وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



بابا! ما دیگه کی هستیم؟!


اندر احوال رعایت نکردن قانون کپی رایت


فرهاد داودوندی- بروجرد: اولش شک کردم که خودم بودم؟یا خودم نبودم؟ نکنه آن را جائی خوانده ام  و بر اثر کهولت سن، دچار فراموشی شده ام و پیش خود فکر می کرده ام که من آن را نوشته ام؟

در رابطه با چی با خودم دارم حرف می زنم؟ ببخشید حواسم نبود، شما هم دارید مطلب من را می خوانید! سلام! باز هم عذر می خواهم که متوجه شما نشدم! داشتم پیش خودم در رابطه با قانون کپی رایت در ایران فکر می کردم! راستش داشتم فکر هایم را روی کاغذ می آوردم که ناگهان متوجه شدم، شما دارید مطلب مرا می خوانید.

امروز اتفاقی برایم افتاد که اولش به خودم شک کردم! مدتها بود تصمیم گرفته بودم در دنیای اینترنت گشتی بزنم، فرصت نمی شد! تا می خواهم بروم توی دنیای مجازی، چنان با سایت خودم سرگرم می شوم که زمان از دستم در می رود! یک زمانی به خودم می آیم که می بینم ای دل غافل! چند ساعت است توی سایت خودم سرگرم شده ام.

اما به هر حال امروز انجام دادم آن چیزی را که مدتها بود برایش نقشه کشیده بودم. سرک کشیدن به دنیای مجازی!

تصمیم گرفتم توی موتورهای جستجو گر یک نام یا یک کلمه اتفاقی بنویسم و از یک جائی شروع کنم! هر چی فکر کردم، یک کلمه هم به ذهنم نرسید!!!! مجبور شدم تیتر یکی از نوشته هایم را تایپ کنم و کلید اینتر را بزنم!

هنوز یکی دو صفحه بار نکرده بودم، که اتفاق جالبی برایم افتاد! نوشته خودم را در چند وبلاگ و سایت دیدم! طبیعتا باید خیلی خوشحال می شدم! اما چشمتان روز بد نبیند، در هر سایت و وبلاگ، نوشته ام را با نامهای مختلف دیدم! در واقع در چند سایت و وبلاگ با نام صاحبان آن وبلاگ ها مطلب خودم را دیدم!

اولش یک تلخند زدم و سپس کمی دمغ شدم! اما بعدش افتادم شک! پیش خودم گفتم: بابا ما دیگه کی هستیم؟! بعد اندیشیدم که نکند نوشته مربوط به شخص دیگری بوده و منهم با نام خودم آن را روی سایت شخصی ام گذاشته ام؟

به هر حال هنوز هم در شک و شبهه هستم! و راستش از ظهر امروز تا الان در این فکر هستم که من خودم هستم؟ یا من دیگری هستم؟! اگر خودم هستم، پس چرا بعضی از مطالب من با نامهای دیگر در وبلاگ ها وجود دارد؟ اگر هم من دیگری هستم، چرا مطالب را من می نویسم؟!

حتما شما هم شنیده اید که در تمام دنیا، حتی جزایر آدم خوار گوالاپ گوالاپ هم قانون کپی رایت رعایت می شود! اما نمی دانم چرا در کشور ما مطالب صاحب اثر، بنامهای دیگر در نشریات و وبلاگ ها عرضه می شود؟

از این جالبتر اینکه جدیدا کار به جائی رسیده که علاوه بر آنتانکه می نویسند، حتی بنده های خدا، عکاسان هنری و ورزشی  نیز برای اینکه عکس شان بنام دیگران ثبت نشود، مجبور شده اند نام خود و آبا و اجدادشان را بطور مورب و چپ اندر قیچی به روی عکسی که انداخته اند، حک کنند! هر چند که دوستان عزیز زرنگ!!!! با نرم افزار های جدید تر، حکاکی نام صاحب عکس را هم از روی اثر پاک می کنند!!!  





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بابا! ما دیگه کی هستیم؟!، جزایر گوالاپ گوالاپ، فرهاد داودوندی، بروجرد، قانون کپی رایت، من، ما، بابا، دیگه، کی، هستیم،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط فرهاد داودوندی


این شکسته نفسی ات، ما رو کشته!




فرهاد داودوندی- بروجرد: قبل از ورود به مسابقات به دوستان و رفقا می گه: جوون خودتون نباشه به مرگ همه تون! اصلا و ابدا آمادگی ندارم و الان مدتهاست تمرین نداشته ام، راستش اصلا یادم نمی آد آخرین بار کی و کجا تمرین کرده ام!

اگر شکست بخورد، خوب از قبل چاله اش را کنده بوده و به همه گفته که تمرین نداشته است!

اما موضوع وقتی جالبتر میشه که بازی را ببرد، از تمامی مربیان، داوران، زمین و زمان، مسئولین سالن ورزشی که تا همین دیشب!!! در آن تمرین می کرده، تشکر می کند!

این شکسته نفسی بعضی ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی، واقعا همه ما رو کشته!

 برای این که خود را از  تخت و تا نیندازند، به همه اعلام می کنند که مدتهاست دور تمرین را خط گرفته اند و اینهم که امروز آمده اند در مسابقات شرکت کنند فقط و فقط بخاطر استعداد خدادادی  شان است و اینها از روز اول ذاتا ورزشکار بوده اند!

هیچگاه جا نیفتاده و فکر هم نمی کنم تا ابدالدهر در ورزش این شهر جا بیفتد که هر ورزشکاری در هر رشته ورزشی با حضور در مسابقات از آمادگی خودش صحبت کند و با این ترتیب اگر مسابقه را واگذار نمود به قدرت بیشتر رقیب احترام بگذارد.

اینگونه ورزشکاران هرگاه برنده بشوند، خودشان شق القمر کرده اند! و هر گاه بازی را واگذار نمایند آماده نبوده اند!

آرزو ماند به دل مان که هر گاه یک ورزشکار در این شهر بازی را به رقیب قوی تر واگذار نمود رو راست بگوید: خیلی تلاش کرده ام، مدتهاست شبانه روز تمرین می کنم، اما باید بگویم رقیبم از من قوی تر بود وبرای اینکه بتوانم در مسابقات بعدی من موفق تر باشم، لازم است به تمریناتم بیفزایم!





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: این شکسته نفسی ات، ما رو کشته!، شکسته نفسی، ما، رو، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 اسفند 1391 توسط فرهاد داودوندی


فرق ما با آنها !


می دانید اولین جمله ای که ما در اول دبستان یاد می گیریم چیه؟

بابا آب داد بابا نان داد


می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟

 من می توانم بخوانم و بنویسم


می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟

من می توانم بدوم


و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است.

 

کار از ریشه خراب است. باید كتاب سال اول ابتدایی تغییر محتوا دهد!

 





طبقه بندی: هنری،  اجتماعی، 
برچسب ها: فرق، ما، آنها، کلاس اول ابتدائی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391 توسط فرهاد داودوندی
قدیمی ترین و پایدارترین ارگانیزم زنده و چندسلولی زمین با کمک دانه هایی که در حدود 30 هزار سال پیش توسط سنجابها در سیبری دفن شده بودند، دوباره احیا شد.به گزارش مهر، دانه های گیاه "سیلن استنوفیلا" که به عنوان قدیمی ترین گیاه و ارگانیزمی که بر روی زمین زندگی می کرده، شناخته می شود، به واسطه سرمای سیبری در حالت خواب زمستانی قرار گرفته بود و محققان توانستند از این دانه ها به عنوان مخزنی از ژنهای منجمد برای احیای این گیاه استفاده کنند.این موفقیت به آن معنی است که این امکان وجود دارد که تعدادی از گونه های اولیه حیات که مدت زمان طولانی از ناپدید شدن آنها از سطح زمین می گذرد، در رسوبات منجمدی در گوشه و کنار جهان پنهان شده اند. همچنین موفقیت در احیای گیاه سیلن به آن معنی است که امکان احیای حیات کشف شده بر روی سیاره های منجمدی مانند مریخ وجود خواهد داشت. دانه های گیاه سیلن از میان لانه فسیل شده سنجاب قطبی زمینی که در عصر یخبندان در نزدیکی منطقه کنونی "کولیما" در روسیه زندگی می کرده، کشف شده است.دانشمندان با استفاده از میکروسکوپهای قدرتمند دریافتند این دانه ها به گیاه سیلن اختصاص دارند، گیاهی کوچک با گلهای ریز سفید رنگ که هنوز هم در این منطقه می رویند. تنها تفاوت میان این دانه ها که در عمق 38 متری از زمین کشف شده اند و دانه های گیاه مدرنی که در این منطقه رشد می کنند بزرگتر بودن ابعاد دانه های جدیدتر است.



گیاه احیا شده سیلن

محققان با استفاده از شیوه تاریخ گذاری رادیوکربن دریافتند سن این دانه ها از 31 هزار و 500 تا 32 هزار و 100 است. این دانه ها پس از دفن شدن به سرعت منجمد شده اند و از این رو کوچکترین تغییری در ساختار آنها ایجاد نشده است.
محققان روسی لابراتوار مطالعات خاک در مسکو می گویند این رسوبات در منطقه ای از خاک کشف شده اند که درجه حرارت آن منفی هفت درجه سانتی گراد بوده است. این محققان در محیطی کاملا استریل و با استفاده از شیوه ای نوین گیاه را از تک دانه احیا کردند. به این شکل گیاه بارور سیلن را دوباره به وجود آوردند. یک سال بعد این گیاه 31 هزار ساله که تفاوت زیادی با نمونه مدرن خود دارد، گل داد، میوه به وجود آورده و دانه دار شد.
 __________
با آقای تقوایی و یادی از گذشته ورزش بروجرد
 

با سلام و عرض ادب

حدود سال 64 و 65 بود که در مدرسه راهنمایی دکتر شهیدی درخیابان هفده شهریور با آقای محمد تندرو همکلاس بودیم و با هم در یک میز می نشستیم ، یادش به خیر .
آقای نعمت خواه ، معلم ورزشمان بود و مربی کشتی هم بود ، فردی بامتانت و خوش خلق و با حوصله ، هنوز هم هر از چند گاهی که مسیرم به بروجرد و استخر نساجی می خورد حتما عرض ادب میکنم .
آقای قانع معلم ریاضی ما هم از بازیکنان تیم گله رود بود ، که آن زمان مشهورترین تیم فوتبال بروجرد محسوب می شد .
یادم می آید آن سالها ورزش بوکس هم تازه آزاد شده بود و سیل جوانان بروجرد برای اموزش بوکس غوغا کرده بود ، به هر کسی میگفتی برو آن ور تر ، زنگ آخر می کشید به رقص پا و هوک چپ و راست .
بوکسورهای خوبی مثل علی درویش نورایی ( خدا بیامرز ) رحیم سبزه وند - بهزاد عزیزی - کورش نوازنده فر و .. برای خودشان برو و بیایی داشتند.
یاد آن روزها و زنگ آخرها به خیر
ما را خوب ساخته و پرداخته کرد - خوب !
سوغاتش این بود که ما هم برای رهایی از کتک خوردن به جمع ورزشکاران پیوستیم و از رشته کشتی و بوکس و فوتبال و جودو و رزم آوران و شنا و در پایان از بدنسازی سر در آوردیم ، که حدود 20 مدال و حکم قهرمانی تنها یادگارهای آن دوران است.
آقای داودوندی عزیز ، دم شما گرم که با این گزارش ها خاطره های ما را زنده کردی .
راستی یک بار آمده بودم بروجرد هرچی در خیابان رودکی بالا و پائین کردم فروشگاه شما را پیدا نکردم .

_______________________

جدول رده بندی لیگ دسته سوم تا پایان هفته بیستم

بنقل از وبلاگ ورزشی آقای وحید کاظمی ذهابی

                                       جدول رده بندی فوتبال لیگ دسته سوم تا پایان هفته بیستم

ردیف

       نام تیم

  بازی

   برد

  تساوی

  باخت

    زده

  خورده

   امتیاز

1

دارتاک خرم آباد

20

11

7

2

39

18

40

2

ذوب فلزات الوند

20

12

1

7

31

23

37

3

گلچین رباط کریم

20

10

6

4

27

10

36

4

شهرداری صحنه

20

10

5

5

43

35

35

5

شهرداری بروجرد

20

9

6

5

38

23

33

6

فجردهلران

20

9

4

7

25

23

31

7

میناشی اسلام آباد

20

8

5

7

35

34

29

8

شهرداری بانه

20

6

3

9

28

31

27

9

مهر اراک

20

8

2

10

32

25

26

10

پرسپولیس دره شهر

20

6

5

9

19

31

23

11

دارایی اراک

                            انصراف

12

هما جوانرود

                            انصراف

____________
شاهکار فدراسیون فوتبال : این دوپینگ با آن دوپینگ فرق دارد !

فرهاد داودوندی - بروجرد : این قضیه فوتبال فوق حرفه ای ما یواش یواش آنقدر نمکش در حال زیاد شدن است که فکر می کنم نشود دیگر آن را چشید ! هر روز یک بامبولی از طرف فدراسیون فوتبال بر سر این جنازه متحرک که نامش فوتبال است در می آورند ! یک روز کشف میشود که دلال ها نقش تعیین کننده در نتیجه خیلی از مسابقات را دارند ! یکروز صحبت از تبانی هائی می شود که دود از کله هر جنبنده ای در می آورد و روز دیگر ، بگی نگی خبر دار میشویم که در بستن قرارداد با بازیکنان ، بعضی مدیران و مربیان و سرپرستان  تیمها میلیون میلیون نصیب شان میشود ! حالا در ادامه گل بود به سبزه نیز آراسته شد این فوتبال دیمی ! تنی چند از بازیکنان تیم استقلال و ظاهرا پرسپولیس  دوپینگی از آب در آمده اند ! فدراسیون فوتبال نظر داده که این دوپینگی ها از آن دوپینگی ها نیستند !!! بنابر این بازیکنان سرخابی به جای دو سال محرومیت فقط توبیخ کتبی میشوند ! خوب شاید تا اینجای قضیه فدراسیون فوتبال بگوید به کسی مربوط نیست که ما چنین رائی صادر نموده ایم !!! اما وقتی موضوع جالبتر می شود که بدانیم ، اگر این موضوع دوپینگ ، برای یک بازیکن فلان تیم شهرستانی پیش بیاید ، آنوقت خر بیار و باقالی بار کن ! فدراسیون فوتبال مان میشود قانونمندترین فدراسیون فوتبال منظومه شمسی ! و چنان آن بازیکن تیم شهرستانی را می چزانند که تا عمر دارد اگر دست و پایش هم شکست ، قرص سر ماخوردگی هم نخورد !!!
_________________

عکسی که شاید ما را متحول کند

____________
www.farhad90.mihanblog.com

دو سه روز است که سایت شخصی من فقط با آدرس

فرهاد 90 دات میهن بلاگ


بالا     می آید و آدرس فرهاد 90 دات آی آر فعال نیست .


لذا برای دیدن سایت فقط از


 آدرس www.farhad90.mihanblog.com  استفاده نمائید .

سپاسگزارم





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: www.farhad90.mihanblog.com، آدرس، فرهاد 90 دات میهن بلاگ، فرهاد 90 دات آی آر، عکس، ما، شاید، متحول،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 اسفند 1390 توسط فرهاد داودوندی
ورزشکارانی که می گویند از ما ننویس !

 فرهاد داودوندی - بروجرد : تلفن همراهم زنگ می زند دوست بسیار عزیزی از پشت خط می گوید فلانی ، فلان مطلب نقد ورزشی را که در رابطه با فلان مورد ورزشی نوشته ای را ، فلان شخص به خودش گرفته  و  باعث دل آزرده شدنش گردیده ! !! برای کاری سری به فلان اداراه می زنم ، فلان پیشکسوت ورزشی  تا مرا می بیند اخم هایش را در هم می ریزد و سر سنگین ، می گوید حالا دیگه از هیات ورزشی ما می نویسی ؟!!! توی خیابان در حال رفتن به جائی هستم ، مربی فلان تیم تا مرا می بیند با دلخوری می گوید ما روی تو جور  دیگه حساب می کردیم ، چرا تیم ما را نقد کرده ای ؟!!! از این جالبتر اینکه همه این افراد التماس دعا دارند که نقدشان نکنم اما از خوبی شان بنویسم !
خود من منکر فعالیت های خوب و مثبت گروه زیادی از مسئولین ، مربیان  و مدیران تیمهای ورزشی در همین لرستان و یا بروجرد خودمان نیستم ! اما اگر قرار باشد فقط از خوبی ها بنویسیم که به دست خودمان راه رشد ورزش را بر روی خودمان خواهیم بست ! ضمنا اگر قرار باشد از فلان شخص و فلان تیم و فلان باشگاه و فلان مدیر ورزشی ننویسیم که باید کرکره نقد ورزشی را پائین بکشیم ! ایکاش دوستانی که مورد نقد ورزشی قرار می گیرند اینقدر زود رنج نباشند و در وهله اول  متن نقد ورزشی مورد نظر را که باعث دل آزرده شدنشان شده را خوب بخوانند بعد نظر خودشان را بگویند ! چند روز پیش رئیس یک هیات ورزشی در مرکز استان ، نظری به این مضمون برایم گذاشته بود که تو نباید هیات ما را نقد کنی ! ما خودمان وبلاگ داریم !!!!!! در جواب این دوستان واقعا هیچ حرفی برای گفتن نداشتم ! زیرا دوستان مورد نظر فکر نموده اند که اگر روی وبلاگ هیات شان خبر های ورزشی بگذارند ، کاری بس بزرگ انجام داده اند ! و اگر علاقمندی خارج از هیات آنها سوالی از  هیات ورزشی شان  پرسید  دخالت در امور داخلی شان شده است !!!
 یک مورد جالب دیگر اینکه خیلی از کسانیکه از نقد های ورزشی ما دلخور هستند ، اصلا متن  نقد را نخوانده اند ! بلکه از دیگران شنیده اند ! چندی قبل گروهی از مسئولین یک رشته خاص ورزشی از من دعوت نمودند که توضیح بدهم که چرا در نقدم در رابطه با ورزش مورد نظر آنها اینقدر تند رفته ام ! جالب بود پنج دقیقه بعد از نشست تازه کشف نمودیم که هیچکدام نقد مرا نخوانده اند ! بلکه از یکی شنیده اند ! روزنامه مورد نظر را برایشان خط به خط خواندم ! آخر نشست چنین نتیجه گیری شد که سوء تفاهم پیش آمده !!!
به هر حال بعضی دوستان ورزشی در هیات های ورزشی یا در اطراف ورزش ، معتقدند که از ما ننویس یا اگر می نویسی از خوبی های مان بنویس ! در صورتیکه روزنامه نگاران ورزشی موقعی از خوبی و نکات مثبت یک هیات ورزشی خواهند نوشت که بیلان فعالیت های آن هیات ها واقعا مثبت باشد ، مثل خیلی از هیات های ورزشی که در همین دهه فجر برای برگزاری مسابقات ورزشی سنگ تمام گذاشتند ، که البته آنهم دلیل نمیشود در طول سال یکریز بخواهیم از خوبی شان بگوئیم ! اما بقیه هیات ها و افراد ورزشی که بیلان کاری ضعیفی دارند باید منتظر نقد شدن توسط منتقدین ورزشی باشند  و صد البته هر هیات ورزشی نقد شد ، خدای ناکرده دلیل بر نقد شخصیتی مسئولین یا دست اندرکاران آن رشته  ورزشی خاص نیست ، زیرا شخصیت همه برای ما قابل احترام است ، فقط این  عملکرد  ورزشی شان است که  زیر ذره بین نقد ورزشی خواهد رفت .       




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چرا، ما، نوشته ای، فرهاد داودوندی، بروجرد، نقد ورزشی، منتقد، فلان، فلان تیم، فلان مدیر ورزشی، ننویس، از ما ننویس،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 بهمن 1390 توسط فرهاد داودوندی
سپاس از علی صالح نیا
فرق ما با ژاپنی ها
ژاپنی ها همان کلاس اول دبستان،اتمام حجت می کنند با بچه هایشان و آنها را می ترسانند، درس اول هم جغرافیا است؛ نقشه ژاپن را میگذارند جلوی بچه ها و می گویند: ببینید این ژاپن کوچولوی ماست، ببینید! ژاپن ما نفت ندارد، گاز ندارد، معدن ندارد، زمینش محدود است و جمعیتش زیاد و... لیست «نداشته ها» را به بچه ها گوشزد میکنند، خیلی خودمانی بچه هایشان را می ترسانند...

در ژاپن نظام آموزشی فهرست مشاغل مورد نیاز جامعه را از همان اول کار، به «بچه ها»گوشزد میکند، حتی حجم موضوعات درسی کتابهای درسی در ژاپن، یک سوم اروپا است، چون ژاپنیها معتقدند «عمق» بهتر از «وسعت» است!

حالا این را مقایسه کنید با کتابهای درسی ما که از همان اول مدام در گوش بچه ها می خوانند: «ای ایران،ای مرز پرگهر،سنگ کوهت در و گوهر است» و...

در دبستان هم، اولین درس ما تاریخ است، نه برای عبرت، بلکه شرح «افتخارات گذشته»، اگر گربه جغرافیایی را هم بگذارند جلوی بچه ها، باغرور میگویند:« بچه ها ببینید! ایران همه چیز دارد! ایران نفت دارد، گاز دارد، جنگل دارد، دریا دارد و...»نتیجه اش میشود احساس «داشتن» و «غنای کامل» وایجاد تلفیقی از تنبلی اجتماعی و حتی طلبکاری که به اشتباه به آن میگوییم غرور ملی. با این وصف، کودکان و جوانان و مدیران و نسل جدید ما باید برای چه «چیزی» تلاش کنند؟ این میشود که بچه های ما فکر و ذکرشان، میشود دکترشدن، مهندس شدن و خلبان شدن، یعنی شغلهای رویایی و به شدت مادی که نفع و رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند نه نیاز کشور! این است یکی از تفاوتهای ما با ژاپنی ها.




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: ما، فرق، ژاپنی ها، ژاپن،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو