وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh



غزلی از استاد محمد حسین رحمانی بروجردی


 در رابطه با برادرش استاد مهرداد اوستا


خورشید سخن

داغش آتش به دل خستة غمناک زده ست

آه ازین شعله که آتش به دل خاک زده ست

می سزد اهل هنر جامه به تن چاک کنند

زین مصیبت که گریبان هنر چاک زده ست

این همه خون که زند موج به مینای شفق

نقش داغی ست که او بر دل افلاک زده ست

داستان غم خاموشی خورشید سخن

بر لب اهل ادب ، آه شرر ناک زده ست

گلشنان چون که تهی گشت ز گلبانگ هزار

زاغک زار ، فغان بر زِبَر خاک زده ست

نه عجب بر هنر طُرفه عقابی ز حسد

کرکس بی هنری ،شیون خاشاک زده ست

آتش هجر نهانسوز تو ای خسرو حُسن

گونیا شعله ای بر خِرمَن ادراک زده ست

با که گویم غم تو ، ای غم تو مونس جان

مرغ دل بین که به سر ، بی تو چه خاشاک زده ست

ای گرانمایه گُهر ، قدر تو را کس نشناخت

آه از این ره ، که حزف بر گُهر پاک زده ست

مطرب عشق به جز سوز نوای تو نداشت

هر نوایی که در این پردة غمناک زده ست






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غزلی از استاد محمد حسین رحمانی بروجردی، محمد حسین رحمانی، مهرداد اوستا، فرهاد داودوندی، شعر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی



غزلی از استاد مهرداد اوستا


از درد گفتن

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی‌درد، ندانی که چه دردیست


بازآی که چون برگ خزانم رخ زردی‌ست

با یاد تو دمساز دل من، دم سردی‌ست

گر رو به تو آورده‌ام از روی نیازی‌ست

ور دردسری می‌دهمت از سر دردی‌ست

از راهروان سفر عشق، در این دشت

گلگونه سرشکی‌ست اگر راهنوردی‌ست

در عرصه اندیشه من با که توان گفت

سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردی‌ست

غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد

جز درد که دانست که این مرد چه مردی‌‌ست؟‌

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی‌درد، ندانی که چه دردی‌ست

چون جام شفق، موج زند خون به دل من

با این همه دور از تو مرا چهره زردی‌ست

زین لاله بشکفته در دامن صحرا

هر لاله، نشان قدم راهنوردی‌ست

یا خون شهیدی‌ست که جوشد ز دل خاک

هرجا که در آغوش صبا غنچه وردی‌ست







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غزلی از استاد مهرداد اوستا، از درد سخن گفتن و از درد شنیدن، محمد رضا رحمانی، درد، غزل اوستا، شعری از مهرداد اوستا،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی







به بهانه 17 اردیبهشت سالروز درگذشت استاد مهرداد اوستا


 استاد محمد حسین رحمانی بروجردی


برادر استاد مهرداد اوستا شاعر معاصر نوشت:

 

حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا


که همسر شاه شد


خبرگزاری فارس: اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آنهم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است.

شاید اگر آمریکائیان، عوارض در بسیاری از موارد مخرب و مشکل آفرین شبکه اینترنت را که امروزه کم و بیش گریبانگیر خودشان شده، پیش‌بینی می‌کردند، نخستین شبکة اینترنت جهان را در ارتش نیرومندشان و با هدف هماهنگی بین پایگاههای نظامی خویش راه‌انــدازی نمی‌کردند؛ شبکه‌ای که اینک سراسر دنیا را فرا گرفته و اگر چه مزایای فراوانی داشته، اما بــــه هیچ روی نمی‌توان مضار آن را نادیده انگاشت.

مضراتی همچون سرقت‌های ادبی، هنری، علمی و ... ، سوء استفاده‌های مالی و برداشت‌های کلان از حساب‌های بانکی این و آن، کشاندن ناخودآگاه نخبگان به خیانت و جاسوسی، هدف قرار دادن بانک‌های اطلاعاتی تأسیسات گوناگون از طریق ارسال ویروس، اغفال و تطمیع‌های سامان داده شده‌، ارائه اطلاعات اشتباه، رونق گرفتن بازار عشق‌های بدفرجام، ورود به حریم خصوصی خانواده‌ها، طریقه ساخت بمب‌های دست ساز و از همه غیر اخلاقی‌تر ترور شخصیت و داستان پردازی‌های دروغین

جالب اینجاست که دست کم در جامعة ایران هیچ کس یا بهتر گفته شود هیچ نهادی نظارت دقیقی بر فعالیتهای اینترنتی ندارد و اگر داشت اینچنین بلبشوی حیرت آوری را که در شبکة اینترنت کشورمان شاهد آنیم وجود نداشت. به یدک کشیدن عنوان «مـدیر» به صرف داشتن مدرک دانشگاهی و جعل آشکار عناوینی همچون «نویسنده و پژوهشگر» بدون کمترین سابقة فرهنگی و توانمندی تخصصی و جای پرداختن رسالت «اطلاع رسانی» به «جنجال آفرینی» در بعضی از سایت‌های خبری، نمونه‌هایی ازاین آنارشیسم رسانه‌ای در فضای اینترنت ایران است.

بگذریم، بهتر است به برادرم زنده یاد استاد مهرداد اوستا بپردازم: قبل از هر چیز باید بر این نکته تأکید کنم که در طول تاریخ ادبیات فارسی، پس از مسعود سعد سلمان که بارها قربانی جنگ قدرت امــرای غزنوی شد و در مجموع 18 سال از عمرش را بدون کوچکترین گناهی در زندان‌های «سو»، «دهک»، «نای» و «مرنج» سپری کرد و فرخی یزدی که به جرم آزادگی بارها محبوس و دهانش دوخته شد، استاد اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آنهم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است. چرا که با همة امتیازات منحصر به فرد ادبی و هنری‌اش نه تنها قبل از انقلاب، بلکه بعد از ایـــن دگرگونی سیاسیاجتماعی – که به تقاضای رهبر کنونی انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای به واسطه مودت دیرینه‌شان پاسخ مثبت داد و به تبع آن ، یکباره تمامی عظمت فرهنگی و اعتبار هنری خویش را در این راه به تاراج اخلاص گذارد و بار توانفرسای تهمت و سرزنش‌های رسانه‌های استکباری و روشنفکران داخلی و نیز رفتار آزار دهندة برخی از تازه به دوران رسیده‌های فرهنگی را بردبارانه به دوش کشید - و با همة خدمات غیر قابل انکار فرهنگی‌اش به عنوان پدر شعر انقلاب قدرش شناخته و حقش پاس داشته نشد.

و اما «داستان جالب مهرداد اوستا و نامزدی که با شاه ازدواج کرد »؛.......................................


بقیه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: 17 اردیبهشت سالروز درگذشت استاد مهرداد اوستا، مهرداد اوستا، محمد حسین رحمانی، فرهاد داودوندی، حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا که همسر شاه شد، استاد محمد حسین رحمانی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی




گفتگو با خانم "مرجان سوار کوب"


هنرمند بروجردی

 

-         لطفا خودتان را معرفی و از بر پایی نمایشگاه تان برای بینندگان عزیز سایت فرهاد 90 بگوئید

 

-          اینجانب مرجان سوارکوب متاهل دارای ۲فرزند .دبیر شاغل آموزش و پرورش ‌لیسانس ریاضی ،فوق لیسانس مهندسی نرم افزار می باشم.به کارهای هنری علاقه مند می باشم 10سال دبیر ریاضی مقطع متوسطه بوده ام و 5 سال اخیر هم به عنوان هنر آموز چند درس هنری کامپیوتری درهنرستانها مشغول تدریس بوده ام.ازجمله:درس طراحی طلاو جواهر کامپیوتری٬درس طراح امورگرافیکی٬درس رتوش عکس رایانه ای٬ونرم افزارهای coreldraw,photoshop'rinoceros.  با اداره ارشاد اسلامی هم  به عنوان مربی نقاشی همکاری داشته ام .پنجمین نمایشگاه است که در شهر بروجرد برگزار نموده ام . سعی نمودم آثاردانش آموزان خود را هم شرکت بدهم

 

-         چرا در نمایشگاه های اخیرتان از دانش آموزان هنرستان هم استفاده کرده اید؟

 

-          در ۳نمایشگاه اخیرخیلی دوست داشتم دانش آموزان رابه درس ورشته خودشون که اجرای هنر با فناوری روز یعنی کامپیوتر است آشنا وعلاقه مند نمایم .و برای تشویق بیشتر بچه ها و شناسایی استعداد و هنر آنها به عموم مردم   بازار کار اقدام به برگزاری نمایشگاه با کمک دانش آموزان نمودم.امیدوارم این کار اثر مثبتی در آینده شغلی دانش آموزان داشته باشد.

 

بچه های هنرستان هم اغلب جدی گرفته نمی شوند وباور اکثر مردم این است که توانایی درسی و هنری بچه های هنرستان کم است و من سعی کردم با شرکت آثار خوب دانش آموزان مستعد خود در نمایشگاه دید مردم را تغییر بدهم.

 

-         موضوع نمایشگاه امسال تان در چه رابطه ای بود؟

 

-          نمایشگاه امسال متشکل از چند تابلوی نقاشی رنگ روغن و پوستر گرافیکی اینجانب و پوستر های دانش آموزان سال سوم رشته گرافیک رایانه ای هنرستان فاطمه زهرا با موصوعات پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و بزرگداشت هفته معلم وموضوع آزاد برگزار در هفته معلم برگزار گردید.که جا دارد از 3واحد از اداره آموزش و پرورش بروجرد که ما را در برگزاری نمایشگاه یاری رساندند.       

 1 - کارشناسی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و سلامت.              

   2-  کارشناسی فنی حرفه ای.             

 3- کا رشناسی مشاوره

تشکر ویژه ای داشته باشم  و همچنین از آقای فرهاد داودوندی هم که همیشه زحمت اطلاع رسانی را به عهده دارند و در جهت ارتقای علمی و فرهنگی شهرستان بروجرد صمیمانه تلاش می نمایید، سپاسگزارم.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مرجان سوار کوب، گفتگو با خانم "مرجان سوار کوب" هنرمند بروجردی، نمایشگاه، نقاشی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


پرچم بروجرد همیشه بالاست

نام پروفسور ناصر پارسا پزشک بروجردی

 در میان دانشمندان برجسته

کاشف بیماری ژنتیک پزشکی و سرطانی دنیا


در لیست بالا که ملاحظه میکنید. اسامی دانشمندانی برجسته دنیا است که کاشف بیماری ژنتیک پزشکی و سرطانی بوده اند که نیمی از آنها جایزه نوبل دریافت کرده اند.

این لیست امروز برایم ارسال شد که باعث خوشحالیم شد که نام پروفسور ناصر پارسا پزشک بروجردی به عنوان یک ایرانی در این لیست ثبت جهانی شده است.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: نام پروفسور ناصر پارسا پزشک بروجردی در میان دانشمندان برجسته کاشف بیماری ژنتیک پزشکی و سرطانی، ناصر پارسا، دکتر ناصر پارسا، پروفسور ناصر پارسا پزشک بروجردی، برنده نوبل، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی

جلسه نقد و بررسی رمان "ناطور دشت"

 اثر جی.دی.سلینجر

جلسه نقد و بررسی رمان ناطور دشت اثر جی.دی.سلینجر روز جمعه 95/2/10 با سخنرانی خانم دکتر سالمی و حضور آقای دکتر محمد رضا روزبه و استاد علی فلسفی  برگزار شد و میهمانان شرکت کننده در جلسه پس از نقد و توضیحات  ایشان به تبادل نظر و پرسش و پاسخ در باره این اثر سلینجر پرداختند.

کتاب پارسی و انجمن ادبی دانوش از سرکار خانم دکتر سالمی، مجموعه آموزشگاه ایزدان و همه ی عزیزانی که ما را در برگزاری این مراسم یاری رساندند تشکر و قدردانی می نماید.

بقیه عکس ها در ادامه مطلب




ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: جلسه نقد و بررسی رمان ناطور دشت اثر جی.دی.سلینجر، محمد رضا روزبه، علی فلسفی، خانم دکتر سالمی، آموزشگاه ایزدان بروجرد، کتاب پارسی بروجرد، کتابفروشی ارشاد فر،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی

انجمن ادبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد

 ( كارگاه آموزشی نقد شعر )



انجمن ادبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد ( كارگاه آموزشی نقد شعر )

مدیران انجمن : دكتر حجت اله منیری-دكتر فرشاد علی یاری - استاد غلامرضا گردان

اعضای انجمن : امیررضا شیرازی-عطیه پور جعفری- زهرا نورایی-معصومه افراشی-مریم شجاعی-نوشین دهنیت كار-محمدرضا پاریاب-سید یاسین عطارزاده-سید صدرالدین مغیثی-هانیه اسدالهی-بهاره كاظم پور-امینه دهقانی-لیلا قربانعلی-امید جعفر زاده-سید مهدی طباطبایی-مازیار عبدالهی-مهران شهبازی

روز و ساعات برگزاری انجمن : سه شنبه ها ١٨:٣٠ الی ٢٠

شروع فعالیت : ٥ آبان ماه ٩٤

اعضای انجمن تركیبی از رشته های : دندانپزشكی،علوم آزمایشگاهی،بیوتكنولوژی،روانشناسی،ادبیات فارسی،ادبیات انگلیسی و غیره می باشد


بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: انجمن ادبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد، دكتر حجت اله منیری، دكتر فرشاد علی یاری، استاد غلامرضا گردان، امیررضا شیرازی، كارگاه آموزشی نقد شعر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


درگذشت سید غلامحسین رضوی


 از مبلغان و نویسندگان قرآنی بروجرد

 

سید غلامحسین رضوی از مبلغان و نویسندگان قرآنی بروجرد، متولد سال 1292 و فرزند حاج سید مهدی رضوی بروجردی  از مدیحه و مرثیه سرایان به نام بروجرد بود.

روحش شاد و یادش گرامی

مراسم تشییع و ترحیم بزودی اعلام خواهد شد.......






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: درگذشت سید غلامحسین رضوی از مبلغان و نویسندگان قرآنی بروجرد، سید غلامحسین رضوی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


این عکس که اختصاصی سایت فرهاد 90 است، مربوط به مراسم بزرگداشتی است که به مناسبت درگذشت دکتر حمید زرین کوب، برادر کوچکتر دکترعبدالحسین زرین کوب در پاییز 1366 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. در این تصویر، بانو قمر آریان، دکتر شفیعی کدکنی و استاد محمد گودرزی بروجردی( الف. فرهیخته)- که آن زمان دانشجو بوده - دیده می شوند.

بGhamar 4

در این عکس دکتر شفیعی کدکنی، که پاکتی به دست دارد بر جنازه ی دکتر آریان دیده می شود.

 

23 فروردین سالروز درگذشت زنده یاد

 

دکتر قمر آریان، همسر دکتر عبدالحسین زرینکوب

 

نوشته استاد محمد گودرزی( الف. فرهیخته)

 

چهار سال پیش در 23 فروردین 1391 دكتر قمر آریان، همسر وفادار دكتر عبدالحسین زرین­كوب، زندگی در این جهان فانی را وداع گفت.

 

آوازة این بانوی فاضل و دانشمند خراسانی بیش از آن است كه در این مختصر گنجد. كافی است در همین محیط مجازی به جستجوی نام و آثار ارزشمندش برآییم و صدها صفحه مطالب مفصل و متنوع در باره اش بیابیم و با زندگی افتخارآمیزش آشنا شویم.

 

 او از نخستین زنان ایرانی بود كه به انجام تحصیلات دانشگاهی تا بالاترین سطح (دكترا) موفق گردید و به سمت استادی دانشگاه رسید. هرچند در محافل علمی و ادبی به عنوان نویسنده، مترجم، شاعر و پژ‍وهشگر در حوزة فرهنگ و ادب فارسی شناخته می­شد، می توان گفت که بزرگترین شاهكار زندگی اش، همسری، همراهی و همیاری ابرمرد عرصة فرهنگ، تاریخ و ادب ایران زمین یعنی دكتر عبدالحسین زرین كوب در نزدیك به پنج دهه زندگی مشترك بوده است.

 

 همان گونه كه دكتر رزوبه زرین­كوب، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران به درستی بیان كرده است: «دكتر قمر آریان كه می توانست در كار نویسندگی یا ترجمه، از سرآمدان عصر باشد، زندگی خویش را وقف یار كرد و برای آرامش و توفیق همسرش، از خویشتن گذر كرد. در واقع، از وقتی با «عبدی»-  آنگونه كه همسرش را می‌خواند- پیمان جاودانة همراهی و همدمی بست، دیگر هرگز لحظه‌ای خود را ندید، هرگز برای خود نزیست و هرگز چیزی برای خود نخواست.»

 

این موضوع را تمام کسانی که از نزدیک با زندگی این زوج ادیب و دانشمند آشنایی داشته­اند، به روشنی دیده­اند. در مراسم خاکسپاری دکتر زرین کوب در 27 شهریور 1378 خودروی حامل بانو قمر آریان به موقع به بهشت زهرا نرسید.

 

وی آن­گاه رسید كه پیكر همسرش را خاكِ سرد به گرمی در برگرفته و مجالی برای دیدار واپسین نمانده بود. بانو که ناباورانه كوچ بی پایان یار را می­دید، مزار شوی را در آغوش كشید و چنان بی­تابی می­كرد كه گویی تازه عروسی به تعزیت دامادِ نوجوان خود نشسته است! در این میان، تلاش یكی از حاضران كه به خیال خود می­خواست آرامش كند، با اعتراض و شكوة او روبرو شد كه می­گفت: «مگر نمی­دانستید كه من جز عبدی كسی را ندارم. چرا كمی صبر نكردید؟ چرا فرصت آخرین دیدار را از من گرفتید ... ؟»

 

    لینک زیر، حاوی یکی از آخرین مصاحبه های منتشر شده با دکترقمر آریان است که در آن نکات جالب و خواندنی از چگونگی ازدواج با دکتر زرین کوب و زندگی مشترکشان بیان شده است.

 

http://www.cloob.com/c/bookclub2/139341






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: فروردین سالروز درگذشت زنده یاد دکتر قمر آریان، قمر آریان، محمد گودرزی، الف فرهیخته، عبالحسین زرینکوب، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی



نام قمر آریان که اندک زمانی پس از سیمین دانشور درگذشت نیز مانند او تحت الشعاع همسرش (دکتر زرین کوب) قرار داشت. چندان که دانشور هم با آل احمد معرفی می شد.
عصر ایران- امروز 23 فروردین چهارمین سالروز درگذشت بانو دکتر قمرآریان (در سال 391) است. شاید در وهله نخست قدری درنگ کنید. بله، از همسر دکتر عبدالحسین زرین‌کوب می‌گوییم. اما این تنها وجه او نبود. او نخست قمر آریان بود و بعد همسر زرین کوب.

انگیزه این یادکرد نیز همین است. چرا که خانم دکتر قمر آریان خود نیز استاد مبرز ادبیات فارسی و یک فعال اجتماعی بود و البته همسر استاد زرین کوب و 23 فروردین و سالروز درگذشت او فرصتی است تا گفته شود تنها وجه اهمیت او زندگی مشترک با استاد بی بدیلی چون دکتر زرین کوب نبوده است.

کما این که شاهد دادگاه دکتر محمد مصدق هم بود و شاید اکنون از شاهدان آن دادگاه کمتر کسی در قید حیات باشد. یک سال هم در غیاب ایرج افشار سردبیری مجله راهنمای کتاب را بر عهده داشت. پس روزنامه نگار قابلی هم بود.

قمر آریان به  کنگره مستشرقین هند نیز دعوت شده بود. او همچنین از دیدار با نیما نیز خاطراتی شنیدنی داشت.

منتها سایه «‌عبدی» - نام اختصاری که برای زنده یاد زرین کوب به کار می برد- چنان بر زندگی او سنگینی می کرد و خود را وقف همسر کرده بود که وجوهی از شخصیت خود او پنهان ماند.

 سه سال پیش و در حالی که از درگذشت یک بانوی سرشناس دیگر در عرصه فرهنگ و ادبیات – سیمین دانشور- 40 روز نیز نگذشته بود خانم آریان هم فوت کرد.

این دو اما در یک نکته مشترک بودند. با همه فعالیت های علمی و پژوهشی و دانشگاهی و تالیفی باز هم تحت الشعاع نام همسران شان قرار داشتند. چندان که از سیمین دانشور بیشتر به عنوان همسر جلال آل احمد یاد می شد و از قمر آریان نیزبیشتر با عنوان همسر عبدالحسین زرین کوب و البته خود این دو نیز در این انگاره عمومی نقش داشتند از بس که بامهر از «جلال» و « عبدی» یاد می کردند.                             
          
قمر آریان درباره سفر به مشهد و واکنش پدرش در قبال خواستگاری زرین‌کوب از او می‌گوید: «زمانی دیدم که خیلی به او احتیاج دارم، برای اینکه هزار مساله بود که من می‌خواستم بدانم و تنها او می‌دانست.

وقتی از من خواستگاری کرد، قبول کردم و همراه با هم به مشهد پیش پدر و مادرم رفتیم. وقتی به پدرم گفتم آقای عبدالحسین زرین‌کوب که اهل علم و مطالعه است از من چنین خواهشی کرده است، پدرم گفت: من مقالات ایشان را خوانده‌ام. ایشان باید پیرمرد باشد. گفتم: ایشان فقط ۳۰ سالشان است. پدرم گفت: نویسنده این مقاله‌ها پخته‌تر از آن است که ایشان نشان می‌دهند. همه این را می‌گفتند.»

   آریان در دوران تحصیل در کلاس استادانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، علی‌اصغر حکمت، جلال همایی، دکتر محمد معین، دکتر ذبیح‌الله صفا، دکتر حسین خطیبی و در زبان‌های باستانی  پورداود، مقدم و  صادق‌کیا شرکت کرد  و رساله دکتری خود را با موضوع مسیحیت و تأثیر آن در ادب فارسی در سال ۱۳۳۷ با درجه بسیار خوب گذراند.

  قمر آریان در دوران حیات خود  کتاب های بسیاری تالیف و ترجمه کرده که بسیاری  از آنها رهاورد سفرهایی به اتفاق همسرش بود از جمله کتاب «شرق نزدیک در تاریخ». مربوط به دورانی که دکتر زرین‌کوب به عنوان استاد میهمان در دانشگاه یو. سی.ال.ای کالیفرنیا و دانشگاه پرینستون تدریس و تحقیق کرد. 

 او پس از بازگشت از آمریکا یک دوره هم رئیس هنرستان نقاشی تهران شد، جایی که در آن بسیاری از چهره‌های مطرح هنر معاصر ایران همچون مسعود عربشاهی، صادق تبریزی و... در آن درس خوانده‌اند. ریاست هنرستان و تدریس روان‌شناسی در آن و علاقه‌ای که از این رهگذر به هنر ایران پیدا می‌کند، سبب می‌شود آریان کتابی درباره «کمال‌الدین بهزاد» بنویسد. 

  آریان شاهد محاکمه دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران نیز بود. او این دادگاه را عرصه «محاکمه انسانیت در برابر رذالت و خیانت» توصیف می کرد.  

  دیدار با نیما را نیز چنین روایت می‌کند: «عاشق شعر بودم و البته خودم هم در جوانی شعر می‌گفتم. خیلی کارها و اشعار نیما را دوست داشتم و هر بار که سیمرغ او را می‌خواندم یا افسانه را خیلی لذت می‌بردم. بخصوص این که او برای اولین بار شعر را از قید و بند قافیه آزاد کرده بود. بنابراین دلم می‌خواست این مرد را ببینم. در یک میهمانی متوجه شدم که نیما حضور دارد.

فورا جلو آمدم و فریاد زدم آقا شما نیما هستید؟ نیما گفت: بله خانم، مگر من داخل آدم‌ها نیستم که این طور مرا صدا می‌کنید. گفتم البته که هستید. شما بهترین شاعری هستید که من می‌شناسم ، فقط خیلی دلم می‌خواست شما را از نزدیک ببینم.»





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: بانو "قمر آریان" عروس بروجردی ها، قمر آریان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی

گفت‌وگویی متفاوت با رهبر ارکستری که نمی‌خواهد خودش را تکرار کند

حکایت 65 سال عاشقی با لوریس چکناواریان

شرایط سخت، آدم‌ها را یا ضعیف می‌کند یا قوی. آنها هم که قوی می‌شوند باز در برابر یک دوراهی سخت دیگر قرار دارند. یا دیو می‌شوند یا فرشته. لوریس چکناواریان هرچند کودکی‌اش با خاطرات تلخ اطرافیانش گره خورده و تا همیشه تلخی‌های روزگار ارامنه گریخته از چنگال مرگ را به خاطر دارد، سرنوشت آنها را که به تلخی مرده‌‌اند و فرصت شیرین زندگی کردن را نیافته‌اند، اما این تلخی او را تلخ نکرده و از این مرد یک فرشته ساخته است.

او در مهربانی، گذشت، بخشش و زلالی میان اهالی موسیقی زبانزد است و البته در کنار همه این موارد، آهنگساز و رهبر ارکستری تکرار نشدنی است. این گفت‌وگو گوشه‌ای از مواجهه‌ام با جهان شخصی این هنرمند بزرگ است و مطمئن هستم از خواندنش لذت خواهید برد.

خیلی از اهالی موسیقی بخصوص نسل جوان مدام می‌گویند در ایران کسی درکشان نمی‌کند. برخی از آنها هم مهاجرت می‌کنند و به دیگر کشورها می‌روند. شما سال‌هاست در جایگاه و موقعیتی هستید که می‌توانید به هر کشوری که بخواهید مهاجرت کنید، اما در ایران مانده‌اید و حتی محله‌ای که در آن زندگی می‌کنید را تغییر نداده‌اید. چرا؟

با شنیدن سوال شما بلافاصله مثالی به ذهنم رسید. می‌گویند بعد از یک جنگ پسر پادشاه خسرو به روم فرار کرد. انسان توانایی بود و آنجا کارهای عجیب و غریبی انجام داد. امپراتور روم به او گفت چه کاری می‌خواهی برایت انجام دهم؟ گفت از هر کشوری که داری یک خاک بیاور و یک کبوتر. خلاصه خاک‌ها را می‌آورند و می‌گذارند. پرنده‌ها را که هوا می‌کنند هر کدام می‌روند روی خاک خودشان می‌نشینند. امپراتور متوجه می‌شود شاهزاده ایرانی می‌خواهد به خاک خودش برگردد.

حالا حکایت پاسخ پرسش شما همین است، هر کسی خاک خودش را باید داشته باشد، این خاک آدم است و آدم بدون وطن بی‌هویت می‌شود. می‌دانید شهر بروجرد زادگاه من است. وقتی بعد از سال‌ها برای اولین بار رفتم بروجرد حس عجیبی داشتم و احساس می‌کردم در قلب وطنم هستم. آدم‌های معمولی هم وقتی مهاجرت می‌کنند، شاید زندگی‌شان از خیلی جهات بهتر شود، اما اگر پای حرفشان بنشینی می‌بینی دلشان می‌خواهد در وطنشان باشند. حالا به هنرمندان که برسیم بحث خیلی بیشتر فرق می‌کند. سخت معتقدم اهالی فرهنگ و هنر باید کنار مردم خودشان باشند تا بتوانند اثر خلق کنند. هنرمند یک گل خوب است و این دست‌های مردم است که به آن فرم و شکل می‌دهد. خودت تنهایی نمی‌توانی خودت را درست کنی. این است که اگر بخواهم در رشته خودم کار کنم و از خودم چیزی باقی بگذارم باید با مردم خودم و در خاک خودم باشم. زیاد سفر می‌روم و می‌آیم، اما نمی‌توانم جایی جز اینجا زندگی کنم.

اما فرزندتان هنرمند موفقی است و ایران زندگی نمی‌کند.

او نوازنده است، آهنگساز نیست. ساز زدن و آواز خواندن را می‌توان جاهای دیگر هم انجام داد، اما نویسنده، نقاش، آهنگساز و در کل خالق هنر وابسته به مملکت و مردم است. باید در فرهنگ خودش باشد تا بتواند کار کند.


جالب است دوست ندارید مهاجرت کنید. خانواده شما در‌ کشتار ارامنه از ارمنستان به ایران مهاجرت کرده‌اند، اما شما با مهاجرت موافق نیستید.

نه، خانواده من به ایران مهاجرت نکرده‌اند. آنها به وطن خودشان برگشتند. چون ایرانی بودند. همه ارامنه ایرانی هستند و در پایه‌گذاری کشور ایران سهم داشته‌اند. زمان کورش 28 کشور با هم جمع شدند و ایران را تشکیل دادند. در واقع ایران اسم ملت نیست، اسم سرزمین است. یک جغرافیای بزرگ فرهنگی است. هزاران سال در این جغرافیای غنی ملت‌های مختلف با دین‌های گوناگون کنار یکدیگر زندگی کردند و هر کس دین خودش را داشته است. هر چند بعد از ورود اسلام به ایران اغلب مردم مسلمان شدند، اما مسلمان بودن دلیل ایرانی بودن نیست. همان طور که می‌بینیم در دنیا مسلمان‌های زیادی هستند که ایرانی نیستند. در ضمن هر چند اکنون مرزهای جغرافیایی دچار تغییرات زیادی شده، اما ارامنه در قلبشان ایرانی هستند و بسیاری از آنها در حال یادگیری زبان فارسی هستند. شاه عباس و فتحعلیشاه اشتباه کردند که ارمنستان غربی را دادند به ترکیه و ارمنستان شرقی را به روسیه و با این سیاست اشتباهشان باعث کشته شدن میلیون‌ها ارمنی شدند. ارامنه هیچ وقت نخواسته بودند از ایران جدا شوند و جزوی از خاک کشور ترکیه شوند. بنابراین وقتی هم به ایران آمدند دوباره به وطنشان برگشته بودند. اصلا چرا به ایران برگشتند؟ چون حس وطن را به آن دارند. مادر من در ماجرای قتل عام ارامنه در یک گاری مخفی و به ایران آورده شده بود. در چنین شرایطی پدربزرگم به ایران می‌آید و می‌شود پزشک آیت‌الله بروجردی. یعنی به رغم تفاوت دین، این احساس امنیت را داشته‌اند. پدرم هم در شرایطی که عموهایش را در زندان‌های شوروی کشته بودند فرار می‌کند و به ایران می‌آید. می‌رود و به بروجرد و عاشق مادرم می‌شود. تازه بماند که ازدواجشان هم ماجراها دارد.

چه ماجرایی؟

پدربزرگم با ازدواجشان مخالفت می‌کند و هر دو فرار می‌کنند به تهران. خلاصه پدربزرگم مجبور می‌شود رضایت دهد.

با این همه فرار پیش آمده، تلخ و شیرین، شما از هیچ جا فرار نکردید. این اتفاقات تاثیری بر شما نداشته است؟

مگر می‌شود تاثیری نداشته باشد. من در خانواده‌های گریخته از آن روزگار سخت بزرگ شدم. ارامنه به ایران که آمدند هر چه از اروپا یاد گرفته بودند را هم با خودشان آوردند. اولین سینما، تئاتر، ارکستر و اپرا را در ایران راه انداختند، اما همه داستان‌های تلخی داشتند. یکی شوهرش را از دست داده بود، یکی فرزند و دیگری زنش را. داستان‌های تلخی که هرگز نمی‌توانستند فراموش کنند و مدام میان یکدیگر تعریف می‌کردند. کودکی‌ام گره خورد با واگویه‌های خاطره‌های تلخی که گاه آرام و گاه با صدای بلند بزرگ ترها برای هم زمزمه می‌کردند. اگر الان هم بعد از آن همه سال بخواهم آن وقایع را تعریف کنم گریه‌ام می‌گیرد. این همه سرنوشت تلخ پیش آمد به خاطر حماقت و خیانت شاه‌عباس و فتحعلیشاه. می‌توانستند مقاومت و مبارزه کنند.

انگار بخش عظیم تاریخ در اختیار آدم‌های وحشتناک است.

همیشه دنیا از این اتفاق‌ها دارد. از هیتلر و استالین گرفته تا بسیاری دیگر. شوروی در جنگ جهانی دوم 50 میلیون کشته داد که 25 میلیون نفر در جنگ کشته شدند و 25 میلیون را استالین خودش کشت، اما هیچ کس درباره این جنایت حرف نمی‌زند. چرا؟ چون او برنده جنگ بوده. اگر هیتلر هم برنده شده بود هیچ کس درباره هولوکاست حرف نمی‌زد. الان بسیاری از کشورها از قتل عام ارامنه حرف نمی‌زنند چون عامل آن کشوری با نفوذ است و فقط کشورهایی که قدرت دارند می‌توانند جلویش بایستند و این واقعه را قبول کنند. کشورهای وابسته نمی‌توانند حرف بزنند.

شما از کودکی سرنوشت‌های تلخ و خبر مرگ‌های سخت‌ را شنیده‌اید. خدا را شکر به هیچ وجه تلخ نشده‌اید. به مرگ چه نگاهی دارید؟

(سکوت طولانی می‌کند)... نمی‌دانم... هر شب فکر می‌کنم می‌میرم، اما صبح بیدار می‌شوم و صبح بخیر می‌گویم. می‌دانید به دنیا می‌آییم که بمیریم، می‌میریم که باز هم به دنیا بیاییم. کاری نمی‌شود کرد. فقط دعا می‌کنم وقت داشته باشم کارهایم را تمام کنم. ما نمی‌دانیم برای چه به دنیا آمدیم. مثلا فکر می‌کنیم من آمده‌ام آهنگساز باشم، دیگری مهندس باشد و یکی دیگر هم سیاستمدار. شاید این نیست. شاید من به دنیا آمدم یک نابینا را از سر خیابانی ببرم آن طرف و همه کارم همین باشد و بقیه‌اش را در این دنیا مفت خوری کنم. معمای زندگی را هیچ کس نمی‌فهمد. مرگ هم چیز بدی نیست و بخشی از این معماست، اما مثل همه پدر و مادرها تنها دعایم این است خودم قبل بچه‌هایم بمیرم، اما چه می‌شود کرد با مرگ؟ هیچ... در روایت‌های اسلامی هم درباره شباهت خواب و مرگ گفته شده است. ما هر شب می‌میریم و صبح زنده می‌شویم. اگر بخواهیم از مردن بترسیم نباید بخوابیم. مرگ سوالی است که هیچ کس جوابش را ندارد. جوابش را فقط خداوند دارد.

حالا اگر به آن دنیا بروید و ببینید ماموریت‌تان رد کردن همان نابینا از خیابان بوده چه می‌کنید؟

(با خنده) خیلی خوشحال می‌شوم. چون نابیناهای زیادی را از بچگی تا امروز از خیابان رد کرده‌ام. هنوز هم اگر جایی نابینایی را ببینم که می‌خواهد از خیابان رد شود، همه تلاشم را می‌کنم که خودم را به او برسانم و از خیابان ردش کنم.

تا به حال سوالی بزرگ داشته‌اید که جوابش را پیدا نکرده باشید؟

وقتی زندگی یک معمای بزرگ است، ما در احاطه سوال‌های فراوان هستیم، اما من بیشتر درگیر این هستم که کارهای بزرگ و ماندگار برای فردا بنویسم و روی پایه درست و علمی کار کنم. من برای امروز تلاش نمی‌کنم. امروز می‌آید و می‌گذرد. آدم باید برای فردا زندگی کند. آدم‌هایی هستند که کارهای یکبار مصرف انجام می‌دهند و زندگی می‌کنند. اتفاقا زندگی خوبی هم دارند، اما هر انتخابی بهای خودش را دارد. نان امروز را بخوری خوب زندگی می‌کنی، کار مردم‌پسند می‌کنی و روزگارت می‌گذرد، اما آنها که برای فردا زندگی می‌کنند، امروزشان سخت می‌گذرد به امید فردا. الان شاعرهای خیلی خوبی هستند که کسی شعر آنها را نمی‌خواند، اما 50 سال آینده شاید در مقامی بالاتر از حافظ هم قرار بگیرند. من تصمیم گرفتم نان فردا را بخورم، شما هم همین کار را بکنید. معماها را رها کنید، سوال‌ها را به روزگار بسپارید و به فکر نان فردا باشید.




از راست آقایان: استاد رازمیک اوهانیان رهبر گروه کُر تالار وحدت،فرهاد داودوندی وبلاگ نویس و روزنامه نگار بروجردی، استاد لوریس چکناواریان رهبر ارکستر مجلسی رودکی، ارکستر اپرای تهران، ارکستر سمفونیک تهران ،ارکستر مجلسی رادیو - تلویزیون ایران (به عنوان رهبر ارکستر میهمان) و رهبر ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و استاد پارسا از هنرمندان بروجردی



ماجرای عشق شیرین و فرهاد که شیرین یک شاهزاده ارمنی است و فرهاد و خسرو پرویز را عاشق خود می‌کند، یکی از موضوعاتی است که به نظرم آمد می‌تواند مورد توجه شما باشد. چرا تا به حال اثری درباره آن ننوشته‌اید؟

خیلی دوست دارم بنویسم، اما یکی باید اسپانسر شود تا مخارج زندگی برسد، خیلی دلم می‌خواهد بنویسم شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین... بی‌نظیر می‌شود.

به نظر شما از این عشق‌های پرسوز و گداز حالا هم هست؟

نه نیست به نظرم، اما آدم برای عشق‌های بچگی‌اش جان می‌دهد. بعد که بزرگ می‌شود... .

شما هم در بچگی عاشق شدید؟

چرا نشدم. 14 ساله بودم که عاشق شدم. عشق اول یک چیز آسمانی است. هیچ وقت از یاد آدم نمی‌رود. من می‌رفتم آن طرف خیابان می‌ایستادم نیم ساعت یکبار از پشت پنجره رد شود و نگاهی به بیرون بیندازد تا او را ببینم. برود مدرسه 30 متر دورتر راه بروم و از این دست خاطره‌هایی که اغلب ما داریم. عشق‌های بعدی را ممکن است یادت برود، اما عشق اول نه. عشقی که اصولا هم به آن نمی‌رسی... البته من هنوز هم عاشق می‌شوم. عاشق نشوم نمی‌توانم کار کنم.

65 سال از 14 سالگی شما می‌گذرد. یعنی 65 سال است همیشه عاشق بوده‌اید؟

همیشه عاشق بوده‌ام. حالا مگر من چند ساله هستم که این طوری حساب می‌کنید. (با خنده)

و مثل همان وقت‌ها عاشق می‌شوید؟

نه... عاشق بودنم مثل آن زمان بی‌نهایت عمیق نیست. الان که من عاشق می‌شوم سخت است، دیگر سنم رفته بالا و در شرایطی هستم که می‌توان عاشق شد بدون آن که طرف مقابل بداند. لزومی ندارد بداند... عشق به قلب آدم تعلق دارد، اما کسی هنوز راز عاشق شدن را فهمیده؟ نه ! اما...

اما چه؟

همین که خدا عاشق است و انسان هم می‌تواند عاشق شود، همین که خدا معشوق است و انسان هم می‌تواند معشوق باشد، آن‌قدر زیباست که می‌تواند تسلای بزرگی برای تمام معماهای مرگ و زندگی و مصایب این جهان باشد.

زینب مرتضایی‌فرد





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: حکایت 65 سال عاشقی با لوریس چکناواریان، لوریس چکناواریان، رازمیک اوهانیان، فرهاد داودوندی، بروجرد، موسیقی، ارکستر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی











استاد غلامحسین سهرابی نقاش معاصر بروجردی


آرزو دارم روزی برای بروجرد بتوانم کاری انجام بدهم



فرهاد داودوندی- بروجرد:

استاد غلامحسین سهرابی متولد سال 1342 بروجرد است. وی که دانش آموخته هنر نقاشی از دانشگاه هنر های زیبای دانشگاه تهران است رشته فوق لیسانس خود را نیز در رشته پژوهش هنر از همان دانشگاه دریافت نموده است.


استاد سهرابی کار حرفه ای خود را با چاپ کتاب طراحی چهره سازی در سه جلد در سال 1372 آغاز نمود که در این کتاب  نقاشی چهره را به علاقمندان آموزش می داد. در سال 1377 کتاب تقویم ایران باستان را با همکاری انتشارات فکر روز به چاپ رسانید و بعد از آنهم بطور فعال در کارهای تصویر گری کتابهای مختلف  برای نوجوانان و جوانان، نقاشی روی اتوبوسها، کارگاه های عروسک سازی فعالیت نموده است.


استاد سهرابی
مقام های بسیاری نیز در مسابقات کشوری به دست آورده است و تاکنون چندین نمایشگاه انفرادی و بیش از 50 نمایشگاه گروهی از آثارش در داخل و خارج کشور داشته است.

وی در سال 1372 در مسابقات دو سالانه نقاشی کشور برگزیده شد و موزه هنرهای معاصر اقدام به خرید تابلوی نقاشی وی نمود. همچنین در مسابقات طراحی دانشجویان ایران مقام اول و در رشته های نقاشی تجربی و گرافیک نیز مقام هائی به دست آورده است.

استاد سهرابی از سال 1377 در مشهد مقدس ساکن است و مدتهاست علاوه بر کارهای فردی مشغول تدریس در دانشگاه نیز می باشد.


استاد غلامحسین سهرابی می گوید: علت اینکه هنوز نقاشی در ایران جا نیفتاده است، بخاطر این است که ایران جایگاه شعر است و مردم بیشتر با شعر ارتباط برقرار می کنند و نقاشی مدرن در ایران فقط قدمتی حدود صد ساله دارد.


البته وی همچنین معتقد است در هنر نقاشی هر چه سن نقاش بالاتر برود، کارها بهتر و اصطلاحا پخته تر می گردد.


استاد سهرابی می گوید: در هنر نمی توان دروغ گفت و باید با خودت و مردم  رو راست باشی. وی آرزو دارد روزی بتواند برای بروجرد قدمی در راه رشد هنر نقاشی بردارد.


ما هم برای استاد غلامحسین سهرابی صمیمانه آرزوی موفقیت داریم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: استاد غلامحسین سهرابی نقاش معاصر بروجردی، غلامحسین سهرابی، نقاش، مشهد، مجسمه، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی




کتاب پارسی برگزار می کند

جلسه نقد و بررسی کتاب سمفونی مردگان

کتاب پارسی برگزار می کند

جلسه نقد و بررسی کتاب سمفونی مردگان

اثر عباس معروفی با حضور جناب آقای دکتر روزبه

جمعه 95/1/20 ساعت 10صبح

مکان:خیابان تختی خیابان ابن سینا(سالن طالقانی) کوچه ی صدف(از سمت تختی آخرین کوچه سمت راست) پلاک22جنوبی آموزشگاه ایزدان

توجه

راس ساعت 10 برگزار می‌شود

طراحی پوستر امیرمحراب فلسفی

با عرض پوزش از میهمانان عزیز تقاضا می شود خودروی خود را در خیابان اصلی پارک کنند تا برای ساکنان کوچه صدف مشکل ایجاد نشود.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: جلسه نقد و بررسی کتاب سمفونی مردگان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی







   


اطلاعیه مهم کانون پرورش فکری


گرد همائی اعضا قدیمی


کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان


مرکز شماره 1 (پارک بهار)بروجرد


ااین جا کانون است .کتابخانه ای که در هر ورقش رد پای کودکی هایت بر تارک عشق و مهربانی نفس می کشد.

پنجه در گیسوی خورشید بریز و در کوچه های خیال ،دیروز خودت را صدا بزن .

صدایت می زنم وقتی پروانه ها خیال بودنت را در شهر شانه می کشند و گنجشک ها با تو آغاز می کنند روز را ،زیستن را ، امروز را و... .

این جا کانون است ، و ما تورا از دیروز شادی هایت به امروز اندیشه ات پیوند می زنیم به دیداری و خاطراتی که تکرار زیبایی ها و زیبایی خاطره انگیز آن چه پوییدنی و روییدنی ست.

از همه عزیزانی که در دههای پنجاه ،شصت وهفتاد عضو کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان  مرکز شماره یک بروجرد واقع در میدان بهار پشت پارک بوده اند ،دعوت میشود تا در گردهمایی که در اردیبهشت ماه 1395 با هدف زنده کردن خاطرات روزهای کودکیشان است شرکت کنند.

در ضمن عزیزان اگر عکس ،خاطره ،کارت عضویت و... از آن سالها به یادگار دارند جهت برپایی نمایشگاهی با عنوان( خاطرات کودکان دیروز ) در اختیار مرکز شماره یک قرار بدهند.

جهت ثبت نام و شرکت در این همایش همه روزه بجز ایام تعطیل از ساعت 10 الی 13 با شماره تلفن 42530961 تماس بگیرید.

کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان شهرستان بروجرد مرکز شماره یک میدان بهار پشت پارک بهار






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: گرد همائی اعضا قدیمی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مرکز شماره 1 (پارک بهار)بروجرد، اطلاعیه مهم کانون پرورش فکری، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی


روز زن

شعر از آقای رضا مرادی شاعر کودک و نوجوان

میگن که روز زنه

شادیه توی کوچه

تو دست مردم می دن شیرینی وکلوچه

مامان مبارک باشه

روزقشنگ وزیبات

پولی ندارم برم

هدیه بگیرم برات

میشه به جای هدیه

من خودم ولوس کنم

بچه ی خوبی بشم

صورت تو بوس کنم





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: روز زن شعر از آقای رضا مرادی شاعر کودک و نوجوان، روز زن، شعر برای مادر، شعر روز زن، رضا مرادی، شاعر کودک و نوجوان، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی


خاطره نوروزی از سرکار خانم غزل تاجبخش

 نویسنده صاحب نام بروجردی


غزل تاجبخش شاعر پیشکسوت با نقل خاطره‌ای از نوروز در زادگاهش بروجرد، گفت: خانه پدربزرگم تالاری آئینه کاری داشت که در نوروز مردم در آن جمع می‌شدند و از او سکه‌های اشرفی عیدی می‌گرفتند.

غزل تاجبخش شاعر پیشکسوت در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره خاطراتش از نوروز در دوران کودکی خود در زادگاهش بروجرد، گفت: در بروجرد اهمیت زیادی به سنت‌های نوروز داده می‌شد؛ یادم می‌آید رسمی بود به نام «ناقالی» که در آن، گروهی راه می‌افتادند و از در این خانه به آن خانه می‌رفتند و مثل آئین حاجی فیروز، نوروز را به مردم مبارک باد می‌گفتند و مردم هم در مقابل به آنها کشمش و آجیل و ... را عیدی می‌دادند.

وی افزود: برخلاف امروز که تا عید می‌شود، مردم شهر و دیار خود را ترک می‌کنند و به مسافرت می‌روند، آن زمان آئین‌های نوروز مثل چهارشنبه سوری، قاشق زنی، فالگوش ایستادن و دید و بازدیدهای نوروزی پراهمیت بود و اعتماد به نفس، دعای خیر کردن به حق همدیگر، برای مردمان آن زمن بسیار مطرح بود.

این شاعر اضافه کرد: پدربزرگ من، حاج محمد کاظم خان تاجبخش، اهمیت زیادی به عیدی دادن می‌داد و یادم می‌آید که میوه‌های نوبرانه و تازه را می‌خرید و به همراه سکه و به خصوص اشرفی زمان قاجار، به دیگران عیدی می‌داد. در خانه پدربزرگ من در بروجرد تالار بزرگی بود که سقفش آینه کاری بود و کسانی که به دیدن پدربزرگم می‌آمدند، در آن جمع می‌شدند و پدربزرگ به آنها، سکه هدیه می‌داد.






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: خاطره نوروزی از سرکار خانم غزل تاجبخش نویسنده صاحب نام بروجردی، غزل تاجبخش، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی





آهنگ جدید «نیستن» از هنرمند بروجردی «حسین علیپور»

موسیقی ، تنظیم و ترانه : حسین علیپور
میکس و مسترینگ: استودیوی صدای برتر


دانلود با کیفیت 320

Hosein Alipour - Nistan.mp3


دانلود با کیفیت 128


Hosein Alipour - Nistan ( 128 ).mp3








طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: آهنگ جدید «نیستن» از هنرمند بروجردی «حسین علیپور»، حسین علیپور، حسین علی پور، آهنگساز، استودیوی صدای برتر، حسین گشتاسبی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی

آشنایی بیشتر با مسجد جامع بروجرد



در صورت تلاش و دلسوزی بیشتر بروجردی ها


این مسجد می تواند ثبت بین المللی بشود

مسجد جامع بروجرد که به مسجد جمعه ( با گویش بروجردی مچد جمه ( نیز شناخته می‌ شود ، مسجدی تاریخی و از بنا های معماری سرشناس در شهر بروجرد است . مسجد جامع بروجرد یکی از نخستین مسجد های ساخته شده در ایران است که در قرن دوم تا سوم هجری در شهر بروجرد بنا نهاده شده است . این مسجد زیبا در دل یکی از محله‌ های تاریخی شهر نام دو دانگه واقع شده و به لحاظ معماری و قدمت ، از بنا های منحصر به فرد استان لرستان و شهر بروجرد است  .
 
تاریخچه
مسجد جامع بروجرد در اصل بر روی یک آتشکده بنا نهاده شده است . عرب ها در حمله به ایران آتشکده‌ های زیادی را تبدیل به مسجد کردند که مسجد جامع بروجرد نیز نمونه ای از همین دست است .
مسجد جامع بروجرد در قرن سوم هجری و در زمان خلافت معتصم عباسی بنا شده است . در آن زمان ایالت جبال (کوهستان – ماد) که نواحی غربی ، مرکزی و شمال غرب ایران را شامل می شده ، توسط یکی از حکمرانان عباسی بنام قاسم بن علی مشهور به ابودلف ( ابی دلف ) اداره می شده است . بنابر منابع متعدد ، ابو دلف بروجرد را که در حد شهرکی بود رونق بخشید و مسجدی در آن ساخت و منبری در آن برپا کرد . این مسجد همان مسجد جامع کنونی است . شبستان شمالی مسجد نیز اندکی دیرتر و در قرن چهارم ساخته شد . این شبستان زیبا دارای ستون های فراوانی است و دری‌ چوبی با نقش‌ های برجسته دارد .با توجه به تاریخ طولانی ( حدود یازده قرن ) این مسجد ، آسیب های متعددی بر آن وارد شده و بارها مورد بازسازی قرار گرفته است .


 کتیبه ای سنگی از بازسازی اساسی آن در سال هزار و شصت و هشت هجری قمری خبر می دهد . در ورودی مسجد دو لنگه است و در سال هزار و نود و دو هجری قمری به دستور شخصی به نام سلطان محمد ساخته شده است . بنای اولیه مسجد فاقد گلدسته بوده و دو گلدسته موجود به دستور شخصی به نام تقی‌ خان رازانی در سال هزار و دویست و نه هجری قمری ساخته شده است . منبر چوبی نه پله‌ای مسجد جامع بسیار هنرمندانه و زیبا ساخته شده است و حکاکی روی آن ، تاریخ هزار و شصت و هشت هجری قمری را نشان می دهد .

 
مسجد جامع بروجرد دارای سنگ نوشته ها و یادگار های تاریخی زیادی است . بر بالای در غربی ، سنگ نوشته‌ای کوچک نصب شده که به زمان شاه عباس اول مربوط است . در ضلع شرقی مسجد ، آرامگاهی وجود دارد . وضوخانه مسجد در مجاورت مسجد قرار گرفته و دارای یک ورودی بزرگ است که به غریبخانه مشهور است . غریب خانه در گذشته احتمالا یک نوانخانه و استراحتگاه عمومی برای مسافران و افراد بی پناه بوده است . قدیمی ترین بخش آن فضای زیـر گـنبـد خانه‎‎‎ است‎ که قدمت آن‎ به اواسط قرن 4 هجری شمسی می رسد . در دوره سلجوقی این بنا بـازسـازی و تزئیناتی به‎ آن‎ افزوده شـد امـا در زمـان ایلخانی بنا در یک دوره رکود قرار گـرفـت که‎ دلیل آن شاید مربوط به حملات ویرانگـر مغول و زمین لرزه سال 715 هجری باشـد کـه باعث ویرانی هفتاد درصد شهر و بخـش هـایـی از مسجد شده‎ است . گنبد مسجد جامع بروجرد در اصل از بنا های دوره ساسانی است که اساسا بعنوان یک آتشکده در شهر بروجرد بنا نهاده شده است . چند سال قبل در اثر ریزش کف مسجد ، دخمه ای قدیمی همراه با آثاری از کوزه های شکسته در زیر گنبد اصلی مسجد به دست آمد . اعراب در حمله به ایران آتشکده ها را تبدیل به مسجد کردند که مسجد جامع بروجرد نیز نمونه ای از همین دست است .
 
همچنین در گذشته گفته می شد که تونلی زیر زمینی بین مسجد جامع و مسجد سلطانی ( امام ) وجود دارد که این نیز تا کنون اثبات نشده است . چند سال قبل به هنگام مرمت دیواره مسجد ، استخوانهای مردی پیدا شده بود که بصورت عمودی در دل دیوار قرار داشت . نحوه تدفین عمودی جسد احتمالا به منظور تنبیه و زهر چشم گرفتن بوده است .
بین سال های ??? تا ??? قمری که و در زمان حکومت ابودلف بر غرب ایران ، بنای مسجد جامع بروجرد با حضور وزیر وی با نام حمویه یا حموله آغاز شد . شبستان شمالی مسجد نیز اندکی دیرتر و در قرن چهارم ساخته شد . با توجه به تاریخ طولانی ( دوازده قرن ) این مسجد ، آسیب های متعددی بر آن وارد شده و بار ها مورد بازسازی قرار گرفته است . شواهد و کتیبه‌ های گوناگون ، از بازسازی مسجد در دوره‌ های سلجوقی ، صفوی و قاجار خبر می‌ دهند . محوطه سازی مسجد در قرون چهار و پنج هجری و نیز الحاقات و تعمیرات آن بر طبق کتیبه های موجود ، در سال های ???? ، ???? ، ???? و ???? قمری صورت گرفته است  .

 
معماری
معماری مسجد جامع بروجرد بسیار منحصر بفرد و یکی از شاهکار های تاریخی معماری ایران می ‌باشد که هم ویژگی های معماری اسلامی و هم معماری باستانی ایران ( ساسانیان ) را در خود جای داده است . بخش قدیمی تر بنا ، گنبد خانه آن است که در ضلع جنوبی قرار گرفته است و به اعتقاد مردم محلی و نیز بر اساس شواهد معماری ، پیش از تبدیل این بنا به مسجد ، آتشکده ای بزرگ بوده است . معماری این بخش ، مشابه چارطاق های دوران ساسانی است  . مسجد دارای دو درب غربی و شرقی است که به صورت غیر مستقیم به صحن اصلی باز می ‌شوند . در جنوب صحن ، گنبد و ایوان اصلی مسجد که قدیمی ترین بخش آن است قرار دارد و در ضلع شمالی نیز شبستان مسجد با ارتفاعی کمتر از سایر بخش ‌ها قرار گرفته که در تابستان ها فضای خنکی را ایجاد می ‌کند . ایوان جنوبی دارای دو گلدسته است که بعد ها به مجموعه افزوده شده است .
بنـای اولیـه ایـن مـسجـد بـه صـورت مجموعه ‎ای شامل مسجد ، حمام ، آب‎ انبـار ، ساختمان‎‎ غـریـب‎ خـانـه‎، میـدان و سـایـر متعلقات‎ بوده‎‎‎ که امروزه بعضی‎ از این‎ آثار از بین‎ رفته‎ است‎  . بنای‎ مسجد جامع‎ از نظر شکـل‎ از نـوع مساجد تـک‎ ایـوانـی‎ اسـت‎ کـه‎ دارای‎ دو در ورودی‎‎ در قسمت‎‎ های شرقی‎‎ و غربی است  . بنا شامل یک حیاط مرکـزی ، ایـوان ، فضای‎‎ گنبدخانه‎ و شبستان های اطراف‎ آن‎ و یک‎ شبستان‎ وسیع‎ زمستانـی‎ در طرف‎ شمـال‎ حیـاط مرکزی‎ است . بنابر شواهد موجود ، صفویان ، زندیان و قاجاریان تعمیرات بنیادی در مسجد انجام داده اند و بخش هایی به آن افزوده اند .

یکی از دیدنی های اصلی این مسجد منبر چوبی نه پله آن است که بسیار هنرمندانه ساخته شده است و حکاکی روی آن ، تاریخ هزار و شصت و هشت هجری قمری را نشان می ‌دهد . سازنده آن ، یارمحمد نجار بوده است . در بین اهالی بروجرد شایع است که امام حسن مجتبی (ع) سفری به بروجرد داشته و بر بالای این منبر سخنرانی کرده است که با توجه به تاریخ ساخت منبر و نبودن اطلاعات کافی ، امری نادرست می نماید .
 
تخریب
مسجد جامع بروجرد در جریان بمباران هواپیما های عراقی در خلال جنگ ایران و عراق خسارات شدیدی دید و بخش‌ هایی از شبستان شمالی آن ویران شد . همچنین زمین لرزه‌ های متعدد و بارندگی های شدید ، آسیب های جدی بر آن وارد آورده است . آخرین باز زمین لرزه بروجرد و دورود ، فروردین سال ???? موجب فرو ریختن گلدسته‌ها و آسیب دیدن پنجاه درصدی مسجد شد .
اداره میراث فرهنگی بروجرد خدمات ارزنده ای را برای بازسازی و نگهداری مسجد انجام داده است که هر چند ناکافی اما چشمگیر بوده اند . با این حال ، ساخت و ساز های بی رویه در اطراف مسجد ، کاربری نامناسب مغازه های مجاور مسجد ، رطوبت ، لرزش ، برگزاری مراسم گوناگون در مسجد ، و نیز برخی تعمیرات سطحی و غیر کارشناسی ، آن را در معرض خطر جدی قرار داده است .

این مسجد زیبا و منحصر به فرد با حدود یازده قرن قدمت می تواند به مرکزی برای گردشگری تبدیل شود . مسجد جمعه بروجرد در سال 1314 شمسی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است . در صورت تلاش و دلسوزی بیشتر بروجردی ها ، ویژگی های منحصر به فرد این مسجد به گونه ای است که می تواند آن را شایسته ثبت بین المللی نماید .





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مسجد جامع، مسجد جامع بروجرد، مسجد جمعه بروجرد، فرهاد داودوندی، فعالترین وبلاگ ایران، آشنایی بیشتر با مسجد جامع بروجرد، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 فروردین 1395 توسط فرهاد داودوندی
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی

مراسم تشییع آیت الله غلامرضا مولانا بروجردی عالم بزرگ،


فردا شنبه 29 اسفند در بروجرد برگزار می شود.


 به گزارش بازتاب بروجرد آیت الله غلامرضا مولانا بروجردی پنج شنبه شب 27 اسفند در بروجرد دار فانی را وداع گفت.
مراسم تشییع آیت الله مولانا فردا شنبه 29 اسفند ماه از مقابل حوزه عملیه امام صادق(ع) واقع در خیابان بحرالعلوم به سمت بهشت شهدا تشییع خواهند شد.

آیت الله مولانا در جوار قبور آیت الله صاحب زمانی و مطهری به خاک سپرده می شود.

براساس این گزارش مراسم ترحیم این عالم بزرگ فردا شنبه ساعت 15 در مسجد حضرت ولیعصر(عج) برگزار می گردد.

همچنین قرار است حجت الاسلام  " احمد احمدی" عضو شورای انقلاب فرهنگی در این مراسم حضور داشته باشند.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مراسم تشییع آیت الله مولانا بروجردی فردا شنبه 29 اسفند در بروجرد برگزار می شود، مولانا،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی

ستاره ای دیگر از آسمان پر ستاره

 علم و ادب بروجرد جاودانه شد










در پی درگذشت حضرت

آیت الله حاج غلامرضا مولانای بروجردی

ستاره ای دیگر از آسمان پر ستاره

 علم و ادب بروجرد جاودانه شد


به اطلاع همگان میرساند که روح بلند وملکوتی دانشمند معزز و فرهیخته حضرت آیت الله حاج غلامرضا مولانا بروجردی به ملکوت اعلی پیوست.

آسمان پر از ستاره علم و ادب بروجرد چهره جاودانه ای دیگر را تقدیم ایران زمین نمود.

خبرهای تکمیلی بزودی در سایت فرهاد 90..........

@@@@@@



زندگی نامه

حضرت آیت الله غلامرضا مولانای بروجردی

روزهای بروجرد- آیت الله مولانا بروجردی از مفاخر بروجرد و از عالمان بزرگ حوزه های علمیه در سن 89 سالگی و پس از یک دوره کسالت دار فانی را وداع کرد.

ایشان دارای اجازه روایی از مرحوم "شیخ آقا بزرگ تهرانی" و اجازات متعدده از مراجع عالی قدر شیعه همچون آیات عظام "میلانی" ، "شاهرودی" ، "گلپایگانی" و "مرعشی" بودند.

 "استاد مولانا"علاوه بر تألیفات عالمانه در حوزه دین در زمینه بروجرد شناسی نیز داری تألیفاتی ارزشمند هستند که جزء منابع دست اول تحقیق پژوهشگران است.

زندگی نامه

غلامرضا مولانا بروجردی در سال ۱۳۰۶ شمسی در خانواده‎ای اهل علم و فضیلت در شهر زیبای بروجرد متولد شد.

از شش سالگی خواندن و نوشتن و بخشی از مقدمات را نزد پدر فاضلشان ملا علی اکبر مولانا فرا گرفتند، وی دروس مقدماتی حوزه را در زادگاهش و در محضر بزرگانی چون شیخ علی جواهری، شیخ جواد اسلامی و سید عبدالحسین خندانی فرا گرفت.

سپس در دروس سطح شرکت کرد و از خرمن دانش حضرات شیخ بهاءالدین حجتی، حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا سید محسن شریعتمداری بروجردی و میرزا  لطف الله فقیهی خوشه چید.

آیت الله مولانا همچنین از محضر آقایان حجت الاسلام حاج سید اسماعیل گلپایگانی که در زمان آیت الله بروجردی مجتهد مسلم وحاکم شرع بود و حجت الاسلام فیضی و مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ علی محمد خرم‎آبادی و مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمد غروی استفاده کردند.


نزدیک به 18 سال از محضر مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ علی محمد نجفی بروجردی استفاده کردند و چند سالی هم در فصل تابستان از محضر آیت اله حاج سید علی بهبهانی رامهرمزی که ایام تابستان برای استراحت به بروجرد می‎آمدند، بهره‎مند شدند.

وی در قم به ادامه تحصیل پرداخت و در آنجا از محضر حضرات آیات سید محمدرضا گلپایگانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی استفاده کرد.

این فقیه فرزانه که تحصیلات دینی را در حد اجتهاد ادامه داده‎اند، ضمن تحصیل علوم دینی از تدریس و تألیف غافل نبود و در این رهگذر شاگردان بسیاری ترتیب کرد.

ایشان دارای اجازه روایی از مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی و اجازات متعدده از مراجع عالیقدر شیعه همچون آیات عظام میلانی، شاهرودی، گلپایگانی و مرعشی هستند، استاد مولانا  در سال 1384 عنوان برترین مبلغ استان لرستان را از حوزه علمیه قم دریافت کردند.
 

استاد مولانا علاوه بر تألیفات عالمانه در حوزه دین در زمینه بروجردشناسی نیز دارای تألیفات و آثار فراوانی است که منبع تحقیق ارزشمندی برای  پژوهشگران گردیده است.

ایشان همچنین برای تبلیغ به کشورهای چین، کویت، مسافرت کرده و برای تحقیق و جمع‎آوری مدارک و منابع ارزشمند مذهبی کتاب گرانسنگ(عبقات الانوار )مرحوم علامه میر حامد حسین هندی که بالغ بر صد جلد می‎شود به کشور هند سفر کردند که ده جلد آن در سایه سال‎ها تلاش و تحقیقات ایشان در ایران به چاپ رسیده است.

غلامرضا مولانا به کشورهای مصر و لبنان برای تحقیق و چاپ کتاب صراط المستقیم و(کتاب الخاتم لوصی الخاتم) رفته و تحقیقات گسترده‎ای در این زمینه در این دو کشور به اتمام رسانده‎اند که کتاب(صراط المستقیم در تفسیر قرآن) در چهار نوبت در تهران، مصر، لبنان و قم به چاپ رسیده و (کتاب الخاتم لوصی الخاتم) در بیروت به چاپ رسیده است.

استاد مولانا درسال 1342در خرم‎آباد در مدرسه مرحوم آیت اله کمالوند منبر رفته بود که پس از منبرمنزل آقای کریم‎پورمیزبان ایشان بودند که توسط نیروهای امنیتی خانه محاصره شد ولی آن‎روز موفق به دستگیری ایشان نشدند ولی پس از ده روز دستگیر و به جرم حمایت از امام خمینی قدس سره الشریف به سقز تبعید شدند.

استاد غلامرضا مولانا در سال‎هایی که در کویت زندگی می‎کردند، کویت شدیداً تحت نفوذ حکومت بعث عراق قرار داشت و برای هواداران انقلاب اسلامی پرونده‎های قطوری تشکیل می‎دادند که یکی از این پرونده‎ها علیه استاد بود که مهمترین مدرکی که برعلیه ایشان به آن استناد می‎کردند دیدار استاد و جمعی از روحانیون با امام خمینی(ره) و سخنرانی در مدرسه ایرانیان و سفارت ایران در کویت بود که منجر به اخراج استاد از کشور کویت شد.


آثار منتشر شده از ایشان، الخاتم لوصی الخاتم به زبان عربی( 1403ق)با عنوان (الخاتم الوصی الخاتم تفسیر آیه الولایه)چاپ بیروت، درس‎هایی از توحید، تحقیق درباره حلیه الابرار، نوشته سیدهاشم بحرانی( 6جلدی)، تحقیق و تخریج کتاب شریف عبقات الانوار میر حامد حسین هندی(11 ج)، تحقیق کتاب حاشیه کفایه الاصول آیت الله بروجردی(2جلد)، تحقیق ، کتاب «محاضرات فی الدین و التاریخ و الادب» نوشته سیدجواد آل علی شاهرودی، تحقیق کتاب صراط المستقیم تألیف سیدحسین بروجردی، دو جلدی تاریخ بروجرد - ج 1( جغرافیا–حکام وحوادث ) ( 1353) تاریخ بروجرد - ج 2، دانشمندان بروجرد( 1354)، ترجمه منظوم( چهل حدیث از امام جواد(ع)، کتاب سخنوران بروجرد-جلد (1) شاعران گذشته و معاصر بروجرد، دانشمندان معاصر بروجرد( شرح حال نخبگان معاصر بروجرد در جهان)، تبلیغ اسلام و ترویج دین از طریق منبر، تذییل و تخریج و غنیه الطالب فی شرح المکاسب آیه اله اردکانی،   المنظومه الفارسیه فی تفسیر القرآن، المنظومه العربیه فی فقه اللمعه الدمشقیه و کشکول است.

کتب آماده چاپ؛ زندگانی آیت اله العظمی بروجردی(ره) همراه با زندگی نامه اساتید و شاگردان ایشان– (چاپ نشده)، فرهنگ سخن، الاوایل(نخستین‎ها)، دانشنامه رجال، کشکول 2، دیوان شعر و ..... است.

ایجاد کتابخانه مشارکتی حضرت ولیعصر (عج) با بیش از  20 هزار جلد کتاب ( از سال 1375 )، احداث مجتمع فرهنگی دینی ولیعصر (عج) در چهارطبقه جهت فعالیت‎های فرهنگی و دینی واقع در شهرک اندیشه بروجرد و انجام خدمات ارزنده در حوزه اشاعه فرهنگ دینی و انتخاب ایشان به عنوان مبلغ نمونه کشوری از خدمات ارزنده ایشان است.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: آیت الله حاج غلامرضا مولانای بروجردی، آیت الله حاج غلامرضا مولانا، درگذشت حضرت آیت الله حاج غلامرضا مولانای بروجردی، فرهاد داودوندی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی



به یاد زنده یاد مهندس منوچهر برق دهنده

او عاشق شکوفه های سپید بود


نوشته: خانم فرزانه برق دهنده دبیر بازنشسته دبیرستانهای بروجرد


او عاشق رویای آلبالوها و گیلاسها و فندق دردانه اش و هجوم سپید شکوفه های باغش بود.

وقتی که باغ در بوی اطلس ها و داودی های باغچه و گلدانها فرو می رفت، خود را به عشق می سپرد.

وقتی او رفت ...... افق تاریک شد، دیوارها تا جلوی چشم ها پیش آمدند و بغض دشنه ای شد در گلو.

درد مرگ برادر بردبارم کشنده بود. زندگی بدون وجود او و کلمات پر بارش که با سخاوت بر وجودمان می ریخت چه تهی است.

مگر گذشت ایام خاطرات نمناک او را می پوشاند؟

 

تقدیم به برادر پر احساسم مرحوم منوچهر برق دهنده





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: به یاد زنده یاد مهندس منوچهر برق دهنده، منوچهر برق دهنده، فرزانه برق دهنده، برق دهنده، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی















به مناسبت سالگرد مردی بزرگ،

 مرحوم منوچهر برق دهنده*

موسس برق 63000 کیلو وات فشار قوی بروجرد نصب پست های برق در مناطق غرب، متخصص برق، فوتبالیست در سالهای 38 و 40 به بعد، کارگردان تئاتر و موفقیت در استان لرستان.

نویسنده نامدار در دهه 40 و نوشتن رمان در مجله سپید و سیاه، نویسنده داستان های شب رادیو و پخش در ساعت 10، اندیشمندی وارسته با مطالعاتی غنی و با نگاهی آسمانی به زندگی.

دست نوشته ای از ایشان در سن 21 سالگی مورخ 20/12/1339

یک قطره اشک :

-         در آن روز که آرام و ساکت و برای همیشه در یک خواب جاویدان فرو رفته ام

-         در آن روز که نسیم ملایم از پهنه کوهساران کهن بر میخیزد و جسم بی جانم را نوازش می کند

-         در آن روز که گلبرگ های زندگیم به دست تند بادهای خزان پرپر می شود و بر روی زمین فرو می ریزد

-         در آن روز که پناهگاهی جز آغوش سرد و یخ زده مرگ نخواهم داشت

-         در آن روز که میان پرنیان سرد و منجمد و خشک گور فرو میروم

-         در آن روز که چراغ زندگیم برای همیشه خاموش می گردد

-         در آن روز که دنیای ظلمت و تیره مرا در خود می فشارد

-         در آن روز که روپوشم خاک تیره و سرد است

-         در آن روز که نهال زندگی و جوانی ام از بی آبی و حسرت می سوزد و بر روی زمین می خوابد

-         در آن روز که بدرقه راه جاویدانم قطرات اشک ماتم زدگان است

-         در آن روز که گرمی گورم آتش دل داغ دار است

-         در آن روز که قطرات باران از لابه لای شکاف گور بر استخوان هایم فرو میچکد

-         در آن روز که نوای خوش نغمات داودی از لابلای گورم ناقوس وار شیون می کند

-         در آن روز که ترنم موسیقی در آسمان ها با روحم در آمیخته می گردند

-          در آن روز که بهار لطف خود را از سر می گیرد

-         در آن روز که خزان بیداد می کند

-         در آن روز که گل عشوه می نماید

-         در آن روز که بلبل فریاد می کند

-         در آن روز که شمع می گیرید

-         در آن روز که پروانه میسوزد

-         در آن روز ....

بله در همان روزهای اول به جز یک قطره تنها یک قطره اشک در دیدگانت خواهم یافت که برای من ....  از دیده خواهی افشاند و گلهای مزارم را آبیاری خواهی نمود.


روحش شاد و جاودان

 

*فرزند مرحوم غلامرضا برق دهنده و نوه شکراله  نخستین موسسین برق در بروجرد، در ضمن پدر ایشان غلامرضا برق دهنده و آقای ایرج برق دهنده موسسین برق اشترینان نیز بوده اند



@@@@@@@@@@


زندگی نامه زنده یاد


مهندس  "منوچهر برق دهنده"

 

مردی که برق بروجرد را به شبکه سراسری وصل نمود


از زبان خودش

 

 

به نام خدا


در سال 1318 در سنندج  به دنیا آمدم. من اولین فرزند خانواده بودم. پدرم  بروجردی و تکنسین برق در سنندج بود و مادرم زنی تحصیل کرده از خطه شمال و اهل مطالعه و مبادی آداب بود.

پدر مادرم مهندس برق و تحصیلات خود را در روسیه در رشته برق گذرانیده بود. زندگی ام با نور و صدای موتور های برق توام شده بود.

به دلیل شغل پدر به وطن اجدادیم بروجرد بازگشتم. پدرِ مادرم  و پدرم، برق بروجرد را که موسسه ای خصوصی بود را راه اندازی کردند.

به مدرسه رفتم، کودکی کنجکاو و نا آرام بودم. همه چیز مرا به وجد می آورد. سرسبزی شهرم، هوای مطبوع، آسمان زلال و آبی و ترنم پرندگان بهاری، تابستانهای آرمیده در مرغزارهای زیبای شهرم ، کوه های همواره سپید زاگرس و زمستانهایی که سرما و طول برفش همه ی تلاطم های کودکیم را در وجودم مثل تاری ابدی در خود تنیده است.

همه ی هیجانات کودکی و شور و سرمستی جوانی با هم تلفیق شد و باعث گردید من در زمینه های ادبی و هنری و ورزشی استعداد بالقوه خود را به فعلیت برسانم.

ورزش فوتبال مثل زمزمه ی جویباران کویر تشنه روحم را سیراب می کرد.

وارد تیم فوتبال بروجرد شده و یکی از مهره های فعال تیم شدم. در مسابقات کشوری شرکت کرده و تیم ما مرتب برنده می شد و من به این ورزش علاقمند تر.

وارد صحنه تئاتر که در آن زمان طرفداران زیادی خصوصا در بروجرد داشت شده و چند نمایشنامه را با سبکی جدید یعنی نورپردازی که در ایران شکلی نوین داشت کارگردانی نمودم که مورد حمایت و استقبال مردم هنرمند پرور بروجرد قرار گرفت.

هیچگاه مطالعه را از یاد نبردم. قلم توانایی داشتم و برای مجله سپید و سیاه داستان می نوشتم و آنها خواهان همکاری بیشتر با من بودند اما شغل اجدادی، یعنی برق مرا بسوی خود می کشید، مثل نسیمی که در صبحگاهان بهاری جوانه های سر سبز را نوازش می کند.

دوره دبیرستان را به اتمام رساندم. پدرم می خواست من رشته برق را  به شکل علمی فرا گیرم. به همین دلیل مرا تشویق می کرد که به آلمان بروم. اما شاید به دلیل عدم پیگیری خودم این مسئله در حد حرف پایان یافت.

بعد از آن به دلیلی مهارتی که از پدرم کسب کرده بودم در کارخانه های متعدد مثل کارخانه ی کبریت، کارخانه یخ و برق اشترینان که بنیانگذار آن پدرم بود مشغول به کار شدم.

سپس در شرکت فرانسوی آنتر پرز استخدام شده و تا تشکیل خانواده در آنجا کسب تجربه نمودم.

در سال 1347 به استخدام اداره برق بروجرد در آمدم و در آن زمان برق بروجرد با سیستم موتوری اداره می شد. اما  بخش اعظم کارم  در شکل گرفتن پست برق 63000 کیلو وات بود که توانستم با جدیت و کار بی وقفه پروژه را به اتمام رسانده و برق بروجرد به شبکه سراسری متصل و بنده مسوولیت پست برق را تا بازنشستگی به عهده داشتم.

در این فاصله پست های برق زیادی در استان لرستان و همدان نصب نمودم که آخرین کارم بعد از بازنشستگی نصب تابلو های برق فشار قوی دوب آهن ملایر است.

امروز علیرغم ناتوانی جسمانی ناشی از کار شبانه روزی خود را فردی توانمند و سپاسگزار خداوند می دانم.

4 فرزند دارم. فرزند بزرگم مدیر عامل فضای سبز بروجرد، پسر دیگرم معاون عمرانی دانشگاه آیت الله بروجردی و استاد دانشگاه، دخترم دبیر دبیرستان و دختر کوچکم مسوول موزه شهرداری بروجرد است.

شباهنگام که از بلندای شهرم بر دره ی کهنسال سرزمینم می نگرم چراغ هایی پیش روی من است که خیابانها و خانه های شهرم را نورانی کرده و اکنون چشمان کم سوی مرا نیز پر فروغ می کند.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: به مناسبت سالگرد مردی بزرگ، مرحوم منوچهر برق دهنده*، برق دهنده، زندگی نامه، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی


"غزل بانوهای دامنه چغا"

 اثر خانم معصومه افراشی منتشر شد




پنجمین کتاب " معصومه افراشی " نویسنده و شاعره بروجردی با عنوان : ( غزل بانو های دامنه چُغا ) در مرکز اسناد و شناسایی مفاخر بروجرد رو نمایی شد .

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بروجرد،صبح روز شنبه ٢٢ اسفند ماه ١٣٩٣ از کتاب (غزل بانو های دامنه چُغا  ) در محل مرکز اسناد و شناسایی مفاخر بروجردبا حضور جمعی از نویسندگان بروجردی رونمایی شد .

کتاب (غزل بانو های دامنه چُغا  ) که به تازگی منتشر شده است پنجمین کتاب از مجموعه کتاب های منتشر شده " معصومه افراشی "  است که توسط انتشارات شاپورخواست خرم آباد  به چاپ رسیده و امروز به بازار کتاب آمده است . این کتاب ثمره ماهها تحقیق و پژوهشی این نویسنده جوان است که در راستای معرفی ( زنان صاحب نام بروجرد ) که در حوزه کتاب ، فرهنگ و هنر فعال هستند ، به انجام رسانده  و در قالب این کتاب گردآوری ، تدوین و به چاپ رسانده است.  

" معصومه افراشی "  از زنان نویسنده و شاعره جوان و فعال بروجردی است که توانسته است با قریحه  لطیف وشیوای خود اشعار زیبایی را بسراید و پیش از این مجموعه اشعار سروده شده خود را در چهار مجموعه (قاصدک های بی ادعا- سال ١٣٨٢ ) ، (شب نشینی کفتارها- سال ١٣٨٧)  ، (چون کبوتر ساده چون مار هوشیار – سال ١٣٨٩) ، (زنی از جنس تاریکی- سال ١٣٩٣ ) به چاپ رسانده است و اینک با کتاب (غزل بانو های دامنه چُغا- نمایه ای از کتب منتشر شده و شرحی کوتاه از زندگی زنان نویسنده و شاعر بروجردی ) کتاب جدید اوست که از وی به چاپ رسیده و به خوانندگان علاقمند به فرهنگ مکتوب بروجرد  ارائه نموده است  .










پرچم بروجرد همیشه بالاست


آشنایی با سرکار خانم معصومه افراشی

 

نویسنده،شاعر و پژوهشگر توانای بروجردی


 

سرکار خانم معصومه افراشی 

   متولد 1349

مدرک تحصیلی: کارشناس ادبیات فارسی

از دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد

حیطة فعالیت هنری (شعر- داستان- رمان- مقالات ادبی و پژوهش‌های روان شناسانه و مذهبی و نقد ادبی).

آثار

مجموعه شعر دفاع مقدس (قاصدک‌های بی‌ادعا)

زمان نشر: 82- عروج نور تهران

با حمایت بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس

رمان شب‌نشینی کفتارها (در حیطه نوجوان)

سال نشر 87 انتشارات پالیزان تهران.

با حمایت بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس.

مجموعه شعر چون کبوتر ساده و چون مار هوشیار زمان نشر 89 تهران- نشر پالیزان تهران

زنی از جنس تاریکی نشر (انتشارات شاپورخواست- خرم آباد مجموعه شعر سپید).

غزل بانوهای دامنة چغا (در ارتباط با زنان نویسنده و شاعر بروجردی انتشارات شاپورخواست زمان نشر- 94- خرم‌آباد.

مقالات مختلف در زمینه‌های ادبی- نقد روان شناسانه و مذهبی- در روزنامه‌های کثیرالانتشار.

(کیهان- مردم سالاری- ستارة صبح- ابرار- آفتاب ....)

و در روزنامه‌های خارجی (الوفاق- آلیک روزنامه ارامنه).

ترجمه اشعار معصومه افراشی- (به زبان‌های ارمنی- عربی- و ترکی)(در سفارت ترکیه)

اساتید بزرگ نقد ادبی ایران چون استاد عبدالعلی دستغیب- شمسی لنگرودی- علی باباچاهی- کامیار عابدی- پروفسور فراقی (پاکستان)

پروفسور و ارائه کورکچیان (شاعر و نویسندة ارمنی در رابطه با اشعار افراشی نظر داده‌اند.

در کتاب شناخت شاعران معاصر ایران توسط مرحوم مشفق کاشانی نام ایشان ثبت شده است.

در کتاب شعر معاصر ایران نوشته کامیار عابدی نام این شاعر نیز ثبت شده است.

و در کتاب شناخت نویسندگان لرستان نوشته ساسان والی زاده نیز نام ایشان ثبت شده است.

هم اکنون بزرگ‌ترین دغدغه‌ این شاعر و نویسنده خواندن و نوشتن می‌باشد و کتاب‌های دیگری نیز آماده برای چاپ دارند.

مقالات ایشان در رابطه با قصّه درمانی برای کودکان در خبرگزاری کتاب ایران موجود می‌باشد (به اینترنت و این سایت رجوع شود).






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غزل بانوهای دامنه چغا اثر خانم معصومه افراشی، معصومه افراشی، نویسندگان زن بروجردی، هنرمندان زن بروجردی، چغا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی



نوروزیه



عید نوروز می رسد از راه

استاد عباس زرین

عید نوروز می رسد از راه

چه كنم؟

خانه ام زعشق تهی است

نه دگر كس به انتظار من است

نه دلم در هوای روی مهی است

.....

زندگانی چه تلخ یا شیرین

می كند كار خود

ولی هر دم

آرزو زار می زند ای كاش

عید های گذشته بر می گشت

مثل روزان كودكی

دل من باز دنبال

سكه ای می گشت

كز عزیزان خود به صد شادی می گرفتیم روز اول عید

و به دور از نگاه تیز پدر

خرج می شد به پای مشتی از كشمش

یا آدامسی یا ترقه ای، چیزی

....

عیدهای گذشته حالی داشت

تا كه مادر سرش به كاری بود

می پریدیم  اطاق مهمانی

و به صد هول، یك دو تا قندی

یك دو تا نقل، یك دو تا شكلات

و چه چوب مفصلی دم عید

نوش جان عزیزمان می شد

بهر آن سرقتی كه شیرین بود!!!

و... سرانجام صوت و لحن قشنگ بابا بود

كه شماتت كنان به ما می گفت:

" نَقل دزدیست، نه نقل شیرینی"

" كودكی تخم مرغی ار دُزدَد

عاقبت دزد صد شتر گردد

...

آه روزگاران رفته دیرین

پر ز شور ترانه و شیرین

كز سحر تا سیاهی دل شب

در دل من هزار نغمه می جوشد

می شود؟ یك نفس یك نفس

دوباره مرا برنشانی به شانه خود

ببری تا زمانه دور

تا همان روزگار زیبایی





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: نوروزیه، عید نوروز می رسد از راه، استاد عباس زرین، عباس زرین، نوروز، شعر نوروز،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی









ننه بی‌گل


آشنایی با خانم فوزیه کریمی


نویسنده بروجردی که بدون اینکه درس بخواند


نویسنده موفقی شد

 

سرکار خانم فوزیه کریمی متولد، فروردین سال هزار وسیصد وسی وهفت، در بروجرد، محله ای به نام گوشه گاپله سابق وبهارستان کنونی به دنیا آمد.

او اگر چه درس نخوانده است، ولی توانست بنویسد و با قلم حرف های خود را به روی کاغذ بیاورد.

خانم فوزیه کریمی، به سایت فرهاد 90 می گوید:

ما در محیطی زندگی می کردیم  که چندان اهمیتی به درس خواندن دختر نمی دادند. به این دلیل درس نخواندم.

ولی توانستم  کتاب بنویسم و تصمیم دارم تا هروقت که زنده هستم بنویسم؟ این نه به این معنی است از خودم تعریف کرده باشم! این ها را گفتم، بلکه خود نیز درسی گرفته باشم و تجربیات گذشته را یاد آور شوم،  انسان در هر مقطع ای از زندگی می تواند رشد کند، یاد بگیرد، و با اراده و تلاش خویش اوج بگیرد؛ حتی اگر سال های پایان عمرآدم باشد، می تواند زمان را به دست آورد!

به هرحال دورانی که باید به مدرسه می رفتم، نرفتم. ده سالم بود که به کلاس اکا بر رفتم،  چه شوق و ماجراهایی داشت، درس خواندن و رفتن به سرکلاس؟ اما این دوران پراز ماجرا طولی نکشید به پایان رسید.

 واقعاً من عاشق کلاس ودرس بودم. شاید برای همین بود که به دختر محصل های دور و اطراف خود غبطه می خوردم.

سیزده سالم بود ازدواج کردم!  به قول معروف، تا بردباری وتحمل، روز های تلخ وشیرین زندگی را بیازمایم و سختی ها را به چا لش بکشم!

با این همه  علا قه بسیاری به مطالعه داشتم.

به هرحال تا به خود آمدم صاحب شش فرزند، چهار پسرو دو دخترشدم و در این حدو فاصل گه گداری، مطالعه هم می کردم، ولی همیشه در جست وجوی واژه های صحیح بودم و دست و پا شکسته و به کندی کتابی را می خواندم.

 سال هفتادو شش بود، تصمیم گرفتم بنویسم. بلاخره با تلاش وکوشش بی وقفه نوشتم. اولین نوشته ام را با عنوان «ندانم کاری من» در سال هفتادو هشت به چاپ رساندم،  داستان کوتاه و رئال ندانم کاری من، تهران در مجله فرزند سالم چاپ شد. نا گفته نماند این، با همت برادرم حمید بود که با تشویق و در کار به چاپ رساندن این داستان، دریچه ای از دنیای نویسندگی را به روی من گشود.

سپس ننه بی گل را که وقعه ای از زندگی و منش، مردم وگوشه هایی از فرهنگ کشورمان هست را نوشتم.  سال  هشتادو دو  بود، رمان ننه بی گل به چاپ رسید. این رمان با موفقیت هایی نیز رو به رو  بوده است. درآن سال ها یعنی از هشتادو سه تا چهار،  مطالب زیادی هم در هفته نامه پیغام به چاپ رساندم.

این اشاره ای بود به زندگی فوزیه کریمی، نویسنده رمان قلب سرخ، ننه بی گل، اشک فانوس، تیغ صبح، پژواک عشق و سفرنامه ای،  از ورامین تا بروجرد.

خانم فوزیه کریمی در خاتمه می گوید:

بیاییم «گذشته ی مان را دفن نکنیم» از گذشته ای که گذشته درس بگیریم؟

تصمیم بگیریم و روی تصمیم خود بمانیم.

ودر آخر :

تاکید دارد: همیشه می گویم، حرف های مردم حرف های من است و کتاب های من حرف های این مردم و...



ننه بی‌گل


ننه بی‌گل

نویسنده : کریمی - فوزیه
محل نشر : تهران
تاریخ نشر : ۱۳۸۲/۰۴/۰۳
رده دیویی : ۸fa۳.۶۲
قطع : رقعی
جلد : شومیز
تعداد صفحه : ۱۲۸
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PIR۸۱۸۴/ر۹۶۴۳ن۹
نوبت چاپ : ۱
تیراژ : ۳۳۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۹۳۲-۰۹-X

راوی داستان پیرزنی است به نام 'بی گل 'که داستان زندگی خویش را برای نوه‌هایش تعریف می‌کند .او در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و در 12سالگی ازدواج می‌کند ;اما از بد حادثه فرزند اولش را در هنگام زایمان از دست می‌دهد و این حادثه عاملی می‌شود تا او به شغل مامایی روی آورد .تا این که شبی دو مرد با لباس مبدل زنانه او را برای کمک به زنی به همراه خود می‌برند ;اما ....





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: آشنایی با خانم فوزیه کریمی نویسنده بروجردی که بدون اینکه درس بخواند نویسنده موفقی شد، فوزیه کریمی، خانم فوزیه کریمی، خانم کریمی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی





سومین سالگرد زنده یاد استاد مسعود مهدیخانی


مراسم سومین سالگرد چهره درخشان هنر بروجرد، زنده یاد استاد مسعود مهدیخانی استاد انجمن خوش نویسان ایران و پیشکسوت تتاتر و موسیقی در شهرستان بروجرد در تاریخ 17 اسفند برگزار می گردد.



مراسم رونمایی از کتاب «یادگار مهر»

گزیده ای از اشعار استاد مسعود مهدیخانی به قلم هنرمندان و استادان انجمن خوشنویسان ایران

به مناسبت سومین یادواره ی استاد خوشنویس و هنرآموخته ی تئاتر، ادبیات و موسیقی

جمعه، ۲۱ اسفند ۱۳۹۴ - ساعت ۱۵:۰۰ تا ۱۸:۰۰

تهران، خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، رو به روی باشگاه پیام (مخابرات)، پارک اندیشه، سالن فرهنگسرای اندیشه





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: سومین سالگرد زنده یاد استاد مسعود مهدیخانی، استاد مسعود مهدیخانی، سالگرد، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی





کتاب پارسی برگزار می کند

جلسه نقد و بررسی

کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی

کتاب پارسی برگزار می کند

جلسه نقد و بررسی کتاب چشمهایش

اثر بزرگ علوی



طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: کتاب پارسی برگزار می کند، جلسه نقد و بررسی کتاب چشمهایش اثر بزرگ علوی، کتاب پارسی، کتاب چشمهایش، بزرگ علوی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1394 توسط فرهاد داودوندی



سپاس از استاد مسعود گودرزی

آموزش رایگان زبان اسپرانتو در بروجرد

 
با سلام خدمت اقای داودوندی

دوست و برادر عزیزم بنده بعنوان یک همشهری در خدمت همه جوانان هستم.

هدف اصلی بنده جهت آموزش و گسترش این زبان ساده که خواندن و نوشتن کامل این زبان فقط در 72 ساعت امکان پذیر می باشد این است که با بیش از 90 کشور دنیا به سادگی ارتباط برقرار کنند.

و هر سال بتوانند در 2 کنگره جهانی حضور پیدا کنند و بتوانند با مردم دیگر کشورها به تبادل اطلاعات بپردازند.

به امید موفقیت جوانان ایران زمین.

زنده باد ایران.متشکرم

VIVU IRANO.DANKON



برای اولین بار در لرستان

آموزش زبان بین المللی اسپرانتو در بروجرد

بصورت رایگان

 توسط استاد مسعود گودرزی


با سلام خدمت دوست و برادر عزیزم جناب اقای داودوندی

با عنایت خداوند متعال و مساعدت جناب عالی و دوست عزیزم جناب آقای استاد سعید معظمی از اساتید زبان انگلیسی یک کلاس از کالج زبان شکوه را جهت تدریس زبان بین المللی اسپرانتو در اختیار بنده قرار دادند.

از طرفی از جنابعالی خواهش میکنم که از طریق وبلاگ خودتان این خبر فرهنگی را در بین خواهران و برادران عزیز بروجردی اطلاع رسانی کنید. باشد بنده حقیر قدم کوچکی و خدمت ناچیزی توسط شما به این شهر با فرهنگ انجام بدهیم.
                                                                                                                                                  دوستان و علاقمندان عزیز جهت ثبت نام و شرکت در این کلاس ها میتوانند از روز شنبه به کالج زبان شکوه واقع در میدان شهدا-خیابان ایت اله کاشانی-نرسیده به بانک پارسیان اقای سعید معظمی مراجعه فرمایند.

با تشکر

مسعود گودرزی




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: آموزش رایگان زبان اسپرانتو در بروجرد، اسپرانتو، مسعود گودرزی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic