوست شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


آقا و خانم مدیر شهری!

قطار پیشرفت کشور به راه افتاده،

ما مطالبه رشد بروجرد را داریم،

نمی توانی از قطار پیاده شو!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تعدادی از روسا و مدیران شهری در مقابل مطالبه گری شهروندان بروجردی، چشم بسته  جبهه گیری می کنند و ادعا دارند که هر کسی "نگاه چپ" به میز ریاست این افراد بکند مغرض است و حتی شاید معتقد باشند که هیچکس  نباید "بالاتر از گل" به این عزیزان مدیر شهری بگوید!

آقای عزیز! خانم گرامی! رئیس محترم فلان اداره! ما بروجردی ها بعنوان یکی از تاریخی ترین و با فرهنگ ترین مردم تاریخ ایران نمی توانیم ببینیم شهر ما عقب گرد داشته باشد، اما شهرهای دیگر روند رو به رشد داشته باشند.

ما مطالبه رشد بروجرد را داریم، شما هم بعنوان رئیس یک اداره شهری باید برای گرفتن حق و حقوق بروجرد، یقه مدیران بالای دستت را بگیری، هیچ موردی از کم کاری مدیران ادارات بروجرد برای ما قابل نیست.

قطار سازندگی کشور مدتهاست راه افتاده، نگاهی به شهرهای کشور عزیزمان و حتی شهرهای اطراف بروجرد بیندازی متوجه خیلی چیزها خواهی شد.

جنابعالی با عدم پاسخگویی به مطالبات به جای مردم شهر، فقط قصد وقت گذرانی برای دو سه روز بیشتر چسبیدن به میز ریاست و توجیه کم کاری خودت را داری، نمی توانی بعنوان رئیس یک اداره شهری در زادگاه مان، حق بروجرد را از بالا دستی هایت بگیری، لطفا از  "کوپه رشد بروجرد در  قطار پیشرفت کشور" پیاده شو و جا را برای "افراد کاربلدِ متخصص و منعهد" باز کن، والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: قطار پیشرفت کشور به راه افتاده، ما مطالبه رشد بروجرد را داریم، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، رشد بروجرد، کوپه قطار،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


حضور فعال اصناف بروجرد

 برای انتخاب شورای شهر دوره پنجم


فرهاد داودوندی- بروجرد:

آنقدر وضعیت مدیریت شهری در بروجرد طی 4 سال گذشته و توام با عمر شورای شهر چهارم دارای مشکل بود که صدای همه مردم را در آورده است.

تقریبا در سطح شهر نمی توان کسی را یافت که از وضعیت شورای شهر چهارم راضی باشد.

بروجردی های اصیل و بخصوص اصناف بازار هم احساس کرده اند که باید برای سر و سامان دادن به وضعیت ناسامان مدیریت شهری، قدم پیش بگذارند و به وظیفه تاریخی خودشان در قبال شهر عمل کنند.

مسوولین اتحادیه های صنفی در بروجرد به این نتیجه رسیده اند که دیگر نمی توان بیش از این نسبت به وضعیت شهرمان بی تفاوت بود و باید در انتخاب شورای دوره پنجم حضور بسیار فعالی داشته باشند.

امروز  در  رابطه با انتخابات شورای شهر دوره پنجم که آخر اردیبهشت برگزار خواهد شد
نشست ویژه ای در محل اتاق اصناف بروجرد برگزار شد  و حاضرین نکاتی را که مد نظرشان بود را برای انتخاب شورای تخصصی شهر در دوره پنجم را بیان داشتند.

بزودی در رابطه با اتفاق خوشایند حضور فعال بازار بروجرد برای انتخاب یک شورای تخصصی و فعال در شهرمان، بیشتر خواهم نوشت..........































طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، شورای شهر، شورای شهر پنجم، حضور فعال اصناف بروجرد برای انتخاب شورای شهر دوره پنجم، فرهاد داودوندی، اتاق اصناف، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی



طنز

دانشمندان علوم ژنتیک جهان،

 فرمول "اکسیر جوانی" را

در شهری در کره مریخ! یافتند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

لحظاتی قبل "دیتریش هلموت کهل" دانشمند برجسته آفریقایی علوم ژنتیک!  طی بیانیه ای که در اختیار رسانه های بسیار معتبر دنیا از جمله سایت فرهاد 90 قرار داد، اعلام کرد:

بالاخره زحمات دانشمندان دنیا به بار نشست و فرمول "اکسیر جوان کننده انسان" یا همان "اکسیر جوانی" کشف شد.

"دیتریش هلموت کهل" سپس افزود: در تمامی طول تاریخ دانشمندان بسیاری به دنبال یافتن رمز و راز "اکسیر جوانی" بودند که هیچ موفقیتی برای شان در بر نداشت تا اینکه موفق شدیم این اکسیر نایاب را در شهری در کره مریخ!  کشف کنیم.

این دانشمند بزرگ در ادامه گفت: انتخابات شورای شهر کره مریخ!، همان فرمول گم شده دانشمندان برای " اکسیر جوانی " بود که خوشبختانه رمز و رازش در کامپیوتر "چاپخاپخانه های عکس و بنر" در همان شهر کره مریخ! به وفور یافت می شده و ما دانشمندان از آن بی خبر بوده ایم!


"دیتریش هلموت کهل" تاکید کرد: عکس پیر مرد 100 ساله کاندیدای شورای شهرشان با این فرمول و توسط کامپیوتر های مراکز چاپ بنر و عکس کاندیداها، تبدیل به جوان 30 ساله هم شکل هنرپیشه معروف هالیوود" مارلون براندو" می شود و چهره بعضی پیرزنان 99 ساله کاندیدای شورای همان شهر در کره مریخ! هم بعد از دستکاری با کامپیوتر چاپخانه های شان، با عکس 20 سالگی  "الیزابت تایلور" مو نمی زند!


"دیتریش هلموت کهل" دانشمند برجسته آفریقایی! در خاتمه نیز گفت: آب در کوزه ما تشنه جهان می گشتیم!  قرن ها بود دانشمندان به دنبال یافتن رمز و رموز جوان شدن بودند، غافل از اینکه موقع انتخابات شورای یک شهری در کره مریخ! بعضی از کاندیداها با "ولخرجی و سر کیسه را شل کردن" و توسط " نرم افزار فتو شاپ" یک شبه با دست یافتن به " اکسیر جوانی" تبدیل به جوان خوشتیپ 20 ساله می شوند! البته فقط عکس شان!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، دانشمندان فرمول اکسیر جوانی را در بروجرد یافتند، اکسیر جوانی، انتخابات شورای شهر، نقد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


ما بروجردی ها برای پیشرفت شهرمان،

به یاری اداره آموزش و پرورش زادگاهمان

خواهیم شتافت


فرهاد داودوندی- بروجرد:

نام بروجرد با فرهنگ و آموزش و پرورش در هم آمیخته است، اصلا نمی توان برای یک لحظه هم که شده نام بروجرد را بدون پشتوانه فرهنگ بسیار غنی و تاریخی  آن در ذهن تصور نمود.



تاریخ 105 ساله تاسیس اداره فرهنگ ( آموزش و پرورش ) نوین در این شهر، در زمانی که بسیاری از شهر های مطرح کنونی کشور در آنزمان حتی مکتبخانه هم نداشته اند، گواهی است بر اینکه بروجرد دارای یک پیشینه بسیار قوی در زمینه آموزش و پرورش است.

هم اکنون فارغ التحصیلان بسیاری از دانش آموخته های قدیم و جدید اداره فرهنگ( آموزش و پرورش ) بروجرد در داخل کشور و در نقاط مختلف دنیا دارای مناصب مهمی هستند.


خوشبختانه آقای شهاب روزبهانی مسوول جدید اداره آموزش و پرورش بروجرد و معاونین محترم این اداره بصورت بسیار جدی عزم شان را جزم کرده اند که  با تلاش بسیار و با استفاده حداکثری از تمامی عوامل مختلف،  بروجرد و بروجردی ها را به جایگاه واقعی خود در زمینه موفقیت های سالیان قبل برسانند.

اینک که مسوولین محترم اداره آموزش و پرورش بروجرد تصمیم جدی خود را برای فراهم نمودن شرایط جهش علمی دانش آموزان بروجردی در همه زمینه ها گرفته اند، می طلبد که ما بروجردی ها هم که تقریبا بدون استثناء همه مان در خانواده های خود افراد مرنبط با آموزش و پرورش داریم به یاری اداره آموزش و پرورش شهرمان بشتابیم.




امروز این توفیق بی نظیر نصیب من ( فرهاد داودوندی) شد تا بعنوان میهمان ویژه در جلسه بسیار مهم  مسوولین محترم اداره آموزش و پرورش بروجرد حضور داشته باشم و حمایت و نظرات خود را بعنوان یک شهروند بروجردی بطوری که که بتوانم  برای رشد آموزش و پرورش زادگاهم  مثمر ثمر باشم را خدمت این مدیران محترم  معروض بدارم.




با روی کار آمدن تیم مدیریتی جدید در اداره آموزش و پرورش بروجرد به پیشرفت دانش آموزان شهرمان بسیار خوشبینیم و مطمئنا با حمایت هایی که در همه زمینه ها ما شهروندان از اداره آموزش و پرورش شهرمان انجام خواهیم داد، دور از دسترس نیست بزودی زود شاهد بازگشت دوران طلایی سالیان دور "قبولی صد در صد دانش آموزان بروجردی" در بهترین دانشگاه های داخل و خارج از کشور باشیم.







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ما بروجردی ها برای پیشرفت شهرمان به یاری اداره آموزش و پرورش زادگاهمان خواهیم شتافت، اداره آموزش و پرورش بروجرد، فرهاد داودوندی، شهاب روزبهانی، نقد، بهروز یاراحمدی، حجت اله محمد ولی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


طنز

مجهزترین پارکینگ طبقاتی خودرو دنیا

 در بروجرد افتتاح شد


کارشناسان کشور شاخ آفریقا

هاج و واج مانده اند!


فرهاد داودوندی - بروجرد:

آقای " یامبو بامبو " کارشناس جهانی "پارکینگ های طبفاتی خودرو با بالابر" که دفتر کارش در کشور " شاخ آفریقا" می باشد طی تماسی با سایت فرهاد 90 با فارسی دست و پا شکسته گفت:

من بود شنید که شورای شهر و شهرداری  شما در بروجرد کرد خیابان با عرض 45 متر تبدیل به پارکینگ طبقاتی خودرو با هزینه کمتر ، واقعا باید گفت به عقل کارشناسان شما احسنت!

آقای " بامبو، بامبو" در ادامه افزود: نکند شما از روز اول بود قصد که به جای پل روگذر رودکی کرد " پارکینگ فوق پیشرفته طبقاتی خودرو با بالابر خاکی!" احداث، اما نشد رویتان که از روز اول کرد اعلام!

آقای " بامبو، بامبو " که در کشور شاخ آفریقا خیلی معروف است! سپس گفت: ما در شاخ آفریقا بود خیلی بیچاره که برای " پارکینگ طبقاتی خودرو " کرد استفاده از تکنولوژی "جک و بالابر" و برد هزینه خود بالا، اما شما کرد احداث پارکینگ با شخم زدن و نابودی یک خیابان بزرگ 45 متری،  به همین خاطر ما خیلی بود مایل که  دزدید فرار مغزهای کارشناسان شهر شما را برای خودمان!

آقای " بامبو، بامبو" در خاتمه هم گفت: شما کرد  اسپند برای کارشناسان تان دود که نزد چشم ، که برای ساخت یک پل فسقلی کرد چهار پنج سال وقت هدر و "مردم ناراحت محل" که شد کار و کسب شان نابود، کرد دست آخر آن را "پارکینگ طبقاتی خودرو با بالابر طبیعی خاکی"!















طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، مجهزترین پارکینگ طبقاتی دنیا در بروجرد افتتاح شد، فرهاد داودوندی، نقد، پارکینگ های طبفاتی خودرو با بالابر، شاخ آفریقا، طنز شاخ آفریقا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


سوزنی به خودمان!

چند قدم پیاده روی بد نیست!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

انتهای آرامستان دارالسلام  بروجرد، روبروی غسالخانه مسیر حرکت پیکر اموات برای دفن در قطعه های مختلف این آرامستان می باشد.

با اینکه ابتدای آرامستان چندین پارکینگ برای خودروها منظور شده است، اما نمی دانم چرا بعضی صاحبان خودروها که برای مراسم تشییع آشنایان خود آمده اند، اینقدر اصرار دارند که با ماشین خود تا دم در غسالخانه بیایند.

بعضی اوقات حضور پر تعداد خودروها ترافیک بسیار سنگینی را ایجاد می کند که باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای دیگر همشهریان و بخصوص صاحبان عزا می شود.

بد نیست همشهریان عزیز خودروهای خود را در پارکینگ های ورودی آرامستان دارالسلام پارک نموده و چند قدمی هم در این هوای بهاری راه بروند!  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان!، چند قدم پیاده روی بد نیست!، ترافیک، آرامستان دارالسلام، دارالسلام بروجرد، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


جای "زیبا رویان فتوشاپی" و "مانکن ها"

 در شورای شهر پنجم نیست


به خال و ابرو و گوشه چشم

 رای نخواهیم داد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


قدیمی ها به درستی گفته اند: به مال ات نناز به شبی بند است و به زیبایی ات نناز به تبی بند است!

همان قدیمی ها که نور به قبرشان ببارد جای دیگر ( با کمی تغییرات توسط نگارنده) گفته اند: خوشگلی برای شهر ما آب و نان نمی شود!

متاسفانه باز هم شنیده می شود تعداد اندکی از آقایان و خانم ها  با توجه به "زیبایی نیم بندی" که دارند با کمک از "فناوری فتو شاپ" و ساختن چهره خود در حد " امیر ارسلان و فرخ لقا " قصد ورود به شورای شهر دوره پنجم را دارند!

البته شاید این موارد در ده بیست سال قبل جواب می داد، اما نگارنده معتقد است فریب مردم با دستکاری در چهره طبیعی و خود را بسیار زیبا نشان دادن در حد "شیرین و فرهاد " بجز فریبکاری و سوء استفاده از صداقت شهروندان چیز دیگری نمی تواند باشد.

 تجربه های مدیریتی شهری نشان داده که انسان های واقعی و صادق که در زمینه های شهری متخصص و متعهد باشند به دور از ظاهر چهره شان، به درد حضور در شورای شهر می خورند و اینکه چهره ظاهری شان چگونه باشد مشکلی از دردهای بی پایان این شهر را درمان نخواهد کرد.

در ضمن ما بروجردی ها به 9 خادم واقعی زن و مرد با هر شکل و قیافه ای که شب و روزشان را با حضور در شورای شهر برای برون رفت بروجرد از این وضعیت بغرنج  بگذارند احتیاج داریم.

 
به خال و ابرو و گوشه چشم رای دادن فقط و فقط شهر را به سرازیری نابودی خواهد کشاند!

تجربه های ناموفق قبلی ثابت کرده "زیبا رویان فتو شاپی " دردی از دردهای این شهر را دوا نخواهند کرد و ختم کلام اینکه جای "مانکن ها" در مدیریت شهری نیست! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: جای "زیبا رویان فتوشاپی" و "مانکن ها" در شورای شهر پنجم نیست، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شورای شهر پنجم، انتخابات شورای شهر، به خال و ابرو و گوشه چشم رای نخواهیم داد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی




سخنی کوتاه با آقای شهاب روزبهانی

 رئیس جدید اداره آموزش و پرورش بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند روزی از انتصاب آقای شهاب روزبهانی به ریاست اداره آموزش و پرورش بروجرد می گذرد.

سالهاست که افتخار دوستی با آقای شهاب روزبهانی را دارم.

روز قبل برای دقایقی خدمت شان رسیدم و بعنوان یک شهروند عادی چند مورد به شرح زیر را با ایشان در میان گذاشتم:

1 - متاسفانه یکی دو سال قبل موضوع برگزاری مراسم جشن 105 سالگی آموزش و پرورش بروجرد مطرح و به یکباره به بوته فراموشی سپرده شد، تقاضا نمودم که این جشن بصورت ملی در بروجرد بعنوان یکی از فرهنگی ترین شهر های ایران برگزار گردد.

2 - متاسفانه وضعیت دبیرستان امام (ره ) در حالت بسیار نامناسبی قرار دارد، از آنجا که این دبیرستان تاریخی بعنوان سندی گویا از فرهنگ غنی بروجردی ها شناخته می شود با برگزاری یک جشن بزرگ و فراخوان فارغ التحصیلان سالهای دور و نزدیک این دبیرستان که اینک بسیاری شان در شهرهای دیگر و حتی کشورهای دیگر صاحب پست و مقام های بالایی می باشند، نسبت به بازسازی و زنده نگه داشتن این دبیرستان با حضور دبیران و دانش آموزان سابق این مکان فرهنگی تصمیم گیری بشود.

3 - یک زمانی دانش آموزان بروجرد، رتبه بالای قبولی در رشته های مطرح در دانشگاه های معتبر ایران را داشتند و حتی اتفاق می افتاد که از یک کلاس مثلا 50 نفره، همه شان در دانشگاه های معتبر قبول بشوند، متاسفانه وضعیت قبولی دانشگاهی مان بسیار تاسف برانگیز شده است، که جا دارد هر چه سریعتر با حضور کارشناسان دلسوز و کاربلد چاره ای برای به دست آوردن جایگاه قبلی بروجرد در کشور اندیشیده شود.

4 - خوشبختانه آقای شهاب روزبهانی بعنوان رئیس جدید اداره آموزش و پرورش و تمامی معاونین محترم این اداره عزم شان برای رونق مجدد آموزش و پرورش بروجرد در کمترین زمان ممکن بسیار جدی است، سایت فرهاد 90 آمادگی دارد پا به پای این اداره برای کمک به برون رفت جدی از وضعیت نابسامان فعلی تحصیلی در بروجرد، یاری رسان مجموعه مدیریتی این اداره باشد.

طی روزهای آینده در این مورد بیشتر خواهم نوشت.........





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهاب روزبهانی، اداره آموزش و پرورش بروجرد، نقد، فرهاد داودوندی، شهاب روزبهانی رئیس اداره آموزش و پرورش بروجرد، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


سه وبلاگ نویس بروجردی از راست: آقای امیر مهدی غلامی، فرهاد داودوندی و آقای پوریا مهدوی مقدم


هدایای بسیار ارزشمندی که قبول کردم

 و باتفاق دو دوست وبلاگ نویسم،

 سه برابر آنرا صرف کارهای عام المنفعه کردیم





فرهاد داودوندی- بروجرد:

دوستان بسیار جوانم آقایان: پوریا مهدوی مقدم و امیر مهدی  غلامی به مناسبت جشن تولدم مرا شرمنده محبت بیکران خودشان نمودند

آقا پوریا مهدوی مقدم با نوشتن مطلبی سراسر محبت آمیز( عمو فرهاد 54 ساله شد،،
این متن در پایان این پست قرار گرفته است) مرا غافلگیر نمود و دوست جوان دیگرم آقای امیر مهدی غلامی نیز با اهدا یک کارت هدیه بانکی در سالروز تولدم مرا بسیار بسیار شرمنده محبت خود نمود.

با افتخار تمام برای خودم، به مناسبت جشن تولدم ، هدایای ارزشمند این دوستان جوان را می پذیرم.

 اما....

اما  از آنجا که تاکنون در عرصه کار خبری و وبلاگ نویسی هیچ هدیه ای دریافت نکرده ام، خود من به افتخار دو دوست عزیز و جوانم، دو برابر مبلغ "هدیه کارت پول" به این مبلغ هدیه اضافه می کنم و به نیابت از آقای امیر مهدی غلامی و پوریا مهدوی مقدم  صرف کارهای عام المنفعه خواهیم نمود.

صمیمانه برای آقایان پوریا مهدوی مقدم و امیر مهدی غلامی وبلاگ نویسان با اخلاق، درس خوان، مودب و بسیار فعال بروجردی آرزوی موفقیت روز افزون دارم.





@@@@@@@@@@@

عمو فرهاد 54 ساله شد

فرهاد داودوندی، مردی برای تمام لحظات

تبریک... تبریک... تبریک


نوشته: پوریا مهدوی مقدم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  پوریا مهدوی مقدم - بروجرد:

کمتر کسی را پیدا می‌کنید که چنین انرژی داشته‌باشد...!!!

بی‌درنگ جزو معدود افرادی است که بدون هیچ چشم‌داشتی، دلسوزانه تنها برای پیشرفت شهرش کمک می‌کند.

آری... فرهاد داودوندی تنها کسی است که درب جدیدی از دنیای رسانه و خبرنگاری را در این شهر، استان، کشور و حتی می‌توان گفت در دنیا گشوده است و خود در این کار صاحب سبک شده است.

تقریبا قریب به 10 سال است صاحب سایت شخصی فرهاد90 است و در این مدت حق بزرگی بر گردن بروجرد دارد.

خیلی‌ها را دیده و شنیده‌ام که داودوندی را اینگونه تشریح می‌کنند: او شخصی است که با انرژی مثال‌زدنی و تنها با یک دوربین نیکون، توانسته بروجرد را تکان دهد.

در همه جا حضور دارد... آنقدر فعال است که از همه زودتر اخبار به دستش می‌رسد و پیگیری می‌کند... آنقدر مردم روی او حساب می‌کنند که حد و حساب ندارد.

اگر من بخواهم او را توصیف کنم، باید بگویم: او یک خبرنگار صادق، مردی برای تمام لحظات، منتقدی بی‌بدیل، روشنفکری آگاه، بی‌حاشیه‌ای در حاشیه، باتواضع، خندان حتی در اوج عصبانیت، نترس و شجاع و خیلی از این دست صفات که خود همشهریان از آنها باخبرند.

تا به حال ندیده و نشنیده‌ام که یک ریال‌هم بابت کار خبری از کسی یا ارگانی دریافت کرده باشد. اگرهم چیزی بعنوان هدیه دریافت می‌کند، تمام و کمال صرف امور عام‌المنفعه می‌کند.

لازم است بگویم که وی در پیشرفت سایت خبری پوریا - بروجرد نیز نقش مستقیمی داشته است. آقای فرهاد داودوندی عزیز با مشاوره‌ها و راهنمایی‌هایش، حق بزرگی بر گردن این سایت و پیشرفت آن دارد که قابل تقدیر و ستایش است.

عمو فرهاد، همیشه برای شما آرزوی بهترین‌ها را داشته و داریم. امیدواریم سالیان سال در پناه پروردگار، سایه‌تان بالای سر خانواده محترم باشد و همچنین منشا خیری همچون همیشه برای پیشرفت بروجرد باشید.

عکس‌هایی که در بالا مشاهده می‌کنید، عکسهایی از بین هزاران عکسی است که توسط مدیر سایت، پوریا مهدوی مقدم طی چندین سال فعالیت رسانه‌ای و در مراسمات و اماکن مختلف از استاد بزرگوار فرهاد داودوندی توانسته به ثبت برساند.

استاد داودوندی تولدتان مبارک...!!!







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پوریا مهدوی مقدم، امیر مهدی غلامی، هدیه تولد، کارت پول، نقد، وبلاگ نویسان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

نامه ای خطاب به فرماندار محترم بروجرد

ما  برای ساخت اورژانس جدید پول ندادیم که

 زن و مرد برای واریز پول به بیمارستان

به هم چسبیده باشند

 و به شخصیت شان توهین شود


فرهاد داودوندی - بروجرد:


جناب آقای مهندس علی کورانی فر، فرماندار محترم بروجرد

محترما بعرض می رساند:

متاسفانه در بروجرد بعضی از روسا و مدیران شهری در بعضی ادارات و اماکن عمومی به مانند بیمارستانها قدرت تجزیه و تحلیل ندارند، آنقدر نور خیره کننده میز ریاست برایشان جذاب است که از دو قدمی خود هم بی خبرند.

جناب آقای کورانی فر عزیز

 ما مردم بروجرد و خیرین کشوری ریال به ریال روی هم پول گذاشتیم تا حالا که بیمارستانی در این شهر نداریم، لااقل یک اورژانس تازه ساز و مجهز داشته باشیم، اما دریغ و درد ......

فرماندار محبوب بروجرد

متاسفانه برای پرداخت پول و تسویه حساب در گوشه ای از بیمارستان امام (ره) خیابان سید مصطفی،
زن و مرد، پیر و جوان، باید تا کمر خم شده و در حالیکه همه روی هم تلنبار می شوند از پنجره بسیار کوچکی، اقدام به پرداخت پول کنند.

جناب مهندس کورانی فر

تعداد اندکی از روسای شهری ما معتقدند که برای بیان هر مشکلی، ما روزنامه نگاران باید قبلش به آنها زنگ بزنیم! و کسب اجازه کنیم!!! بنده های خدا فکر کرده اند روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان بروجردی، روابط عمومی رایگان آقایان می باشند!

فرماندار محترم و عزیز

حالا که چشمان بینا و همتی  در بین بعضی ها در این شهر برای رفع مشکلات مردم دیده نمی شود، نگارنده نیز از طلا گشتن پشیمان گشته و از آنجا که خواسته های ما شهروندان بخاطر عملکرد نامناسب بعضی مدیران شهری به مانند شهرمان کوچک شده،

 لذا عاجزانه در خواست می کنم، شما بعنوان یک فرماندار دلسوز دستور بدهید یا پنجره مربوط به پرداخت پول را بزرگتر و استانداردتر کنند، یا  قسمت زنان و مردان را از هم جدا کنند، یا مکان را تغییر بدهند و یا اینکه دستور بدهید بعضی ها به خود زحمت بدهند اگر کینه نگارنده را به دل نمی گیرند، از پشت میزشان بلند بشوند و دو قدمی خود را هم نگاهی کنند که شهروندان شریف بروجرد شامل زنان و مردان محترم این شهر، چگونه برای پرداخت پول در بیمارستان امام ( ره) بروجرد به شخصیت شان توهین می شود. والسلام.

دوستدار شما

فرهاد داودوندی




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه ای خطاب به فرماندار محترم بروجرد، نامه به فرماندار، اورژانس بیمارستان بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


خطاب به هیات اجرایی و شورای نظارت

 بر انتخابات شورای شهر بروجرد

لطفا به وظیفه تاریخی تان عمل کنید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

خدا کند شنیده های ما اشتباه باشد که عده ای از کاندیداهای حضور در شورای شهر بعدی بروجرد از شهر های دیگر به بروجرد سرازیر شده اند  و حتی ساکن این شهر هم نبوده و نیستند.

به راستی اگر فرصت حضور برای افرادی که محل سکونت شان هم تاکنون حتی بروجرد نبوده، در شورای شهر بعدی بروجرد( توجه کنید شورای شهر " بروجرد") فراهم شود به زودی باید شاهد رشد بیش از پیش  مشکلات این شهر باشیم.

می گویند یک انسان عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمی شود: سال گذشته شورای شهر فعلی نام "خیابان بهار" را به "خیابان شورا" تغییر دادند که با عصبانیت مردم بروجرد روبرو شد و مجبور شدند نام خیابان را دوباره به خیابان بهار تغییر بدهند!

می دانید چرا چنین اتفاقی رخ داد؟

بله، آن تعداد از افرادی که در شورای شهر فعلی رای به تغییر نام خیابان بهار بروجرد داده بودند بخاطر اینکه از قدیم بروجرد و خاطرات بی شمار مردم این شهر از خیابان زیبای بهار، خاطره خاصی نداشتند! به همین خاطر با یک اقدام کاملا نسنجیده، باعث شدند مردم شریف بروجرد بسیار رنجیده خاطر شوند.

ختم کلام اینکه: هیات اجرایی و شورای نظارت بر انتخابات بروجرد وظیفه بسیار سنگین و تاریخی در قبال این شهر دارند.

برای ثبت در تاریخ بروجرد و اینکه ما هم باید به وظیفه مان در قبال زادگاه مان عمل کنیم، خدمت دوستان عزیز در شوراهای مختلف نظارت بر انتخابات شورای شهر بروجرد عرض می کنیم که:

 افرادی که ساکن بروجرد نبوده و حتی نام خیابانهای اصلی شهرمان را هم بلد نیستند، ورودشان به شورای شهر بروجرد، تبعات بسیار بسیار زیاد منفی برای شهر و زادگاه مان در پی خواهد داشت. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، شورای شهر، فرهاد داودوندی، انتخابات شورای شهر بروجرد، شورای شهر بروجرد، خطاب به هیات اجرایی و شورای نظارت بر انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

از دنیای ورزش بروجرد چه خبر؟


یادی کنیم از حمایت آقای غلامرضا بروجی

 از تیم فوتبال نوجوانان وحدت بروجرد



فرهاد داودوندی- بروجرد:


حضور افرادی که در  فعالیت های اجتماعی حضوری فعال دارند در عرصه ورزش می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات جوانان و نوجوانان ورزشکار در بروجرد باشد.

متاسفانه کمتر مسوول اجتماعی، سیاسی و شهری را می بینیم که خود را درگیر فعالیت های "شیرین"، "پویا" و "سر زنده" ورزشی بکند.

چندی قبل مسوولین تیم فوتبال نوجوانان وحدت بروجرد برای حمایت جهت حضور در مسابقات مقدماتی منطقه ای کشور دست به دامان بسیاری شده بودند که کم و بیش توانسته بودند کمک هایی هر چند اندک اما ارزشمند را بگیرند، اما ورود آقای غلامرضا بروجی از دست اندرکاران مسائل اجتماعی سیاسی بروجرد به جرگه حمایت از تیم فوتبال نوجوانان بروجرد باعث شد ره صد ساله حمایت از این تیم یک شبه طی شود.

حمایت های مالی به یکطرف، اما حمایت های معنوی آقای بروجی از این نوجوانان در مسابقات کشوری، باعث دلگرمی مربیان، سرپرستان و دست اندرکاران و بازیکنان تیم فوتبال نوجوانان وحدت بروجرد شد، تا جائیکه مسوولین تیم فوتبال نوجوانان وحدت تصمیم گرفتند به پاس قدردانی، پیراهن افتخاری تیم شان را به این چهره حامی ورزش اهدا کنند.

صمیمانه امیدواریم تمامی مردان و زنان فعال در عرصه های اجتماعی، سیاسی و شهری بروجرد، به دور از هر گونه هیاهوی تبلیغاتی یار و یاور ورزش و ورزشکاران بروجردی باشند، همانگونه که آقای غلامرضا بروجی تمام قد از تیم فوتبال نوجوانان وحدت حمایت کرد و صمیمانه از طرف مسوولین و بازیکنان این تیم مورد قدردانی قرار گرفت.

@@@@@

توضیح ضروری فرهاد داودوندی:

متاسفانه هر مطلبی که توسط سایت ما به ثبت می رسد بلافاصله و بدون درنگ از طرف عده ای متهم به طرفداری از این و از آن می شویم!

به گواه تمامی  روسا و مسوولین محترم شهر، همانگونه که بارها تاکید داشته ام، تاکنون هیچگاه درخواست شخصی نداشته و به امید خدا در آینده هم نخواهم داشت و تاکنون حتی یک استکان چای هم از دست هیچکدام نگرفته ام و اگر احیانا به مناسبتی هدیه ای هم داده اند، معادل ریالی آن هدیه، تمام و کمال به نیابت از طرف خودشان  صرف کارهای عام المنقعه شده است.

مطمئنم که با ثبت مطلب بالا عده ای خواهند گفت که فلانی با نوشتن این مطلب خواسته برای خودش از این نمد کلاهی بدوزد! ( که اصلا و ابدا هم اینگونه تفکرات برایم مهم نیست)

نگارنده بصورت کاملا جدی معتقد است و سر سوزنی هم کوتاه نخواهد آمد که: هر شخصیت "اجتماعی سیاسی و شهری"، در بروجرد ( که خوشبختانه بدون استثناء افتخار دوستی با همه شان را دارم) جدا از حیطه کاری که برایش تعریف شده اگر برای رشد بروجرد و بروجردی ها و بخصوص ورزش  شهرمان قدمی بردارد باید به نیکی از وی یاد شود. والسلام.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: از دنیای ورزش بروجرد چه خبر، غلامرضا بروجی، ورزش بروجرد، تیم فوتبال نوجوانان وحدت، نقد، مهران واقعی، مصطفی کاکایی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


در شهری در کره مریخ این اتفاق رخ داد

به دنبال ثبت نام اعضا شورای شهر

برای حضور در شورای بعدی


جشن و شادی و پایکوبی

سراسر شهر را فرا گرفت!

فرهاد داودوندی - بروجرد:

به دنبال شنیدن خبر ثبت نام اعضا شورای شهر کره مریخ، برای حضور در بین کاندیداهای شورای شهر بعدی، شور و شعف سراسر شهر را در بر گرفت.

جشن و شادی و پایکوبی در  سراسر شهر کره مریخ، بخوبی توسط تلسکوپ از روی کره زمین دیده می شود!

عبور و مرور خودروها کاملا متوقف شده و مردم در وسط خیابان مشغول رقصیدن! "ببخشید، ببخشید، حواسم نبود"، مشغول حرکات موزون هستند!

یک فردی که با حرکات موزونی که انجام می داد با صدای بلند هم می خواند که "این کمره، شاه فنره!" به آقای خوش خیال گفت: ما اینجا در کره مریخ بسیار شاد و مسروریم که اعضا فعلی شورای شهرمان خود را برای حضور در شورای بعدی هم کاندید کرده اند!

فرد دیگری که با حرکات موزون محلی دستمال هم بالای سر خودش می چرخاند گفت: از اینکه طرح ترافیک، زیبا سازی شهر، درآمد پایدار، به روز کردن حقوق رفتگرها، تسویه حساب بدهی های شهرداری، سر و سامان دادن به شهر، ادامه نهضت مادام العمر آسفالت، آزاد سازی حریم اماکن تاریخی مذهبی،ساختن ده ها پارکینگ در شهر، احداث بی شمار پل های عابر پیاده و ... که تاکنون تمام و کمال و به بهترین نحو انجام گرفته، توسط این اعضا در شورای آینده هم ادامه خواهد داشت سر از پا نمی شناسیم و خوشحالی مان از حضور این افراد در شورای بعدی را بخوبی می توان در "نیش باز تا بنا گوش مان" ببینید!

  یک پیرزن که مشعول دیدن حرکات موزون مردم وسط خیابان بود خطاب به جمعیت گفت: وای ننه! به حق چیزای ندیده، خدا مرگتون نده! درسته که اعضای شورا روزی که تحویل گرفتند بدهی شهرداری 20 میلیارد بود و الان خوشبختانه بجز 90 میلیارد تومان ناچیز و چندین ماه حقوق معوقه پرسنل، دیگر دیناری بدهی ندارد!!!، اما دیگه چرا  اینقدر خوشحال هستید؟ اعضای شورای شهر اگر این شهر را توی 4 سال گذشته گلستان کرده اند! خودشان می گویند که چون فقط برای خدمت آمده بوده اند!  وظیفه شان را انجام داده اند!

یک جوان تحصیل کرده اما بدون پارتی و بیکار  که کتاب"چگونه شهر خود را بسازیم" در دستانش بود، به آقای خوش خیال گفت: ما خوشحالیم که با بودن این افراد در شورای شهر مشکل بیکاری تمامی فامیل های کوچک و بزرگ شان حل شد و خدا را شکر دیگر هیچ  آدم بیکاری در بین فامیل این افراد وجود ندارد که ندارد.

 این جوان کره مریخی سپس افزود: البته شنیده ایم که "پسرخاله شوهر عمه دایی همسر یکی شان" که بیکار مانده و اصلا به فکرش نبوده اند، باعث شده تا این دوستان با کاندیداتوری مجدد، برای سر کار بردن  و استخدام این فرد بعنوان یک مدیر در شهرداری برای دوره بعدی حضورشان در شورای شهر، عزم شان را جزم کنند!
و همین حس مسوولیت بین اعضای شورای شهر فعلی باعث شده همه ما از ته دل ازشان راضی و هر شب در خواب! برای موفقیت شان دعا کنیم !!!

لحظاتی قبل خبر رسید که آقای خوش خیال که خودش هم از دوستداران فعالیت بی حساب و کتاب اعضا فعلی شورای شهر کره مریخ است و اگر کمی زبانش را گاز بگیرد و کمتر انتقاد کند مطمئنا با حقوق بسیار خوب به نان و نوایی خواهد رسید،  ارسال خبر از کره مریخ را متوقف کرده و ظاهرا خودش هم از فرط خوشحالی شنیدن خبر کاندیداتوری اعضای بسیار بسیار دلسوز شورای شهر  فعلی!!! برای حضور در شورای بعدی کره مریخ، ذوق زده شده و اگر کارش از فرط شادی به بیمارستان کشیده نشده باشد، مطمئنا اون "وسط مسط ها"ی یکی از خیابانهای کره مریخ بین مردم، مشغول حرکات موزون بندری است!!!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز، فرهاد داودوندی، نقد، شورای شهر، شورای شهر پنجم، انتخابات شورای شهر، طنز شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


عکس از آرشیو اینترنت است

 سقوط سنگ بر سر خودروی عبوری

 در  مسیر روستای ونایی بروجرد

و کشته شدن یک دختر 7 ساله


 
مقصرکیست؟

فرهاد داودوندی- بروجرد:

سنگ غول پیکری در مسیر روستای ونایی از ارتفاعات کنار جاده بر روی یک خودرو عبوری سقوط می کند، خانواده ای عزادار جان باختن دختر 7 ساله شان می شوند و هیچکس در این میان نمی پرسد راستی مگر نمی شد زودتر از اینها مسیر را پاکسازی نمود و مردم را از اینگونه خطرات بزرگ نجات داد؟!

در مواقع موفقیت های احتمالی، مدیران و روسای شهر و استان برای قرار گرفتن جلوی دوربین خبرنگاران از سر و کول همدیگر بالا می روند، اما در مقابل اتفاقات مرگباری که بر اثر سهل انگاری همین مدیران پیش می آید، همه به یکباره روزه سکوت می گیرند و اگر هم زبان باز کنند بازی "کی بود کی بود من نبودم" را برایمان سر می دهند!

اتفاق ناگوار کشته شدن یک دختر بچه بر اثر سقوط یک سنگ بر روی خودروی عبوری را می شد بسیار پیش از این با احداث دیواره های مستحکم در مسیر روستای ونایی خنثی نمود.

می شد از مدتها قبل با تعریض جاده برای امنیت جانی مسافران کار اساسی انجام داد و می شد.......

اما دیگر کار از اما و اگر ها گذشته، اینک یک خانواده با یک کشته و 4 مجروح تاوان کم کاری مدیرانی را می دهند که نسبت به پیشرفت بروجرد کاملا بی تفاوت شده اند! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: مقصر سقوط سنگ بر روی خودور کیست؟، سقوط سنگ بر روی خودرو، سنگ مسیر ونایی، روستای ونایی، نقد، کشته شدن دختر روستای ونایی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


لطفا در گروه های تلگرامی دست نگهدارید

حرمت ها را از بین نبرید


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بسیاری از گروه ها و کانال های تلگرامی در بروجرد شده صحنه کارزار بی در و پیکری که امروز و فرداست همه را با خود بسوزاند.

احترام کوچک و بزرگی کلا از بین رفته و هر کسی هر سوژه ای پیدا می کند، بدون رعایت حال دیگران سریعا با پخش کردن آن در گروه های مختلف مجازی، با شدیدترین حالت آنرا به دُهل می زند!

خدا رحمت کند قدیمی ها را که می گفتند: " ابر باشید، اما نبارید"، " احترام دیگران را نگه دارید تا احترام تان را نگه بدارند" و .......

هیچکس منکر نقد و انتقاد نیست، اما این انتقاد ها به چه قیمتی؟ در عرصه نقد منصفانه اگر همه با نام و مشخصات واقعی شب و روز همدیگر را نقد کنند، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و چه بسا باعث رشد شهر نیز بشود، اما اگر قرار بر رفتار ناجوانمردانه و تخریبگرانه و موزیانه باشد، شک نکنیم که بزودی در عرصه عدم حفظ حرمت ها، سنگ روی سنگ بنا نخواهد شد!

فقط می توان ابراز تاسف عمیق کرد از اینکه عده ای برای تخریب دیگران، بدون توجه به سوابق درخشان اجتماعی آن افراد، ناجوانمردی را به نهایت رسانیده و پای اقوام نزدیک شخص مورد نظر را نیز به بهانه های واهی و کاملا بی اساس به میان می کشند.

در این میان عده ای با اسامی جعلی و نامشخص نیز آتش بیار معرکه شده اند و بخاطر منافع کاملا شخصی، هر گاه فیتیله مناظرات تند افراد و گروه ها پائین کشیده می شود، با ترفند های مختلف آتش اختلاف بین طرفین را دوباره شعله ور می کنند و چنان ماهرانه کار خود را انجام می دهند و به همه انگ می زنند که هیچ نیروی مستقلی هم نتواند جرات کند که برای میانجیگری قدم پیش بگذارد.

به هر حال ختم کلام اینکه اگر طرفین هر چه سریعتر دست نگه ندارند و همینطور که هم اکنون هست، حرمت ها را از بین ببرند، شک نکنیم بروجرد و بروجردی ها همه از این اختلافات ضربه خواهند خورد و شهر ضرر اساسی خواهد کرد. والسلام.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: لطفا دست نگهدارید، حرمت ها را از بین نبرید، نقد، تخریب، کانال تلگرام، تلگرام، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

عده ای مصرند که راه خدمت به مردم

از حضورشان در شورای شهر بعدی می گذرد




پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی


تا كنون به این موضوع فكر كرده‌اید كه چطور می‌توانیم به شهرمان و مردمش خدمت خالصانه نماییم؟

چندی پیش این سؤال را از پدرم پرسیدم اما در پاسخ چنان نگاهم کرد که نزدیک بود جان از قالب تهی کنم!

سپس چنان نعره زد که اول فکر کردم برق 220 ولت پدر بزرگوارم را گرفته و  بعد گفت: خدایا به درگاهت چه گناهی کرده‌ام چنین فرزندی نصیبم کرده‌ای که چیزی حالی‌اش نمی‌شود؟!

سپس با اشاره به مادرم که با ملاقه دستش سراسیمه از آشپزخانه بیرون زده بود گفت: آن ملاقه را چنان بزن توی سر این بچه‌ی نادان که عقلش سر جایش بیاید!

مادرم که شوکه شده بود خطاب به پدرم گفت: چکار بچه داری؟ 

با این حرف مادرم انگار به یک‌باره کبریت انداخته باشی توی انبار باروت، پدرم رفت هوا و آمد زمین و با عصبانیت زیاد گفت: این بچه هنوز نمی‌داند که راه خدمت به این شهر و مردمش فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

پدرم که انگار با دیدن قیافه بهت‌زده من و مادرم، دلش به حال ما سوخته بود، این بار آرام‌تر خطاب به من ادامه داد و گفت: پسر عزیزم! چرا این‌قدر دو ریالی تو کج است که نمی‌دانی اگر قرار است کسی به این شهر خدمت کند، فقط و فقط راهش ورود به شورای شهر بعدی است و بس!

چرا یک کمی نگاه دور و برت نمی‌کنی تا این همه کاندیدای احتمالی جدید را ببینی که به یک‌باره دل‌شان برای زادگاه‌شان شروع به تپیدن کرده و شب و روز دارند خودشان را در مراسم فاتحه و عروسی و نشست‌های مختلف توی چشم بقیه همشهریان می‌کنند؟!

پدرم مکثی کرد و پس از این که نگاهی دیگر به من انداخت، ادامه داد: فرزند عزیزم! از تو انتظار دارم که برای دور بعد شورای شهر کاندیدا شوی و با این کار باعث گردی همه بر و بچه‌های دور و نزدیک فامیل دست‌شان در یک جایی بند شود و در ضمن این شوهر عمه‌ات هم یک جایی مشغول به کار شود تا دیگر دست از نق زدن به این عمه بیچاره‌ات بردارد و برای قرض و قوله، كم در خانه‌ی ما بیاد!

برادر بزرگ‌ترت هم به شدت نیازمند كسب مجوز آپارتمان چند طبقه تا خط پیاده روی خیابان است و اگر تو آن‌جا باشی و در كمیسیون‌ها سفارش و پی‌گیری كنی، او می‌تواند علاوه بر این آپارتمان، اصلاً  وارد كار ساخت و ساز شود و با ساختن آپارتمان‌هایی كه تا لبه‌ی خیابان‌ها پیشروی كرده‌اند، به این شهر و مردمش خدمت كند.

راستش پس از شنیدن این حرف‌ها دلم برای پدرم خیلی سوخت!

پدر در پایان با درماندگی نگاهی به من کرد و گفت: فرزند عزیز‌تر از جانم، من پایم لب گور بند است و امروز یا فردا است سر بر بالین بگذارم. بیا و به من قول بده برای خدمت به این شهر آستین همتت بالا بزنی و با حضور در شورای شهر بعدی، سر و سامانی به استخدام زنان و مردان و بچه‌های ریز و درشت فامیل در شهرداری؛ ببخشید، حواسم نبود! سر و سامانی به شهرمان بدهی و فرهاد داودوندیبه مردم این شهر خدمت كنی.

راستش خیلی دلم به حال پدرم، برادر، دوستانم و فامیل دور و نزدیک سوخت و حالا فهمیدم که تنها راه خدمت به شهرمان، فقط از حضور در شورای شهر بعدی می‌گذرد!

بنا بر این می‌خواهم از فردا پس‌فردا با حضور در مراسم فاتحه، شادی و همایش‌ها و حتی اگر چه تا كنون قلم به دست نگرفته‌ام، با نوشتن مقالات انتقادی و پیشنهادی در نشریات خود را مطرح كنم و یواش یواش آستین همت برای خدمت به زادگاهم با حضور در شورای شهر بعدی را بالا بزنم!

پایگاه خبری تحلیلی یافته - فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، یافته، شورای شهر، طنز، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


سخنی صریح با هیات محترم اجرایی

انتخابات شورای شهر بروجرد

مواظب افرادی که " آش را با جاش"

می خواهند باشید

فرهاد داودوندی- بروجرد:

تا ظهر امروز جمعه 4 فروردین 1396 بیش از 133 کاندیدا برای حضور در شورای شهر دوره پنجم ثبت نام کرده اند. از این تعداد 16 نفر زن و بقیه مرد می باشند مطمئنا طی دو سه روز باقیمانده بر تعداد این افراد بسیار افزوده خواهد شد.

اگر فرض کنیم تمامی افرادی که برای حضور در شورای شهر ثبت نام  می کنند انسانهای بسیار خوبی هستند، اما برای حضور در شورای شهر و مدیریت یک شهر  350 هزار نفری فقط و فقط خوب بودن برای ما شهروندان دیگر ملاک نیست.

در دوره های قبلی افراد خوب بسیاری در شورا حضور داشتند که متاسفانه بعدا نتوانستند حق مطلب را برای مردم این شهر تاریخی ادا کنند و همین شد که امروز می بینیم  از بروجرد زیبا فقط نامی مانده و بس!

نگارنده طی روزهای آینده و پس از تائید نهایی کاندیداهای محترم مطالب بیشتری را بدون رودربایستی خواهد نوشت، اما تا آنزمان خاطر مبارک اعضای محترم هیات اجرایی انتخابات شورای شهر بروجرد را به این نکته معطوف می دارد که با "ذره بین فوق دقت" تائید نهایی را انجام بدهند تا پای افرادی را که ممکن است بعد ها با حضور در شورای شهر نتوانند برای شهر کار مثبتی انجام بدهند را به شورای شهر باز نکنند.

تجربه ثابت کرده خیلی ها در مقابل ثروت موجود در شهر، دست و دل شان به یکباره لرزیده و می لرزد و اتفاقی که نباید بیفتد را انجام داده و اینک برای خود و اطرافیان شان دَم و دستگاهی به هم زده اند و سفره ای را که دور آن نشسته اند را تمام و کمال برای خود می خواهند و حتی حاضر نیستند جای آش را هم به دیگران بدهند و ختم کلام اینکه " آش را با جاش" تصاحب کرده اند.

لذا درخواست می شود اعضای محترم 
هئیت اجرایی انتخابات شورای شهر بروجرد در زمینه تائید نهایی "مو را از ماست بیرون بکشند". والسلام.

لازم به ذکر است اسامی هئیت محترم اجرایی انتخابات شورای شهر بروجرد به شرح زیر است:


 اعضای اصلی هیئت اجرایی انتخابات شورای شهر بروجرد :

1.علی احمد امیرسرداری

2.محمدحسن زالی

3.محمد مهرافزون

4.احمد موسیوند

5.عبداله نصرالهی

6.نادر ارجمندی

7.سید مرتضی اسماعیل زاده

8.محمد مقومی

اعضای علی البدل:

1.حمید خداشناس

2.مسعود روستایی

3.محسن روحبخشان

4.امراله موسیوند




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سخنی با هیات اجرایی انتخابات شورای شهر بروجرد، فرهاد داودوندی، نقد، شورای شهر پنجم، شورای شهر، کاندیداهای شورای شهر، هیئت اجرایی انتخابات شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

پیش به سوی حضور حداکثری

برای انتخاب یک "شورای شهر" واقعی



فرهاد داودوندی- بروجرد:


ثبت نام کاندیداها جهت حضور در رقابت برای تصاحب 9 صندلی شورای شهر دوره پنجم بروجرد آغاز شده است.

این بار بر خلاف دفعات قبلی، شهروندان تشنه داشتن یک شورای شهر قوی، متخصص، متعهد، کاربلد و دل و جرات دار هستند.

با ضعف های مفرطی که شورای شهر فعلی طی 4 سال گذشته از خود نشان داد، شاید بتوان ادعا نمود که برای مردم بروجرد انتخابات شورای شهر چه بسا حتی از انتخابات همزمان ریاست جمهور هم مهم تر باشد.

با توجه به اینکه "میزان رای ملت است"، تک تک آراء شهروندان می تواند برای انتخاب یک شورای شهر دلخواه مثمر ثمر باشد.

امیدواریم با گزینش نهایی کاندیداهای شورای شهر پنجم، افرادی تائید صلاحیت بشوند که بتوانند با تمام وجود در خدمت بروجرد و بروجردی ها باشند و در میدان عمل منافع شهر را به منافع شخصی خود ترجیح بدهند.

با توجه به حساسیت فراوان در بین مردم برای انتخاب درست و صحیح یک شورای شهر قوی، می توان پیش بینی کرد که این بار شاهد حضور بیش از پیش بروجردی ها در پای صندوق ها باشیم.

کارشناسان معتقدند، حضور اندک مردم در انتخابات شورای شهر پنجم، راه را برای حضور افراد ضعیف در شورا هموار خواهد کرد، اما اگر حضور مردم حداکثری باشد، انتخاب افراد ضعیف برای حضور در شورای شهر به کمترین میزان احتمال خود خواهد رسید.

از هم اکنون که مصادف با تعطیلات نوروز است می توان در دید و بازدید های نوروزی به طریقه سینه به سینه کاندیداهای "متخصص متعهد" را به دیگران معرفی کنیم.

از امروز ( اول فروردین 1396 ) سایت فرهاد 90 در رابطه با اصل و حاشیه های انتخابات شورای شهر پنجم در بروجرد، حضوری بسیار فعال خواهد داشت و بزودی مطالب دیگری در این رابطه در سایت ثبت خواهد شد....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: انتخابات شورای شهر، انتخابات شورا، فرهاد داودوندی، شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، نقد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی

 زندگی همیشگی با مادر، در عید


عید یعنی امید به آینده ای روشن،

 

  آرزوی خوشبخت شدن


 در سال جدید برای همه



  ( نوشته شده توسط فرهاد داودوندی- بروجرد)


اینک که زمین و زمان ظاهرا آرام اما با شتاب، گرد پیری و غبار کهنسالی را به وجود ما تزریق می کند، مطمئن شده ام  که عید یعنی در بدر بدنبال  دوران کودکی گشتن!


وحشت خوش آیندی از خاطرات کم و بیشی که تو را به گذشته ای نه چندان دور می برد.


لذت بردن از عیدی گرفتن و دلهره از اینکه نکند خاله و دائی و اقوام دور و نزدیک  در غوغای صحبت های روز مره با اطرافیانت فراموش کنند که عیدی تو را بدهند!


پوشیدن کت و شلوار نو، اما دو سه سایز بزرگتری که آستین کتش را چندین بار روی هم برگردانده بودند تا دستان کوچکت بتوانند دیده شوند و پرخاش های دلپذیرمادر که در مقابل اعتراض ساده تو برای سر پوش گذاشتن بر نداری ها  می گفت  پسر بچه زود قد می کشد پول که علف خرس! نیست هر سال کت و شلوار بخریم! باید دو سه سال با این لباسها سر کنی.


و کتک خوردن روز عید از دستان نحیف مادر، اگر درموقع بازی کردن با هم سن و سالان خود، لباس را خاکی یا پاره پوره می کردی و پوشیدن کفشی که به زور برایت می خریدند که یا یک شماره کوچک بود و در همان روز اول انگشتانت پر از تاول می شدند و یا اینکه یکی دو شماره بزرگ بود و با گذاشتن پنبه و کهنه پارچه در نوک آن همیشه   احساس می کردی کفشهایت دو سه متری جلو تر از خودت در حرکتند!


وشاید هم خاطره خوش عید در  این بود که  بعد از حمام عید، که طبیعتا بخاطر شلوغی بیش از حد حمام سر گذر، یک هفته قبل از عید می رفتی و بدست دلاکی که برای گرفتن عیدی بیشتر از پدر، تو   را با کیسه زبری که بر تن صدها نفر کشیده بود  مانند بره بریان می نمود!


عید یعنی سوار شدن بر بال خاطرات و سفر به دوران کودکی و نظاره کردن مراسم چهارشنبه سوری، آتش بازی و از روی آتش پریدن و دیدن وحشتی که سراپای مادر را در بر می گرفت که گزندی بخاطر پریدن از روی آتش به طفل خرد سالش  نرسد.


و سپس مراسم عید نوروز و آغاز سال نو و دید و بازدید های بی پایانی که اکثرا با میهمانی های دسته جمعی همراه و ممکن بود تا یکی دو ماه بعد از عید  نوروز بخاطر کثرت فامیل ادامه داشته باشد.


اعیاد دوران کودکی ما هر چه بود خاطراتی از خود برای ما به یادگار گذاشت که با فکر نمودن به آنها شور و شعفی وصف ناپذیر سراپای وجودمان را در بر می گیرد بی اختیار احساس شادابی می نمائیم و لبخندی بر لبانمان می نشیند با کمی آب و تاب خاطرات گذشته  را برای دوستان و فرزندان خود تعریف می کنیم زیرا فقط نقاط روشن گذشته را مرور می کنیم !


در کوچه پس کوچه های ذهن پر مشغله خود بدنبال دوستان و همکلاسی های دیگر ندیده خود می گردیم   و اینکه مدتهاست عمو و دائی و خاله و فرزندان آنها را که حتی لحظه ای از هم جدا نمی شدیم ماهها و حتی سالیان سال است ندیده ایم!


عید یعنی کم رنگ شدن  لبخندی که  یاد آوری خاطرات گذشته بر لبانمان  نشانده بود.


عید یعنی امید به آینده ای روشن، آرزوی خوشبخت شدن در سال جدید برای همه، دیدن افراد تازه متولد شده در فامیل!


و آرام آرام  به فکر بستن بارو بندیل زندگی برای سفر همیشگی و شروع دوران کودکی جدید و زندگی مادام العمردر جوار مادر واقعی مان "زمین" !





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زندگی همیشگی با مادر در عید، فرهاد داودوندی، نقد، زندگی با مادر، زمین،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط فرهاد داودوندی


پارلمان محلی بروجرد

 امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود



فرهاد داودوندی- بروجرد:



جدای از اینکه شورای شهر دوره چهارم بروجرد منحل بشود یا خیر، شهردار ابقا بشود یا خیر و هزاران سوال دیگر...... اما باید برای ثبت در تاریخ شهر فرهنگی بروجرد ثبت شود روزی که این شهر برای اولین بار شاهد یک رخداد متمدنانه در سطح مدیریت شهری بود.

امروز بالاخره بعد از چند سال که از عمر شورای چهارم می گذرد، می شد روح زندگی را در یک پارلمان محلی دید که نظرات مستقیم شهروندان باعث شد در آن تصمیم گیری مبتنی بر احترام به مردم گرفته شود.

امروز روزی بود که حضور در این جلسه تاریخی و پر هیجان می توانست برای هر خبرنگار یا وبلاگ نویسی  به صدها خبر دیگر ارزش صد چندان داشته باشد.

در این روز اعضای موافق و مخالف در شورای شهر بر اثر فشار شهروندانی که با رعایت تمامی قوانین متمدنانه شهروندی پشت درها ایستاده بودند، مجبور شدند افکار واقعی خود را نشان بدهند، از روی صندلی ها برخیزند و با شور و حرارت تصمیم بگیرند و برای یکبار هم که شده بازی با احساسات شهروندان را کنار بگذارند.

"تعدادی" از اعضای پارلمان محلی دوره چهارم بروجرد هر چند بسیار دیر، اما اگر به فال نیک گرفته شود امروز جدای از ابقا یا انحلال، مرد و مردانه به میان موکلین خود آمدند و با صراحت کامل با مردم شهر سخن گفتند و بالاخره  سر شهروندان را بر یک بالین گذاشتند.

شهروندانی که سالهاست به شورای شهر بی تفاوت شده بودند امروز تجربه کردند که اگر با تمام وجود پای صندوق های رای بیایند و درست و صحیح نمایندگان محلی خود در شورای شهر را انتخاب کنند، می توانند برای رفع هر مشکل حتی کوچکی درهای شورا را برای بیان مستقیم مشکلات شهر، به روی خود باز ببیند.

 اتفاق خوشایندی که امروز رخ داد این بود که برای اولین بار این حضور مستقیم مردم و رسانه ها بود که در آرا موافق و مخالف در بین اعضای شورای شهر تاثیر مستقیم گذاشت.

باید برای ثبت در تاریخ زادگاه مان بنویسیم که امروز برای بروجرد یک روز تاریخی در تمرین مردم  برای تصمیم گیری جهت انتخاب صحیح اعضای شورای شهر بعدی در اواخر اردیبهشت ماه 1396 بود.

اتفاقات امروز را جدای از تمامی حاشیه های مثبت و منفی آن به فال نیک بگیریم، انتخابات شورای پنجم نزدیک است و حضور بی سابقه مردم در پای صندوق ها برای انتخاب درست یک پارلمان محلی، می تواند  با انتخاب افراد پاسخگو، متخصص و متعهد،
در کمترین زمان ممکن، بروجرد زیبا و فرهنگی تاریخی را به روزهای اوج خود برگرداند.

تنگ چشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشا کنان بُستانیم

























طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: پارلمان محلی بروجرد امروز شاهد یک رویداد تاریخی بود، شورای شهر، نقد، نقد شورای شهر، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، پارلمان محلی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقا اجازه! بابا جوونم گریه کرد، وقتی شنید

بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کرده


فرهاد داودوندی- بروجرد

آقا اجازه! در رابطه موضوع انشا که گفته اید در رابطه با طلاق بنویسیم، وقتی به بابا جونمون گفتیم برای نوشتن این انشا کمک مان کند تلخندی زد و گفت:

روله جوو، خلاصه و مفید بنویس، ای روسا و مدیران کم کار بروجرد که اینقدر به میز ریاست تان چسبیده اید که فکر مشکل اقتصادی خانواده ها را فراموش کرده و باعث شده اید بروجرد رتبه اول طلاق را کسب کند، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد، این شتر در خانه های خودتان هم خواهد خوابید!

آقا اجازه! بابا جوونمون در ادامه در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود در حالیکه نگاه سقف می کرد که اشک هایش روبروی ما بر گونه هایش نغلطد گفت: بنویس، خدا دیر گیره، اما شیر گیره، ای روسای کم کار شما خودتون هم دختر و پسر دارید، هم عروس دارید و هم داماد، بترسید ازخشم خدا .....

آقا اجازه! می گویند مردها گریه نمی کنند، اما بابامون در حالیکه یک دفعه بغضش ترکید و هق هق گریه سر داد بلند شد رفت توی حیاط و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و در حالیکه بریده بریده حرف می زد، گفت: خدایا! بعضی از رئیس روسای شهر حقوق و مزایا و پاداش و .. خودشان یک روز هم دیر نمی شود اما به فکر زیر دستانشان نیستند و درک نمی کنند که مردی که دست خالی به خانه می رود مرگ برایش عروسی است.

 خدایا، هیچ مردی را پیش زن و بچه اش شرمنده نکن، اونا رو شرمنده کن که باعث و بانی این وضع در ابن شهر شده اند که باعث شده از هر 500 درخواست طلاق فقط 10 تایش به صلح ختم شده و بقیه با داشتن دو سه تا بچه  مجبور به جدایی و طلاق بشوند.

آقا اجازه! ما داشتیم از پشت پنجره درد و دل بابا جوونمون با خدا را می شنیدیم، نمی دانم کی پشت پنجره خوابمان برده بود.

 یه دفعه  احساس کردم بابا جوونم منو بغل گرفته داره می خوابونه توی رختخواب و داره پیشانی ام را ماچ می کند و با چشمان نمناکش داره میگه خدا سایه هیچ مردی را از سر زن و بچه اش کم نکنه، اینا که باعث شده اند بروجرد آمار بیشترین طلاق را کسب کنه، فردای قیامت جواب خدا را چی می خواهند بدهند؟!

آقا اجازه! یک قطره از اشک های بابا جوونم صورت من را هم خیس کرد، سرم را کردم زیر لحاف و تا صبح من هم گریه کردم، حالا تازه فهمیدم که مردها هم گاهی اوقات که ناجوانمردی می بینند و می شنوند، گریه بهترین راه است که خودشان را سبک کنند!


ادامه مطلب

طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، طلاق، فرهاد داودوندی، طنز تلخ، آقا اجازه، بروجرد رتبه اول طلاق،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی



به بهانه سخنان نسنجیده دو مجری تلویزیونی

 در رابطه با قوم بزرگ لُر

بر طبل تفرقه نکوبیم



فرهاد داودوندی- بروجرد:


دو مجری بذله گوی تلویزیونی در یک برنامه زنده، نسنجیده سخنانی را  بر زبان می آورند که شاید قصدشان در وهله اول خندان حضار بوده است، اما نادانسته سخنان
بچه گانه شان باعث جریحه دار شدن احساسات یکی از شریف ترین، مهربانترین و تاریخی ترین اقوام ایران زمین شده است.

در اینکه این مجریان سالهاست خنده بر لبان ما ایرانی ها می نشانند هیچ شکی نیست، در اینکه سخنان شان بسیار خام و نسنجیده بوده نیز هیچگونه شکی نیست، اما در شرایطی که کشور ما در شرایط بسیار حساس منطقه ای به سر می برد حتی الامکان باید شرایط روانی جامعه را به سمت و سوی آرامش برد و با هدایت  این دو مجری به عذر خواهی، پرونده این سخنان سهوی را برای همیشه بست.

یادمان نرفته سال قبل نیز عده ای موج سوار! ساکن در کشورهایی دیگر،  که نان شان در تشنج زایی است با یک جمله سهوی گروه عمو فیتیلیه ای ها در یک برنامه تلویزیونی قصد داشتند با بزرگ جلوه دادن آن برنامه، بر طبل اختلافات بکوبند و به این وسیله برای شخصیت نداشته خود، اعتباری هر چند ناچیز دست و پا کنند، که خوشبختانه با درایت به موقع مسوولین کشوری و هموطنان عزیزمان  موضوع کاملا ختم به خیر شد.

به همین خاطر،  نگارنده که خود با افتخار تمام لرستانی می باشد و اتفاقا پسوند نام فامیلم نیز دست مایه طنز سخیف همین برنامه حاشیه ساز بوده، معتقد است باید با دیدگاه گذشت و عفو نمودن این دو نفر، جملات گفته شده دو مجری طنز تلویزیونی ( طاهرا در برنامه ای در 7 سال قبل ) را سهوی و نسنجیده و بدون اغراض خاصی به حساب آورد و با دعوت به آرامش، خواهان توضیح و عذر خواهی رسمی این دو مجری تلویزیونی شد.

والسلام.  




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، بر طبل تفرقه نکوبیم، فرهاد داودوندی، لباس لری، محمود شهریاری، حسن ریوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


رُک، صریح و بی رودربایستی

خطاب به کاندیداهای شورای شهر/

هیچ توجیهی پذیرفته نیست

فرهاد داودوندی- بروجرد:

شوربختانه مدتهاست مُد شده هر کسی طی دوران مدیریت خودش به تمام معنا از خود ضعف مدیریتی نشان می دهد، برای فرار از گناهان کم کاری که انجام داده، تمام تقصیرات را به گردن دشمن فرضی یا همان مدیران قبلی می اندازد!

می پرسیم چرا وضع شهر بروجرد اینگونه در حال عقب گرد است؟

می گویند: تقصیر شورای شهر دوره اول و دوم و سوم است!

می گوئیم چرا 1000 نفر نیروی مازاد در شهرداری وجود دارد؟

 می گویند: تقصیر قبلی ها می باشد.

آقا و خانم عزیز که قصد دارید کاندیدای احتمالی دوره پنجم شورای شهر بروجرد بشوید، لطفا چشم تان را باز کنید و سپس برای انتخاب شدن جهت عضویت در شورای شهر قدم پیش بگذارید!

هم اکنون شهرداری حدود شصت هفتاد میلیارد تومان و یا شاید حتی بیشتر از این مبالغ بدهی دارد، حقوق پرسنل شهرداری شش هفت ماه معوقه دارد، وضعیت شهری اصلا و ابدا مورد قبول همشهریان نیست!

اگر قصد دارید کاندیدای شورای شهر بشوید، باید در خودتان  به این نتیجه رسیده باشید که توان حل این مشکلات شهری بروجرد را دارید. باید برای برون رفت از وضعیت بغرنج فعلی بروجرد برنامه داشته باشید، از هم اکنون گروه مشاورین تان را مشخص کنید، برای لحظه به لحظه حضور در شورا برنامه ریزی کرده باشید، مطالبه گری شهری را حق شهروندان بدانید و بعد از انتخاب شدن رفتارتان با مردم توهین آمیز و از موضع قدرت نباشد.

 در ضمن فردا پس فردا که "خرتان از روی پل گذشت" و دست تان در شورای شهر به جایی بند شد و خود و خانواده تان را تا هفت نسل تامین کردید، در مقابل مطالبه به حق مردم شهر حق ندارید از جملات از مُد افتاده: " این گرفتاری ها مربوط به شورای قبلی بوده" و یا " اینقدر شورای قبلی برای ما مشکل گذاشته که نمی توانیم حلش کنیم" و امثالهم استفاده کنید!اینگونه توجیهات اصلا و ابدا قابل قبول نیست!

 قبل از اینکه کاندیدای شورای شهر  بشوید بروید تحقیق کنید، مشکلات این شهر اظهر من الشمس است، بعد از انتخاب شدن تان نگوئید که نمی دانستم و در جریان کوه عظیم مشکلات نبودم.

به هر حال محض اطلاع تان باید رُک و صریح و بی رودربایستی خدمت تان عرض شود که: صرفا به خاطر اینکه چهره و یا تیپ خوبی دارید و یا خوب سخن می گوئید و یا اینکه چهار تا دوست و رفیق در یک میهمانی تشویق تان کرده اند که کاندیدای شورای شهر بشوید وارد این عرصه نشوید،

 بگذارید سی چهل  تا کاندیدای کاربلد دل و جرات دار متخصص و متعهد که دست و دل شان با دیدن منابع مالی شهری نلرزد، با هم رقابت کنند، تا با استقبال شهروندان برای انتخاب شورای قوی، 9 نفر معتمدِ متخصصِ متعهدِ کاربلد وارد شورای شهر دوره پنجم بشوند،

 تا شاید بالاخره  عروسی به کوچه ما بروجردی ها هم بیاید و اگر شما سیل کاندیداهای ضعیف بگذارید، به نوعی با انتخاب افراد اصلح، گره از کار فرو بسته این شهر مظلوم هم باز بشود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، انتخابات شورای شهر، انتخابات شورای شهر پنجم، رُک و صریح و بی رودربایستی، کاندیداهای شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


اگر قواعد بازی را رعایت نکنید

محال ممکن است

در ورزش قهرمانی موفق شوید



فرهاد داودوندی- بروجرد:


از صبح تا شب می شنویم که ورزشکاران بسیاری در مسابقات داخلی موفق به کسب عناوین قهرمانی شده اند، اما چرا فقط تعداد بسیار اندکی از این ورزشکاران در بروجرد موفق شده اند نامشان را در بین ورزشکاران بین المللی کشورمان ثبت کنند؟

شاید بتوان گفت رمز موفقیت در احترام و عمل به "قواعد بازی ورزشی" است که راه تعداد اندکی از ورزشکاران را از خیل عظیم ورزشکاران شهر و دیارمان جدا کرده است.

تاکید دارم که محال ممکن است فردی در عرصه ورزش موفق شود و یا موفقیتش تداوم داشته باشد، اگر حتی یک مورد از مواردی را که به "قواعد بازی"  می توان نامید را در زندگی ورزشی رعایت نکند.

" قواعد بازی " زندگی موفق ورزشی، یک اصل جهانی ورزش حرفه ای است که می توان آن را در حد منطقه ای و محلی هم، بنا به شرایط موجود در هر منطقه ای و متناسب با عرف آن جامعه تغییر داد.

ثابت شده است که در جامعه ما داشتن سه خصلت "اخلاق" و "کسب تحصیلات عالی" و "پشتکار ورزشی" توانسته جایگاه ورزشکاران را در رده های بالای ورزشی تثبیت کند، ممکن است این قواعد در کشورهای دیگر توسعه بافته و یا در حال توسعه با عرف جامعه ما تفاوت هایی داشته باشد.

در کنار سه فاکتور ذکر شده بالا ریزه کاری هایی دیگری هم وجود دارد که عدم به کار گیری هر کدام از آنها در زندگی ورزشی و اجتماعی می تواند  موفقیت های ورزشی یک قهرمان را دچار  مشکلات جدی کند.

 به هر حال داشتن روابط عمومی قوی، به کار گیری مشاورین کاربلد، تغییر به موقع مربیان ورزشی، شناخت و تحلیل تمامی رقبا، جدیت در داشتن زندگی سالم گرفته تا حتی یک سلام و احوالپرسی به موقع و به ظاهر ساده می تواند در روند رو به رشد یک ورزشکار تاثیر مستقیم داشته باشد تا جائیکه به فراموشی سپردن هر کدام از " قواعد بازی" نیز می تواند نتیجه کاملا منفی و غیر قابل برگشتی برای یک ورزشکار جوان در پی داشته باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: اگر قواعد بازی را رعایت نکنید محال ممکن است در ورزش قهرمانی موفق شوید، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، زندگی ورزشی، قواعد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی





اهدا 500.000 ریال +200.000 ریال به
 

دخترنیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد


 خانم محترمی از بینندگان سایت مبلغ 500.000 ریال و همچنین دوست عزیز دیگری مبلغ 200.000 ریال نقدا در اختیار من قرار داده بودند که هر طور صلاح می دانم برای کمک به نیازمندان هزینه کنم.

 "دختر نیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد"  امروز برای آزمایشات پزشکی اش به مبلغ 580.000 ریال احتیاج مبرم داشت. بنا بر این تمامی مبلغ 700.000 ریال را نقدا به مادر این دختر خانم تقدیم نمودم تا هزینه آزمایشگاه را پرداخت کند.

صمیمانه برای خیرین عزیزی که این مبالغ را کمک نموده بودند آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم و همچنین امیدواریم عمل چشم این دختر خانم با موفقیت انجام بگیرد.

@@@@@@@@@

 


گاهی خدا

با دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد.

با زبان تو گره از كار بنده ای باز میكند.

وقتی دستی را به یاری میگیری،

بدان كه در آن زمان دست دیگر تو در دست خداست


تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به "  دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد"  آستین همت را بالا بزنند می توانند

کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :


  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.


مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت‏ سبع سنابل فی کل ‏سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،261(


کسانی که اموال خود را در راه خدا«انفاق‏»می‏کنند،همانند بذری هستند که هفت‏ خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد(وشایستگی داشته باشد)،دو یا چند برابر می‏کند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسیع و(به همه‏ چیز)داناست





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دخترنیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد، تخلیه چشمان، تخلیه چشمان دختر، دختری با چشمانش، بیماری چشم، نقد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی


یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد


"سر رشته کار" از دست مدیران درمانی شهر

به در رفته است!

فرهاد داودوندی- بروجرد:


 وضعیت درمانی در بروجرد از مرز فاجعه نیز گذشته است.

آمار دقیقی در دست نیست، اما اگر یک نظر سنجی معتبر در بروجرد برگزار شود احتمال اینکه حتی درصد بسیار ناچیزی از مردم از این وضعیت راضی باشند هم بسیار بعید به نظر می رسد.

سالهاست که می گویند وضعیت درمانی در بروجرد درست خواهد شد، اما درست که نشده هیچ، هر روز وضعیت بدتر از روز قبل می شود.

نبود امکانات، بستری شدن بیماران در راهروها،  نبود تجهیزات کامل درمانی، مخروبه بودن دو بیمارستان قدیمی بروجرد،
سقوط جایگاه و مقام مردم شریف بروجرد در زمینه ساختن زیر ساخت های درمانی به حد مردمی بسیار نیازمند و محروم که باید منتظر کمک خیرین کشوری باشند، نگرفتن حق و حقوق کمک های دولتی توسط مدیران مربوطه، واگذاری بخش تزریقات تنها اورژانس نوساز بیمارستان دولتی به بخش خصوصی، افتتاح نشدن آزمایشگاهی که مثلا افتتاح شد، عدم تجهیز یا عدم استفاده از اطاق عمل نوساز اورژانس جدید، ساعتها وقت تلف کردن مردم برای یک تسویه حساب ساده جهت ترخیص شدن بیمار، عدم یک پیگیری قوی از طرف مدیران مربوطه، و ...... باعث شده مردم به شدت از وضعیت درمانی در بروجرد به شدت ناراضی باشند.

شهر 400 هزار نفری بروجرد گاهی اوقات پزشک متخصص بیماری های مختلف ندارد، بعضی مواقع و در بعضی روزهای سال
حتی یک چشم پرشک متخصص هم در این شهر وجود ندارد! ایام تعطیلات که دیگر جای خود دارد.

اینقدر وضع درمانی بروجرد وخیم است که در یک جمله باید گفت: ختم کلام اینکه سر رشته کار از دست مدیران درمانی شهر به در رفته است!

متاسفانه نگارنده نمی تواند بیش از این، نکات منفی درمانی شهر را به رشته تحریر در بیاورد، اما بد نیست مدیران مربوطه شهر به خود زحمت داده و علل این همه مشکلات را بررسی کنند.

نگارنده خود سالها به خاطر بیماری مرحوم مادر، تقریبا هر روز سر و کارم با بیمارستانهای بروجرد بوده است که اگر بخواهم به نکات دیگری که فاجعه بار است اشاره کنم ممکن است غلو پنداشته شود، اما اگر بر اثر کم کاری مدیران شهری، " آی، سی، یو" و یا " سی، سی، یو" تخت کم دارد، گناه شهروندان چیست که باید بیماران بد حال شان ترخیص قبل از درمان شوند؟

گناه ما چیست که در بروجرد به دنیا آمده ایم که باید با این همه کمبود فاجعه بار درمانی بسازیم و بسوزیم و پدران و مادران مان بخاطر کمبودها، زودتر از موعد جان به جان آفرین تسلیم کنند؟



مگر قرار است هر شهروندی خود راسا برای گرفتن حقوق درمانی شهر از استان و کشور اقدام کند؟ اگر اینچنین است پس وظیفه مدیران ارشد درمانی شهر چیست؟ راستی چرا وقتی وزیر محترم بهداشت به بروجرد آمد مدیریان درمانی بروجرد امتیاز بزرگی از وزیر نگرفتند؟ اصلا آمدن و رفتن وزیر بهداشت به بروجرد چه نکته مثبتی برای بروجردی ها داشت؟!

اورژانس و بیمارستان را که باید با کمک مالی خیرین و خود ما مردم بسازند، امکانات درمانی  برای همراهی با بیماران در بیمارستانها را نیز باید با خودمان همراه داشته باشیم، از صفر تا صد بستری شدن بیماران مان در بیمارستانها را هم که خودمان باید انجام بدهیم،

 حتی در سرمای سوزان و گرمای طاقت فرسا و برف و باران، بیماران خود را باید با تخت های مثلا روان اما از رده خارج، از این سر بیمارستان با پتو پیچ کردن، به آن سر بیمارستان برای گرفتن عکس رادیولوژی برده و برگردانیم!

پس لطفا یکی توضیح بدهد اگر قرار است خود ما مردم در این شهر بیشترین پول درمانی را بدهیم و کمترین بهره را ببریم، پس این همه دم دستگاه عریض و طویل  بهداشت و درمان در شهرمان چکار می کنند؟

چگونه است که در شهرهای دیگر و حتی شهرهای همجوار امکانات درمانی و پزشکی در حد قابل قبول  و چشمگیر وجود دارد اما در بروجرد هنوز باید برای موضوع ساده درمانی "کاسه چکنم چکنم" به دست بگیریم؟!




ختم کلام اینکه دوستانه خدمت تمامی مدیران درمانی شهرم عرض می کنم، فکر نکنید گرفتاری از دست دادن عزیزان تان بخاطر کمبودهای درمانی و حتی مرگ و بیماری خودتان، "در خانه" شما را نخواهد زد!

وضعیت درمانی در بروجرد فاجعه بار است، تا کی می خواهید با توجیهات و وعده دادن به اینکه در آینده وضعیت درمانی بروجرد چنین و چنان خواهد شد، هم خود را گول بزنید و هم ما شهروندان را بیش از پیش گرفتار کنید؟

همیشه اینگونه نیست که مردم بیمار باشند و شما سالم و تندرست.

بیماری شتری است که در خانه همه می خوابد، حتی شما آقای مدیری که حق بروجرد را در زمینه درمانی نمی گیری و هر کسی هم اعتراض می کند جواب سر بالا می دهی!

راستی تا یادم نرفته، لطفا اگر وقت کردید شبها سری به اورژانس ها بزنید تا با چشمان خود ببینید که فشارهای عصبی نبود امکانات درمانی در بروجرد، هر شب منجر به چند درگیری بین مردم با پرسنل زحمت کش بیمارستانها و بخصوص اورژانس ها می شود؟!


نگارنده آمادگی دارد در یک جلسه، در حد بیش از یکی دو ساعت بدون وقفه و حتی بدون گفتن یک جمله تکراری کمبودهایی را که طی دوران بیماری مرحوم مادرم به چشمان خود دیده ام را در یک نشست با حضور مسوولین واقعی و محترم شهر در میان بگذارم.

 البته اول عرایضم در آن جلسه، قسمت آخر سخنانم را خواهم گفت که در شب آخر عمر مرحوم مادرم بخاطر آموزش ندیدن پرسنل و عدم رسیدگی و جدیت مدیران ارشد درمانی شهر، چه اتفاقی افتاده بود که اگر خود من نمی رسیدم.....


به هر حال وظیفه ما این است که با شما مدیران درمانی شهر این مسائل سخت آزاردهنده را در میان بگذاریم. حال می خواهید از سخن ما تکانی به خود بدهید! یا اینکه از سخنان ما سخت دلگیر شوید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یکی به داد وضعیت درمانی بروجرد برسد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بیمارستان، وضعیت بد بیمارستان ها،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ