وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



سوزنی به خودمان
سوزنی به خودمان

هم محلی عزیز ؛

 سطل زباله را گذاشته اند که آشغال ها را روی زمین نریزید!!!

تابستان است و شیوع بیماری در هوای گرم  تابستان بسیار خطرناک است





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان، زباله، آشغال، سطل زباله،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
سوزنی به خودمان!

ننگ بر آسیب زنندگان به در ورودی

 موزه صنعت ورشو سازی بروجرد








طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: آتش زدن در، آتش، موزه ورشو بروجرد، آتش زدن در موزه، سوزنی به خودمان!، سوزنی به خودمان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط فرهاد داودوندی

سوزنی به خودمان


به کجا چنین شتابان؟

خلق را تقلیدشان بر باد داد


فرهاد داودوندی- بروجرد:

1 - تمام دنیا می گویند مواد مخدر بد است، خانماسوز است، ویران کننده است، آنوقت پدر و مادر خانواده با افتخار توی بلوار شهر نشسته و جلوی چشم خلق خدا، قلیان با تنباکوی میوه ای کاملا اعتیاد آور را به دست دختر و پسر نوجوان خود می دهند تا چند پُک به قلیان بزند و حتما هم پیش خودشان می اندیشند که الان هر که آنها را ببیند خواهد گفت: چه پدر و مادر روشنفکری! که با فرزندان خودشان اینقدر دوست و رفیق هستند!!!!

2 - زمین و زمان دارند می گویند: خداوند ابرو و مژه را برای محافظت چشمان انسان آفریده است.  طرف بلند می شود می رود ابروها را از ته می تراشد و به جایش خالکوبی ( تاتو) می کند، پیش خودش هم می گوید: هر که مرا ببیند خواهد گفت: چه آدم روشنفکری!!!!


3 - این همه می گویند آقای عزیز، خانم گرامی سوار مسافر کش های شخصی مشکوک نشوید، این همه تاکسی در سطح شهر را برای جابجایی شما گذاشته اند، سواری که تا آخر صدای فیس فیس آهنگ های خارجی اش بلند است، جلوی پایش ترمز می کند، با سر می رود توی ماشین که بگویند طرف روشنفکر است!!!!

4 - علم پزشکی ثابت کرده سن انسان که بالا می رود شکل و شمایل و قیافه انسان هم متناسب با آن تغییر منطقی می کند، طرف برای اینکه بنمایاند خیلی خیلی روشنفکر است، چنان دماغش را می دهد پزشکان از ته ببرند و سوراخ های بینی اش را بالا می برد که وقتی سنش بالا تر می رود، حال انسان از دیدن قیافه  چندش آور طرف به هم می خورد!!!!

5 - این همه می گویند: آقای رئیس، این میز ریاست امانت است در دستان جنابعالی، کمتر مال صغیر و کبیر را بنفع زن و بچه خودت بالا بکش! اما آقا رئیس با یک پز روشنفکری و طلبکاری از مردم، دست هر چی 40 دزد بغداد را از پشت بسته و جالب اینکه همیشه با ترس زندگی می کند که دستش رو نشود و بعد از اینکه برای حساب و کتاب واقعی تشریفش را برد آن دنیا، آش نخورده و دهان سوخته، تمام حق و ناحق هایی که کرده نصیب عروس و داماد و احیانا شوهر بعدی همسر گرامی اش خواهد شد!!!!

6 - آقا و خانم مورد نظر ماشین خدا میلیون تومانی زیر پایش انداخته و توی شهر مثل " اوتل خان پشگل فروش" می چرخد تا همه ببینند که با این ماشین خارجی مدل بالا و بسیار گرانقیمت طرف داستان ما چقدر در روشنفکری رشد کرده است، آنوقت دستش را تا بازو از شیشه ماشین بیرون می آورد و جعبه سیگار و پوست موز و ... وسط چهار راه به بیرون پرتاب می کند، حالا اگر شهر را زباله بر می دارد به درک! مهم این است که ماشین گران قیمت آقا و خانم روشنفکر کثیف نشود!!!!

7 - شب و روز ناله های روشنفکری سر می دهد که در این مملکت هیچکس به داد هیچکس نمی رسد، اگر منعش نکنی در رابطه با اینکه "هوا بس ناجوانمردانه سرد است" کتابها خواهد نوشت، اما همین آقای روشنفکر صبح زود که فرزندش از خانه به مقصد مدرسه می رود چشم در چشم  برای ساختن نسل آینده! با تحکم
فرزند می گوید: از بیسکویتی که در کیف مدرسه برایت گذاشته ایم فقط خودت بخوری به بقیه دوستانت ندهی!!!!

8 - طرف چنان غرق در بزک کردن خودش می شود و تمام هزینه های زندگی را صرف یللی تللی خودش می کند که  در نگاه اول هر که نداند فکر می کند طرف از دانشمندان بزرگ عصر حاضر است، با این اسراف ها فکر می کند ظاهرش باعث خواهد شد که مردم وی را روشنفکر بدانند، دهان باز می کند حرف بزند، بوی گند نا آگاهی و عدم مطالعه و نشناختن دست چپ از راستش خبر می دهد از سر درون بزک کرده اش!!!!

9 - دنیا به این نتیجه رسیده که انسان های بزرگ با کار و فعالیت و مطالعه بزرگ شده و نام شان در تاریخ ماندگار شده است. طرف داستان ما می خواهد با پز روشنفکری بزرگ شود اما سر سوزنی کار و تلاش و فعالیت و مطالعه نداشته باشد!!!!

10 - چراغ قرمز را رد کرده، توی آئینه می بیند که پلیس دست به قلم شده، با یک حالت طلبکارانه از خودرویش پیاده می شود و خطاب به مامور پلیس می گوید: اگر یک ریال هم برایم جریمه بنویسی می دهم تو را منتقل کنند ابر قو! و بعد در حالیکه فیگور روشنفکری می گیرد می گوید:  من را نمی شناسی؟! من فلانی هستم! شازده، به جای اینکه خطای خودش را بپذیرد، با یک خطای دیگر قصد دارد مشکلی را که خودش پیش آورده را مثلا راست و ریس کند!!!!

نتیجه گیری 1 : پدر خیلی ها را این پزهای توخالی روشنفکری در آورده است!

نتیجه گیری 2 : به کجا چنین شتابان؟!

نتیجه گیری 3 : همه دنیا در پدید آوردن مشکلات زندگی ما مقصرند بجز شخص شخیص خودمان!!!!

نتیجه گیری کلی : خلق را تقلید شان بر باد داد!

@@@@@@@

توضیح ضروری: نکات دیگری که توسط بینندگان عزیز ارائه شود به این متن اضافه خواهد شد





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان، به کجا چنین شتابان؟، خلق را تقلیدشان بر باد داد، نقد، نقد اجتماعی، طنز تلخ، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی
سوزنی به خودمان!

وقتی اهالی محل تصمیم می گیرند

 درخت کهنسال را خشک و نابود کنند!!!














طبقه بندی: بروجردی ها، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان، وقتی اهالی محل تصمیم می گیرند درخت کهنسال را خشک و نابود کنند!!!، درخت کهنسال، زباله کنار درخت، درخت، زباله، درخت قدیمی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


سوزنی به خودمان

شهر ما خانه ما!!!
















طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: سوزنی به خودمان، شهر ما خانه ما!!!، عکس ها سخن می گویند، زباله در جوی آب، اشغال در جوی آب، زباله، آشغال،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی





خود مشتمالی

 یا

سوزنی به خودمان و جوالدوزی به دیگران


فرهاد داودوندی- بروجرد:

بروجرد در فقر زیر ساخت های درمانی می سازد و می سوزد.

بسیاری از بیماران این شهر حتی برای کوچکترین مشکل درمانی شان باید راهی شهر های دیگر شوند.

دستگاه های پیشرفته پزشکی در این شهر وجود ندارد.

حتی بیمارستانی در شان مردم فهیم بروجرد هم در این شهر وجود ندارد.

متاسفانه تعدادی از روسای مربوطه استانی و حتی شهرستانی به فکر بروجرد نیستند.

با این حال بروجرد سرمایه داران بسیاری دارد.

اگر بخواهیم برای یکبار هم که شده کمتر به زمین و زمان گیر بدهیم و اصطلاحا اول سوزنی به خودمان بزنیم بعد جوالدوزی برداریم و دنبال دیگران بگردیم، باید افسوس بخوریم که برای خرج یکساعت و نیم یک مراسم ترحیم میلیونها تومان هزینه دسته گل یکبار مصرف می دهیم!

 اما همان مبلغ را خرج تهیه دستگاه دیالیز، تخت دیالیز و یا ساختن زیر ساخت های درمانی شهرمان نمی کنیم.

وقتش رسیده خود مشتمالی به افکار و رفتار خودمان بدهیم....




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خود مشتمالی یا سوزنی به خودمان و جوالدوزی به دیگران، نقد اجتماعی، سوزنی به خودمان، خود مشتمالی، سوزنی به خودمان جوالدوزی به دیگران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ