وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



فاجعه برای شورای شهر بروجرد


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


فاجعه برای من خبرنگار در این است که مطالبم خواننده نداشته باشد.


فاجعه برای مشهدی حسین بقال در این است که "ماست" هایش روی دستش بماند و خریدار نداشته باشد.


فاجعه برای یک آموزگار در این است که دانش آموزانش سر کلاس درس، توجهی به وی نکنند.


فاجعه برای یک مربی ورزشی در این است که موقع مسابقه، اعضای تیمش به حرف وی گوش ندهند.


و اما.....

نشست مهمی بین اعضای شورای شهر دوره پنجم برای رسیدن به تفاهم،  بنا به دعوت گروهی از رزمندگان محترم دوران دفاع مقدس در مسجد الغدیر بروجرد برگزار شد.

نتیجه برعکس شد و تفاهم که به دست نیامد هیچ، بر طبل تفرقه بیشتر هم کوبیده شد.

همیشه بازتاب مثبت یا منفی هر خبر مهم شهری در بین مردم، برای اولین بار به اصحاب رسانه  شهرمان می رسد.

این بار مردم و شهروندان در بروجرد هیچ عکس العمل مثبت یا منفی برای به تفاهم رسیدن یا انحلال شورای شهر را به اصحاب رسانه منتقل نکردند.

به زبان ساده یعنی اینکه دیگر وجود یا عدم وجود شورای شهر برای بروجردی ها اصلا و ابدا مهم نیست.

اول نوشته ام از عمق فاجعه برای اقشار مختلف نمونه هایی ذکر کردم و اینک باید اعتراف کنیم:

فاجعه برای تمامی اعضای شورای شهر پنجم در این است که مردم دیگر دل به این شورا نبسته اند و اصلا و ابدا برای شان وجود این شورا مهم نیست زیرا دیگر حتی خبرهای این شورا را هم پیگیری نمی کنند. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، شورای شهر، شورای شهر پنجم، شورای شهر بروجرد، فاجعه برای شورای شهر بروجرد، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

هتل ورزش بروجرد،

بخش خصوصی و چند سوال؟


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


شنیده ها حاکیست هتل ورزش بروجرد به بخش خصوصی واگذار شده است!

از آنجا که برای واگذاری طرح های بزرگ در بروجرد که تحت نظر استان هستند و برای از بین بردن حاشیه های بعدی در اینگونه موارد، شفاف سازی کامل توسط مسوولین محترم استانی لازم است، لذا چند سوال مطرح است:


1 - اگر شنیده ها از واگذاری این مکان که در مجموعه ورزشی ولایت بروجرد واقع دارد، صحیح باشد، هتل ورزش بروجرد طی چه مراحل قانونی و در چه زمانی به بخش خصوصی واگذار شده است؟

2 - در حالیکه تعدادی از ورزشکاران بروجردی از سرمایه قابل توجهی برخوردارند و مایلند در اینگونه موارد آستین همت را بالا بزنند، آیا از سرمایه گذاران بروجردی برای اتمام هتل ورزش استفاده شده است؟

3 - اگر سرمایه گذار بومی بروجردی نیست، لطفا مشخصات کامل شرکت خصوصی مورد نظر و سرمایه آورده این شرکت رسانه ای شود.

4 - با توجه به اینکه ظاهرا تاکنون این هتل 60 درصد پیشرفت فیزیکی و مبلغی بالغ بر یک میلیارد تومان برای آن هزینه شده، قرار است  طی چه مدتی این پروژه به اتمام برسد.

5 - بعضا بخش های خصوصی که وارد قضایای ساخت و ساز امکانات در بروجرد می شوند دیناری پول آورده در حساب ندارند و بعد از مدتی فعالیت در بروجرد، خود قوز بالا قوز می شوند و به طرق مختلف برای دریافت وام های کلان و بدون بهره دولتی دست به دامان سیستم بانکی و مسوولین بروجرد می شوند، لازم است مشخص شود برای رفع این مشکل چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟

6 - با توجه به رکورد اقتصادی در بروجرد، دلسوزان بروجردی مایلند ساخت و ساز این هتل توسط خود بروجردی ها انجام بگیرد تا بدین طریق تعدادی از نیروهای بروجردی در این پروژه در تمامی زمینه ها فعالیت داشته باشند، لذا به نظر می رسد برای کم کردن حاشیه های بعدی، شفاف سازی توسط مسوولین محترم ورزش استان، خواسته به جایی باشد.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: هتل ورزش بروجرد، هتل ورزش بروجرد و بخش خصوصی و چند سوال؟، هتل ورزش، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
معادل ریالی هدایا،

صرف کارهای عام المنفعه



 "معادل ریالی"  هدایای دریافتی فرهاد داودوندی به مناسبت روز خبرنگار صرف "کارهای عام المنفعه" خواهد شد /

 / هدایا به موزه فرهاد 90 منتقل شد/




در تمامی سالهایی که کار خبری انجام می دهم هیچگاه برای شخص خودم هیچ درخواست شخصی و یا احیانا خدای ناکرده درخواست مادی نداشته و به امید خدا در آینده هم نخواهم داشت،

 بنا به شهادت تمامی مسوولین شهر و استان، هیچگاه از هیچ مسوول، مدیر و یا رئیس شهری درخواست  حق و حقوقی برای خودم نکرده ام


طی چند روز گذشته هدایای بسیاری توسط دوستان و همشهریان عزیزم بخاطر فعالیت های رسانه ای ام  و بخصوص اعلام خبرنگار برتر شدنم در دومین سال پیاپی به اینجانب فرهاد داودوندی اهدا شده است.

دروغ چرا؟ اتفاقا از بابت این هدایای  بسیار ارزشمند که  برای من دنیایی ارزش دارند خیلی هم خوشحال شده ام!

اما از روز اول با خودم عهد بسته ام که اگر قرار است از دریافت هدایای مربوط به خبرنگاری خوشحال بشوم، پس لازم است این خوشحالی را با دیگران شریک شوم

بنابراین ، به رسم تمامی سالهای گذشته، هدایا را برای  نگهداری به موزه فرهاد 90 منتقل کردم، اما.......

اما برای اینکه خوشحالی ، اهدا کنندگان  محترم هدایا و خود من بعنوان دریافت کننده  این هدایای ارزشمند صد چندان شود، تا دینار آخر معادل ریالی این هدایا را صرف کارهای معنوی و  عام المنفعه خواهم کرد،

تا همه مان ( اهدا کنندگان محترم هدایا، اینجانب و نیازمندان  تحت پوشش سایت فرهاد داودوندی)  بیشتر از پیش خوشحال شویم

لازم به ذکر است  تمامی هدایای مردمی قرار گرفته در موزه فرهاد 90 ،در آینده در نمایشگاهی در معرض دید عموم مردم قرار خواهد گرفت.

یا علی، دست حق نگهدارتان











طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: موزه فرهاد 90، موزه فرهاد داودوندی، موزه بروجرد، فرهاد داودوندی، روز خبرنگار، نقد، هدایای روز خبرنگار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

روسای محترم شهر،

دیدید تقصیر خبرنگاران نبود!


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

چند روزی بود اصحاب واقعی رسانه در بروجرد بیشتر وقت و "هم و غم" شان برگزاری آبرومندانه روز خبرنگار در شهرمان بود و کمتر به مسائل بی پایان و ریز و درشت بروجرد توجه می کردند.


در واقع برگزاری روز خبرنگار، خبرهای دیگر را تحت شعاع خودش در بروجرد قرار داده بود.


اما جالب اینکه طی همین چند روز اخیر درگیری شورای شهری ها و سیاسیون شهر وارد فاز جدیدی شده و امروز و فرداست که اسرار مگوی مدیریتی همدیگر را بر روی آب بیندازند!


خدا را شکر بر خلاف اینکه بعضی روسای شهری هر وقت کم می آورند، پای خبرنگاران را بعنوان مقصرین اصلی به میان می کشیدند، این بار بهانه برگزاری روز خبرنگار باعث شد حضور خبرنگاران بروجردی در مسائل شهری به کمترین میزان خود برسد.


حالا وقتش است به این مدیران و روسای شهری و بخصوص شورای شهری های عزیز بگوئیم: دیدید عدم توانایی شما در رفع مشکلات بروجرد و بروجردی ها، تقصیر خبرنگاران نبود!

حالا به شما ثابت شد، این خبرنگاران نیستند که به آتش اختلافات شما دامن می زنند، بلکه سرمنشاء اختلافات شما در نداشتن شناخت کافی از مشکلات بروجرد سر چشمه می گیرد!

حال که  چند روزی بود حضور خبرنگاران برای پوشش خبری لج و لجبازی های شما بسیار کم رنگ شده بود، چرا نتوانستید بر سر حتی یک مسئله کوچک برای رشد شهر با همدیگر به تفاهم برسید؟

پس آیا وقتش نرسیده هر گاه نمی توانید برای رشد بروجرد کاری کنید، به بهانه های واهی پای خبرنگاران بروجردی را بعنوان مقصرین اصلی اختلافات به میان نکشید؟!


ختم کلام اینکه خبرنگاران واقعی بروجرد با کمترین امکانات که در اختیارشان است بیشترین خدمت را برای شناساندن بروجرد در کشور به کار می گیرند و نشان داده اند که در سرما و گرما و با کم یا زیاد ساخته اند تا دلسوزانه به شهرشان خدمت کنند،

نه به مانند بعضی ها!  که وعده وعیدهایی که در دوران مبارزات انتخاباتی شورای شهر از دهان مبارک شان برای آباد کردن بروجرد بیرون می آمد، فقط وعده بود و وعید؟!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دیدید تقصیر خبرنگاران نبود!، فرهاد داودوندی، بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، خبرنگاران، شورای شهر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا بروجرد پایتخت ورزش لرستان است؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:


شیوا همایونی با دو مدال ارزشمند جهانی تکواندو بانوان ( به مانند سال گذشته) در حال ورود به بروجرد است که خبر می رسد محمد رضا شاکری نونهال کشتی گیر بروجرد موفق به کسب مدال طلای آسیا شده است.

در حال استقبال از رضا شاکری هستیم که خبر می رسد الهام کاکلی بعنوان عضو تیم ملی بانوان دو و مدیانی ایران عازم مسابقات آسیایی جاکارتا می شود تا در رشته 200 متر برای شهر و کشور خود افتخار آفرینی کند.

از آنطرف آروین معظمی گودرزی با توجه به مصدومیت شدیدی که ماه قبل در تمرینات دوچرخه سواری در خطه شمال داشت و خوشبختانه خطر جدی رفع شد، همچنان بخت اول ایران برای کسب مدال در بازی های آسیایی است.

به همه اینها بیفزایم یک رویداد ملی در عرصه ورزشی خبری را،

17 مرداد برابر است با سالگرد شهادت ورزشکار و خبرنگار بروجردی" شهید محمود صارمی" و در این روز در تمام ایران بخاطر یک ورزشکار بروجردی که توانسته در لباس خبرنگاری خود را جاودانه کند، مراسم های مختلف برگزار برای تجلیل از این ورزشکار بروجردی بر پا می شود.

به همین خاطر است که جامعه ورزش بروجرد بر خود می بالد که یک قهرمان ورزشی را توانسته به دنیای خبرنگاری معرفی کند تا این شهید قهرمان با اهدای جان ارزشمندش بتواند نام بروجرد را جهانی تر کند.

به هر حال در این مقاله نمی گنجد که بخواهیم از موفقیت های دیگر کشوری بانوان و آقایان ورزشکار بروجردی طی همین هفته های اخیر مطالب دیگری به نگارش در بیاوریم، کسب مقام های ارزشمندی که هر کدام می تواند برگ زرین دیگری بر ورزش بروجرد و لرستان بیفزاید.

شاید بتوان به این باور درست رسید که آنقدر عناوین ارزشمند ورزشی در بین ورزشکاران بروجردی در سطح استان، کشور و بین المللی کسب می شود که این امر در بروجرد دیگر به یک مورد عادی تبدیل شده است.

با اینکه در حق ورزش و ورزشکاران بروجردی آنچنان که باید و شاید عدالت رعایت نمی شود و در سالیان گذشته کمترین بودجه های ورزشی همیشه به هیئات ورزشی بروجرد تعلق گرفته، اما تنور ورزش بروجرد همیشه به دستان پرتوان ورزشکاران غیورش روشن مانده و خواهد ماند.

در یک جمع بندی دقیق و با ارائه آمار ریز و درشت از ورزش بروجرد و کسب عناوین مهم کشوری و بین المللی توسط ورزشکاران این شهر،( که نمونه اش کسب موفقیت های آسیایی طی دو سه روز اخیر بود که در بالا به آنها اشاره شد) می توان به درستی ادعا کرد که کسب عناوین قهرمانی توسط جامعه ورزش بروجرد آنقدر فراوان است که راهی باقی نمی گذارد بجز اینکه با تاکید بگوئیم: بروجرد پایتخت ورزش لرستان زیباست.

  باقی بقای شما 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا بروجرد پایتخت ورزش لرستان است؟، فرهاد داودوندی، محمود صارمی، شیوا همایونی، محمد رضا شاکری، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

خطر انحلال،

شورای شهر بروجرد را تهدید می کند

"شورای شهر بروجرد و آینده نامعلوم..."


 به قلم : فرهاد داودوندی- بروجرد:

خبرهای خوبی از شورای شهر بروجرد به گوش نمی رسد.

ظاهرا آراء پر رنگ شهروندان در انتخابات قبل برای داشتن یک شورای شهر مطلوب، در حال رنگ باختن است.

دلسوزان و علاقمندان به بروجرد بسیار مایلند که اتفاق ناخوشایند انحلال شورا رخ ندهد و هر چه سریعتر در محیطی آرام جناح های درون شورا به یک تفاهم بلند مدت دست پیدا کنند.

بدون شک برای رسیدن به تفاهم، طرفین باید تا حدود بسیاری از مواضع خود کوتاه بیایند و بدانند که با لج و لجبازی علاوه بر اینکه مشکل حل نخواهد شد، حتی صدای آژیر قرمز انحلال شورا، بیشتر از پیش به گوش خواهد رسید.

در حال حاضر گروهی از اعضای شورا، هدف خود را برکناری شهردار اعلام کرده اند و گروهی دیگر با تمام وجود از ادامه فعالیت شهردار جوان بروجرد حمایت می کنند.

البته آگاهان معتقدند ریشه این اختلافات صرفا به حضور یا عدم حضور شهردار خلاصه نمی شود و حتی اگر طرفین در این مورد هم به نقطه مشترکی دست پیدا کنند اما اختلافات دیگری نیز وجود دارد که هر کدام به تنهایی می توانند تمام وقت شورا را در سالهای آینده نیز صرف حاشیه های بی پایان کند.

نگارنده با اینکه انتقاداتی اساسی به شورای شهر دارد و در طی یکسال و نیم گذشته فقط در یک جلسه شورا حضور پیدا کرده، اما در حال حاضر داشتن شورای شهر را مفیدتر از نبودن آن می داند و معتقد است در محیطی آرام و بدون جنجال و با دست یافتن به یک توافق بین اعضای شورای شهر، شاید بتوان فعلا خطر انحلال شورا را  از بالای سر شورای پنجم دور کرد. والسلام. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر، شورای شهر بروجرد، شورای شهر پنجم، فرهاد داودوندی، نقد، نقد اجتماعی، انحلال شورای شهر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

 دعوت از روسای شهر

برای ساکن شدن در محله ما


به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:


می گویند یکی نشسته بود لب دریا و یک قاشق ماست ریخت توی دریا و گفت اگر بشود با همین یک قاشق ماست تمام آب دریا دوغ شود، چه شود!!!

حالا شده حکایت ما و  همسایه های ما  که شب و روز دعا دعا می کنیم یک رئیس شهری اگر شده برای یکی دو هفته در محل ما ساکن شود تا در و دیوار محله مان آسفالت شود، راستی تصورش را بکنید که اگر یک رئیس شهری بیاید محله ما، چه شود!!!

ای خدا، یعنی می شود تا زنده هستیم این نهضت آسفالتی که قرار بود خیابانها و کوچه های بروجرد را گلستان کند، به محل ما هم نظر لطفی کند؟!

البته  ظاهرا کوچه ما روی نقشه شهر نیست، اما اهالی محل که در جریان نیستند همه گرفتاری کوچه را از چشم وبلاگ نویس و خبرنگاری  می بینند که در کوچه شان زندگی می کند.

جدیدا جواب سلام مرا هم سر سنگین می دهند و با چشم غره به من می فهمانند که برای مردم " گُله پز هستی" و برای کوچه خودمان " شُله پز"!

بنده های خدا فکر می کنند حالا مثلا تمام کوچه های شهرمان گلستان شده اند و فقط مانده کوچه ما آسفالت شود!

اصلا در جریان نیستند که برای آسفالت کوچه مان، باید شب و روز دعا کنیم یک رئیس شهری برای چند روز هم که شده در محل ما ساکن شود، تا آنوقت با چشمان خود ببینند که تا سه نشمرده، کوچه مان گلستان خواهد شد!!!

@@@

پی نوشت: قابل توجه همشهریان عزیز

اگر می خواهید جلوبندی ماشین تان خرد و خاکشیر نشود

لطفا برای رفتن به خیابان 45 متری شهرداری از مسیر خیابان سید مصطفی کوچه شهید کامیاب  به هیچ وجه تردد نکنید ،

وضعیت آسفالت این کوچه خیلی "شلم در شورباست"!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دعوت از روسای شهر برای ساکن شدن در محله ما، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، روسای شهر، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی



جمله ای که در روز بارها میشنویم،

بزودی همه چیز را خواهم گفت!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 
بازیکن از تیم ورزشی کنار گذاشته می شود، تهدید می کند که بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 داور حق یک تیم را بطور سهوی ضایع می کند، مربی تیم مورد نظر می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت! رئیس بانک، یکی دو روز دیرتر وام مراجعه کننده را می دهد، مراجعه کننده با صدای بلند می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

 زن می خواهد طلاق بگیرد در دادگاه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت! مرد می خواهد اساس زندگی اش را با ندانم کاری، از بین ببرد، برای توجیه می گوید بزودی همه چیز را خواهم گفت!

هر روز تا غروب دهها مورد از این جمله را به طرق مختلف از زبان کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد می شنویم و عجیب اینکه هیچوقت هم هیچکس هیچ چیز را نخواهد گفت !!!

 برای نمونه، سالهاست منتظریم تا فوتبالیست های نسل گذشته مواردی را که باعث ناکامی تیمشان در آن زمان شده را بگویند، اما نگفته اند!

 البته فکر می کنم این جمله بیشتر بعنوان یک عادت ورد زبان مان شده است! اگر نه ما ایرانی ها اگر یک سرسوزنی از نقاط ضعف کسی را بدانیم تا شب نشده، با صد هزار شیپور و ساز و دهل در کوی و برزن، جار خواهیم زد!

 بنابر این هر گاه جائی شنیدید که کسی با حالت تهدید گفت بزودی همه چیز را خواهم گفت، بدانید این جمله بیشتر به طنز شبیه است تا یک حرف جدی!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بزودی همه چیز را خواهم گفت!، طنز، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شفاف سازی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی


آیا یک معتمد و بزرگ در این شهر نیست

با "شورای شهری" ها صحبت کند؟!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

همه شهرها در حال پیشرفت هستند، بروجرد در حال پسرفت است!

بیشترین وقت گرانبهایی که خداوند در اختیار مسوولین، مدیران و روسای شهر ما قرار داده در حاشیه های بی پایان طی می شود.

یک روز ارنج و جناح بندی شورای شهر پنجم 3+3+2+1 اعلام می شود و روز دیگر 3+3+3 و یک روز دیگر جناح ها  4+5  می شود.

ظاهرا ما شهروندان هم در این جناح بندی ها اصلا  ابدا به حساب نمی آئیم  و به واقع ما فقط موظف بودیم رای بدهیم تا 9 انسان بالغ و عاقل با دریافت حق و حقوق کامل ماهانه برای خودشان، چهار سال وقت این شهر را صرف جناح جناح بازی بکنند و هر کدام هم خود را کاملا بر حق بدانند!


البته در حال حاضر خواجه حافظ شیرازی هم از اختلافات عمیق اعضا این شورا خبر دار شده است و دیگر چشم ما هم آب نمی خورد در طول عمر شورای پنجم، کِشتی به گِل نشسته شهرداری بروجرد خود را از این همه مشکلات ریز و درشت وارهاند.

اما آنچه نگارنده را متعجب کرده این است که در این شهر که بسیاری خود را بزرگ می دانند و مدعی بزرگی هستند، یک معتمد بزرگ که طرفین از وی حرف شنوی داشته باشند پیدا نمی شود تا با برگزاری یکی دو نشست، باعث وفاق و همدلی بین اعضای پراکنده شورای شهر بروجرد بشود تا ما مردم بروجرد هم بالاخره پس از وجود چند شورای ناموفق قبلی، آرزو به دل از دنیا نرویم و بالاخره چشم مان به جمال یک شورای شهر یکدست و فعال  روشن شود!

ختم کلام اینکه دوستان عزیز در شورای شهر دوره پنجم، با این همه اختلاف که بین شما وجود دارد، رویای ما علاقمندان به رشد بروجرد را بر باد دادید، چی فکر می کردیم؟ چی شد؟! والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شورای شهر بروجرد، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، شورای شهر، معتمد، شورای شهر پنجم،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

چرا  از خودم عکس می گذارم

و چرا اصلا شفاف سازی می کنم؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

روزانه صدها پیام دلگرم کننده از طرف مردم شریف و عزیزمان دارم که مرا به ادامه راهی که در زمینه فعالیت های رسانه ای و "جمعی" عام المنفعه و کمک به نیازمندان در پیش گرفته ایم تشویق می کنند.

گاهی اوقات نیز یکی دو پیام برایم ارسال می شود که در آنها بیان می شود که  نباید از نیازمندان عکس حتی شطرنجی در سایتم بگذارم، نباید در چک های نوشته شده برای رفع مشکل نیازمندان توضیحات بنویسم، نباید از خودم عکسی بگذارم و ....

در همین پیام های اندک گاهی اوقات مرا به خودنمایی و ریا کاری هم متهم می کنند.

اما.....

اما با توجه به اعتماد عمومی که با لطف بیکران خدای مهربان به دست آمده و در واقع به مرحله کار جمعی بین خیرین عزیز رسیده ایم و از آنجا که سایت فرهاد داودوندی فقط پل ارتباطی می باشد،  معتقدم باید در هر زمینه ای شفاف سازی کنم.

برایم مهم نیست که متهم به خودنمایی بشوم، اما اگر با خودنمایی من، بیمار قطع نخاعی دارای ویلچر برقی بشود و بتواند پس از سالها از منزل بیرون برود و دنیای پیرامون خودش را بدون کمک از دیگران ببیند، حتما خودنمایی خواهم کرد!

برایم مهم نیست که به ریاکاری متهم بشوم، اما اگر با "ریا کاری" من، بیش از 30 میلیون تومان جمع آوری بشود تا چشمان دختر 27 ساله تخلیه نشود که خدا را شکر، با کمک مردم عزیز و شریف،  هم اکنون همان دختر خانم پس از دو سه عمل جراحی سنگین،دارای چشمان سالم است و دختر خردسالش را سرپرستی می کند.، حتما ریا کاری خواهم کرد.

برایم مهم نیست که مرا به عکس گرفتن های بیش از حد از خودم متهم کنند، اما اگر با عکسهای من، خانواده نیازمندی دارای ماشین پژو روآ می شود و یا خانواده دیگری موتور سه چرخ برای دستفروشی مرد خانه نصیب شان می شود و یا  پول چندین میلیون تومانی پول رهن منزل نیازمند دیگر فراهم می شود و یا نوجوان 10 ساله ای که پایش قطع شده و حتی توان خرید داروهای ارزان قیمت را هم ندارد با عکس های من، مشکلات شان توسط خیرین رفع می شود، حتما بیش از پیش عکس از خودم خواهم انداخت! 

به گواهی تمامی مسوولین محترم شهر و استان، روسا و مدیران شهری و تمامی دوستان و آشنایان، تاکنون  حتی یک مورد خواسته شخصی نداشته و حتی یک حبه قند هم از هیچ مسوولی برای خودم درخواست نکرده ام.

مهم نیست سایت مردمی فرهاد داودوندی را با چه انگی متهم کنند، اما مهم است که همین سایت شخصی با کمک همین مردم شریف و خیر در یک فعالیت دستجمعی بتواند برای نوعروسان جهیزیه، برای بی خانمانان سرپناه، برای نیازمندان آذوقه، برای بیماران کمک هزینه، برای بیکاران شغل، برای معلولین ویلچر، و.... تهیه کند.

ختم کلام اینکه تا روزی که در قید حیات باشم و کارهای عام المنفعه انجام بدهم چکهای بانکی را با توضیحات خواهم نوشت، عکسهای بسیاری از خودم در موقع انجام وظیفه در سطح شهر خواهم گرفت، چهره نیازمندان را با رعایت شطرنجی کردن صورت، رسانه ای خواهم کرد و در یک جمله اینکه ریز و درشت فعالیت های عام المنفعه ام را شفاف سازی، شفاف سازی و شفاف سازی خواهم کرد.

و در آخر ذکر یک نکته اصلی را فراموش نکنم که در واقع من در این فعالیتهای عام المنفعه فقط و فقط و فقط وظیفه رسانه ای شدن فعالیت های خیرین عزیز را انجام می دهم، کار اصلی را خیرین گرامی انجام می دهند و من به واقع کاره ای نیستم

و حتی به نیازمندانی که پس ار دریافت کمک های مختلف، دست به دعا بر می دارند،  تاکید می کنم که به خیرین عزیزی که به شما کمک کرده اند باید دعا کنید و حتی بارها تماس تلفنی بین فرد نیازمند و فرد خیر برقرار می کنم تا با همدیگر ارتباط کلامی هم داشته باشند.

بسیاری از دوستان شهادت می دهند که تقریبا در 99 درصد فعالیت ها، دوستان عزیزی را در روز یا شب همراه خود می برم و جالب اینکه بسیاری از این عزیزان حاضر نمی شوند جلوی دوربین قرار بگیرند، اما مطمئنا این دوستان شهادت می دهند که زندگی بعضی از نیازمندان چگونه با کمک های خیرین عزیز متحول شده است.

اگر به پیرامون خود با دید زیبا نگاه کنیم و در پی متهم کردن دیگران نباشیم و خودمان هم آستین همت برای کمک به نیازمندان را بالا بزنیم،

به راحتی می توانیم دستان مهربان خدا را ببینیم، همان دستان زیبایی که از آستین خیرین  عزیز بیرون آمده و برای کمک به نیازمندان از طریق مراکز مختلف نیکوکاری در سطح شهر و حتی سایت شخصی فرهاد داودوندی، در حد توان به یاری مستمندان می شتابند.


ختم همه زنان و مردان "خیر" عالم بخیر، یا علی، دست حق نگهدارتان





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، فرهاد داودوندی، عکس فرهاد داودوندی، نقد اجتماعی، شفاف سازی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی



نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟


فرهاد داودوندی- بروجرد:

مطمئنا همه ما ایرانیان با سونامی " فتوکپی" در زندگی مان برخورد داشته ایم.

از همان لحظه اول که به دنیا می آئیم تا سالیان بعد که از دنیا رخت بر می بندیم "فتوکپی" مدارک ما در زندگی خود و بازماندگان مان نقش اساسی دارد.

عجیب اینکه مثلا در بعضی ادارات، هر سال برای درج در پرونده مان یک یا چند فتوکپی از مثلا شناسنامه و یا کارت ملی ما در خواست می کنند!

بعضی وقت ها به شک می افتم که نکند اصلا خود ما هم اصل نیستیم و فتوکپی خودمان هستیم!

و یا نکند ادارات ما فتوکپی های ارائه شده ما را به کشور های دیگر صادر می کنند و با این راه اقدام به ارز آوری می کنند؟!

نگارنده معتقد است کامپیوتر هم نتوانست گره کور کاغذ بازی در سیستم اداری ما را حل و فصل کند و همچنان پوشه های کاغذی که پر است از کاغذ های رنگ و رو رفته با صد ها فتوکپی از تمامی مدارک زندگی مان نقش اول فیلم زندگی اجتماعی ما را بازی می کند.

همیشه از این وحشت دارم که با این روشی که برای مراجعه به هر اداره و ارگانی  باید یک گونی فتوکپی از مدارکت را که قبلا هم تحویل داده ای را مجددا برای بار هزارم! ارائه بدهی، نکند در آینده فتوکپی حرف زدنت را هم درخواست کنند؟!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد اجتماعی، نکند خودمان هم فتوکپی خودمان باشیم؟، نقد، طنز، طنز تلخ، فتوکپی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی


باز تابستان شد

و  خیلی ها دلسوز ورزش شدند!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

در طول سال و در سراسر شهر، پنج شش تا حلیم پزی سنتی وجود دارند که در سرما و گرما و با کم و زیاد، مشغول ارائه غذای سنتی "حلیم" به همشهریان می باشند، اما از دو سه روز مانده به ماه مبارک رمضان به یکباره بسیاری از بقالی ها و فروشگاه های متفرقه و ... در کنار ارائه خدمات شان به شهروندان، به پختن و عرضه حلیم روی می آورند! می دانید چرا؟

بخاطر اینکه تقاضا زیاد می شود و با هر کفگیر و ملاقه ای که در دیگی فرو می رود، مبالغ قابل توجهی دست به دست می شود!

تابستان برای آنانکه می خواهند از پول های بی حساب و کتاب رد و بدل شده ورزش در این فصل به نان و نوایی برسند،حکم همان فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برای حلیم فروشانی را دارد که یک شبه در سطح شهر سر و کله شان پیدا می شود!

کلاسهای آموزش ورزش توسط افرادی که فقط و فقط در تابستان دلسوز ورزش می شوند! اگر برای خانواده ها در کوتاه مدت و حتی بلند مدت فقط صرف هزینه الکی و بیهوده برای فرزندان شان است، اما با احتساب حسابهای بانکی که در آخر تابستان برای دلسوزان! پر پول می شوند، باید گفت همین مثلا! دلسوزی برای ورزش در فصل تابستان، برای بعضی ها حلیم دارد، آنهم با نیم وجب روغن حیوانی!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، ورزش در تابستان، ورزش بروجرد، منتقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

با تمام توان، حمایت از تیم نوجوانان وحدت

نماینده بروجرد در لیگ برتر فوتبال ایران

فرهاد داودوندی- بروجرد:

ذات ورزش بر اساس دوست داشتن استوار است، ما همگی بعنوان جامعه ورزش بروجرد عاشق کشور، استان و زادگاه زیبای مان بروجرد رویایی هستیم.

اینک پس از سالها، تعدادی جوان با دست خالی دور هم جمع شده اند و کاری کرده اند کارستان!

صعود به لیگ برتر فوتبال نوجوانان ایران آرزویی بود که سالیان سال ما را با خود به دنیای رویایی دست نیافتنی می کشاند، اما اینک دیگر خواب و خیالی در کار نیست.

پرچم فوتبال بروجرد و بروجردی ها در بالاترین نقطه قله فوتبال نوجوانان ایران برافراشته شده است و حالا دیگر ........

حالا دیگر حمایت، حمایت و حمایت حرف اول و وسط و آخر را می زند.

نمی خواهیم حضورمان در لیگ برتر مقطعی باشد، از حالا به بعد استوار و پیوسته باید بروجرد در لیگ برتر فوتبال ایران در رده های سنی مختلف حضور داشته باشد.

اینک دیگر شرایط برای بروز استعدادهای فوتبالی بروجرد در صحنه مسابقات کشوری فراهم شده است.

از همین لحظه به این می اندیشیم که قرار است در دیدارهای خانگی با در دست داشتن پرچم تیم فوتبال وحدت بروجرد راهی ورزشگاه شویم،در هر مسابقه، 90 دقیقه تیم محبوب شهرمان را حمایت همه جانبه کنیم و در پایان با هر پیروزی هلهله زنان خیابان های شهر را غرق در حضور علاقمندان به فوتبال بروجرد کنیم.

پرچم تیم فوتبال وحدت  بروجرد  برافراشته شده، بزودی جوانان سخت کوش وحدت بروجرد نام شهرمان را در فوتبال کشور بر سر زبانها خواهند انداخت.

تمام قد و با تمام توان از تیم فوتبال وحدت بروجرد برای حضور در مسابقات لیگ ایران حمایت کنیم، این یک فرصت طلایی برای ورزش بروجرد است که نباید به سادگی آنرا از دست بدهیم

نگارنده ( فرهاد داودوندی) بعنوان یک ورزشی نویس که خود را از خانواده باشگاه وحدت بروجرد می دانم، با تمام وجود و با استفاده از تمام ظرفیت های رسانه ای در سطح شهر، استان و کشور از تیم محبوبم حمایت خواهم کرد.

مطمئنا بزودی روزهای خوشی را با همدیگر در ورزشگاه های شهرمان برای دیدن مسابقات تیم فوتبال نوجوانان وحدت در کنار همدیگر سپری خواهیم کرد.

بهتر است تمامی مسوولین، مدیران و روسای ورزشی و غیر ورزشی بروجرد هم از این فرصت فرهنگی ورزشی استفاده کرده و از تیم فوتبال نوجوانان وحدت بروجرد بدون هیچ اما و اگری حمایت کنند، هیچ توجیهی برای عدم حمایت همه جانبه از این تیم قابل قبول نیست!











طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تیم فوتبال وحدت، لیگ فوتبال نوجوانان ایران، فرهاد داودوندی، محسن واقعی، مصطفی کاکایی، نقد ورزشی، نقد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی


حمایت، رمز موفقیت ورزشی

در صد کیلومتر آنطرفتر از بروجرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

نفر اول از سمت چپ در عکس بالا دوست بسیار عزیزم آقای سید علی کریمی معاون ورزشی اداره کل ورزش وجوانان لرستان است.

این چهره محجوب و فعال ورزشی تا مدتی قبل رئیس هیات دو و میدانی لرستان بود، پس از مدتی میدان را برای رشد آقای سیاوش سپهوند جوان دوست داشتنی و فعال دو و میدانی خرم آباد باز گذاشت.

آقای سید علی کریمی معاون ورزشی اداره کل شد و با حمایت از آقای سپهوند جوان، توانست وی را بر صندلی ریاست هیات دو و میدانی لرستان بنشاند.

مطمئنا بزودی توسط آقای سیاوش سپهوند نیز افراد دیگری وارد هیات دو و میدانی لرستان خواهند شد و این رویه  حمایت از همدیگر برای تصدی صندلی های بالاتر در سطح استان و حتی کشور، توسط دوستان بسیار عزیزم در خرم آباد سرعت بالاتری خواهد گرفت.

و اما.....

و اما صد کیلومتر اینطرفتر در شهرستانی بنام بروجرد، بیشتر زمان گفتگوی ورزشی منِ ورزشی نویس، با بسیاری از ورزشکاران، مربیان و بخصوص پیشکسوتان ورزشی بر مبنای تخریب دیگر دوستان شان می چرخد.

بسیاری در ورزش این شهر چشم دیدن همدیگر را ندارند، از محالات است که در ورزش شهر ما از رشد شخص دیگری، موج شادی و خوشحالی جامعه ورزش را فرا بگیرد.

اینجا هر کسی پست و مقامی بگیرد همه پل ها را به یکباره پشت سر خودش خراب می کند، اگر منعش نکنند قانونی به مجلس می برد که بعد از خودش فرزند ذکورش و اگر نشد داماد یا نوه نتیجه هایش به جای وی دو دستی به پست و مقام دنیوی بچسبند!

صد کیلومتر آنطرفتر در ورزش شهر زیبا و تاریخی خرم آباد حمایت حرف اول را می زند، اینجا و صد کیلومتر اینطرفتر در ورزش شهر زیبا و تاریخی بروجرد، منم منم شعار اول و آخر بسیاری در عرصه ورزش است.

به عکس ضمیمه متن یکبار دیگر با دقت نگاه کنید، به دستانی که در دست همدیگر قرار داده اند ( دست آقای سجاد دالوند بعنوان مسئول روابط عمومی هیئت دوومیدانی استان لرستان در دستان سید علی کریمی رئیس سابق دو و میدانی لرستان و معاون فعلی اداره کل ورزش) به خوبی بنگرید،

این عکس به عنوان یک سند تاریخی از نسل جوان ورزش خرم آباد دنیایی حرف دارد، کاملا مشخص است دوستی و حمایت در آن حرف اول را می زند، شک نکنید اثرات این حمایت ها را در آینده نزدیک خواهید دید.

شاید بتوان گفت رمز موفقیت ورزشی در صد کیلومتر آنطرفتر از بروجرد در این است که آنجا برای رشد، همدیگر را برای تصاحب سکوهای بالاتر هُل می دهند و آنکه بالا می رود دست بقیه را برای بالا رفتن می گیرد و بنوعی همه در آنجا " رو " بازی می کنند، اما متاسفانه در اینجا ......

باقی بقای شما




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سید علی کریمی، سیاوش سپهوند، نقد، نقد ورزشی، سجاد دالوند، دو و میدانی لرستان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی

نقد ورزشی

اول تحقیق کرده، بعد مسئولیت هیات ورزشی

در
استان لرستان را قبول کنید!

روسای هیئات ورزشی استان در مقابل

تمامی شهرها و روستاهای لرستان باید پاسخگو باشند

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 ذات هر انسانی به سمت و سوی ترقی و پیشرفت علاقه دارد! هیچکس در این جهان نیست که بخواهد با تلاش و فعالیت و عشق و علاقه به یک رشته بخصوص، در نهایت عقب گرد داشته باشد و به جای پیشرفت، پسرفت نماید! اما این پیشرفت تا کی و کجا؟

در این نوشته منظورمان به دوستان عزیزی است که قبول می نمایند رئیس هیات ورزشی خاصی در سطح استان لرستان باشند.

 مواقعی دیده شده که شخص علاقمندی به رشته خاصی در ورزش در وجود خود می بیند که بیشتر از محیط زندگی خود در محله، روستا و شهر محل زندگی اش با خدمت به ورزش استان کمک نماید! که باید از اینگونه افراد که بدون هیچگونه چشمداشتی، با عشق و علاقه با تلاش و فعالیت خود، چرخ ورزش استان و بالطبع کشور را به حرکت در میآورند تقدیر ویژه ای بشود!

 اما در اینجا سخن با دوستانی است که ریاست بر فلان هیات ورزشی در خرم آباد را با ریاست بر کل آن هیات در استان لرستان به اشتباه گرفته اند!

هر کسی در مرکز استان می تواند رئیس هیات ورزشی خاصی برای خرم آباد باشد، زیرا بخاطر سر و سامان دادن به گروه هائی از ورزشکاران شریف خرم آبادی با گذاشتن وقتی هر چند اندک، می تواند هیات مربوطه خود را نیز هدایت کند!

  اما اگر هر لرستانی در هر شهری قبول نمود رئیس هیات فلان هیات ورزشی در سطح استان باشد، باید قبول کند که از اینجا به بعد کاملا بحث مقوله هدایت هیئت ورزشی خرم آباد با تمامی استان فرق خواهد کرد!

 زیرا در اینجا دیگر نمی توان در مرکز استان نشست و بر سراسر استان زیبا و پهناور لرستان ریاست نمود!

باید وقت گذاشت، باید هر ماه و چه بسا در هر ماه چندین بار به هیات های زیر مجموعه خود سرکشی نمود!

 در بحث ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان، دوستانی که قبول می نمایند رئیس باشند باید در جریان قرار بگیرند که اگر برای گرفتن  سهم یا سهمیه ورزشی برای   فلان ورزشکار روستاهای دور دست لرستان نیز کوتاهی نمایند، باید روزی حداقل در مقابل وجدان خود پاسخگو باشند.

 اگر شخصی قبول نمود که  رئیس هیات خاصی در ورزش استان لرستان بشود باید از روز اول بداند که قرار نیست از این مسئولیت پرستیژی برای خود مقابل خانواده، دوستان و همشهریانش درست کند!

باید دانست اینگونه افراد خواسته یا ناخواسته با پذیرش ریاست فلان هیات ورزشی در سطح استان، قبول کرده اند  که برای رشد ورزش استان لرستان و گرفتن حق ورزشکاران این استان محروم حتی از وزارت ورزش و جوانان سنگ تمام بگذارند.

 استان لرستان  از مرکز این استان یعنی خرم آباد شروع میشود تا بروجرد و الشتر، ازنا، دورود، الیگودرز و پلدختر، کوهدشت، بیرانشهر و اشترینان و ....و همچنین صدها و چه بسا هزاران روستای دور و نزدیک  و بخش های مختلف را شامل میشود!

 پس لازم است کسانیکه قبول زحمت می نمایند و  برای ریاست بر هیات های ورزشی استان لرستان داوطلب میشوند در جریان باشند که متاسفانه در این استان حتی درخرم آباد نیز ورزشکاران در کمبود مسائل مالی و فضای ورزشی می سازند و می سوزند! چه برسد به شهرها و روستاهای دور و نزدیک! که جای خود دارد!

 پس اگر بخواهیم به سخنان اول بحثم برگردیم ، باید گفت بعضی از افرادی که با عشق و علاقه برای ریاست هیات های ورزشی در سطح استان لرستان کاندیدا میشوند، ممکن است با توجه به حجم گسترده استان لرستان نتوانند آنچنان که باید و شاید به  پیشرفت ورزش استان کمک نمایند! آنوقت است که یک عمر فعالیت ورزشی خود را نیز، زیر سوال برده  و به جای پیشرفت ورزشی، پسرفت داشته باشند!

همان سخنی که در اول نوشته نیز به آن اشاره شد!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، نقد بر ورزش لرستان، ورزش لرستان، هیات ورزشی لرستان، لرستان، نقد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی



نامه سیدحجت الله موسوی زاده

به فرهاد داودوندی

خبرنگاری شغل نیست


(((فرهاد داودوندی خبرنگاری است افتخاری

که وابسته به هیچ دستگاه  و حزب و جناحی نیست)))




نوشته: سید حجت الله موسوی زاده



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

  نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند.

(سوره القلم _ آیه اول)

خبرنگاری یک شغل نیست، یک رسالت است؛

آنچه قلم را مقدس می کند، خبرنگاری محض نیست، نوشتن از  دردهاست، نوشتن از بایدها و نبایدهاست، معرفی زیبایی ها و زشتی هاست.

چه زیباست اگر صدای ناله دردمند و ناتوانی از جوهر قلم جلوه کند، و زیبایی قلم فطرت انسانها را بر انگیزد تا به فریاد دلی برسند، چرا که همه ما فطرتا رحیم و مهربان خلق شده ایم و از منبع رحمت سرچشمه گرفته ایم.

هرگاه انگیزه و هدفی در قالب هنر و قلم ترویج داده شود، موثر و ماندگار خواهد شد.

آری؛

در شهر ما، مغازه کوچکی که نام داودوندی بر بالای آن نقش بسته، فقط یک مغازه نیست، وقتی وارد آن می شوی، آنچه که علاوه بر اقلامی که برادران داودوندی از فروش آنها ارتزاق می کنند، یک لپ تاپ هم به چشم می خورد که به اینترنت اتصال دارد؛

هر چه هست از همین سیستم در دسترس ما قرار می گیرد.

فرهاد داودوندی خبرنگاری است افتخاری که وابسته به هیچ دستگاه و حزب و جناحی نیست، با کسی عقد اخوت نبسته، آدم کسی نیست و نان چاپلوسی خود یا موقعیت کسی را نمی خورد.


فرهاد داودوندی دردها را خوب حس می کند، زشتی ها و زیبایی ها را خوب می بیند، صداها را خوب می شنود، او مثل سلسله اعصاب در یک پیکر عمل می کند و پیام جامعه را به مغز مدیریت جامعه منتقل می کند.

او در همه زمینه ها قلم می زند، در زمینه اقتصاد، صنعت، تجارت، فرهنگ، مذهب، فقر، بیکاری، اعتیاد، ورزش، جوانان و...و...و...

بارها او را دیده ام که با ماشین ارزان قیمت شخصی خود، با استفاده از وقت خود، در حالی که دوربینی بر کمر و لبخندی بر لب دارد، در همه جا حاضر می شود.

داودوندی اکنون فقط یک خبرنگار معمولی نیست که کارش صرفا رسانه ای و اطلاع رسانی باشد، او فقط بومی و محلی کار نمی کند، او را حتی می توان یک نهاد حمایتی دانست که بارها و بارها با استفاده از شهرت و محبوبیتش و اعتمادی که مردم به او دارند، به کمک بینوایان و معلولین و افراد ناتوان بیاید و با جمع آوری کمکهای مادی و جلب حمایتهای معنوی، افراد و خانواده هایی را از رنج و غم برهاند.

او اکنون فقط برای اعتلا ء و پیشرفت و اصلاح شهرمان کار نمی کند، او بر گردن انسانیت حق دارد.

کلام را طولانی نمی کنم و در یک جمله می گویم:

فرهاد داودوندی انسان است، زیرا دغدغه انسانها را دارد و هر کسی همان است که به آن می اندبشد....

این نکته هم پنهان نماند که چنین انسانی گاه مورد هجمه و حسادت منفعت طلبان و حسودان هم قرار می گیرد، اما فرهادی که من می شناسم، پیه همه اینها را به خود مالیده است.

از خداوند بزرگ برای این دوست شایسته آرزوی موفقیت روز افزون دارم.


سیدحجت الله موسوی زاده





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نامه سیدحجت الله موسوی زاده به فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی، سید حجت الله موسوی زاده، نقد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 توسط فرهاد داودوندی

درهای استادیوم شهر همه بسته است

و به رخ گرد نشسته/

یعنی نزنی در که نیابی اثری از ورزش




نوشته: فرهاد داودوندی- بروجرد:

چهار در ورودی ورزشگاه علی بیات در یک روز زیبای بهاری به روی علاقمندان بسته است! جل الخالق!

50 متر آنطرفتر  دونده های پیشکسوت در زمین خاکی ( زمین گردو) مشغول دویدن هستند! باز هم جل الخالق!

بهار بروجرد بسیار زیباست،  هوای بعد از ظهر های این شهر بسیار مطبوع و دلپذیر است، جان می دهد برای ورزش کردن!

اما....

اما  فصل بهار،  بروجرد زیبا، هوای مطبوع ، پیشکسوت ورزشی بودن و در یک کلام  ورزش کردن را بی خیال شوید، درهای ورزشگاه پیر بروجرد  (در موقع تهیه خبر توسط نگارنده)  کاملا برای استفاده ورزشی بسته بود!!!

ظاهرا اینجا باید بعد از ظهر های بهار  چُرت زد! و شعار  ورزش  بی ورزش در استادیوم  علی بیات را سرلوحه زندگی خودمان قرار بدهیم!

در خاتمه، راستی اگر کسی می داند کلید های ورزشگاه علی بیات دست کیست سلام ما ورزش دوستان  بروجردی را به ایشان برساند و بگوید: خوش غیرت، آخه این درسته  که همه درها را ببندید؟! مگر استادیوم شهر ملک شخصی است ؟! 

شاید هم ملک شخصی است و ما خبر نداریم، که اگر اینچنین است لطفا اطلاع رسانی کنید تا بیشتر از این مزاحم اوقات شریف ، در ملک شخصی تان نشویم!!!
















طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ورزشگاه، زمین خاکی، استادیم علی بیات، دو و میدانی، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 فروردین 1397 توسط فرهاد داودوندی

طنز


افزایش قیمت دلار تکذیب شد

قیمت دلار سقوط کرد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

با توجه به شایعات اخیر که باعث دلهره مردم شده و همه سخن از دلار 6 هزار تومانی می گویند، آقای خوش خیال! دقایقی قبل طی یک مصاحبه مطبوعاتی، افزایش قیمت دلار را به شدت تکذیب کرد و گفت:

درسته که طی چند ساعت گذشته یکهو دلار از 4800 تومان به 6000 تومان رسید اما با توجه به اینکه دقایقی قبل قیمت دلار با یک سقوط " سه قران و دهشاهی"  همراه بود و قیمت دلار "59.996 ریال و دهشاهی" شد، بنابر این باید بگوئیم چه کسی گفته دلار گران شده؟! الان طبق آخرین خبر که داریم در واقع دلار ارزان شده!

وی سپس ادامه داد: عجب مردمی داریم تا قیمت دلار "هزار تومان هزار تومان" بالا می رود همه ناراحت می شوند و نق می زنند، اما حالا که "سه قران و دهشاهی" آنرا ارزان کرده ایم قدر شناسی را به جا نمی آورند و از ما تشکر نمی کنند!


آقای خوش خیال در خاتمه نیز گفت: با این برنامه اقتصادی که کارشناسان اقتصادی ما در حال اجرای آن هستند، اگر فرض را بر دو حالت گران شدن "هزار تومان، هزار تومان" دلار و سپس بلافاصله ارزان شدن "سه قران و دهشاهی" در هر نوبت بگذاریم، گوش شیطان کر، 12 هزار و 927 سال دیگر، قیمت دلار به قیمت قبلی خودش در هفته قبل بر خواهد گشت!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: افزایش قیمت دلار تکذیب شد، قیمت دلار سقوط کرد، طنز، فرهاد داودوندی، نقد، دلار، دهشاهی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 فروردین 1397 توسط فرهاد داودوندی


موضوع انشاء طنز


ایام عید در شهر خودتان،کجاها رفتید؟

آقا اجازه؟! هیچ جا!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

آقا اجازه؟! از اونجایی که برای موضوع انشای مان گفته اید که تعطیلان نوروز در شهر خودمان کجاها رفتیم؟ طبق معمول برای نوشتن انشاء دست به دامان باباجونم شدم که گوشه اطاق نشسته بود و سرش توی گوشی موبایلش بود!

آقا اجازه؟! وقتی از باباجونمون پرسیدم که ایام عید در شهرمان کجا رفته ایم؟ برای لحظاتی از زل زدن به صفحه گوشی موبایلش دست برداشت و در حالیکه سر تکان می داد گفت:

آخه ای شهر کُوجانِه داره که بَریم؟! یا باید هِی بَریم سر تپه چُغا، یا هِی بَریم جاده گلدشت و از جاده دانشگاه بیائیم دامُو و یا برعکس بَریم جاده دانشگاه و از جاده گلدشت ماشین بَپِلونیم رو وُوریرد، یکی دو تا جای قئیمی ام که داریم اِنقدر سُوت و کُورن که رِغبت نِمُکُنی وِرِه دفعِه دوم بَری اُونچِه!

آقا اجازه؟! سخنان باباجونم به زبان پارسی فصیح می شود اینکه: آخر این شهر کجا را دارد که برویم؟ چقدر برویم سر تپه چغا؟ و چقدر از جاده گلدشت برویم و از جاده دانشگاه برگردیم و یا برعکس از جاده دانشگاه بالا برویم و از طرف جاده گلدشت وارد شهر بشویم؟! یکی دو سه تا مکان قدیمی هم که داریم اینقدر سوت و کور هستند که رغبت نمی کنیم برای بار دوم سری به آنجا بزنیم!

آقا اجازه؟ البته بابا جونمون در ادامه حرفهایش با پارسی دست و پا شکسته می گوید: فامیل های مان که در شهرهای دیگر زندگی می کنند وقتی می آیند شهر ما انگار "چِنگ" گذاشتیم حلق شان، بخاطر اینکه شهر ما مکان های تفریحی ندارد، زود عَرصه بهشان تنگ می شود و یکی دو روز نشده به بهانه ای از شهر ما می روند!

آقا اجازه؟! این بود انشای امروز ما، بخاطر اینکه حرف دیگری نمانده!!! بابا جونم می گوید: همان بهتر که تعطیلات نوروز را در شهرمان، بیشتر در خانه بمانیم و با مرتب کردن گلهای باغچه سر خودمان را با "کِت و فِت" سرگرم کنیم تا انشااله این تعطیلات زودتر تمام بشود!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ایام عید در شهر خودتان کجاها رفتید؟، موضوع انشاء، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، بروجرد، ووریرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 فروردین 1397 توسط فرهاد داودوندی

 زندگی همیشگی با مادر، در عید

عید یعنی امید


به آینده ای روشن،

 

  آرزوی خوشبخت شدن


 در سال جدید برای همه



  ( نوشته: فرهاد داودوندی- بروجرد)


اینک که زمین و زمان ظاهرا آرام اما با شتاب، گرد پیری و غبار کهنسالی را به وجود ما تزریق می کند، مطمئن شده ام  که عید یعنی در بدر بدنبال  دوران کودکی گشتن!


وحشت خوش آیندی از خاطرات کم و بیشی که تو را به گذشته ای نه چندان دور می برد. لذت بردن از عیدی گرفتن و دلهره از اینکه نکند خاله و دائی و اقوام دور و نزدیک  در غوغای صحبت های روز مره با اطرافیانت فراموش کنند که عیدی تو را بدهند!


پوشیدن کت و شلوار نو، اما دو سه سایز بزرگتری که آستین کتش را چندین بار روی هم برگردانده بودند تا دستان کوچکت بتوانند دیده شوند و پرخاش های دلپذیرمادر که در مقابل اعتراض ساده تو برای سر پوش گذاشتن بر نداری ها   می گفت  پسر بچه زود قد می کشد پول که علف خرس! نیست هر سال کت و شلوار بخریم! باید دو سه سال با این لباسها سر کنی.


و کتک خوردن روز عید از دستان نحیف مادر، اگر درموقع بازی کردن با هم سن و سالان خود، لباس را خاکی یا پاره پوره می کردی و پوشیدن کفشی که به زور برایت می خریدند که یا یک شماره کوچک بود و در همان روز اول انگشتانت پر از تاول می شدند و یا اینکه یکی دو شماره بزرگ بود و با گذاشتن پنبه و کهنه پارچه در نوک آن همیشه   احساس می کردی کفشهایت دو سه متری جلو تر از خودت در حرکتند!


وشاید هم خاطره خوش عید در  این بود که تو را مجبور می کردند بعد از حمام عید که طبیعتا بخاطر شلوغی بیش از حد حمام سر گذر، یک هفته قبل از عید می رفتی و بدست دلاکی که برای گرفتن عیدی بیشتر از پدر، تو   را با کیسه زبری که بر تن صدها نفر کشیده بود  مانند بره بریان می نمود!


عید یعنی سوار شدن بر بال خاطرات و سفر به دوران کودکی و نظاره کردن مراسم چهارشنبه سوری، آتش بازی و از روی آتش پریدن و دیدن وحشتی که سراپای مادر را در بر می گرفت که گزندی بخاطر پریدن از روی آتش به طفل خرد سالش  نرسد.


و سپس مراسم عید نوروز و آغاز سال نو و دید و بازدید های بی پایانی که اکثرا با میهمانی های دسته جمعی همراه و ممکن بود تا یکی دو ماه بعد از عید  نوروز بخاطر کثرت فامیل ادامه داشته باشد.


اعیاد دوران کودکی ما هر چه بود خاطراتی از خود برای ما به یادگار گذاشت که با فکر نمودن به آنها شور و شعفی وصف ناپذیر سراپای وجودمان را در بر می گیرد بی اختیار احساس شادابی می نمائیم و لبخندی بر لبانمان می نشیند با کمی آب و تاب خاطرات گذشته  را برای دوستان و فرزندان خود تعریف می کنیم زیرا فقط نقاط روشن گذشته را مرور می کنیم !


در کوچه پس کوچه های ذهن پر مشغله خود بدنبال دوستان و همکلاسی های دیگر ندیده خود می گردیم   و اینکه مدتهاست عمو و دائی و خاله و فرزندان آنها را که حتی لحظه ای از هم جدا نمی شدیم ماهها و حتی سالیان سال است ندیده ایم!


عید یعنی کم رنگ شدن  لبخندی که  یاد آوری خاطرات گذشته بر لبانمان  نشانده بود.


عید یعنی امید به آینده ای روشن، آرزوی خوشبخت شدن در سال جدید برای همه، دیدن افراد تازه متولد شده در فامیل! و آرام آرام  به فکر بستن بارو بندیل زندگی برای سفر همیشگی و شروع دوران کودکی جدید و زندگی مادام العمردر جوار مادر واقعی مان زمین !






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: زندگی همیشگی با مادر در عید، عید، عید نوروز، فرهاد داودوندی، نقد، مطلب عید، عید یعنی امید،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی

نامه سایت فرهاد 90 به

جناب آقای امیر جاوید پور شهردار محترم بروجرد


لطفا با پرداخت طلب پاکبان ها،

نوروز خوشی برای آنان رقم بزنید


جناب آقای جاوید پور شهردار محترم بروجرد

محترما بعرض می رساند:

خوشبختانه کسب اطلاع شد که مدتی است چندین ماه حقوق معوقه پرسنل محترم شهرداری به اضافه حقوق عیدی پرداخت شده است و به این طریق بارقه های امید در دل بسیاری از پرسنل شهرداری بروجرد روشن شده که امیدوار باشند که در ماه های اول سال1397 کلیه طلب های معوقه شان نیز تسویه شود و در آینده نزدیک پرداخت حقوق در شهرداری بروجرد هم به مانند دیگر شهرهای استان به روز شود.

جناب آقای شهردار

نگارنده بدون در نظر گرفتن اینکه پرداخت حقوق پاکبان ها توسط شرکت های اقماری پیمانکاری شهرداری باید پرداخت شود یا اینکه مستقیما توسط شهرداری باید تسویه شود،  با توجه به نزدیکی به عید نوروز و مشکلات بسیار خانواده های شریف پاکبان های عزیز
از جنابعالی بعنوان شهردار محترم شهر درخواست می نماید با ورود فوق العاده و ویژه خود به کمک به پرداخت طلب های این قشر زحمتکش، دستورات و تمهیدات لازم را برای پرداخت ضرب العجلی تمام یا قسمت اعظمی از طلب های پاکبان ها عزیز در این روزهای پایانی سال انجام بدهید.

جناب آقای جاوید پور

امیدواریم طی چند روز آینده خبر خوش کمک به پرداخت طلب های پاکبان های بروجردی و خانواده های محترم شان را بنقل از جنابعالی رسانه ای کنیم.

مطمئنا شاد نمودن دل پاکبان ها و خانواده های این قشر زحمت کش در این روزها که با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند، دعای خیر برای شما به ارمغان خواهد آورد.


با سپاس بیکران

بروجرد --- فرهاد داودوندی





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: امیر جاوید پور، شهردار بروجرد، فرهاد داودوندی، پاکبان، نامه سایت فرهاد 90 به جناب آقای امیر جاوید پور شهردار محترم بروجرد، امیر جاوید پور شهردار بروجرد، نقد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی



10 روش تضمیمی آقای خوش خیال!

برای خواننده نسل جوان شدن


فرهاد داودوندی- بروجرد:

1 - رمز اول خواننده نسل جوان شدن در میکروفن است، البته نه به سمت خودتان، بلکه گرفتن میکروفن به طرف تماشاگران.

2 - حداقل با یکی دو ساعت تاخیر، برای اجرا در سالن حاضر شوید.

3 - با ورود به شهر مورد نظر برای کلاس گذاشتن از اطاق هتل خارج نشوید و حتی الامکان بخوابید، جدای از کلاس گذاشتن، خواب زیادی آااای حال می ده!

4 - با گرفتن یک محافظ گردن کلفت سینه کفتری، پشت صحنه از خجالت همه در بیائید، اما روی سن خود را شیفته مردم نشان بدهید.

5 - از در و دیوار هم اگر خواستید بخوانید، ربطش بدهید به عشق و عاشقی ( مثلا: "دیوار خونه چرا گچش ریخته، عشق من، منو تنها نذار"... یا "این دیوار کجه؟ کی میگه کجه؟ عشق من بیا پیشم"....)

6 - ترجیحا برای اینکه خیلی خیلی خواننده نسل جوان شوید در ترانه های تان گریزی هم به ناکامی و شکست عشقی و بدبختی و ... بزنید.

7 -  جمله طلایی " هیچ وقت این اجرا در شهر شما را فراموش نخواهم کرد" را چندین بار مقابل مردم تکرار کنید و اثر معجزه آسایش را بلافاصله ببینید.

8 - اول عرایضم نوشتم: رمز موفقیت در میکروفنی است که رو به تماشاگران بگیرید( شما همان خط اول را بخوانید و بلافاصله میکروفن را رو به مردم بگیرید جمله تاریخی" خونه خاله کدوم وره؟" که از دهان مبارک تان خارج شود دیگر نگران بقیه اش نباشید، جمعیت با دیدن میکروفن چنان از خود بی خود می شوند که بقیه شعر
" از اینوره و از اونوره"   را تا آخر همصدا خواهند خواند.

9 - وسط خواندن از کلمات" آی جووووونم"، "شما عشق من هستید"، " یک بار دیگه حتما به شهر شما خواهم آمد"  استفاده کنید و ترجیحا دو سه بار هم مشت خود را محکم به سمت قلب تان بزنید تا مردم بیشتر باورشان شود که شما خواننده نسل جوان هستید.

10 - موقع رفتن به سمت شهرتان و سر اولین گردنه که دارید در آمد نجومی تان را می شمرید، لبخند شیطنت آمیز لطفا فراموش نشود و شعر "گرگم و گله می برم" را هم برای اجرای بعدی تان زیر لب زمزمه کنید!   




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: 10 روش تضمیمی آقای خوش خیال! برای خواننده نسل جوان شدن، آقای خوش خیال، خواننده نسل جوان، فرهاد داودوندی، کاریکاتور، طنز، نقد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی


مگر نباید کلاس مربیگری ورزشی

 120 ساعت باشد؟!

اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم

فرهاد داودوندی- بروجرد:

گرفتن مبالغ بالا با تعداد زیاد شرکت کنندگان در کلاس های مربیگری ورزشی ظاهرا در این شهر و استان، مُد روز شده است!!!

جدای از اینکه خروجی های این کلاس ها در پیشبرد ورزش شهر و استان مشخص نیست، برگزاری فشرده! این کلاس ها در جای خود قابل توجه است.

در عادی ترین حالت بنا به گفته متخصصین امر، برگزاری هر کلاس استاندارد مربیگری و حتی داوری باید 120 ساعت باشد.

این به آن معنا است که اگر فرض را بر این بگذاریم که هر روز 8 ساعت وقت صرف تدریس در این کلاس ها بشود، 15 روز وقت لازم است تا آخرین دست آوردهای علمی آن ورزش خاص توسط مدرسین درجه یک فدراسیون در یک کلاس آموزش مربیگری به حاضرین آموخته شود!

بارها دیده شده که کلاس های مربیگری با حضور تعداد بسیاری از علاقمندان به یادگیری علوم مربیگری ورزشی و با گرفتن مبالغ بالا طی دو سه روز ختم بخیر! شده است و بنوعی طی چند ساعت محدود، سر و ته کلاس را به هم آورده اند.

جالب تر اینکه این کلاس ها در استانداردهای لازم باید 60 ساعت عملی و 60 ساعت بصورت تئوری برگزار گردند و از آنجا که برای هر گزینه تخصصی باید مدرسان متخصص آن رشته خاص تدریس نمایند پس حضور چندین مدرس متخصص در این کلاس ها بنوعی الزامی می باشد.

نباید از یاد برد که بعضی ورزش ها در بعضی فدراسیون ها در واقع تجمیع چندین رشته ورزشی در قالب یک هیات ورزشی می باشند، به این معنا که چندین رشته مختلف ورزشی را در یک هیات نامگذاری کرده اند که کار در برگزاری کلاس مربیگری برای مسوولین این ورزش ها سخت تر از دیگر ورزش های تک رشته ای می باشد و حتما لازم است در همین زمان استاندارد 120 ساعته، کلیه رشته های آن ورزش بصورت تئوری و عملی آموزش داده شود.

راستی بنظر شما خواننده گرامی می توان در یک کلاس مربیگری با یک یا حداکثر دو مدرس آخرین علوم ورزش را که باید 15 روزه آموزش داد، طی دو یا سه روز به علاقمندان به مربیگری ورزشی آموزش داد؟!

نکند برگزاری این کلاس های مربیگری که با دریافت حداکثر مبالغ دریافتی با تعداد زیاد علاقمندان انجام می گیرد، فقط برای رفع تکلیف یا احیانا پر کردن فرم بیلان کاری بعضی هیات های ورزشی انجام بگیرد که اگر اینچنین باشد، مطمئنا خروجی این کلاس ها را نمی توان در رشد ورزش در میادین ورزشی دید  و شاید  تنها حُسن این کلاس های بدون ثمر، فقط در حد دادن چندین مدرک بدون عمل خواهد بود و بس!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: کلاس مربیگری ورزشی 120 ساعت باشد، نقد، نقد ورزشی، فرهاد داودوندی، سیمای افلاک،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی


خداحافظ خبرهای مشکلات شهری


سلام بر خبرهای ورزشی

سلام بر خبرهای هنری

سلام بر کمک به نیازمندان



فرهاد داودوندی- بروجرد:

از امروز دیگر خبرهای مشکلات شهری را پوشش نخواهم داد.

با پایان یافتن سال 1396 تصمیم گرفته ام فقط و فقط خبرهای ورزشی، هنری و کمک به نیازمندان را پوشش خبری بدهم و عمده فعالیت های رسانه ای ام را در این زمینه ها انجام بدهم.

با افتخار تمام خودم را عضو کوچکی از جامعه ورزش شهر و استان مان می دانم، حدود 15 یا 16 سال است در زمینه ورزشی فعالیت رسانه ای کشوری، استانی و شهری دارم، همه دنیا را به یک مصاحبه و گفتگوی ورزشی با افتخار آفرینان ورزش مان و یا تماشای یک مسابقه ورزشی (در هر رشته  ورزشی که باشد) در ورزشگاه های بروجرد عوض نمی کنم.

به داشتن دوستان و همشهریان فعال در عرصه های هنری هم افتخار می کنم و با کمال میل خبرهای آنها را هم در زمینه های مذهبی، هنری، علمی  و .... رسانه ای خواهم کرد.

کارهای عام المنفعه و بخصوص کمک به نیازمندان را هم به امید خدا و با یاری خیرین عزیز با عشق انجام داده و خواهم داد.

اما در زمینه بیان مشکلات ریز و درشت شهری، از آنجا که هر چه بنویسم در این شهر به یک عده ای بر می خورد، لذا از همین الان خبرهای مشکلات شهری را دیگر پوشش نخواهم داد. والسلام.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سلام بر خبرهای ورزشی، خداحافظ خبرهای مشکلات شهری، خداحافظ، سلام، نقد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی

 مدیر گرامی، رئیس عزیز

آخرین کتابی که خوانده ای چه کتابی بوده؟!


فرهاد داودوندی- بروجرد:

هر جا نشست و یا همایش و یا کنفرانسی برگزار می شود سخنرانان عزیز که اتفاقا بسیاری شان مدیران و  روسای شهری هستند از فرهنگ سازی و اینکه باید فرهنگ مردم! را بالا ببریم داد سخن می دهند.

نگارنده معتقد است اگر بنا بر ادعای بعضی ها! فرض را بر این بگذاریم که ما مردم فرهنگ مان پائین است!!! بد نیست از بعضی مدیران شهری بپرسیم که آنها چه کار کرده اند و احیانا چه کتابی خوانده اند که فرهنگ شان بالاتر از ما مردم کوچه و بازار  شده است؟!

سایت فرهاد 90 آمادگی دارد، آخرین کتابی را که  مدیران و روسای شهر خوانده اند را رسانه ای کند تا از این طریق علاوه بر گسترش فرهنگ کتاب و کتاب خوانی، مردم هم در جریان قرار بگیرند که مدیران شهری شان هم بصورت بسیار جدی مروج فرهنگ! کتاب و کتابخوانی هستند.

البته لازم به ذکر است خدمت مدیران محترم شهری عرض شود، در فرهنگ کتاب و کتابخوانی، خواندن کتب درسی دانشگاهی و یا احیانا املاء گفتن جملاتی به مانند " بابا آب داد، بابا نان داد" از روی کتاب فارسی اول دبستان برای فرزندان دلبند، بعنوان فرهنگ کتابخوانی به حساب نمی آید! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آخرین کتابی که خوانده ای چه کتابی بوده؟!، نقد، نقد کتاب، کتابخوانی، فرهاد داودوندی، آخرین کتاب، بابا آب داد بابا نان داد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی

دو مسابقه ورزشی

والیبال و فوتبال کشوری در بروجرد

 با دو نوع نگرش!



فرهاد داودوندی- بروجرد:

بعنوان یک ورزشی نویس تقریبا تمامی رخدادهای ورزشی بروجرد را از سیر تا پیاز رصد می کنم.

اسفند ماه قرار است بروجرد میزبان مسابقات لیگ دسته دوم والیبال ایران( از 11 تا 21 اسفند) و همچنین میزبان مسابقات فوتبال نوجوانان منطقه ای کشور ( از 16 اسفند به بعد) باشد.

حالا به این دو نوع برنامه ریزی توجه کنید:

مسوولین هیات والیبال و تیم زاگرس پوش تقریبا طی هفته گذشته هر روز با مسوولین، اصحاب رسانه، دست اندرکاران و.... نشست دارند.

تا همینجای کار فرماندار، شهردار، فرمانده نیروی انتظامی، رئیس اداره ورزش و جوانان، شهردار،  روسای بسیاری از ادارات، اصحاب رسانه و .... را پای کار آورده اند و سالن ولایت بروجرد و خوابگاه های بسیاری برای اسکان تیمهای میهمان، تمام و کمال در اختیار میزبانی تیم زاگرس پوش قرار گرفته است.

و اما....

دو مربی و یک سرپرست تیم فوتبال نوجوانان وحدت برای برگزاری مسابقات فوتبال با در بسته روبرو شده اند، بنده های خدا آقایان مهران واقعی و مصطفی کاکایی و خانم بادپروا، هر روز شخصا به این و آن مراجعه می کنند اما دریغ از به نتیجه رسیدن!

نه نشستی، نه برنامه ای برای هماهنگی میزبانی، نه کمکی و خیلی "نه های" دیگر، گریبان تیم وحدت بروجرد را برای میزبانی  مسابقات کشوری گرفته است.

نگارنده معتقد است صرف اینکه بگوئیم تیمها خصوصی هستند و برای برگزاری مسابقات باید خودشان راسا اقدام کنند، ایده جالبی نیست، اگر قرار بر برگزاری مسابقات ورزشی کشوری در شهرمان است باید این مسابقات بسیار آبرومندانه و با حمایت و حضور موثر هیات ورزشی مربوطه برگزار گردد وگرنه همان بهتر که برگزار نشود.

هیات والیبال با تمام وجود از مدتها قبل برای برگزاری  مسابقات کشوری در بروجرد در حال برنامه ریزی دقیق است، اما ظاهرا هیات فوتبال عزم جدی برای برگزاری مسابقات فوتبال نوجوانان کشوری در بروجرد ندارد.

تا اینجای کار، با اینکه حدود 10 روز دیگر به برگزاری مسابقات فوتبال باقی مانده، از زمین چمن برای برگزاری مسابقات و مکان اسکان تیمها و جلسات هماهنگی و ... خبری نیست که نیست!

اگر قرار است مسابقات فوتبال نوجوانان کشوری در بروجرد برگزار شود تا زمان از دست نرفته بهتر است هیات فوتبال سر و ته قضیه را برای برگزاری هر چه بهتر مسابقات جمع کند وگرنه پیش بینی می شود اگر بروجرد برای برگزاری مسابقات انصراف ندهد، برخلاف والیبال که حدس زده می شود آبرومندانه برگزار شود، شاهد بی نظمی وحشتناک در برگزاری مسابقات فوتبال نوجوانان ایران در بروجرد خواهیم بود.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: دو مسابقه ورزشی کشوری در بروجرد با دو نوع نگرش!، فرهاد داودوندی، نقد، نقد ورزشی، ورزش بروجرد، تیم والیبال زاگرس پوش، تیم فوتبال نوجوانان وحدت،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اسفند 1396 توسط فرهاد داودوندی


اشترینانی های عزیز برای

 "سیاوش سلیمی" سنگ تمام گذاشتند


مدیران بروجرد چه وقت آستین همت را

برای "علی فهیمی" بالا خواهند زد؟



نوشته : فرهاد داودوندی - بروجرد:


دیگر داشتیم دق می کردیم، همه اش شعار، شعار و باز هم شعار


هر وقت می شنیدیم قهرمانان ورزشی دیگر مناطق ایران را در همان بدو بازگشت از مسابقات غرق در جایزه می کنند، حسادت مان گل می کرد و حرص می خوردیم که چرا ما نباید اینچنین باشیم؟!

هر وقت می شنیدیم مسوولین، شورای شهر، مدیران ورزشی و دست اندرکاران شهرهای دیگر به پاس قدردانی از ورزشکاران موفق شان، دست در جیب می کنند، به فکر فرو می رفتیم که خدایا پس کی و چه وقت قرار است مسوولین ما هم سر کیسه را برای قهرمانان ورزشی مان شل کنند.

دیگر آرزو به دل نیستیم

امشب مسوولین و مدیران ورزشی و شهری اشترینان برای سیاوش سلیمی کاری کردند کارستان

یک روز پس از بازگشت سیاوش سلیمی از مسابقات دو و میدانی داخل سالن آسیا، طی یک نشست ویژه، یک قطعه زمین به این ورزشکار محجوب جایزه دادند و از آن بهتر اینکه از استاد حمید آسیابی مربی این ورزشکار هم با دادن جایزه تقدیر بعمل آوردند.

حالا دیگر سینه مان را جلو می دهیم و با افتخار می گوئیم که اشترینان و اشترینانی های عزیز از مسوولین آن دیار گرفته تا ورزشکارانش برای قهرمان پرش ارتفاع شان سنگ تمام گذاشتند و کاری را که متاسفانه در بروجرد فقط شعارش را می دهند آن عزیزان در عمل انجام دادند

به شرافت تمامی کسانی که شرایطی را فراهم کردند تا بلافاصله سیاوش سلیمی عزیز به پاداشی که حقش بود برسد، درود می فرستیم

 و منتظریم که مسوولین و مدیران شهری بروجرد هم برای علی فهیمی دیگر ورزشکار موفق مان همین امروز و فردا آستین همت را بالا بزنند. والسلام.



@@@@@


در جریان تجلیل از قهرمان ارزنده جناب آقای سیاوش سلیمی نفر پنجم مسابقات دو و میدانی داخل سالن قهرمان آسیا ،

جمعی از مسئولین شهر اشترینان و ورزشکاران بروجردی در منزل این قهرمان حضور یافتند.

در این مراسم که با حضور مهندس یعقوبی بخش دار اشترینان ، مهندس مقصودی شهردار اشترینان ، حسن همتی رییس شورا اشترینان ،

 سید محمد حسینی نایب رییس شورا اشترینان ، محسن عطایی رییس تربیت بدنی اشترینان ، عین الله زیویاری رییس هییت دو و میدانی اشترینان

 و محمد حسین سامانی رییس هییت دو و میدانی بروجرد و جمعی از دو و میدانی کاران شهرستان بروجرد برگزار گردید ، مقرر شد که یک قطعه زمین مسکونی به قهرمان ارزنده این شهر آقای سیاوش سلیمی تعلق بگیرد.

همچنین مبلغ پانصد هزار تومان به مربی پر تلاش ایشان جناب آقای حمید آسیابی اهدا گردید.




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: علی فهیمی، سیاوش سلیمی، نقد ورزشی، ورزش اشترینان، نقد، پاداش ورزشکار، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی

"درجورب" کره مریخ

و کپی برداری از "بروجرد" کره زمین



کلنگ پل روگذر " یکدور" در شهر"درجورب" کره مریخ بر زمین زده شد

فرهنگ کلنگ زنی های الکی! شهر "بروجرد" در کره زمین به شهر"درجورب" کره مریخ سرایت کرد

قرار شده پل مریخ، یکساله ساخته شود!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: درجورب کره مریخ و کپی برداری از بروجرد کره زمین، طنز، نقد، فرهاد داودوندی، کره مریخ، بروجرد، درجورب،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


آنجا آنطور، اینجا اینطور

تودیع معارفه های نامتعارف



فرهاد داودوندی- بروجرد:


آنجا آنطور است که: هر مسوول، رئیس و یا مدیری دوران مدیریتش تمام می شود با احترام کامل و طی مراسمی زیبا و خاص با اهداء یادبودهای ارزشمند، برایش جشن تودیع می گیرند و برای مدیر بعدی در همان مراسم معارفه،  آرزوی موفقیت می کنند

و در مراسمی بیاد ماندنی در حضور خانواده های دو رئیس جدید و قبلی و خبرنگاران و اصحاب رسانه، لحظات شاد و فراموش نشدنی را برای مسوول قبلی و مسوول بعدی فراهم می کنند!


اما....  اینجا اینطور است که: یکی را ساعت 3 و 47 دقیقه بعد از ظهر از کار برکنار می کنند! دیگری را در نمازخانه و موقع ادای نماز ظهر حکم برکناریش را می دهند! مدیر دیگر را وسط سخنرانی اش جلوی جمع خلع ید می کنند! برای برکناری مدیر دیگر طاقت نمی آورند پنج شنبه دَم ظهر را به شنبه صبح موکول کنند! و ....

ختم کلام اینکه اینجا در شهر تخیلی " درجورب" کره مریخ! رسم و قاعده احترام به مدیر قبلی در مراسم تودیع و خوش آمد گویی به رئیس جدید در مراسم معارفه را به جا نمی آورند

و به همین خاطر است که اینقدر تودیع و معارفه های نامتعارف! به روی این پاشنه برای بیشتر مدیران تاریخ شهر چرخیده، که به شهر " خوش استقبال کننده و بد بدرقه کن" مشهور شده اند! والسلام!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: تودیع معارفه، آنجا آنطور اینجا اینطور، نقد، نقد اجتماعی، طنز، فرهاد داودوندی، شهر درجورب مریخ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی
طنز

تیم فوتبال شورای شهر "درجورب"

سرگیجه برای فوتبال کره مریخ آورد!

فرهاد داودوندی- بروجرد:

"ادموند آرانتس دُنا مریخمِنتو" ملقب به پله مریخی، مربی تیم "لیزرب" کره مریخ! طی تماسی با سایت فرهاد 90 کره مریخ! اعلام کرد: تیم فوتبال شورای شهر " درجورب" در مسابقه فینال، برای ما سرگیجه آورد!

پله مریخی که از مربیان نام آور آن کره است، در ادامه افزود: تمامی تیمهای فوتبال در کره مریخ، بیشتر با ارنج یا سیستم
۲–۴–۴، ۱–۱–۴–۴، ۱–۵–۴، ۳–۳–۴ و ۲–۳– 5 تیمهای خودشان را به زمین می فرستند و از آنجا که همه می دانند تیم "لیزرب" کره مریخ یک تیم تهاجمی است بیشتر با ارنج  3-3-4 تیم مان را به زمین می فرستیم تا با اعتقاد به  اصل بهترین دفاع حمله است، تیمهای رقیب را گلباران کنیم!


مربی تیم "لیزرب" کره مریخ در حالیکه اشک از چشمانش سرازیر شده بود، سپس گفت: ای تیم فوتبال شورای شهر " درجورب" ایمانِه اِناخت گُورگَه!

که معنی آن به زبان مریخی فصیح می شود: این تیم شورای شهر " درجورب" در بازی فینال با ارنجی که لحظه به لحظه عوض می کرد ما را به گریه انداخت!


پله مریخی آنگاه ادامه داد:  تیم فوتبال شورای شهر " درجورب"یک ارنج درست و حسابی ندارد که رقبا بتوانند بر اساس آن برای این تیم نقشه بکشند، هنوز بازی شروع نشده بود با سیستم 3-3-2-1 وارد بازی شدند، دو دقیقه بعد شدندسیستم 3-3-3، چند دقیقه بعد ارنج شان شد 4-4-1 و در چشم برهم زدنی شدند 5-4 آنطرفی و جالب اینکه چند دقیقه بعد شدند 4-5  اینطرفی و طبق خبرهای موثق شنیده شده، بزودی ارنج جدیدی رو خواهند کرد!

پله مریخی مربی تیم
"لیزرب" کره مریخ در پایان گفتگو با سایت فرهاد 90 کره مریخ!در حالیکه هق هق گریه اش دل عالم و آدم را به درد می آورد گفت:

تیم شورای شهر "درجورب" در مسابقه فینال "سَرگیجه وِرَمُو  اُووُرد وا ای بازی کِردَنش!

که ترجمه اش به زبان مریخی اصیل می شود: اَکِه بَختِت تو بی وا ای هَمَه اِختِلاف نَظر، کِه نِمتُونیت یه اَرِنج دِلِ دُرُس وِرِه سَر و سامُو دی یَه وِ ای شَهر مَظلوم بَچِنیت!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شهر درجورب، فرهاد داودوندی، طنز، نقد، شهری در کره مریخ، درجورب کره مریخ، زبان بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ