وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh

tabligh



هشتم تیرماه 1346 زمین چمن فوتبال استادیوم باغشمال تبریز مسابقات فوتبال آموزشگاه های کشور ایستاده از چپ:آقای ماشااله باعزم، آقای استاد پرویز جایدری مربی فوتبال لرستان، مرحوم استاد کاروان سرپرست تیم لرستان و آقای عبدالمحمد حجتی

استاد پرویز جایدری

افتخار ورزش بروجرد و لرستان:


اولین نشریه ورزشی لرستان را

در سال 1337 در بروجرد چاپ کردیم

 
فوتبال در دهه 1310 توسط نظامیان غیربومی لشکر پنجم ارتش و فرهنگیان غیر‌بومی به خرم‌آباد آمد. اواخر دهه 20 تیم منتخب (کُلُنی) خرم‌آباد با تلفیقی از بازیکنان بومی و غیر‌بومی شکل گرفت و از حدود سال 1340 فوتبال محلات خرم‌آباد رونق یافت.
فوتبال لرستان مرهون و مدیون تلاش‌های خالصانه پیشکسوتانی است که به‌رغم همه کاستی‌هایی که در آن دوران موج می‌زد، با عشق و تعصب مثال‌زدنی در پرورش استعداد‌های ناب ورزش استان جان‌فشانی کردند. اگر چه کمبود امکانات مشکلات بسیاری ایجاد می‌کرد، اما این مربیان دلسوز خم به ابرو نیاورده و با صعه صدر در پیشرفت فوتبال و ورزش لرستان متحمل زحمات زیادی شدند.
یکی از این پیشکسوتان زحمتکش و مورداحترام همه، استاد "پرویز جایدری" است که باید وی را پدر فوتبال نوین لرستان دانست. بسیاری از بزرگان کنونی و گذشته فوتبال استان در عرصه‌های داوری و مربی‌گری، موفقیت خود را مرهون هدایت و معلمی به نام جایدری بوده‌اند و پیشرفت کسانی چون مرحوم ناصر میرزایی‌، مرحوم عبدالرضا نصرالهی‌، فتح‌الله کریمی‌، قدرت‌الله کاوه‌، بهمن محمدی‌پور‌، سهراب مالمیر‌، شمس‌الله خنجری و ... با آموزش و رهنمودهای استاد جایدری میسر گشته است.
پرویز جایدری متولد 1315 بازیکن سابق تیم‌های منتخب خرم‌آباد و آموزشگاه‌های بروجرد در دهه 30، مربی تیم‌های آموزشگاه‌ها و جوانان لرستان در دهه‌های 40 و 50، مربی تیم پاس خرم‌آباد در مسابقات زیرگروه لیگ تخت‌جمشید در دهه 50، اولین داور لرستانی است که در مسابقات جوانان و باشگاه‌های کشور در دهه‌های 40 و 50 به قضاوت پرداخت.
وی به عنوان اولین داور و مربی رسمی فوتبال خرم‌آباد طی سال‌های 1343 و 1347 دوره‌های مربی‌گری و داوری فوتبال را زیر نظر مرحوم حسین فکری، مرحوم اصغر تهرانی و مرحوم داوود نصیری با موفقیت گذراند. اگر چه پیش از وی برخی دیگر نیز در این زمینه فعالیت می‌کردند، اما جایدری نخستین کسی بود که موفق به گرفتن مدارک رسمی داوری و مربی‌گری در آن زمان شد که اخذ چنین مدارکی در آن دوران، کار هر کسی نبود و شرایطی از جمله فعالیت مستمر، داشتن صلاحیت اخلاقی و حداقل مدرک تحصیلی دیپلم و ... را می‌طلبید.
جایدری از سال 1353 تا 1355 مسوول تربیت‌بدنی آموزش و پرورش لرستان بود و پس از آن نیز تا سال 1373 مسوولیت انجمن فوتبال آموزشگاه‌های استان را بر عهده داشت و در این سال پس از 35 سال خدمت در آموزش و پرورش لرستان بازنشسته شد.
وی بازیکنان بسیاری تحویل جامعه فوتبال لرستان داد که از آن جمله می‌توان به مرحوم ناصر میرزایی، غلام زینی‌وند، عبدالرضا عطاری و ... که در لیگ تخت جمشید توپ زدند و به عضویت تیم‌های ملی، امید و جوانان ایران درآمدند، اشاره کرد.
 


خبرگزاری برنا گفت‌وگویی با این پیشکسوت دوست‌داشتنی و با اخلاق ترتیب داده است که در پی می‌خوانید:
 
آقای جایدری، چگونه به دنیای ورزش پای نهادید‌؟
 
ورزش را از حدود 10 سالگی و به سال 1325 در کنار افرادی چون هوشنگ جباری‌، مرحوم منوچهر رهبری‌نژاد‌، مرحوم پنج‌شنبه (فریدون) کمالیان‌، مرحوم ابراهیم معنوی‌، طهمورث رستمی‌، باقر سلطانی و ... در زمین خاکی شهنوازی (پارک شهر کنونی خرم‌آباد‌) و محله دو برادران آغاز کردم. مربی ما آقای برنجی در دبستان 15 بهمن بود. بیش‌تر به فوتبال و دو و میدانی می‌پرداختم‌. مرحوم پدرم (حاج محمد‌علی جایدری) مشوق اصلی من در امر تحصیل و ورزش بود‌. هر وسیله‌ ورزشی که نیاز داشتم برایم سریعا فراهم می‌کرد. برای مثال سال 1332 یک جفت کفش فوتبال چرمی استوک‌دار از آبادان برایم هدیه آورد‌. هم‌چنین وسایلی نظیر وزنه و هالتر را برایم فراهم می‌کرد.

امکانات ورزشی خرم‌آباد در آن موقع به چه شکلی بود‌؟
امکانات ما در آن زمان بسیار کم بود. زمین‌های ورزشی خاکی و مملو از علف‌های هرز و سنگ و کلوخ بود و از خط‌کشی زمین نیز در آن دوران خبری نبود‌. توپ چرمی فرسوده (ویسی) نیز تنها وسیله بازی فوتبال و یا والیبال عده‌ای عاشق به شمار می‌رفت که برای فعالیت در این عرصه از جان و دل مایه می‌گذاشتند. گاهی نیز روی شن‌های کنار رودخانه شهر (گلال) یا چمن باغ فلاحت (کشاورزی) و پارک شهنوازی به کشتی گرفتن و دو و میدانی مشغول بودیم.
 
استاد چون شما را بیش‌تر با رشته ورزشی فوتبال می‌شناسند‌، در مورد آغاز فعالیت خود به عنوان بازیکن این رشته توضیح دهید.
اوایل دهه 30 با وجودی که نوجوان بودم، همراه با آقایان غلام‌حسین برنجی، غلام ترابی‌نژاد، سیروس شجاع، مرحوم مکه (محمدحسن) طولابی و چند نفر دیگر عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم که اکثر نفرات تیم را نظامیان غیربومی و گاه فرهنگیان غیربومی تشکیل می‌دادند. همراه این تیم به شهرهای مختلف مثل کرمانشاه، دزفول، بروجرد، دورود و ... برای انجام بازی‌های دوستانه می‌رفتیم چون آن زمان مسابقات رسمی و منظمی در کشور ما برگزار نمی‌شد و لیگ کشوری نداشتیم.
پس از آن در اواسط دهه 30 جهت ادامه تحصیل به دانش‌سرای کشاورزی بروجرد رفتم و از سال 1336 تا 1338 آن‌جا مشغول تحصیل بودم. چون به دو ومیدانی، وزنه‌برداری، دوچرخه‌سواری، کشتی و فوتبال علاقه داشتم و در دانش‌سرا عنوان اول را کسب کردم، از سوی آقای دهقان رئیس دانش‌سرا به عنوان مسئول ورزش آن‌جا منصوب شدم. در این مدت به همراه آقای یدالله امیدزاده اولین نشریه ورزشی لرستان که مختص اخبار ورزشی دانش‌سرا بود را در اردیبهشت 1337 منتشر کردیم.

قبلاً که عضو تیم منتخب خرم‌آباد بودم و برای انجام بازی‌های دوستان با بروجرد روبه‌رو شده بودیم، با مرحوم غلام‌رضا کاروان دوستی و آشنایی پیدا کرده بودم، لذا ترتیب برگزاری مسابقات مختلفی با همکاری ایشان می‌دادیم و من نیز در زمان حضورم در بروجرد به عضویت تیم منتخب این شهر و آموزشگاه‌های بروجرد درآمدم و حتی در مسابقات استان ششم که در مسجدسلیمان برگزار شد، همراه تیم بروجرد مقابل خرم‌آباد بازی کردیم که یک بر صفر پیروز شدیم و فقط در بازی نهایی مغلوب تیم آبادان شدیم که از بازیکنان مطرحی مثل مرحوم پرویز دهداری بهره می‌برد.





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: پرویز جایدری، رضا جایدری، محمود داودی نژاد، استاد پرویز جایدری افتخار ورزش بروجرد و لرستان، استاد پرویز جایدری، ورزش لرستان،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی
کارت خبرنگاران صادر شد

به  اطلاع  دوستان  و زحمتکشان عرصه خبر ، خصوصا  خبرنگاران و عکاسان  ورزشی  استان لرستان میرسانیم  انتظار به  سرآمد  و  از طرف  سازمان لیگ کشور  کارت خبرنگاران  محترم صادر و تحویل هیئت فوتبال استان گردید.

لذا جهت تحویل کارت خبرنگاری خود  روز جمعه مورخه ۱۷ دیماه یکساعت قبل از بازی خیبر و فولاد یزد  ، به  آقایان  محمود داودی نژاد  مسئول روابط عمومی هیئت فوتبال و سیامک کوهگردزاده مدیررسانه ای  باشگاه خیبر  مراجعه نمایید.

لازم به ذکراست افرادی  که  ابتدای فصل مراحل درخواست کارت خود را داشته اند در این فهرست قرار دارند و  کارت سایر عزیزان خبرنگار  در دست اقدام است.

کارت خبرنگاران محترم به شرح ذیل آماده تحویل میباشد.

فرهاد داودوندی

ابراهیم شریفی

یعقوب دالوند

رضا جایدری

محمد یاراحمدی

محمدعلی نژاد

مهران مریدی

حجت آزادمنش

نجم الدین حیدری

صیاد درگاهپور

رضا طولابی

مصطفی باقری

سید احمد موسوی

وحید کاظمی

حامد احمدی

میلاد فاضلی

بهزاد سلاحورزی

رضا میرزایی

روابط عمومی باشگاه فرهنگی ورزشی خیبر خرم آباد


بنقل از: کانال رسمی باشگاه خیبر خرم آباد




طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: کارت خبرنگاری، رضا جایدری، محمود داودی نژاد، سید احمد موسوی، یعقوب دالوند، مهران مریدی، رضا طولابی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1395 توسط فرهاد داودوندی


مطلبی که دو سال قبل آقای رضا جایدری نوشت



 برخی ورزشكاران و مربیان لرستانی بیاموزند:

معرفت شاغلام نشان داد دود از كنده برمی‌خیزد!


بیش از یك دهه است در عرصه‌های مختلف ورزش استان لرستان به كار اطلاع‌رسانی مشغولم.

از خبرنگاری ورزشی برای نشریات شروع كردم و بعدها خودم صاحب امتیاز و مدیر مسوول اولین نشریه‌ی تخصصی استان لرستان در حوزه‌ی ورزش استان شدم (لرستان ورزشی با تاریخ مجوز 26 اسفند 1387).

بیش از دو سالی هم هست كه صاحب امتیاز و مدیر مسوول یك پایگاه خبری رسمی كه بیش‌تر در زمینه‌های ورزشی، فرهنگی و هنری فعال است مشغول قلم‌زنی هستم و از سال 1382 به صورت مقطعی گزارشگر، مجری، نویسنده و ‌تهیه‌كننده‌ی برنامه‌های ورزشی شبكه استانی لرستان (افلاك) هم بوده‌ام.

ظرف این مدت، بارها و بارها خبر، مقاله، مصاحبه، یادداشت، گزارش، عكس و ... از زیر و بم ورزش لرستان منتشر و پخش كرده‌ام كه اگر بخواهی حساب كنی، شمار آنان باید افزون بر 10 هزار مورد شود.

اما یك چیز را ظرف این همه سال درون خود نگه داشتم و آن این كه منتظر بمانم ببینم این كه می‌گویند «پهلوان زنده را عشق است»، آیا در مورد خبرنگاران ورزشی لرستان نیز صادق است یا فقط پیشكسوتان ورزش هستند كه در این مورد گلایه دارند؟!

واضح‌تر بگویم: سال‌ها بدون توقع و چشم‌داشت، هر كس از جماعت ورزشكاران، داوران، مربیان، مدیران و ... گله‌ای داشت، نوشتیم و منعكس كردیم(من و بقیه خبرنگاران ورزشی) و خون دل‌ها خوردیم و تعصب‌ها از تیم‌ها و ورزشكاران دیارمان كشیدیم و گاه در این راه سلامتی خود را به حراج گذاشتیم، بلكه اول خدا و بعد بندگان خدا از ما راضی باشند و قدمی مثبت برای دیارمان و مردمش برداشته باشیم. این كه تا چه حد در این زمینه موفق بودیم را دیگران باید قضاوت كنند اما می‌خواهم یك نكته عرض كنم: كسی چون من به كرات تصویر و نامش زیر مصاحبه‌های ورزشی، مقالات، خبرها، تصاویر ورزشی و ... منتشر شده در سایت‌ها و مطبوعات استان ثبت شد و همچنین بیش از 10 سال مجری، گزارشگر، تهیه‌كننده، كارشناس، نویسنده و ... برنامه‌های ورزشی بوده و چهره، صدا و نامم نیز شاید بیش از حد از تلویزیون یا رادیوی استان و حتی در برنامه پربیننده‌ی 90 منعكس شده كه بخواهم در این زمینه كمبودی داشته باشم، اما یك نكته طی این سال‌ها باعث تأسف و تعجب من بود و آن این كه هر گاه در یك برنامه‌ی تلویزیونی یا تنظیم یك مصاحبه برای یك نشریه با كسی مصاحبه می‌كردم، در پایان، نگاهی به چهره‌ی خودم می‌انداخت و آخرش می‌گفت: جا دارد از شخص شما هم تشكر كنم!

حقیقت این است از این موضوع چندان خوشم نمی‌آمد چرا كه می‌دیدیم این قبیل افراد، بسیاری از دوستان و همكاران خبرنگار ورزشی مرا كه برای آن‌ها زحمات زیادی كشیده‌اند، در آن لحظه از یاد برده‌اند و فقط حرمت‌ من را به خاطر حضورم جلوی آن‌ها در آن لحظه نگه می‌دارند و برای رعایت احترامی صوری، نامی از من یا كس دیگری كه در آن لحظه با آن‌ها مصاحبه می‌كند را بر زبان جاری می‌كنند و از ذكر نام بقیه‌ی اهالی رسانه كه حق بزرگی بر گردن آن‌ها دارند و بارها قبل از آن به ایشان خدمت كرده‌اند، چشم‌پوشی می‌نمایند!

اما در برنامه‌ی پنج‌شنبه‌شب "نگاهی به ورزش استان" كه آقای "غلام زینی‌وند" مربی بااخلاق و جوانمرد لرستانی مهمان برنامه بود، این طوق شكست! زمانی كه مجری برنامه (آقای محمد اساره) از وی خواست سخن پایانی خود را بیان كند، عمو غلام نگاهی به كاغذهای جلویش انداخت تا نكند چیز مهمی را كه سال‌ها بود كسی بر زبان نیاورده، او از یاد ببرد و بیان نكند، به همین دلیل سخنانش را با ذكر نام چند نفر از خبرنگاران ورزشی استان به پایان برد كه هیچ‌كدام در آن برنامه و جلوی چشمش حضور نداشتند.

 شنیدن نام منی كه خودم بیش از 400 بار در شبكه افلاك مجری و گزارشگر برنامه‌ها بودم، اما در برنامه‌ی آن شب حضور نداشتم، از زبان آقای غلام زینی‌وند، خستگی 11 سال كار طاقت‌فرسای خبرنگاری را از تنم بیرون كرد تا به این باور برسم: هنوز هستند كسانی كه شعور و معرفت‌شان بیش از این حد است تا هر وقت كاری داشته باشند یا منافع‌شان ایجاب كند به سراغ ما خبرنگاران نیایند و به هنگام خوشی نیز یاد ما باشند. البته این روزها امثال عمو غلام به ندرت یافت می‌شوند كه دورادور یاد رنج‌های ما خبرنگاران ورزشی در روزهای سرد و گرم پیشین ورزشگاه‌های شهر و استان‌مان باشند و نامی هم از ما ببرند بدون این كه مدت‌ها باشد همدیگر را دیده یا از احوال هم خبری كسب كرده باشیم! به قول صائب تبریزی:

دوردستان را به احسان یاد كردن همت است
 ور نه هر نخلی، به پای خود ثمر می‌افكند

آری! عمو غلام ثابت كرد كه هنوز «دود از كنده بر می‌خیزد» و این قدیمی‌ها هستند كه درس اخلاق و جوانمردی را به ما می‌آموزند نه آن ورزشكاران پرمدعایی كه هنوز «غوره نشده، مویز گشته‌اند» و با چند بار دعوت به اردوی تیم ملی و یا حتی كسب مدال‌های آسیایی و جهانی كه با گذاشتن پای‌شان بر روی دوش ما خبرنگاران ورزشی از این پلكان بالا رفته‌اند و به جایی رسیده‌اند(البته اگر سهم عمده‌ای در موفقیت آن‌ها نداشته باشیم، سهم كمی هم در حمایت از آن‌ها نداشته‌ایم)، اینك ما را به فراموشی می‌سپارند و هر جا مصاحبه‌ای با آن‌ها می‌شود، موفقیت خود را فقط نتیجه‌‌ی لطف مربیان و پدر و مادرشان ذكر می‌كنند!

ببخشید كه سرتان را درد آوردم اما این موضوع، مدت‌ها بود كه مرا آزار می‌داد و حرفی بود كه روی دلم مانده بود كه چرا این جماعت فقط زمانی از خبرنگاری نام می‌برند كه جلوی چشم آن‌هاست و از خبرنگارنی كه در گذشته برای آن‌ها تلاش‌ها كرده‌اند، یادی نمی‌كنند؟!

شاید هم ما پرتوقع هستیم و حق با آن‌ها باشد! ای بسا خبرنگاران ورزشی غایب از نظر، ارزش تقدیر و تشكری نداشته باشند، اما هر چه باشد، «كوه به كوه نرسد، آدم به آدم خواهد رسید»

و روزی كه دوباره میكروفون یا قلمی دست امثال بهرام سلاح‌ورزی، حمید لشنی، عظیم شكوری، فرهاد داودوندی، محمود داودی‌نژاد، سید احمد موسوی، رضا طولابی، مهران مریدی، یعقوب دالوند، وحید کاظمی، صیاد درگاه‌پور، ابراهیم شریفی، میلاد فاضلی، رضا جایدری یا ... باشد و در آن روز این افراد تلاش ‌كنند تا رو در روی ما قرار گیرند بلكه با پا نهادن روی دوش ماصدای‌شان را به مسوولان برسانند یا خود را مطرح كنند، این ما هستیم كه باید مراقب باشیم، سودجویان و نااهلان از ما استفاده‌ی ابزاری یا زرنگ‌مآبانه نكنند!

همان‌ها كه موقع فرا رسیدن تقدیر و تشكر، چشم‌شان فقط نوك دماغ‌شان را می‌بیند و دیگر چیزی از گذشته‌ی ورزشی خود به خصوص در مورد خبرنگاران ورزشی به خاطر نمی‌آورند!

رضا جایدری

غره اسفند 93/ خرم‌آباد




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: برخی ورزشكاران و مربیان لرستانی بیاموزند، رضا جایدری، غلام زینی وند، شاغلام، دود از کنده بر می خیزد، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آذر 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقای رضا جایدری روزنامه نگار مستقل لرستانی

عطای کار خبری را به لقای آن بخشید
 

خداحافظ رسانه، سلام زندگی!

نوشته: آقای رضا جایدری


از 13 شهریور برای همیشه از قید دشواری‌های خبرنگاری و متعلقات آن آزاد شدم، 13 همیشه هم بد و نحس نیست!

دیگر نیازی نیست دو روزی یك‌بار فرصت چند ساعت خواب پیدا كرده، تا صبح بنشینم و اخبار و مطالب ارسالی را از نظر تایپی، محتوایی و حقوقی بازبینی كنم!

دیگر با خیال راحت می‌توانم روزی 3 وعده غذا صبح، ظهر و شب بخورم و ناچار نیستم به دلیل گرفتاری رسانه‌ای یا استرس، نهار را ساعت 18 عصر و شام را ساعت 3 بامداد جلوی كامپیوتر بخورم!

دیگر استرس این كه تلفنم به صدا درآید و تهدید جدیدی برای شكایت در دادگاه مطرح شود یا گلایه‌هایی كه حتی نزدیك‌ترین دوستانم به خاطر انتشار مطالبی در سایت، رفاقت چند ساله‌مان را بر هم بزنند، ندارم!

حالا می‌توانم دست فرزندم را بگیرم و هر روز او را به پارك نزدیك منزل‌مان ببرم تا بازی كند و من از تماشای بازی كردن او لذت ببرم. می‌توانم یک لیوان چای در دست گرفته و با آرامش و لذت کتاب بخوانم. فرصت پیدا می‌کنم پس از ماه‌ها به مسافرت بروم! حتی می‌توانم سرم را ساعتی در گوشی تلفن کرده و ببینم در كانال‌ها، گروه‌ها، سایت‌ها و خبرگزاری‌ها چه خبر است!

چه دلنشین و لذتبخش است دوری از كاری پراسترس و پرآشوب، به‌خصوص وقتی كسی قدر تو را نمی‌داند و برای خوب كار كردنت ارزشی قائل نیست! اصلاً دوری از فضای رسانه‌ای استان و شهری كه فرقی بین كار خوب و بد نمی‌گذارند، بهترین و ارجح‌ترین تصمیم است.

خداوند به دوست و برادر عزیزم "عبدالرضا قاسمی" اجر و صبر بدهد كه بالاخره هفته قبل، با جدایی من از پایگاه خبری یافته كنار آمد؛ اما اینك ناچار است باری را كه من طی چند سال با یاری او و دیگر دوستان به دوش كشیدم را تحمل نماید.

نمی‌دانم چقدر دوام خواهد آورد ولی مطمئنم با روحیات او و وضعیت اسفناك حاكم بر مطبوعات لرستان، اگر خودش هم انصراف ندهد؛ خدای ناخواسته، بیماری، فشار عصبی و ... بالاخره او را به سرنوشت بچه‌هایی كه از این وادی پردردسر در لرستان جدا شدند، دچار خواهد كرد.

ما كه برای همیشه رفتیم، خداحافظ رسانه و سلام بر زندگی!


@@@@@@@



آقای رضا جایدری برای لرستان یک برند موفق است


فرهاد داودوندی- بروجرد:


وقتی مطلب آقا رضا جایدری را مبنی بر خداحافظی اش از دنیای رسانه ای را خواندم هم خوشحال و هم ناراحت شدم!

خوشحالی ام به این خاطر بود که وقتش آزاد خواهد شد تا بیشتر به زن و بچه اش برسد، به خانه و خانواده اش رسیدگی کند، سر و سامانی به دست نوشته هایش بدهد و در واقع به آرامش برسد.

 و اما متاسف شدم که چنین گوهر گرانبهایی به همین سادگی از دست برود.

رضا جایدری برای استان محروم ما یک برند موفق و صاحب نام است، روزنامه نگار، وبلاگ نویس، خبرنگار، همکار افتخاری برنامه های صدا و سیما، محقق، تاریخ نگار ورزشی و غیر ورزشی، مدیر مسوول نشریات و سایت های خبری تحلیلی و از همه مهمتر یک معلم راستین که مستقل است و در فعالیت های خبری کاملا حرفه ای.

هنوز که هنوز است با این همه رسانه های مجازی و غیر مجازی که به یکباره سر بر آورده اند، کتاب تاریخ فوتبال رضا جایدری حرف اول و آخر تاریخ فوتبال استان لرستان را می زند.

گفتم که رضا جایدری برای استان ما یک برند صاحب نام است که باید توسط مسوولین حفظ و حمایت می شد، اما با این همه خطوط قرمز خود ساخته روسای عشق میز در این استان مگر می شود یک روز بدون استرس، فعالیت خبری کرد؟!

رضا جایدری و رضا جایدری ها که در این استان در عرصه کار خبری کاملا مستقل هستند و وامدار کسی نیستند شب و روز باید پاسخگوی روسایی باشند که برای پوشاندن کم کاری های خود، دیواری کوتاهتر از دیوار روزنامه نگاران مستقل پیدا نمی کنند. روسایی که فقط دوستدار روزنامه نگاران دست به سینه ای هستند که خود را به دیناری به آنها می فروشند!

در واقع برای کناره گیری افرادی به مانند آقا رضا جایدری از عرصه کار خبری در لرستان باید به روسای کم کار استان تبریک گفت که با تنگ کردن عرصه، یک فعال مستقل خبری دیگر در استان را خانه نشین کردند تا بتوانند بیشتر در عقب عقب بردن این استان جولان بدهند. روسایی که ادعای شان گوش فلک را کر کرده، اما دریغ از اینکه بتوانند یک هزارم امثال رضا جایدری ها برای رشد استان لرستان قدم بردارند.

صمیمانه امیدوارم و شاید بتوان گفت صد در صد مطمئنم که آقا رضا جایدری بعد از گذراندن یک دوره استراحت که واقعا بخاطر حجم کاری بالا به آن احتیاج دارد، به دنیای خبری لرستان باز خواهد گشت، این وعده نگارنده، دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

دنیای رسانه ها در لرستان بدون حضور آقا رضا جایدری یک وزنه بسیار قوی را از دست خواهد داد.

در خاتمه امیدوارم بزودی آقای رضا جایدری و دیگر روزنامه نگاران مستقل لرستانی که بخاطر کم لطفی روسای استان، خانه نشینی را بر فعالیت خبری ترجیح داده اند هر چه سریعتر در تصمیم خود تجدید نظر کنند.

این استان محروم برای رشد، به مردان واقعی و مستقل به مانند رضا جایدری ها بسیار احتیاج دارد.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: رضا جایدری: خداحافظ رسانه سلام زندگی، رضا جایدری، خداحافظ رسانه، سلام زندگی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 شهریور 1395 توسط فرهاد داودوندی
تیم فوتبال نوجوانان لرستان سال 1356

عکس از آرشیو آقای رضا جایدری




عکس قدیمی از دکتر جمشید تقسیمی در بالا(نفر چهارم نشسته از سمت راست) و عکس جدید از ایشان در پائین





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: تیم فوتبال نوجوانان لرستان سال 1356، دکتر جمشید تقسیمی، جمشید تقسیمی، رضا جایدری، فوتبال، تیم فوتبال بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی

اسامی و تصاویر نمایندگان مجلس لرستان


( از دوره اول تا دوره نهم)


عكس نماینده‌های لرستان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی - یافته

8 نماینده لرستان در مجلس اول (از 7 خرداد 1359 تا 6 خرداد 1363): سیدمحمدتقی شاهرخی و مرتضی اعظمی‌لرستانی(خرم‌آباد)، محمدهادی برومند[خائف](بروجرد)، مهدی كروبی(الیگودرز)، محمدحسین صادقی(دورود و جاپلق)، سید فخرالدین رحیمی(بخش ملاوی)، علی مومه‌وندی[كاظمی](سلسله و دلفان)، محمدرضا عباسی‌فرد(كوهدشت و طرهان)

توضیح: پس از شهادت سیدفخرالدین رحیمی نماینده ملاوی، در انتخابات میان‌دوره سید‌نورالدین رحیمی به مجلس راه یافت. همچنین در انتخابات میان‌دوره حسین بازقندی در حوزه انتخابیه دورود و ازنا جایگزین محمدحسین صادقی شد.

 

8 نماینده لرستان در مجلس دوم (از 7 خرداد 1363 تا 6 خرداد 1367): محمدصالح طاهری‌خرم‌آبادی و محمدرضا عباسی‌فرد(خرم‌آباد)، حجت‌الله زمانی(بروجرد)، سید محمدرضا هاشمی(الیگودرز)، سید عباس موسوی(دورود و جاپلق)، سید نورالدین رحیمی(بخش ملاوی)، محمد محمدی(سلسله و دلفان)، علی‌اصغر اسفندیارپور(كوهدشت و طرهان)

توضیح: پس از شهادت سیدنورالدین رحیمی نماینده مردم "ملاوی"، در انتخابات میان‌دوره‌ای، كریم ملك‌آسا به مجلس شورای اسلامی راه یافت.

 

نمایندگان لرستان دوره سوم مجلس

7 نماینده لرستان در مجلس سوم (از 7 خرداد 1367 تا 6 خرداد 1371): علی‌محمد سوری‌لكی و علی عنایت(خرم‌آباد)، محمدكریم مروجی(بروجرد)، علی‌محمد احمدی(الیگودرز)، سیدمحسن شفیعی(دورود و جاپلق)، كریم ملك‌آسا(بخش ملاوی)، ماشاء‌اله حیدری‌مقدم(سلسله و دلفان)، ؟ (كوهدشت و طرهان)

توضیح: در حوزه انتخابیه "كوهدشت"، علی‌اصغر اسفندیارپور در دور اول به مجلس راه یافت كه به دلیل اعتراض علی شاهرخی‌قبادی، اعتبارنامه وی تصویب نشد. در انتخابات میان‌دوره‌ای نیز علی شاهرخی‌قبادی بالاترین رأی را كسب كرد كه همین موضوع برای وی پیش آمد و اعتبارنامه‌اش تأیید نشد. لذا كوهدشت در دوره سوم نماینده‌ای در مجلس نداشت!

 

نمایندگان لرستان, مجلس چهارم, یافته نیوز

8 نماینده لرستان در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1371 تا 6 خرداد 1375: سیدمحمدصالح طاهری‌خرم‌آبادی و اكبر فرید(خرم‌آباد)، [مرحوم] هادی خاتمی(بروجرد)، محمدحسن قلی(الیگودرز)، جهانشاه صدیق(دورود و ازنا)، محمد محمدی(سلسله و دلفان)، علی امامی‌راد(كوهدشت)، علی بوالفتح(پل‌دختر)

 

نماینده لرستان مجلس پنجم

8 نماینده لرستان در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1375 تا 6 خرداد 1379: عبدالرضا سپهوند و كورش فولادی(خرم‌آباد)، [مرحوم] هادی خاتمی(بروجرد)، محمدابراهیم مداحی(الیگودرز)، غلام‌رضا عبدالوند(دورود و ازنا)، علی آل‌كاظمی(سلسله و دلفان)، اسماعیل دوستی(كوهدشت)، محمدمهدی شاهرخی(پل‌دختر)

 

نماینده لرستان مجلس ششم

9 نماینده لرستان در دوره ششم مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1379 تا 6 خرداد 1383: سیدعیسی موسوی‌نژاد و عبدالرحیم بهاروند(خرم‌آباد)، علاء‌الدین بروجردی و [مرحوم] عبدالمحمد نظام‌الاسلامی(بروجرد)، علی‌محمد احمدی(الیگودرز)، غلام‌رضا عبدالوند(دورود و ازنا)، محمد محمدی(سلسله و دلفان)، علی امامی‌راد(كوهدشت)، محمدمهدی شاهرخی(پل‌دختر)

 

نماینده لرستان مجلس هفتم

9 نماینده لرستان در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1383 تا 6 خرداد 1387: فتح‌الله حسنوند و قدرت‌الله ایمانی(خرم‌آباد)، علاء‌الدین بروجردی و سیدمحسن یحیوی(بروجرد)، سیدمرتضی موسوی(الیگودرز)، حسین پاپی(دورود و ازنا)، محمودرضا حسنوند(سلسله و دلفان)، علی امامی‌راد(كوهدشت)، محمدمهدی شاهرخی(پل‌دختر)

 

نماینده لرستان مجلس هشتم

9 نماینده لرستان در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1387 تا 6 خرداد 1391: محمدرضا ملكشاهی‌راد و رضا رحیمی‌نسب(خرم‌آباد)، علاء‌الدین بروجردی و هادی مقدسی(بروجرد)، حجت‌الله رحمانی(الیگودرز)، عزت‌الله دهقان(دورود و ازنا)، محمد محمدی(سلسله و دلفان)، علی شاهرخی‌قبادی(كوهدشت)، علی كاییدی(پل‌دختر)

 

نمایندگان لرستان در مجلس نهم

9 نماینده لرستان در دوره نهم مجلس شورای اسلامی از 7 خرداد 1391 تا 6 خرداد 1395: ایرج عبدی و ابراهیم آقامحمدی(خرم‌آباد)، علاء‌الدین بروجردی و بهرام بیرانوند(بروجرد)، محمدتقی توكلی(الیگودرز)، عباس قائدرحمت(دورود و ازنا)، حجت‌الله خدایی‌سوری(سلسله و دلفان)، الهیار ملكشاهی(كوهدشت)، علی‌اكبر كاییدی(پل‌دختر)

تهیه و تدوین: رضا جایدری

پایگاه خبری تحلیلی یافته/ خرم‌آباد





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: اسامی و تصاویر نمایندگان مجلس لرستان ( از دوره اول تا دوره نهم)، اسامی و تصاویر نمایندگان مجلس لرستان، نمایندگان مجلس، لرستان، بروجرد، رضا جایدری، یافته،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی















متاسفانه تصاویر تعدادی دیگر از دوستان خبری خود در خرم آباد را در آرشیو پیدا نکردم، وگرنه عکس های این عزیزان هم روی سایت قرار می گرفت.


ثبت رکورد چهارده میلیون و هفتصد هزار

 14.700.000 بازدید

 از سایت شخصی فرهاد داودوندی

 تقدیم به خبرنگاران عزیز خرم آبادی


با نهایت افتخار اعلام می کنم بهترین دوستان خبری من، برو بچه های دوست داشتنی خرم آباد بوده، هستند و بدون هیچگونه شکی در آینده هم خواهند بود.

هر وقت صدای گرم شان را می شنوم و یا دیداری حاصل می شود آنقدر گل می گوئیم و گل می شنویم و صدای قهقهه خنده مان توام با بگو و بخند، فضا را پر می کند که هر که نداند فکر می کند ما با همدیگر برادر واقعی هستیم.


مطلبی نقد گونه ای در رابطه با نصب بنر سراسر اشتباه اداره کل ورزش و جوانان لرستان و هیات والیبال استان در رابطه با تیم والیبال زاگرس پوش بروجرد شب قبل روی سایت قرار دادم.

متاسفانه تعداد اندکی فکر کرده اند که نوشته ما قصد داشته اختلافات پوچ و رنگ و رو باخته نژاد پرستانه بروجرد، خرم آباد بازی سالیان قبل دامن بزند.

 در صورتیکه اصلا و ابدا اینگونه نیست.

هر کجا مشکلی در رابطه با مدیریت روسای بروجرد و استان دیده بشود باید توسط خبرنگاران شریف لرستانی در هر شهر و دیاری از این استان بدون پرده پوشی بیان شود و منهم در آن نوشته به شدت در رابطه با حضور تیم والیبال زاگرس پوش بروجرد در لیگ زیر گروه و نصب بنر تبریک به مردم شریف خرم آباد نقدی نوشته ام.

چرا که جدای از اشتباهات فاحش املایی در آن بنر، باید اول به مردم بروجرد تبریک گفته می شده و سپس به مردم عزیز شهر های دیگر استان عزیزمان.

به هر حال به داشتن دوستان خوب خرم آبادی خودم صمیمانه افتخار می کنم و معتقدم هر نوشته ای دلیلی بر شکافتن فبرستان کهنه اختلافات رنگ و رو باخته و دشمن شاد کن، این دو شهر نیست!

به همین خاطر ثبت رکورد بازدید 14.700.000  ( چهارده میلیون و هفتصد هزار بازدید ) از سایت شخصی فرهاد داودوندی را تقدیم می کنم به هم استانی های عزیزم  که ساکن تمامی شهر های زیبای این استان تاریخی می باشند و بخصوص تقدیم می شود به خبرنگاران، عکاسان و فعالان گرامی عرصه مطبوعات و دنیای مجازی که زاده خرم آباد عزیز می باشند. 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: خبرنگاران خرم آبادی، ثبت رکورد چهارده میلیون و هفتصد هزاربازدید، رضا جایدری، عبدالرضا قاسمی، مهران مریدی، احمد موسوی، رضا طولابی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394 توسط فرهاد داودوندی
خاطرات جالبی از مدیران ماندگار لرستان

استاندار مکانیک!


شاید یكی از مشكلاتی كه مدیران لرستان با آن مواجه هستند، درك نكردن زبان مردم است.

موفقیت در این راه، تنها در سایه‌ی میان مردم بودن، زندگی و بر‌خورد با آن‌ها كسب می‌شود.

اكنون توصیه‌هایی ساده به كسانی كه منصبی در لرستان دارند ارائه می‌دهیم باشد كه در كار گیرند بلكه به زعم مردم خرم‌آباد، روزی علی‌محمد ساكی دیگری شوند و از آنان به نیكی یاد كنند.

این نكات ماحصل بیش از یك دهه فعالیت رسانه‌ای است و مواردی را شامل می‌شود كه مردم به عنوان گلایه از برخی مدیران استان‌شان عنوان كرده‌اند:

* سعی كنید با همه سلام و علیك كنید و تا حد امكان در برخورد ظاهری با مردم، از خوش‌برخوردی كوتاهی نكنید.

حسن برخورد با دیگران، در مدیریت معجزه می‌كند! اكثر اطرافیان ممكن است طی عمرتان، با شما فقط یك برخورد داشته باشند، لذا اگر آدم خوبی هم باشید اما یك روز بر اثر بی‌حوصلگی جواب سلام كسی را ندهید، آن شخص همه جا از شما به عنوان آدمی ترش‌رو یا بی‌ادب یاد می‌كند! با انتقال سینه به سینه‌ی این ذهنیت بد بین عامه مردم كه معمولاً با مدیران برخورد زیادی ندارند، آن نقل بد، توسط كسانی كه شما را ندیده‌اند پذیرفته شده و ذهنیت اجتماع از شما بر اساس همان یك برخورد ثبت و ضبط می‌شود!

* سعی كنید هر از چند گاهی از لایه‌های خشك مدیریت و ریاست بیرون بیایید و تنوعی به خرج دهید و با مردم باشید. تصور مردم لرستان از مدیران این است كه برای دیدن آن‌ها باید با وقت قبلی و پس از ماه‌ها منتظر ماندن، قرار ملاقاتی كوتاه در روز دوشنبه كسب كنند! چه اشكالی دارد مثلاً زمانی كه فرماندار هستید گاهی عصرها به خیابان‌های شهر بروید و با مردم درب نانوایی‌ها و مغازه‌ها خوش و بش كنید؟! با این كار، مردم دل‌شان قرص می‌شود كه می‌شود آقای مدیر یا رئیس را همه جا دید و انسانی مردمی است و در ضمن بر همه جا نظارت و سركشی می‌كند. یك بار شریعت‌نژاد فرماندار خرم‌آباد را در خیابان محل سكونت‌مان دیدم كه با مردم جلوی میوه‌فروشی حرف می‌زد و به درد دل آن‌ها در مورد دست‌اندازهای خیابان گوش می‌داد. پس از آن تا حدود یك هفته، نقل محفل همه اهل محل، رفتار فرماندار و حضورش در آن‌جا بود و به نیكی از برخورد او یاد می‌كردند!

* چه اشكال دارد گاهی سرزده به كسانی كه فكرش را هم نمی‌كنند اما عیادت یك مسوول از آن‌ها یك آرزو است، سری بزنید و در این راه از همراه داشتن روابط عمومی و عكاس هم مضایقه نكنید چرا كه این‌گونه كارها برای الگوسازی در اجتماع بسیار شایسته است و باید هم اطلاع‌رسانی شود.

اما خاطراتی كه مردم از درایت حسن برخورد مسوولان ذكر كرده‌اند:

 

علی مرادی مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستانخاطره‌ای از مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان

* یكی از محققان لرستانی نقل می‌كرد علی مرادی كه مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان بود(در دهه 70) یك هنرمند به تمام معنا به شمار می‌رفت، چرا كه هر گاه شخصی برافروخته و عصبانی وارد اتاق وی می‌شد، هنگام خروج همیشه لبخند به لب و با رضایت كامل از اتاق این مدیر خارج می‌شد!

آقای مدیر اگر هم نمی‌توانست خواسته‌ی همه افراد را برآورده كند، با آرامش و نرمش، همه را راضی و آرام می‌كرد و مردم با رضایت از نزدش می‌رفتند. این هم خود هنری بزرگ است كه برخی مدیران فاقد آن هستند!

 

خاطره‌ای از نماینده بروجرد در مجلس شورای اسلامی

مرحوم عبدالمحمد نظام‌الاسلامی نماینده اسبق بروجرد در مجلس شورای اسلامی* نگارنده به خاطر دارد دهه 70 كه در بروجرد دانشجو بودم، یك روز عصر مردی موقر همراه با دو نفر در نزدیكی میدان دانشگاه جلوی مرا گرفت و پرسید: مرا می‌شناسی؟!

پاسخ دادم: خیر!

آن مرد گفت: مهم نیست چون من هم شما را نمی‌شناسم، فقط می‌خواستم بدانم به عنوان یك همشهری در بروجرد چه مشكلاتی داری؟

به ایشان گفتم: من اهل بروجرد نیستم و این‌جا دانشجو هستم.

وی گفت: چه بهتر! به عنوان یك مهمان، مشكلات شهر ما را در چه می‌بینی؟

من هم نكاتی در مورد گرانی مسكن و مسائلی از این قبیل عنوان كردم كه ایشان از همراهانش خواست آن‌ها را یادداشت كنند.

بعد متوجه شدم این فرد، مرحوم عبدالمحمد نظام‌الاسلامی نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی است!

وی 11 بهمن 1387 در سن 55 سالگی درگذشت. روحش شاد باد

 

مرحوم علی‌محمد ساكی شهردار فقید خرم‌آبادشهردار امانت‌دار خرم‌آباد

یكی از خبرنگاران پیشكسوت لرستانی نقل كرد که مرحوم علی‌محمد ساکی در پایان دوران مسوولیت خود در شهرداری خرم‌آباد، هنگامی که صورت‌جلسه تحویل اسناد و مدارک مربوط به شهرداری را امضا می‌کند، در انتها خودنویس طلایی خود را که یک شرکت راه‌سازی در زمان مسوولیتش در شهرداری به وی هدیه کرده بود، روی میز قرار می‌دهد!

در این هنگام کارمندی که اسناد تسویه‌حساب شهردار قبلی را تحویل می‌گیرد خطاب به وی می‌گوید: «آقای ساكی خودنویس‌تان جا ماند»

او در پاسخ می‌گوید: «‌می‌دانم! خودنویس متعلق به شهردار خرم‌آباد است، نه علی‌محمد ساکی‌. من دیگر شهردار نیستم.»!

 

استاندار آچار فرانسه لرستان!

* تمام كسانی كه مطالعه‌ای در مورد تاریخ لرستان دارند و یا از دهه 50 ساكن خرم‌آباد بوده‌اند، محال است هر گاه نامی از شخصی به نام ابراهیم فرح‌بخشیان (استاندار لرستان بین سال‌های 1353 تا 1355) به میان می‌آید از او به نیكی یاد نكنند. وی زمانی كه مرحوم علی‌محمد ساكی شهردار خرم‌آباد بود، در این استان منصب داشت و آن‌قدر در زمان حضورش در لرستان تلاش كرد و نیكی نمود كه مردم هنوز قدردان زحماتش هستند.

تمامی صنایع و كارخانه‌های خرم‌آباد نظیر مجتمع كشت و صنعت و مجتمع گوشت، یخچال‌سازی، پارسیلون و ... در دوران حضور وی در خرم‌آباد راه‌اندازی شد.

یكی دیگر از محققان لرستانی در خصوص درایت استاندار سابق لرستان نقل می‌كند:

زمانی كه بخش‌هایی از بلوار ورودی شهر در نزدیكی میدان دانشجو در حال ساخت بود، استاندار سركشی منظمی به این پروژه می‌كرد.

عصر یك روز، سرزده همراه با مرحوم علی‌محمد ساكی آن‌جا آمد. برخی كارگران و راننده‌ها كه عادت داشتند از زیر كار در بروند، راه‌هایی برای این منظور پیدا كرده بودند. مثلاً راننده‌ها با دست‌كاری عمدی ماشین‌ها و خراب كردن و از كار انداختن ماشین، عنوان می‌كردند كه خراب است و كار نمی‌كند و به این بهانه كار را تعطیل می‌كردند!

ابراهیم فرح‌بخشیان استاندار اسبق لرستانآن روز، یكی از راننده‌ها با درآوردن سیم كویل ماشین، آن را از كار انداخته بود و زیر سایه‌ی درختان در حال چرت زدن بود! استاندار(فرح‌بخشیان) كه برای سركشی آمد و دید این ماشین كار نمی‌كند، راننده آن را خواست.

راننده را بیدار كردند و نزد وی آوردند.

استاندار پرسید: مگر تایم كاری شما تا ساعت 5 عصر نیست؟ چرا كار نمی‌كنی؟

راننده پاسخ داد: ماشین خراب است؟!

استاندار پرسید: مشكلش چیست؟

راننده جواب داد: نمی‌دانم!

استاندار كتش را درآورد و زیر ماشین انداخت و پس از وارسی چند سیم، دوباره بلند شد و از بالا هم به وارسی موتور پرداخت و پس از جا زدن سیم‌ها، به راننده گفت: استارت بزن!

ماشین روشن شد و راننده كه تبحر استاندار "همه فن حریف" گیج و مبهوت به نظر می‌رسید، به سر كارش برگشت!

 

استاندار ورزش‌دوست

خاطره دیگر را در مورد فرح‌بخشیان، یكی از خبرنگاران پیشكسوتان لرستانی نقل می‌كند:

مهرماه سال 1353 مسابقه مهمی بین تیم‌های خرم‌آباد و گمرك اهواز برای صعود به زیرگروه لیگ فوتبال كشور در خرم‌آباد انجام می‌شد.

مهندس فرح‌بخشیان علاقه زیادی به ورزش داشت و معمولاً به تماشای مسابقات ورزشی و بخصوص آموزشگاهی می‌آمد. آن روز مسوولان تربیت‌بدنی استان مرا مأمور كردند كه به استاندار اطلاع دهم تا به منظور بالا بردن روحیه تیم خرم‌آباد، به ورزشگاه بیاید.

به دفترش زنگ زدم، خودش گوشی را برداشت. موضوع مسابقه را به او اطلاع دادم. در حالی كه صدایش ضعیف و بی‌‌رمق بود، پس از مكثی چند ثانیه‌ای، پرسید: اگر حضور داشته باشم، در روحیه بچه‌های تیم خرم‌آباد مؤثر است؟!

پاسخ دادم: بله!

لحظاتی از مسابقه گذشته بود كه دیدم استاندار در حالی كه رنگ و رویش سفید شده و بیمار است وارد ورزشگاه شد. گفت: دستم را بگیر! دستش داغ بود و از شدت تب می‌سوخت!

پرسیدم: چرا با این حال‌تان به ورزشگاه آمدید؟

فرح‌بخشیان پاسخ داد: خودت گفتی حضورم در بالا بردن روحیه بچه‌های تیم خرم‌آباد تأثیر دارد! حالا هم تا هر زمانی كه توانستم می‌مانم و بازی را تماشا می‌كنم و هر وقت حالم وخیم شد، مرا به بیمارستان ببرید!

 

پیدا كردن حامی ورزشی توسط استاندار!

چند سال قبل، با یكی از سرمایه‌گذاران غیربومی لرستان كه علاقه‌مند ورزش بود مصاحبه می‌كردم. از او پرسیدم: شما كجا، لرستان محروم كجا؟!

پیرمرد، اندكی مكث كرد و پاسخ داد: استاندار ورزش‌دوست‌تان مرا به این‌جا كشاند!

وی اضافه كرد: اوایل دهه 50 ماشین‌آلات زیادی داشتم و در پروژه‌های عمرانی استان كرمانشاه سرمایه‌گذاری و فعالیت می‌كردم.

تیم فوتبالی هم آن‌جا درست كرده بودم كه یكی از بازیكنانش سربازی خرم‌آبادی بود. گویا در خرم‌آباد حمایت زیادی از فوتبال نمی‌شد و این موضوع را به فرح‌بخشیان استاندار وقت اطلاع داده بودند كه من در كرمانشاه از تیم‌های فوتبال حمایت می‌كنم.

این فوتبالیست خرم‌آبادی روزی به من گفت: استاندار لرستان پیغام داده كه می‌خواهد شما را از نزدیك ببیند!

به هر ترتیب كه بود مرا به خرم‌آباد و به دفتر استاندار كشانید. فرح‌بخشیان تا مرا دید مثل كسی كه انگار رفیق چندین و چند ساله‌اش را دیده، سریع از پشت میزش بلند شد و به سمت من آمد و در آغوشم كشید. بعد به من گفت: ما در آسمان‌ها سراغ شما می‌گشتیم! دیگر نمی‌گذارم بروی!

هر چه توضیح دادم كه در كرمانشاه مشغول كار روی پروژه‌ها هستم، گفت كه خودش نامه‌نگاری می‌كند و اجازه و تسویه مرا می‌گیرد و این‌جا چند پروژه مهم به من می‌دهد كه به قولش هم عمل كرد. از جمله یكی از آن‌ پروژه‌ها، احداث دریاچه‌ی كیو بود!

بعد به هر ترفندی بود مرا به خرم‌آباد كشانید و من نیز تیم‌های فوتبال این شهر و استان را زیر پوشش داشتم. (توضیح این كه چون استانداری و تربیت‌بدنی بودجه و اعتباری برای تیم‌داری نداشتند، از طریق شناسایی پیمان‌كاران صالح كه به ورزش نیز علاقه‌مند بودند، به نوعی اعتبارات عمرانی را در اختیار حامیان درستكار ورزش می‌گذشتند كه این روش نیز اكنون به مسوولان استان پیشنهاد می‌شود)

فرحبخشیان در حال تقدیر از ورزشكاران لرستانی

زورخانه خرم‌آباد 1353: ابراهیم فرح‌بخشیان(سمت راست) و مرحوم حاج علی‌شاه اسدی(چپ)

 

باز هم خاطره‌ای از فرح‌بخشیان!

یكی از كارمندان ادارات استان روزی مطلبی در نشریه ما دید كه اسمی هم از فرح‌بخشیان استاندار سابق لرستان در آن آمده بود. به من گفت بنشین تا خاطره‌ای جالب از او برایت تعریف كنم!

وی نقل كرد: سال 1354 محصل دبیرستان بودم. روزی به همراه دوستم از طرف اندیمشك به خرم‌آباد رسیدیم.

آن موقع فاصله‌ی گاراژ اندیمشك تا میدان شقایق بیابان بود و چون ما صبح زود رسیده بودیم، تاكسی پیدا نشد كه ما را به میدان شقایق برساند.

پیاده راه افتادیم كه ناگهان یك ماشین آهوبیابان جلوی پای ما ایستاد. راننده شخصی بود كه گرمكن ورزشی به تن داشت و معلوم بود آن موقع صبح، ورزش كرده است، فارسی هم حرف می‌زد!

از ما پرسید: مسیرتان كجاست؟

پاسخ دادیم: داخل شهر می‌رویم.

گفت: تا چهارراه بانك می‌توانم شما را ببرم.

ما هم كه مقصدمان چهارراه فرهنگ بود و آن نزدیكی، خوشحال شده و سوار ماشین آن مرد شدیم.

بین راه، در خیابان علوی هر جا نانوایی یا مغازه‌ای بود، راننده نیش‌ترمزی می‌زد و وضع آن‌جا را خوب بررسی می‌كرد تا بداند در حال كار هستند یا نه؟!

به چهارراه بانك كه رسیدیم، عذرخواهی كرد و گفت از این‌جا به سمت پایین می‌رود.

ما هم تشكر كردیم و پیاده شدیم.

یك هفته بعد در دبیرستان امیركبیر خرم‌آباد نمایشگاه كاردستی دانش‌آموزان برپا بود. ما هم آن‌جا دانش‌آموز بودیم.

خبر دادند استاندار لرستان قصد دیدن نمایشگاه را دارد.

وقتی استاندار آمد دوستم به پهلویم زد و گفت: نگاه كن! استاندار همان مردی است كه صبح ما را تا چهارراه بانك رساند و به همه جا سركشی می‌كرد!

__________________________

* توضیح: یكی از محققان لرستانی عنوان می‌كند كه اجداد مهندس ابراهیم فرح‌بخشیان اصالتاً لرستانی و از طایفه كونانی بوده‌اند. شغل جد وی چوبدار بوده و در جوانی به تهران مهاجرت كرده و ساكن شده است. به همین خاطر زمانی كه وی استاندار لرستان بود برخی به مزاح او را ابی برار(ابی برادر) خطاب می‌كردند.

 

معرفت سیدحسین صابری استاندار لرستان

صابری استاندار لرستان و مرحوم ناصر میرزایی در ورزشگاه تختی خرم‌آبادسال 1387 هنگامی كه تیم كوثر تهران به لرستان منتقل شد، سیدحسین صابری استاندار لرستان نیز برای تماشای بازی‌های این تیم به ورزشگاه می‌آمد.

مرحوم ناصر میرزایی نیز تازه دچار عارضه مغزی شده بود و روی ویلچر در ورزشگاه حضور داشت. كنار زمین، صابری با او خوش و بش می‌كرد اما او را نمی‌شناخت!

مطلبی در یكی از نشریات استان در مورد وضعیت درمان ناصر میرزایی منتشر كردم. چند روز بعد، مدیر مسوول نشریه به من زنگ زد و گفت كه نماینده‌ی استاندار آدرس منزل استاد میرزایی را پرسیده و راهنمایی می‌خواهد تا به منزل وی و عیادتش برود.

از این حسن توجه خوشم آمد و با آن‌ها همراه شدم. صابری از استاد میرزایی دل‌جویی به عمل آورد و دستور لازم جهت پی‌گیری مداوای وی را به 2 تن از همراهانش داد.

اگر چه یكی از آن‌ها كه بومی استان هم بودند در این مورد كوتاهی كرد، اما از رفتار استانداری كه حتی ستون‌های ورزشی نشریات را می‌خواند و نسبت به مردم استان بی‌توجه نبود، لذت بردم و این خاطره را نیز در دفترم یادداشت كردم تا روزی در كتابی با عنوان "خاطراتی جالب از مسوولان لرستان" منتشر كنم.

معرفت سیدحسین صابری استاندار لرستان!

سعدی علیه‌الرحمه چه خوش سرود:

شنیدم كه جمشید فرخ‌سرشت          به سرچشمه‌ای بر  به سنگی نوشت

بر این چشمه چون ما بسی دم زدند          برفتند چون چشم بر هم زدند

گرفتیم عالم به مردی و زور                       ولیكن نبردیم با خود به گور

آن‌چه از ما باقی می‌ماند، كارهای نیك است...

 

رضا جایدری/ یافته- خرم‌آباد


@@@@@@@@@


توضیح فرهاد داودوندی:


با اجازه دوست بسیار عزیزم آقای رضا جایدری به لیست بالا باید نام زنده یاد محمد علی احتشامی اولین شهردار بروجرد و زنده یاد دکتر عبدالسعید نصرالهی پزشکی که زندگی اش را وقف سلامتی مردم و بخصوص نیازمندان نمود  را نیز اضافه نمود.


هر چند که در حال حاضر می شود نام چند مسوول و چهره علمی در بروجرد را نیز به این لیست اضافه نمود که مطمئنا به وقتش تاریخ بروجرد از زحمات این افراد نیز قدر دانی خواهد کرد.


@@@@@@@




زنده یاد محمد علی احتشامی


زندگی نامه  زنده یاد ،  محمد علی احتشامی


اولین شهردار بروجرد


فرهاد داودوندی - بروجرد : زنده یاد محمد علی احتشامی در سال 1286 در بروجرد چشم به جهان گشود . او فرزند حسینقلی احتشامی ( احتشام نظام ) بود و نوه احتشام الممالک و نتیجه احتشام الدوله خانلر میرزا ( پسر هفدهم عباس میرزا نایب السلطنه ) حکمران عربستان ( خوزستان ) و بروجرد و لرستان و مضافات بود .

در کتاب " خوزستان و لرستان عصر ناصری " به کوشش مهندس منوچهر احتشامی ، مکاتبات وی و ناصر الدین شاه و امیر کبیر و میرزا آقا خان نوری به تفضیل آمده است .

محمد علی احتشامی کار خود را در آغاز جوانی در اداره دارائی بروجرد شروع نمود و بعدا در الیگودرزو خرم آباد ادامه داد و در سال 1317 به ریاست دارائی شهرستان نهاوند منصوب شد . سپس به اداره دارائی قزوین انتقال یافت و در سال 1321 عهده دار ریاست دارائی ملایر که به نام ثلاث به حساب میآمد ، گردید . در سال 1326 عهده دار پیشکاری دارائی بروجرد و لرستان شد که در آنزمان خرم اباد و دورود و الیگودرز جزء این پیشکاری به حساب می آمدند .

پس از آنکه به استان کرمانشاه رفت و در سمت ریاست دارائی کرمانشاه بازنشسته شد ، در حدود سالهای 1342 و 1343 که انجمن های شهر ، در شهرستانهای مختلف تشکیل شد ، مردم شریف و خق شناس بروجرد ، محمد علی احتشامی را به عنوان اولین شهر دار شهر خود انتخاب نمودند .

محمد علی احتشامی تمام سعی و توان خود را در آبادانی شهر خود به کار برد و با تمام قوا به معنی واقعی کلمه از صبح تا شام با علاقمندی فراوان این کار را دنبال کرد .

اولین کاری را که شروع کرد ، پاک سازی شهر بود که به واقع بر وجرد چهره دیگری به خود گرفت . سپس خیابان بهار را که در مقابل شهرداری بود امتداد داد و آن را به صورت خیابانی بسیار زیبا در آورد که تفریح گاه مردم بروجرد گردید .

مردم قدر شناس بروجرد پس از درگذشت او ، همان خیابان را به نام محمد علی احتشامی نامگذاری نمودند . از کارهای عمرانی دیگر احداث خیابان حافظ بود . چون دسترسی خیابان بحرالعلوم به خیابان ( پهلوی سابق ) خیابان شهدا کنونی امکان پذیر نبود ، با احداث این خیابان دسترسی مردم این دو خیابان به آسانی میسر گردید .

احداث میادین متعدد در چهار راه های بروجرد و تعبه آب نما ها و فواره های زیبا در آنها ، به کلی چهره شهر را عوض نمود .

انجمن شهر نهایت همکاری را با شهردار محبوب خود می نمود ولی فرماندار بروجرد چون اعتبار و شخصیت شهردار جائی برای خود نمائی او باقی نگذاشته بود به مخالفت با شهرداری پرداخت و در حد توان مشکل برای شهر و شهرداری  بوجود آورد .

ولی کاردانی و پشت کار و شخصیت و اعتبار شهردار تمام این مشکلات را پشت سر گذاشت ، چنانچه بعد از اتمام دوره شهرداری و انجمن شهر  ، وزارت کشور برای مدت یک سال و اندی شهردار منتخب مردم را به عنوان شهردار وزارت کشور در کار خود ابقا نمود تا خدمات ناتمام خود را به انجام برساند .

در زمان خدمت خود در شهرداری با مکاتباتی که با سازمان برنامه و وزارت راه نمود ، طرح کمربندی راه ملایر به خرم آباد را به تصویب رسانید که عملیات  اجرائی آن بعدا به انجام رسید . ( کمربندی بروجرد )

یکی دیگر از خدمات ارزنده او تکمیل و توسعه گورستان شهر بود . چون دیگر محلی در محدوده امام زاده جعفر برای تدفین در گذشتگان وجود نداشت و با احداث خیابان جعفری و توسعه شهر ، امکان تدفین در آن محدوده میسر نبود ، لهذا با بازسازی و تنظیم و توسعه  قبرستان جان آباد منطقه آبرومندی برای تدفین درگذشتگان آماده ساخت .

سطح شهر بروجرد از لحاظ آسفالت معابر و بخصوص پیاده رو وضع بسیار نامطلوبی داشت ، شهردار شهر با استفاده از پیمانکاران ذیصلاح تهرانی که دارای کلیه وسایل انجام آسفالت  ، از جمله کارخانه آسفالت و غیره بودند به آسفالت خیابانهای بروجرد  به خصوص خیابانهای خاکی و مرمت پیاده روها اقدام نمود که به واقع شهر چهره یک شهر نو را به خود گرفت .

 در همان سالها بین شهرداران تمام ایران شهردار مشهد در ردیف اول و شهر دار بروجرد در مرتبه دوم قرار گرفت و وزارت کشور وقت به شهردار بروجرد نشان خدمت اهداء نمود .

آنها که عمری از آنها گذشته است خدمات زنده یاد محمد علی احتشامی را همواره به یاد دارند و او را مشمول دعای خیر خود قرار می دهند .

 زنده یاد محمد علی احتشامی در سال 1350 دعوت حق را لبیک گفته و به سرای باقی شتافت و در بهشت زهرای تهران پس از عمری تلاش و خدمت به مردم بروجرد ، در خاک آرمید .

از ایشان سه فرزند بنامهای مهندس منوچهر احتشامی ( ساکن تهران و از چهره های ماندگار  )، پرویز احتشامی ( ساکن کرمانشاه ) و پوران دخت احتشامی  ( فوت نموده ) برجای ماند .







دکتر عبدالسعید نصرالهی



و نظر تعدادی از مردم بروجرد


سید حجت الله موسوی زاده

می خواستم پیشنهاد بدهم شهرداری بروجرد نسبت به ساخت یادمان بر روی قبر مرحوم دکتر نصراللهی اقدام و گوشه ای از مرامهای اخلاق پزشکی این مرد بزرگ را بر روی این نماد منقوش نماید تا بدینوسیله از خوبی ها و ارزشهای انسانی تجلیل و نیز موجب ترویج آن شود.

همچنین یک خیابان یا میدان به نام او نامگذاری شود.

شبکه بهداشت و درمان هم می تواند درمانگاهی را به اسم این دکترنامگذاری کند تا همه بدانند که مردم قدر نیکی را می دانند.

در این مسیر می شود از مجمع خیرین سلامت هم کمک گرفت.

متشکرم


سامان فرید

سلام.قبر برادر من در بالای سر ایشان هست؛هر وقت که ما سر مزار می رویم قبر ایشان شسته هست! ومعمولا چند نفر برای فاتحه خونی روی مزارشون ایستادند!

 یک روز از پدرم در مورد ایشان سوال کردم :(اشک در چشمش جمع شد)گفتند: فقط کافی بود یه بنده خدایی مریض بشه و پول نداشته باشه! علاوه بر ویزیت رایگان،داروهای اون رو هم از داروخانه خودش می رفت تهیه می کرد و به بیمار می داد حتی پول تو جیبی هم به بعضی ها شون میداد!!!

 براستی که ثبت است بر جریده عالم دوام ما . فقط خوبی هاست که می ماند. یادش گرامی

@@@@@@@@@@

مه خو

آدم باشرفی بود .

سلام بر همه آدمای شریف .

هرچه خاک خیابانهاست بر سر بعضی دکترها که فقط به پول مردم نگاه میکنند نه جونشون ،مهندسایی که ساختمانای مشکل دار را تایید میکنند ،کاسبکارای بی انصافی که خون مردم رو میدوشند ،و کارمندایی که کار مردم را انجام نمیدهند .

و جاده صاف کنای مفسدای اقتصادی که کسی کاری باهاشون نداره


@@@@@@@@@@

افشین جنانی

خدا رحمتش کنه
یادمه هفت هشت سالم بود که رفتیم پیش ایشون یه پودر تقویتی آلمانی برای منو خواهرم نوشت که هنوزم مزه اش توی دهنمه
و خیلی هم مفید بود
حیف که زود از بین ما رفت
امثال ایشون و دکتر مهدوی ها کم هستند و چقدر زود از کره زمینی ما به آسمان پر میکشن

@@@@@@@@@@

فرهاد داودوندی

خدا رحمتش کند، یک دکتری در بروجرد بود بنام دکتر نصرالهی. آنزمان وضع مالی ما، خوب نبود و پدر خدا بیامرز من هم مبتلا به سرطان کلیه شده بود و هر روز حالش از قبل بدتر می شد،برای تهیه ارزانترین دارو نیز در مضیقه بودیم.

یعنی واقعیتش این است که زیر بار قرض و بدهی منزلی که تازه ساخته بود و بیماری که به سراغش آمده بود دیگر نای خرج دوا و دکتر را نداشتیم. اما به هر حال باید کاری می کردیم و کار انجام گرفت.

پدر بیمار من را در اطاقی اختصاصی در بیمارستان پنجاه تختخوابی بروجرد بستری نمودند و بهترین دکتر و دوای آن زمان را برایش تهیه کردند. اما بیماری ریشه دوانیده بود و کاری از دست هیچ بنده خدائی بر نمی آمد. پدرم جان به جان آفرین تسلیم نمود.

روزی که برای تسویه حساب به بیمارستان مراجعه نمودیم، گفتند: دکتر نصرالهی روی پرونده بیمار نوشته  با هزینه رایگان و در اطاق خصوصی بستری بشود. بعدا فهمیدیم که بقیه هزینه داروها  و حتی هزینه آمبولانس را نیز خود ایشان تقبل نموده بود.

دکتر نصرالهی نیز چند سال بعد جان به جان آفرین تسلیم نمود، خدا روحش را شاد کند، که به معنی واقعی کلمه بزرگ بود و بزرگ منش. با تمام وجود در خدمت بیمارانش بود. فقط برای پدر من سنگ تمام نگذاشت، برای همه بیمارانش همین گونه بود.



@@@@@@@@@@@@

رضا

ایشان انسانی شایسته وبزرگوار بودند و پهلوان تختی پزشکان بودند.من در 14 سالگی توسط این بزرگمرد شریف جراحی شدم و تا کنون پزشکی به جوانمردی ونیکنامی ایشان ندیده ام.روحش شاد باشد

@@@@@@@@@@


حاج رضا ملایری
بنام خدا وبا اهداء سلام به حضور جناب آقای داودوندی وبینندگان محترم سایت

البته پزشكانی كه اینگونه اند كم نبوده وكم نیستند كه در این شهرهم نمونه هائی داشته و بد نیست ذكر نامشان،چون ماندگاریشان نه فقط به حرفه وهنرشان بلكه به بزرگواری وانساندوستیشان می باشد

 همانند مرحوم دكتر سعید نصرالهی كه فرموده بودند(( زندگی عرضش مهمتر از طولش میباشد))، كه در اصل اینكارها طول زندگی ما است ،

 مرحوم دكترمهدوی ودكتر بهنام دندانپزشك و..... وامروزه نیز كم نیستند اینگونه بزرگوارانی كه شاید راضی نباشند نامشان برده شود اماذكر نام چند نفرشان بدنیست،دكترمحمدحسین یعقوب پور، دكتر شیشه چی ،دكترمحمد تركاشوند و بزرگواران دیگر .....كه خودم بارهاشاهد بزرگواریشان تا پرداخت هزینه دارو وآزمایشگاه بیماران بوده ام

 و در مقابل هم دیگرانی بوده اند كه به ذكر آن نپردازیم بهتر است ولی انكه میماند نام نیك این بزرگوارایها است.

خدا عزت دهد حاضرین را ورحمت كند غائبین را





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: خاطرات جالبی از مدیران ماندگار لرستان، دکتر سعید نصرالهی، محمد علی احتشامی، علی محمد ساکی، ابراهیم فرح‌بخشیان، رضا جایدری، عبدالمحمد نظام‌الاسلامی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی


اطلاعیه خداحافظی آقای رضا جایدری

 مدیر مسوول پایگاه خبری یافته

مخاطبان عزیز و فهیم پایگاه خبری یافته

ضمن عرض تشكر فراوان بابت همراهی شما عزیزان، به اطلاع می‌رساند فعالیت این‌جانب "محمدرضا جایدری" مدیر مسئول پایگاه خبری یافته از روز یك‌شنبه یكم آذرماه 1394 در به روزرسانی و انتخاب مطالب سایت پایان یافته است.
با توجه شرایط نامساعد موجود و فضای بی‌تفاوتی حاكم بر فرهنگ و مطبوعات لرستان كه متولی خاصی ندارد، از یك ماه قبل تصمیم گرفتم كه به فعالیت یافته به عنوان پربیننده‌ترین ‌وبسایت خبری غرب كشور با میانگین روزانه 46 هزار بازدید پایان دهم، اما از آن‌جا كه در این مدت اطلاعیه خداحافظی مدیر مسئول پایگاه خبری یافته (مرتبه اول)شماری از رفقایم، برادرانه با من همكاری داشتند، پس از مشورت با آن‌ها تصمیم گرفتیم كه از این پس آقای "عبدالرضا قاسمی" سردبیر" پایگاه خبری یافته برای مدتی كار به روزرسانی یافته را تا زمانی كه توانش را دارد و شرایط برای ایشان فراهم است، انجام دهد و در صورت تداوم مشكلات، فعالیت پایگاه خبری یافته در زمان مسئولین فعلی استان به خصوص اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی كه ظرف 2 سال به رغم چند بار تقاضای ما جهت برگزاری یك جلسه جهت شنیدن مشكلات پایگاه‌های خبری، از برگزاری این جلسه ناتوان بوده‌ا‌ند، به فعالیت یافته خاتمه دهیم و چنان‌چه در زمان مسئولین بعدی، شرایط مهیا بود و گوش شنوایی وجود داشت، فعالیت خود را دوباره از سر خواهیم گرفت.
این پایگاه خبری آبان‌ماه 1391 از هیأت نظارت بر مطبوعات كشور به عنوان سومین پایگاه خبری رسمی در ایران و اولین پایگاه غرب كشور مجوز انتشار دریافت كرد. مدیر مسئول یافته با برنامه‌ریزی دقیق سعی داشت تا این پایگاه را پس از 3 سال با محوریت لرستان به عنوان یكی از 10 پایگاه خبری برتر كشور مطرح نماید، اما از آن‌جا كه پایگاه‌های خبری به صورت خصوصی اداره می‌شوند، در كشور ما رقابت آن‌ها با خبرگزاری‌ها كه از پشتوانه مالی و امكانات نهادهای مختلف بهره می‌گیرند، كاری دشوار است و به خصوص در استان لرستان كه شعار "حمایت از سرمایه‌گذار خصوصی" گوش فلك را كر كرده است، ادامه حیات برای ما كه بدون وابستگی جناحی، سعی كردیم با هزینه‌ی شخصی در این زمینه مبلغ خوبی برای لرستان و لرستانی باشیم، بسیار دشوار و تقریباً غیر ممكن است زیرا به صورت مستقل كار كرده و "میرزا بنویس" و "مجیزگوی" هیچ مسئول، حزب و جناحی نبوده و نیستیم.
با گذشت 3 سال از آغاز فعالیت، به عنوان پربیننده‌ترین پایگاه خبری غرب ایران با بیش از یك میلیون و 200 هزار بازدید ماهانه به هدف اول خود در خصوص جذب مخاطب دست یافتیم، اما متاسفانه هدف دوم ما كه اشتغال‌زایی برای حداقل 20 نفر در شهرهای مختلف لرستان به عنوان خبرنگار این رسانه بود، به دلیل عدم همكاری اكثر نهادهای مختلف (و اكثراً سیاست‌زده‌) استان و نیز آشنا نبودن مسئولین با ظرفیت‌های عظیم و اهمیت پایگاه‌های خبری در امر اطلاع‌رسانی به عنوان رسانه‌های خصوصی، باعث شد در هدف دوم خود ناكام بمانیم.
بر این اساس، ظرف 2 سال اخیر 7 مرتبه به طرق مختلف از جمله روابط عمومی و امور مطبوعات اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان و نیز دادن پیامك به مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، تقاضای ملاقات با مدیر كل این نهاد برای چاره‌اندیشی و هم‌فكری جهت دوام پایگاه‌های خبری لرستان كه می‌توانند در معرفی توانمندی‌های لرستان مؤثر باشند ارائه دادیم كه متاسفانه ایشان حتی یك بار نیز حاضر به برگزاری جلسه با ما نشد.
یافته ظرف مدت فعالیت خود علاوه بر جذب مخاطب، به بسیاری از سایت‌های خبری آموخت كه چنان‌چه هدف‌شان مردم باشد، می‌توانند به بالاترین جایگاه و بیننده دست یابند. در این مدت بر خلاف اكثر وب‌سایت‌هایی كه گردانندگان آن‌ها با قرار دادن تصویر افراد سیاسی در بالای سایت، سعی در برآوردن منافع شخصی خود داشتند، ما ترجیح دادیم، مطالب بالای سایت را به مشكلات مردم اختصاص داده یا تصاویر افراد فرهنگی و خدمتگزاران مردم اختصاص دهیم كه در این زمینه مخاطبان محترم خود بهترین گواه ما هستند تا قضاوت كنند تفاوت كار یافته در اولویت دادن به مردم در مقایسه با برخی سایت‌های سیاست‌زده كه دنبال مطامع شخصی هستند چگونه بوده است.
لذا مدیر مسئول پایگاه خبری یافته ضمن پوزش فراوان از مخاطبان محترم، به اطلاع می‌رساند كه به دلایلی از جمله بی‌تفاوتی مسئولین لرستان و متولیان نسبت به وضعیت رسانه‌های استان و نیز به منظور جا انداختن فرهنگ فراموش شده‌ی "استعفا" در لرستان به خصوص به كسانی كه قادر نیستند مشكلات استان را حل كنند اما به دلیل عشق و علاقه مفرط به صندلی مدیریت، هرگز آن را ترك نمی‌كنند، به فعالیت این پایگاه خبری در آینده‌ای نزدیك پایان دهیم.
امیدواریم با این كار، علاوه بر حفظ شأن و جایگاه رسانه‌های استان در مقابل سیاسی‌كاری، میدان را برای سایر همكاران خود كه به دور از وابستگی، به فكر مردم هستند و دغدغه‌ی آنان را دارند، باز نماییم.
مردم فرق كسانی كه قلم‌فروشی می‌كنند یا سفارشی مطلب می‌نویسند با رسانه‌هایی كه زبان واقعی آن‌ها هستند را خوب می‌فهمند. هر رسانه‌ای كه مردمی باشد، مورد حمایت مردم واقع می‌شود و یافته این افتخار را داشت كه روزانه بارها و بارها توسط اقشار مختلف مردم استان و همچنین لرستانی‌های خارج از استان و كشور مورد لطف و تفقد قرار گیرد اما در مقابل، دریغ از مسئولی كه یك بار برای تشكر با ما تماس بگیرد! تماس‌های اكثریت قشر مدیران فقط به منظور گله و شكایت صورت گرفت كه این خود نشان می‌دهد وضعیت اكثر مدیران منصوبی در لرستان چگونه است ...
من و امثال من هیچ احتیاجی به حضور در عرصه رسانه نداریم. هدفم از 13 سال حضور در صداوسیما، نشریات چاپی و فضای مجازی، نشان دادن توانمندی‌‌های لرستان و لرستانی به دیگران (به خصوص خارج استان و كشور) و بالا بردن توان رسانه‌ای این استان بوده است، اما متاسفانه بی‌تفاوتی مسئولین باعث شده در سال‌های اخیر بسیاری از نیروهای توانمند لرستان از عرصه مطبوعات كنار بكشند و به جای آن‌ها، پای برخی افراد سودجو و منفعت‌طلب به این وادی باز شود. لذا به مسئولین هشدار می‌دهم كه به زودی منتظر حملات سنگین رسانه‌ای از جانب این شبه‌خبرنگارها در صورت برآورده نشدن خواسته‌های‌شان از قبیل استخدام و گرفتن آگهی‌های كلان و ... باشند.
اكنون مدیر مسئول "یافته" چاره‌ی كار را در رفتن "یافته" و همگی شما مخاطبان عزیز را به خداوند متعال می‌سپارد. برای برادر گرامی "عبدالرضا قاسمی" كه از این پس به تنهایی كار به روزرسانی سایت را تا مدتی كه توان دارد بر عهده می‌گیرد، آرزوی موفقیت دارم.
                           گر چه آشفتگی كار من از زلف تو بود               حل ایـن عقـده هـم از زلف نگار آخر شد
                           در شمار ار چه نیاورد كسی حافظ را                شكر كان محنت بی‌حد و شمار آخر شد
رضا جایدری
مدیر مسئول پایگاه خبری یافته/ یكم آذرماه 1394
 
* این اطلاعیه 3 روز متوالی و در 3 نوبت جهت اطلاع عموم در سایت قرار می‌گیرد. عزیزان لطف نموده و از این پس به هیچ عنوان برای امور خبری و رسانه‌ای با مدیر مسئول سایت تماس نگیرند و برای این منظور می‌توانید با آقای عبدالرضا قاسمی سردبیر پایگاه خبری یافته كه برای مدتی (تا زمان گرفتن تصمیم نهایی توسط ایشان برای ادامه كار یا خاتمه دادن به فعالیت سایت) به روزرسانی یافته را بر عهده دارند، تماس بگیرید. البته مطابق قوانین مطبوعات، مسئولیت قضایی كلیه مطالب كماكان بر عهده این‌جانب (مدیر مسئول) است.





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: اطلاعیه خداحافظی آقای رضا جایدری مدیر مسوول پایگاه خبری یافته، یافته، رضا جایدری، پایگاه خبری یافته،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 آذر 1394 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی


گفت‌وگو با مسئولین فوتبال لرستان و پیشكسوتان خرم‌آباد


گروه اعزامی برنامه ورزشی 90 در لرستان

گروه تلویزیونی 3 نفره برنامه پرمخاطب 90 به مدت 2 روز در لرستان حضور یافتند و اقدام به تهیه گزارش از فوتبال شهرهای مختلف لرستان كردند.


به گزارش یافته، این گروه كه كار تهیه آیتم "ایران 90" برنامه تلویزونی 90 را بر عهده دارند شامل محمدحسین میثاقی (گزارشگر)، حسین توكلی (تصویربردار) و ابراهیم كربلایی(تصویربردار) صبح روز پنج‌شنبه 22 مرداد وارد فرودگاه خرم‌آباد شده و مورد استقبال مجید یاراحمدی (مسئول كمیته مسابقات هیأت فوتبال لرستان)، محمود داودی نژاد (مسئول روابط عمومی هیأت) و رضا جایدری به نمایندگی از خبرنگاران ورزشی لرستان قرار گرفتند.

اعضای گروه اعزامی برنامه 90 پس از استراحتی كوتاه در هتل سالیز خرم‌آباد صبح روز پنج‌شنبه عازم دورود شدند و با همراهی حمید فتحی بازیكن سابق تیم‌های نفت تهران و خیبر خرم‌آباد علاوه بر تهیه گزارش از ورزشگاه تختی دورود و آبشار بیشه، ظهر روز پنج شنبه را پس از هماهنگی با فرهاد داودوندی در بروجرد به تهیه گزارش از فوتبالیست‌های این شهرستان در ورزشگاه شهید علی بیات پرداختند.

این گروه عصر پنج‌شنبه در زمین چمن فوتبال اردوگاه دانش‌آموزی آیت‌الله كمالوند خرم‌آباد محل تمرین تیم خیبر خرم‌آباد حاضر شدند و با اعضای هیأت فوتبال استان و چند تن از پیشكسوتان فوتبال خرم‌آباد و همچنین علی نیكبخت سرمربی خیبر به گفت‌وگو پرداختند و سپس شامگاه پنج‌شنبه در منزل غلام‌حسین برنجی یكی از اولین فوتبالیست‌های خرم‌آباد كه در بستر بیماری است حضور پیدا كردند و پس از آن راهی هتل سالیز شدند و به دنبال آن تصاویری نیز از مجتمع بام لرستان در آخرین ساعات شب تهیه كردند.

گروه اعزامی برنامه 90 صبح روز جمعه همراه با پدر علی امیری فوتبالیست ملی‌پوش لرستانی عازم روستای دره‌بادام زادگاه این فوتبالیست محجوب لرستانی شده و در زمین خاكی این روستا واقع در نزدیكی سراب دوره به تهیه گزارش از فوتبالیست‌های این خطه پرداختند و آن‌گاه راهی كوهدشت شده از مدارس فوتبال این شهرستان و شماری از فوتبالیست‌های این شهر گزارش تهیه كردند.

این گروه ظهر جمعه به بازدید از قلعه تاریخی فلك‌الافلاك خرم‌آباد پرداختند و پس از آن در هتل سالیز با موسی كركی دروازه‌بان سابق تیم‌های منتخب لرستان در لیگ قدس، خیبر خرم‌آباد و راه‌آهن تهران كه مقیم اروپاست و برای مدتی به خرم‌آباد سفر كرده، به گفت‌‌گو پرداختند و پس از صرف نهار، عصر روز جمعه 23 بهمن‌ماه به فرودگاه خرم‌آباد رفته و راهی تهران شدند.

قابل ذكر است گزارش‌های تهیه شده از لرستان در برنامه‌های مورخ دوشنبه 2 شهریور و دوشنبه 9 شهریور در قالب آیتم "ایران 90" از برنامه نود به تهیه‌كنندگی عادل فردوسی‌پور پخش خواهند شد.

تصاویری از ضبط برنامه‌های این گروه:



گفت‌وگو با برنجی پیشكسوت 83 ساله فوتبال لرستان

قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد

تهیه گزارش از فوتبال بروجرد

گفت‌وگو با موسی كركی

از راست: توكلی، میثاقی و كربلایی







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: برنامه 90، برنامه نود، رضا جایدری، محمود داودی نژاد، عادل فردوسی پور، محمدحسین میثاقی (گزارشگر)، حسین توكلی (تصویربردار) و ابراهیم كربلایی(تصویربردار)،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی


به بهانه 17 مرداد روز خبرنگار


پایگاه خبری تحلیلی ورزش لرستان

خاطرات تلخ و شیرین

ورزشی نویسان لرستانی را ثبت کرده است


ورزشی نویسان استان لرستان به مناسبت روز خبرنگار از خاطرات تلخ و شیرین خود در تجربه خبرنگاری می‌گویند.



خبرنگار پایگاه خبری، تحلیلی ورزش لرستان، جهت گرامی‌داشت روز خبرنگار با خبرنگاران ورزشی نویسان لرستان گفت و گوهای کوتاهی انجام داده است، که تقدیم حضور مخاطبان عزیز می‌شود.

رضا جایدری و حمله سگ به دوچرخه سواران

رضا جایدری

رضا جایدری، جذاب ترین خاطره ورزشی خود را حمله سگ‌ها به دوچرخه سوارن در جاده خرم‌آباد به الشتر عنوان می‌کند.

وی که به همراه گروه خبری شبکه استانی افلاک در تابستان سال 1384 برای تهیه گزارش مسابقات دوچرخه‌سواری استقامت استان به جاده خرم‌آباد- الشتر رفته بود، بین مسیر مدام از دوچرخه سوران فیلم می گرفتند  و در كیلومتر 35 جاده، دوربین را بالای یكی از سربالایی‌های مسیر مستقر كرده بودند تا از دوچرخه‌سوارانی كه با زحمت بالا می‌آمدند تصویر بگیرند. اكثر شركت كنندگان سرعت بالایی داشتند و از جلوی دوربین رد شدند،2 نفر آخر با هزار مشقت در حال بالا آمدن بودند كه ناگهان چند سگ از دور آن‌ها را دیدند و به سمت‌شان حمله‌ور شدند!  یكی از آن‌ها با دیدن سگ‌ها ناگهان انرژی گرفت و از ترس با سرعت، سربالایی را پیمود(با دوپینگ سگ‌ها) و دیگری كه دید توان بالا آمدن از این سربالایی را ندارد، روی دوچرخه را برگرداند و به طرف خرم‌آباد فرار كرد ...  اكیپ صدا و سیما که جایدری آن موقع همراه تیم فیلمبرداری بود با دیدن این صحنه از خنده روده‌بر شدند

 

 

فرهاد داودوندی و 3 خاطره از رادیو، والیبال و کوالالامپور

فرهاد داودوندی که در بین بروجردی‌ها بسیار محبوب است و همه دوستش دارند، 3 خاطره شیرین از دوران خبرنگاری خودش دارد.

فرهاد داودوندی

خاطره نخست داودوندی، به این بر می‌گردد که چند وقت پیش خبر درگذشت یکی از اهالی شهرش را بر روی خروجی سایت شخصی‌اش قرار می‌دهد؛ بلافاصله یک نفر به او زنگ می‌زند و با صدای اندوه باری که دارد، به گریه و زاری می‌پردازد، فرهاد که احساس می‌کند طرف ممکن است کسی از بستگانش را از دست داده باشد به او تسلیت می‌گوید و عنوان می‌کند چه شده ، آیا کاری از دست من برمی‌آید؟

فرد عنوان می‌کند که الان از روی سایت شما متوجه شدم، که پدرم فوت کرده است....

خاطره دوم و سوم داودوندی به حضور او در رادیو بر می‌گردد، وی که در برنامه زنده‌ای مجری رادیو شهری بروجرد است، وقتی در مطلبی می‌خواهد نام شهر کوالالامپور را عنوان کند، تلفظ آن را از یاد می برد و هر کاری می‌کند، تلفظ آن را فراموش می‌کند، کولالللام پور، گوالام پور، کوللام پور.... و چند بار نام  کوالالامپور را به اشتباه عنوان می‌کند، تا شب که مادر و خانمش که اتفاقی برنامه را گوش می‌کرده اند کلی به او غر می‌زنند که تو که بلد نبودی نام کوالالامپور را به زبان بیاری چرا مجری گری می‌کنی...

عمو فرهاد خاطره سومش را از برنامه ورزشی رادیو بروجرد عنوان می‌کند، که به عنوان کارشناس ورزشی در برنامه حضور پیدا کرده است.

از همه چیز ورزش می‌گوید و خوب و بد فوتبال را تحلیل می‌کند و .....

مجری برنامه که خودش مربی والیبال است در سوالی غیر منتظره می‌پرسد: بازی دیشب تیم ملی والیبال را چگونه دیدی؟؟؟

وی که نتوانسته بازی را ببیند و آن را توضیح دهد، هر کاری می‌کند که از سوال مجری طفره برود، نمی‌تواند و مجری مصمم است که جواب داوودوندی را بشنود.

خلاصه کارشناس برنامه نیز که فرهاد است مجبور می‌شود یکسری چیزی‌ها بگوید که با بازی دیشب تیم ملی مغایر باشد. بدتر این که مجری سمج می‌خواهد که داودوندی  جریانات ست دوم بازی تیم ملی را ریز کند و به جزئیات آن نیز بپردازد...

مهران مریدی و خاطره شیرین صعود گهر دورود به لیگ برتر

مهران مریدی

مهران مریدی شیرین ترین خاطره خود را صعود گهر دورود به لیگ برتر عنوان می‌کند، می‌گوید: خوشبین ترین افراد نیز نمی‌توانستند صعود تیم گهر دورود را به لیگ برتر پیش بینی کند.

این که گهر توانست بادست خالی و با اتفاقات شیرین به لیگ برتر صعود کند و معادلات پولی فوتبال را به هم برزید کار شاقی بود که شاگران داود مهابادی توانستند در فوتبال لرستان انجام دهند.

مهران عنوان می‌کند، که آن موقع وقتی برای پوشش بازی گهر که در لیگ یک بود، می‌رفتیم فقط امید داشتیم که این تیم بتواند خود را در لیگ یک تثبیت کند و نتواند سقوط کند، اما تا به خود آمدیم بازی آخر تیم گهر مقابل نماینده استان بوشهر در مرحله پلی آف بود که در بروجرد برگزار می‌شد که برای اولین بار نماینده لرستان به لیگ برتر فوتبال کشور صعود کرد و شادی وصف ناپذیر مردم دورود در بروجرد و در داخل خود شهر دورود خیلی مرا به وجد آورده بود.

حضور تیم استقلال در دورود و میزبانی شایسته مردم دورود، در رقابت‌های لیگ برتر در نیم فصل دوم که دیگر مجبور نبودند مصافت 600 کیلومتری را برای بازی ها تا کرج  به خاطر نبود زمین استاندارد طی کنند، شیرین ترین روزهای حرفه خبرنگاری را برای مهران رقم زده‌اند.

رضا طولابی و حضور در میان زمین بعد از گل صعود بخش خیبر به دسته اول

رضا طولابی

رضا طولابی، از آن خبرنگارانی به شما می‌آید که علاقه خاصی به فوتبال و مخصوصاً تیم خیبر خرم‌آباد دارد.

رضا چون در برهه زمانی خودش فوتبالیست بوده و بعد به خبرنگاری روی می‌آورد و کاپیتانی تیم نوجوانان سایپا تهران، را بر عهده داشته و 2 مرحله نیز به اردوی تیم ملی دعوت شده است و آقای گلی  باشگاه‌های تهران را در سال 75 در کارنامه خود دارد، الان هم به شدت بازی‌های خیبر را در پی گیری و انعکاس می‌دهد.

طولابی در بازی پلی‌آف خیبر که مقابل استقلال آبی در تهران برگزار شد، از این که خیبر گل اول را دریافت کرد، بی نهایت متاثر می‌شود، اما به محض این که خیبر کل تساوی بخش خود را وارد دروازه حریف می‌کند، بلافاصله وارد زمین می‌شود و با بازیکنان به شادی می‌پردازد. ناظر فدارسیون نیز دستور می‌دهد وی را از کنار زمین اخراج کند و او مجبور می‌شود ادامه بازی را از روی سکوها نظاره کند.

رضا می‌گوید: اصلاً تصورش را نمی‌کردم که خیبر بتواند در فصل گذشته با کمترین بضاعت بتواند خوب ظاهر شود و راهی لیگ یک شود.

 البته یکی دیگر از هدف‌های خبرنگاری طولابی در انعکاس اخبار خیبر، این است بتواند زحمات بازیکنان تیم، که بدون قرارداد مالی حاضرند برای فوتبال لرستان بازی کنند را اطلاع‌رسانی کند.

محمود داودی نژاد و برد شیرین خیبر مقابل تراکتور سازی تبریز در سالمحمود داوودی نژاد83

محمود داوودی نژاد خاطره شیرینش به سال 83 بر می‌گردد که خیبر توانست در استادیوم تختی خرم‌آباد با گل محمد علی بازگیر تراکتورسازی تبریز را زمین گیر کند.

داودی نژاد خاطره یک دهه پیشش را اینچنین تعریف می‌کند، که خیبر در آن سال که در لیگ دسته اول بود، اوضاع خوبی در جدول نداشت و تازه دست به تغییر مربی خود زده بود و زنده یاد ناصر میرزایی برای اولین بار روی نیمکت خیبری‌ها نشسته بود. در آن بازی خیبر توانست با یک گل تراکتور را که از چند بازیکن خارجی و مربی کار کشته خود  برخوردار بود را از پیش روی خود بردارد.

در بازی خیبر و تراکتور تماشگران استقبال زیادی  کرده بودند و به محض زدن گل خیبر، شادی تماشاگران بی حد و اندازه بود.

پیروزی 4 بر صفر خیبر مقابل مقابل ماشین سازی تبریز در سال 68 اول خبر داودی نژاد در دوران خبرنگاری او ثبت شده است.

 

 

سید احمد موسوی و در گذشت ناصر میرزایی

سید احمد موسوی

سید احمد موسوی از در گذشت ناصر میرزایی به عنوان مهم ترین خبر سابقه خبرنگاری خود نام می‌برد.

موسوی که معتقد است، ناصر میرزایی اسطوره فوتبال لرستان است و خبر در گذشت او تلخ ترین خاطره دوران خبرنگاری او است، چرا مرحوم ناصر میرزایی زحمات زیادی را برای فوتبال لرستان متحمل شد  و باعث شد بسیاری از فوتبالی‌های لرستان توسط او کشف و به تیم ملی نیز معرفی شوند.

موسوی بهترین خاطره‌های خود را موفقیت ورزشکاران لرستانی عنوان می‌کند که در میادین ملی و بین المللی برای ایران و لرستان افتخار آفرینی می‌کنند.

سید احمد به یکی از خاطرات خود در دوران خبرنگاری خود می‌پردازد که وقتی مطالب و تصاویر را برای چاپ به تهران می‌فرستند، همکاران صفحه آرا ایشان در تهران به اشتباه عکس یک ناشنوا را به جای یکی از شخصیت‌های مهم ورزشی و اقتصادی کشور منتشر و به خرم‌آباد ارسال می‌کنند.

موسوی وقتی متوجه این اشتباه می‌شود که ساعتی است روزنامه خبر ورزشی در سطح شهر توزیع شده است، که بلافاصله با سایر همکاران خود به مناطق مختلف شهر پخش می‌شوند و همه روزنامه‌ها را از دکه‌ها جمع می‌کنند تا به شخصیت فرد مورد نظر خدشه‌ای وارد نشود.

 

 

یعقوب دالوند نجات از یک تصادف سخت و سلام فوتبال لرستان به لیگ برتر کشور

یعقوب دالوند

یعقوب دالوند، گزارشگری بازی برگشت گهر دورود در مرحله پلی آف مقابل ایرانجوان بوشهررا برای شبکه 3 به که صورت زنده پخش شد، را به عنوان یکی خاطران شیرین دوران خبرنگاری و گویندگی خود عنوان می‌کند.

دالوند که مهم  ترین جمله‌ای را که در گزارش بازی آن روز گهر خوب بیاد دارد، "سلام فوتبال لرستان به لیگ برتر کشور" است که خیلی از رسانه‌ها آن را تیتر یک خود کردند.

نجات معجزه آسای یعقوب دالوند، در بازگشت از بازی گهر دورود و پرسپولیس که تهران برگزار شد نیز خاطره‌ای است که هیچ گاه از یاد او نخواهد رفت.

یعقوب که به همراه صیاد درگاه پور و حجت آزادمنش در 50 کیلومتری شهر اراک که در حال بازگشت به خرم‌آباد بودند، خودروی‌شان از مسیر خارج می‌شود و 4 تا 5 پشتک می‌زند، اما یک معجزه همه آن‌ها را سالم نگه می‌دارد. هرچند در آن حادثه دالوند خودروی پژو 405 خود را از دست داد و کسی حاظر نشد خسارت او را پرداخت کند، ولی این حادثه به بخشی از خاطرات او در عرصه خبرنگاری تبدیل شده است.

ابراهیم شریفی و حمله مربی تیم صفاهان اصفهان به او

ابراهیم شریفیابراهیم شریفی خاطرات فراوانی از عرصه خبرنگاری خود در دفتر ایسنا لرستان دارد، که شاید تلخ ترین ‌آن‌ها حمله مربی تیم صفاهان اصفهان به او بود که منجر به بیهوش شدنش می‌شود.

در سال‌هایی که تیم دارتاک خرم‌آباد در لیگ دسته دوم کشور بازی می‌کرد، تیم صفاهان اصفهان به خرم‌آباد می‌آید اما در پایان بازی مربی تیم اصفهانی به او حمله ور می‌شود که بعد از این درگیری شریفی بیهوش و با آمبولانس مستقر در محل بازی به بیمارستان منتقل می‌شود.

البته شریفی بعد از این که از بیمارستان ترخیص می‌شود، از شکایت خود نیز صرف نظر می‌کند و مربی تیم اصفهانی را می بخشد.

ابراهیم به میزبانی لرستان نیز در مسابقات جهانی کشتی پهلوانی نیز افتخار می‌کند، که خرم‌آباد توانست، با حداقل داشته‌های خود، میزبانی برگزار کند که همه از آن رضایت داشتند و برنامه‌های جنبی و پخش سرودهای محلی استان باعث شد مهمانان خارجی به وجد بیایند. وی می‌گوید، تا قبل از آن رویداد بین‌المللی که اولین بار بود در خرم‌آباد برگزار می‌‍شد، کمتر میزبانی‌های ورزشی در لرستان انجام می‌گرفت، اما بعد از آن و حضور تماشاگران خونگرم خرم‌آبادی، حساب ویژه‌ای به روی لرستان باز شد که الان نیز شاهد تاثیران هستیم.

 

 

سجاد درویشی و تجربه اولین حضور ورزشی

سجاد درویشی

سجاد درویشی از آن عکسان خوش ذوق لرستانی به شمار می‌آید که از اولین حضور خود برای عکاسی ورزشی یاد می‌کند.

درویشی، که هنگامی که عکاس خبرگزاری مهر بود، از او خواسته می‌شود، که برای پوشش مسابقات گهر به دورود برود و از بازی نماینده این شهر با استقلال تهران عکس بگیرد.

سجاد چون آی دی کارت ورود به مسابقات لیگ برتر را ندارد، با دوستان ورزشی نویس خود مشکلش را مطرح می‌کند و یکی از آن‌ها آی دی کارت یکی از همکارانش را به او می‌‌دهد، اما عکس روی کارت، اصلاً شباهتی با دریشی ندارد.

به ورزشگاه تختی دورود می‌رود، چون آنجا شلوغ بود، هر کاری می‌کند، کسی اجازه ورود او را به زمین بازی نمی‌دهد.

سرانجام یکی از مامورین یگان ویژه که قد و قامت بالایی دارد، ورود او را اجازه می‌دهد و چند قدم که وارد راهرو سالن می‌شود، از پشت -یقه اش- را می گیرد؛ برگرد بینم، این عکس روی کارت که شما نیستی!!!

اصرار درویشی که من صاحب کارت هستم به گوش مامور بلند قامت نمی‌رود و او را هل می‌دهد و سجاد با دوربین به زمین می‌خورد و دوربینش نیز خسارت می‌بینید.

سجاد شانس خود را از چند راه دیگر امتحان می‌کند که بتواند به داخل زمین برود و عکس بگیرد و وقتی بعد از چند ساعت به داخل می‌رود که به علت باران شدید، بازی استقلال و گهر دورود کنسل می‌شود اما باز هم از حواشی آنجا عکس‌های زیبایی می‌گیرد که هنوز هم اگر بخواهید، می‌توانید آن‌ها را در ارشیو مهر پیدا کنید.






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: به بهانه 17 مرداد روز خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی ورزش لرستان خاطرات تلخ و شیرین ورزشی نویسان لرستانی را ثبت کرده است، پایگاه خبری تحلیلی ورزش لرستان، رضا جایدری، محمود داودی نژاد، مهران مریدی، رضا طولابی، سید احمد موسوی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی
ظهور جعل کنندگان تاریخ در لرستان

شنونده باید عاقل باشد


قبلاً تاریخ‌ساز در دیار ما به كسی گفته می‌شد كه كاری تاریخی می‌كرد و به واسطه‌ی این عمل، نامش برای همیشه در تاریخ ماندگار می‌شد.
اما مدتی است معنای واژه‌ی تاریخ‌ساز بیش از آن كه مفهوم اصلی آن را در ذهن متبادر سازد، به سمت و سوی دیگری رفته و دیگران با شنیدن این كلمه یاد كسانی می‌افتند كه این روزها به خصوص در فضای مجازی قصد دارند مسیر تاریخ این دیار را به نفع خود یا طایفه و ایل و تبارشان مصادره و جعل كنند!
در این بین، عدم آگاهی برخی مردم از واقعیات تاریخی و نبود مرجعی قدرتمند كه اطلاعات صحیح تاریخ لرستان را از آن كسب نمایند، در سودجویی تاریخ‌سازان جدید و گمراهی عموم مردم، بی‌تقصیر نبوده و نیست.
یكی از نهادهایی كه می‌تواند نقش پررنگی در بالا بردن آگاهی تاریخی مردم لرستان داشته باشد، صدا و سیمای مركز لرستان است كه متأسفانه مسوولان آن چندان روی خوشی نسبت به تاریخ لرستان ندارند و سعی می‌كنند به جای ساختن برنامه‌های پرمحتوا و غنی در ظهور تاریخ‌سازان جعلی در لرستان/ شنونده باید عاقل باشد!این زمینه كه در جذب مخاطب و آگاهی‌بخشی به مردم تأثیر فراوان دارد، وقت و هزینه‌ی خود را صرف  ساختن برنامه‌های كم‌دردسرتر كه برای آن‌ها اعتراضی در پی نداشته باشد بكنند. به همین خاطر، برخی، از خلاء رسانه‌ی ملی در این خصوص، استفاده لازم را برده و هر آن‌چه خودشان در مورد تاریخ لرستان مایل باشند، به خورد مردم می‌دهند!
نمونه‌ی آن هم وبلاگ‌های تاریخی كه در فضای مجازی مثل قارچ شروع به تكثیر كرده‌اند و گردانندگان آن‌ها اكثراً با هدف برتری‌جویی طایفه‌ای و خودبزرگ‌بینی، تصاویری از افراد معمولی قوم خود منتشر كرده و آن‌ها را به عنوان افرادی بزرگ و تاریخ‌ساز به لرستانی‌ها معرفی می‌كنند.
اگر چه در پاره‌ای موارد معرفی افراد زحمتكش و گم‌نام در تاریخ لرستان اقدامی باارزش به شمار می‌رود، اما با بالا رفتن كمیت و تعداد نفرات معرفی شده توسط این جاعلان سودجو و نیز نسبت دادن قهرمانی‌های بدون مبنا به آن‌ها، برای تاریخ لرستان بسیار خطرناك به شمار می‌رود.
به طور مثال از چند سال قبل تصویری از شخصی به نام "برج‌علی" در فضای مجازی و گوشی‌های تلفن منتشر و به سرعت تكثیر شد. دیگران نیز بدون این كه آگاهی یا مطالعه‌ای داشته باشند كه این شخص اصلاً در چه دورانی زندگی می‌كرده و آیا این امكان را داشته كه در آن دوران عكس بگیرد، آن را به خورد عده‌ای ساده‌دل و شاید هم افراد رند كه به نیت ساعتی خندیدن، هویت و تاریخ لرستان را به سخره می‌گیرند به دیگران معرفی كردند. (این‌جا كلیك كنید)
 از قدیم گفته‌اند: «شنونده باید عاقل باشد»؛ لذا باید متوجه باشیم كه هر مطلبی كه همراه با یك عكس تاریخی در فضای مجازی جلوی چشم ما قرار می‌گیرد، صحت ندارد و ارسال كننده ممكن است به منظور سودجویی یا مسائل دیگر، سعی در گمراه نمودن دیگران داشته باشد.
البته این قبیل بی‌سامانی در شهرها و استان‌های دیگر كم‌تر متداول است. یكی از محققان لرستانی كه اویل دهه 80 در یكی از موزه‌های تهران به كار گردآوری عكس‌های تاریخی لرستان می‌پرداخت، نقل می‌كرد:
«در این موزه‌ دو دسته آلبوم وجود داشت: آلبوم‌های آزاد و آلبوم‌های ممنوعه. از هر كدام از عكس‌های آلبوم‌های آزاد كه خوشت می‌آمد 15 هزار تومان پرداخت می‌كردی تا كپی آن عكس را در اختیارت بگذارند(خیلی از عكس‌هایی كه اكنون در اینترنت هست، حاصل خریدهای ایشان است كه بعدها اسكن شدن و یا استفاده در كتب تاریخی؛ در فضای مجازی هم تكثیر و منتشر شد) اما از آلبوم ممنوعه اجازه‌ی كپی‌برداری یا عكس انداختن را نمی‌دادند!
 روزی این محقق هم‌استانی تصمیم گرفت تصویری كه در آن حسین‌قلی‌خان اوقداره والی پشتكوه با 15 نفر دیگر در آن عكس بودند و در آلبوم ممنوعه قرار داشت، با دوربین موبایل عكس بگیرد اما هنگامی كه قصد خروج از درب موزه را داشت، ماموران حراست موزه جلوی او را گرفتند و موبایل او را درآورده و عكس‌ها را پاك كردند! آن‌ها گفتند كه این‌جا مجهز به دوربین مدار بسته است؛ ما شما را دیدیم كه از این عكس قدیمی عكس گرفته‌اید!
این محقق در پاسخ آن‌ها گفت: من چند سال است كه این‌جا می‌آیم و تحقیق می‌كنم و مرا خوب می‌شناسید، چرا اجازه نمی‌دهید این عكس كه در مورد تاریخ لرستان(پیشكوه) و ایلام (پشتكوه) است را ببرم؟
مسوولان موزه پاسخ دادند: شما و دیگران اجازه ندارید از آلبوم ممنوعه عكس بگیرید زیرا فقط ابوقداره در این عكس شناسایی شده و آن 15 نفر مشخص نیست كه چه كسانی هستند؟ لذا فردا پس‌فردا می‌روید ولایت‌تان و ادعا می‌كنید این‌ افراد كنار ابوقداره، پدر و پدربزرگ یا دیگر اجداد و اقوام شما و از بزرگان لرستان هستند و به همین سادگی تاریخ را عوض یا مصادره به مطلوب می‌كنید!»

آری! كار حساب و كتاب دارد! باید مواظب باشیم به دروغ چیزی ننویسیم یا عكسی را از سر بی‌اطلاعی منتشر نكنیم كه در آن منفعتی شخصی در میان باشد و به سبب آن، آیندگان را به گمراهی بكشانیم!
"آندره موروآ" نویسنده فرانسوی چه زیبا گفته است: «بعد از كتب آسمانی، شریف‌ترین و مفیدترین كتاب‌ها، نوشتن زندگی‌نامه است. وظیفه‌ی زندگی‌نامه‌نویس دشوار است: اگر حقیقت را بنویسد، مردم را می‌رنجاند و اگر دروغ بنویسد، خدا را!»
پس مواظب آن‌چه می‌نویسیم و ترویج می‌دهیم، باشیم.


 رضا جایدری/ یافته





طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: ظهور جعل کنندگان تاریخ در لرستان شنونده باید عاقل باشد، رضا جایدری، ظهور جعل کنندگان تاریخ در لرستان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1394 توسط فرهاد داودوندی


گفتگو با آقای رضا جایدری معلمی که خبرنگار است:

معلمی که تامین باشد، آموزش پربارتری دارد/

عدم شایسته سالاری، باعث محرومیت لرستان



می‌گویند معلمی شغل انبیاست؛ شغلی که ثمره‌ی نهایی‌اش تعلیم و تعلم یک انسان است. رضا جایدری یکی از معلمین خرم‌آبادی است که بیش از 13 سال در عرصه‌ی تعلیم و تربیت دانش‌آموزان آن هم در مدارس استثنایی(دانش‌آموزان با نیازهای ویژه) مشغول به کار است.
به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا به نقل از سفیر افلاک، او علاوه بر معلمی، مدیر پایگاه خبری یافته نیز است كه اكنون پربیننده‌ترین پایگاه خبری لرستان است. به بهانه‌ی فرا رسیدن هفته معلم به سراغ وی رفتیم.
در دفتر مدرسه‌ای واقع در یكی از نقاط محروم شهر نشسته است و دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی این مركز نیز در حیاط مدرسه مشغول بازی هستند. زنگ آخر است. پس از خوردن زنگ با او و دانش‌آموزانش راهی کلاس می‌شوم. دیدن تخته سیاه، میز، معلم و کلاس مرا یاد دوران مدرسه‌ام می‌اندازد.
دانش‌آموزان به ترتیب وارد کلاس می‌شوند و هر کدام در جای خود می‌نشینند و منتظر شروع درس می‌شوند. دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی كه البته برخی معلولیت جسمی نیز دارند، خوب حرف آقا معلم‌شان را گوش می‌دهند.




با رضا جایدری معلم این دانش‌آموزان برای دقایقی هم‌کلام می‌شویم. او می‌گوید: بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی‌ام و خدمت سربازی، به صورت حق‌الزحمه‌ای با صدا سیمای مركز لرستان همكاری می‌کردم. البته در زمان سربازی نیز اخبار ورزشی باشگاه فجر سپاه (محل خدمتم) را برای نشریات ارسال می‌نمودم و از این طریق ارتباطم را با نشریات بیش‌تر کردم و همین باعث شد من با عرصه‌ی خبر و اطلاع‌رسانی، بیش‌تر آشنا شوم.
در کنار آن، زندگی شخصی‌ام نیز سراسر ورزشی بود! بازی برای تیم فوتبال خیبر خرم‌آباد، عضویت در تیم ملی هاکی، عضویت در تیم‌های هندبال نوجوانان استان و بسکتبال جوانان خرم‌آباد، فعالیت در رشته‌های مختلف دیگر نظیر دو‌و‌میدانی در دانشگاه و نیز نویسندگی، و مجری‌گری برنامه ورزشی در شبکه افلاک از سوابق ورزشی من در دهه هفتاد تا كنون است.
داشتن پدر و مادری فرهنگی، جایدری را به سمت آموزش و پروش می‌کشاند و فرصت‌های استخدامی در سازمان زندان‌ها(قوه قضاییه)، صدا و سیما، تربیت بدنی و ... را رها می‌کند و ماندن در عرصه تعلیم و تربیت را از بین آن‌ها بر می‌گزیند تا دنباله‌روی والدینش باشد.
این معلم مدارس استثنایی می‌گوید: آموزش و پرورش دو دسته نیرو دارد؛ نیروی اداری و آموزشی. من کار آموزش را دوست داشته و تمایل دارم در این حیطه خدمت کنم. کار اداری برای افرادی مناسب است که دوست دارند در بدنه‌ی اجرایی یا سیاسی قرار بگیرند. من وقتی علاقه به حضور در عرصه‌ی سیاست دارم که در خدمت مردم باشم.
 

یکی از مشكلات توسعه‌نیافتگی استان لرستان نبود شایسته‌سالاری است
جایدری یکی از مشكلات استان لرستان را نبود شایسته‌سالاری می‌داند و می‌گوید: یکی از دردهای استان ما این است که برخی برای خدمت پست نمی‌گیرند به همین دلیل است که شایسته‌سالاری در استان صورت نمی‌گیرد. در استان‌های دیگر زمانی که بحث توسعه استان مطرح باشد تمام مسوولین و نمایندگان؛ جناح‌ها را رها می‌کنند و به دنبال پیشرفت و توسعه هستند، اما در دیار ما اكثراً نظری به نیروهای شایسته‌ای كه هدف‌شان خدمت به مردم هستند ندارند.

گفت‌وگو با معلمی كه خبرنگار است: معلمی كه تأمین باشد، آموزش پربارتری دارد/ از مشكلات لرستان، نبود شایسته‌سالاری است
 
دوست دارم روزی نامم مانند علی‌محمد ساکی در تاریخ این شهر بر جای بماند
مدیر مسوول پایگاه خبری یافته می‌گوید: دوست دارم به جایی برسم که بعدها نامم مانند مرحوم علی‌محمد ساکی - شهردار سال‌های 50 تا 56 خرم‌آباد- در تاریخ دیارم بر جای بماند. دوست دارم پسرم هم معلم شود!
او معتقد است هر انسانی اگر در زمینه‌ای تخصص داشته باشد و در آن فعالیت کند، فرد موفقی خواهد شد، البته انسان باید اگر كاری در توانش نیست و مسوولیتی را در جایی كه از او بهتر وجود دارد را نپذیرد، چرا كه این كار "خیانت" است. كاش به جای شیفته ی قدرت بوذن، تشنه‌ی خدمت باشیم.
جایدری تدریس در مدارس استثنایی را یکی از مشاغل سخت می‌داند و می‌گوید: دانش‌آموزان استثنایی شامل افراد چند معلولیتی، ناشنوایان، نابینایان، اختلالات رفتاری و کم‌توان ذهنی هستند که من در این مركز به دسته‌ی آخر آموزش می‌دهم.




مدیر پایگاه خبری یافته در خصوص نحوه‌ی ورود این دانش‌آموزان به مدارس استثنایی می‌گوید: در زمان بدو ورود دانش‌آموزان به مدارس عادی، تست‌های اولیه از آن‌ها در مراكز سنجش وابسته به آموزش و پرورش گرفته می‌شود. در این تست‌ها مشخص می‌شود که كودك آموزش‌پذیر است یا تربیت‌پذیر. اگر نتیجه سنجش وی در حدی باشد که هوش عادی داشته و بتواند در مدارس عادی درس بخواند به مدارس معمولی آموزش و پرورش فرستاده می‌شود؛ اما اگر تشخیص داده شود که فرد برای آموزش در سطح پایین‌تری است به مدارس استثنایی فرستاده می‌شود، البته اگر تشخیص داده شود که فرد نمی‌تواند آموزش‌پذیر باشد، در دسته‌ی تربیت‌پذیر قرار می‌گیرد و به مراکز بهزیستی و تربیتی معرفی می‌شود.
وی متذكر می‌شود: به دلیل دشواری كار در چنین مراكزی هر 5 سال خدمت در آموزش و پرورش استثنایی، از نظر سابقه كاری 6 سال محاسبه می‌شود و به همین خاطر، معلمان این مراكز پس از 25 سال خدمت بازنشست می‌شوند.
 

چو ایزد ز حکمت ببندد دری؛ ز رحمت گشاید در دیگری
تدریس در دنیای ناشنوایان و نابینایان نیز برای جایدری دنیای عجبی بوده است. دنیایی پر از حکمت‌های خداوند.
او می‌گوید: چو ایزد ز حکمت ببندد دری؛ ز رحمت گشاید در دیگری. من مصداق عینی این بیت شعر را در برخورد با دانش‌آموزان نابینا و ناشنوا كه سال‌های قبل با آن‌ها كار كرده‌ام را دیده‌ام. دانش‌آموزان نابینا و ناشنوا استعداد‌های عجیبی دارند. به عنوان مثال یکی از دانش‌آموزان نابینای پایه‌ی دوم ابتدایی به اندازه‌ی یک انسان بالغ اطلاعات عمومی داشت و یا یکی دیگر از دانش‌آموزان نابینایم تمام اجداد خود را به خوبی می‌شناخت. شاید اگر در خصوص نسب‌شناسی از یک دانش‌آموز 8 ساله عادی سوال بپرسی حتی نتواند نام پدر‌بزرگ خود را هم عنوان کند، اما دانش‌آموز نابینای من تا 7 جدش را می‌شناخت! آن‌ها حافظه فوق‌العاده‌ای دارند. دانش‌آموزان ناشنوا هم از نظر جسمانی انرژی و توان بسیار بالایی دارند.
این معلم مدارس استثنایی تصور برخی از مردم در رابطه با دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی را اشتباه می‌داند و می‌گوید: برخی از مردم دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی را منگُلیسم‌ها می‌دانند. منگلیسم‌ها تنها یک شاخه از افراد کم‌توان ذهنی هستند. برخی از دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی از نظر ظاهری هیچ تفاوتی با افراد دیگر ندارند و تنها در امر یادگیری، در سطح پایین‌تری هستند.
جایدری می‌گوید: حضور دانش‌آموزان در مدارس استثنایی به این معنی نیست که حتماً نقیصه‌ای دارند. تشخیص این گونه بوده است که در این مدارس درس بخوانند و به نظر من همه کسانی که در این مدرسه درس می‌خوانند کم‌توان ذهنی نیستند و اجتماع نباید ذهنیت بدی نسبت به ‌آن‌ها داشته باشد چرا كه برخی از آن‌ها بسیار حساس هستند و از این موضوع رنج می‌برند.
 


برخی از شاگردانم ازدواج کرده‌اند و صاحب فرزند هستند
مدیر مسوول پایگاه خبر یافته در خصوص آینده این دانش‌آموزان می‌گوید: امیدوارم وعده‌ی جذب 3 درصد این افراد در دستگاه‌های اجرایی (به خصوص مرتبط با خود آن‌ها مثل بهزیستی، آموزش و پرورش استثنایی و …) محقق شود. دولت قبلاً قرار بود اگر این دانش‌آموزان نتوانند پس از اتمام تحصیلات، شغلی پیدا كنند؛ به آن‌ها مستمری پرداخت کند تا قدری از مشکلات آن‌ها کاسته شود.
او از موفقیت برخی از شاگردانش نیز یاد می‌کند و می‌گوید: یکی از شاگردانم 4 سال است که وارد کارهای اقتصادی شده است و اکنون به موفقیت‌های خوبی دست یافته  به شكلی كه ازدواج کرده و صاحب فرزنده شده است. خیلی از شاگردانم اکنون پیرایشگر، مغازه‌دار و یا حتی راننده و مكانیك هستند.
 
در مدارس استثنایی رابطه برادری به جای معلم و شاگردی حاکم است
جایدری رابطه‌ی دانش‌آموز با معلم را در این مدارس، رابطه‌ی برادری می‌داند و می‌گوید: در این مدارس، معلم و دانش‌آموز زبان هم را خوب می‌فهمند و رابطه‌ی بین ما به نوعی رابطه‌ی بین برادر بزرگ و کوچک است.
او با خنده می‌گوید: برخی از دانش آموزانم مرا با نام کوچک مرا صدا می‌زنند! معرفت، رفاقت، صداقت و مسوولیت‌پذیری، این‌ها کلماتی است که این معلم برای توصیف شخصیت دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی خود به کار می‌برد.
جایدری می‌گوید: این دانش‌آموزان اخلاق خاصی دارند؛ اگر وارد دنیای دوستی با آن‌ها شوی، بسیار با‌معرفت هستند و برایت کم نمی‌گذارند. مسوولیت‌پذیری را دوست دارند و صداقت در کلام، ویژگی بارز آن‌ها است.
 


بهترین هدیه‌ای كه روز معلم گرفتم از یك دانش‌آموز نابینا بود
او بهترین خاطره دوران تدریسش را این‌گونه بیان می‌کند: سال 84 در مدرسه ابتدایی نابینایان خرم‌آباد تدریس می‌كردم. روز معلم بود. یکی از دانش‌آموزان نابینا در حیاط مدرسه مرا صدا كرد و برگه‌ای به من داد. گفت ببخشید وضع مالی ما طوری نیست برای شما هدیه بخرم، بعد نامه‌ای دستم داد. وقتی نامه را باز كردم روی آن به خط بریل (نابینایان) جمله‌ای نوشته شده بود. من با خط بریل آشنا نبودم، لذا نتوانستم جمله را بخوانم. كاغذ را نزد یکی از همكارانم بردم. او گفت که این دانش‌آموز نوشته است "معلم عزیزم، دوستت دارم. روزت مبارك". اشك در چشمانم حلقه بست. شاید این بهترین هدیه‌ای بود که تا آن روز از دریافت آن تا این حد خوشحال شده بودم، چرا كه کودکی نابینا خالصانه، دار و ندارش را در یك تکه کاغذ، به من هدیه كرده بود.
 
رویکرد جامعه نسبت به افراد با نیازهای ویژه مناسب نیست
این معلم مراكز استثنایی می‌گوید: هنوز جامعه، افراد با نیازهای ویژه را به صورت شایسته نپذیرفته است. برخی با دیدن آن‌ها شروع به تمسخر می‌کنند، در حالی که شاید خود فرد با نیاز ویژه هم متوجه تمسخر آن‌ها نشود. جامعه ما باید به سمت احترام به این افراد پیش برود. انجام این کار، مستلزم برنامه‌ریزی فرهنگی در طولانی‌مدت است. امیدوارم این نقیصه در جامعه رفع شود.
صحبت کردن درباره برخی اخبار روز با این دانش‌آموزان یکی از کارهایی است که جایدری انجام می‌دهد.
جایدری می‌گوید: وقتی با بچه‌ها درباره برخی اخبار روز صحبت می‌کنم، از برخی رویدادهای اجتماعی خبر دارند و درباره آن بحث می‌کنند كه برایم بسیار جالب است.
این معلم مدرسه استثنایی با خنده می‌گوید: این بچه‌ها با داشتن ویژگی صداقت می‌توانند خبرنگاران خوبی باشند چون در حرف‌های‌ اكثرشان دروغ وجود ندارد.
 


خبرنگاری نوعی معلمی است
او خبرنگاری را نوعی معلمی می‌داند و می‌گوید: من خبرنگاری را معلمی می‌دانم چرا که خبرنگار به جامعه آگاهی می‌دهد. بیش‌تر افراد مرا به عنوان خبرنگار می‌شناسند تا معلم. تا کنون شاید بیش از 5 هزار خبر ورزشی از دیارم تایپ، تنظیم و منتشر كرده‌ام.
جایدری با تاكید بر این كه خبرنگاران ورزشی لرستان با هزینه شخصی اقدام به پوشش رویدادهای ورزش لرستان می كنند، گلایه می‌كند: به ندرت كسی برای انتشار هزاران خبر، از ما تشكر می‌كند، اما كافی است یك مطلب انتقادی منتشر نماییم، آن‌گاه همان شخصی كه از او چندید خبر كار كرده‌ایم و یك بار تشكر نكرده، طلبكار و منتقد ما می‌شود...
این معلم لرستانی، جمع‌آوری بانک اطلاعاتی را در زمان‌های خارج از تدریس را بسیار دوست دارد. او سال‌های 86 و 87 اطلاعات سنگ قبرهای خرم‌آباد را جمع‌آوری کرده است و به دنبال مكتوب كردن اطلاعاتی از زادگاهش است که تا کنون كسی اقدام به جمع‌آوری و تدوین آن‌ها نکرده است.



به معیشت معلمین رسیدگی کنند
جایدری از وضعیت معیشت معلمین گلایه‌مند است و می‌گوید: زمانی که یک معلم نتواند از پس مخارج زندگی‌اش بر بیاید چطور می‌تواند با انگیزه بالا تدریس کند و به فرزندان همان کسانی که به اعتراض معلمان خرده می‌گیرند؛ آموزش مناسبی بدهد؟

 
دولت به جای افزایش حقوق به صورت درصدی، سالانه میزان ثابتی را برای همه کارمندان در نظر بگیرد
این معلم مدرسه استثنایی می‌گوید: سیستم افزایش حقوق دولت مناسب نیست. به عنوان مثال دولت زمانی که حقوق کارکنان را سالانه 10 درصد افزایش می‌دهد، حقوق كارمند نهادی که 10 میلیون تومان می‌گیرد، یک میلیون تومان افزایش می‌یابد اما کسانی مثل معلمان که حقوق‌شان یک میلیون تومان است، فقط 100 هزار تومان افزایش می‌یابد. این باعث شكاف طبقاتی می‌شود؛ پس بهتر است به جای درصدی، سالانه به همه كارمندان دولت مبلغی برابر افزوده شود اما میزان دریافتی حقوق كارمندان بنا بر مشاغل مختلف همچنان فاصله داشته باشد تا از این طریق مشكلی برای آن‌ها كه حقوق كم‌تری می‌گیرند ایجاد نشود. 




گفت‌وگو تنظیم: فرزانه صادقی‌فرد/ پایگاه اطلاع‌رسانی سفیر افلاك




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: رضا جایدری معلمی که خبرنگار است، رضا جایدری، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 اردیبهشت 1394 توسط فرهاد داودوندی




آقای علی فروتن "فیتیله"

مایه ی افتخار لرستان

آزمون قدر شناسی مسوولان استان



لرستان سرزمینی است با فرهنگ و تمدن غنی كه سكنه‌ی كنونی آن دارای گویش‌‌ها و لهجه‌های متنوع هستند.

زبان‌ها و گویش‌هایی از قبیل بختیاری، لری(خرم‌‌‌آبادی، بالاگریوه، بروجردی و ...)، لكی(الشتری، كوهدشتی و ...) كه از دید اكثریت مردم داخل و یا خارج استان به طور كلی به زبان لری و قوم لر شناخته می‌شوند.

 هر فردی در استان با هر زبان و لهجه‌ای و با هر فرهنگ، آداب و رسومی با داشتن پیشینه‌ی تاریخی غنی این منطقه و تنوع فرهنگی در كنار زیبایی‌ها و موهبت‌های خدادادی طبیعت این دیار، باید به لرستانی بودنش افتخار كند و در هر مقام و جایگاهی كه قرار دارد سعی نماید فرهنگ، آداب و رسوم سرزمینش را به نحو احسن به دیگران معرفی كند.

این ادای دین فرهنگی برای افرادی كه خارج استان زندگی می‌كنند و فرقی نمی‌كند متولد چه شهر یا روستایی هستند یا چه لهجه و زبانی دارند و به طور كلی به‌ عنوان نماینده‌ی لرستانی‌ها شناخته می‌شوند بسیار حساس و مهم‌تر است.

بوده و هستند لرستانی‌هایی كه در جایگاه‌های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی و... نقاط مختلف كشور حضور دارند و چهره‌های شناخته شده‌ای هستند اما در مصاحبه‌های رسانه‌ای و مطبوعاتی متاسفانه و به دلایل مختلف، لرستانی بودن خود را كتمان یا انكار كرده و می‌كنند.

در مقابل، افراد با فرهنگ و اصیل هم هستند كه نه تنها به لرستانی بودن خود افتخار كرده بلكه در هر شغل، مقام و منصبی علی فروتن عمو فیتیلهكه هستند برای شناساندن فرهنگ غنی و اصیل لرستانی به سایر مردم كشورمان از هیچ تلاشی كوتاهی نكرده‌اند.


آقای علی فروتن معروف به "عموی فیتیله‌ای" هنرمند موفق لرستانی كه متولد 1346 در بروجرد است، سال‌هاست در عرصه‌ی هنر و نمایش‌های تلویزیونی فعال بوده و همواره چهره‌ی موفق و محبوبی در این عرصه از خود نشان داده است.

او نه تنها با تلاش‌های بسیارش در این زمینه توانسته جایگاه مورد پسندی برای خود و برنامه‌اش ایجاد كند، بلكه در این سال‌ها به‌ خصوص در برنامه‌ی فیتیله سعی نموده كه فرهنگ، زبان، آداب و رسوم شهر و استانش را نیز به خوبی از طریق رسانه‌ی ملی به همگان معرفی كرده و دین خود را در این زمینه با تمام وجود ادا كند.

استفاده از لهجه‌ی شیرین لری بروجردی در اكثر نمایش‌ها توسط علی فروتن و حتی بقیه‌‌ی اعضای این گروه (اگر چه لرتبار یا لرزبان نیستند) و بهره‌گیری از آهنگ‌‌ها و ملودی‌های اصیل لری در اجرای آوازهای گروهی، در حالی‌ كه تنظیم مجدد این ملودی‌ها و ساخت و گذاشتن ترانه‌های جدید روی آن‌ها كاری بسیار دشوار و زمان‌بر است، از جمله اقدامات ارزنده‌ی این هنرمند هم‌استانی‌ ما است.

همه‌ی ما می‌دانیم كه آقای فروتن نیز می‌توانست به سادگی و بدون چنین زحماتی به كار نمایشی معمولی خود بپردازد و مانند خیلی‌های دیگر در كارش موفق هم باشد، اما این هنرمند محبوب و با اخلاق، همه‌ی این تلاش‌ها را در كنار كار سختش انجام می‌دهد تا نماینده‌ی شایسته‌ای برای استان لرستان و شهر بروجرد باشد.

برای مثال فروتن وقتی با لهجه‌ی شیرین لری بروجردی موسیقی‌های زیبا و اصیل لرستان را در قالب ترانه‌ی معروف و زیبای "بارو بارو" برای كودكان ایران‌زمین می‌خواند، خوب می‌داند كه در حال انتشار فرهنگ و موسیقی غنی لرستان از راه آنتن سراسری است، لذا جا دارد كه مسوولان فرهنگی و هنری استان لرستان و شهر بروجرد به خصوص فرهنگ و ارشاد اسلامی، كانون پرورش فكری هنری، انجمن هنرهای نمایشی و ... از این هنرمند شریف و توانمند لرستانی كه از ظرفیت‌های شغلی خود جهت معرفی فرهنگ لرستان به خوبی استفاده می‌كند، به صورت ویژه تشكر و قدردانی به عمل آورده و در این زمینه فرهنگ‌سازی كنند.

همچنین به جاست از وجود این هنرمند هم‌استانی در برنامه‌های شبكه افلاك برای كودكان استان‌مان نیز استفاده شود.

ما باید نشان دهیم قدرشناس هستیم و این كه مسوولیتی را بپذیریم اما بلد نباشیم در ردای آن مسوولیت، از اهل دیانت، هنر، فرهنگ، ورزش، سیاست و ... دیارمان تقدیر و تشکر کنیم، بسیار ناخوشایند است كه متأسفانه اكثر مسوولان دیارمان این مهم را به فراموشی سپرده‌اند در حالی كه باید چنین مسایلی را در راس تمام برنامه‌های خود قرار دهند تا الگوسازی مناسبی در این زمینه رضا جایدریصورت پذیرد.

پس منتظر می‌مانیم تا ببینیم در این آزمون، فیتیله‌ی عمو فیتیله توسط مسوولان لرستان بالاتر كشیده می‌شود یا در صورت تداوم بی‌توجهی به این موضوع، باعث دلسردی فروتن و امثال وی شده و فیتیله‌ی او به خاموشی می‌گراید!
 
 رضا جایدری
پایگاه خبری یافته/ خرم‌آباد




طبقه بندی: فرهنگ و ادبیات بروجرد،  هنری، 
برچسب ها: آقای علی فروتن فیتیله، رضا جایدری، علی فروتن، فیتیله، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط فرهاد داودوندی


چكاره ی مملكتی؟

برخی مسوولان ادارات لرستان

فراموش كرده اند نوكر و غلام مردم هستند




نوشته: فرهاد داودوندی و رضا جایدری

پایگاه خبری یافته



هنگام مراجعه شماری از هم‌استانی‌ها به برخی از ادارات یا شركت‌ها و نهادهای خدماتی، بارها دیده‌ایم یا شنیده‌ایم وقتی برخی از مراجعه کنندگان در پی احقاق حق خود بوده‌ و از امروز برو فردا بیای رؤسا و كارمندان خسته شده‌اند و لذا با اصرار بخواهند مشکل‌شان را حل كنند، از زبان مسوولین آن اداره می‌شنوند که: «اصلاً جناب‌عالی چکاره مملکتی؟! خودت با زبان خوش برو بیرون تا ندادم بیاندازنت بیرون!»

جل‌الخالق! در نظام اسلامی ما كه مدیران باید افرادی متعهد، صبور و كار راه‌انداز مردم باشند، برخی از آن‌ها شرایطی را به وجود آورده‌اند كه حتماً باید کاره‌ای در این مملکتی باشی تا در ادارات کارت پیش برود!

در این‌گونه موارد هیچ‌گاه به این که ارباب رجوع، همشهری و یا هموطن‌مان است و به عنوان یک شهروند باید احترامش نگه داشته شود نگریسته نمی‌شود و چنان كبر و غروری چنین مسوولانی را فرا گرفته كه نعوذبالله گاهی هیچ كس را به آدم حساب نمی‌كنند! غافل از این كه برخی از این همین‌ها خودشان تا دیروز جزو شهروندان و مردم عادی بوده‌اند و طعم سختی و فقر را چشیده و یا هنگام مراجعه به اداره‌ای، لابد به یاد دارند كه اگر كارشان انجام نشده، چقدر ناراحت شده‌اند و ناامیدانه از آن‌جا بیرون رفته‌اند!

این که فرهنگ مطالبه‌گری به خصوص در استان ما هنوز جا نیفتاده و مردم گاهی با افراط در مسائلی نظیر طایفه‌گری و جناح‌بازی، خودشان در انتخاب و انتصاب چنین افرادی مقصر اصلی هستند درست، اما نباید فراموش كرد كه معنی و مفهوم اصلی پست و مقام گرفتن، یعنی قبول كردن "نوكری و غلامی" مردم، نه فخر فروختن و برخورد تند كردن با آن‌ها!

حتماً شنیده‌اید كه گاهی كارمندان قدیمی می‌گویند: «من نوكر دولت هستم». آن زمان "كارمند دولت" را "نوكر" می‌گفتند. این ضرب‌المثل از دوره‌ی قاجار تا چند دهه پیش برای كسانی كه مواجب‌بگیر دولت بودند به كار می‌رفت و قاعده و اصول آن نیز بر این بود كه باید نوكری مردم را از طرف دولت انجام دهی تا حقوق و مواجب تو پرداخت شود.

وقتی ظرف یك ماه اخیر چند برخورد ناشایست از سوی عده‌ای به اصطلاح مسوول را با شماری از هم‌استانی‌های شریف‌‌مان دیدیم، بسیار متأسف شدیم و حتی این موضوع را به استاندار محترم لرستان اطلاع داده و از ایشان تقاضا نمودیم افرادی را به برخی مسوولان ادارات فراموش كرده‌اند نوكر و غلام مردم هستندصورت نامحسوس مسوول بررسی برخورد شماری از این مسوول‌نماها هنگام مراجعه مردم به ادارات نمایند، تا حقیقت مطلب دست‌شان آید.

به همین دلیل دست به قلم بردیم تا به مردم عزیز اطلاع دهیم:
این مدیران و معاونان و .... نوكر و غلام من و شما هستند، پس اگر خواسته غیرقانونی و ناموجهی ندارید، به جای عجز و التماس در مقابل برخی از این‌ها كه با التماس به برخی نمایندگان مجلس و غیره پست و مقام را با هزار زور و تمنا به دست آورده‌اند، هم‌چون ارباب و رئیس‌شان رفتار كنید چرا كه در حقیقت شما ولی‌نعمت این‌ها هستید و اگر شما مردم نباشید، این‌ها می‌خواهند چگونه نان بخورند و حقوق بگیرند؟!

از طرفی، هر گاه خواسته‌ای مشروع و قانونی دارید و كسانی تحت عنوان مدیر، معاون یا مسوول فلان بخش اداره‌ای، با شما برخورد بدی می‌كنند، از حق خود نگذرید و با مراجعه به بازرسی این نهاد، سازمان بازرسی استان؛ بازرسی استانداری لرستان و دستگاه قضایی و ... حتماً شكایت خود را از این قبیل افراد مطرح كنید تا فكر نكنند مدیریت، فقط راه ندادن مردم به اتاق خود، داشتن چهره‌ای عبوس و گفتن جمله‌ی «امروز برو، فردا بیا» است!

هر كس مسوولیتی و منصبی گرفت، هر جا، هر ساعت و هر لحظه باید پاسخ‌گوی مردم باشد و اگر نمی‌تواند، لطفاً منصب قبول نكند چون در غیر این صورت مشخص است این پیراهن به تن او گشاد است و از راهی ناصواب به آن دست یافته است!

پس هر كس به شما گفت: «اصلاً تو چکاره‌ی مملکتی که نظر می‌دهی؟!»، اگر حق با شماست، جلوی جمع به وی تفهیم كنید كه شمای مراجعه‌كننده رئیس و ولی‌نعمت او هستید و این قبیل افراد فقط واژه‌ی مدیر و معاون و ... را به عنوان غلام و نوكر من و شما یدك می‌كشند كه پس از مدتی هم باید آن را به نفر بعدی تحویل دهند؛ درست مثل زمانی كه قبلی‌ها منصب را به این‌ها سپردند و پس از دوران كوتاه مسوولیت، این شخص می‌ماند و مردمی كه دوباره باید برود و بین آن‌ها زندگی كند!

 
آن موقع است كه همه به خاطر می‌آورند كه چطور آدمی بوده است، زیرآب‌زن، حسود، مغرض، بد اخم، جواب كسی را نده، كار راه ننداز و یا برعكس؛ مردمی، خوش‌رو، توانمند و ... كه در این صورت همچون جاویدنام مرحوم "علی‌محمد ساكی" شهردار فقید خرم‌آباد و زنده یاد محمد علی احتشامی شهردار فقید بروجرد، به تاریخ خواهند پیوست و جاودانه می‌شوند.


 رضا جایدری و

 
فرهاد داودوندی

پایگاه خبری یافته




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: چكاره ی مملكتی؟ برخی مسوولان ادارات لرستان فراموش كرده اند نوكر و غلام مردم هستند، رضا جایدری، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اسفند 1393 توسط فرهاد داودوندی


برخی ورزشکاران

و مربیان لرستانی

 بیاموزند.


شاغلام نشان داد دود از کنده بر می خیزد



بیش از یك دهه است در عرصه‌های مختلف ورزش استان لرستان به كار اطلاع‌رسانی مشغولم.

از خبرنگاری ورزشی برای نشریات شروع كردم و بعدها خودم صاحب امتیاز و مدیر مسوول اولین نشریه‌ی تخصصی استان لرستان در حوزه‌ی ورزش استان شدم (لرستان ورزشی با تاریخ مجوز 26 اسفند 1387).

بیش از دو سالی هم هست كه صاحب امتیاز و مدیر مسوول یك پایگاه خبری رسمی كه بیش‌تر در زمینه‌های ورزشی، فرهنگی و هنری فعال است مشغول قلم‌زنی هستم و از سال 1382 به صورت مقطعی گزارشگر، مجری، نویسنده و ‌تهیه‌كننده‌ی برنامه‌های ورزشی شبكه استانی لرستان (افلاك) هم بوده‌ام.

ظرف این مدت، بارها و بارها خبر، مقاله، مصاحبه، یادداشت، گزارش، عكس و ... از زیر و بم ورزش لرستان منتشر و پخش كرده‌ام كه اگر بخواهی حساب كنی، شمار آنان باید افزون بر 10 هزار مورد شود.

اما یك چیز را ظرف این همه سال درون خود نگه داشتم و آن این كه منتظر بمانم ببینم این كه می‌گویند «پهلوان زنده را عشق است»، آیا در مورد خبرنگاران ورزشی لرستان نیز صادق است یا فقط پیشكسوتان ورزش هستند كه در این مورد گلایه دارند؟!

واضح‌تر بگویم: سال‌ها بدون توقع و چشم‌داشت، هر كس از جماعت ورزشكاران، داوران، مربیان، مدیران و ... گله‌ای داشت، نوشتیم و منعكس كردیم(من و بقیه خبرنگاران ورزشی) و خون دل‌ها خوردیم و تعصب‌ها از تیم‌ها و ورزشكاران دیارمان كشیدیم و گاه در این راه سلامتی خود را به حراج گذاشتیم، بلكه اول خدا و بعد بندگان خدا از ما راضی باشند و قدمی مثبت برای دیارمان و مردمش برداشته باشیم.

این كه تا چه حد در این زمینه موفق بودیم را دیگران باید قضاوت كنند اما می‌خواهم یك نكته عرض كنم: كسی چون من به كرات تصویر و نامش زیر مصاحبه‌های ورزشی، مقالات، خبرها، تصاویر ورزشی و ... منتشر شده در سایت‌ها و مطبوعات استان ثبت شد و همچنین بیش از 10 سال مجری، گزارشگر، تهیه‌كننده، كارشناس، نویسنده و ... برنامه‌های ورزشی بوده و چهره، صدا و نامم نیز شاید بیش از حد از تلویزیون یا رادیوی استان و حتی در برنامه پربیننده‌ی 90 منعكس شده كه بخواهم در این زمینه كمبودی داشته باشم، اما یك نكته طی این سال‌ها باعث تأسف و تعجب من بود و آن این كه هر گاه در یك برنامه‌ی تلویزیونی یا تنظیم یك مصاحبه برای یك نشریه با كسی مصاحبه می‌كردم، در پایان، نگاهی به چهره‌ی خودم می‌انداخت و آخرش می‌گفت: جا دارد از شخص شما هم تشكر كنم!

حقیقت این است از این موضوع چندان خوشم نمی‌آمد چرا كه می‌دیدیم این قبیل افراد، بسیاری از دوستان و همكاران خبرنگار ورزشی مرا كه برای آن‌ها زحمات بسیار كشیده‌اند، در آن لحظه از یاد برده‌اند و فقط حرمت‌ من را به خاطر حضورم جلوی آن‌ها در آن لحظه نگه می‌دارند و برای رعایت احترامی صوری، نامی از من یا كس دیگری كه در آن لحظه با آن‌ها مصاحبه می‌كند را بر زبان جاری می‌كنند و از ذكر نام بقیه‌ی اهالی رسانه كه حق بزرگی بر گردن آن‌ها دارند و بارها قبل از آن به ایشان خدمت كرده‌اند، چشم‌پوشی می‌نمایند!


غلام زینی‌وند - یافتهاما در برنامه‌ی پنج‌شنبه‌شب "نگاهی به ورزش استان" كه آقای "غلام زینی‌وند" مربی بااخلاق و جوانمرد لرستانی مهمان برنامه بود، این طوق شكست!

زمانی كه مجری برنامه (آقای محمد اساره) از وی خواست سخن پایانی خود را بیان كند، عمو غلام نگاهی به كاغذهای جلویش انداخت تا نكند چیز مهمی را كه سال‌ها بود كسی بر زبان نیاورده، او از یاد ببرد و بیان نكند، به همین دلیل سخنانش را با ذكر نام چند نفر از خبرنگاران ورزشی استان به پایان برد كه هیچ‌كدام در آن برنامه و جلوی چشمش حضور نداشتند.


 شنیدن نام منی كه خودم بیش از 400 بار در شبكه افلاك مجری و گزارشگر برنامه‌ها بودم، اما در برنامه‌ی آن شب حضور نداشتم، از زبان آقای غلام زینی‌وند، خستگی 11 سال كار طاقت‌فرسای خبرنگاری را از تنم بیرون كرد تا به این باور برسم: هنوز هستند كسانی كه شعور و معرفت‌شان بیش از این حد است تا هر وقت كاری داشته باشند یا منافع‌شان ایجاب كند به سراغ ما خبرنگاران نیایند و به هنگام خوشی نیز یاد ما باشند.

البته این روزها امثال عمو غلام به ندرت یافت می‌شوند كه دورادور یاد رنج‌های ما خبرنگاران ورزشی در روزهای سرد و گرم پیشین ورزشگاه‌های شهر و استان‌مان باشند و نامی هم از ما ببرند بدون این كه مدت‌ها باشد همدیگر را دیده یا از احوال هم خبری كسب كرده باشیم! به قول صائب تبریزی:

دوردستان را به احسان یاد كردن همت است         ور نه هر نخلی، به پای خود ثمر می‌افكند


آری! عمو غلام ثابت كرد كه هنوز «دود از كنده بر می‌خیزد» و این قدیمی‌ها هستند كه درس اخلاق و جوانمردی را به ما می‌آموزند نه آن ورزشكاران پرمدعایی كه هنوز «غوره نشده، مویز گشته‌اند» و با چند بار دعوت به اردوی تیم ملی و یا حتی غلام زینی‌وندكسب مدال‌های آسیایی و جهانی كه با گذاشتن پای‌شان بر روی دوش ما خبرنگاران ورزشی از این پلكان بالا رفته‌اند و به جایی رسیده‌اند(البته اگر سهم عمده‌ای در موفقیت آن‌ها نداشته باشیم، سهم كمی هم در حمایت از آن‌ها نداشته‌ایم)، اینك ما را به فراموشی می‌سپارند و هر جا مصاحبه‌ای با آن‌ها می‌شود، موفقیت خود را فقط نتیجه‌‌ی لطف مربیان و پدر و مادرشان ذكر می‌كنند!


ببخشید كه سرتان را درد آوردم اما این موضوع، مدت‌ها بود كه مرا آزار می‌داد و حرفی بود كه روی دلم مانده بود كه چرا این جماعت فقط زمانی از خبرنگاری نام می‌برند كه جلوی چشم آن‌هاست و از خبرنگارنی كه در گذشته برای آن‌ها تلاش‌ها كرده‌اند، یادی نمی‌كنند؟!


شاید هم ما پرتوقع هستیم و حق با آن‌ها باشد! ای بسا خبرنگاران ورزشی غایب از نظر، ارزش تقدیر و تشكری نداشته باشند، اما هر چه باشد، «كوه به كوه نرسد، آدم به آدم خواهد رسید»

و روزی كه دوباره میكروفون یا قلمی دست امثال بهرام سلاح‌ورزی، حمید لشنی، عظیم شكوری، فرهاد داودوندی، محمود داودی‌نژاد، سید احمد موسوی، رضا طولابی، مهران مریدی، یعقوب دالوند، وحید کاظمی، صیاد درگاه‌پور، ابراهیم شریفی، میلاد فاضلی، رضا جایدری یا ... باشد و در آن روز این افراد تلاش ‌كنند تا رو در روی ما قرار گیرند بلكه با پا نهادن روی دوش ما رضا جایدریصدای‌شان را به مسوولان برسانند یا خود را مطرح كنند، این ما هستیم كه باید مراقب باشیم، سودجویان و نااهلان از ما استفاده‌ی ابزاری یا زرنگ‌مآبانه نكنند!

 همان‌ها كه موقع فرا رسیدن تقدیر و تشكر، چشم‌شان فقط نوك دماغ‌شان را می‌بیند و دیگر چیزی از گذشته‌ی ورزشی خود به خصوص در مورد خبرنگاران ورزشی به خاطر نمی‌آورند!


رضا جایدری

 اسفند 93/ خرم‌آباد




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: برخی ورزشکاران و مربیان لرستانی بیاموزند.، غلام زینی وند، رضا جایدری، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین سایت شخصی ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اسفند 1393 توسط فرهاد داودوندی



توضیح فرهاد داودوندی: دوست عزیزم آقای رضا جایدری دانشجوی كارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد در حال تحقیق جامع و كاملی از تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد می باشد. مطالب زیر را ایشان در وبلاگ وزین شان گرد آوری نموده است. لذا از كلیه همشهریان، دانشجویان و بخصوص دست اندركاران محترم دانشگاه ازاد بروجرد كه می توانند در راه كاملتر نمودن این تحقیق اطلاعاتی هر چند اندك به این متن اضافه نمایند، خواهشمند است هر گونه مطلبی را كه حدس می زنند برای تحقیق آقا رضا جایدری  به درد بخورد را برای مان ارسال نمایند.


تحصیل در مقطع كارشناسی و سپس كارشناسی‌ارشد دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد، انگیزه‌ای شد برای گردآوری برخی اطلاعات در مورد رؤسای آن:


تاریخ تاسیس:  6 مهر 1362      زیرمجموعه منطقه 5 (استان‌های: لرستان، همدان و مركزی)

 

رؤسای دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد از آغاز تا كنون:

 

1- [مرحوم] سید داوود فهمی (1386 – 1333) - اهل بابل

 از 7 مهر 1362 تا 17 اردی‌بهشت 1381

 

2- [دكتر] فرهاد امام‌جمعه – اهل زابل

از 18 اردی‌بهشت 1381 تا بهمن 1381

 

3- [دكتر] محمدرضا اسلامی – اهل یزد

از بهمن 1381 تا اسفند 1384

 

4- [دكتر] مجتبی جعفرزاده كنارسری- اهل كنارسر مازندران

از اسفند 1384 تا 21 اسفند 1388

 

5- [دكتر] احمد سیف – اهل سامن ملایر

از 22 اسفند 1388 تا كنون

 

دكتر سیف رییس كنونی دانشگاه دارای دكترای شیمی‌فیزیك از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی است.

وی همچنین مدرك كارشناسی را در رشته شیمی محض و مدرك كارشناسی ارشد را در رشته شیمی‌فیزیك از دانشگاه شهید بهشتی گرفته است.

 


تعداد رشته‌های تحصیلی دانشگاه آزاد بروجرد تا سال 1392= 153 رشته (‌38 رشته در مقطع کاردانی، 31 رشته کارشناسی ناپیوسته، 53 رشته کارشناسی پیوسته، 30 رشته کارشناسی ارشد و یک رشته دکترا دندان‌پزشکی)

تعداد رشته‌های کارشناسی ارشد بروجرد با احتساب پردیس علوم و تحقیقات = بیش از 50 رشته

تعداد دانشجویان دانشگاه در سال 1392 =  13200 نفر

تعداد دانشجویان پردیس واحد علوم و تحقیقات بروجرد = حدود 3500 نفر (2200 دانشجوی مرد و 1300 دانشجوی زن)

مجموع كل دانشجویان =  حدود 16700 نفر

تعداد دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد ورودی سال 1392 = حدود 740 نفر

 

-------------------------------

 

دانشگاه آزاد اسلامی خرم‌آباد


این دانشگاه از مهرماه 1364 تاسیس شد و رؤسای آن از آغاز تا كنون عبارتند از:


1- [حجت‌الاسلام] هزاوه

2- [حجت‌الاسلام] مسلم محمدخانی

3- سید خلیل صادقیان

4- علی متقی

5- حسین فتح‌آبادی

6- حامد یحیی

7- علی قاسمیان

8- [حجت‌الاسلام] عبدالرضا جمال‌زاده

9- [حجت‌الاسلام] قاسم متقی‌نیا

10- [حجت‌الاسلام] عبدالرضا جمال‌زاده (مرتبه دوم)

 

تعداد دانشجویان دانشگاه در سال 1392 = حدود 15 هزار نفر






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: روسای دانشگاه آزاد بروجرد و خرم‌آباد، رضا جایدری، فرهاد داودوندی، دانشگاه آزاد بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1392 توسط فرهاد داودوندی


سمینار!!! بحث های ورزشی استان و شهر

جدی تر از هفته های قبل برگزار شد



قربون دستت اون دلستر را بده اینطرف! سالاد را از دست اون بگیر بذار وسط میز! بنظر شما دِسر قبل از غذا چی باشه؟

به دنبال بحث های ورزشی هفته های قبلی تصمیم گرفتیم اینهفته میزگرد ورزشی برگزار کنیم!

البته میز رستوران آنقدرها هم گرد نبود، اما جای دوستان خالی! بحث های غذای کدام رستوران در این چند هفته بهتر بوده؟! ببخشید! عذر می خواهم، حواسم نبود، منظورم بحث های ورزشی مهم شهر و استان بود که دیشب هم با جدیت!!! برگزار شد.

متاسفانه!!! دست آخر هم از فرط لذت بردن از غذای صرف شده بالاخره نتوانستیم در رابطه با ورزش مان تصمیم قاطعی بگیریم و به یک جمع بندی خاصی برسیم!!!

البته تا به یک جمع بندی از ورزش مان نرسیم، خیال مان راحت نخواهد شد!

بنابر این قرار شد با حضور آقایان علیرضا شریفی، رضا جایدری، امیر حسین و فرهاد داودوندی هفته بعد جلسه در رستورانی دیگر جدی تر!!! از همیشه برگزار شود!

خدا کند در هفته بعد بتوانیم نتیجه گیری ورزشی کنیم و مشکلات ورزشی شهر و استان مان را حل و فصل کنیم!  وگرنه بعید نیست چند سمینار ورزشی !!! دیگر برگزار کنیم با اضافه وزن و بالا رفتن چربی مواجه بشویم!!!

لازم به ذکر است هفته قبل تعداد زیادی از دوستان ورزشی اعم از داوران ورزشی و بازیکنان و پیشکسوتان بخاطر احساس مسئولیت!!! در قبال ورزش مان، تقاضای شفاهی برای حضور در این سمینار را داده بودند!!!

 که باید بعرض برسانم این نشست ها، فعلا در حد برنامه ریزی برای سمینارهای بعدی است!!! با به نتیجه رسیدن به یک جمع بندی ابتدائی،  احتمالا با حضور همه علاقمندان به حضور در  بحث های ورزشی مان که با طعم شام عالی همراه است، باید یک سالن هزار نفره را برای برگزاری این نشست ها رزرو کنیم!!!




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: سمینار!!! بحث های ورزشی استان و شهر جدی تر از هفته های قبل برگزار شد، رضا جایدری، علیرضا شریفی، فرهاد داودوندی، امیر حسین داودوندی، بحث های ورزشی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 آذر 1392 توسط فرهاد داودوندی


بحث ورزشی با طعم پیتزا


شب گذشته فرصتی دست داد تا با دوست عزیزم آقای رضا جایدری گفتگوی مفصلی در رابطه با ورزش لرستان داشته باشیم.

اینقدر گفتگو گرم شده بود که یکزمانی به خودمان آمدیم، دیدیم در یک پیتزا فروشی مشغول بحث ورزشی با طعم پیتزا!!! هستیم.

 به هر حال قدیمی ها کاملا درست گفته اند که اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد!


برای آقا رضا جایدری صمیمانه آرزوی موفقیت دارم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: بحث ورزشی با طعم پیتزا، رضا جایدری، پیتزا،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 آذر 1392 توسط فرهاد داودوندی


وقتی خبرنگاران بروجردی و لرستانی

خودشان از خودشان تقدیر می كنند!

هدیه و لوح روز خبرنگار هنوز به دست من نرسیده است!!!


امسال كه از روز خبرنگار تا الان چشممان به در خشك شد تا توسط مسئولین شهر حداقل یك ورق كاغذ پاره بنام لوح یادبود روز خبرنگار به ما بدهند، (هدیه مان را هم كه ندادند)، اما خبری نشد كه نشد!

به این نتیجه رسیدیم خودمان از خودمان تقدیر بعمل بیاوریم و اینچنین شد كه در محیطی توام با بگو و بخند و همراه با صرف شام خودمان به خودمان هدیه دادیم.

البته احتمالا مسئولین برگزاری روز خبرنگار در بروجرد، لوح یادبود و هدیه روز خبرنگار امسال را روی یك لاك پشت گذاشته اند و به آن موجود زیبا آدرس ما را داده اند تا به دست ما برسد، خوب تا آن لاك پشت هم آرام آرام بیاید چند ماهی طول خواهد كشید!!!

به هر حال روز گذشته بازار هدیه دادن و گرفتن با دوستان عزیزم آقای رضا جایدری داغ بود.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: وقتی خبرنگاران بروجردی و لرستانی خودشان از خودشان تقدیر می كنند!، رضا جایدری، روز خبرنگار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 آذر 1392 توسط فرهاد داودوندی




سرانجام مسابقات جام جهانی كشتی پهلوانی كه تبلیغات بسیاری برای برگزاری آن انجام شد به پایان رسید، اما بسیاری از مردم معتقدند آن‌چه كه از میزبانی این رقابت‌ها باید عاید مردم لرستان می‌شد، نشد!

به گزارش یافته، میزبانی رقابت‌های جهانی با عنوان جام جهانی كشتی پهلوانی در شرایطی كه فقط 24 ورزشكار خارجی در آن شركت داشتند و در كوران رقابت‌ها نیز مشخص شد بجز 4 یا 5 نفر آن‌ها، بقیه حرفی برای گفتن ندارند و به جای كشتی‌گیر بودن، فقط توریست هستند، اگر چه در نوع خود به لحاظ اولین میزبانی یك رقابت خارجی در خرم‌آباد جالب به شمار می‌رفت اما در حقیقت هیچ سود و منفعتی برای مردم لرستان نداشت.

تعطیل كردن 3 روزه بخشی از شهر خرم‌آباد در قالب طرح ترافیك بخصوص روز پنج‌شنبه كه مردم را با مشكل عبور و مرور برای رفتن به آرامستان خضر مواجه كرده بود آن هم به بهانه آبروداری جلوی 24 خارجی كه نصف یك اتوبوس هم نمی‌شدند، چه چیز را توجیه می‌كند؟!

این كه نیمی از مردم یك شهر قربانی و معطل 24 خارجی شوند كه نكند بعدها از ترافیك شهر ما بد بگویند در حالی كه نگران این نیستیم كه همین مردم هر روز با همین معضل مواجه هستند و به فكر رفع آن برای مشكل همه روز مردم برنمی‌آییم؟

سطح برگزاری این رقابت‌ها نیز همان طور كه عنوان شد بسیار پایین بود و بجز كشتی‌گیران كشورمان كه با تعداد زیاد كاندیدای كسب جوایز بودند، حضور كشتی‌گیران ضعیفی از بنین، مالزی، تایوان، نپال و ... كه نه تنها در كشتی بلكه در هیچ رشته ورزشی دیگری محلی از اِعراب ندارند، تنها برای بالا بردن آمار خارجی‌‌های شركت‌كننده قابل توجیه بود!

در رقابت‌های جهانی معمولاً در هر وزن از هر كشور یك نماینده بیش‌تر اجازه‌ی حضور در مسابقات را نمی‌یابد و با توجه به قوانین فدراسیون‌های برخی رشته‌های ورزشی نظیر وزنه‌برداری یا دو‌ومیدانی در هر وزن یا ماده، اجازه حضور نهایتاً 2 نماینده از یك كشور داده می‌شود. حال آن كه ما با 6 نماینده در این مسابقات حضور یافتیم و با این همه ادعای پهلوانی و جوانمردی  جلوی چشم رقیبانِ ناآماده، به خاطر تجدید قوا و كسب جوایز توسط خودی‌ها، دست هم‌دیگر را جلوی چشم همه بالا كردیم تا نفرات‌ آماده و تازه‌نفس ما  حریفان پا به سن گذاشته و خسته‌ی خارجی - كه كسی نبود به نفع آن‌ها كنار برود و دست‌شان را بالا كند- را شكست دهند، كجا نشان از پهلوانی و جوانمردی دارد؟!

از طرف دیگر، به مصداق "اگر نخورده‌ایم نان گندم، دیده‌ایم دست مردم" به هنگام برگزاری هیچ مسابقه‌ی جهانی بیش از یك مراسم تقدیر آن هم از قهرمانان زبده و مشهور صورت نمی‌گیرد و نهایتاً برنامه‌های جانبی كشور میزبان ممكن است به برگزاری یك مراسم تجلیل از پیشكسوتان نیز در زمانی بسیار محدود و مشخص به شكلی كه اصل مطلب قربانی فرع آن نشود منجر شود، اما این میزبانی جهانی ما چه جور مسابقات جهانی بود كه بیش از 7 یا 8 بار مراسم تقدیر بین 50-40 كشتی برگزار شد؟

ظریفی به طعنه می‌گفت «گویا اصل موضوع مراسم جهانی تقدیر است و بین آن‌ها به عنوان پیام بازرگانی، گه‌گاه كُشتی هم برگزار می‌شود!» موضوعی كه صدای مسوولان شبكه ورزش را هم درآورد و آن‌ها ناچار شدند كُنداكتور خود را چند بار به هم بریزند تا پس از پخش مقادیر زیادی تجلیل و تقدیر و همچنین پایكوبی و آواز محلی، بالاخره با تاخیر فراوان، كُشتی‌های فینال و رده‌بندی را هم پخش نمایند!

گویی كمبود مراسم تقدیر داشتیم و برخی از خارجی‌ها نیز از این موضوع به تنگ آمده بودند! آن‌قدر تقدیر از نوع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و ... در این مسابقات دیدیم كه به نظر ما از این پس هر چه تقدیر است لوث شده است!

پرواضح است كه سیستم برگزاری این مسابقات فقط بر پایه "پول" بنا شده بود و به همین دلیل اكثر كسانی كه در برگزاری آن دخالت داشتند وظایف‌شان را در قبال همان "مبلغ دریافتی" انجام دادند! نمونه‌اش هم كمیته روابط عمومی كه حتی از برگزاری یك نشست خبری پیش از مسابقات عاجز بود و ضمن بی‌احترامی كامل به جامعه خبری لرستان، با صرف هزینه‌های سنگین و بی‌مورد در پذیرایی از خبرنگاران پرشمار مركزنشین، عملاً به دلیل آشنا نبودن به روال پوشش مسابقات ورزشی صدای اعتراض خیلی‌ها را درآورد، به گونه‌ای كه خبرگزاری ایسنا نیز در مورد سردرگمی خبرنگاران و مشكلات دریافت اطلاعات و اخبار مسابقات و ارسال آن‌ها را منعكس نمود.

به یقین اگر چنین مسابقاتی در استان دیگری برگزار می‌شد، بدون صرف هزینه‌های سنگین، به راحتی می‌شد با تقسیم بندی امور، اطلاع‌رسانی بهتری نمود و تصاویر ارسالی توسط نیروهای صداوسیمای مركز لرستان و پوشش بهتر اخبار و حواشی مثبت مسابقات توسط خبرنگاران نشریات و خبرگزاری‌های بومی استان به لحاظ آشنایی بهتر، شاید انعكاس به مراتب قوی‌تری از حضور اكیپ چند نفره برنامه ورزش و مردم و غیره برای پوشش 3-4 دقیقه‌ای این مسابقات در برنامه‌شان پیدا می‌كرد.

همان طور كه عنوان شد، عدم آشنایی عده‌ای با روال پوشش اخبار مسابقات ورزشی در استان‌ها باعث شد تا توان و پتانسیل خبرنگاران استان نیز نادیده انگاشته شود و در شرایطی كه اكثر خبرگزاری‌ها یا صداوسیما در این استان نمایندگی دارند، به سبك نیم قرن قبل، از جای دیگری خبرنگار بیاورند بلكه غریبه‌ها دل‌شان به حال مسوولان برگزاری سوخته و خبری و تصویری از این مسابقات روی آنتن‌های شبكه سراسری ببرند، البته شاید هم دلیل و انگیزه اصلی دعوت آن‌ها همین بود كه در رسانه‌های سراسری مطرح شوند!

خبرنگارانی كه روز مسابقه تیم‌های گهر و استقلال در دورود حضور یافتند، خوب می‌دانند كه سطح برگزاری آن مسابقه به مراتب از چنین مسابقه‌ای جهانی آن هم با حضور 24 خارجی بسیار بالاتر بود و روزی تاریخی به همت آن‌ها برای لرستان و لرستانی رقم خورد. مسوولان سازمان لیگ حرفه‌ای فوتبال كشورمان با سازمان‌دهی درست خبرنگاران كه اكثراً هم بومی لرستان بودند، پوشش مناسبی از آن مسابقات به عمل آوردند.

شاید ماندگاری فرهنگی كار خوب تماشاگران خونگرم دورودی، تا حد زیادی مرهون تلاش همان خبرنگاران بومی بود كه با انعكاس خوبی‌ها و چشم‌پوشی از معدود موارد ناخوشایند باعث تصویرسازی مناسب از آن رقابت شدند، در  حالی كه حضور پرشمار خبرنگاران مركزنشین در رقابت‌های كشتی جهانی خرم‌آباد هرگز چنین دستاوردی در پی نخواهد داشت و به یقین نكات منفی مسابقات نیز در صورت عدم وصول هزینه‌ی حضور آن‌ها، به موقع منعكس خواهد شد و از شرمندگی میزبانِ پول‌دار این رقابت‌ها به زودی یا پس از چند سال دیگر، حسابی درخواهند آمد!

از حاتم‌طایی شدن برگزاركنندگان این رقابت‌ها جلوی دوربین‌های تلویزیونی برای غریبه‌ها نیز كه بگذریم، عدم توجیه اهداف مشخص میزبانی، باعث شد تا عده‌ی زیادی از مردم و مسوولان لب به انتقاد از برگزاری مسابقه‌ای با چنین ریخت و پاش بی‌حاصل برای لرستانی‌ها بگشایند.

"ابراهیم آقامحمدی" نماینده مردم خرم‌آباد در تماس با خبرنگار ما عنوان نمود در شرایطی كه بسیاری از پروژه‌های عمرانی ورزش لرستان با ركود كامل مواجه هستند و یا برخی از آن‌ها فقط برای چند میلیون تومان لنگ مانده‌اند، اعتراف به انجام هزینه‌های میلیاردی برای این مسابقات 2 روزه با حضور ورزشكاران نه چندان مطرح و سطح بالای چند كشور چه توجیهی دارد؟!

وی با بیان این كه اگر برگزاركنندگان داعیه‌ی احیا روح پهلوانی و جوانمردی در میادین ورزشی لرستان را دارند چرا پی‌گیر تكمیل طرح زورخانه‌های مصوب شهرهای استان نمی‌شوند، اظهار داشت: اگر برای هر كدام از زورخانه‌هایی كه ساخت‌شان در 9 شهر لرستان مصوب شده، یك‌صد میلیون تومان خرج می‌كردند، علاوه بر این كه نصف هزینه‌ی این مسابقات هم نمی‌شد، نام نیكی از خود در تاریخ این شهرها و مناطق بر جای می‌نهادند.

از دیگر نكات تاسف‌بار این مسابقات كه حرف و حدیث‌های بسیاری پیش آورد، عدم دعوت از "غلام‌رضا محمدی" سمبل و اسطوره‌ی كشتی لرستان جهت حضور و یا تجلیل در این مسابقات بود.

نیك گفته‌اند: «آن‌جا كه آب هست، تیمم باطل است». در شرایطی كه برگزاركنندگان هیچ‌كدام از رفقا و نزدیكان‌شان را جهت تقدیر از قلم نینداختند، بی‌توجهی تعمدی به مربی پرافتخار تیم ملی كشتی ایران، نوعی هدف تخریبی عمدی را برای بسیاری از مردم لرستان تداعی كرد كه به یقین این مورد نیز با شعار جوانمردی و پهلوانی متولیان برگزاری مسابقات منافات دارد.

این در شرایطی است كه غلام محمدی به منظور طعنه زدن به این افراد، روز دوم مسابقات برای دقایقی در سالن محل برگزاری مسابقات حضور یافت و مورد تشویق بی‌امان و خالصانه تماشاگران قرار گرفت بدون این كه هزینه‌های میلیاردی كرده باشد، میزان محبوبیت خود را به رخ برخی از حضار كشید!

وی در پاسخ سؤال خبرنگار ما مبنی بر این كه چرا وقتی از بسیاری كه حتی ورزشی هم نبودند تقدیر شد ولی از شما كه تنها كشتی‌گیر لرستانی هستید كه 4 مدال جهانی دارید، نقدیر نشد، با دلخوری پاسخ داد: «تقدیر پیشكش آقایان باشد، اصلاً دعوتی هم از من نكردند» و ناگفته‌ها را به فرصت مناسبی موكول كرد.

به هر حال، پرونده‌ی برگزاری این مسابقات بسته شد، اما مسوولان برگزاری باید بدانند در زمینه‌های مختلف از جمله فرهنگی، ورزشی و البته پهلوانی، نمره‌ی قبولی از این مسابقات نگرفتند. شاید اصلی‌ترین دلیل این باشد كه فكر می‌كردند كه همه چیز با "پول" و "تقدیر و تجلیل" درست می‌شود، در حالی كه چنین نبود!

امید آن كه در برنامه‌ریزی برای میزبانی مسابقات آتی یا تحكیم پایه‌های حضور تیم‌های ورزشی‌مان در مسابقات كشوری، از هم‌اكنون به فكر بررسی اصولی و صحیح توانمندی‌های استان‌ جهت حضور موفق در رقابت‌ها و همچنین معرفی چهره‌ای درست از لرستان و لرستانی ورای تجلیل و تقدیرهای پرشمار با اهداف سیاسی، اقتصادی و ... باشیم تا در آینده، ما را به جای میزبانِ جام جهانی، میزبانِ "تقدیر و تجلیل" از دوستان و آشنایان و یا هر آن كس كه ممكن است روزی به كار ما آید، ندانند! "هر چیز به جای خود نكوست!"

 

رضا جایدری/ یافته – خرم‌آباد






طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: خرم‌آباد میزبان كشتی جهانی یا میزبان مراسم تجلیل و تقدیر؟، رضا جایدری،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آبان 1392 توسط فرهاد داودوندی


توضیح آقای رضا جایدری

در رابطه فوتبال بروجرد و لرستان


بروجرد بزرگمردی به نام عبدالله باعزم دارد

سلام

عمو فرهاد، در جواب آن بیننده عزیزی که بنام ناشناس در رابطه با مطلب پست "اولین ملی پوشان لرستانی فوتبال ایران"   پیامی به این شرح برای سایت شما گذاشته بود که:


(((همه شون كه خرم آبادی هستن پس بروجرد چی؟ )))

 باید بعرض شما و آن بیننده عزیزتان برسانم که  بروجرد هم بزرگمردی به نام عبدالله باعزم دارد

تنها كسی كه در لرستان موفق شده درجه بین‌المللی داوری بگیرد

البته ایشان در مرتبه اخلاق و انسانیت مرتبه اجتهاد دارند

در ثانی افرادی مثل علیرضا خورشیدی كه فقط خرم‌آبادی نیستند، مادرشان بروجردی بوده‌اند و لذا به بروجرد هم تعلق دارند

آقای همایون بهزادی به خاطر شغل پدرشان كه نظامی و فرمانده لشكر بود در خرم‌آباد به دنیا آمد و پس از چند سال نیز خرم‌آباد را ترك كردند

سرهنگ مجید حلوایی نیز همسرشان خرم‌آبادی بود و این‌جا مدتی در شهربانی خدمت می كردند

مرحوم ایرج سلیمانی نیز اهل مسجدسلیمان و از لرهای بختیاری بود كه همسرشان(خانم پریوش مظفری) كه از خانواده‌ای اصیل و خوانین لرستان بودند لرستانی به شمار می‌رفت.

 ایشان هم دبیر ورزش بود و از سال 1358 تا 1363 در خرم‌آباد حضور داشت و همان سال كه مربی تیم ملی امید بود از بازیكنان لرستانی هم در تركیب این تیم مثل حسین‌بیگی استفاده كرد. با تیم بروجرد هم در بروجرد بازی كردند كه به زحمت در دقیقه 90 گل پیروزی را زدند

(عمو فرهاد از روی كتاب تاریخ فوتبال، در اتفاقات سال 1363 می توانید جزییات حضور این تیم در لرستان و انجام 4 بازی را ببینید)




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: توضیح آقای رضا جایدری در رابطه فوتبال بروجرد و لرستان، رضا جایدری،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 4 آبان 1392 توسط فرهاد داودوندی

فوتبال لرستان - یافتهشاید برای برخی جالب باشد تا بدانند كه اولین فوتبالیست لرستانی كه به عضویت تیم ملی كشورمان درآمد چه كسی بود؟

در پاسخ به این سؤال باید به جنبه‌های مختلف تقسیم‌بندی تیم‌های رده‌ سنی مختلف كشورمان توجه كرد و این موضوع را در نظر گرفت كه كدام بازیكنان از تیم‌های لرستان به تیم ملی راه یافتند و كدام بازیكنان لرستانی از تیم‌های سایر استان‌ها، راهی تیم ملی فوتبال كشورمان شدند.

* اولین فوتبالیست لرستان كه در رده‌ی جوانان و بزرگسالان و از یكی از تیم‌های "خارج استان" به تیم ملی راه یافت، "علی‌رضا خورشیدی" است.

"علی‌‌رضا خورشیدی" فرزند محمدجواد 12 تیر 1330 در محله پشت‌بازار خرم‌آباد به دنیا آمد. فوتبال را در دوره كودكی در همین شهر آغاز كرد و اوایل دهه 40 راهی تهران شد و كارش را در تیم‌های باشگاهی تهران ادامه داد.

علیرضا خورشیدی- یافتهوی فوتبال را در تهران زیر نظر مرحوم پرویز دهداری دتیم خردسالان شاهین تهران ادامه داد و سپس سال 1346 برای 2 سال به تیم گارد پیوست. سال 1348 به تیم هما نقل مکان نمود و با این تیم مقام دوم جام تخت جمشید را نیز کسب نمود و تا پایان دوره بازیگری و حضور در ایران عضو این تیم بود.

خورشیدی سال 1348 همراه با تیم ملی جوانان كشورمان قهرمان آسیا شد. وی 18 بازی ملی انجام داد. اولین بازی ملی او سال 1350 برابر چكسلواكی در مسابقات بین‌المللی تهران بود. این مهاجم چپ‌پای لرستانی، چند گل نیز برای تیم ملی جوانان و بزرگسالان كشورمان به ثمر رساند.

وی زننده‌ی اولین گل تاریخ تیم ملی فوتبال بزرگسالان ایران به كره جنوبی به شمار می‌رود. مهم‌ترین گل وی سال 1354 برای راه‌یابی تیم ایران به المپیک مونترال روی پاس علی پروین به  تیم ملی عراق به ثمر رسید و آن تک گل، باعث صعود تیم ایران به المپیک شد. (برگرفته از وب‌لاگ فرهاد داودوندی)

وی در تابستان 1357 جهت ادامه تحصیل و گرفتن مدرک فوق‌لیسانس مدیریت بازرگانی عازم آمریکا شد‌. خورشیدی مردادماه 1392 به خاطر شركت در مراسم درگذشت مادرش(مرحومه زهرا بروجردی) به بروجرد سفر نمود.

قاسم طبیبی- یافته* در رده بزرگ‌سالان، دومین بازیكن ملی‌پوش لرستانی "قاسم طبیبی" است. قاسم فرزند محمدعلی سال 1327 در خرم‌آباد به دنیا آمد و فوتبال را تا سال 1347 در این شهر و با عضویت در تیم‌های فرهنگ، منتخب خرم‌آباد، منتخب آموزشگاه‌های خرم‌آباد و منتخب لرستان ادامه داد و از سال 1348 جهت ادامه تحصیل راهی تهران شد و فوتبال را در پایتخت ادامه داد.

وی از سال 1348 تا 1350 عضو تیم برق تهران بود. سپس به عضویت تیم مطرح پاس تهران درآمد و سال 1352 در بازی مقدماتی جام جهانی با استرالیا به عنوان مدافع اصلی تیم ملی كشورمان به میدان رفت و 3 بازی ملی برابر استرالیا و سوریه برای تیم ملی كشورمان انجام داد. پست تخصصی وی مدافع بود.

وی از سال 1353 به تیم راه‌آهن تهران پیوست تا پایان دوران بازی‌گری در این تیم ماند و به استخدام سازمان راه‌آهن كشور نیز درآمد. از آغاز دهه 60 مربی تیم راه‌آهن شد و از بازیكنان لرستانی نظیر مرحوم "ناصر میرزایی" و "موسی كُركی" در تركیب این تیم استفاده كرد. وی كه بازنشسته سازمان راه‌آهن است، ‌اكنون ساكن تهران می‌باشد.

نكته قابل توجه این كه تا كنون هیچ بازیكن لرستانی از یكی از تیم‌های این استان به تیم ملی فوتبال كشورمان راه نیافته است!

* اما "غلام‌رضا زینی‌وند" معروف به غلام زینی‌وند فرزند حسین‌علی یكم مهرماه 1335 در محله فرهنگ خرم‌آباد، اولین بازیكن لرستانی است كه مستقیماً از یك تیم لرستانی به تیم ملی راه یافت.

غلام زینی‌وند - یافتهاین مدافع چپ خوش‌تكنیك و خوش‌فكر در مسابقات جوانان كشور كه مردادماه 1353 در اصفهان برگزار شد درخشش چشمگیری داشت و به همین خاطر سال 1354 به عنوان بازیكن تیم ملی جوانان كشورمان در تورنمنت بین‌المللی شیراز حضور یافت و 6 بازی ملی نیز برابر تیم‌های ملی جوانان شوروی، لهستان، مجارستان، برزیل، كره‌جنوبی برگزار كرد و با تیم ایران قهرمان این جام شد.

غلام زینی‌وند كه در پست مدافع و هافبك چپ بازی می كرد، فوتبال را تا سال 1366 در مسابقات لیگ قدس به همراه منتخب لرستان ادامه داد و پس از آن به مربیگری روی آورد. وی مربی تیم‌های مختلف استان از جمله تیم منخب جوانان، امید و بزرگسالان لرستان بود و در رده باشگاهی نیز تیم‌های مختلف استان را هدایت می‌كرد.

وی شهریور 1386 به همراه تیم لرستان به عنوان سرمربی قهرمان المپیاد ایرانیان شد. زینی‌وند كه شغل آزاد دارد اكنون ساكن تهران است و مربیگری فوتبال را هم ادامه می‌دهد.

ناصر میرزایی - یافته* زنده‌یاد "ناصر میرزایی" فرزند خسرو متولد یكم فروردین 1333 در محله شاه‌آباد (مطهری) خرم‌آباد اولین فوتبالیست لرستانی عضو تیم ملی امید ایران به شمار می‌رود. وی فوتبال را در تیم محله شاه‌آباد و منتخب دبیرستان امیركبیر و جوانان خرم‌آباد آغاز كرد و سال 1353 به همراه عبدالرضا عطاری و غلام زنی‌وند به تراكتورسازی تبریز در لیگ تخت‌جمشید پیوست.

میرزایی سال 1355 به عضویت تیم ملی امید ایران زیر نظر حشمت مهاجرانی درآمد. در آن زمان تیم ملی امید، تیم دوم كشور پس از تیم ملی به شمار می‌رفت. وی سال‌های 1358 و 1359 نیز عضو تیم ملی امید ایران(ایران ب) بود.

میرزایی در بازی‌های مقدماتی جام جهانی 1978 آرژانتین برابر عربستان در شیراز نیز یكی از بازیكنان تیم ملی بزرگسالان فوتبال كشورمان بود.

وی كه در پست مدافع میانی بازی می‌كرد پس از تراكتورسازی در تیم‌های ماشین‌سازی تبریز، بوتان، پیام و راه‌آهن تهران بازی كرد و سرانجام سال 1367 در لیگ قدس، آخرین بازی خود را برای منتخب لرستان انجام داد و پس از آن بیش از 2 دهه مربی تیم‌های مختلف لرستان از جمله فجر خرم‌آباد، تربیت، افلاك، پیام خرم‌آباد و ... در لیگ‌های مختلف كشور بود.

حسن حسین‌بیگی- یافته* "محمدحسن حسین‌بیگی" معروف به حسن حسین‌بیگی فرزند حسین نیز اولین فوتبالیست لرستانی است كه در رده سنی نوجوانان و از یك تیم لرستانی به تیم ملی فوتبال كشورمان راه یافت.

حسن فرزند حسین سال 1338 در محله فرهنگ خرم‌آباد به دنیا آمد و اولین تیم وی نیز همان تیم محله فرهنگ در رده نوجوانان بود.

این مدافع بلندقامت از سال 1354 به عضویت تیم ملی نوجوانان ایران درآمد و به تورنمنت بین‌المللی كن در كشور فرانسه اعزام شد و سپس به عضویت تیم ملی جوانان كشورمان و تیم ملی امید  درآمد و چند بار نیز تا سال 1366 به اردوی تیم ملی بزرگسالان كشورمان دعوت شد.

وی در دهه 80 به عنوان مربی در كنار تیم‌های مختلف لرستان حضور داشته است و كارمند جمعیت هلال‌احمر خرم‌آباد می‌باشد.

* ابراهیم میرزاپور متولد 1357 در شهر معمولان لرستان با 73 بازی ملی و حضور در جام جهانی 2006 پرافتخارترین ملی‌پوش تاریخ فوتبال لرستان به شمار می‌رود.

رضا جایدری- یافته

 

 

پژوهش: رضا جایدری/ یافته - خرم‌آباد

 






طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: اولین ملی‌پوشان فوتبال لرستان چه كسانی هستند؟!، رضا جایدری،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 4 آبان 1392 توسط فرهاد داودوندی





بالاخره رضا جایدری هم در محل فروشگاه ایساکو بر روی صندلی داغ ورزشی لرستان و بروجرد نشست




شبی با آقایان رضا جایدری و یاسر کرمی

خوبی گفتگوی ورزشی با آقایان رضا جایدری و یاسر کرمی در این است که همیشه بحث وقتی خیلی جدی جدی می شود برای حُسن خِتامش باید در یک رستوران غائله فیصله پیدا کند!

اینطور که پیش می رود چند جلسه دیگر بحث و گفتگوی ورزشی داشته باشیم فکر می کنم دیگر در بروجرد رستورانی نماند که برای نشست و میز گرد!!! به آنجا مراجعه نکرده باشیم.

فقط مشکل در این است که آقا یاسر زیاد اهل خورد و خوراک نیست و همانطور که در عکس مشاهده می کنید لب به غذا نمی زند و هر چه به ایشان تعارف می کنیم که بابا جان، اگر شده یک لقمه غذا میل کن، می گوید: وجدانا من شبها غذا نمی خورم، اما حالا که اصرار می کنید یکی دو تا پیتزای کامل!!!ببخشید یکی دو لقمه خواهم خورد!

به هر حال شب گذشته به دنبال بحث های ورزشی دو سه هفته اخیر، شب خوب و بیاد ماندنی توام با بگو و بخند فراوانی با آقایان جایدری و کرمی داشتیم! البته بد شانس هفته هم آقای علیرضا شریفی بود که بنا به دلایلی نتوانست در میزگرد پیتزائی ما شرکت کند!جای همه دوستان خالی شب خوبی بود!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: شبی با آقایان رضا جایدری و یاسر کرمی، رضا جایدری، یاسر کرمی، علیرضا شریفی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 مهر 1392 توسط فرهاد داودوندی





گشتی در بروجرد با رضا جایدری (قسمت دوم)


 طنز


آموزش روزنامه نگاری


با طعم جوجه کباب نگین دار !!!


مطلب زیر را دوست عزیزم اقای یاسر کرمی برایم ارسال نموده است:

یاسر کرمی-  عقربه های ساعتم روی عدد 9 لم داده و این به آن معنی است که دوستان رسانه ای من تنها یک ساعت و نیم بدقولی کرده اند که چیز عجیبی نیست! بالاخره و با کلی تشریفات خودروی حامل دوستان با راهنمایی بنده مقابل  پُل خانه ای جنب رستوران سفیر پارک می شود تا ما نشان دهیم قانون مداری اهالی رسانه یک چیزی توی مایه های کشک است! آقایان رضا جایدری، فرهاد داوودوندی و امیرحسین داوودوندی سرنشینان خودروی مذکور پیاده می شوند.

از در که وارد می شویم خانواده هایی که مشغول تناول شام می باشند یکی یکی به استقبال فرهاد می آیند و با او عکس یادگاری می گیرند، گارسون که از فرط خوشحالی سینی غذا را رو زمین ریخته بود اولین کسی است که با دادن خبر به مدیریت رستوران مژدگانی می گیرد! شانس آوردیم آقا رضا را نشناختند و گرنه...!

پس از اتمام مراسم استقبال، به سختی و با انجام حرکات محیرالعقول پشت میز می نشینیم! همه مات و مبهوت ما شده اند، حتی گوشی فرهاد که در تمام مدت حضور ما یک تماس را درست و حسابی منتقل نکرد! منوی غذا را جلوی ما می گذارند، از چهره های دوستان می شد حدس زد که باید خودم انتخاب کنم!  با خواندن نام جوجه کباب نگین دار در منوی رستوران بحث ما شروع می شود. از پذیرایی میهمانان ایتالیایی در تهران که در نهایت به اطفا حریق کشیده شد، تا دوست بختیاری آقا رضا در رستوران هتل المپیک که آن قدر خورده بود که...!

سوپ را که می خوریم آقا رضا از تکنیک های مصاحبه می گوید و من هم متلکی به فرهاد می اندازم! امیرحسین سوپ نمی خورد چون مشغول نُت برداری است! فرهاد اما تنها کسی است که دوغ سفارش داده و اهمیت موضوع را به راحتی می توان در ظاهرش دید! حاصل بحث این می شود که نشریات بروجرد از استانداردهای جهانی فراترند! غذا را می آورند، آفا رضا متعجب است! به خاطر ایشان چیز دیگری سفارش داده بودیم ولی در نهایت...! فرهاد ول کُن طومار نیست، حتی هنگام خوردن! هر چه ما این ور و آن ور را نگاه می کنیم هم بیخیال نمی شود! ترانه ای که صدای زنگ موبایل یکی از حضار(!) است باعث بحث تازه ای می شود، کنسرت!

بنده خدا رضا جایدری تا قاشق را به سمت دهان می برد مجبور به پاسخگویی من و امیرحسین است! همین هم می شود تا فرهاد تنها کسی باشد که در نهایت زرنگی غذایش را تا آخر خورده است!!!

با مشایعت عوامل رستوران خارج می شویم .  حالا فرهاد داوودوندی که شامش را تا آخر خورده بود بی خیال نمی شود! او پیشنهاد ادامه بحث در ماشین را می دهد و انگار بی خیال ماجرا هم نیست! ما سه نفر هم با کمال خویشتن داری و متانت به حرفهایش گوش می دهیم تا لااقل صبر و بردباریمان را به خود ثابت کرده باشیم ! ...

جدای از تمام این طنزها، شب زیبایی بود که با دوستان سپری شد و مطابق انتظار ازگفته های آقای جایدری بهره بردیم. این مطلب همین جا تمام می شود در حالی که نمی دانم آقا فرهاد کدام قسمت ها را سانسور خواهد کرد، به هر حال قیچی دست اوست!!!






طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آموزش روزنامه نگاری با طعم جوجه کباب نگین دار !!!، یاسرکرمی، رضا جایدری، امیرحسین داودوندی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 توسط فرهاد داودوندی









گشتی در بروجرد با رضا جایدری


غروب پنج شنبه برای دیدن دوست عزیزم آقای رضا جایدری قرارمان دور میدان تختی بود. وقتی برای دیدنش رفتم آقا رضا را در حال گپ و گفتگو با آقایان محمود ترابی رئیس اداره ورزش و جوانان بروجرد و یاسر کرمی دیدم.گفتگو گل انداخته بود.

 مدتهاست بود بخاطر موضوعی که پیش آمده،  اداره تربیت بدنی نمی روم. سخن به این موضوع کشیده شد.

 با آقای ترابی در  رابطه با آن مشکل بوجود آمده، گفتگوی مفصل و رو در روئی انجام دادیم.آقای قاسم صفائی معاون مالی اداره تربیت بدنی هم رسید و با ایشان هم خوش و بشی انجام دادیم.  جویای حالم شد و از من دعوت کرد که به مانند گذشته حتما سری به اداره تربیت بدنی بزنم.

بعد از خداحافظی از دوستان، با آقای جایدری، راهی قدم زدن در خیابان تختی شدیم که جلوی هایدا ساندویچ آقایان محسن مرادی، مهدی یاری و اقای کائیدی را دیدیم و گفتگوی مختصری انجام دادیم و بعد از آن، جای دوستان خالی، در موقع صرف شام گفتگوی مفصلی در رابطه با ورزش بروجرد و استان با آقا رضا داشتیم که تا دیر وقت طول کشید.

به هر حال شب بسیار خوبی بود. به من که خیلی خوش گذشت.







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: گشتی در بروجرد با رضا جایدری، رضا جایدری، محمود ترابی، قاسم صفائی، یاسر کرمی، محسن مرادی، کائیدی، مهدی یاری،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مهر 1392 توسط فرهاد داودوندی




فراخوان لطیفه و طنز در رابطه با


پرسپولیس و استقلال


بازی دیگر از دو تیم پرسپولیس و استقلال در راه است! شما چی؟ پرسپولیسی هستید یا استقلالی؟

می توانید طنز و لطیفه هائی را که در رابطه با تیم مورد علاقه تان دارید به سایت شخصی فرهاد داودوندی بفرستید تا در ادامه این مطلب بنام خودتان ثبت شود.

البته خودتون می دونید که من کاملا بیطرفم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

@@@@@@@@@

1 -

- یکی می ره در خونه ایمون زائد در می زنه! بابای ایمون در را باز می کند! طرف می گوید: ایمون خونه است؟
بابای ایمون می گه: بیا بشین داخل، هفت هشت دقیقه دیگه میاد، رفته توی این هفت هشت دقیقه سه گل به استقلال بزنه و برگرده!!!


2 -

ارسال کننده آقای رضا جایدری:


سلام عمو فرهاد

چند سال قبل یكی از داربی‌ها را به اصرار علی‌اقا خواهرزاده‌ام رفتیم آزادی.

هر دو در قسمت هواداران قرمز نشستیم.
ماشااء‌الله علی‌آقا ورزشگاه را با رستوران اشتباه گرفته بود. از سه ساعت قبل بازی خورد و خورد(بستنی، كیك، ساندویچ، آبموه و ... تا پس از سوت پایان!

اتفاقا پرسپولیس هم یك گل در آن بازی خورد و باخت!

وقتی بازی تمام شد، خواهرزاده كه تمام بازی سرگرم خوردن بود رو به من كه اعصابم خراب بود كرد و با تعجب گفت: پرسپولیس بی‌عرضه یك گل خورد.

گفتم: تو تمام بازی این همه خوردی كسی حرفی زد كه حالا به این بنده‌خداها یك گل خورده‌اند از آن‌ها شاكی هستی؟! بعد یك گل از فضای سبز به ایشان تعارف كردم و گفتم: تو هم یك گل بخور كه امروز جنست حسابی جور شود!
_____
فكر كنم در بازی این هفته یك تیم مقابل دیگری به برتری كامل میرسد!




3 -

ارسال کننده آقای معظمی


یه بار یه پرسپولیسیه میره پیش فالگیر...

میگه ما کی استقلالو میبریم...

فالگیر میگه والا من بیشتر از چهار صد سال آینده رو نمیتونم پیش بینی کنم...





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فراخوان لطیفه و طنز در رابطه با پرسپولیس و استقلال، لطیفه و طنز در رابطه با پرسپولیس و استقلال، رضا جایدری، معظمی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط فرهاد داودوندی


آقای رضا جایدری



آقای حسین زنده دلی


یادی از دو دوست بسیار عزیز

آمار بازدید از این سایت می رود تا به مرز دو میلیون نفر برسد!

 لازم دیدم از دو دوست عزیزم آقایان رضا جایدری و حسین زنده دلی که از روز های اول راه اندازی این سایت، از همفکری های شان بسیار استفاده برده ام یادی کرده باشم

و برای هر دوی این دوستان بسیار عزیزم، صمیمانه آرزوی موفقیت کنم و از همینجا تولد( امیر حسین) فرزند آقا رضا جایدری را نیز مجددا به ایشان تبریک بگویم.





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: یادی از دو دوست بسیار عزیز، حسین زنده دلی، رضا جایدری،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 خرداد 1392 توسط فرهاد داودوندی

سپاس از آقای عبدالرضا قاسمی

 

 آقای ارجمندی و  آقای جایدری کارشان ارزشمند است


متن زیر را برادر و دوست عزیزم آقای عبدالرضا قاسمی برای این سایت ارسال نموده است:


سلام. تشکر از مطلبتان


متاسفانه هفته قبل بحث های خیلی خوبی در این فضا صورت نگرفت . بحث های سیاه و سفید . من و تو . صفر ویک .... قصد داشتم مطلبی در این خصوص بنویسم . ترسیدم حکایت کهنه بروجرد و خرم آباد پیش آید و عده ای از این بحث ها سوء استفاده کنند . همانطور که سوء استفاده هم کردند و فتوا دادند که لینک (( یافته )) خیانت است .


هم دوست عزیز آقای ارجمندی و هم آقای جایدری کارشان ارزشمند است . در برهه ای که همه به فکر نان هستند ، دغدغه این دوستان قابل تقدیر است .

اینکه کی اول است و کی دوم خیلی مهم نیست . مهم اخباری است که ما منتشر می کنیم . اخباری که هدفش توسعه باشد . آنهم توسعه استان . هدفش همدلی باشد و نه تفرقه . هر که خارج از این محیط قدم بردارد ؛ راه به بیراهه برداشته . بیراهه ای که جز عقب ماندگی و محرومیت حاصلی نخواهد داشت . برای شما و تمام عزیزانی که در این راه قدم بر می دارید آرزوی موفقیت دارم . امیدوارم (( نشریه الکترونیک بروجرد )) و (( یافته )) همیشه موفق و پیروز باشند

 







طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: آقای ارجمندی و آقای جایدری کارشان ارزشمند است، عبدالرضا قاسمی، رضا جایدری، مصطفی ارجمندی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ