وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



چرا از اجرای هر پروژه بزرگ عمرانی در بروجرد

خوشحال می شوم؟


به قلم: فرهاد داودوندی

بسیاری از شهروندان از هر قشر و گروه و حتی بین بعضی از مدیران ارشد شهری در حد شعار، از برنامه ریزی جهت جذب سرمایه گذار برای شهرمان صحبت می کنند.

در اینگونه گفتگوها عنوان می شود که قدم اول برای رسیدن به یک شهر مطلوب، از جذب سرمایه و سرمایه گذار و شروع فعالیت های عمرانی آغاز می شود.


در حالیکه دیگر شهرهای کشور عزیزمان در حال رشد و توسعه شهری هستند و برای نمونه شهرهای اطراف بروجرد طی همین چند سال اخیر به یکباره چهره جدیدی از پیشرفت شهری را تجربه می کنند بالطبع شهر ما نیز باید استارت تغییر شهریت از قدیمی بودن به سبک نوین را از یکجایی آغاز کند و چه روشی بهتر از سرمایه گذاری بخش خصوصی در ساخت و ساز های بسیار بزرگ و غول پیکر در بروجرد.


بخش خصوصی واقعی که توان مالی بالایی داشته باشد باید به بخش ساخت و ساز بروجرد ورود پیدا کند، باید قبول کنیم دوران بودجه های قطره چکانی دولتی در تمام دنیا سرآمده است و اینک در تمام کشور های پیشرفته دنیا حرف اول و آخر توسعه شهری را بخش خصوصی می زند.


مدت زمانی است پروژه های بزرگ و بسیار قابل توجهی به مانند: ساختمان جواهری ( میدان بهار)، مجتمع ورزشی مهاجر شجاعی، مجتمع توریستی و بسیار زیبای عطرستان، مجتمع ورزشی شهید هدایتی، مجتمع ورزشی و استخر زیبای بسیج، آغاز ساخت بیمارستان فوق تخصصی دکتر فریدون پورپرویز و شرکا، هتل هالیس، هتل امیر کبیر، موسسه بزرگ الغدیر، و ده ها مرکز تفریحی توریستی و اقتصادی به مانند رستوران ها و اقامت پذیرهای مجلل و کارخانه هایی به مانند واحد صنعتی پلاستیک کاران اطلس زاگرس و در جدید ترین مورد ساخت مرکز بسیار مجلل خرید و تفریحی دیپلمات سنتر با وجود 4 سینما درون آن و .....در شهر ما نیز توسط بخش خصوصی در حال ساخت و یا مدتهاست برخی تکمیل و حتی بعضی از آنها در حال استفاده عموم مردم هستند.


اما چرا بعنوان یک شهروند از وجود چنین مراکزی در شهرمان باید خوشحال باشیم؟


به واقع وجود چنین مراکز نوینی در شهر باعث خواهد شد شهر روند رو به رشد را نه در شعار که در عمل آغاز کند.


تصور کنیم اگر چنین فعالیت های عمرانی که در نهایت باعث رونق شهر خواهد شد نیز نباشد، طبیعتا بروجرد و بروجردی ها بیش از پیش از دیگر شهرها عقب خواهند افتاد.


ختم کلام اینکه از حضور بخش خصوصی واقعی* که با خودش پول و فعالیت اقتصادی برای شهرمان به همراه خواهد آورد باید استقبال کنیم، منفی نگری و فراری دادن سرمایه گذار باعث خواهد شد شهر و شهروندان ضرر کنند.


نگارنده در هیچکدام از این مراکز نه سهمی دارم و نه شراکتی! بنا به گواهی تمامی کسانی که مرا می شناسند تا کنون با حفظ استقلال رسانه ای خود حتی یک حبه قند یا یک ریال هم از هیچکس و بخصوص از هیچ سرمایه گذاری در شهرمان بخاطر فعالیت های رسانه ای ام نگرفته و به امید خدا در آینده هم نخواهم گرفت،

اما اعتراف می کنم نمی توانم خوشحالی خودم را از ساخت و ساز های بزرگ عمرانی در بروجرد پنهان کنم، شاید سند ششدانگ این مراکز بنام من و شما نباشد، اما از آنجا که ساخت و ساز مراکز اقتصادی، تفریحی، فرهنگی و ...سرمایه هایی برای شهرمان به حساب می آیند، طبیعتا هر چه این سرمایه ها در قالب مراکز اقتصادی بیشتر بشوند بروجرد ثروتمندتر خواهد شد و در نتیجه همه ما شهروندان در یک شهر زیبا، مدرن و ثروتمند، منفعت خواهیم برد. والسلام.



*( لازم به ذکر است در این مقاله منظور از بخش خصوصی واقعی، سرمایه گذاران محترمی است که با خود پول و کار آفرینی می آورند، نه سرمایه گذاران کاذبی که فقط برای تملک زمینهای بروجرد و گرفتن وام های کلان از سیستم بانکی به شهرمان ورود پیدا می کنند و در نهایت هم هیچکدام از طرح های شان به ثمر نمی رسد)





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: نقد، نقد اجتماعی، فرهاد داودوندی، بروجرد، سرمایه گذار، بخش خصوصی، پروژه عمرانی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 مهر 1398 توسط فرهاد داودوندی


طنز اجتماعی


اندر احوال سرمایه گذاری سرمایه گذاران در شهری در کره مریخ!

همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی


فرهاد داودوندی- بروجرد:


آقا جوون، جوونم واستون بگه، توی تمام شهر های کره مریخ سرمایه گذار اسمش با خودش است، یعنی سرمایه گذار!!!

ها؟ متوجه منظورم نشدید؟ بیشتر توضیح بدهم؟! بله می گفتم: سرمایه گذار یعنی کسی که با خودش سرمایه بیاورد و رونقی به اقتصاد یک شهر بدهد و با این کارش اول بیکاری منطقه را از بین ببرد و بعد  یک خودش هم بشود صد.

یعنی اینکه با سرمایه ای که سرمایه گذار با خودش می آورد همه خوشحال بشوند و بگویند و بخندند و شادی از سر و روی همه ببارد!

آقا جوون، جوونم واستون بگه، میگویند در یک شهری در کره مریخ سرمایه گذار نمی آید، نمی آید، نمی آید! اگر هم بیاید خودش می آید با جیب خالی!!!

ها؟ متوجه منظورم نشدید؟ بیشتر توضیح بدهم؟! بله می گفتم: می گویند در آن شهر در کره مریخ، سرمایه گذار بعد از مدتی که آمد خودش می شود قوز بالا قوز مسوولین شهر و حالا یکی باید قلیچ را ول کند و بچسبد به قلوچ!

 یعنی اینکه بنده های خدا مسوولین واقعی شهر، بعد از مدتی باید دسته گل های پیاپی سرمایه گذار را که هر روز پشت سر هم به آب می دهد را، باید از آب بگیرند!

می گویند در آن شهر در کره مریخ، سرمایه گذارانی که می آیند زمین و امکانات و وام بلاعوض و .... همه را یکجا تصاحب می کنند و از آنجایی که خیلی هم خجالتی هستند! هر روز صبح و ظهر و شب، توقع نوازش و محبت و ناز شست هم دارند و یک جورهایی بعد از مدتی چنان جا را بر صاحبخانه ها تنگ می کنند که اصطلاحا دو قورت و نیم شان هم باقیست!


چند روز قبل یکی از داش مشتی های آن شهر در کره مریخ! سر شب در زیر بازارچه زده بود زیر آواز و در حالیکه با پنجه پا، کفش پشت خوابیده قیصری اش را آرام آرام روی زمین می کشید، کتش را روی شانه سمت راستش انداخته بود و در حالیکه با دست چپش کلاه شاپویی اش را بالاتر می برد، آواز سر داده بود که: "حبیب من،یاهاها، یاهاها،" همه را برق می گیرد،یا ها ها، همه را برق می گیرد و ما را چراغ نفتی، یا ها ها، یا ها ها،یا ها ها ها ها!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: طنز اجتماعی، اندر احوال سرمایه گذاری سرمایه گذاران در شهری در کره مریخ!، همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی، شهر کره مریخ، طنز، سرمایه گذار، سرمایه دار،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic