وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh








اعضای تیم و گروه پژوهشی تدوین

فرهنگ عامه بروجرد مشخص شدند



اعضای تیم و گروه پژوهشی تدوین فرهنگ عامه بروجرد

با استعانت از خداوند متعال وبا رایزنی های صورت گرفته افراد گروه پژوهشی جهت تدوین فرهنگ عامه بروجرد جهت اطلاع مردم عزیز و شریف بروجرد معرفی می شوند، گرچه ممكن است افرادی در این زمینه صاحب نظر باشند یا علاقه مند به همكاری باشند كه در صورت تمایل می توانند به جمع خادمان فرهنگ بروجرد ملحق شوند .

تدوین فرهنگ بروجرد كاری است مهم، پیچیده و زمانبر و مانند هر پژوهش علمی دیگر متكی است بر تلاشهای پژوهشگران صادق و خستگی ناپذیر كه به لطف خداوند در تمام مراحل ما را یاری خواهند داد.

 مشخصات اعضای پژوهشی به شرح ذیل می باشند.

1- استاد احمد اسفندیاری
2- استاد احمد حجتی
3- استاد غلامرضا عزیزی(مدیر اسناد ملی ایران)
4- استاد عطاء اله باجلان
5- استاد نادر نبوی طباطبایی
6- استاد مجتبی مقدسی
7- استاد محمد گودرزی
8- استاد مرتضی ذاكر
9- استاد رحمت اله شعبانی
10- دكتر محمد ابوالفتحی
11- دكتر محمد رضا روزبهانی
12- دكتر فیروزآزادی
13- دكتر رضا بهنودفر
14- دكتر محمدجعفر مهدیان
15- دكتر حسین پیریایی
16- دكتر حجت اله منیری
17- استاد شیخ حسین گودرزی
18- استاد منوچهر فاتحی فر
19- دكتر رضا آزادپور
20- دكتر محمد روزبهانی
21- خانم زهره دلفانی
22- خانم فاطمه عمادی پور
23- خانم ساكی
24- خانم افراشی
25- آقای فرهاد داودوندی
26- آقای رضا احمدی
27- آقای حسین مولانا
28- آقای اكبر مرادی 

و افرادی كه در آینده به این جمع اضافه خواهند شد.

امیدواریم خداوند بزرگ نتیجه همه خدمات فرهنگی و اجتماعی دلسوزان این عرصه را مرحمت فرماید.

                                         با احترام- فرشاد علی یاری

                                        15تیر1395 شمسی برابر با 29 رمضان 1437 قمری




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: اعضای تیم و گروه پژوهشی تدوین فرهنگ عامه بروجرد مشخص شدند، فرشاد علی یاری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی


زنده یاد شادروان محمد گودرزی

ستون نویس و طنز نویس مطبوعات بروجرد

در روستای "توده زن" به خاک سپرده شد
















طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: محمد گودرزی ستون نویس و طنز نویس مطبوعات بروجرد، روستای توده زن، محمد گودرزی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی


آقای محمد گودرزی ستون نویس و طنز نویس

 مطبوعات بروجرد درگذشت


آقای محمد گودرزی ستون نویس و طنز نویس  مطبوعات بروجرد درگذشت

سایت روزهای بروجرد و سایت شخصی فرهاد 90 این ضایعه را به خانواده محترم این عزیز و جامعه مطبوعاتی بروجرد تسلیت می گویند.

خداوند قرین رحمتش کند...





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: آقای محمد گودرزی ستون نویس و طنز نویس مطبوعات بروجرد درگذشت، محمد گودرزی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی





درخواست تجلیل از استاد لوریس چكناواریان

( هدیه موسیقی بروجرد به جهان )



به نام خدا

جناب آقای ترابی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد

موضوع: تجلیل از بزرگان

با سلام

به استحضار می رساند چند سالی است كه در جای جای كشور عزیزمان ایران، تجلیل از فرهیختگان صورت می گیرد و چه رسم زیبا و پسنده ای.

تجلیل و قدردانی از زحمات بزرگان و نوابغ كشور باعث می شود تا هم انگیزه آنها دوچندان شود و هم به سایر مردم معرفی شوند تا شاید سرمشق و الگوی دیگران گردند.بروجرد از معدود شهرهائی است كه دارای بیشترین شخصیت های علمی، فرهنگی،مذهبی، و هنری نسبت به جمعیتش می باشد تا جائی كه به درستی لقب زادگاه فرزانگان به آن تعلق گرفته است ولی متاسفانه تاكنون مردم خوب بروجرد كمتر شاهد برگزاری این گونه مراسم بوده اند و به همین صورت فرزانگان بروجردی نیز در شهر خود كمتر مورد تجلیل واقع شده اند. چرا اینگونه است؟

این خود جای سوال دارد كه متولی این امر چه كسی یا چه سازمانی می باشد؟ اگرمشكل هزینه آن است، می توان تمام كارخانجات بروجرد را موظف به تامین بخشی از بودجه و هدایای اهدائی به شخصیتهای نخبه بروجردی نمود.

جناب آقای ترابی آیا می شود در سازمان تحت ریاست جنابعالی كمیته ای برای رسیدگی به این موضوع تشكیل گردد؟

در همین راستا به اطلاع می رساند یكی از شخصیتهائی كه محل تولد ایشان بروجرد می باشد و علاوه بر ایران در سطح جهان نیز به واسطه هنرش شناخته شده است استاد لوریس چكناواریان می باشد كه یكی از دوستان عنوان _ هدیه بروجرد به جهان موسیقی _ را در رابطه با ایشان بكار برده است.

این استاد بزرگوار چند سال گذشته یكی از معتبرترین جایزه های آهنگسازی را در دنیا كسب نموده و در بین هنرمندان موسیقی به عنوان ستاره ای بی نظیر از او یاد می كنند. ولی متاسفانه در بروجرد خیلی ها حتی اسم او را نشنیده اند.

جا دارد كه مراسم با شكوهی در تجلیل از ایشان بر پا گردد و علاوه بر آن خیابان و یا مركز فرهنگی نیز به نام وی ثبت گردد.لذا خواهشمند است در این زمینه اقدامات لازم را مبذول فرمائید.امید است با درایت خود تدبیری اتخاذ نمائید تا به این موضوع رسیدگی شود.



با تشكر _ سعید روزبهانی





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: درخواست تجلیل از استاد لوریس چكناواریان ( هدیه موسیقی بروجرد به جهان )، ترابی، سعید روزبهانی، لوریس چکناورایان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی



لوریس چکناواریان افتخار موسیقی بروجرد در دنیا

مورد عمل جراحی قلب قرار گرفت


آهنگساز لرستانی و رهبر ارکستر با سابقه، مورد عمل جراحی قلب قرار گرفت.
هنرمند لرستانی زیر تیغ جراحی قرار گرفتبه گزارش پایگاه خبری یافته، "لوریس چکناواریان" که از چند روز گذشته به علت احساس درد در قفسه سینه به بیمارستان دی مراجعه کرده بود، پس از بستری شدن و مشخص شدن گرفتگی در چند رگ قلب، روز گذشته مورد عمل قلب قرار گرفت.
چکناواریان به دلیل فشار در قفسه سینه در بیمارستان بستری شد، پس از تشخیص گرفتی رگ‌ها، عمل آنژیو را انجام داد.
قابل ذکر است با اینکه عمل سختی بود اما حال عمومی ایشان مساعد است.
"لوریس چکناواریان" از آهنگ‌سازان معاصر ایران زاده‌ی ۱۳۱۶ هجری خورشیدی (۱۹۳۷ میلادی) در بروجرد لرستان است. وی تحصیلات موسیقی خود را از سال۱۳۳۲ در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد.
مدتی بعد به وین عزیمت نموده و تا سال ۱۳۴۰ در فرهنگستان موسیقی این شهر به تحصیل آهنگ‌سازی و رهبری ارکستر اشتغال داشت. سپس به ایران بازگشت و ضمن تدریس در هنرستان عالی موسیقی و ترتیب دادن نمایشگاهی از سازهای ملی در انستیتو گوته تهران، تصدی صدا خانه ملی هنرهای زیبای کشور را عهده‌دار شد.
چکناواریان در اواخر سال ۱۳۴۲ رهسپار اتریش شد و در سالزبورگ کار آهنگ‌سازی را ادامه داد. دو سال بعد به آمریکا رفت و چندین سال در دانشگاه میشیگان به ادامه تحصیل در رشته‌های آهنگ‌سازی و رهبری ارکستر پرداخت.
وی در سال ۱۳۴۹ به ایران بازگشت و علاوه بر کنسرت‌هایی با ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر مجلسی و تلویزیونی ملی ایران و ... (به‌عنوان رهبر میهمان)، آثار متعددی آفرید که اکثر آن‌ها در تالار رودکی اجرا گشت.
چکناواریان در سال ۱۳۵۱ به رهبری ارکستر اپرای تهران منصوب گردید. چکناواریان پس از انقلاب در ارمنستان اقامت گزید و در ایروان به فعالیت‌های هنری خود ادامه‌ داد.
او طی سال‌ها عمر هنری خود و با آشنایی با فرهنگ غنی ایران زمین با علاقه‌مندی بسیار آثار متعددی را به مردم عزیز ایران اهدا نمود و همواره در خدمت و در جهت اعتلای فرهنگ موسیقی کلاسیک و اپرایی ایران تلاش فراوانی کرده است که از جمله می‌توان سوگواره حضرت علی‌(ع) و (شب قبل از عاشورا‌) جهت برنامه «رسول عشق و امید» در سال 1387 ، نوشتن (سیمرغ) بر اساس داستان عطار‌، (پردیس و پریسا) و چهار اپرای ماندگار "رستم و سهراب"، "سیاوش‌"، "‌رستم و اسفندیار"، داستان "ضحاک" بر اساس اشعار"فردوسی "زندگی حضرت مسیح از تولد تا عروج" و ... نام برد .
این استاد فرهیخته و برجسته ایران و جهان دارای بیش از 75 اثر از جمله 5 اپرا، 5 سمفونی‌، 5 کنسرتو و تعداد زیادی آثار مجلسی آهنگ متن فیلم سینمایی و آثار پیانو می‌باشد‌.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: لوریس چکناواریان افتخار موسیقی بروجرد در دنیا مورد عمل جراحی قلب قرار گرفت، لوریس چکناواریان، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی


ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی

( قسمت اول )



یادداشت سید احمد خوشبین استاد زبان و ادبیات فارسی:


مختصر شرح حالی از


استاد علی حسین عزیزی بروجردی


شب چله و نخستین روز از زمستان سال 1336 خورشیدی، خانواده مرحوم حشمت اله عزیزی صاحب فرزند پسری شدند، كه با واسطه جو مذهبی حاكم بر خانواده و علاقه وافری كه به خاندان و اهل بیت عصمت و طهارت داشتند، نامش را ( علی حسین) گذاشتند.این طفل كه در یكی از خانه های كوچه و محله ( حمام خشتی) چشم به دنیا گشود، به واسطه آنكه در خانواده ای متوسط و در یكی از محلات مستضعف نشین بروجرد" به عرصه حیات قدم گذاشته بود

بعد ها و در هر حال پیوسته، فكر و ذكرش در همه وقت به یاد و وضع طبقات فرو دست جامعه بود و هست.پس از گذراندن دوران كودكی در خیابان و محله جعفری، گذر حاج ظهرابی، خیابان 12 متری( خیام) و .... به دبستان جمال در خیابان سوزنی( سعدی) قدم گذاشت. آنگاه دوران دبیرستان را در رشته انسانی( ادبی) به دبیرستان محمد رضا شاه رفته ، موفق به گرفتن دیپلم ادبی گردید.

وی در نوجوانی در رابطه با وضعیت اقتصادی خانواده اجبارا چندی را در کارگاه های خشت مالی، آجر فشاری های بروجرد به کار پرداخت. علی حسین  پس از گذراندن دوران سربازی و به سال 1359 به استخدام آموزش و پرورش در آمد و دوران خدمات خویش را در روستا و شهر پی گرفت و در دایره حسابداری و امور مالی اداره و نیز مقاطع راهنمائی و ابتدائی به انجام امور وظایف محوله پرداخت.


و همزمان با كار، موفق به گذراندن دوران تخصیل در دانشگاه آزاد واحد بروجرد و اخذ مدرك كارشناسی زبان و ادبیات فارسی گردید. با آغاز هجوم دشمن بعثی به خاك میهن عزیز ایران، بنا به وظیفه انسانی – مذهبی به جبهه ها شتافت و چند ماهی را در جبهه ها گذراند. در دبیرستان به واسطه علاقه و ذوق شعری كه در خود احساس می كرد، با تشویق بجا و به موقع یكی از ادیبان و دبیران دبیرستان، شادروان مرحوم منوچهر محمدی دره گرگی، به كار شعر و شاعری بطور جدی، اهتمام ورزید. كه تا امروز این موضوع ادامه دارد.


ایشان همزمان در چندین انجمن و محفل ادبی از جمله:‌انجمن ادبی اوستا- كانون بازنشستگان آموزش و پرورش بروجرد و اشترینان- انجمن ادبی سخنواران و كانون كتابداران شهرستان بروجردو .... بطور جدی همكاری و وظیفه اداره و نقد و بررسی آثار ارائه شده را به كمك دیگر استادان حاضر در جلسه، پیگیری می نماید. همچنین در نشریات محلی همچون هفته نامه فرهنگ بروجرد، قسمت و ستون:( فرهنگی، هنری، ادبی) را مدیریت می كنند. و به مناسبت با دیگر نشریات كشوری هم، همكاری صمیمانه از خود نشان می دهند. تاكنون نامبرده موفق شده اند


چندین جلد كتاب: شعر، مقاله و تالیف را به جامعه ادبی، فرهنگی، مذهبی ارائه دهند از جمله:‌ 1 ‌- ( زیر سایه تنهائی) گزیده شعرهای 1365-1380 ،انتشارات حروفیه به سال 1382، در بردارنده 29 قطعه شعر كلاسیك به همراه 5 قطعه شعر آزاد – 2 ( محراب عشق) برگزیده اشعار و مقالات جشنواره شعر و مقاله" نماز،مسجد، كتاب" به اهتمام علی حسین عزیزی انتشارات حروفیه به سال 1388 و همراه 8 تصویر رنگی آخر كتاب. 3 – (تبسم در خون) شامل زندگی نامه یكصد نفر از شهدای شهرستان بروجرد كه در جنگ تحمیلی با تقدیم جان و خون شان به پیشگاه ملت و آئین و كشورشان كه در طبق اخلاص نهادند، همراه مختصر شرح حال هر یك و قطعه شعری كه شاعر كه به یاد و بخاطر آنها سروده است، انتشارات اردیبهشت جانان خرم آباد زمستان سال 1390 – مدتی است همین بخش های كتاب (تبسم در خون) به شكل پاورقی در صفحه 3 هفته نامه فرهنگ بروجرد در حال نگارش و چاپ است. 4 – ( بیداری اسلامی)‌مجموعه مقالات همایش بیداری اسلامی به اهتمام علی حسین عزیزی، نشر پرستوی سفید تابستان 1391 - كتاب با تصویر و بیانات مقام رهبری در نخستین اجلاس بیداری اسلامی زینت یافته است و در بردارنده بخش هائی از خطبه های نماز جمعه حضرت آیت اله حاج شیخ حسن ترابی امام جمعه بروجرد در همین رابطه به همراه پیشگفتار مختصر گرد آورنده و 8 مقاله و 12 قطعه شعر،‌كه مقاله صفحه 48 توسط صبیه استاد عزیزی خانم زینب عزیزی، دكترای زبان انگلیسی و مدرس دانشگاه آزاد نگاشته شده است، می باشد. 5 – ( انوار معرفت) زندگی نامه و 11 گفتار از فاضل ارجمند و خطبی توانا، زنده یاد حجت الاسلام محمد حسین ( لشنی) حسین دوست" 1/6/1342 – 26/5/1382 " به همراه 14 عكس سیاه و سفید و مقدمه گرد آوری كننده – انتشارات حروفیه زمستان 1391.

علی حسین عزیزی در كنار تالیف و قلم زنی و شعر و شاعری، با آنكه سال 1387 به افتخار بازنشستگی نائل آمده است، در سال 1359 به همراه تنی چند از همفكران و دوستان در گذشته و در قید حیات، اقدام به تشكیل( هیات 14 معصوم) نمود. كه در سال 1363 بطور عملی تاكنون یكشنبه شب ها ( شب دوشنبه) به شكل گردشی، جلسات قرائت قرآن مجید، دعای توسل و ذكر مصیبت حضرت خامس آل عبا(ع)، بطور جدی دائر و برقرار است. نیز به شكل غیر مستقیم در دیگر فعالیت های اجتماعی- فرهنگی- مذهبی همچون ستاد برگزاری نماز جمعه، روضه و شركت در هیات های مذهبی در حال فعالیت به سر می برد.


خوشبختانه خانواده ارجمند ایشان خاصه خانم مقدسی، همسر بزرگوارشان همیشه همچون دست راست و كمك كننده در این حركت های اجتماعی همراه و همگام با وی، یاری رسان شان بوده و هستند.علی حسین عزیز در زمینه شعر و شاعری، شاعری ارزشی و آئینی بیشتر به حساب باید آورد. كه در عین حال كه، در قالب كلاسیك شعر می سراید،‌نیز در زمینه آزاد و سپید هم دست به طبع آزمائی زده است. نمونه ای از سروده های استاد عزیزی را مرور می كنیم:

                                          اگر چه خانه ام ابری است      

  من از پرواز سرشارم اگر چه خانه ام ابری است     واز دیوار بیـــــــــــزارم اگر چه خانه ام ابری است

  بیــــــــادر خلوتم بنشــین توای زیبــــــای رویایی    دلی آئینه گون دارم اگر چه خــــانه ام ابری است

  کنـــــار چشم های توفضای سینه ام آبی است     ویک قطره نمی بارم اگر چه خــانه ام ابری است

  امیــــــد پرگشودن رابه سمت روشـــــــنایی ها     ببین در چشم بیــدارم اگر چه خانه ام ابری است

  بهــــــــــاری می شود باتو تمام لحظه های من     به دل شوق تورادارم اگر چـــه خانه ام ابری است 

 

فصلی غزل

یک باغ گل، فصلی غــــزل ،شاداب باتو            یک کهکشان آئیــــــــنه ومهتــــــاب باتو

دشتــــــی بلا،دریایــــــی از اندوه بامن            دنیـــــــــایی از خوبی ،دلی بی تاب باتو

پر می کشد در آسمان چشـــــم هایم            دنیــــــــــایی از احساس خوب وناب باتو

بردی مــــرا تا اوج عشق و می پرستی            آن شب که بودم یک نفس در خواب باتو

گلواژه های شعر با احساس من هست          چون چشـــــــم تو رویایـــــی ونایاب باتو

 






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: یادداشت سید احمد خوشبین استاد زبان و ادبیات فارسی: مختصر شرح حالی از استاد علی حسین عزیزی بروجردی، علی حسین عزیزی، سید احمد خوشبین، احمد خوشبین، سید احمد خوشبین بروجردی، خوشبین، ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی





سخنی در رابطه با

استاد علی حسین عزیزی بروجردی

 نویسنده و شاعر بروجردی


ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی

( قسمت دوم)

فرهاد داودوندی - بروجرد:

نوشتن در وصف نویسنده و شاعر گرانقدر معاصر بروجردی، استاد علی حسین عزیزی بروجردی به واقع در حد من نیست.

وقتی قرار باشد مطلبی در رابطه با شعرا و نویسندگان بروجردی که میراث دار بزرگان تاریخ سراسر علمی و فرهنگی این شهر هستند به رشته تحریر در آید، نویسنده باید بتواند از عهده این کار بر بیاید، وگرنه در محضر این اساتید و مردم فرزانه بروجرد، حکایت همان زیره بردن به کرمان در اذهان تداعی خواهد کرد.

  سالهاست افتخار دوستی با استاد علی حسین عزیزی را دارم. انسان بسیار دوست داشتنی و شوخ طبعی که در هر مجلس و محفل ادبی شمع وجودش روشنی بخش شعرا و نویسندگان پیر و جوان می گردد.

از نکات بارز این چهره کاملا فرهنگی شهرمان اینکه در برگزاری انجمن های شعر، با تسلطی که بر سبک های مختلف شعر پارسی دارد  به بهترین نحو ممکن جلسات را مدیریت می کند.

بارها افتخار این را داشته ام که در این همایش ها شاهد باشم که استاد علی حسین عزیزی معایب و محسنات اشعار دیگران را
با ظرافت خاصی که فقط مختص خود ایشان است، به سراینده اشعار  یاد آوری می کند.

به هر حال، مدتها بود دنبال بهانه ای می گشتم تا ویژه نامه ای هر چند اندک در چهار قسمت، در وصف استاد علی حسین عزیزی بروجردی روی سایت ثبت کنم، خوشبختانه شهر زیبای شان در رابطه با وصف بروجرد بنام "
" تو را ای شهر خوبم  دوست دارم"" شوق مرا برای عرض ادب به محضر این استاد فرهیخته صد چندان نمود.

صمیمانه برای تمامی جامعه ادبی بروجرد و بخصوص استاد علی حسین عزیزی شاعر و نویسنده معاصر بروجردی آرزوی موفقیت روز افزون دارم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد،  نقدهای ورزشی اجتماعی، 
برچسب ها: استاد علی حسین عزیزی بروجردی نویسنده و شاعر بروجردی، علی حسین عزیزی، شاعر، استاد علی حسین عزیزی، ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی







ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی

 (قسمت سوم)


 زندگی نامه استاد علی حسین عزیزی

 

ادیب و شاعر معاصر بروجردی


 فرهاد داودوندی- بروجرد:


استاد علی حسین عزیزی در تاریخ 1/10/1336 در محله خیابان 12 متری بروجرد چشم به جهان گشود.

 

دوره ابتدائی را در مدرسه جمال و سپس مقطع دبیرستان را در دبیرستانهای بحرالعلوم و محمدرضا شاه سابق گذراند.

 

از آنجا که به شعر و شاعری علاقمند بود در دوران مدرسه گاه گاهی به سرودن اشعار گوناگون و بخصوی اشعاری در رابطه با  مسائل اجتماعی روی می آورد:

 رفتم زبس اندر پی یک پاکت سیمان


آمد به خدا بر لب خشکیده من جان


آسان بشود مشکل سیمان اگر افتد

 

پخشش به در از دست بساز و بفروشان

 

در دوران دبیرستان، مرحوم منوچهر محمدی دبیر دبیرستانهای بروجرد مشوق استاد عزیزی برای سرودن اشعار جدی تر گردید. پس به خواندن اشعار حافظ،سعدی، رهی معیری، قیصر امین پور، کاکائی، علیرضا قزوه و محمد علی بهمنی روی آورد.

 

اولین شعر استاد عزیزی در زمان تحصیل در دبیرستان سروده شد، که قسمتی از  آن به شرح زیر بود:

 

فلک از من چه می خواهی تو که بستی دهانم را


مروت کن اجازت ده که بگشایم زبانم را

 

استاد عزیزی از سال 1365 همکاری خودش را با مطبوعات و بخصوص نشریات: اطلاعات، کیهان، مجله شاهد، تربیت و رشد معلم آغاز کرد و از آنجا که فعالیت های جدی ادبی و هنری خود را بعد از انقلاب آغاز نمود ارتباط تنگاتنگی با انجمن ادبی بروجرد داشت و در جلسات آن بطور مستمر شرکت می نمود و در محضر بزرگان آن انجمن بر اندوخته های ادبی خود می افزود.

 

در سال 1382 اولین کتاب خود بنام" زیر سایه تنهائی" که گزیده اشعارش بود را توسط انتشارات حروفیه به چاپ رسانید.

 

حضور مستمر استاد عزیزی در محافل ادبی باعث گردید که ایشان سالها در مسئولیت های ادبی بعنوان داور، مدیر، دبیر یا سایر مسئولیت ها در جشنواره ها، مسابقات، همایش ها و نهاد های هنری و همچنین تاسیس مجامع هنری و عضویت در انجمن های هنری حضوری بسیار پر رنگ داشته باشد.

 

 تا جائیکه هم اکنون در حدود 28 سال است ایشان اجرای جلسات ادبی شهرستان بروجرد را بر عهده دارد.

 

آثار منتشره استاد عزیزی  تحت عنوان تحقیق، مقاله، یادنامه و مقالات در همایش ها، در کتب متعدد از جمله شرح زندگی نامه و اثر، در کتاب تذکره شعرای معاصر دکتر اولیائی، شرح زندگی نامه و اثر در کتاب سخنوران بروجرد مولانا، چاپ چندین اثر در کتاب سوگنامه 2 موسسه نشر آثار امام خمینی، چاپ چندین اثر در کتاب یادمان صامت بروجردی اداره ارشاد اسلامی، چاپ چندین اثر در کتاب یادمان همایش شعر پدر، چاپ چندین اثر در کتاب مفرغ و بلوط کاظم علیپور و چاپ چندین اثر در کتاب در سوگ خورشید، فقط قسمتی از فعالیت های ادبی ایشان است.

 

استاد علی حسین عزیزی در این سالها موفق به کسب عناوین بسیاری در کنگره ها و مسابقات هنری شده است.

 

از کتاب های چاپ شده وی می توان به گزیده اشعار زیر سایه تنهائی، کتاب محراب عشق، کتاب زندگی نامه یکصد نفر از شهدای شهرستان بروجرد و کتاب نقش انقلاب اسلامی در بیداری اسلامی اشاره نمود.

 

از دیگر آثار استاد علی حسین عزیزی که به تازگی چاپ شده و یا در حال ویرایش و زیر چاپ هستند نیز می توان به زندگینامه مشاهیر بروجرد( مرحوم محمد حسین حسین دوست)، زندگینامه مشاهیر بروجرد( آیت اله حاج آقا محسن شریعتمداری)، زندگینامه مشاهیر بروجرد( آیت اله مطهری بروجردی) و مجموعه اشعار: روح آدینه ( مجموعه اشعار در رابطه با آقا امام زمان"عج")، هشتمین بهشت( مجموعه اشعار در رابطه با امام رضا"ع") و کتاب من و ترانه و صحرا( مجموعه اشعار با موضوعات آزاد) اشاره نمود.

 

صحیفه درد

 

به بال شوق پرستو بهارمی رقصد

بیا که در دل تنگم قرار می رقصد

هنور در پس ابر نگاه تبدارم

غرور بی رمق انتظار می رقصد

برای دیدن یک لحظه مهربانی تو

تمام بودن من شعله وار می رقصد

من التهاب کدامین صحیفه دردم

که در من آتش غم بیشمار می رقصد

به پای عشق تو حلاج بی بهانه دل

چه عاشقانه به بالای دار می رقصد

بیا که در عطشت تا سپیده دم هر شب

نگاه منتظرم در گذار می رقصد

 

+++++++++++++++++++++++++++

 

زندانی

 

عمری است اسیر دل و زندانی خویشم

حیرت زده از بی سر و سامانی خویشم

در گستره خواهش و لب تشنگی چشم

من آینه کوچک حیرانی خویشم

امواج دل از بس زده بر صخره غمها

کاشفته کنون از شب طوفانی خویشم

در غربت انبوه صمیمیت دلها

آری نگران خط پایانی خویشم

تا لحظه بیداری و تا رویش پاکی

من همنفس دیده بارانی خویشم

آئینه رخسارم اگر سخت شکسته است

تکرار شب تار زمستانی خویشم

هر چند خزاعی شده ام لیک سحر وار

پر رایحه از شور غزلخوانی خویشم

@@@@@@@

شعر ارائه شده زیر توسط  استاد علی حسین عزیزی در همایش شعر از درد سخن گفتن مربوط به نکو داشت استاد مهرداد اوستا


غزلی برای چشمت


گفتم غـــــزلی برای چشمت           بامطلع آشــــــــــنای چشمت

شـــــــد ولوله ای عجیب برپا           با گفتن ماجــــــــرای چشمت

هرکس که شنید وصف رویت           شد عاشق ومبتلای  چشمت

پروانه ی دفـــــــــتر خیـــــالم           حیران شده در منای  چشمت

ای دیده ی من به زیر پایــــت            ای ساحل من صفای چشمت

ای در نفست بهــــــــار جاری           من می شنوم صدای چشمت

روزی که چوگل طلوع کــردی            شیدای توشد خدای چشمت

ابـــــــری است رواق دیدگانم           هر ثانیـــــــه در هوای چشمت

دریاب مـــــــــرا به یک نگاهی           ای هستی من فدای چشمت





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: استاد علی حسین عزیزی ادیب و شاعر معاصر بروجردی، علی حسین عزیزی، استاد علی حسین عزیزی، ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی





ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی

( قسمت چهارم)



در وصف بروجرد


    تو را ای شهر خوبم دوست دارم

 

شعر از: استاد علی حسین عزیزی بروجردی

 

 تو محبوبی، تو زیبایی  بروجــرد              برای من تو دنیایی  بروجــــــرد

من از تو هرچه را نیكوست  دارم             تو را ای شهر خوبم  دوست دارم

تو  شهر عشق و شعر و شور هستی     تو همچون  ماه  غـرق نور هستی

بروجــــرد  ای  تمام  هستی  من         تمام  هستی  و  سر   مستی    من

تو  شهر مردمی  فرزانه   هستی         تو شهر شمع و گل  ، پروانه  هستی

بروجــــردی   امام    دین   احمد           شد ازخـــاك  تو بر عالم   سر آمد

تو را  شیخ  نجف  زیبنده    باشد          از او رخسار  تو   تابنــده    باشــد

بروجـــرد ای نگین  كشور عشق          همیشه  همصدا   با  رهبــر  عشق

تو در میــــدان  دانش یكه   تازی           چو خورشیدی  همیشه    سرفرازی

تو مهد   پاك   زرینكوب   هستی           به دلها زان  سبب  محبوب  هستی

شهیدی عالم  فرزانه ی   توست           اوستا  مستی از خمخانه ی  توست

تو مهـــد  آیتی  آن  پاك   هستی          از  آنرو  ماه  در  افلاك   هســـتی

تو را   سلطانی آن  مرد خــدایی           عطا  كرده  است   نور و روشنایی

بروجــــردی شهیدی  از  تبارت             كه هست  از خون  پاكش اعتبارت

تو   داری فخر از صاحب زمانی            فقیهی  مهــــربان  و  آسمــــانی

فقیهی  نیك  سیرت  نیك  كردار          فقیهی  عادل  و عامل  به  گفتــــار

تو شهـــر ناطق و بحــرالعلومی           تو  مهد  دانــش  و    بحر   علومی  

فقیهی   همچو  مولانا  تو داری           ادیبی  خوب  چون  رعنا تو  داری

تو  در شعر و هنر فرزانه هستی        سرو  زلف  سخن را   شانه   هستی

سخن سنجی چو مرشد از تبارت        نكو  مردی   چو  حاجب   اعتبارت

تو را درشعر صامت چون نگین است     چومه  تابنده  از او روی  دین  است

تو   شهر صارمی ، شهر حزینی           از  آن  رو   با  گل و  بلبل   قرینی

 ادیبی نیك چون احسان تو داری           كه در شعر و ادب  همچون  بهاری

تو   شهر فارسی  و شهر مرآت             من و  دوری   زتو هیهات ، هیهات

به تو دل  داده ام ای  شهر صادق            بلند    آوازه ای    با   نام   شایق

تو را   من  تا ابد   شاداب خواهم            تو را   بر  تارك   مهتاب    خواهم

تو ای شهر عزیزم  هرچه هستی          عزیزی از تو  دارد  شور و  مستی

"سخن   هرچند گویم نا تمام است"       كه نامت  برزبان  خاص وعام است

همیشه  با  دلی از عشق   سرشار     كنـــــم  این  گفته را هر  بار  تكرار    

من از تو هرچه را  نیكوست دارم          تورا  ای  شهر خوبم   دوست دارم

 






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: در وصف بروجرد تو را ای شهر خوبم دوست دارم شعر از: استاد علی حسین عزیزی بروجردی، علی حسین عزیزی، شعر بروجرد، وصف بروجرد، بروجرد، ویژه نامه استاد علی حسین عزیزی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی






یک تیرماه سالروز تولد

استاد احمد حجتی


شاعر توانمند و طنز پرداز بروجردی


 

شهر پُر دار و دَرختِم وُوری یرد  


                                نو عروس تیره بَختم وُوری یرد


شی و ِشِت شد که چنی بیماری ؟


                               خَلوت و بی کَسی و بی یاری

 

با سپاس از استاد علی حسین عزیزی


یکی از زیبا ترین گویش ها بدون تردید گویش بروجردی است که متاسفانه بر اثر گذشت زمان همچون دیگر گویش ها  وحتی دیگر زبان های متداول در حال دگرگونی وتطوراست واز تهاجم طبیعی وغیر طبیعی واژه های امروزی  و واژه های وارداتی در امان نبوده ودر آینده نیز در امان نخواهد ماند.

گویش امروز بروجردی با گویش سالهای قبل بسیار تفاوت دارد، در گذشته واژه هایی کاربرد داشته است که امروزآن کابرد را ندارند در واقع با توجه به اینکه مردم به دلایل مختلف بیشتر به زبان فارسی روی آورده واز کودکی با فرزندان خود فارسی صحبت می کنند، یا اگر محلی هم صحبت می کنند، از کلماتی استفاده می نمایند که به لحاظ مفهوم سهل الوصول وامروزی تر باشد تا به زعم  خود بتوانند  با محیط اطراف   راحت تر ارتباط برقرار کنند.

لذا بسیاری از کلمات گذشته کاربرد خود ا از دست داده وجای خود را به کلماتی جدید که عموما به فارسی نزدیک هستند داده اند،این تطور تا حدود زیادی طبیعی وانکار نا پذیر است.از طرف دیگر با توجه به اینکه شناسنامه فرهنگی واجتماعی هر قوم بستگی به آثار مکتوب وغیر مکتوب وآداب وسننی است که از نسل های گذشته برای آنان به یادگار مانده است

 ودر واقع هویت امروز ما متا ثر از پیشینه های زبانی ، فرهنگی،اجتماعی ما خواهد بود .لذا باید کوشید تا آداب وسنن پسندیده وفرهنگ وزبان وگویش اصلی خود را که با احکام الهی مغایرت نداشته باشنددر کنار فرهنگ رو به رشدامروز  حفظ کرد وآنان را گرامی داشت.از جمله اقشاری که می توانند در این راستا نقش تعیین کنند ه ای را ایفا کنند شعرا ونویسندگان می باشند که بانوشته ها واشعار خود فرهنگ ، زبان،وگویش گذشته را حفظ می نمایند.

از جمله شعرای توانمند وخوش ذوق که در این مسیر به زیبایی قدم برداشته وبا سرودن اشعار خوب ودلنشین بروجردی در حفظ وحراست از این گویش بسیار تاثیر گذار بوده است استاد احمد حجتی است که با شوروشوقی وصف ناپذیر همچنان به سرودن اشعار محلی بروجردی مشغول است واحساس لطیف خود را در قالب کلاسیک با این گویش بیان می دارد.استاد احمد حجتی بازبان فارسی نیز طبع آزمایی کرده وآثار فاخر وارزشمندی را خلق کرده است اما بیشتر شهرتش در بین مردم به خاطر اشعار محلی است که ازجایگاه ویژه ای برخوردار است.

حجتی دارای احساسی لطیف ومتاثر از مسائل اجتماعی است  که در اکثر اشعارش جاری است وازنقاط برجسته شعر اوبیان دیدگاه های فرهنگی واجتماعی است.

استاد حجتی شاعری است خوش اخلاق ،نیک طبع،مردمدارومهربان ،با آنکه از پیشکسوتان شعر وادبیات می باشد، با تواضع فراوان درجلسات ادبی شرکت کرده وبه تشویق وترغیب شعرای جوان می پردازد


.

استاد  احمد  حجتی  بروجردی  اول تیر ماه   سال  ۱۳۱۵  در   شهر زیبای بروجرد  دیده  بجهان  گشود . پدرش   مرحوم   محمد نام  داشت   و  پدربزرگش   حاج   ملا اسدالله   از   فضلا  وبزرگان  دیار   بروجرد   بوده   که  معروف  به  حجت الاسلام می باشد  و  نزد  مردم   بروجرد   کاملا  نامی   آشناست استاد احمد حجتی  دوران  ابتدایی را در  مدرسه فردوسی  بروجرد  و  دوران   متوسطه  را  در  دبیرستانهای پهلوی  و  محمد  رضا  شاه سابق بروجرد در  سال  ۱۳۳۴  سپری کرد  و  سر انجام  برای   ادامه  تحصیل   راهی  تهران شده و در  دانشگاه   تهران   موفق   به  اخذ  مدرک  لیسانس  درسال  ۱۳۳۸  در  رشته  علوم  طبیعی  شدوی   همچنین   دردانش سرای عالی  دوره ی   تربیت دبیری   را گذراند ودر   پایان به استخدام آموزش  وپرورش  بروجرد در آمد .

استاد حجتی اینگونه خودشان را  معرفی می کند:

در سال 1315 در بروجرد متولد شدم ،تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را در بروجرد گذراندم.تحصیلات عالی رادر دانشگاه تهران ودانشسرای عالی در رشته علوم طبیعی طی کردم .بعد از گذراندن دوران سربازی در مهرماه 1342 با سمت دبیری به استخدام آموزش وپرورش درآمدم .پس 33 سال وچند ماه خدمت در سال 1373 بازنشسته شدم .سپس به تهران نقل مکان کرده وحدود 7 سال در ناحیه 2و7 در مدارس غیر دولتی تدریس کردم واینک هیچ....

یکی از سرگرمی هایم در کنار شعر حکاکی روی پوسته ی تخم مرغ رنگ شده است که بیشتر در ایام نوروز به این کار می پردازم وآنها را به فامیل وبستگان هدیه می کنم.کتابی از اشعارم به نام گلدشت  توسط آقای شیرین بیان به چاپ رسیده استکه منافع آنرا به صندوق ایتام  بروجردتقدیم داشته ام.

کتاب شعر گلدشت :

                          

این کتاب در سه فصل تدوین شده است .مولف در فصل اول به زندگی وشعر احمد حجتی اشاراتی داشته است  ودر فصل دوم اشعار فارسی ایشان را که شامل 16 غزل ویک قطعه و18 رباعی ودوبیتی می باشد بیان داشته ودر فصل سوم به اشعار گویشی  که شامل چندین غزل وقطعه ومثنوی ونوسروده های آقای احمد حجتی  می باشد پرداخته است .

مولف در مقدمه کتاب اینگونه می نویسد: دیری است که توفیق آنرا داشته ام که در مسیر پژوهش هایی نظام مند به جمع آوری وثبت آثار ادبی گویش های مختلف از قبیل خوزی ،بختیاری، و... بپردازیم اکنون در این مجال نگاهی مختصر خواهیم داشت به ادوار زندگی وشعر استاد احمد حجتی که یکی از شعرای بلند آوازه ادبیات گویشی خطه ی لرستان است وتلاش خواهیم کرد تا در این دفتر گذشته از جنبه های فکری ، هنری آثار ایشان ، معانی بسیاری از لغات واصطلاحاتی را که این شاعر در اشعار خویش ثبت کرده است به دست آیند گان بسپاریم

 

نمونه ای از اشعار بروجردی استاد احمد حجتی:

پاکِ نازُک شد و چُمِس ،چُمِس          کاسه ی صبری کِ تُمِس تُمِس

ترجمه پا وقتی نازک وضعیف شد به درد آمد دیگر آمده

چِشِتِه وا کُ سر یخ نَرَه پات             پا سر یخ اَیَ سُرِ س ،سُرِس

چشمت را باز کن که روی یخ پاهایت نرود چون پا اگر روی یخ لیز خورد  دیگر لیز خورده است

خواسگارانِ اَ سر وا نکُنیت               اَیه مُن دخدَرُ تُرشِس ، تُرشِس

خواستگارانت را رد مکن چراکه اگر دختر ماند وشوهر نکرد ترش می شود

عیو نرَه اَیَه بای تو گِیَه پوس           دوراَجو دل اَیَه بُرِس ، بُرِس

اشکالی ندارد اگر شکم توپاره بشود خدای ناکرده اگر شکمی پاره شد دیگر پاره شده است

خدا قسمت نکنَه بور بَشی        دَماغِ هرکسی سُخدِس ،سُخدِس

خدا وند نکند کاری که تو مکدر بشوی چرا که دماغ هرکسی که سوخت  دیگر سوخته  است

هیچ کجا خامِنِه وِش را نِمِیَن          مرد میدونی که پُخدِس ،پُخدِس

در هیچ کجا فرد نپخته را راه نمی دهند مرد میدانی که پخته شد دیگر پخته شده است

هر چی باید اَ بُنَش محکم با        دیوار سُسی که رُمس ، رُمس

هر چیزی باید از بنا وپایه محکم باشددیواری که سست  بود خراب شد دیگر خراب شده است

ول کُ کارا بدنِه تا که هِسِت      ستاره عُمری که جُرِِس ، جُرِس

کارهای بدن را رها کن تا زمانی که تو را هست وقتی ستاره عمر انسان گریخت واز بین رفت دیگر از بین رفته است

پِسرِ هرچی ماخا بَل بَخورَه         نَرینش وقتی که تُکس ، تُکس 

 پسر هر چیزی که می خواهد به او بدهی  کهنکند او از نظر جسمی  ومردانگی لطمه ای بخورد

زنیی جنگ وِ نادونی ِ ننگ        مینِِِِ گِل هر خری چُکِس ، چُکِس

زندگی جنگ است ونادانی ننگ برای انسان درگل هر خری که گرفتار شد دیگر گرفتار شده است

 

******

زنجنگ است ونادانی برای انسا ن ننگ می باشددر گل هر خری که گ****  *******

 شهر پر دارو درختم ووری یرد      نو عروس تیره بختم ووری یرد

شی وشت شد که چنی بیماری   ؟     خلوت وبی کسی وبی یاری

 

از اوست:

بگو چه فایده دارد دویدن ونرسیدن                   بدون بال وپری زنده بودن ونپریدن

دراین شلوغی بازار پرفریب دروغین               متاع مهر نمودن ولی کسی نخریدن

کلید اشک به امید باز کردن در رضوان            وقصه ی شب وغم را هزار بار شنیدن

به چهره داغ پلیدوسیاه زهد نشاندن                  به پشت پرده ی نیرنگ تاروپودتنیدن

چه سود این همه گفتار بی عمل هیهات             زهرچه عقل سلیم است ساده دست کشیدن

چقدر واژه ی مرگ از زبان جهل شنیدن          وزنده بودن خلق خدای هیچ ندیدن

صبوری تو خدایا به وسعت دنیاست               چه روز پر جبروتی حساب خلق رسیدن


برای شنیدن شعر خاطره انگیز "شَوِِسو" از اشعار استاد احمد حجتی شاعر توانای بروجردی  کلیک کنید






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: احمد حجتی، زندگی نامه استاد احمد حجتی شاعر و طنز پرداز بروجردی، شهر پُر دار و دَرختِم وُوری یرد، استاد احمد حجتی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 تیر 1395 توسط فرهاد داودوندی




دکتر فرشاد علی یاری اعلام کرد:

دعوت به همكاری

جهت تدوین فرهنگ عامه بروجرد

در شرایط كنونی فرهنگ اهمیت فراوانی یافته است به گونه ای كه به اعتقاد بعضی از اندیشمندان، سلطه از حوزه های اقتصادی و سیاسی  به حوزه فرهنگی منتقل شده است و از طریق فرهنگ خواستها؛ منافع و مطامع بهتر و با هزینه كمتر حاصل می شود از طرف دیگر فرهنگ، دنیای امروز را مطبوع تر، دلچسب تر و مطلوب تر نموده است.

 لذا فرهنگ به تیغ دو لبه تبدیل شده است از طرفی می تواند در سازندگی فردی و اجتماعی كاركردهای مثبت و یا كاركردهای منفی داشته باشد.بر همین اساس قانون برنامه چهلم توسعه تحت عنوان صیانت از هویت و فرهنگ اسلامی- ایرانی راهكار اصلی مبارزه با آسیب های فرهنگی كشور را توسعه فرهنگی دانسته و 25 ماده به توسعه فرهنگی اختصاص داده است.

در همین راستا با هدف شناخت شاخص های مادی و غیر مادی بروجرد «فرهنگ عامه بروجرد» تدوین می گردد. بنابراین از تمام صاحب نظران، نویسندگان، محققان و علاقه مندان به حوزه پژوهش دعوت به همكاری می شود. پس از تشكیل اعضای تیم پژوهشی به لطف خداوند كار تدوین فرهنگ عامه بروجرد آغاز خواهد شد و امیدواریم كه تا پایان سال جاری به زیور طبع آراسته گردد.

 

علاقه مندان به همكاری لطفا رزومه خویش را به آدرس الكترونیكی farshadaliyari100@gmail.com ارسال كنند و یا با شماره 09163997103 تماس حاصل فرمایند.


همتم بدرقه راه كن ای طایر قدس  /  كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم


 با احترام فراوان- فرشاد علی یاری





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: دعوت به همكاری جهت تدوین فرهنگ عامه بروجرد، فرشاد علی یاری، دکتر فرشاد علی یاری، فرهنگ عامه بروجرد، تدوین فرهنگ عامه بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی



سپاس از مهندس منوچهر احتشامی

 از مفاخر و نویسندگان صاحب نام بروجرد

و چهره ماندگار راهسازی ایران


"سی ام" صحیح است


جناب آقای داوودوندی عزیز.

عرض میشود با تشكر از وبلاك ارزشمند و آموزنده جنابعالی.

سی ام صحیح است ، در فارسنامه ابن البلخی آمده است .

و چندان توقف نمود ( عبد الله عامر ) كه جور را بستد در سال سی ام از هجرت

واما بعد ، برادر ارجمند . درب غلط است و در صحیح است.

سعدی می فرماید در سرای كه نتوان بر آشنایان بست

شهریار میفرماید . در بسته باد مدرسه ای را كه قصد از آن

درهای امید بر رخم بسته شده

درب معنی دروازه فراخ -دربزرگ كوچه -دروازهشهر -در بزگتر چون در كاروانسرا - دروازه شهر .

در تاریخ جهانگشای جوینی می خوانیم .

قم را چند راه است و چند درب و چند میدان .





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مهندس منوچهر احتشامی چهره بروجردی و ماندگار راهسازی ایران، منوچهر احتشامی، مهندس منوچهر احتشامی از مفاخر و نویسندگان صاحب نام بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی



انجمن موسیقی بروجرد افتتاح شد


بروجرد - ایرنا - مسئول امور هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد از تشکیل انجمن موسیقی این شهرستان خبر داد.

  رضا میرزایی روز پنجشنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: انجمن موسیقی بروجرد سال ها قبل بنا به دلایلی منحل شد که با همکاری و مساعدت هنرمندان دوباره تشکیل و فعالیت خود را از سر گرفت.
وی با اشاره به استقبال هنرجویان از رشته های مختلف موسیقی و فعالیت 6 آموزشگاه آزاد موسیقی در بروجرد گفت: تشکیل این انجمن برای ساماندهی فعالیت های موسیقی، تعامل هنرمندان و بررسی موانع و مشکلات این حوزه هنری در بروجرد ضروری بود.
مسئول امور هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد افزود: با رای و نظر هنرمندان، استاد عبدالمحمد غنی پور مسئول انجمن موسیقی بروجرد شد و جزئیات اساسنامه این انجمن به تصویب رسید.
وی گفت: کارگاه ها و نشست های تخصصی موسیقی زیر نظر انجمن موسیقی در مجتمع فرهنگی هنری دکتر زرینکوب اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد برگزار و فعالیت های عملی موسیقی در سطح آموزشگاه های آزاد با استفاده از اساتید برجسته این هنر انجام می شوند.
میرزایی با اشاره به نام نویسی رایگان یا با تخفیف ویژه مددجویان کمیته امداد و موسسه ایتام در آموزشگاه های موسیقی بروجرد اظهار کرد: این اقدام به منظور بهره مندی علاقه مندان به موسیقی انجام می شود.
به گفته وی با تشکیل انجمن موسیقی، تعداد انجمن های فرهنگی و هنری بروجرد به هفت انجمن رسیده است.












بقیه عکس ها در ادامه مطلب




ادامه مطلب

طبقه بندی: اداره ارشاد اسلامی بروجرد،  سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: انجمن موسیقی بروجرد افتتاح شد، انجمن موسیقی، جامعه موسیقی، موسیقی بروجرد، موسیقی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی





یار در خانه و ما گرد جهان می گشتیم


استاد قدرت اله کردی

 سازنده نامی ساز "کمانچه"


فرهاد داودوندی- بروجرد:

دیگر ثابت شده است که دیار بروجرد و زادگاه بروجردی ها به واقع زیبنده نام شهر استعداد های درخشان و شهر فرزانگان بوده و می باشد.

در هر زمینه هنری مردم این شهر سر آمد دوران می باشند.

یکی از این نخبگان و بزرگان در عرصه هنر موسیقی، استاد قدرت اله کردی می باشد.

بدون شک یکی از بهترین، فنی ترین و بزرگترین سازندگان حال حاضر ساز "کمانچه" در ایران، استاد قدرت اله کردی می باشد.

بجز یکی دو مورد، می توان  ادعا کرد در تمامی اجراهای بزرگ اساتید موسیقی فاخر و اصیل ایران در داخل و خارج از کشور، ساز کمانچه دست ساز استاد قدرت اله کردی، در اینگونه اجراها در دستان بزرگان موسیقی ایران می درخشد.

این چهره هنری در سال 1330 در شهر زیبای بروجرد چشم به جهان گشوده است.

در کتاب 
مردان موسیقی سنتی و نوین ایرانی ، تالیف  حبیب الله  نصیری فر، انتشارات سنایی، در رابطه با استاد کردی و نقش موثر این هنرمند بروجردی در ساخت کمانچه ای که تکنیک های جدید را بتواند اجرا کند، و صداهای ناشناخته موسیقی را در دسترس قرار بدهد، مطالبی آورده شده است.

به واقع می توان گفت: استاد قدرت اله کردی در تکامل ساز کمانچه در موسیقی اصیل و فاخر ایرانی نقش کاملا موثر و غیر قابل انکاری دارد.

به هر حال بروجرد مهد بزرگان هنر می باشد و برای یافتن چنین اساتیدی قرار نیست راه دوری برویم و گرد جهان بگردیم، زیرا یار در خانه است، همچنانکه استاد قدرت اله کردی بعنوان یکی از نخبگان عرصه هنر موسیقی اصیل توانسته با سکونت در زادگاهش بروجرد، نام ساز اختصاصی دست ساز خود را با نام " کمانچه کردی" در جامعه هنری ایران زمین بلند آوازه کند.











طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: استاد قدرت اله کردی سازنده نامی ساز "کمانچه"، کمانچه، قدرت اله کردی، استاد قدرت اله کردی سازنده کمانچه، کمانچه کردی، محمود روستایی، رضا گیوه کی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی








ناگفته هایی از تاریخ معاصر بروجرد

که برای اولین بار است رسانه ای می شود


به مناسبت پنجاهمین سال تاسیس

 عكاسی افشین بروجرد

موزه ای از تاریخ معاصر مصور بروجرد

آقای قدرت اله سلطانی هنرمندی که

 50 سال پیش عکاسی مدرن را به بروجرد آورد




سایت شخصی فرهاد داودوندی- بروجرد:


عكاسی افشین بروجرد یك برند برای شهرمان به حساب می آید.


 آقای قدرت اله سلطانی 15 اسفند 1343 عكاسی نوینی در بروجرد را  پایه گذاری كرده است كه اینك بعد از گذشت 50 سال از تاسیس آن بنوعی موزه ای از تاریخ معاصر مصور بروجرد به حساب می آید.

عکاسی که برای اولین بار فیلم رنگی را به بروجرد آورد و در کارنامه فعالیت های هنری اش چندین ابتکار ویژه به کار برده است.

آقای قدرت اله سلطانی متولد سال 1320 است، وقتی با وی همصحبت شدم آنچنان با لهجه تهرانی خودش جذاب صحبت کرد که حیفم آمد نگارش کلمات ادا شده اش را تغییر بدهم، می توانید متن مصاحبه من با آقای قدرت اله سلطانی را در ادامه بخوانید:




سایت داودوندی: لطفا خودتان را معرفی کنید.

بنده قدرت­ اله سلطانی مسئول عکاسی افشین بروجرد متولد 1320 در شهر تهران هستم از سال 1330 شروع به کار کردم اول در عکاسی ترقی تهران بودم بعد عکاسی ناهید بعد از آن فتومتروپل آمدم که الان به نام آفومار که شرکت کانن فعلی میباشد، مشهور است.

تا سال 44 آنجا بودم بعد از سال 44 به عنوان ویزیتور به شهرستان آمدم که در کار عکاسی بعضی ها ناقص بودند و یا کاربلد نبودند ومثلا من استادکار بودم، آمده بودم که بهشون بگم که مثلا می­پرسیدند که چاپ­ های ما چرا نقره­ ای می­شود؟ خوب من می­دانستم که باید مثلا متول اضافه کنند یا هیدروکنین کم کنند که بشه... همانطور که شهرستانها را می­ گشتیم پای ما به بروجرد هم خورد اینجا آقای بنکدار فروشگاه بوعلی بود نماینده جنسهای ما در فتومتروپل تهران بود اون نماینده ما بود اینجا که رسیدیم رفتیم همکارها رو دیدیم بعضی ها ایراد داشتند و ...آقای بنکدار هم که دید من خیلی به کار واردم به من گفت: تو اگه بیای اینجا من حاضرم واسه تو عکاسی باز کنم بهش گفتم آقا من یک قرون پول ندارم، گفت: من خودت رو قبول دارم.

گفتم: خیلی خوب شما یه دکانی بگیر به نام جفتمون درستش می­کنیم من  بهت چک میدم بعد کار می­کنم و کم کم با هم حساب می­کنیم  اینجا به مدتی با هم بودیم و بعد دیگه من اونجا رو برداشتم ازش،  که اونم باز داستانش جالب بود مثلا غروبا میومدیم حساب کنیم بهش می­گفتم بیا آقا حساب کنیم، میگفت آقا من تو رو قبول دارم گفتم آقا من خودم خودم رو قبول ندارم بیا حساب کنیم بیا دفتر رو ببین گفت اصلا سلطانی بیا یه کاری کن تو اینجا رو بردار اجاره به من بده.گفتم: خوب چقدر بدیم؟ گفت: دوازده تومن. گفتم: خوب کمه چون من بیشتر کار می­کنم (این سال 44) گفت: آقا تو چیکار داری من دوازده تومن می­خوام.

ما دیگه سهم اون رو یه مدتی اجاره اش کرده بودیم بعد از مدتها بالاخره فعالیتهایی کردیم، خاک خوردم اون کلمه خاک که میگن جالبه اینجا چون مغازه این شکلی نبود یه ویترینی داشتیم یه طرفه و یه زیرزمینی هم داشتیم تاریکخانه ما بود با چه فلاکتی عکس چاپ می­کردیم بعد بالاخره اینجا رو ما ازش برداشتیم و دیگه شد مال خودمون و همینطور ادامه دادیم تا الان که در خدمت شما هستیم.


سایت داوودوندی: آقای سلطانی چطور شد که شما در سال 1330 در تهران رفتید به دنبال عکاسی؟

کلاس ششم را خوانده بودم کلاس هفتم رو می­خواستم بخونم دیر شده بود مهرماه گذشته بود، ما رفتیم تهران چهارراه گمرک امیریه عکاسی ترقی پیش آقای هاشمی شاگردی بعد از اونجا آمدم عکاسی ناهید پیش آقای ناظمی. اون موقع کاغذ به این شکل نبود.

کاغذ می­خواستن بخرن بسته­ های صد برگی نبود ده برگی بود آقای ناظمی به من پول می­داد که برای من کاغذ بخر من می­رفتم لاله ­زار فروشگاه فتومتروپل از اونجا می­خریدیم بعد ما یک بسته رو می­رفتیم می­خریدیم اون برای اینکه ما رو تشویق کنه دوزار هم به ما می­داد، یه روز گفتم آقا شما شاگرد نمی­خواید؟ گفت چرا پرسید چقدر می­گیری اونجا؟ گفتم: والله اونجا من روزی دو تومن می­گیرم. گفت: تو اینجا بیا من بهت بیست و پنج زار می­دم ناهارت رو هم می­دم. گفتم باشه.

زمانی بود که مصدق رو داشتن محاکمه می­کردن چون اوستای ما کارت طلایی داشت عکاس روزنامه پست تهران بود استثناءً عکسهای مصدق رو ایشون می­رفت تو مجلس می­گرفت و می­آورد. اون زمان آنها چاپ می­کردن واسه روزنامه­ ها. دیگه همونجا موندگار شدیم از خاطره که پرسیدید می­خواستم بگم؛ شاپور علیرضا با هواپیما داشته می­آمده تهران تو کوههای شمران می­خوره به کوه می­میره، میان خبر می­دند که اینجوری شده، شعبان جعفری (شعبان بی مخ) رو با ایادیش می­فرستند برن جنازه رو بیارن خلاصه اونا می­رن توی کوهها جنازه رو میارن خوب آقای افشار هم عکس گرفته بودن به محض اینکه می­رسن اونجا تیمسار بختیاری نظامی بود میفرستن اونجا افشار رو می­گیرن و می­گن دوربینت رو بده، دوربینش رو می­گیرن فیلمها رو نور می­دن که جایی پخش نشه فقط عکسی که جنازه روی دوششون بود رو گذاشتن اما عکس تکه پاره ­های جسد رو از بین بردند نگذاشتن چاپ بشه.



سایت داوودوندی: سالی که شما آمدید بروجرد مستقر شدید سبک جدیدی را به مراسم جشن هایی به مانند عروسی ها  آوردید، می شود در این رابطه هم توضیح بدهید؟

بله، توی عروسی­ ها معمولاٌ عکاس بغل دست عاقد می­ نشست توی اتاق عروس، خانمی که فرمانده اون اتاق بود می­فرستاد که عکاس رو بگید بیاد ما می­رفتیم اون خانم مورد نظر به ما دستور می­داد حالا این مدل رو بگیر حالا اینجوری بگیر. من اون شکلی بلد نبودم نه که بلد نبودم، کار من نبود ما هی تند­تند عکس می­گرفتیم یکی از اون عروسی­های اولم که رفتیم مال آقای مهدی جلایی بود که الان ایران نیست اون موقع صد  هزار تومن مهریه خانمش بود که مثل توپ تو بروجرد صدا کرده بود، بعد من می­خواستم عکس بگیرم تمام حالت ها رو من می­گرفتم؛ امضا، انگشتر، عسل، نقل پاشیدن و ... می­ دیدم مهمونها که وایستاده بودند به هم می­گفتن این برای کی عکس می­گیره؟

این عکسها رو چون کسی نمی­ خرید، من اون موقع عکسهای 18×13 رو روی کاغذ 21×16 با حاشیه چاپ می­ کردم بعد هم برای اینکه خیلی عزت بزارم  می­ یومدم فیلم رو ظاهر می­کردم آخر سر توی آب می­ شستم توی کمی الکل می ­غلطوندم بعد زیرشون چراغ سه فتیله روشن می­کردم و اونها رو آویزون می­کردم تا زودتر خشک بشه. عکس­ها رو آلبوم می­کردم توی عروسی می ­بردم سریع می­دادم عروس و داماد تعجب می­کردند؛ «آلبوم! ما که الان عکس گرفتیم، حاضر شده!».. . یادمه اولین آلبوم رو من 90 تومن پول گرفته بودم 90 تا یه تومن ها! برای من جالب بود که نمی­دونستم این 90 تومن رو چطوری خرجش کنم... دیگه کارت خبرنگاری عکاسی کیهان رو هم گرفته بودم اینها رو هم من می­ رفتم عکس می­ گرفتم آقای محمود زرافشان هم عکاس روزنامه اطلاعات بود.


سایت داوودوندی: سالی که شما اومدید بروجرد بالاخره چون یه سبک جدید رو آوردید رقیب های تان حضور شما را سریعاً قبول کردند یا نه؟

نه خیلی برام کارشکنی کردن مخصوصاً آقا برا که الان مرده صاحب قبلی عکاسی پارک بود.


سایت داوودوندی: آقا برا ترک بود؟

نه مال رضائیه بودن، آسوری بود.



سایت داوودوندی: آخه عکاسی آقای عصاری را هم یک هموطن ترک ساکن بروجرد به وی داده بود.

نه اون ژرژ اوستای همون آقا برا بود برا شاگرد اون ژرژ بود.

تو بروجرد اصلاً فیلم 135 نمی­دونستند چیه فکر می­ کردند از این فیلمهای سینمائیه من که اومده بودم خوب من تهران کار کرده بودم در ضمن دو جا کار کرده بودم یکی لاله زار از صبح ساعت 5/7 تا 8 شب اینجا بودم 8 شب می­رفتم شام می­خوردم 10 دوباره می­رفتم هتل دربند فتو نخستین اونجا رو اجارش بود هتلهای دربار دستش بود اون موقع­ها برنامه ­های ساز و آوازی بود که .... رو ایران دعوتش می­کردن توی اون برنامه ها یک ربع آنتراک داشت اون یک ربع ما تاریکخانه زده بودیم توی هتل دربند، عکسها رو ما سریع با همون جریانی که گفتم آماده می­کردیم                     

به تعداد مهمانهایی که نشسته بودن سر میز چاپ می­ کردیم من شاگرد بودم اوستای من عکسها رو سر میز دونه دونه به اونها می­داد دونه­ ای پنج تومن می­داد عکس دونه­ ای یک تومن و پنج ریال بود اون شبی 200 الی 250 تومن درمی­آورد البته به من شش تومن حقوق می­داد بعد تا ساعت 2.30 الی 3 اونجا بودیم دوباره  از هتل دربند شمیران میومدیم راه آهن خونمون بود می­ خوابیدیم تا صبح دوباره ساعت 7.30 باید سرکار می­رفتیم لاله­ زار  شاگرد آفومار بودیم....


سایت داوودوندی: الان شما وارد پنجاهمین سال فعالیت عکاسی در بروجرد شده اید، بهر حال خاطرات خیلی زیادی دارید، واقعا فکر می ­کنید اگه تهران مونده بودید براتون بهتر بود یا اینکه آمدید بروجرد؟

 نه تهران و نه بروجرد، شیراز خوب بود.

یادم رفت که بگم من یک سالی هم شیراز رفتم. شیراز که رفتم چون محلی که ما بودیم پخش جنس به سراسر ایران داشتیم. یکی از او نماینده­ های ما مال شیراز بود، خدا بیامرزدش آقای دستغیب، ایشون کار بلد نبود، دیپلم گرفته بود پدرش هم کارمند استانداری بود بعد روی اون پارتی بازی اگه این پسر می­رفت توی ادارات کار می­کرد خیلی به نفعش بود اما دوست داشت کاسب بشه، اومد عکاسی باز کرد توی خیابون زند داخل پاساژ مشیری دو دهنه مغازه گرفت بلد نبود مجبور بود شاگرد بگیره اومد تهران شاگرد ببره با آقای کمالی صحبت کرد که بعد ایشون به من گفت قدرت می­ری شیراز؟

حقوق من 13 تومن بود چهار روز هم بود من عروسی کرده بودم گفتم می­رم. گفت: پس درست کنم؟ گفتم درست کن. با آقا صحبت کرد و با بیست تومن حقوق از پورسانتاژ فروش عکس هم من ده درصد ببرم. ما رفتیم شیراز و البته این خودخواهی نیست ها! من شیراز رو قبضش کردم یعنی اونجا فتونیوز بود، برای خودش یلی بود، فتو ژیلا هم یلی بود با همین کارایی که می­گم ها با الکل زدن و ... مثلاً سال 1339 محمد رضا شاه با فرح و ملکه الیزابت و همسرش و ... آمده بودن اونجا

تاریکخونه توی تخت جمشید در هتل سعادت زدیم سه تا عکاس من گذاشته بودم یکی خود آقای دستغیب بود یکی فتو نیوز بود، یکی فتو ژیلا بود و دستغیب چون ضعیف بود ما دوربین تله دار واسه این گذاشته بودیم که عکس بگیره فتونیوز درشت­ تر بود ما دوربین واید داده بودیم، ژیلا هم نرمال داشت اینا تند تند عکس می­گرفتن، ما رابطی داشتیم که زود می­رفت عکس رو از پشت می­گرفت می­ آورد، من تو تاریکخانه شاگرد هم داشتم تند تند عکس رو آمادش می­کردم، دکتر پیراسته استاندار بود به اون گفته بودیم دو تا آلبوم با جلد مینیاتوری درست کرده بود ما عکسها رو تند تند چاپ می ­کردیم می ­چسبوندیم توی آلبوم­ها آخرین عکسی که من آلبوم کرده بودم فرستادم رفت، موقعی بود که ملکه الیزابت داشت بعد از نهار دسر بستنی می­خورد، عکس رو بهش دادن همش ظرف بستنی رو نگاه می­کرد بعد عکس رو نگاه می­کرد تعجب کرده بود چون هنوز ظرف بستنیش تموم نشده بود عکسش دستش بود!

چون اون موقع کسی این کار رو نمی­کرد. اون روز هشت هزار تومن از پورسانتاژ آلبوم­هایی که داده بودیم گیر من اومد.. یه سال وایستادم اونجا تمام عروسی ها رو ما گرفته بودیم. بیمارستان نمازی یه سری دخترخانم پرستار داشتن من شده بودم عکاس اونها من روزهای پنج شنبه بعدازظهر می­رفتم اونجا عکس می­گرفتم، روی کاغذهای فرانیای ایتالیایی سابق چاپ می­ کردیم واسه اینها..

درآمدی واسه این اوستا می­ رسوندم، منتها این اوستای من عقل معاش نداشت؛ مثلاً درآمد ده درصد عکس من هشتصد تومن بود حقوق من ششصد تومن بود اوستای من همش به این هشتصد تومن چشم دوخته بود فکر نمی­کرد از این هشتاد هزار تومن گیر اون اومده.

سر یکسال به من گفت که آقا من دیگه نمی­خوام واسم کار کنی. فتوژیلا فرستاد دنبال من که بیا اینجا کار کن، یه روز هم رفتم اونجا کار کردم دیگه زده شده بودم نمی­خواستم بمونم، اونجا صاحب خانه ­ای داشتیم خدا بیامرزه آقای ملک­پور جزء میلیاردرهای اونجا بود ایشون اومد من رو صدا کرد که قدرت بیا و تهران نرو بیا اینجا من بهت سرمایه می­دم با پسر من عکاسی درست کن.

اون یه پسری داشت که می­خواست بره آمریکا اون نمی­خواست بزاره بره می­گفت تو با سیروس  شریک شو. من برای اینکه در برم و بروم تهران،می ­گفتم آقای ملک­پور نمی­شه محل تو خیابان نادره گفت آقا تو می­خوای ساعت گل شیراز رو من برات بگیرم؟ -مرکز شهر بود-گفتم نمی­ شه من باید برم پسر خالم عکاسی داره،- عکاسی افشین تهران معروف بود-  من باید برم.

می­گفت پسر، پسرخاله اینجاست تو وایسا اینجا وضعت خوب شد پسرخاله میاد سراغ تو، گفتم شما جریان ما رو نمی­دونید ما آخه خیلی برادریم. هیچی گذاشتیم و برگشتیم تهران رفتیم تهران باز دوباره بیکار شدیم.

من از عکاسی سیاری خیلی بدم میومد دوربین کولم بندازم و ... اون موقع مد شده بود عکاس سیار بود مجبور بودم چون خانمم باردار بود عکاسی سیاری هم کردم ولی بعد اومدم پیش همون اوستام تو متروپل که از پیشش رفته بودم اینجا قبلاً سیزده تومن حقوق می­گرفتم، شیراز بیست تومن بود. بهم گفت چرا اونجا نموندی؟ واسش جریان رو تعریف کردم گفت خیلی خوب بیا اما من ده تومن میدم. دومرتبه رفتم با حقوق ده تومن وایستادم اونجا تا سال 44 که اومدم بروجرد.



سایت داوودوندی: قضیه اینکه  اسم عکاسی بروجردتون رو گذاشتید افشین چی بود؟

پسر خالم اسم عکاسیش افشین بود برای اینکه پول تابلو ندم اون تابلوی عکاسیش رو عوض کرده بود تابلوی قدیمیش مونده بود، تابلو رو آوردم زدم اینجا. اون عکاسی توی تهران خیلی معروفه الان هم همینطوره بچه­هاش رفتن آمریکا خودش هست اونجا رو به همین فتومتروپل داده که با هم شریکن.


سایت داوودوندی : چند تا بچه دارید؟

 چهارتا


سایت داوودوندی: چهارتای شان بروجرد به دنیا آمدند؟

 نه دوتا دختر داشتم بعد دوتا پسر رو تو بروجرد خدا داد اولی سارنگ که تهرانه بعد ساسان.


سایت داوودوندی: خوشحالید از اینکه اومدید بروجرد یا نه؟

 خوشحال بودم ولی الان دیگه نه!!!! ولی حاصل 50 سالم رو که اینجا وایستادم برداشت نکردم، نمی­خوام که مردم کاری واسه من بکنند اما زیاد قدردان نیستند درسته معروفم و فلان و فلان، ولی شاید من توقعم زیاده چون من توی رفاقت خیلی پایبند این جریاناتم متأسفانه کسی رو پایبند این اصول نمی­بینم.

شاید من سال 44 توقعم کم بود یا الان سنم بالا رفته توقعم هم بالا رفته، یه خورده اینجوری آدم دلگیره آخه من خیلی فعالیت کردم؛ اینجا لابراتوار نداشت اولین لابراتوار رو ما درست کردیم به نام بهرنگ تو خیابون بحرالعلوم بعد دیگه گلبرگ آمد و حتی در سال 1375 اولین دستگاه چاپ سریع عکس رو ما در بروجرد راه­اندازی کردیم و جالبه که بدونید چون این دستگاه تازه توی بروجرد آمده بود عید همان سال مردم تا ساعت دو و نیم صبح مراجعه می­کردن برای چاپ عکس­هاشون ما همون سال با راه­ اندازی لابراتوار سریع سایز چاپ 10×15 رو هم در بروجرد جا انداختیم.

متأسفانه در بروجرد همکارای من با هم زیاد انسجام ندارند. برعکس تهران و شمالن، با همدیگه اتحاد نداریم من اینجا رئیس اتحادیه بودم، راجب قیمت عکس تصمیم می­گرفتیم چون 16 تا بیشتر نبودیم بعد شده بود 32 تا، من 32 تا فتوکپی می­گرفتم پنج­شنبه آماده می­کردم به همکارا می­دادم از شنبه همه مطیع بودن. الان خراب شده..!!!!

مثلاً الان عکس 4×3 رو قیمت دادیم شش هزار تومن ولی در اصل شش هزار تومن نمی­ صرفه حالا من موندم یه عکاسی اگر در روز بیست فرم عکس هم بگیرد روزانه صد و بیست هزار تومن درآمد دارد که به توجه به اینکه کرایه و سرقفلی­ های امروز نجومی شده  چطور برای یک عکاسی می صرفه که کار کنه من هم اگر دوام آوردم بخاطر اینه که ملک مال خودمه.


سایت داوودوندی: خوب حالا که تکنولوژی جدید اومده مثل دیجیتال و غیره.. تأثیرش توی کار شما چطوره؟

 خیلی تأثیر گذاشته، کارها کم شده، منتها ما اگه رو پائیم بیشتر به خاطر سابقه و بایگانی و فروش اجناسمونه چون الان مشتری نسل سوم میاد پیش من، مثلاً خانواده یاراحمدی­ها؛ پدرانشون که اینجا عکس می­گرفته­ اند، بعد دخترش رو هم عروسیش رو ما عکس گرفتیم، حالا نوه اون رو هم عروسیش رو ما عکس گرفتیم، این شده نسل سوم، چون الان همه توی بروجرد زندگی نمی ­کنند و رفتن این طرف و اون طرف.

پسر تیمسار هژبر که از فامیلهای اونهاست پارسال توی یک مجتمعی جشن گرفته بود خلاصه بعد من رو هم دعوت کردند، البته فیلمبرداری اون مجلس با ما بود و خلاصه اونجا زحمتی کشیده بودن. اول از این مسن­ هاشون مثل یداله خان اومدن عکس گرفتن بعد نسل دومشون اومدن وایستادن عکس گرفتن بعد نسل سومشون خلاصه اونجا به ما جایزه دادن و خیلی تقدیر کردن و گفتن که تو دیگه الان جزو فامیل ما شدی.

بعد من واسه اینکه یه چیزی هم به اینها نشون بدم دست­خط قوام السلطنه رو وثوق الدوله به دستور احمد شاه یه چیزی نوشته بودند برای جد یاراحمدی ­ها که؛ «شما را مفتخر کردیم به لقب امیرامنه» که عکسهاش موجوده که امیرامنه پدر همه یاراحمدی­ هاست.



سایت داوودوندی: این عکس معروف خاندان یاراحمدی ها را خودتان گرفتید؟

بله، من این عکس رو با چند تا دیگه روی جلد آلبوم­های تبلیغاتی زده بودم فامیلهاشون از اینها عکس گرفته بودن و فرستاده بودن آلمان من دیدم خانواده اینها از اونجا به من زنگ می­زدن که سلطانی تو عجب کاری کردی!!..


سایت داوودوندی: آیا صحبت یا  تجربه خاصی در رابطه با کارگر و کارفرما دارید که به درد نسل امروز بخورد؟

صحبت خاصی که نه  فقط تشکر می­کنم از استادانم که یکیش همون فتو نخستین به نام امان اسکندری بود یکی هم همون مرحوم افشاره که الان شرکت کانن هستند خیلی آدمهای سخت گیری بودند توی کار که اگه چیزی من الان دارم از اونها دارم مثلاً یکی از کاراش ساعت 7.30 باید سرکار می­ رفتیم، اوستای ما ساعت 7.15 اون طرف خیابون توی ماشین می­ نشست و از شیشه ماشینش ما رو کنترل می­کرد اسم هر کدوم رو با زمانشون یادداشت می­کرد هر پنج­شنبه که حقوق ما رو توی پاکت میذاشتن می­دادن بعد می­رفتیم یه دفتری رو امضا می­کردیم و پاکت رو می­ گرفتیم، نمی­ شمردیم! بعد که تو خونه می­ شمردیم می­ دیدیم که پونززار ( پانزده ریال) کمه یک یادداشت توش بود که مثلا دوشنبه یکربع دیرتر آمدی.

ولی بعداً فکر می­کنم که اون با سخت­گیری­ هاش منو ساخت، اینطوره که بایگانی منو هیچکس نداره شما الان از سال 44 هر عکسی که بخوای سه دقیقه طول نمی­کشه که فیلمش رو میارم، از یک تا .. همینطور مرتب دارم.


سایت داوودوندی: فکر می­کنید تا حالا چند تا عکس گرفتید؟

از میلیون گذشته.


سایت داوودوندی: همه هم آرشیو شدند؟­

عروسی­ هاش رو نه، اونها رو سوزوندیم  برای اینکه نمی­شد بایگانی کرد 6×6 بود با رولیفلکس می­گرفتیم نمی­شد جمع کنیم می­شد اما کجا؟ خیلی جا می­گرفت. الان 135 رو هم مقداریش رو نگه داشتم البته اونها رو هم تاریخ و اسم نوشتم ولی آرشیو آتلیمون مرتبه ما از یک داریم الی.....


سایت داوودوندی: عکس عروسی دارید که گرفته باشید طرف هیچگاه  آنها را نبرده باشد؟

نه همه اومدن البته اختلاف داشتیم که بعد از دو سال اومدن یکی از اونها از دوستانم اسمش رو نمی­ برم عروسی ایشون رو من عکس گرفتم و طبق معمول آلبوم کردم و ... عکاسهای دیگه این کارو نمی­کردن اونها عکس رو می­گرفتن وامی­ ستادند ببینن طرف کی میاد.. اما من همه رو چاپ می­کردم، خوب این تازگی داشت واسه اینها.

یادمه اولین عروسی مال مهدی جلایی بود دومین عروسی مال مهندس زهتابچی بود. اون موقع کسی دو فلاشه عکس نمی­گرفت من این کار رو می­کردم و یه کاسه فلاش اضافه می­ گذاشتم و همچنین ضد نور هم عکس می­گرفتم، بعد عکسها رو روی کاغذ سبز چاپ می­کردم وقتی که زیر آگراندیسمان می­خواستیم چاپ کنیم باید 32 شماره می­شمردیم اما سیاه و سفید رو 5 شماره باید می­ شمردیم که کسی این کار رو نمی­ کرد همه رو کاغذ سیاه و سفید چاپ می­کردن که زود بدن بره.

اون موقع با فیلم تخت عکس می­گرفتیم با قید و ... مثلاً شهریور بود من روزی هشتاد فرم عکس می­گرفتم باید هشتاد دفعه می­رفتم تاریکخونه و فیلم رو میگذاشتم توی قید و تازه چهارتا عکس هم چشم زده بودن که باید عوض می­شد و روی کاغذ سبز با همون شمارش چاپ می­کردم و باید واسه هر کدوم همون 32 شمارش نور داده می­شد و عکس رو چاپ می­ کردم، این ذوق کارم بود چون این کار رو دوست داشتم، این کارها رو ما می­کردیم با چه مشقتی حالا بچه ­ها فکر می­کنن خیلی واردن.!!!



سایت داوودوندی: بعد عکس رنگی که آمد قضیه چطور شد؟ چه سالی عکس رنگی آمد؟

رنگی از سال 1336 الی 1337 در تهران اومده بود، اما در بروجرد نه.


سایت داوودوندی : شما که آمدید بروجرد با سیاه و سفید شروع کردید یا رنگی؟

سیاه و سفید بود. رنگی بود ولی اینجا کسی نمی­گرفت اصلاً مد نبود تهران هم همه جا نبود آقای افشار صاحب فتومتروپل آورده بود که من یک عکس جلوی اون مغازه دارم که نوشته بود فیلم رنگی موجود است.که اون موقع فیلم رنگی کم بود. کلا فیلم رنگی رو من توی بروجرد آوردم و جا انداختم که بخاطر فروش زیاد فیلم رنگی شرکت آفومار یک عدد دوربین (اف وان) به من هدیه داد.


سایت داوودوندی: شاگردهایی داشتید طی این چند سال که الان عکاسی داشته باشند؟

بله هستند کسانی که الان عکاسی دارند. بطور مثال: عکاسی جمشید، عکاسی پیام، عکاسی آرمان، عکاسی هالیوود، عکاسی چهره، عکاسی لارژ و... .


سایت  داوودوندی: چندتا عکس تیم ورزشی و مکان ورزشی توی مغازه شما دیدم لطفا توضیحی در موردشان بدهید.

اون موقع ما تیم والیبال افشین رو داشتیم. حتی یکسال ما قهرمان شدیم بخاطر حاشیه­ های امنیتی قبل از انقلاب کاپ رو به ما ندادند که سالها بعد مرحوم کاروان به شوخی می­گفت سلطانی اون کاپت رو نمی­خوای ببری؟ که من می­گفتم قشنگیش اون بود که همون روز اون رو توی استادیوم جلوی تماشاگرها به ما می­ دادید. بعدها در سال 1383 پسرم یک باشگاه ورزشی ایروبیک در بروجرد افتتاح کرد که در زمان خودش خیلی به روز بود و به مدت دو دوره پیاپی ایروبیک بانوانش در استان لرستان اول شد.


سایت  داوودوندی: هنوز هم فعالیت ورزشی دارید؟

فعلاً خیر ولی یکسری برنامه ­ها داریم که در حال چیدن مقدماتش هستیم.


سایت  داوودوندی : بهر حال از شما بخاطر وقتی که به ما دادید،ممنونیم.

خواهش می­کنم ما خیلی مزاحم شما شدیم. خوشحالم که بالاخره یکی در این شهر حال ما را پرسید. من هم از شما ممنونم










طبقه بندی: نقدهای ورزشی اجتماعی،  سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: به مناسبت پنجاهمین سال تاسیس عكاسی افشین بروجرد موزه ای از تاریخ معاصر مصور بروجرد، به مناسبت پنجاهمین سال تاسیس عكاسی افشین بروجرد، موزه ای از تاریخ معاصر مصور بروجرد، قدرت اله سلطانی، عکاسی افشین، ناگفته هایی از تاریخ معاصر بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی








شازده احتجاب در بروجرد نقد شد


امروز جمعه 95/3/21 برابر با چهارم رمضان 1437 جلسه نقد و بررسی رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری با سخنرانی جناب آقای دکتر محمدرضا روزبه و حضور مشتاقانه همراهان همیشگی کتاب پارسی و انجمن ادبی دانوش برگزار شد.

کتاب پارسی از  جناب دکتر روزبه، سرکار خانم دکتر سالمی، استاد علی فلسفی،  مجموعه آموزشگاه ایزدان و همه ی عزیزانی که ما را در برگزاری این مراسم یاری رساندند تشکر و قدردانی می نماید.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: شازده احتجاب در بروجرد نقد شد، شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری، کتاب پارسی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی

کتاب پارسی برگزار می کند


جلسه نقد و بررسی کتاب

شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری

جلسه نقد و بررسی کتاب شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری با حضور دکتر محمدرضا روزبه 

جمعه 95/3/21 ساعت 10صبح

مکان:خیابان تختی خیابان ابن سینا(سالن طالقانی) کوچه ی صدف(از سمت تختی آخرین کوچه سمت راست) پلاک22جنوبی آموزشگاه ایزدان

توجه

جلسه راس ساعت 10 برگزار می‌شود



با عرض پوزش از میهمانان عزیز تقاضا می شود خودروی خود را در خیابان اصلی پارک کنند تا برای ساکنان کوچه صدف مشکل ایجاد نشود.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: جلسه نقد و بررسی کتاب شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری، شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری، کتاب پارسی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی







پرچم بروجرد همیشه بالاست

با کسب 6 جایزه

آقای پژمان شاهوردی و گروهش

افتخارات تئاتر را درو کردند


نمایش "زنه چال" به نویسندگی و کارگردانی «پژمان شاهوردی» از لرستان در 6 بخش جشنواره ملی تئاتر تیرنگ تقدیر شد.
به گزارش پایگاه خبری یافته، هیأت داوران سیزدهمین جشنواره تئاتر تیرنگ پس از بررسی 21 اثر در سه بخش صحنه‌ای، اجراهای پژوهشی و آیین‌های نمایشی، برترین‌ها را مشخص کرد.
در این جشنواره نمایش "زنه چال" اثر هنرمندان لرستانی در 5 بخش طراحی فضا، بازیگری زن، ایده و متن ، بازیگری مرد و کارگردانی موفق به کسب لوح تقدیر شد..................



متن کامل در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: پرچم بروجرد همیشه بالاست، با کسب 5 جایزه پژمان شاهوردی و گروهش افتخارات تئاتر را درو کردند، پژمان شاهوردی، حدیث گودرزی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


کتاب پارسی (ارشاد فر) برگزار کرد


جلسه ی نقد و بررسی رُمان مادر

اثر ماکسیم گورکی


جلسه ی نقد و بررسی رمان مادر اثر ماکسیم گورکی توسط کتاب پارسی بروجرد برگزار گردید

در این جلسه که با حضور تعداد بسیاری از علاقمندان برگزار گردید استاد علی فلسفی طی سخنانی تحلیل سبک رئالیسم در ادبیات جهان و تطبیق و نقد این رمان رئالیستی از منظر این سبک را برای حضار بیان داشتند.

در خاتمه نیز توسط آقای ارشاد فر با اهدا تابلو های بسیار زیبا از تصاویر مناظر بروجرد از آقای استاد علی فلسفی، دکتر محمد رضا روزبه و سرکار خانم دکتر سالمی تقدیر بعمل آمد.

@@@

مادر
ماکسیم گورکی
ترجمه علی اصغر سروش
انتشارات نگاه
250،000ریال

رمان «مادر» نماد ادبیاتی است که موسوم به رئالیسم سوسیالیستی شد.ادبیاتی که از دل انقلاب اکتبر روسیه شکل گرفت و در آن آرمانخواهی سیاسی و مبارزه طبقاتی حرف اول را می زد.

قهرمان داستان زنی است به نام «پلاگی»که پس از مرگ شوهر مستبد و فاسد خود ،به تدریج درفعالیتهای پنهانی پسر نوجوانش «پاول »قرار می گیرد. پاول مدتی است که به مطالعه کتابهای ممنوعه روی آورده است و کلمات و شخصیتش شکل گرفته است .او رفته رفته رهبری کارگران شورشی را به عهده می گیرد و در این راه بارها دستگیر شده و به زندان می افتد .

مادر در غیاب پسرش وظیفه پخش اعلامیه را به عهده می گیرد و نهایتاً در این راه کشته می شود .آخرین جمله ای که مادر به هنگام جان سپردن در ایستگاه قطار برزبان می آورد این است که :«حقیقت را نمی توان به دریای خون خاموش کرد »وکسی از میان جمعیت به ندای او پاسخ می دهد .

در اینکه« ماکسیم گورکی» نویسنده مشهور روسی ،یکی از خوش فکر ترین و هنرمندترین نویسندگان جهان است ،شکی نیست .با این وجود این کتاب که در فرو پاشی نظام تزار و حتی سرمایه داری آمریکا نقش به سزایی دارد ،به خاطر نقش مهمی که در میان ملت ها داشته ،باسایر کتب نویسنده متفاوت است .








بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: کتاب پارسی (ارشاد فر) برگزار کرد، مادر اثر ماکسیم گورکی، ارشاد فر، محمد رضا روزبه، خانم دکتر سالمی، علی فلسفی، نقد و بررسی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


انتظار

شعر از: آقای غلامحسن درویشی( بهمن بختیار)


تو پنجره ای به تابش فردایی

احساس لطیف ابر باران زایی

بر سر در باغ جمعه ها آمده است:

ای شنبه ی پرشکوفه کی می آیی؟




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: انتظار، شعر، غلامحسن درویشی، بهمن بختیار،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی

مرحوم استاد حاج علی میناگر

آقای شهریار میناگر سال 1364

آقای شهریار میناگر سال 1395

بروجرد 1364 کارگاه مرحوم استاد حاج علی میناگر زنده کننده صنعت ورشو در بروجرد....از  چپ به راست :مرحوم حاج علی میناگر....دکتر میناگر فرزند دوم حاج میناگر...استاد محمد رضا شماعی خبرنگار  ....جناب طباطبایی کتابفروشی شهرام درسال1364...



سپاس از استاد محمد رضا شماعی


کارگاه ورشو سازی


مرحوم استاد حاج علی میناگر سال 1364


عکسهای انحصاری از مجموعه عکسهای آرشیوی  استاد محمد رضا شماعی

عکسهای مرحوم حاج علی میناگر وورشو ساز بروجردی و فرزندش شهریار میناگر ورشوساز تقدیم به  بینندگان سایت جناب فرهاد داودوندی ( فرهاد 90 )

@@@@@@


با سپاس ویژه از استاد محمد رضا شماعی روزنامه نگار..خبرنگار آزاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ...





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: کارگاه ورشو سازی مرحوم استاد حاج علی میناگر سال 1364، محمد رضا شماعی، مرحوم استاد حاج علی میناگر، شهریار میناگر، ورشو، ورشو سازی، ورشو بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1395 توسط فرهاد داودوندی


خبر کاملا اختصاصی سایت فرهاد 90


ضبط برنامه تلویزیونی " کافه خانواده"

برای پخش در شبکه های سراسری و استانی

در بروجرد آغاز شد




فرهاد داودوندی- بروجرد:

ضبط برنامه تلویزیونی " کافه خانواده" به سفارش قرار گاه خاتم الاوصیاء و تهیه کنندگی فرهنگسرای زنان و خانواده بروجرد ( سبحان فرخ فال) و کارگردانی خانم خاطره گودرزی در بروجرد آغاز شد.

برنامه "کافه خانواده" سلسله برنامه های 35 دقیقه ای است که در رابطه با حفظ بنیان خانواده به مشکلات ریز و درشت جامعه از قبیل طلاق، آسیب های زنان و فرزندان طلاق، نقش مخرب استفاده نادرست از ماهواره و ..... می پردازد.

در هر برنامه میهمانانی حضور خواهند داشت تا با نظرات کارشناسی مشکلات را بررسی کرده و راهکارهایی برای برون رفت از مشکلات ارائه بدهند. پخش برنامه هایی از سطح شهر نیز قسمت دیگری از برنامه " کافه خانواده" می باشد.

در قسمت اول ضبط برنامه خانم فرزانه کردی و آقای حاج علی کشفی میهمانان برنامه بودند.

عوامل و دست اندرکاران برنامه تلویزیونی " کافه برنامه" عبارتند از:

کارگردان، نویسنده، طراح صحنه، لباس و مدیر تولید: خانم خاطره گودرزی

تهیه کننده: فرهنگسرای زنان و خانواده بروجرد با مدیریت آقای سبحان فرخ فال

دستیار اول، برنامه ریز و تدوین: آقای حامد عنبری

صدا بردار: آقایان محسن مدیری، ایمان غلامی نژاد

فیلمبردار: آقایان ایمان غلامی نژاد، سیف اله رحمتی و آرش گودرزی

مدیر صحنه: محمد خسروی، علیرضا حسینی

مجری: آقای ساطعی و خانم خاطره گودرزی

 گریمور: خانم مینا شادمند

منشی صحنه: خانم شمیلا روزبهانی

تدارکات: آقای احمد گودرزی

حمل و نقل: علی گودرزی، ناصر فرخ فال

عکاس: اردوان ایاز

پوشش خبری ( خبرنگار): فرهاد داودوندی















بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: فرزانه کردی، حاج علی کشفی، خاطره گودرزی، کافه خانواده، فرهنگسرای زنان و خانواده بروجرد با مدیریت آقای سبحان فرخ فال، شمیلا روزبهانی، اردوان ایاز،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی
تصاویر همایش بزرگداشت علامه دهخدا در بروجرد

 همایش علامه دهخدا در بروجرد

 همایش علامه دهخدا در بروجرد

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: تصاویر همایش بزرگداشت علامه دهخدا در بروجرد، بزرگداشت علامه دهخدا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی


توسط کتابفروشی "کتاب پارسی" بروجرد


جلسه نقد و بررسی "رمان مادر"

با یک هفته تاخیر برگزار خواهد شد


عزیزانی که قصد شرکت در جلسه ی نقد و بررسی رمان مادر ماکسیم گورکی را دارند لطفا برای تهیه و مطالعه ی کتاب قبل از برگزاری جلسه اقدام کنند.

جلسه توسط جناب استاد علی فلسفی برگزار خواهد شد.

مادر
ماکسیم گورکی
ترجمه علی اصغر سروش
انتشارات نگاه
250،000ریال

رمان «مادر» نماد ادبیاتی است که موسوم به رئالیسم سوسیالیستی شد.ادبیاتی که ا ز دل انقلاب اکتبر روسیه شکل گرفت و در آن آرمانخواهی سیاسی و مبارزه طبقاتی حرف اول را می زد.

قهرمان داستان زنی است به نام «پلاگی»که پس از مرگ شوهر مستبد و فاسد خود ،به تدریج د رفعالیتهای پنهانی پسر نوجوانش «پاول »قرار می گیرد. پاول مدتی است که به مطالعه کتابهای ممنوعه روی آورده است و کلمات و شخصیتش شکل گرفته است .او رفته رفته رهبری کارگران شورشی را به عهده می گیرد و در این راه بارها دستگیر شده و به زندان می افتد .مادر در غیاب پسرش وظیفه پخش اعلامیه را به عهده می گیرد و نهایتاً در این راه کشته می شود .آخرین جمله ای که مادر به هنگام جان سپردن در ایستگاه قطار برزبان می آورد این است که :«حقیقت را نمی توان به دریای خون خاموش کرد »وکسی از میان جمعیت به ندای او پاسخ می دهد .

در اینکه« ماکسیم گورکی» نویسنده مشهور روسی ،یکی از خوش فکر ترین و هنرمندترین نویسندگان جهان است ،شکی نیست .با این وجود این کتاب که در فرو پاشی نظام تزار و حتی سرمایه داری آمریکا نقش به سزایی دارد ،به خاطر نقش مهمی که در میان ملت ها داشته ،باسایر کتب نویسنده متفاوت است.






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: کتابفروشی "کتاب پارسی" بروجرد، رمان مادر، کتاب پارسی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی






گفتگو با استاد مسعود تقوی

 

مدرس فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

-         استاد مسعود تقوی اگر بخواهد خودش را معرفی کند چه می گوید؟

 

-         مسعود تقوی هستم دارای مدرک فوق ممتاز از شورای ارزشیابی انجمن خوشنویسان ایران  و از مدرسین انجمن بروجرد که قریب به ۱۸ سال درحال تدریس خوشنویسی در مراکز مختلف میباشم

 

-         تا کنون در چند نمایشگاه های خوشنویسی شرکت داشته اید؟

 

-         در این مدت به خواست حضرت حق توانستم در نمایشگاه های مختلف شهرستانی ،استانی ،منطقه ای وکشوری شرکت داشته ام همچنین در جشنواره های مختلفی شرکت نمودم که مقام های نفر اول کتابت قرآنی در استان ،نفر سوم استانی و نفر دوم منطقه ای در ۷ استان را کسب نمایم.

 

-         تا کنون چند نمایشگاه انفرادی داشته اید؟

 

-          هچنین ۳نمایشگاه انفرادی در بروجرد برگزار کردم.

 

-         و سخن آخرتان؟

 

-          در این مدت نگارش کامل دیوان حافظ وانتشار آن درسال ۸۰ و نگارش مجموعه اشعار دانشجویان دانشگاه آزاد کل کشور رادر سال ۷۴داشته ام. همچنین با تهیه جزوه ای در خصوص خط تحریری چند سال نیز به تدریس خط تحریری پرداخته ام.






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: گفتگو با استاد مسعود تقوی مدرس فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران، مسعود تقوی، مدرس فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران، استاد مسعود تقوی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی
امروز یکشنبه 19 اردیبهشت ساعت 5 عصر

افتتاح نمایشگاه خوشنویسی استاد مسعود تقوی


زمان : یکشنبه 19 لغایت 25 اردیبهشت 17 عصر     

   مکان : اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد









بقیه عکس ها در ادامه مطلب




ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: افتتاح نمایشگاه خوشنویسی استاد مسعود تقوی، خوشنویسی، مسعود تقوی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران، پر بیننده ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی

غزلی از استاد محمد حسین رحمانی بروجردی


 در رابطه با برادرش استاد مهرداد اوستا


خورشید سخن

داغش آتش به دل خستة غمناک زده ست

آه ازین شعله که آتش به دل خاک زده ست

می سزد اهل هنر جامه به تن چاک کنند

زین مصیبت که گریبان هنر چاک زده ست

این همه خون که زند موج به مینای شفق

نقش داغی ست که او بر دل افلاک زده ست

داستان غم خاموشی خورشید سخن

بر لب اهل ادب ، آه شرر ناک زده ست

گلشنان چون که تهی گشت ز گلبانگ هزار

زاغک زار ، فغان بر زِبَر خاک زده ست

نه عجب بر هنر طُرفه عقابی ز حسد

کرکس بی هنری ،شیون خاشاک زده ست

آتش هجر نهانسوز تو ای خسرو حُسن

گونیا شعله ای بر خِرمَن ادراک زده ست

با که گویم غم تو ، ای غم تو مونس جان

مرغ دل بین که به سر ، بی تو چه خاشاک زده ست

ای گرانمایه گُهر ، قدر تو را کس نشناخت

آه از این ره ، که حزف بر گُهر پاک زده ست

مطرب عشق به جز سوز نوای تو نداشت

هر نوایی که در این پردة غمناک زده ست






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غزلی از استاد محمد حسین رحمانی بروجردی، محمد حسین رحمانی، مهرداد اوستا، فرهاد داودوندی، شعر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی



غزلی از استاد مهرداد اوستا


از درد گفتن

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی‌درد، ندانی که چه دردیست


بازآی که چون برگ خزانم رخ زردی‌ست

با یاد تو دمساز دل من، دم سردی‌ست

گر رو به تو آورده‌ام از روی نیازی‌ست

ور دردسری می‌دهمت از سر دردی‌ست

از راهروان سفر عشق، در این دشت

گلگونه سرشکی‌ست اگر راهنوردی‌ست

در عرصه اندیشه من با که توان گفت

سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردی‌ست

غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد

جز درد که دانست که این مرد چه مردی‌‌ست؟‌

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

با مردم بی‌درد، ندانی که چه دردی‌ست

چون جام شفق، موج زند خون به دل من

با این همه دور از تو مرا چهره زردی‌ست

زین لاله بشکفته در دامن صحرا

هر لاله، نشان قدم راهنوردی‌ست

یا خون شهیدی‌ست که جوشد ز دل خاک

هرجا که در آغوش صبا غنچه وردی‌ست







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غزلی از استاد مهرداد اوستا، از درد سخن گفتن و از درد شنیدن، محمد رضا رحمانی، درد، غزل اوستا، شعری از مهرداد اوستا،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی







به بهانه 17 اردیبهشت سالروز درگذشت استاد مهرداد اوستا


 استاد محمد حسین رحمانی بروجردی


برادر استاد مهرداد اوستا شاعر معاصر نوشت:

 

حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا


که همسر شاه شد


خبرگزاری فارس: اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آنهم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است.

شاید اگر آمریکائیان، عوارض در بسیاری از موارد مخرب و مشکل آفرین شبکه اینترنت را که امروزه کم و بیش گریبانگیر خودشان شده، پیش‌بینی می‌کردند، نخستین شبکة اینترنت جهان را در ارتش نیرومندشان و با هدف هماهنگی بین پایگاههای نظامی خویش راه‌انــدازی نمی‌کردند؛ شبکه‌ای که اینک سراسر دنیا را فرا گرفته و اگر چه مزایای فراوانی داشته، اما بــــه هیچ روی نمی‌توان مضار آن را نادیده انگاشت.

مضراتی همچون سرقت‌های ادبی، هنری، علمی و ... ، سوء استفاده‌های مالی و برداشت‌های کلان از حساب‌های بانکی این و آن، کشاندن ناخودآگاه نخبگان به خیانت و جاسوسی، هدف قرار دادن بانک‌های اطلاعاتی تأسیسات گوناگون از طریق ارسال ویروس، اغفال و تطمیع‌های سامان داده شده‌، ارائه اطلاعات اشتباه، رونق گرفتن بازار عشق‌های بدفرجام، ورود به حریم خصوصی خانواده‌ها، طریقه ساخت بمب‌های دست ساز و از همه غیر اخلاقی‌تر ترور شخصیت و داستان پردازی‌های دروغین

جالب اینجاست که دست کم در جامعة ایران هیچ کس یا بهتر گفته شود هیچ نهادی نظارت دقیقی بر فعالیتهای اینترنتی ندارد و اگر داشت اینچنین بلبشوی حیرت آوری را که در شبکة اینترنت کشورمان شاهد آنیم وجود نداشت. به یدک کشیدن عنوان «مـدیر» به صرف داشتن مدرک دانشگاهی و جعل آشکار عناوینی همچون «نویسنده و پژوهشگر» بدون کمترین سابقة فرهنگی و توانمندی تخصصی و جای پرداختن رسالت «اطلاع رسانی» به «جنجال آفرینی» در بعضی از سایت‌های خبری، نمونه‌هایی ازاین آنارشیسم رسانه‌ای در فضای اینترنت ایران است.

بگذریم، بهتر است به برادرم زنده یاد استاد مهرداد اوستا بپردازم: قبل از هر چیز باید بر این نکته تأکید کنم که در طول تاریخ ادبیات فارسی، پس از مسعود سعد سلمان که بارها قربانی جنگ قدرت امــرای غزنوی شد و در مجموع 18 سال از عمرش را بدون کوچکترین گناهی در زندان‌های «سو»، «دهک»، «نای» و «مرنج» سپری کرد و فرخی یزدی که به جرم آزادگی بارها محبوس و دهانش دوخته شد، استاد اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آنهم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است. چرا که با همة امتیازات منحصر به فرد ادبی و هنری‌اش نه تنها قبل از انقلاب، بلکه بعد از ایـــن دگرگونی سیاسیاجتماعی – که به تقاضای رهبر کنونی انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای به واسطه مودت دیرینه‌شان پاسخ مثبت داد و به تبع آن ، یکباره تمامی عظمت فرهنگی و اعتبار هنری خویش را در این راه به تاراج اخلاص گذارد و بار توانفرسای تهمت و سرزنش‌های رسانه‌های استکباری و روشنفکران داخلی و نیز رفتار آزار دهندة برخی از تازه به دوران رسیده‌های فرهنگی را بردبارانه به دوش کشید - و با همة خدمات غیر قابل انکار فرهنگی‌اش به عنوان پدر شعر انقلاب قدرش شناخته و حقش پاس داشته نشد.

و اما «داستان جالب مهرداد اوستا و نامزدی که با شاه ازدواج کرد »؛.......................................


بقیه متن در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: 17 اردیبهشت سالروز درگذشت استاد مهرداد اوستا، مهرداد اوستا، محمد حسین رحمانی، فرهاد داودوندی، حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا که همسر شاه شد، استاد محمد حسین رحمانی بروجردی،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی




گفتگو با خانم "مرجان سوار کوب"


هنرمند بروجردی

 

-         لطفا خودتان را معرفی و از بر پایی نمایشگاه تان برای بینندگان عزیز سایت فرهاد 90 بگوئید

 

-          اینجانب مرجان سوارکوب متاهل دارای ۲فرزند .دبیر شاغل آموزش و پرورش ‌لیسانس ریاضی ،فوق لیسانس مهندسی نرم افزار می باشم.به کارهای هنری علاقه مند می باشم 10سال دبیر ریاضی مقطع متوسطه بوده ام و 5 سال اخیر هم به عنوان هنر آموز چند درس هنری کامپیوتری درهنرستانها مشغول تدریس بوده ام.ازجمله:درس طراحی طلاو جواهر کامپیوتری٬درس طراح امورگرافیکی٬درس رتوش عکس رایانه ای٬ونرم افزارهای coreldraw,photoshop'rinoceros.  با اداره ارشاد اسلامی هم  به عنوان مربی نقاشی همکاری داشته ام .پنجمین نمایشگاه است که در شهر بروجرد برگزار نموده ام . سعی نمودم آثاردانش آموزان خود را هم شرکت بدهم

 

-         چرا در نمایشگاه های اخیرتان از دانش آموزان هنرستان هم استفاده کرده اید؟

 

-          در ۳نمایشگاه اخیرخیلی دوست داشتم دانش آموزان رابه درس ورشته خودشون که اجرای هنر با فناوری روز یعنی کامپیوتر است آشنا وعلاقه مند نمایم .و برای تشویق بیشتر بچه ها و شناسایی استعداد و هنر آنها به عموم مردم   بازار کار اقدام به برگزاری نمایشگاه با کمک دانش آموزان نمودم.امیدوارم این کار اثر مثبتی در آینده شغلی دانش آموزان داشته باشد.

 

بچه های هنرستان هم اغلب جدی گرفته نمی شوند وباور اکثر مردم این است که توانایی درسی و هنری بچه های هنرستان کم است و من سعی کردم با شرکت آثار خوب دانش آموزان مستعد خود در نمایشگاه دید مردم را تغییر بدهم.

 

-         موضوع نمایشگاه امسال تان در چه رابطه ای بود؟

 

-          نمایشگاه امسال متشکل از چند تابلوی نقاشی رنگ روغن و پوستر گرافیکی اینجانب و پوستر های دانش آموزان سال سوم رشته گرافیک رایانه ای هنرستان فاطمه زهرا با موصوعات پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و بزرگداشت هفته معلم وموضوع آزاد برگزار در هفته معلم برگزار گردید.که جا دارد از 3واحد از اداره آموزش و پرورش بروجرد که ما را در برگزاری نمایشگاه یاری رساندند.       

 1 - کارشناسی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و سلامت.              

   2-  کارشناسی فنی حرفه ای.             

 3- کا رشناسی مشاوره

تشکر ویژه ای داشته باشم  و همچنین از آقای فرهاد داودوندی هم که همیشه زحمت اطلاع رسانی را به عهده دارند و در جهت ارتقای علمی و فرهنگی شهرستان بروجرد صمیمانه تلاش می نمایید، سپاسگزارم.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مرجان سوار کوب، گفتگو با خانم "مرجان سوار کوب" هنرمند بروجردی، نمایشگاه، نقاشی، فرهاد داودوندی فعالترین وبلاگ نویس ایران، فعالترین وبلاگ ایران، پر بازدید ترین وبلاگ ایران،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو