وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



 ووریرد و عامو فرهادش


اگر در سطح شهر یک " پژو روآ " دیدید که رو باربندش یه ویلچر بسته بود و راننده اش یه سبیلویه خندان بود

شک نکنید خودشه

آره فرهاد داودوندی عزیز

با کلکسیونی از تیشرت های رنگی مارک BOSS

کافیه در مراسمی،معارفه ای،خیریه ای،همایشی،یه سر بچرخونی و دوربین بدست ببینیش

خبرنگاری که دیگه در حداقل لرستان تبدیل به یه برند شده و دوندگی هاش برای انعکاس نارسایی ها و کمبودهای شهر مثال زدنیه

کسی که همه اخبارش رو بعنوان یه منبع معتبر دنبال میکنن و بخاطر بی طرف بودن و حواشی نداشتنش،بومی و غیربومی و فرماندار و شهردار و مدیر و کارمنددو کارگر و بازاری و....قبولش دارن.

کسی که حالا عموی مهربان یه شهر سیصدوپنجاه نفریه و بچه های دبستانی عاشقانه عکسش رو با یه عینک و سیبیل سرمشق نقاشی هاشون کردن.

کسی که به ما نشون داد کمک به همنوع هر چند هم ناچیز و حتی با جمع کردن درب پلاستیکی بطری نوشابه میتونه مثمر باشه و تبدیل به ویلچری معلولی بشه.
 
دوست داریم عمو فرهاد

و تنت محتاج هیچ طبیبی مباد


((مهدی قریب دوست))




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: ووریرد و عامو فرهادش، ویلچر، مهدی قریب دوست، فرهاد داودوندی، عمو فرهاد، ووریرد،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی


دریاچه فدک بروجرد ظرفیتی بر زمین مانده

دریاچه سه تیکه باغ فدک یکی از بزرگترین دریاچه های مصنوعی غرب کشوره.

اگه دور دریاچه که به مسافت 4 کیلومتره زیرسازی و آسفالت و مرتب میشد بسیار مناسب برای پیاده روی بود مثل دریاچه کیو.

دیشب برای پیاده روی به کنار دریاچه رفتم بسیار ظلمات و تاریک بود و نههه نورافکن یا دکل بلندی که منطقه دریاچه رو روشن کنه و نه پل زیبای عبور پیاده که دسترسی به اونطرف دریاچه داشته باشی و نه لایروبی.

فقط آلودگی سازه ای شرکت حامیان کیش که معلوم نیس سرانجام چیه(اگه میخان تموش کنن خب سریعتر وگرنه جمعش کنن بره بهتره).

حیف از این دریاچه با این موقعیت که با وجودی که چسبیده به شهر از آلودگی های صوتی و عبور ماشین و ساختمون و... هم به دوره

مهدی قریب دوست




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: دریاچه فدک، دریاچه فدک بروجرد، فدک، مهدی قریب دوست،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

( عکس مدرسه ملی اسلامی بروجرد آموزگار مرحوم جناب آقای محسنی سال 1349 )



بروجرد و بچگی های من

دست و چپ و راستمو که شناختم،

فهمیدم جایی زندگی میکنم که بهش میگن ووریرد


شهری آروم که سرسبزه و زمستوناش پر برفه و سرد،برفی که تا پای دبستان کلاهدوز یا راهنمایی نکویی میکشوندت و آخرش میگفتن تعطیله و دوباره با سرسره بازی رو برف همون راه رو برمیگشتم.

تو راهم یه بنده خدایی میگفت (باقالی بخور کشتی بگیر)یا (مرحم سینه شلغم) و...یه دو پر شلغم روی کاغذباطله دفترمشق بچه ها و یه کمی نمک.زمستون تموم میشد و سر و کله(گل بهاره سمنو) پیدا میشد

و میفهمیدم بهار اومده و بابام کل اهل خونه رو میبرد واسه خرید لباس عید و بعد از کلی راه رفتن تو بازار و شهدا با کلی جعبه کفش و لباس،با غرهای مامانم که آی ظهر شد و ناهار نداریم میرفتیم و کباب ووریرد رو با دوغی که تو کاسه میریختن پیش (غلامعلی کواوی)میخوردیم

 ومنتظرشب عید با فشفشه سیمی هایی که بوی باروتش رو دوست داشتم و بزرگترایی که تو قوطی شیرخشک کاربید میترکوندن. عید میشد و ذوق زده ده بیست تومن عیدی و پیک شادی که به سرعت باد تو یه روز پر میشد و استرس 14فروردین...

بهارم میگذشت و تابستونای کودکی من که با کار کردن سه ماه در مغازه بابام تو بازار شروع میشد. تابستونایی که با محرم گره خورده بود و لذت شبای(سواخونه)وچراغ قوه بدست تو کوچه های تاریک بدنبال خونه ایی که بجای چایی، شربت و یا شیرکاکائو بدن با رمز ورود(قلیچه یا قولوچه) و داشتن زنجیر دسته فلزی بجای چوبی جز لاکچری هامون بود

و سلام کردن به لات های بامرامی مثه هوشنگ دلبر و....جز افتخاراتمون.

ولی این همه تابستون نبود و عصرای جمعه سبد و کلمن بدست سوار اتوبوس بنزهای قدیمی پیش بسوی کمربندی و شهربازی و هیجان سوار بر چرخ وفلکشم بود.تابستون جاشو به اول مهر و مدرسه و زلزالک و کتاب و دفتر نو میداد که طی یه عملیات سخت توسط روزنامه باطله و پلاستیک جلد میشدن و....

روزای خوب بچگی مثل برق گذشت و تو بچگی تصوری از بزرگ شدن نداشتم و آدمای شهر من یکدست و مهربون بودن و فکر میکردم تا ابد همینه.

تا اینکه بزرگ شدم و افسوس.....آدمای شهرم اون آدم مهربونا نبودن و غریبه، همه فکر پول و خونه و ماشین و مال اندوزی دیگه شهرم طراوت بچگیهامو نداشت

 و نه دیگی برفی که بقول قدیمیا پارو رو بشکونه و نه دیگه لات بامرامی و......



منن ارسالی آقای مهدی قریب دوست

برای کانال  " بروجرد قدیم"   @farhadbrj





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد و بچگی های من، مهدی قریب دوست، شیرزاد داودوندی، محسنی، مدرسه ملی اسلامی بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی

"بروجرد"،

بمبئی هندوستان یا  شهر دستفروشان

چن وقت پیش چنتا مهمون از اصفهان داشتم جاتون خالی طبق رسم مهمون نوازی بروجردیا بردمشون ونایی و گلدشت و گاماسیاب نهاوند و آبشاربیشه.دوستان گفتن خیلی عالی و واقعن همه چی خوب بود و زیبا،فقط یه چی میگیم ناراحت نشی هااا

آخه ما میدونیم شما بروجردیا چقده به بروجرد و پاریس و..تعصب دارین گفتم چی شده خب بگین.

گفتن والا ما هیچ جا اندازه اینجا وانتی میوه فروش ندیدیم گفتم بروجرد شهر مهاجرپذیریه و بیکاری هم توش زیاده و...گفتن باشه همه جا بیکار داره و ما بخاطر کارمون شهرهای زیادی رفتیم ولی خدایی اینقد وانتی ندیدیم.

فکر نکنید بیکارم یه روز گفتم بیام دستفروشا رو بشمارم از سردوازده متری و میدون جعفری تا سه راه جعفری در دوطرف خیابون واز اونجا تا میدون صفا دردوطرف و از سه راه تا میدوون رازون و از اونجا تا شهدا در دوطرف و اول بازار بزرگ به عدد جالب 1300دستفروش دست یافتم

تازه این بجز وانتیای چهاراه معلم و میدون امام حسین و اول خیابون امام حسین(اول بیات) و میدون کوروش و بلوار یادبود و جونآواد و....هستش.

بیکاری سخته و دستفروشان آدمای آبرومندین.ولی ایکاش این دوستان تجمیع میشدن در یه جای مشخص(البت این رویا اینه که بگی ایران قهرمان جام جهانی شد)از یه بابایی کنار شازه بوالحسن حوله صورت خریدم از دورود اومده بود دستفروشی و میگفت شبم برمیگردم.

یا سوار یه ماشین شخصی شدم تا شهرک طرف از ملایر اومده بود مسافرکشی و میگفت ملایر خیلی سخته کار با ماشین شخصی و درجا میخابوننش و بروجرد بهشت مسافرکشان شخصیه

یه چیزی تو مایه های شهرهای هندوستان مثل بمبئی شدیم.

قسمت اعیان نشین و قسمت حاشیه نشین و مرکز شهر که دستفروشن و بقیه جاهام که شلوغی مسافرین شهرهای اطرافن و آخر شب که خلوته نمایی از کارتون های خالی و ظروف یه بار مصرف و بلوارهایی که همشون شبیه همن و چراغاش منو یاد آبنبات چوبی های رنگارنگ میندازن.

مهدی قریب دوست






طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: بروجرد، دستفروش، بمبئی، هندوستان، بروجرد بمبئی هندوستان یا شهر دستفروشان، مهدی قریب دوست،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ