وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh






چند تصویر از سقاخانه در بروجرد

منزل زنده یاد خادم الحسین حاج محمد حسن عسگری

عکس ها از : محمد عسگری هنرمند بروجردی








طبقه بندی: هنری، 
برچسب ها: سقاخانه در بروجرد، سقاخانه، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی

ماجرای بسیار شنیدنی تكیه ابوالفضل (ع)

 

واقع در خیابان صفا بروجرد

 

وقتی "صادق کُرده" تصمیم گرفت


مرحوم "حسن ربّانی بروجردی" را سَر ببُرد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا عبدالصالح، یا ابوالفضل العباس

«باب الحوائج»

تحقیق بر تكیه ابوالفضل (ع)

تكیه حضرت ابوالفضل (ع) كه در ابتدای خیابان صفا (بروجرد) واقع شده و همه روزه بسیاری از زنان و مردان شهری و روستایی و حتی برخی اقلیت‌های مذهبی جهت عرض ارادت به این مكان مراجعه و با تقدیم نذورات خود به نوعی با حضرت عباس (ع) ایجاد رابطه می‌كنند، حاجت می‌خواهند و بدینوسیله از باب علمدار كربلا وارد قلعه امامت می‌شوند تا از فتنه‌های دنیا و سختی‌های آخرت در امان بمانند : ‌درست است كه مردم شریف بروجرد به حرم مطهر حضرت عباس (ع) دسترسی ندارند و عزاداری، برپایی تكایا و حسینیه‌ها و مجالس روضه‌خوانی در این شهر، اگر در سطح كشور منحصر به فرد نباشد ولی كم نظیر است.


اما این تكیه حال و هوای دیگری دارد و شاید بتوان گفت كه یادآور حرم باب‌الحوائج (ع) است، در ماههای محرم و صفر دیوارهای داخل و خارج تكیه با پارچه‌های سبز و سیاه پوشانده می‌شوند، در این 2 ماه تعداد زائرین به مراتب بیشتر از ماههای دیگر شده و هر سال بین 30 تا 40 روز توسط بانی در این تكیه مجلس روضه برپا می‌شود و از حاضرین پذیرایی به عمل می‌آید. علاقه به آن حضرت موجب شد تا در خرداد ماه سال 1378 تحقیقی بر این تكیه به عمل آورده و به خیل مشتاقان خاندان عصمت و طهارت تقدیم نماییم تا بار دیگر داستان لبخند واسطه فیض الهی به روی دوستانش را بخوانند.

صبح روز یكشنبه مورخه 2/3/78 وارد تكیه شده و با بانی آن به گفتگو نشستیم.

آقای حسن ربّانی بروجردی كه متولد سال 1299 هجری شمسی می‌باشد، بیشتر روزها ساعاتی از عمر خود را در تكیه صرف می‌كند، دارای 9 فرزند و بازنشسته اداره كشاورزی می‌باشد، وی با وجود كهولت سن، ناراحتی قلبی و ضعف اعصاب ما را به گرمی پذیرفت و پس از اطلاع از انگیزه ما، شروع به بیان اتفاقی كه برایش افتاده و منجر به تأسیس تكیه گردیده در چند جلسه نمود، عكسها و مداركی را نشان داد كه به همراه خبر ماجرای ایشان در روزنامه‌های آن زمان به چاپ رسیده بود. در این صفحات سعی شده است عین گفته‌های آقای ربّانی با اندكی ویراش به رشته تحریر در آورده شود.



ایشان می‌گوید :

تقریباً 45 سال پیش شخصی به نام صادق «معروف به صادق كرده» كه در كار قاچاق مواد مخدر نقش مهمی داشت درمنطقه خوزستان رانندگان رابه دلیل خاطره بدی که ازیک راننده داشت وظاهراهمسرش توسط راننده ای موردتعرض قرارگرفته بودمی کشت ودرواقع گناه آن راننده خبیث رابه پای همه رانندگان دیگرمی گذاشت اودریک سری قتل های زنجیره ای  با به قتل رساندن 29 راننده ناامنی و رعب و وحشت عجیبی در خوزستان بوجود آورده بود و رانندگان از شنیدن نامش هراسان بودند. آن زمان من راننده اداره كشاورزی (اصل 4) اهواز بودم و بر روی یك ماشین جیپ آهو كار می‌كردم.

شبی از شبها به همراه برادرم در منزل خودمان خوابیده بودیم، نماز صبح را كه می‌خواندم دوباره خوابیدم در عالم خواب دیدم كه دستی به گلویم رسید و كسی می‌خواهد سرم را ببرد با داد و فریاد خودم از خواب بیدار شدم، برادرم علت ضجه و زاری مرا جویا شد، وقتی خوابم را برایش تعریف می‌كردم، مرا دلداری داد و چون ذهنیت آدم‌كشی صادق كرده را داشتم هر دو عكس او را در روزنامه‌ها دیده بودیم به من گفت : ‌او در بیابان آدم می‌كشد، تو چرا در خانه‌ات می‌ترسی؟!

بهر حال آن روز را از ترس خوابی كه دیده بودم به سر كار نرفتم و در خانه ماندم.

غروب همان روز، از اداره كشاورزی یك محموله پستی به درب منزل ما آوردند و گفتند : این محموله را به فرودگان برسان و برگرد.

 

من چون هنوز ترس خواب شب گذشته را به دل داشتم، بهانه آوردم وگفتم : من مریض هستم و نمی‌توانم بروم، اما گفته شد كه این كار را حتماً باید انجام بدهی، محموله را در ماشین گذاشتم و به فرودگاه رساندم،حین بازگشت كه قصد داشتتم ماشین را به گاراژی ببرم، حدود ساعت 30/7 غروب بود كه متوجه شدم ماشینی از پشت سر به من چراغ می‌زند، فهمیدم كه با من كار دارد، حالا دیگر به چهارراه نادری و ساختمان استانداری سابق رسیده بودم، ترمز كردم آن ماشین كه یك آهوی استیشن بود نیز توقف كرد شخصی از آن پیاده شده و به سمت من آمد، او گفت :‌ یك نفر با شما كار دارد در همین حال مرد بلند قدی را دیدم كه به من نزدیك شد او بر ماشین من سوار شد و بلافاصله اسحله‌ای را از كمرش بیرون كشید و روی شقیقه راستم گذاشت و گفت: ‌بدون سر و صدا مرا به پشت سربازخانه ارتش برسان، ناگهان به ذهنم آمد كه این همان صادق كرده معروف است و قرار است خوابم تعبیر شود، زیر چشمی كه با دقت بیشتری او را نگاه كردم دیدم این همان مردی است كه روزنامه‌ها عكس او را چاپ و او را عامل قتل‌ها و ناامنی‌های خوزستان معرفی كرده بودند از ترس ماشین را حركت دادم و به سمت مقصدی كه او تعیین كرده بود به راه افتادیم.

 دوست او نیز كه سوار بر آهوی استیشن بود. به دنبال ما به راه افتاد بین راه آرام صدا زدم : یا ابوالفضل (ع) مرا نجات بده در مسیر راه چشمم به یك تیر برق افتاد، تصمیم گرفتم ماشین را به سمت آن منحرف كنیم تا با تصادفی كه به وجود می‌آورم فرصتی حاصل شود، شاید در این فاصله مردم برسند و مرا از شرّ او خلاص كنند اما یكباره به خاطرم رسید كه چند سال پیش، شخصی در آبادان با تیر برق تصادف كرده و از بین رفته بود لذا از آن تصمیم منصرف شده و به راهم ادامه دادم قدری كه جلوتر رفتیم به ساختمان ژاندارمری نزدیك شدیم ماشین را به سمت ژانداری هدایت كردم او كه شتاب مرا دید از قصدم آگاه شد و مرا تهدید كرد كه اگر به سمت ژانداری بروم مرا خواهد كشت



مجبور شدم توقف نمایم او یك مشت محكم بر دهانم زد و 3 تا از دندانهایم را ریخت به ناچار از رفتن به طرف ژاندارمری منصرف شده و راهی را كه او تعیین كرده بود ادامه دادم كمی جلوتر به گودالی عمیق نزدیك شدیم كه در سمت راست جاده حفر كرده بوند سریعاً ‌ماشین را خاموش كرده سوئیچ را بیرون كشیدم به این نیّت كه ماشین به ته گودال برود و هر دوی ما از بین برویم او از این نقشه مطّلع شد و سریعاًٌ‌ با گرفتن فرمان كنترل ماشین را بدست گرفت و در كنار جاده متوقف ساخت در این موقع ماشین دوستش نیز به ما رسید در كنار ما ترمز كرد و از ماشین پیاده شد دوست صادق به او گفت :‌ خلاصش كن.

صادق اسلحه را به طرف صورتم گرفت سه بار فریاد زدم ابوالفضل (ع) «سرم را خم كردم و محكم به زیر اسلحه زدم، به طوری كه اسلحه به بیرون ماشین پرتاب شد دوستش اسلحه را آورد و به او داد، صادق اسلحه را به طرف صورتم گرفت اما هر چه ماشه را چكاند، تیری از آن شلیك نشد؟ فشنگها را بیرون آورد و جا به جا كرد، دوباره چندین مرتبه ماشه را چكاند، اما باز هم تیری شلیك نشد.

بار دیگر به لفظ عامیانه عرب گفتم : «یا ابوفاضل» مرا نجات بده، او وقتی كه دید اسلحه‌اش شلیك نمی‌كند، آن را بر زمین گذاشت و از رفیقش خنجری طلب كرد، رفیقش خنجر را به او داد.همانطور كه در ماشین نشسته بودیم، خنجر را بر گلویم گذاشت و كشید و قسمتی از گلویم را برید خون از آن جاری شد و بر بدنم ریخت سپس خنجر را روی داشپورت گذاشت كه مرا بخواباند تا بهتر بتواند سرم را ببرد، برای چندین بار حضرت ابوالفضل (ع) را صدا زدم، در حالی كه می‌خواست مرا جابجا كند فرصتی پیش آمد تا خنجر را از روی داشپورت برداشته و به بیرون بیاندازم.

همین كه می‌‌خواست مرا بخواباند، روی فرمان ماشین افتادم، بوق ماشین كه روی فرمان قرار داشت به طور ممتد به صدا در آمد او كه خنجر از چشمش دور افتاده بود، به رفیقش گفت :‌ چیزی نداری؟ دوستش گفت : فقط طناب دارم، گفت : طناب را بیاور، طناب را آورد به كمك یكدیگر طناب را به گردنم آویختند مرا محكم به دستگیره در ماشین بستند، بعد از دقایقی مأمورین ژاندارمری که صدای بوق ماشین راشنیده بودندسررسیدندآن2نفرازصحنه گریختندومامورین طناب را باز كردند و مرا به بیمارستان راه‌آهن رساندند و بستری كردند، پس از یك روز بستری شدن در اهواز برای ادامه مداوا به تهران اعزام شدم و بعد از یك ماه كه در تهران بستری بودم به اهواز برگشتم.

در همان سال صادق توسط شیخ یعقوب ریس ژاندارمری در جنگل عبدالخان در اطراف شوش دانیال كشته شد، برای اینكه به یقین برسند، این مقتول همان قاتل است مرا بالای جنازه بردند در نگاه اول فهمیدم كه این همان شخصی بود كه می‌‌خواست مرا بكشد (صادق كرده) ... وی در ادامه می‌گوید :

2 ماه پس از نجات از دست قاتل و یك ماه پس از ترخیص از بیمارستان به علت سكته مغزی كه منجر به فلج دست راست و فك و چانه‌ام شده بود، جهت معالجه به تهران رفتم و در بیمارستان بستری شدم، پس از 8 ماه كه از بستری شدنم در بیمارستان می‌گذشت، شبی از شبها حالی پیدا كردم و برای شفایم به حضرت عباس (ع) متوسل شدم، آن شب، شب جمعه بود غذا برایم آوردند نتوانستم بخورم، صدا زدم یا ابوالفضل مرا شفا بده،

وقتی كه خوابم برد سید بلند قامتی را در خواب دیدم كه دست در بدن نداشت، زره پوشیده بود و كلاه خود به سر داشت به من گفت : بلند شو «تكیه بنا كن» گفتم : ‌دستم لمس شده و نمی‌توانم بلند شوم گفت تو چه كسی را صدا زدی؟ گفتم یا ابوالفضل گفت قبایم را بگیر (چون دست در بدن نداشت) قبایش را گرفتم و بلند شدم دیدم كاملاً خوب شده‌ام از خواب پریدم، دیدم همانطوری كه با دستم قبایش را گرفته بودم بلند شده و سر پا ایستاده‌ام، هیچ اثری از سكته مغزی بر خود نداشتم، از شوق داد و فریاد راه انداختم، مردم ریختند و لباسهایم را پاره كرده و به تبرّك بردند.

وقتی به بروجرد آمدم ابتدا در خیابان (پهلوی سابق) شهدا تكیه بنا كردم و سپس به مكان فعلی كه قطعه زمینی را یكی از افراد خیّر برای بنیان تكیه اهدا كرده بود ساختم و به پاس لطفی كه در حقّ من شده تا آخر عمر خادم ابوالفضل (ع) خواهم بود.

آقای ربّانی در پایان اضافه كرد :‌

خیلی‌ها از این تكیه حاجت گرفته‌اند و چندین نمونه را برشمرد كه ذكر آنها به درازا می‌كشد و فقط به شخصی اشاره می‌كنیم كه گرفتار فقر مالی شده و به تكیه می‌آید و از ابوالفضل العباس (ع) خانه‌ای طلب می‌كند، 2 روز بعد 2 نفر پاسبان به درب منزل وی مراجعه نموده و بدون اینكه چیزی بگویند، او را به خرم‌آباد می‌برند سپس به او كه شخص ساده‌ای می‌باشد، می‌گویند : یكی از اقوام دور شما فوت شده و او وراثی جز شما ندارد، تمام ارثیه میّت را به او می‌دهند و او توانست خانه‌ای برای خود تهیه نماید.

و این بود راز بنیان تكیه ابوالفضل (ع) والسلام.

یا كاشف الكرب عن وجه الحسین (ع) / اكشف كربنا بحقّ اخیك الحسین (ع)

صفرالمظفر 1420 ه. ق مصادف با خرداد 1378 ه. ش


نوشته و گرد آوری : س. ح . موسوی زاده در سال 1378







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: ماجرای بسیار شنیدنی تكیه ابوالفضل (ع) واقع در خیابان صفا بروجرد، حسن ربانی، ربانی، حجت الله موسوی زاده، سقاخانه،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


عکس تاریخی مربوط به 63 سال قبل

 از مرحوم حسن ربانی

صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)

سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد در تمامی ایران بی همتاست.

این سقاخانه که داستانی منحصر بفرد دارد، شصت و سه سال قبل ابتدا در خیابان (پهلوی سابق) شهدا و سپس به مکان فعلی در خیابان صفا سه راه جعفری منتقل می شود.

در ایام دهه اول محرم بیش از 3 الی 4 هزار چراغ نذری توسط مردم به این سقاخانه اهدا و سپس دوباره بین مردم توزیع می شود.


بعد از فوت مرحوم حسن ربانی، خوشبختانه فرزندان آن زنده یاد، چراغ سقاخانه پدر را روشن نگه داشته اند تا به این طریق بروجردی ها بر خود ببالند که منحصر بفرد ترین سقاخانه ایران را در شهر خود دارند.

بزودی مطلب کاملی در این رابطه روی سایت قرار خواهد گرفت.....













طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: حسن ربانی، ستار ربانی، سقاخانه، سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد، مرحوم حسن ربانی صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)، سقاخانه ابوالفضل (ع)، سقاخانه در بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1396 توسط فرهاد داودوندی


محرم بروجرد از نگاه دوربین فرهاد 90























بقیه عکس ها در ادامه مطلب





ادامه مطلب

طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: محرم بروجرد از نگاه دوربین فرهاد 90، دوربین، جمال سروری، Moharam95، سقاخانه، سقاخانه بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی

سقاخانه حاج محمود کارساز در بروجرد

 


فرهاد داودوندی- بروجرد:


در زمانه ای که هر کس به فکر اضافه کردن خانه ای حتی کوچک برای کرایه دادن و کمک خرج زندگی اش می باشد,کسانی هستند که واحدی کامل از منزلشان را وقف حسینیه کرده اند.

حاج محمود کارساز متولد ۱۳۱۵ ساکن خیابان سعدی کوچه کلاه فرنگی قدیم,بن بست بحرالعلوم از این انسانها می باشد که تا سال ۸۵ طبقه بالا و بعد از تخریب و نوسازی, طبقه پایین یا پیلوت همان منزل را بیش از ۵۰ سال است که حسینیه کرده و ۱۰ شب محرم را به همراه خانواده اش از میهمانان امام حسین پذیرایى مى کنند.

ایشان درباره حسینیه می گوید " که بیش از پنجاه سال پیش بود که مادر مرحومه ام خواب می بیند سیدى که همسایه شان است طاقچه ای را برای سقاخانه سیه پوش می کند, مادر از او می پرسد که برای کیه?سید می گوید برای فرزند شما سقاخانه می بندم.

این بود که از ٱن روز به بعد طاقچه ای را برای سقاخانه بستیم و هر سال با براورده شدن حوائج  مان ٱن را بیشتر کردیم تا رسید به الان که واحدی کامل را به حسینیه تبدیل کردیم.

نکته جالب تر در مورد حاج محمود اینست که در آن زمان هایی  که مرحوم کافی  هر هفته و شبهای جمعه در مهدیه تهران روضه خوانى داشته,ایشان مرتب شبهای جمعه را  پای منبر مرحوم کافی می رفتند و با ضبط صوت کوچکى که داشته روضه های کافی را ضبط می کرده و در حال حاضر هم حدود ۸۰ نوار کاست از روضه های مرحوم کافی دارد






طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: سقاخانه حاج محمود کارساز، سقاخانه حاج محمود کارساز در بروجرد، سقاخانه، محمود کارساز، بروجرد، Moharam95،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی


سقاخانه در بروجرد

ظهر عاشورا اثر: خانم روشنک سادات شریعتمداری





























طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: سقاخانه، عاشورا، سقاخانه بروجرد، روشنک سادات شریعتمداری، Moharam95، سقاخانه شریعتمداری، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی

سقاخانه حاج غلامرضا فکری

سقاخانه

خیابان مدرس 10 متری دهخدا پلاک 55

هرشب از شب پنجم به بعد با قدمت حدود 30 سال

خادم الحسین

حاج غلامرضا فکری








طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: سقاخانه حاج غلامرضا فکری، غلامرضا فکری، سقاخانه در بروجرد، بروجرد، سقاخانه، Moharam95،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی







شفا یافتن و ...........

مواظب شیادان باشید





فرهاد داودوندی- بروجرد:

این مطلب مربوط به دو سال قبل در ایام محرم است
که در بروجرد رخ داد.

 متاسفانه گروهی از مروجین خرافات در لباس شیادی قصد سوء استفاده از نیت پاک عزاداران حسینی در این مراسم معنوی را دارند، باید همه به هوش باشیم..........


@@@@@@

(دو سال قبل) در بروجرد اتفاقی افتاد كه شخص و اشخاصی مدعی شفا یافتن نابینایی در ...... بودند.

متاسفانه عده ای از مردم هم بدون اینكه در این زمینه تحقیق و تفحصی كنند چنان معركه را گرم كرده بودند كه واقعا باعث تعجب بود.

 باید بگویم بد نیست در جریان باشیم كه در قبال سخنانی كه برای گفتن اینكه فلان مكان شفا داد و فلان بیمار شفا پیدا كرد، مسوولین محترم شهر به این نكات كاملا احاطه دارند و افرادی را كه ادعا می شود شفا یافته اند را در مراكز انتظامی، مذهبی و حتی درمانی شهر مورد آزمایش قرار می دهند و اگر چنین موردی واقعی باشد از طریق مراجع ذیصلاح  به عموم مردم  اعلام می گردد.

افرادی كه معركه كذب شفا یافتن یك نابینا در شب قبل در بروجرد را راه اندازی كرده بودند حتی در مقابل سوالات من خبرنگار دچار تناقص گوئی های فراوان شدند تا جائیكه كذب بودن مطالب شان بر اینجانب نیز كاملا روشن بود.( مثلا فرد نابینای شفا یافته! رنگ ها را با نام رنگ كاملا تشخیص می داد!!!)

بد نیست در جریان باشیم آش این افراد آنقدر شور بود كه بلافاصله با حضور مامورین محترم نیروی انتظامی  در محل كه بنا به دستور جناب سرهنگ علیرضا دلیری فرمانده نیروی انتظامی بروجرد انجام گرفت و هدایت شان به نیروی انتظامی به كذب بودن شایعه شان اعتراف نمودند و هم اكنون همگی در بازداشت و در انتظار رای مردان قانون می باشند.

در اینگونه موارد  مردم باید  قبل از احساساتی شدن و هجوم بردن به محل مورد نظر ، منتظر نظر مسوولین ذیربط شهرمان باشند. مطمئنا این راه منطقی تر است.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شفا یافتن نابینای شیاد، نابینای شیاد، شفا، شفا یافتن، سقاخانه، مواظب شیادان باشید، نقد اجتماعی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی



مطلبی از آقای حاج یدالله حطمی در رابطه با


ماه محرم  و برپایی تکایا


یا سقاخانه در شهرستان بروجرد


بسم الله الرحمن الرحیم


چرا اطاق و یا سالن و منبر را سیاه پوش و روی پله های منبر چراغهای نفتی و یا برقی روشن می کنیم و یا باصطلاح چراغانی می کنیم؟

فلسفه اینکار چیست؟

جواب سوال فوق الذکر در محرم سال 1374 هیئت محترم مسلم ابن عقیل شیراز

پاسخ: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

1. والنجم اذا هوی (سوگند به ثریا چون فرو آید) 2. ماضل صاحبکم و ماغوی (که صاحب شما (محمد) ص هیچگاه در گمراهی و ضلالت نبوده است).3. و ما ینطق عن هوی (و هرگز به هوای نفس سخن نمی گوید) 4. ان هو الا و حی یوحی (سخن او هیچ جز وحی خدا نیست) سوره نجم 5. پس از آگاهی از مراسم حجه الوداع و غدیر خم و رخدادهای بزرگ آن روز اسلام که در شب نوزده ذیحجه سنه دهم هجری اتفاق افتاد، با نزول آیه یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فمابلغت رساله و الله یعصمک من الناس (ای پیغمبر آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان که اگر نرسانی رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را از شر مردم نگاه می دارد) سوره مائده آیه 67.


پیامبر اکرم (ص) فریاد برآورد الصلوه الجمعه(نماز جماعت). آنگاه مردم اجتماع کردند و فرمودند: کیست که از خودتان به شما اولی باشد؟ پس مردم بطور دسته جمعی گفتند خدا و رسول و آنگاه دست علی ابن ابیطالب را گرفت و گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله(هرکس که من مولای اویم پس علی مولای اوست، خدایا دوست دار کسی را که دوستش دارد و دشمن دار هر که را که دشمنش بدارد و یاری کن کسی را که یاری اش کند و خار کن آنکس را که او را واگذارد).

 6. و این آخرین فرضیه ای بود که خدا بر امت محمد (ص) واجب کرد و پس از آن خدا این آیه را بر پیامبر (ص) نازل کرد: الیوم اکملت لکم دینکم و ائمت علیکم نعمتی و رضیت لکم السلام دینا (امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم) سوره مائده آیه 3. 7- در همین روز و در این مراسم پیامبر (ص) علی ابن ابیطالب علیه السلام را به جانشینی خود معرفی فرمودند و جمعیت حاضر که قریب یکصد هزار نفر بودند به ندای پیامبرشان لبیک گفتند، حسان ابن ثابت مداح و صحابه پیامبر (ص) ضمن اجازه از رسول الله فی البداهه اشعار زیر را سرود و قرائت نمود:

ینادیهم یوم الغدیر نبیهم   بخم و اسمع بالنبی منادیا

در روز غدیر پیغمبرشان ایشان را ندا کرد در خم و چقدر خوب ندای پیغمبر را می شنیدند.

بانن مولاکم نعم و ولیکم فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا

که من مولا و ولی شما هستم، آری مردم خود را به کوری نزدند و گفتند

الهک مولانا و انت ولینا و لن تجدن فی الخلق للامر عاصیا

خدای تو مولای ما و تو سرپرست مایی و هرگز این خلق از امر تو سرپیچی ندارند

فقال له قم یا علی فاننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا

آنگاه پیامبر (ص) گفت به علی (ع) برخیز که من پسندیدم تو بعد از من امام و راهنما باش ((الغدیر - میزان - جلد 5))

 

از ابوذر در مجمع البیان روایت شده است که پیامبر (ص) از خداوند تقاضا کرد که سینه ام را گشاده کن و از اهل بیتم علی بن ابی طالب را وزیر من قرار بده و به این وسیله پشتم را محکم کن. این آیه نازل شد: اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون (همانا سرور شما خداوند است و پیامبر او و مومنانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات میدهند). سوره مائده آیه 55.

ابوذر گفت: رسول الله هنوز دعایش در زبان بود که جبرئیل از ناحیه خدای جلیل به حضورش آمد و عرض کرد ای محمد بخوان، پرسید چه بخوانم؟ ابوذر می گوید جبرئیل گفت این آیه را ((انما ولیکم الله...)) آنگاه بلال برای نماز ظهر اذان گفت. مردم همه به نماز ایستادند بعضی در حال رکوع و بعضی در حال سجده دیده می شدند. بعضی هم مشغول سوال بودند.

در این میان سائلی از کنار علی (ع) گذشت. آن جناب انگشتر خود را در حال رکوع به وی داد. سائل جریان را به رسول الله عرض کرد. رسول الله رو به همه ما کرد و این آیه را تلاوت کرد: وقتی این آیه نازل شد رسول الله را گران آمد و ترسید مبادا قریش تکذیبش کنند و مدتی از اظهار و ابلاغ این آیه خودداری می فرمود. این آیه نازل شد یا ایها رسول بلغ ما انزل الیک...

در غایه الحرام از صدوق رحمه الله علیه نقل می کند که وی باسناد خود از ابی سعید وراق از پدرش از جعفر بن محمد علیه السلام نقل می کند، داستان قسم دادن علی بن ابی طالب علیه السلام ابی بکر را وقتی که به خلافت نشسته بود و در ضمن فضائل خود را برای ابی بکر ذکر می نمود و به کلماتی که رسول الله (ص) در حقش فرموده بود استدلال میکرد تا اینکه فرمود ای ابابکر تو را به خدا سوگند آیا ولایتی که قرین ولایت خدا و رسول است در آیه زکاه ولایت من است یا ولایت تو؟ گفت بلکه ولایت تو. المیزان جلد 6

از ابی ذر رضوان الله علیه نقل می کنند حدیث قسم دادن علی علیه السلام عثمان و زبیر و عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص در روز شوری و داستان احتجاج آن جناب را با نام بردگان و استدلال او را که رسول الله (ص) درباره جانشینی او فرمود و تصدیق همه نامبردگان فرمایشات ایشان را و از جمله احتجاجات یکی همین آیه مورد بحث ما است که اما قسمشان می دهد و می فرماید آیا کسی در بین شما مسلمین هست که در حال رکوع زکاه داده و آیه قرآن در حقش نازل شده باشد، همگی عرض کردند نه. المیزان، علامه طباطبایی


حدیث غدیر خم از حدیث های متواتر است که محدثان و علما شیعه و سنت و جماعت از دیر زمان آنرا روایت کرده اند. این حدیث با تعبیرات و سندهای مختلف کتب معتبر اهل سنت و شیعه نقل شده است.

همزمان با رحلت پیامبر (ص) که از روز غدیر خم حدودا بیش از 100 روز نگذشته بود گروهی از قریش و مردم مکه ((مهاجران)) و مدینه ((انصار)) و عده کثیری دیگر برای جانشینی و خلافت مسلمین در محلی به نام سقیفه بنی ساعده جمع و به گفتگو و جدل پرداختند، کوتاه سخن اینکه سرانجام ابوبکر به جانشینی پیامبر (ص) انتخاب و بجای علی بن ابی طالب (ع) بر منبر پیامبر (ص) جای گرفت، از این تاریخ بود که خلافت و منبر او در جهان اسلام غصب گردید.

الله نور السماوات و الارض (خدای تعالی کاملترین مصداق نور و او نوری است که بوسلیه او اسمان ها و زمین ظهور یافته اند). سوره نور آیه 35

یهدی الله النور و من یشا من النور- خداوند هدایت می کند کسانی را که دارای کمال ایمان باشند به سوی نور خود نه کسانی را که متصف به کفر باشند و این نور همان است که به بوسیله آن پیامبران خصوصا پیامبر اسلام خاتم النبی (ص) و پس از او ائمه اطهار و اهل بیتش علی بن ابی طالب و یازده فرزندش هدایت شده اند و موجب هدایت مردم جهان بوده اند اذا وقتی می گوییم ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه همین معنی را می رساند


بنابراین در ماه محرم خانه ها به منظور عزاداری سیاهپوش و تمثال مبارک مولا بر روی آن نصب و چراغ های روی منبر که خود نشان دهنده تجلی گاه هدایت آن شهید بزرگوار است که تا ظهور حضرت قائم مهدی موعود (ع) همچنان روشن خواهد بود نشاندهنده علاقمندان و شیعیان خاندان پیامبر (ص) می باشد لذا فلسفه سقاخانه (تکیه) همان منبری است که امام روی آن به سخنرانی می پرداخت و به نقل از خاطرات شادروان عبدالمحمد آیتی ما هم روی این منبر بجای امام و بصورت نمادین تمثال مبارکشان و چراغهای نورانی می گذاریم و آنرا با پارچه های سیاه مزین می کنیم.

-----------------

التماس دعا _ یدالله حطمی






طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: مطلبی از آقای حاج یدالله حطمی در رابطه با ماه محرم و برپایی تکایا یا سقاخانه در شهرستان بروجرد، یداله حطمی، سقاخانه، سقاخانه بروجرد، Moharam95،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی

سقاخانه ابوالفضل (ع)


منحصر بفرد ترین سقاخانه ایران


عکس تاریخی مربوط به 61 سال قبل

 از مرحوم حسن ربانی

صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)

سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد در تمامی ایران بی همتاست.

این سقاخانه که داستانی منحصر بفرد دارد، شصت و یکسال قبل ابتدا در خیابان (پهلوی سابق) شهدا و سپس به مکان فعلی در خیابان صفا سه راه جعفری منتقل می شود.

در ایام دهه اول محرم بیش از 3 الی 4 هزار چراغ نذری توسط مردم به این سقاخانه اهدا و سپس دوباره بین مردم توزیع می شود.


بعد از فوت مرحوم حسن ربانی، خوشبختانه فرزندان آن زنده یاد، چراغ سقاخانه پدر را روشن نگه داشته اند تا به این طریق بروجردی ها بر خود ببالند که منحصر بفرد ترین سقاخانه ایران را در شهر خود دارند.



















طبقه بندی: محرم در بروجرد،  سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: منحصر بفرد ترین سقاخانه ایران، مرحوم حسن ربانی، سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد، بروجرد، سقاخانه، Moharam95،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی

نگاهی به آیین سقاخانه در بروجرد

روزهای بروجرد- یکی از مراسم مذهبی ویژه عاشورا و ماه محرم در شهر بروجرد و مناطق اطراف آن برپایی تکیه‌های عزاداری در خانه‌های شخصی است که به آنها سقاخانه گفته می‌شود.
 
رسم است که با فرا رسیدن ماه محرم، برخی از خانواده‌های بروجردی، یک یا چند اتاق از منزل خود را با استفاده از پارچه‌های مشکی، سیاهپوش می‌کنند و منبری چوبی با تعدادی چراغ کوچک در بالای اتاق قرار می‌دهند. دیوارهای سقاخانه با شمایل بزرگان شیعه و نیز شعرهای حماسی در مدح حسین بن علی و کشته شدگان کربلا آراسته می‌شود. بیشتر منازل دارای یک اتاق مشترک برای زنان و مردان هستند اما در خانه‌های بزرگتر و یا سقاخانه‌های پر مخاطب، ممکن است فضای زنان از مردان جدا باشد.



چگونگی سقاخانه
معمولا سقاخانه‌های از اول تا دهم محرم برپا می‌شوند. خانه‌های دارای سقاخانه در هر کوی، با داشتن پرچمی سیاه یا سبز رنگ بر سردر خانه و نیز نصب چراغهای تزئینی مشخص می‌شوند. با تاریک شدن هوا، صاحب خانه کوچه را آب پاشی می‌کند، چراغهای تزئینی را برای جلب توجه عابران روشن می‌کند و درب خانه را باز می‌گذارد.
 
اهالی شهر با پوشیدن لباسهای سیاه رنگ، دسته دسته از یک سقاخانه به سقاخانه‌ای دیگر می‌روند و این کار معمولاً تا پاسی از شب ادامه دارد. چنانچه بازدیدکنندگان از باز بودن سقاخانه مطمئن نباشند پیش از ورود به خانه با صدای بلند می‌پرسند: قلیچه یا قولوچه؟ اگر صاحبخانه بگوید قلیچه به معنای اذن ورود می‌باشد. به همین روی گاه به سقاخانه قلیچ هم گفته می‌شود. رسم است با ورود به سقاخانه پیش از سلام واحوالپرسی با حاضران، گفته شود «بر قاتلان سیدالشهدا لعنت». میزبان و حاضران نیز با گفتن «بیش باد» از میهمانان جدید استقبال می‌کنند [۲]. در گذشته رسم بود که میهمانان اشعاری در مدح امامان شیعه و کشته شدگان کربلا می‌خواندند و سینه زنی مختصری می‌کردند. میزبان با انواع میوه، شیرینی و نوشیدنی‌های سرد و گرم از میهمانان پذیرایی می‌کند.


جنبه‌های اجتماعی سقاخانه
رسم است که همسایه‌ها، نفت، چراغ، شیر، میوه، خرما، شیرینی و مواد دیگری را نذر سقاخانه‌های محل می‌کنند و به این ترتیب بخشی از هزینه برپایی سقاخانه را تقبل می‌کنند. هرچند سقاخانه اساسا برای بزرگداشت کشته شدگان کربلا برپا می‌شود و هدف آن سوگواری است اما در عمل، فرصتی مناسب برای دیدار با همسایگان، دوستان، همکاران و اقوام است. علاوه بر دید و بازدیدها، امکان خروج دختران جوان از خانه نیز فراهم می‌شده و به این ترتیب، زمینه دیده شدن آنان توسط خانواده‌های دیگر و سرگرفتن عروسی نیز در سقاخانه‌ها وجود داشته‌است. علاوه بر این، دهه اول محرم، یکی از بهترین زمانهایی است که زنان و کودکان آزادانه و بدون هراس می‌توانند شبها در کوچه و خیابانهای شهر رفت و آمد داشته باشند.


سقاخانه و تکیه
برخلاف تکیه‌های عمومی که در مساجد، حسینیه‌ها و یا بصورت موقت در سطح معابر ایجاد می‌شوند، سقاخانه‌ها بیشتر در منازل شخصی افراد برپا می‌شوند. همچنین تکیه‌ها بیشتر پایگاهی برای جمع شدن هیئت‌های عزادار هستند اما سقاخانه‌ها چنین نقشی ندارند.

ثبت ملی
آئین سقاخانه بروجرد در دیماه ۱۳۹۱ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت ملی رسید.
 





طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: نگاهی به آیین سقاخانه در بروجرد، سقاخانه، سقاخانه حاج یداله حطمی، سقاخانه بروجرد، سقاخانه پهلوان، سقاخانه ربانی، Moharam95،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 توسط فرهاد داودوندی


عکس تاریخی مربوط به 60 سال قبل

 از مرحوم حسن ربانی

صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)

سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد در تمامی ایران بی همتاست.

این سقاخانه که داستانی منحصر بفرد دارد، شصت و یکسال قبل ابتدا در خیابان (پهلوی سابق) شهدا و سپس به مکان فعلی در خیابان صفا سه راه جعفری منتقل می شود.

در ایام دهه اول محرم بیش از 3 الی 4 هزار چراغ نذری توسط مردم به این سقاخانه اهدا و سپس دوباره بین مردم توزیع می شود.


بعد از فوت مرحوم حسن ربانی، خوشبختانه فرزندان آن زنده یاد، چراغ سقاخانه پدر را روشن نگه داشته اند تا به این طریق بروجردی ها بر خود ببالند که منحصر بفرد ترین سقاخانه ایران را در شهر خود دارند.

بزودی مطلب کاملی در این رابطه روی سایت قرار خواهد گرفت.....

















طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: عکس تاریخی مربوط به 60 سال قبل از مرحوم حسن ربانی صاحب سقاخانه ابوالفضل (ع)، حسن ربانی، ستار ربانی، سقاخانه، سقاخانه ابوالفضل (ع) بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی


سقاخانه " آقا سیروس"

بروجرد را به شهر سقاخانه های محرمی می شناسند. در این شهر سقاخانه ها در منازل مردم برپا می گردد و در شبهای محرم مردم دسته دسته با حضور در سقاخانه ها و عزاداری، یاد امام حسین (ع ) و یاران باوفایش در کربلا را گرامی می دارند.

یکی از سقاخانه هایی که در بروجرد در تمامی ده شب اول محرم به سبک و سیاق قدیم باز است و پذیرای زنان و مردان بروجردی است، سقاخانه آقا سیروس در انتهای خیابان کاشانی شمالی می باشد.

از نکات جالب توجه در این سقاخانه، عزاداری و خواندن اشعار سنتی توام با سینه زنی می باشد که در وصف حال سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) و یاران باوفایش خوانده می شود.

پذیرایی از عزاداران نیز به سبک سنتی انجام می گیرد.





















طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: سقاخانه " آقا سیروس"، سقاخانه، سقاخانه در بروجرد، سیروس فیلی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی












دیدار از سقاخانه حاج یداله حطمی

یکی از قدیمی ترین سقاخانه های بروجرد


سقاخانه حاج یداله حطمی را می توان یکی از قدیمی ترین سقاخانه های بروجرد برشمرد.

این سقاخانه که حکایت جالبی همچون دوری چندین و چند ساله از بروجرد را داشته، مجددا در بروجرد برقرار شده است.

امشب به رسم اختصاصی بروجردی ها که در شبهای ماه محرم بر سر سقاخانه ها حضور پیدا می کنند، من هم سری به سقاخانه حاج حطمی زدم.

بزودی مطلبی در این رابطه روی سایت قرار خواهد گرفت.

منتظر باشید................





طبقه بندی: محرم در بروجرد، 
برچسب ها: دیدار از سقاخانه حاج یداله حطمی یکی از قدیمی ترین سقاخانه های بروجرد، محرم، سقاخانه، یداله حطمی، سقاخانه قدیمی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ