وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



با دعوت آقای فریبرز محسنی ریاست محترم شورای شهر:

تجلیل از حجت الاسلام شیخ حسین بلبل زاده

و فرهاد داودوندی


چهارشنبه 4 دی ماه 1398 بنا به دعوت ریاست محترم شورای شهر بروجرد و در صحن شورا و با حضور اعضا محترم شورای شهر بروجرد

از حجت الاسلام شیخ حسین بلبل زاده و فرهاد داودوندی دو فعال اجتماعی بروجردی به پاس تلاش بی وقفه برای رفع مشکلات هم استانی های سیل زده با اهدا هدایایی ارزنده که توسط آقای فریبرز محسنی تهیه شده بود تجلیل بعمل آمد













طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرهاد داودوندی، شورای شهر بروجرد، شیخ حسین بلبل زاده، فریبرز محسنی، بروجرد، تجلیل از فرهاد داودوندی، فعال اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 دی 1398 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 تیر 1396 توسط فرهاد داودوندی


قابل توجه بیننده گرامی بنام " همشهری"

مطلب شما به رویت

 حاج آقا شیخ حسین بلبل زاده رسید



بیننده گرامی بنام " همشهری" مطلبی در رابطه با مسجد سید بحرالعلوم برایم ارسال نموده و بسیار تاکید داشته که به رویت مدیریت محترم مسجد سید بحرالعلوم بروجرد برسد.

به اطلاع این بیننده گرامی می رسانم بلافاصله پیام ایشان به رویت حاج آقا شیخ حسین بلبل زاده رسید.

ایشان با ابلاغ سلام ویژه و تشکر از این همشهری عزیز، اعلام نمودند که موارد مطرح شده حتما مد نظر قرار خواهد گرفت.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: مطلب شما به رویت حاج آقا شیخ حسین بلبل زاده رسید، حسین بلبل زاده، مسجد سید بروجرد، مسجد سید، شیخ حسین بلبل زاده،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی

وصیت

شخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای به پایم بپوشانید،میخواهم در قبر در پایم باشد.

وقتی که پدرش فوت کرد و جسدش را روی تخته شست و شوی گذاشتند تا غسل بدهند، پسر وصیت پدر خود را به به عالم اظهار کرد، ولی عالم ممانعت کرد و گفت: طبق اساس دین ما ، هیچ میت را به جز کفن چیزی دیگری پوشانیده نمی شود!
ولی پسر بسیار اصرار ورزید تا وصیت پدرش را بجای آورند، سر انجام تمام علمای شهر یکجا شدند و روی این موضوع مشورت کردند، که سر انجام به مناقشه انجامید....

در این مجلس بحث ادامه داشت که ناگهان شخصی وارد مجلس شد و نامه پدر را به دست پسر داد، پسر نامه را باز کرد، معلوم شد که نامه (وصیت نامه) پدرش است و به صدای بلند خواند:
پسرم! میبینی با وجود این همه ثروت و دارایی و باغ و ماشین واین همه امکانات وکارخانه  حتی اجازه نیست یک جوراب کهنه را با خود ببرم.
یک روز مرگ به سراغ تو نیز خواهد آمد، هوشیار باش، به توهم اجازه یک کفن بیشتر نخواهند داد. پس کوشش کن از دارایی که برایت گذاشته ام استفاده کنی و در راه نیک و خیر به مصرف برسانی و دست افتاده گان را بگیری، زیرا یگانه چیزی که با خود به قبر خواهی برد همان اعمالت است.

از کانال مذهبی


شیخ حسین بلبل زاده


https://telegram.me/bolbolzadeh





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: وصیت، شیخ حسین بلبل زاده،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 تیر 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic