وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



خدا نگهدار داود مهابادی

ببخش که مسئولین

ورزشی ما

هنر تشکر کردن را نیز

 ندارند



فرهاد داودوندی - بروجرد : در حالیکه خیلی ها در جامعه ورزشی این استان ، به دنبال این هستند که از صبح تا به شب پیگیر باشند که کجا افتخاری کسب شده تا آن را به نام خودشان ثبت نمایند ، بدون اینکه ذره ای برای آن افتخار کسب شده زحمت کشیده باشند ! داود مهابادی مربی جوانی که توانست برای ورزش این استان کاری بنماید کارستان و نام تیم فوتبال گهر دورود را در تاریخ فوتبال این کشور ثبت نماید ، بطور کاملا غریبانه برای همیشه تیم گهر دورود را ترک نمود .

کاش مسئولین ورزشی ما ، حال که نتوانستند این مربی با دانش را در این خطه نگه دارند ، حداقل رسم بازی جوانمردانه را به جا می آوردند و مراسم خداحافظی با شکوه و در خور نام این جوان برایش در نظر می گرفتند !

البته دوست دارم از طرف خودم و آنانکه  قدردان زحمات داود مهابادی هستند ، خطاب به این مربی کاربلد بگویم : داود خان ، دست حق نگه دارت و امیدواریم که از ما نرنجی که چنین بی تفاوت نسبت به زحمت بزرگی که برایمان کشیدی با تو برخورد نمودیم !

راستش داود خان علاقمندان به فوتبال این خطه هیچگاه نام تو را فراموش نخواهند نمود و همیشه بیادت هستند و آرزوی موفقیتت را دارند ،  و صد البته  ما را ببخش که مسئولین ورزشی مان هنر تشکر کردن را نیز ندارند ! 




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: داود مهابادی، تیم فوتبال گهر درودو، فرهاد داودوندی، بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

اندر حکایت فرار داود مهابادی از ورزش لرستان

آهای ، تاریکی کیستی ؟ بایست !

فرهاد داودوندی - بروجرد :



- آهای تاریکی کیستی ؟ به ایست !

-من ...من  ...!

-چیه به پت و پت افتادی ! زود بگو کیستی که مرموزانه در تاریکی در حال حرکتی؟

-من ... من داود مهابادی  هستم !

-این اسم خیلی برایم آشناست !

-من تا روز قبل سرمربی  تیم گهر زاگرس دورود بودم  !

-بیا جلو تر توی این روشنائی تا ببینم تو کیستی !

-سلام !

-اِه ! داود خودتی ؟

-آره !

-مهابادی جان ، اینجا چیکار می کنی ؟

-دارم شبانه از فوتبال شما فرار می کنم !

-پس این گونی چیه رو دوشت انداختی ؟

-اینها هم خرت و پرت هایم هستند!

-اما مهابادی جان چرا شبانه ؟ و اینطور غریبانه ؟

-راستش روزی که می خواستم بیایم در فوتبال شما  فعالیت کنم ، خیلی ها من را از این کار منع کردند و گفتند نرو ! توی ورزش لرستان حرمت کوچک و بزرگی از بین رفته ! انگ زدن و تهمت زدن و باند بازی و بازیکن سالاری و عدم رسیدگی به ورزشکاران  غوغا می کند ! گفتند و گفتند و گفتند ! اما انگار توی این گوش من سیمان تیپ 5 از نوع سیمان کارخانه دورود ریخته بودند ، نشنیدم ! اما حالا که دارم شبانه از ورزش شما فرار می کنم تازه فهمیدم که آنچه که برای من گفته اند یک از هزار هم نبوده ! لذا تا بیشتر از این دیر نشده الوداع دارم میروم !

-پس حق و حقوقت چی میشه ؟

-کدام حق و حقوق ! ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان ! تو این مدت که توی تیم گهر زاگرس دورود  بودم انگار  این تیم گوشت قربانی بود تا روزی که با بازیکنانم گرسنگی کشیدیم هیچکس سر سوزنی به فکر ما نبود ، تازه روزی که رفتیم لیگ برتر ، جامعه ورزش لرستان  به فکر افتاد که دست در جیب کند و با دادن یکی دو تا لوح سپاس ، دین خود را به استان خودشان ادا کنند ، حقوق من پیشکش ! شما بروید فکری برای ورزش خودتان بکنید !

-راستی داود جان ، حالا که داری میری پول مول چی داری یه چند روزدستی بدی به ما ! البته به جون خودت چند روز دیگه بهت پس میدم !

-ای داد ای بیداد ! به من گفته بودند که روز آخر یک چیزی هم باید دستی بدهی و مهر حلال و جان آزاد کنی ! اما گوش نکردم ! البته مطمئنم که یک مدتی دیگر بدهکار جامعه ورزش لرستان هم خواهم شد !!! اما بگذارید در این دم آخر شعری را در وصف حال جامعه ورزشی تان برایت بخوانم :

ما که رفتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران !

 





طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: فرار، داود مهابادی، ورزش لرستان، گهر زاگرس دورود،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

طنز تلخ

داود مهابادی نزدیک بود ورزش استان

ما را نابود کند ،

 خوب شد  رفت  !


فرهاد داودوندی - بروجرد : همان بهتر که داود مهابادی از تیم گهر زاگرس دورود رفت ! مربی کارنابلدی که ورزش لرستان را تا مرز نابودی پیش برد ! مربی ای که فقط بلد بود شعار بدهد ! اصلا من شک دارم کارت مربیگری هم داشته باشد !

بنظر من باید یک جشن سراسری در استان بگیریم و به جای هفت شبانه روز ، هفتاد شبانه روز و یا اصلا تا پایان لیگ برتر خودمان را با فکر اینکه یک مربی مزاحم را از استان مان بیرون انداختیم جشن بگیریم !

 اصلا چه معنا داشت که با حرکات نسنجیده خود در راه صعود تیم گهر زاگرس دورود به لیگ برتر  ، باعث شده بود مسئولین ورزش استان فکر و ذکرشان بشود تیم گهر زاگرس دورود ! بنده های خدا با این کار نسنجیده مهابادی ، شب و روز در حال برنامه ریزی برای تیم گهر زاگرس دورود مشغول بودند ! خدا بگویم چکارت کند مهابادی ، که با اینکارت باعث زحمت جامعه بسیار فعال !!! ورزش استان شده بودی !

اصلا در استانی که در مسائل اقتصادی ، هنری و ورزشی در سطح کشور حرف اول را می زند ، چه معنا دارد یک مربی کارنابلد با 120 میلیون تومان یک تیم را ببرد لیگ برتر و باعث شود ما چُرت مان بپرد ! خوب شد که رفت ! تا ما راحت سرمان را شب به بالین بگذاریم !

 اصلا اینقدر مهابادی ، مهابادی گفتند که طرف فکر کرد با هنر او ، تیم گهر زاگرس دورود  با دست خالی به لیگ برتر راه پیدا کرده ! یکی نبود به این مربی کارنابلد بگوید ، جامعه ورزش لرستان خودش راه صعود به لیگ برتر را بلد بود ، فقط نمی خواستیم به خودمان زحمت بدهیم ! زیرا می دانستیم صعود به لیگ برتر هزار تا دنگ و فنگ در پشتش خوابیده ، که از آنجا که ما در این استان همه مان در امر ورزش مغز متفکر هستیم ، نمی خواستیم برای خودمان مشکل درست کنیم !

 حالا هم خیلی خوب شد که داود خان مهابادی رفت ، اگر فردا پس فردا همه از روی دست این مربی یاد بگیرند که با دست خالی و فقط با عشق و علاقه تیمشان را به لیگ برتر ببرند که کار ما در  ورزش  روی اصول لرستان با کرام الکاتبین خواهد افتاد ! اصلا چه معنا داشت که ایشان با این کار نابجایشان در صعود تیم بی مایه گهر زاگرس دورود ، توقعات ورزشدوستان لرستانی را بالا ببرد؟ !

 اگر هر کسی از این در بیاید داخل ورزش لرستان و بخواهد با دست خالی پدیده ورزش کشور بشود که ما باید شب و روز در پی ساختن زیر ساخت های ورزشی باشیم !  آنوقت بعد از ساختن زیر ساخت های ورزشی حتما ورزشدوستان  لرستانی خواهان تداوم آن موفقیت ها خواهند شد و زحمت ما هم بالطبع زیاد خواهد شد ! پس همان بهتر که داود مهابادی از این استان رفت !

 عشق است مسابقات ناقص ورزشی بین شهر ها و روستاهای لرستان در لیگ های معتبر استان خودمان را  ، لیگ برتر دیگر چه صیغه ناجوری بود که مهابادی می خواست ما را به ورطه آن بکشاند ؟!!!

 برای ما در جامعه ورزش لرستان اصلا رفتن داود مهابادی مهم نیست ، حتی اگر تمام کسانیکه مهابادی را دوست داشتند بگویند داود ، خدا پشت و پناهت که با عشق و علاقه و با دست خالی ، نام خودت را یک شبه در تاریخ ورزش لرستان جاودانه نمودی  ، و حتی برایمان هم مهم نیست که دوست داران مهابادی بگویند ، متاسفیم که دل آزرده رفتی و ثابت شد ما هنوز هم قدر گوهر های خدادادی را نمی دانیم !




طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: داود مهابادی، تیم فوتبال گهر زاگرس دورود، فرهاد داودوندی، بروجرد، مربی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی

داود مهابادی از گهر درود خداحافظی کرد. سرمربی تیم فوتبال گهر درود که به همراه این تیم به لیگ برتر صعود کرده با ارسال نامه‌ای از این تیم خداحافظی کرد.

در این نامه آمده است: به عرض می‌رسانم با عنایت به عدم همدلی و همراهی و فراهم نشدن شرایط برای حضوری حماسی و غرور آفرین تیم محبوب گهرزاگرس در لیگ برتر و عزم راسخ برای فروش امتیاز این تیم و بلاتکلیفی محض، در کمال تاسف و تاثر ضمن عذرخواهی و تشکر از محبت بی کران مردم عزیز و غیور این سرزمین، پایان فعالیت اینجانب داوودمهابادی را در تیم گهر زاگرس اعلام می‌دارم.





طبقه بندی: ورزشی، 
برچسب ها: داود مهابادی، وداع، دورود،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو