وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



خاطرات یک وبلاگ نویس


( فرق مسوول با رئیس )

" من بودم و  یک وزیر

 و یک مسوول بروجردی "





به قلم: فرهاد داودوندی

همیشه گفته ام بین مسوول با رئیس فرق وجود دارد

رئیس عاشق میز است و مسوول عاشق خدمت به شهر و  مردم شهر

 می گویند: رئیسی که میز ریاست را ارث پدری خودش می داند و عاشق ریاست کردن بر مردم است بخاطر از دست دادن پست و مقام از فرط ترس جرات ندارد حتی به عکس و تصویر مافوقش هم چپ نگاه کند، چه برسد به اینکه بخواهد قدمی برای گرفتن حق و حقوق شهر بردارد و به موقع حرف بزند!

اما مسوول با شهامت، حتی در دیدار رو در رو صریح و بدون واهمه می گوید آنچه را که بنفع شهر است و باید بگوید .......

یک خاطره واقعی :

توی همین بروجرد خودمان؛  یک وزیر برای بازدید آمده بود، در یک لحظه  که همه سرگرم گفتگو بودند و کمی از ما فاصله گرفتند، ماندیم من و آن وزیر و یک مسوول بروجردی

مسوول مورد نظر حکایت ما، به آن وزیر گفت برویم از فلان پروژه دیدن کنیم،  وزیر بدون اینکه نگاهی به مسوول همشهری مان کند با نوعی لحن سرد و بی اعتنا و از موضع قدرت گفت: وقت ندارم باید بروم مرکز استان

مسوول  همشهری مان هم بدون مقدمه و با تحکم به آن وزیر گفت: اون چیزی که من بهت میگم رو گوش میکنی ! برو  سوار شو تا برویم فلان پروژه را ببینی وگرنه ..... !!! برو سوار شو!

تصور کنید چهره  آن وزیر را  در حالیکه خیلی تعجب کرده بود نیم نگاهی به آن مسوول همشهری مان انداخت  و با لحنی بسیار آرام گفت: باشه بریم!!!

صمیمانه اعتراف می کنم نه آن مسوول بروجردی و نه آن وزیر متوجه من که پشت سرشان بودم نشده بودند، اما وقتی شهامت حرف زدن را دیدم بسیار لذت بردم  و  پیش خودم گفتم: اگر  بعضی از شهرها به جای صد تا رییس محتاط و .... ده تا مسوول با شهامت داشته باشند ........  مطمئنا آن شهرها گلستان خواهند شد




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرق مسوول با رئیس، نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، وزیر، بروجرد، مسوول بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آذر 1398 توسط فرهاد داودوندی


خاطرات یک وبلاگ نویس

فرق مسوول با رئیس


(2)


فرهاد داودوندی - بروجرد:


 سال قبل در چنین روزهایی بود که یک مقام ارشد در بروجرد قولی به من داد که تا دوشنبه هفته بعد با حضور در دفتر کارش تعدادی عکس تاریخی از بروجرد را در اختیار من قرار بدهد.

راستش خودم هم نمی دانم چرا با توجه به مقامی که این شخص در شهر دارد زیاد حرفش را جدی نگرفتم!

روزها از پی هم گذشت، دوشنبه هفته بعد هم آمد و غروب شد و غروب هم به آرامی به سمت آخر شب رفت و من هم دیگر قید قول آن مقام شهری را زدم.

اما.....

ساعت حدود 11  شب در نزدیکی مراسمی حضور داشتم، تلفنم زنگ زد، همان مقام ارشد شهری بود که از من پرسید کجایی، بیایم سراغت برویم عکس هایی را که قولش را به تو داده بودم در اختیارت بگذارم؟

 با خنده گفتم: اتفاقا نزدیک مراسمی هستم که خود شما بنوعی میزبانش هستید.

خندید و گفت:  الوعده وفا! برویم دفترم تا عکس ها را به تو بدهم!

در حالیکه از حرف هایش تعجب کرده بودم گفتم: اما شما مراسم دارید. این همه میهمان بخاطر شما آمده اند و خود شما باید اینجا باشید.

گفت: قول داده ام تا روز دوشنبه عکس ها را به تو بدهم و قولم برایم خیلی مهم است. همین الان باید برویم عکس ها را به تو بدهم.

هر چه اصرار کردم که بعدا می آیم خدمت تان، قبول نکرد که قبول نکرد! در همان ساعت 11 نیمه شب با اصرار بیش از حد ایشان رفتیم اداره شان، اجازه داد تا از آن عکس ها که باید در آرشیوشان باشد، عکس بگیرم.

بعد از گرفتن عکس ها دقایقی در خدمتش نشستم.

می دانستم مراسم دارند وباید برگردیم، من عجله داشتم که بیشتر از این مزاحمش نشوم، اما آن مقام ارشد با خونسردی تمام حق میزبانی را به جا می آورد و از آن مهمتر برای من این بود که چقدر در این شرایطی که دارد به قولی که داده پایبند است.

از همان شب تصمیم گرفتم بین مقام های شهری که خود را در قبال مردم و قولی که می دهند "مسوول" می دانند و احتمالا تعدادی دیگر که از مقام دنیوی فقط قصد شان چسبیدن به میز "ریاست" است فرق بگذارم.

الان که این مطلب را می نویسم، با آن مسوول محترم دوست بسیار صمیمی هستیم.

دوستی با اینگونه "مسوولین" که به قولی که می دهند پایبند هستند و در ضمن خواسته های همشهریان را به راحتی می شود به آنها منتقل نمود و همیشه هم با روی باز شنونده می باشند، به یک دنیا می ارزد.





طبقه بندی: خاطرات یک وبلاگ نویس، 
برچسب ها: خاطرات یک وبلاگ نویس، فرق مسوول با رئیس، مسوول، طنز، خاطرات روزانه، خاطرات فرهاد داودوندی وبلاگ نویس، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


طنز تلخ

فرق رئیس با مسوول

فرهاد داودوندی- بروجرد:

آقای رئیس خودش را به در و دیوار می زند تا میز ریاست را بگیرد! پشت میز بنشیند و نفس راحتی بكشد و خنده شیطنت آمیزی بر لبانش نقش ببندد و در ذهن خود به فرزند و خواهر زاده و برادرزاده بیكار خود بیندیشد و مردم كلمه غبار گرفته ای برایش شود كه هیچكدام را بیاد نمی آورد و از آنجا كه برای گرفتن میز ریاست به خیلی ها رو انداخته، فقط و فقط هدفش راضی كردن بعضی ها باشد.

آقای رئیس خود را در قبال دیگران موظف نمی داند و احساس خود برتر بینی آنچنان در رگ و ریشه جانش فرو می رود كه بعد از مدتی همه خلق اله را بدهكار خود می داند!

 آقای رئیس همیشه چشمش به ساعت است و راس ساعت مقرر باید درب اداره را قفل كند و راهی منزل شود تا از شاهكارهایش در خود بزرگ بینی، برای زن و بچه اش تعریف كند.

آقای رئیس تنهاست. هیچ دوست صمیمی ندارد، آنها هم كه دور و برش می گردند بخاطر منافع است!

 آقای رئیس در دوره ریاستش خیلی گاف می دهد و پس  از فرا رسیدن  دوران بازنشستگی، در كمتر از یك ساعت از ذهن و فكر مردم پرواز می كند و برای مردم یك چهره غبار گرفته می شود.

آقای رئیس یك روز هم كه عكس و اعلامیه در گذشتش بر در و دیوار می چسبد با سخنانی به مانند: در حق خیلی ها بد كرد! حالا كه دستش كوتاه شده درست نیست بگوئیم، اما خیلی حق و نا حق می كرد! و اینگونه سخنان برای همیشه بدرقه می شود.

و اما ........


و اما آقای مسوول

به مولایش علی (ع) اقتدا می كند، ریاست بر دنیا با یك لنگه كفش كهنه برایش به یك میزان ارزش دارد. آقای مسوول خوش نام است. آقای مسوول برای نشستن پشت میز با هیچكس لابی نمی كند، بلكه با خدای خود عهد می بندد.

آقای مسوول فقط یك ساعت را می شناسد و آنهم 24 ساعت است كه باید به خلق خدا خدمت كند. شب و روز ندارد. از فرط فعالیت برای رفاه مردم، حتی ممكن است زن و بچه اش را هم مدتها نبیند.

آقای مسوول خود را تافته جدا بافته نمی داند. آقای مسوول همیشه درب اطاقش به روی مراجعه كنندگان باز است. آقای مسوول از اینكه جلوی رویش نقاط ضعف اداره اش را بگویند خرسند می شود. آقای مسوول همیشه جوابگوست و هیچ وقت توجیه نمی كند. آقای مسوول اشتباهاتش را می پذیرد.

همه مردم شهر دوست آقای مسوول هستند و هیچگاه تنها نیست. هیچكس به خودش جرات نمی دهد بخاطر منافع شخصی دور و بر آقای مسوول بگردد.

آقای مسوول در دوران بازنشستگی گل سر سبد جامعه است و مردم همیشه احترامش را دارند.

 و دست آخر اینكه آقای مسوول هیچگاه نمی میرد، همیشه با احترام در یادها باقیست و مردم نسل اندر نسل به نیكی از وی یاد می كنند و بر پدر و مادرش درود می فرستند كه چنین فرزندی تحویل جامعه داده اند.

راستی نظر شما چیست؟ آیا مواردی بوده كه در یاد نگارنده نبوده است؟ شما هم برای مان بنویسید فرق رئیس با مسوول در چیست؟ تا به نام خودتان در زیر همین پست اضافه شود.......




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرق مسوول با رئیس، طنز تلخ فرق رئیس با مسوول، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 بهمن 1393 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic