وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




‍ سرمایه های بروجرد

(قسمت 18)


زنده یاد محمد علی احتشامی


و مهندس منوچهر احتشامی





عکس کاشی تاریخی" خیابان احتشامی" ( خیابان بهار)


تقدیم می شود به پدر و پسری

که افتخار ما بروجردی ها در ایران هستند





به قلم: فرهاد داودوندی- بروجرد:

تاریخ بروجرد سرشار است از اسامی که باعث افتخار این دیار در سراسر کشور عزیزمان بوده اند.

زنده یاد محمد علی احتشامی بزرگ مردی که تاریخ بروجرد نامش را در قلب خود به نیکی یاد نموده، شهرداری بوده که بروجرد را بطور کلی به شهری نوین و پیشرفته مبدل کرده است.

این شهردار مردمی  در همان زمان نیز مورد بخل و حسد تنگ نظرانی قرار گرفته که قصد شان این بوده که این شهردار خوش نام را به طرق مختلف از راه خدمت به شهر و شهروندان بروجردی کنار بگذارند.

 اما داشتن شرافت در وجود این انسان فرهیخته باعث گردیده که در همان زمان، زنده یاد احتشامی بزرگ، رشد بروجرد و رفاه بروجردی ها را مد نظر بگیرد و اینک پس از سالیان سال که از درگذشت این مرد جاوادنه تاریخ بروجرد می گذرد، خداوند مهربان به پاس نیکو کاری های وی، مقام و منزلت زنده یادمحمد علی احتشامی را نزد بروجردی ها بیش از پیش کرده است، تا جائیکه این اولین شهردار مردمی بروجرد که هیچگاه در پی جمع آوری مال دنیا به هر بهایی نبود، نامش اینک بر آسمان  پرستاره بزرگان بروجردی تاریخ این خطه می درخشد.

خوشبختانه مهندس منوچهر احتشامی فرزند شایسته و خلف زنده یا محمد علی احتشامی نیز هم اینک افتخار ما بروجردی ها در عرصه علوم مختلف و بخصوص بعنوان چهره ماندگار راهسازی ایران می باشد.

به پاس بزرگمردی این پدر و پسر، عکس منحصر بفردی از کاشی قدیمی خیابان احتشامی ( نام قدیم خیابان بهار بروجرد) ( که قبلا بنام خیابان احتشامی شناخته می شد) تقدیم می شود به روح زنده یاد محمد علی احتشامی و همچنین تقدیم می شود به مهندس منوچهر احتشامی فرزند شایسته بروجرد که نام پدر و بروجرد را زنده نگه داشته است.



زندگی نامه زنده یاد، محمد علی احتشامی


اولین شهردار بروجرد


فرهاد داودوندی - بروجرد :


زنده یاد محمد علی احتشامی در سال 1286 در بروجرد چشم به جهان گشود . او فرزند حسینقلی احتشامی ( احتشام نظام ) بود و نوه احتشام الممالک و نتیجه احتشام الدوله خانلر میرزا ( پسر هفدهم عباس میرزا نایب السلطنه ) حکمران عربستان ( خوزستان ) و بروجرد و لرستان و مضافات بود .

در کتاب " خوزستان و لرستان عصر ناصری " به کوشش مهندس منوچهر احتشامی ، مکاتبات وی و ناصر الدین شاه و امیر کبیر و میرزا آقا خان نوری به تفضیل آمده است .

محمد علی احتشامی کار خود را در آغاز جوانی در اداره دارائی بروجرد شروع نمود و بعدا در الیگودرزو خرم آباد ادامه داد و در سال 1317 به ریاست دارائی شهرستان نهاوند منصوب شد . سپس به اداره دارائی قزوین انتقال یافت و در سال 1321 عهده دار ریاست دارائی ملایر که به نام ثلاث به حساب میآمد ، گردید . در سال 1326 عهده دار پیشکاری دارائی بروجرد و لرستان شد که در آنزمان خرم اباد و دورود و الیگودرز جزء این پیشکاری به حساب می آمدند .

پس از آنکه به استان کرمانشاه رفت و در سمت ریاست دارائی کرمانشاه بازنشسته شد ، در حدود سالهای 1342 و 1343 که انجمن های شهر ، در شهرستانهای مختلف تشکیل شد ، مردم شریف و خق شناس بروجرد ، محمد علی احتشامی را به عنوان اولین شهر دار شهر خود انتخاب نمودند .

محمد علی احتشامی تمام سعی و توان خود را در آبادانی شهر خود به کار برد و با تمام قوا به معنی واقعی کلمه از صبح تا شام با علاقمندی فراوان این کار را دنبال کرد .

اولین کاری را که شروع کرد ، پاک سازی شهر بود که به واقع بروجرد چهره دیگری به خود گرفت . سپس خیابان بهار را که در مقابل شهرداری بود امتداد داد و آن را به صورت خیابانی بسیار زیبا در آورد که تفریح گاه مردم بروجرد گردید .

مردم قدر شناس بروجرد پس از درگذشت او ، همان خیابان را به نام محمد علی احتشامی نامگذاری نمودند . از کارهای عمرانی دیگر احداث خیابان حافظ بود . چون دسترسی خیابان بحرالعلوم به خیابان ( پهلوی سابق ) خیابان شهدا کنونی امکان پذیر نبود ، با احداث این خیابان دسترسی مردم این دو خیابان به آسانی میسر گردید .

احداث میادین متعدد در چهار راه های بروجرد و تعبه آب نما ها و فواره های زیبا در آنها ، به کلی چهره شهر را عوض نمود .

انجمن شهر نهایت همکاری را با شهردار محبوب خود می نمود ولی فرماندار بروجرد چون اعتبار و شخصیت شهردار جائی برای خود نمائی او باقی نگذاشته بود به مخالفت با شهرداری پرداخت و در حد توان مشکل برای شهر و شهرداری  بوجود آورد .

ولی کاردانی و پشت کار و شخصیت و اعتبار شهردار تمام این مشکلات را پشت سر گذاشت ، چنانچه بعد از اتمام دوره شهرداری و انجمن شهر  ، وزارت کشور برای مدت یک سال و اندی شهردار منتخب مردم را به عنوان شهردار وزارت کشور در کار خود ابقا نمود تا خدمات ناتمام خود را به انجام برساند .

در زمان خدمت خود در شهرداری با مکاتباتی که با سازمان برنامه و وزارت راه نمود ، طرح کمربندی راه ملایر به خرم آباد را به تصویب رسانید که عملیات  اجرائی آن بعدا به انجام رسید . ( کمربندی بروجرد )

یکی دیگر از خدمات ارزنده او تکمیل و توسعه گورستان شهر بود . چون دیگر محلی در محدوده امام زاده جعفر برای تدفین در گذشتگان وجود نداشت و با احداث خیابان جعفری و توسعه شهر ، امکان تدفین در آن محدوده میسر نبود ، لهذا با بازسازی و تنظیم و توسعه  قبرستان جان آباد منطقه آبرومندی برای تدفین درگذشتگان آماده ساخت .

سطح شهر بروجرد از لحاظ آسفالت معابر و بخصوص پیاده رو وضع بسیار نامطلوبی داشت ، شهردار شهر با استفاده از پیمانکاران ذیصلاح تهرانی که دارای کلیه وسایل انجام آسفالت  ، از جمله کارخانه آسفالت و غیره بودند به آسفالت خیابانهای بروجرد  به خصوص خیابانهای خاکی و مرمت پیاده روها اقدام نمود که به واقع شهر چهره یک شهر نو را به خود گرفت .

 در همان سالها بین شهرداران تمام ایران شهردار مشهد در ردیف اول و شهر دار بروجرد در مرتبه دوم قرار گرفت و وزارت کشور وقت به شهردار بروجرد نشان خدمت اهداء نمود .

آنها که عمری از آنها گذشته است خدمات زنده یاد محمد علی احتشامی را همواره به یاد دارند و او را مشمول دعای خیر خود قرار می دهند .

 زنده یاد محمد علی احتشامی در سال 1350 دعوت حق را لبیک گفته و به سرای باقی شتافت و در بهشت زهرای تهران پس از عمری تلاش و خدمت به مردم بروجرد ، در خاک آرمید .

از ایشان سه فرزند بنامهای مهندس منوچهر احتشامی ( ساکن تهران و از چهره های ماندگار  )، پرویز احتشامی ( ساکن کرمانشاه ) و پوران دخت احتشامی  ( فوت نموده ) برجای ماند .





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مهندس منوچهر احتشامی، منوچهر احتشامی، احتشامی، بروجرد، بروجردی ها، محمد علی احتشامی، کاشی قدیمی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

‍ سرمایه های بروجرد

(قسمت 16)

پژمان شاهوردی




به قلم فرهاد داودوندی:


برای معرفی "پژمان شاهوردی" فقط کافیست بگوئیم و بنویسیم " پژمان شاهوردی"، همین و بس!

سیل موفقیت ها، کسب عناوین برتر، چهره ماندگار هنر سال لرستان در ایران، نمایشنامه نویسی، کارگردانی، بازیگری، گویندگی و ......... در ذهن نقش خواهد بست وقتی نام "پژمان شاهوردی" به میان می آید.

مطمئنم اگر چنین نخبه هنری در هر کشور دیگری باشد در همین اوان جوانی برای قدردانی از وی، همایش های ملی در زادگاهش برگزار خواهند کرد.


پژمان شاهوردی فرزند خوش ذوق هنر بروجرد، از خانواده ای هنری که به شعر و موسیقی و نمایش علاقمند هستند قدم در تاریخ هنر معاصر  این دیار گذاشته و توانسته نام خود را با خط زرینی بر آسمان پرستاره هنر بروجرد ثبت نماید.

به واقع پژمان شاهوردی " سرمایه" بروجرد می باشد، سرمایه ای که با فعالیت های هنری اش نام بروجرد را در جامعه تئاتر و نمایش ایران بر سر زبانها انداخته است.

ختم کلام اینکه همه ما عادت کرده ایم که استاد پژمان شاهوردی را پس از بازگشت از حضور در هر فعالیت هنری با دست پر از تندیس و لوح های برتر بودن ببینیم.


شاید بتوان به درستی ادعا کرد، موفقیت های این هنرمند جوان بروجردی دیگر برای مان عادی شده و مطمئنا روزی همه ما متعجب خواهیم شد که وی با حضور در هر جشنواره تئاتر و نمایش در هر گوشه از سرزمین عزیزمان، کمتر از انگشتان یک دست، عناوین برتر برای شهرمان به ارمغان بیاورد.

صمیمانه برای استاد پژمان شاهوردی و خانواده محترمش بعنوان " سرمایه های واقعی بروجرد" آرزوی موفقیت روز افزون داریم.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: پژمان شاهوردی، فرهاد داودوندی، نمایش، تئاتر بروجرد، بروجرد، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
‍ سرمایه های بروجرد

(قسمت 15)

حاج محمد مهرابی




به قلم فرهاد داودوندی:


شک نکنید عامل موفقیت های پهلوان سجاد مهرابی قهرمان بوکس آسیا، پدری با تجربه و دنیا دیده، مردم دار و انساندوست بنام حاج محمد مهرابی است.


مسئول سابق راه های روستایی – عمرانی، امور عشایر، مدیر عامل شرکت فراوری مواد پروتئینی لرستان و کارآفرین نمونه استان در بخش معدن از آن دسته افرادی است که افکار بسیار پیشرفته ای برای رشد این دیار در سر دارد.

بارها در مکان های مختلف هر گاه صحبت از سجاد مهرابی و موفقیت های وی در رشته بوکس شده، سمت و سوی گفتگوها را به این سمت کشانده ام که اگر سجاد دارای خصلت های پهلوانی و مردم داری است و در بین جامعه ورزش و ورزشکاران بسیار محبوب است، رمز و رموز این موفقیت ها را مطمئنا در نزد پدری فرا گرفته که دنیایی از معلومات است.

افرادی که با حاج محمد مهرابی نشست و برخاست داشته اند حتما سخنان مرا تائید می کنند که اگر بروجرد و لرستان تعداد زیادی دلسوز و متخصص کاربلد به مانند حاج مهرابی داشت، اینک می توانستیم شاهد رشد روز افزون این خطه باشیم.

 حاج محمد مهرابی با توجه به خدماتش در عرصه های اجتماعی، فرهنگ، صنعت و ورزش و ... به این دیار "سرمایه" بروجرد به حساب می آید.

صمیمانه برای این مرد دوست داشتنی و فعال اجتماعی آرزوی موفقیت روز افزون داریم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: حاج محمد مهرابی، سجاد مهرابی، حسن شرقی، فرهاد داودوندی، بوکس، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی
‍ سرمایه های بروجرد

(قسمت 14)

حاج رضا ملایری




به قلم فرهاد داودوندی:


شاید خیلی ها در بروجرد در جریان نباشند که در زمان شهرداران قبلی بروجرد، یکی از افرادی که دلسوزانه مشکلات شهر را به سمع و نظر شهرداران می رساند حاج رضا ملایری بود.

حاج رضا ملایری بعنوان مسوول دفتر شهرداران قبلی روابط بسیار خوبی با رسانه های مستقل در دنیای مجازی شهر داشت و تمامی انتقادات را به شهرداران قبلی منتقل می کرد

هر چند که بعضی از این شهرداران متکبرانه خود را علامه دهر می دانستند و به این انتقادات مردمی که دلسوزانه توسط رئیس دفترشان به آنها منتقل می شد، توجهی نمی کردند.

اگر اشتباه نکنم ظاهرا حاج رضا ملایری طی دوران خدمت خود با بیش از 19 شهردار و سرپرست شهرداری بعنوان رئیس دفتر همکاری داشت.

نگارنده شهادت می دهد حداقل طی حدود ده سال اخیر تمامی موارد انتقادات شهروندان که به سایت فرهاد داودوندی گزارش می شد توسط حاج رضا ملایری به شهرداران وقت منتقل و بصورت جدی توسط ایشان مورد پیگیری قرار می گرفت.

به هر حال این چهره فعال در شهرداری بروجرد در شرف نائل شدن به افتخار بازنشستگی است و خوشحالیم که حاج رضا ملایری در دوران خدمت خود بعنوان یک " سرمایه " بروجرد در حد توان خود دلسوزانه برای بروجرد فعالیت کرد.

برای حاج رضا ملایری صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: ‍ سرمایه های بروجرد (قسمت 14) حاج رضا ملایری، رضا ملایری، عباس ملایری، حاج رضا ملایری، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

‍ سرمایه های بروجرد

(قسمت ۱۳)

تیم اتومبیل رانی بروجرد




به قلم فرهاد داودوندی:


اعتراف می کنم با توجه به شناختی که از ورزش بروجرد دارم، یکی از بهترین، با اخلاق ترین، دوست داشتنی ترین و با مرام ترین  تیم های ورزشی در بروجرد" تیم اتومبیل رانی بروجرد" است.

هر گاه در همایش های این رانندگان حرفه ای حضور پیدا می کنم به واقع احساس می کنم اینها نمود کامل یک تیم کامل گروهی هستند که بخاطر تقسیم وظیفه ها، هر کدام از اعضا بخوبی وظائف یک کار تیمی را انجام می دهند.

داشتن اخلاق ورزشی از مهمترین خصلت های اعضای این تیم ورزشی است که باعث شده بدون کمترین حاشیه این ورزش مهیج، زیبا و در عین حال خطرناک را در بروجرد به بهترین نحو و با کمترین حاشیه ممکن انجام بدهند.

اگر بگویم تیم اتومبیل رانی بروجرد می تواند الگوی بسیار خوبی برای پیشرفت دیگر تیمهای ورزشی ما باشد، سخنی به گزاف نگفته ام.

مسوولین محترم ، اعضای دوست داشتنی این تیم و تمامی دست اندرکاران تیم اتومبیل رانی بروجرد برای شهر ما یک سرمایه واقعی در عرصه ورزش به حساب می آیند.

برای همه شان صمیمانه آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: تیم اتومبیل رانی بروجرد، اتومبیل، اتومبیل رانی، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 11)

استاد علی عباس نصرالهی




به قلم: فرهاد داودوندی

 

شاگردانش بیش از حد به وی علاقمند هستند و وی را استادی با شخصیت، مردمی و فردی افتاده می دانند.

به واقع نیز چنین است، استاد علی عباس نصرالهی انسان بسیار شریفی است که با اینکه در فنون رزمی کونگ فو مدارج ترقی را طی کرده است و افتخارات بسیاری در این عرصه کسب کرده، اما از تواضع خاصی در برخورد با اطرافیان برخوردار است

خوشحالیم که شهر ما اساتید بزرگی به مانند استاد علی عباس نصرالهی دارد.

 استاد نصرالهی و نصرالهی ها برای بروجرد یک نعمت هستند و باید قدردان زحمات اینگونه افراد باشیم که با سوق دادن جوانان این شهر به ورزش و اخلاق مداری، دین خود را به این دیار ادا می کنند.

استاد علی عباس نصرالهی برای بروجرد یک "سرمایه" واقعی در زمینه ورزش جوانمردانه است.

برای این استاد با اخلاق فنون رزمی ( نیو کونگ فو) صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم. 





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: علی عباس نصرالهی، نیو کونگ فو، کونگ فو بروجرد، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد، ورزش بروجرد، استاد علی عباس نصرالهی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی


سرمایه های بروجرد

( قسمت 12)

آقای حاج سید مرتضی اسماعیل زاده


به قلم: فرهاد داودوندی


وجود افرادی به مانند آقای حاج سید مرتضی اسماعیل زاده بعنوان یک خیر، معتمد، انسان وارسته و فعال اجتماعی برای هر شهری یک نعمت است.

بعضی افراد به دل می نشینند، با دیدن شان لذت می بری و احساس می کنی که شهر، بزرگ دارد.

سالهاست افتخار دوستی با حاج آقا اسماعیل زاده را دارم و از نزدیک شاهد هستم که این انسان شریف چه خدمات ارزنده ای به بروجرد و بروجردی ها و بخصوص نیازمندان بروجردی ارائه می دهد.

حاج آقا اسماعیل زاده برای بروجرد ما یک "سرمایه" بزرگ و واقعی به حساب می آید.

برای حاج آقا سید مرتضی اسماعیل زاده و خانواده محترم شان و بخصوص همسر گرامی شان که در فعالیت های اجتماعی حضوری بسیار فعال دارند، آرزوی موفقیت روز افزون داریم.


( خوشبختانه در "صندوق خیریه ایتام الغدیر" افراد بسیار شریفی حضور دارند که به امید خدا در آینده به این عزیزان هم خواهیم پرداخت)





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: سید مرتضی اسماعیل زاده، اسماعیل زاده، فرهاد داودوندی، صندوق ایتام الغدیر، صندوق خیریه ایتام الغدیر، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 10)

میثم یاراحمدی




به قلم: فرهاد داودوندی


بزرگ بودن به سن و سال نیست، خصلت بزرگ بودن در رفتار و کردار هر فرد مشخص است حتی اگر فرد مورد نظر بسیار جوان باشد

میثم یاراحمدی از فعالین ورزش کاراته بروجرد که علاوه بر چندین مسوولیت ریز و درشت در کاراته شهر، مسوولیت مربیگری تیم عقاب را نیز بعهده دارد.


وی از آن دست جوانانی است که هر مسوولیتی را قبول کند به نحو احسن انجام می دهد، کاراته که ورزش مورد علاقه اش است که جای خود دارد.


آقا میثم با اینکه بسیار جوان است اما طی همین مدتی که مسوولیتی در کاراته بروجرد و لرستان گرفته علاوه بر داشتن نقش مستقیم و غیر مستقیم در کسب موفقیت های بسیار کاراته بروجرد در ایران، برای تداوم موفقیت های کاراته کارهای بروجردی سنگ تمام گذاشته و می گذارد.


میثم یاراحمدی برای بروجرد یک "سرمایه" است، سرمایه ای که با حمایت استاد منصور دیوکان به کاراته بروجرد جنب و جوش فوق العاده ای داده است.

 

برای آقای میثم یاراحمدی صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: میثم یاراحمدی، کاراته، فرهاد داودوندی، کاراته بروجرد، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد، میثم یاراحمدی کاراته،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 9)

رضا امینایی




به قلم: فرهاد داودوندی


چنان نقش جدی را جدی بازی می کند که اصلا نمی توانی تصور کنی که همین هنرمند در مقابل، نقش طنز و شاد را چنان با استادی انجام می دهد که همه تماشاگران را بر روی صندلی های خودشان میخکوب می کند.

تمامی علاقمندان به تئاتر در بروجرد با نام و چهره آقای رضا امینایی آشنایی دارند.

آقا رضا امینایی هنرمند فعال و بسیار دوست داشتنی بروجرد سالهاست که در عرصه های مختلف هنری حضوری بسیار فعال دارد.

دیده شده که در مراسم های مختلف و در نقش هایی که ایفا کرده و بخصوص در نقش های جدی چنان با تماشاگران ارتباط برقرار کرده که بازی درخشانش بصورت بسیار عالی به چشم آمده است و به قول معروف در مواقع ایفای نقش توسط این هنرمند بروجردی صدا از دیوار در آمده اما از تماشاگران نه!

آقا امینایی هنرمند بسیار توانایی است، مشخص است و ثابت شده که تئاتر و نمایش را بسیار جدی دنبال می کند، البته بر همه این فضائل باید، شخصیت والا و مردمی این هنرمند گرامی را هم افزود که باعث شده بدون هیچگونه شکی از ایشان بعنوان سرمایه واقعی بروجرد در عرصه هنر نام ببریم.

برای آقا رضا امینایی عزیز و مهربان آرزوی بهترین ها را داریم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: رضا امینایی، امینایی، فرهاد داودوندی، تئاتر، هنر نمایش، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی


سرمایه های بروجرد

( قسمت 8)

علیرضا اسدی نژاد




به قلم: فرهاد داودوندی


فقط بیماران بد حال و نیازمند در بروجرد می دانند در آن کیفی که در عکس در دست آقای علیرضا اسدی نژاد دیده می شود چه معجزاتی وجود دارد.

آقای علیرضا اسدی نژاد را اگر بخواهیم توصیف کنم: بزرگمرد مهربان و پزشکیار دوست داشتنی که یار و یاور بیماران نیازمند است. بزرگمردی که اوقات فراغت خود را در محلات حومه شهر به سرکشی رایگان از بیماران نیازمند و بی کس و کار می گذراند.

از نیازمندان برای ارائه خدمات پزشکیاری، دیناری دریافت نمی کند.

( بخوبی می دانم که راضی نیست در وصفش بنویسم، اما برای ترویج خوبی های بیکران که در بروجرد بسیار فراوان دیده می شود باید افرادی به مانند آقای علیرضا اسدی نژاد را معرفی کنیم)

علیرضا اسدی نژاد فردی است که برای بروجرد ما یک موهبت است. بزرگمرد خیری که  نه در حد حرف، که در عمل مردی را معنا کرده است.

برای آقای علیرضا اسدی نژاد دوست داشتنی و خانواده محترمش، بعنوان یک سرمایه واقعی برای بروجرد،  صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: علیرضا اسدی نژاد، پزشکیار، فرهاد داودوندی، نیازمندان، خیر، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 7)

مهندس سید کمال الدین حسینی




به قلم: فرهاد داودوندی


کم یا زیاد، ایده عال یا عالی، نسبتا موفق یا کاملا موفق، به هر صورت که موافقین و مخالفین فوتسال بروجرد حساب کنند، فوتسال بروجرد را در ایران با مهندس سید کمال الدین حسینی می شناسند.

مهندس حسینی در ادامه موفقیت هایش در فوتسال، مدتی است که بعنوان ناظر لیگ برتر فوتسال ایران نیز حضوری فعال دارد.

سالهاست این ورزشکار تحصیل کرده بنوعی یک تنه تنور فوتسال بروجرد را در سطح کشور روشن نگه داشته است، تا جائیکه در حال حاضر مقبولیت خاصی در جامعه ورزش بروجرد دارد.

سید کمال حسینی به واقع سرمایه ورزش بروجرد است و خوشبختانه توانسته طی سالیان اخیر در سطح فدراسیون فوتبال نیز برای فوتسال بروجرد قدم های مثبتی بردارد.

ما نیز برای مهندس سید کمال الدین حسینی که سالهاست صادقانه از جیب خودش هزینه می کند، صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مهندس سید کمال الدین حسینی، سید کمال حسینی، فوتسال بروجرد، سرمایه ورزش، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

‍  رونمایی از کتاب "اونکوژن و سرطان"


صبح امروز طی مراسمی با حضور آقای فرزاد درخشان ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بروجرد در محل این اداره

از کتاب" اونکوزن و سرطان"

ترجمه اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروحرد رونمایی شد.

در این مراسم  علاوه بر مترجمین کتاب فوق، آقایان: فرزاد درخشان ریاست محترم اداره ارشاد بروجرد و حمید آقایی معاونت فرهنگی ارشاد

 و همچنین آقایان: دکتر مجید رضا نوروزی مدیر مسوول نشریه وزین بحرالعلوم و محسن مهربان مدیر هفته نامه وزین تبلور اندیشه دفتر بروجرد  نیز حضور داشتند


لازم به ذکر است ترجمه فارسی این اثر همراه با متن انگلیسی  کتاب، توسط خانم ها:

"فاطمه گودرزی

"هانیه اسدالهی"

 و "فرنوش داودوندی"

انجام گرفته است.

 ضمنا آقای "مهدی نصیری " نیز بعنوان مترجم و ویراستار کتاب، نقش ارزنده ای در چاپ این کتاب داشته است





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: فرنوش داودوندی، فرهاد داودوندی، ‍ رونمایی از کتاب "اونکوژن و سرطان"، رونمایی کتاب، هانیه اسدالهی، محسن مهربان، انکوژن و سرطان،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 6)

برادران ارشاد فر




به قلم: فرهاد داودوندی


جامعه کتابخوان حرفه ای بروجرد مدتهاست با نام برادران "ارشاد فر" آشناست

مدتهاست هر جمعه صبح نقد و بررسی کتابهای  نویسندگان بزرگ دنیا توسط برادران ارشاد فر   با دعوت از اساتید صاحب نظر و با حضور علاقمندان انجام می گیرد

فعالیت های فرهنگی خانواده ارشاد فر  مربوط به چندین دهه است و تقریبا تمامی دانش آموزان بروجردی نیز برای تهیه کتابهای کمک درسی  طی دو سه دهه اخیر با آقای ارشاد فر بزرگ ( پدر برادران ارشاد فر) آشنایی دارند

خوشحالیم که اینک فعالیت های  فرهنگی این خانواده در بروجرد آنچنان پیش رفته که با برگزاری  نقد و بررسی کتابهای معتبر دنیا و همچنین جشن امضای کتاب برای بعضی از نویسندگان بروجردی  و  برگزاری شاهنامه خوانی و .... برگ زرینی به فضای فرهنگی بروجرد افزوده  است.

برادران ارشاد فر "سرمایه های بروجرد" هستند.

به داشتن چنین همشهریان عزیزی افتخار می کنیم






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: سرمایه های بروجرد برادران ارشاد فر، ارشادفر، علی ارشاد فر، فرهاد داودوندی، کتابفروشی ارشاد فر، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 مرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

 سرمایه های بروجرد

( قسمت 5)

آقای مهدی مرادی





به قلم: فرهاد داودوندی


آقای مهدی مرادی مسوول محترم کتابشهر بروجرد از آن گروه جوانانی است که به چندین هنر آراسته هستند.

قاری ممتاز قرآن، مداح اهل البیت (ع)،سخنران و مجری برنامه های مهم مذهبی، برگزار کننده کلاسهای آموزش قرآن بصورت رایگان، آموزش ده ها قاری ممتاز بروجردی در رده های مختلف سنی و معرفی آنها به مسابقات استانی و کشوری و همچنین دارا بودن مسوولیت کتابشهر بروجرد و.... تنها گوشه ای از فعالیت های روزانه این جوان فعال در عرصه فرهنگی شهرمان می باشد.

آقای مهدی مرادی با توجه به سن جوانی و مقبولیت بسیار خوب در سطح شهر و فعالیت های دلسوزانه برای رشد شهرمان، "سرمایه بروجرد" به حساب می آید.

برایش صمیمانه آرزوی موفقیت روز افزون داریم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: کشتی، هیات کشتی بروجرد، سرمایه های واقعی بروجرد، مهدی مرادی، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی
 سرمایه های بروجرد

( قسمت 4)

آقا مهدی یاری





به قلم: فرهاد داودوندی


بهمن 1391 که آقا مهدی یاری بعنوان یک جوان مسوولیت کشتی بروجرد را بعهده گرفت منتقدین بسیاری به این انتخاب ایراد گرفتند.

همان زمان نگارنده طی چند مطلب ورزشی از انتخاب آقا مهدی یاری حمایت کردم و همان زمان معتقد بودم که آقا یاری از جنس کشتی است و کاربلد.

خوشبختانه کمتر از آن زمانی که تصور می شد رئیس جوان کشتی بروجرد آستین همت را بالا زد و تا کنون با پشتکار فوق العاده، موفقیت های بسیاری را برای کشتی بروجرد به ارمغان آورده است.

یادم می آید تیر ماه 1392 آقا مهدی  به دنبال مداوای یکی از برادران خود بود که در بیمارستانی در تهران بستری شده بود و همان زمان دو مسابقه کشتی مهم به عنوان رئیس هیات در بروجرد برگزار نموده  و حتی بخاطر یکی از مسابقات، شبانه خود را از بالین برادر بیمار  از تهران به بروجرد رسانید تا وظیفه ای را که بر عهده گرفته بود بخوبی انجام بدهد.

حالا پس از گذشت 6 سال از قبول مسوولیت کشتی بروجرد توسط آقا مهدی یاری، به جرات می توانیم وی را فردی موفق بدانیم که در حال حاضر بعنوان "سرمایه بروجرد" در زمینه ورزش برای سر بلندی شهرمان شب و روز در تلاش است.

برای آقا مهدی یاری آرزوی موفقیت بیشتر داریم.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: مهدی یاری، کشتی، هیات کشتی بروجرد، سرمایه های واقعی بروجرد، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

 سرمایه های بروجرد

( قسمت 3)

خانواده ورزشکار و احترام به مادر




به قلم : فرهاد داودوندی


آقایان : رضا معطری و علی معطری قهرمان پرورش اندام کشور دهه 80 و مچ اندازی سال 90  از جوانان ورزشکار محجوب و با اخلاق  بروجرد می باشند

این دو برادر ورزشکار لطف خدا و حمایت همه جانبه خانواده، بخصوص مادر عزیز شان که خود در سالیان قبل والیبال  بازی می کرده و همچنین خواهران  گرامی شان که از کوهنوردان فعال  بروجردی  می باشند را رمز موفقیت خود  می دانند

ما نیز لازم می دانیم به پاس قدر دانی  فرزندان ورزشکار خانواده از پدر و مادر گرامی شان، این خانواده ورزشکار را از سرمایه های ورزش بروجرد  بدانیم

@@@@@

(توضیح ضروری سایت فرهاد 90: )

 این شروع فصل جدیدی از نوشته های من ( فرهاد داودوندی) با عنوان " سرمایه های بروجرد" است/

افراد دیگری هم در زمینه های مختلف مذهبی، علمی، ورزشی، دفاع مقدس از تمامیت ارضی کشور عزیزمان، هنری، اجتماعی، سیاسی، ادبی، تاریخی و ....

سرمایه های واقعی بروجرد هستند که در قسمت های دیگر به این عزیزان هم اشاره خواهد شد)





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: رضا معطری، علی معطری، سرمایه های واقعی بروجرد، خانواده ورزشکار، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد، مچ اندازی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 2)

آقای معین گودرزی



به قلم : فرهاد داودوندی

اواخر سال 1391 در حالی که آقای معین گودرزی حدود 9 سال داشت با وی مصاحبه مطبوعاتی انجام دادم، همان زمان گفت: درسش از همه چیز برایش مهمتر است و طوری باید تمرین ویلن را انجام بدهد که به درسش لطمه نخورد.


معین گودرزی متولد سال 1382 بروجرد است و از چهار سالگی نواختن ویلن را نزد پدر خود( آقای رضا گودرزی)  شروع کرده است. بنا به گفته خودش آن اوایل برایش بسیار سخت بود که هر روز تمرین کند.

امشب وقتی برای دیدن هنرنمایی معین در اجرای کنسرت گروه موسیقی " زریاب " رفتم، بسیار خوشحال شدم که آقا معین را موفق در عرصه هنر موسیقی دیدم و از اجرای ویلون وی علاوه بر من، علاقمندان حاضر در سالن هم بسیار لذت بردند.

 اینک پس از گذشت 6 سال مجددا با آقای معین گودرزی  قرار یک مصاحبه مطبوعاتی گذاشتم که بزودی در سایت فرهاد داودوندی خواهید خواند

تا به این طریق بیشتر در جریان قرار بگیریم که طی این چند سال چه اتفاقاتی رخ داد که نونهال دیروز و نوجوان امروزی هنر موسیقی بروجرد بعنوان یک سرمایه هنری شهرمان، چنین توانمند توانست همراه با یک گروه کاملا حرفه ای در زمینه اجرای موسیقی بصورت موفق همراه باشد....



(توضیح ضروری سایت فرهاد 90:  این شروع فصل جدیدی از نوشته های من ( فرهاد داودوندی) با عنوان " سرمایه های بروجرد" است/ افراد دیگری هم در زمینه های مختلف مذهبی، علمی، ورزشی، دفاع مقدس از تمامیت ارضی کشور عزیزمان، هنری، اجتماعی، سیاسی، ادبی، تاریخی و .... سرمایه های واقعی بروجرد هستند که در قسمت های دیگر به این عزیزان هم اشاره خواهد شد)





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: معین گودرزی، ویلون، موسیقی، موسیقی بروجرد، ویولونیست، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

سرمایه های بروجرد

( قسمت 1 )

به قلم : فرهاد داودوندی


دکتر احمد همت فر، دکتر رضا صابونچی، دکتر حمید فروغی پور، دکتر افشین نیکروان را می توان در زمره  سرمایه های واقعی ورزش بروجرد به حساب آورد.

افراد فوق پشتوانه علمی ورزش شهر ما می باشند و خوشحالیم که آسمان پرستاره ورزش بروجرد چنین افراد بزرگی را به جامعه علمی کشور معرفی کرده است.

ورزش  قهرمانی بدون استفاده از تئوری های به روز شده ورزش علمی  راه به جایی نخواهد برد و جامعه ورزش بروجرد باید در جریان قرار بگیرد که از تمام ظرفیت های علمی و اجتماعی بزرگانی به مانند: دکتر احمد همت فر، دکتر رضا صابونچی، دکتر حمید فروغی پور و دکتر افشین نیکروان باید استفاده کنند.

با اینکه با این بزرگان سابقه دوستی صمیمانه دارم اما با افتخار تمام برای اینجانب با دکتر رضا صابونچی افتخار همکاری در زمینه یک هیات ورزشی هم داشته ام.

ختم کلام اینکه بسیار خوشحالم که چنین افراد تحصیل کرده ای را بعنوان سرمایه های واقعی بروجرد در زمینه ورزش اعلام کنم.


(توضیح ضروری سایت فرهاد 90:  این شروع فصل جدیدی از نوشته های من ( فرهاد داودوندی) با عنوان " سرمایه های بروجرد" است/ افراد دیگری هم در زمینه های مختلف مذهبی، علمی، ورزشی، دفاع مقدس از تمامیت ارضی کشور عزیزمان، هنری، اجتماعی، سیاسی، ادبی، تاریخی و .... سرمایه های واقعی بروجرد هستند که در قسمت های دیگر به این عزیزان هم اشاره خواهد شد)





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: دکتر رضا صابونچی، دکتر احمد همت فر، دکتر افشین نیک روان، دکتر حمید فروغی پور، سرمایه بروجرد، سرمایه های بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 تیر 1397 توسط فرهاد داودوندی

در گفتگو با استاد محمد حسین رحمانی

 

جامع ترین فرهنگ موضوعی شعر فارسی

 آماده انتشار می شود


( قسمت دوم )



س : گفته می شود که سرقت مضامین اشعار شاعران از یکدیگر یا نسبت دادن یک شعر به دو یا چند شاعر در طول تاریخ ادبیات فارسی امر رایجی بوده، با توجه به پژوهش گسترده ای که طی این سالها داشته اید، نظرتان در این زمینه چیست؟

ج : سرقت مضامین – نه تواتر -  و یا حتی غزل، قصیده، مثنوی و ... کاملی از یکدیگر و تکرار مضامین خـــود در قالب های گوناگون در میان شاعران، امری رایج بوده است. برای مثال، رودکی سمرقندی مرثیه ای در قالب غزل و به مناسبت مرگ شاعر همعصر و دوست خود « مرادی » با مطلع :

مُرد مرادی، نه همانا که مُرد

مرگ چنین خواجه نه کاری ست خُرد

سروده است و در حــدود ســـه قرن بعد، یعنی قرن هفتم، مولوی بلخی در ابراز ارادت به سنایی غزنوی، غزل خود را با مطلع زیر می آغازد :

گفت کسی خواجه سنایی بمرد

مرگ چنین خواجه نه کاری ست خُرد

و یا نظامی گنجوی که در قرن های ششم و هفتم می زیسته در بیتی می گوید :

سگ بر آن آدمی شرف دارد

که چو خر دیده بر علف دارد

و سعدی حداقل نیم قرن پس از ایشان می گوید :

سگ بر آن آدمی شرف دارد

کو دل دوستان بیازارد

و صدها نمونة دیگر که به هیچ روی نمی توانند توارد باشند.

امیرخسرو دهلوی و خواجوی کرمانی دو شاعر پر آوازة قرن های هفتم و هشتم گویا با یکدیگر بر سر لجاج بوده اند و یا دست کم، یکی با دیگری عناد داشته است. زیرا چندین غزل در دواوین این دو شاعر با تغییرات واژه ای بسیار اندک و یا در نهایت، کم و زیاد کردن یکی دو بیت به چشم می خورد. و کاملاً مشخص است یکی از آن دو شاعر، نه تنها زحمت دیگری را به نام خود ثبت نموده، بلکه خود به خود، وی را نیز، زیر سؤال برده است! نمونه ای از این غزل ها، غزل بسیار دلنشین زیر است:

ابتدا، غزل امیرخسرو دهلوی:

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

گلستان رخت خندیده بر گل

رسانده خط به یاقوت تو ریحان

کشیده خط به کافور تو سنبل

عروسی را که او صاحب جمال است

چه دریابد، گرش نبود تحمل

چو ریش خستگان را مرهم از توست

مکن در کار مسکینان تغافل

اگر گل را نباشد برگ و پیوند

چه سود از نالة شبگیر بلبل؟

به جانت کآنکه بر جان دارم از غم

نباشد کوه سنگین را تحمل

چو از زلفش بدین روز اوفتادم

تو نیز، ای شب، مکن بر من تطاول

خوشا آن بزم روحانی که هر دم

کند مستی به پاداش تعقل

بزن مطرب که مستان صبوحی

از آن مستند و خسرو از تأمل

و اینک غزل خواجوی کرمانی:

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

گلستان رخت خندیده بر گل

رسانده خط به یاقوت تو ریحان

کشیده سر ز کافور تو سنبل

عروسی را که او صاحب جمال است

چه دریابد گرش نبود تحمل

چو ریش خستگان را مرهم از توست

مکن در کار مسکینان تغافل

اگر گل را نباشد برگ پیوند

چه سود از نالة شبگیر بلبل؟

به جانت کآنکه بر جان دارم از غم

نباشد کوه سنگین را تحمل

اگر عمر منی ای شب برو زود

وگر جزو منی ای غم برو کُل

چو از زلفش بدین روز اوفتادم

تو نیز، ای شب، مکن بر من تطاول

خوشا آن بزم روحانی که هر دم

کند مستی به پاداش تنقل

منه عود ای بت خوش نغمه از چنگ

که ساغر بانگ می دارد که غُلغُل

بزن مطرب که مستان صبوحی

ز می مستند و خواجو از تأمل

نمونه های دیگری از این گونه غزل ها، غزل هایی با مطالع:

کجا بود من مدهوش را حضور نماز

که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز

و :

روی نکو بی وجود ناز نباشد

ناز چه ارزد اگر نیاز نباشد

در این دو غزل، حتی یک بیت کم و زیاد نشده و در آنها، تنها تغییرات واژگانی مشاهده می گردد.

امیر معزی و سنایی غزنوی نیز، همعصر یکدیگر و در قرن های پنجم و ششم می زیسته و در زمرة بزرگترین شاعران پارسی گوی بوده اند. حکایت پیشین در این غزل که در دواوین هر دو آنان ثبت شده، تکرار شده است:

در آغاز، غزل امیر معزی:

بس که من دل را به دام عشق خوبان بسته ام

از نشاط روی ایشان توبه ها بشکسته ام

جسته ام او را که او را دیده تیر انداخته ست

تا دل و جان را به تیر غمزة او خسته ام

هر کجا سوزنده ای را دیده ای چون خویشتن

دوستی را دامن اندر دامن او بسته ام

دوستانم بر سر کارند در بازار عشق

من چو معزولان چرا در گوشه ای بنشسته ام

گر به ظاهر بنگری در کار من گویی مگر

با سلامت همنشین و از خصومت رسته ام

این سلامت را که من دارم ملامت در قفاست

تا نپنداری که از دام ملامت جسته ام

نوک خار هجر این یاران مشکین موی را

از جفای دوستان در دیدگان بشکسته ام

و اکنون، غزل سنایی:

بس که من دل را به دام عشق خوبان بسته ام

وز نشاط عشق خوبان توبه ها بشکسته ام

خستة او را که او از غمزه تیر انداخته ست

من دل و جان را به تیر غمزة او خسته ام

هر کجا شوریده ای را دیده ام چون خویشتن

دوستی را دامن اندر دامن او بسته ام

دوستان چون بر سر کارند در بازار عشق

من چو معزولان چرا در گوشه ای بنشسته ام

چون به ظاهر بنگری در کار من گویی مگر

با سلامت همنشینم وز ملامت رسته ام

این سلامت را که من دارم ملامت در قفاست

تا نپنداری که از دام ملامت جسته ام

تو بدان منگر که من عِقد نشاط خویش را

از جفای دوستان از دیدگان بگسسته ام

باش تا بر گردن ایام بندد بخت من

عِقدهای نو که از دُر سخن پیوسته ام

همچنین قصیدة طولانی با مطلع:

جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند

یا هر دوان نهفته درین گوی اغبرند

هم، در اشعار کسایی مروزی و هم، در اشعار ناصرخسرو قبادیانی که هر دو از شاعران قرن های چهارم و پنجم بوده، دیده می شود.

و نیز، این غزل کوتاه و اخلاقی:

چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت

نزدیک خداوند بدی نیست فرامُشت

این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند

انگور نه از بهر نبیذست به چرخُشت

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا که: کرا کشتی تا کشته شدی زار؟

تا باز که او را بکشد؟ آن که ترا کشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

هم، منسوب به رودکی شاعر قرن های سوم و چهارم و هم، ناصرخسرو شاعر قرن های چهارم و پنجم است.


موارد سرقت یا دست کم انتساب تک بیتی، دو بیت نخست از یک شعر و به ویژه رباعی با تغییراتی اندک و یا بدون کمترین تغییری به چند شاعر، آن قدر فراوان بوده که مؤلف ناگزیر از پرداختن به آنها و مواردی از این قبیل در کتاب جداگانه ای با عنوان «سرقت در شعر فارسی» شده است. و نکتة عجیب و شک برانگیز در این زمینه اینکه، بسیاری از رباعیات شاعران قبل و بعد از باباافضل کاشانی در مجموعة اشعار این شاعر دیده می شوند! جز در مواردی کــه می توان حکم قطعی پیرامون سرقت اشعار صادر کرد، مشخص نیست که چرا این اقدام غیراخلاقی؛ آنهم به وفور رخ داده است؟ و آیا کاتبان اشعار شاعران، فی المثل دیوان شاعری از شعرای قرن هشتم را پیش تر از دیوان شاعری از قرن هفتم به نگارش درآورده و خود با سلیقة خویش به جا به جایی اشعار مبادرت ورزیده و یا اینکه خود شاعران دست به سرقت اشعار یکدیگر زده اند؟ در اینکه به ویژه در رباعی واژگان هموزنی تغییر کرده نمی توان در رد پای سرقت تردیدی روا داشت. اما، ابهامی که در این زمینه وجود دارد معلوم نیست کدام شاعر با تغییر یکی دو واژه رباعی شاعر دیگری را به سرقت برده و به نام خود ثبت کرده است؟

آنچه مسلم است سرقت مضامین، امری رایج در بین تمامی شاعران پارسی گوی و در همة ادوار تاریخی بوده است. اگر شاعری هم علاوه بر زبان پارسی با زبان دیگری آشنایی داشته، امکان سرقت از مضامین شعرای بیگانه نیز، برایش فراهم گردیده است. صدها نمونه از این قبیل سرقت ها را در کلیات سعدی می توان یافت که جملگی آن مضامین در اصل متعلق به ابوطیّب متنبی شاعر بزرگ عرب – یا به قول ابوالعلای معری بزرگترین شاعر جهان – بوده که در قرن چهارم می زیسته است - در دوران معاصر نیز، برخی از شاعران پا را از سرقت مضامین فراتر گذاشته و به ترجمة اشعار شاعران غربی و ثبت آنها به نام خود مبادرت ورزیده اند! برای نمونه، مضمون یا به اعتباری کل موضوع شعر معروف « قلب مادر » ایرج میرزا متعلق به « ژان ریشه پین » بوده، همان گونه که شعر معروف « آیدا در آینه » احمد شاملو، ترجمة کلمه به کلمه شعر « لویی آراگون » با عنوان « تصویر الیزا در آینه » می باشد. و نیز شعر « روباه و کلاغ » حبیب یغمایی متعلق به « لافونتن » بوده که از قضا، این سه شاعری که مورد سرقت شعری قرار گرفته، جملگی فرانسوی می باشند.

س : گویا تکرار مضامین به عنوان نقطة ضعف سخنوری در اشعار تمامی شاعران نامدار و غیر نامدار وجود دارد، در این مورد چه نظری دارید؟

ج : از نظر تنوع موضوع؛ صائب تبریزی در بین تمامی شاعران پارسی گوی بی رقیب است. و به همین لحاظ، بخش چشمگیری از اشعارش در این مجموعه جای گرفته است. اما، همین شاعر، بارها مضمونی را در قالب های گوناگون گنجانده است.

حتی شاعران داستانسرایی همچون فردوسی، فخرالدین اسعد گرگانی، نظامی و مولوی، هرگز از تکرار مضامین خود در اشعارشان ابایی نداشته اند. و بدیهی ست که در این میان، سهم فردوسی به دلیل پای بندی اش در به خدمت گرفتن هرچه بیشتر از واژگان پارسی، به ویژه واژگانی که در آنها یکی از حروف « پ »، « چ »، « ژ » و « گ » بـــــوده بیشتر و نیز، سهم مولوی در زمینة مثنوی معنوی اش بیشتر از نظامی در داستانهای عاشقانه خمسه اش می باشد. ضمن آنکه، دیوان شمس تبریزی مولوی یکی از شاخص ترین مجموعه های شعری دارای کثرت مضامین تکراری ست. و در نهایت، به این نتیجه می رسیم که اگر مضامین سرقتی و تکراری را از دواوین تمامی سخنسرایان پارسی کم کنیم به تحقیق می توان ادعا نمود که حجم دواوین شان به نصف و یا حتی یک سوم کاهش خواهد یافت. و به این ترتیب، یکی از دشواری های انتخاب ابیات در این مجموعه، همین سرقت و تکرار مضامین بوده که به دلیل کثرت آنها، در بسیاری از موارد، گزیری جز استفاده از آنها نبوده است.

س : در تدوین این مجموعه از چه منابعی استفاده کرده و با چه چالش های احتمالی رو به رو شده اید؟

ج : در گردآوری اشعار این مجموعه، تقریباً همة دواوین شاعران بلند آوازة متقدم و برجسته ترین شاعران متأخر و نیز، بسیاری از تذکرة الشعراهای موجود، و برخی از کتاب هایی که نشانه ای از شعر پارسی در آن به چشم خورده و در مجموع در بر گیرندة صدها هزار بیت بوده، به دقت بررسی شده اند. جالب است بدانید که در جمع آوری اولیة اشعار، نام حدود یکهزار شاعر نامدار و گمنام با بیش از یکصد و شصت هزار بیت دیده می شد که از یک سو، موضوع های شعر بسیاری از آنان با موضوع های مورد نظر این مجموعه همخوانی نداشتند و از سوی دیگر، اصرار مؤلف بر رعایت توالی تاریخی شاعران – که در مورد شاعران گمنام مشقت ها و زمانبری های ویژه خود را داشته – و به نوعی نمایانگر تطوّر شعر پارسی می باشد و نیز، اختصاص حداقل ده نمونه شعر به یک موضوع، سبب گردید اشعار نغز شاعرانی که تاریخ تولد و وفات شان نه تنها در تذکرة الشعرهایی که در اختیار مؤلف بوده، یافت نشد، بلکه در شبکة اینترنت نیز، مشاهده نگردید و یا در صورت داشتن تاریخ تولد و وفات، در منابع مختلف تفاوت فاحش قرنی داشته اند و سرانجام، اشعار شاعران بی نامی که به «لاادری» شهرت یافته اند؛ جملگی حذف گردند. بدیهی ست اشعار موضوع های کمتر از ده نمونه شعر را می باید به این اشعار افزود.

در اینجا از بیم آنکه مبادا در منابع معتبری که مؤلف به آنها دست نیافته، شرح حال و به تبع آن، تاریخ دقیقی از تولد و وفات برخی از شاعران گمنام مورد نظرش یافت گردد، از آوردن نمونه های اشعار آنان خودداری و تنها به ارائة نمونه های اندکی از اشعار شاعران بدون نام اکتفا می گردد.

 





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: محمد حسین رحمانی، گفتگو با محمد حسین رحمانی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

در گفتگو با استاد محمد حسین رحمانی

 

جامع ترین فرهنگ موضوعی شعر فارسی

 آماده انتشار می شود


( قسمت اول )


فرهاد داودوندی- بروجرد:


استاد محمدحسین رحمانی با برخورداری از قابلیت های متعدد و منحصر به فرد در خلق آثار قلمی – چه نثر و چه نظم - سالهاست که به دور از جنجال های رایج تبلیغاتی، در عرصة فرهنگی ایران فعال اند.

فعالیت ایشان در این عرصه، در واقع، قبل از انقلاب و با نگارش قصة « ببری » در قالب شعر نو محاوره ای آغاز شد. قصة مزبور که از مضمونی سیاسی برخوردار بود، در آن سال ها اجازة انتشار بدون سانسور نیافت. اما در بدو پیروزی انقلاب و در بــرهه ای که مقولة سانسور از حوزة انتشارات کشور به کلی رخت بربسته بود، آن قصه به گونه ای مصور مجال انتشار یافت. قصة مورد بحث به عنوان کاری نو در تاریخ قصه نویسی سرزمین مان تحسین بسیاری از صاحبنظران را برانگیخت. ایشان با ورود به دانشگاه تهران و اقامت شان در این کلانشهر، برخلاف انتظار عمومی، قصه نویسی را دنبال نکرده و به مقاله نویسی و نقد و نظر در مطبوعات و نیز، سرودن شعر روی آوردند.

مقاله های وزین شان در زمینه های گوناگون ادبی، هنری، اجتماعی و نیز، سیاسی با اسامی مستعار علی ایروانی، ناصر نامدار و ... و سرانجام، مقاله های ورزشی و عمدتاً در زمینة والیبال و با هدف زنده نگاه داشتن نام اسطوره های تاریخ والیبال بروجرد و ایران؛ چهره ای شاخص از وی را به نمایش گذاشتند. استاد رحمانی در هنر شاعری، به گواهی هر آنچه سروده و در مطبوعات منتشر گردیده و تا به امروز فرصت گردآوری و انتشار آنها را در مجموعه ای مستقل نیافته، از توانمندی قابل ملاحظه ای بهره مند باشند.

برای نمونه، قصیده ای 52 بیتی با مطلع :

بهل این خواب عنانگیر و ز جان کن آهنگ

سفری طُرفه به راه ست مکن خیره درنگ

و یا غزلی 12 بیتی با مطلع :

پیمان محبتی که بستیم

افسوس زیکدگر گسستیم

کــــه قافیة اولی، از جملة سخت ترین قافیه ها و قافیة دومی، درشمار کمترین قافیه های موجود در شعر فارسی می باشد.

و بدیهی ست طولانی بودن ابیات و مضامین بکر هر یک از اشعاری که از این دو قافیه برخوردارند، توانایی هر شاعری را نشان می دهد. گفتنی ست این قصیده و غزل با عناوین « خداوند سخن » و « شراب عشق » در شبکة اینترنت موجود می باشند. و براساس پژوهشی هر چند اجمالی، چنین به نظر می رسد که هر دو آنها، بیشترین تعداد ابیات در طول تاریخ شعر فارسی را به خود اختصاص داده اند.

استاد رحمانی در دو دهة اخیر به موازات کاهش فعالیت مطبوعاتی خود به نگارش کتاب مبادرت ورزیده اند. یــادنامة « استاد مهرداد اوستا » از انتشارات تاریخ فرهنگ معاصر که در مقایسه با دو یادنامة دیگر استاد اوستا، یکی با عنوان « افسوس بی سخن » که به همت حوزة هنری سازمان تبلیغات اسلامی انتشار یافته و دیگری، که توسط ادارة کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان به مناسبت کنگره سراسری بزرگداشت استاد اوستا در بروجرد، منتشر گردید، به مراتب وزین تر بوده و در حال حاضر، معتبرترین کتاب مرجع در زمینة جایگاه هنری استاد اوستا به شمار می رود که نام ایشان بر روی جلد آن نقش بسته است.

افزون بر این کتاب؛ با دو کتاب ارزشمند کاربردی از وی با سبکی خاص در نویسندگی مواجه می شویم؛ یکی، با عنوان « گونه های نگارش در روابط عمومی » که در چهارمین سمپوزیوم بین المللی روابط عمومی اثر برتر شناخته شد و لوح تقدیر و تندیس سمپوزیوم مزبور را از آن خود ساخت و سالهاست که به عنوان دو واحد درسی در رشتة علوم ارتباطات دانشگاههای معتبر کشور تدریس و یا به مثابة کتابی مرجع در درسهای متعدد ایــن رشتة دانشگاهی مورد استفاده قرار می گیرد و دیگری، « پیام و پاسخ در روابط عمومی » که مورد نقد و تحسین بسیاری از استادان علوم ارتباطات و از آن جمله « دکتر امید علی مسعودی » واقع گردیده است. از این دو کتاب به عنوان پدیده های راهگشا در حوزة نگارش علوم ارتباطات یاد شده است.

اما، علاوه بر این کتابها، استاد رحمانی این بار، دست به کاری یا بهتر گفته شود؛ کارستانی زده و آن تدوین مجموعه ای عظیم با عنوان « فرهنگ موضوعی شعر فارسی » است؛ کاری توانفرسا که تنها گردآوری و پالایش اشعار آن 15 سال به طول انجامیده و هم اینک مرحلة تایپ خود را پشت سر می گذارد. تدوین چنین مجموعه ای که در برگیرندة چندین مجلد می باشد، در حقیقت اصلی ترین انگیزة اینجانب برای برگزاری این گفتگو – که بخش هایی از آن، اطلاعات بدیع و ارزشمندی از شعر فارسی را در اختیار خوانندگان قرار می دهد – بوده که آن را با هم پی می گیریم:



س : مهمترین عاملی که موجب ترغیب شما در مبادرت به چنین کار طاقت فرسایی، چه بوده است؟

ج : همان گونه که اطلاع دارید، شعر بخشی از زندگی خانوادة ما می باشد. سابقة جد مادری مان « حاج دوخا محمد رعنا » به عنوان شاعری بزرگ و شخصیتی انقلابی که به جرم مشروطه خواهی ترور شده و ظهور چهرة تابناکی چون « استاد مهرداد اوستا » در چنین خانواده ای، بسیار طبیعی ست که همگی مان از دوران کودکی به شعر گرایش داشته باشیم. به هر تقدیر، همین گرایش سبب گردید از دوران نوجوانی و البته به صورت تفننی، هر گاه با بیت یا ابیاتی اخلاقی از شاعران نامدار، گمنام و بی نام مواجه می شدم، آنها را در دفترچه ای یادداشت می کردم. تا اینکه تصمیم گرفتم به گونه ای اصولی به گردآوری اشعاری با این مضمون بپردازم. اما وقتی وارد این عرصه شدم، خود را مانند شناگری یافتم که با همة مهارتش، امواج نیرومند دریایی متلاطم، او را به هر سو که می خواهد می برد. و همین امر موجب شد که دامنة فعالیتم را در این زمینه گسترش دهم و فرهنگی تا حد امکان جامع از شعر فارسی را تدوین نمایم؛ آنهم فرهنگی که شعر فارسی را از کهن ترین ادوار تاریخی تا دوران معاصر شامل می گردد.

س : بحث کهن ترین ادوار تاریخی یا به اعتباری دوران باستان را به میان آوردید، در آن روزگار، شعر چه جایگاهی در فرهنگ ایرانی داشته و نخستین سرایندگان شعر فارسی چه کسانی بوده اند؟

ج : عصر ساسانیان و عمدتاً دورة حکمرانی خسروپرویز را می توان « دوران طلایی موسیقی » ایران باستان و حتی تمام طول تاریخ این سرزمین نامید؛ یعنی برهه ای که پادشاهان این امپراتوری اهمیت ویژه ای را برای موسیقی قایل بودند و حمایت حیرت آوری را از آن به عمل می آوردند. با ظهور موسیقیدانان نابغه و بی همانندی همچون باربد، نکیسا، سرکش، رامتین، بامشاد و ... محبوبیت این هنر فراگیر در جامعة آن روزگار ایران، تقریباً امکان رواج و رونق هر هنر دیگری و از آن جمله شاعری را سلب کرده و یا دست کم تحت الشعاع درخشش خیره کنندة خود قرار داده بود. به هر تقدیر، بر طبق کهن ترین اسناد موجود، قطعة زیر نخستین اثر منظوم در عصر ایران باستان با ترجمه‌ی فارسی امروزی می باشد :

خورشید روشن و ماه فروزان؛

می درخشند و نور می افشانند،

از تنة یک درخت.

پرندگان تابناک؛

به شادمانی چتر می زنند بر آن،

چتر می زنند؛

کبوتران و طاووسان رنگارنگ.

افزون بر این قطعه و قطعات دیگری نظیر آن، در دوران باستان با اشعار دارای اوزان عروضی شاعران گمنامی همچون « خطیری » – که با « خطیری » شاعر قرن ششم فرق داشته – نیز، مواجه می شویم که بیشتر در زمینة هزل و هجا ذوق آزمایی می کرده و قصیدة هجائیه شعرا را جواب داده است. پاره ای از اشعار او در « لغت نامة اسدی طوسی » - « لغت فُرس » – به چشم می خورند.

خطیری در بیتی این گونه جهان را توصیف می کند:

می بدانید کاین جهان فسوس

همه باد است و حیلت و دلغم

اشاره به « قصیدة هجائیه شعرا » و پاسخ خطیری به آن، حاکی از این حقیقت است که در روزگار او شاعران دیگری نیز، می زیسته اند.

« خفاف » یکی دیگر از شعرای باستانی ست - که او نیز، با خفاف بن نُدبه شاعر عصر اعراب جاهلی که بعدها در شمار اصحاب پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) قرار گرفته، فرق داشته – و اشعارش در « لغت فُرس » دیده می شوند.

خفاف در بیتی پیرامون گفتار خوش چنین سروده است :

چیست از گفتار خوش بهتر که او

مار را آرد برون از آشیان

اشعار این دو شاعر، به این دو بیت منحصر نمی باشند و در مجموعة حاضر با ابیات بیشتری از اشعار آنان برخورد خواهیم کرد.

برخی از پژوهشگران بــرخلاف مستندات تاریخی موجود، شاعران کلاسیک سرای عصر ایران باستان را نادیده انگاشته اند. بر همین اساس، اغلب این پژوهشگران ابوحفص سغدی را نخستین شاعر پارسی گوی پنداشته اند. اما محمد عوفی علی رغم نظریة آنان، ابوالعباس مروزی را که در قرن دوم هجری می زیسته، اولین شاعر پارسی گوی دانسته است. چه بسا شاعران دیگری نیز، همعصر این شاعر بوده و تا امروز گمنام مانده اند.



س : رونق شعر فارسی و تطور آن از چه عصر تاریخی یا بهتر گفته شود دورة حکمرانی یا پادشاهی آغاز شده و چه مسیری را پیموده است؟

ج : بارقة درخشش شعر کلاسیک پارسی در قرن سوم و در دوران طاهریان و صفاریان با ظهور شاعرانی همانند حنظلة بادغیسی، محمد بن وصیف سگزی، فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی پدیدار شد و در دوران سامانیان شاعران نامدارتری همچون رودکی سمرقندی، دقیقی طوسی، ابوشکور بلخی، شهید بلخی، کسایی مروزی، عمارة مروزی و ... پا به عرصة ادبیات پارسی گذاشتند. در دهه های نخستین حکومت غزنویان - قرن چهارم تا ششم - با ظهور شاعران بزرگی چون فردوسی طوسی، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی، عسجدی مروزی و ... و نیز، چند دهه بعد، شاعرانی چون مسعود سعد سلمان، سید حسن غزنوی، عثمان مختاری غزنوی و ... شعر پارسی به اوج شکوفایی رسید و با اقبال روزافزون سلاطین و حتی عامة مردم رو به رو گشت؛ تا جایی که هنر شاعری برای شاعران نامور به عنوان شغلی در دربار فرمانروایان به ثبت رسید. و شاعران مشهور درباری بیشترین تلاش خویش را در مدح حکمرانان بـــــه کار می بستند. و هر چه در بزرگ کردن ممدوح خود توفیق بیشتری داشتند، صله و انعام بیشتری دریافت می کردند. و بدیهی ست که در این میان، قصیده سرایی کـــه ظرفیت بیشتری برای این منظور داشت، بیشتر از دیگر گونه های سرایش شعر، رواج یافت. علاقه مندی مفرط سلطان محمود غزنوی به شعر، هنر شاعری را بیشتر از هر دوره دیگری در تاریخ پادشاهی ایران رونق بخشید؛ تا جایی که گفته می شود چهارصد شاعر در دربار این سلطان کشورگشا و در عین حال سفاک، ارتزاق می کرده و برخی از آنان همچون عنصری، از تمـوّلی افسانه ای بهره مند شده اند. از همین روی، خاقانی شروانی در بخشی هایی از قطعة خود با ردیف عنصری، در این باره چنین سروده است :

به تعریض گفتی که خاقانیا

چه خوش داشت نظم روان عنصری

بلی شاعری بود صاحب قبول

ز ممدوح صاحبقران عنصری

به معشوق نیکو و ممدوح نیک

غزل گو شد و مدح خوان عنصری ...

به دور کرم بخششی نیک دید

ز محمود کشورستان عنصری

به ده بیت، صد بدره و برده یافت

ز یک فتح هندوستان عنصری

شنیدم که از نقره زد دیگدان

ز زر ساخت آلات خوان عنصری

دهم مال و بس شاد باشم کنون

ستد زرّ و شد شادمان عنصری

به دانش توان عنصری شد ولیک

به دولت شدن چون توان عنصری

در حکومت سلجوقیان که در قرن های پنجم و ششم، با حکومت غزنویان مقارن گردیده بود، شاعرانی چون فخرالدین اسعد گرگانی، ناصرخسرو قبادیانی، قطران تبریزی، امیر معزی نیشابوری، انوری ابیوردی، ادیب صابر ترمذی، عبدالواسع جبلی و ... مورد توجه این سلسلة پادشاهی قرار گرفتند. و اگرچه بعضی از سلاطین آن، مثل ملکشاه و شاید به تأسی از خواجه نظام الملک، اعتقادی به شعر نداشتند. اما، در مقابل، پادشاهانی همچون آلب ارسلان – که امیر معزی را امیرالشعرای دربار خود خواند – و سلطان سنجر دوستدار شعر بودند و این شاعر را مورد عنایت ویژه خویش قرار دادند. گفته شده، امیر معزی که تازه به دربار سنجر راه یافته بود، بـــــــه خاطر سرودن فی البداهة این رباعی در توصیف هلال ماه نو :

ای ماه چو ابروان یاری گویی

یا نی چو کمان شهریاری گویی

نعلی زده از زرّ عیاری گویی

در گوش سپهر گوشواری گویی

اسبی به ارزش سیصد دینار نیشابوری به عنوان صله از آن سلطان دریافت می کند. و در پاسخ به این سخاوتمندی، رباعی زیر را، باز هم به صورت فی البداهه سروده و آن را تقدیم شاه می نماید:

چون آتش خاطر مرا شاه بدید

از خاک مرا بر زبر ماه کشید

چون آب یکی ترانه از من بشنید

چون باد یکی مرکب خاصم بخشید

و این بار، سلطان سنجر او را یکهزار دینار می بخشد.

روایت دیگری از سرودن این رباعی وجود دارد که در آن، از همراهی امیر معزی با سلطان سنجر به هنگام غروب آفتاب و در بازگشت از شکارگاه اشاره دارد و سلطان به محض مشاهدة هلال ماه نو از امیر معزی می خواهد که در توصیف آن، شعری بسراید و پس از سرودن رباعی مزبور، سلطان سنجر به نشانة تمجید، اسب گرانبهای نژاد عربی خود را با اسب امیر معزی معاوضه می کند.



باز هم در قرن های پنجم و ششم و در دوران حاکمیت آل افراسیاب و ظهور شاعرانی همچون عمعق بخارایی و سوزنی سمرقندی و در عصر فرمانروایی اتابکان و خوارزمشاهیان و پدیدار شدن شاعران بزرگی چون سنایی غزنوی، خاقانی شروانی، نظامی گنجوی، عطار نیشابوری، رشیدالدین وطواط، ظهیر فاریابی و ... قصیده همچنان به عنوان بهترین ابزارهای مدیحه سرایی بیشترین امکان های جولان در عرصة شعر پارسی را به خود اختصاص داده بود. و دیگر انواع شعر، مثل غزل، قطعه، رباعی، دوبیتی و ... آهسته آهسته در کنار این نوع شعر، پیش می رفتند. ضمن آنکه، گونة مثنوی نیز، با ظرفیت نامحدود خود و خلق شاهکارهایی مانند شاهنامة فردوسی طوسی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی، خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی گنجوی و نیز، مثنوی معنوی مولوی بلخی؛ به ترتیب، در داستانسرایی حماسی، عاشقانه و عارفانه، در قالب این نوع شعر، جایگاه ویژة خود را داشت. تا اینکه با روی کار آمدن حکومت مغول و تیموری در قرن های هفتم تا نهم و ظهور شاعران عمدتاً غزلسرایی همچون سعدی شیرازی، فخرالدین عراقی، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، اوحدی مراغه ای، همام الدین تبریزی، حافظ شیرازی، سلمان ساوجی، کمال خجندی و ... در عرصة ادب، غزل به اعتلای واقعی خویش دست یافت و به مرور زمان رونق اولیة قصیده، رو به افول گذاشت.

و این سیر نزولی در قرن های دهم و یازدهم و در عصر صفویه با ظهور شاعران غزلسرایی چون هلالی جغتایی، اهلی شیرازی، بابا فغانی شیرازی – مشهور به حافظ کوچک - عرفی شیرازی، وحشی بافقی، محتشم کاشانی، کلیم کاشانی، صائب تبریزی و ... و نیز، در قرن های دوازدهم و سیزدهم و در دوران افشاریه و زندیه و قاجاریه و پا به عرصه گذاشتن شاعرانی همچون، هاتف اصفهانی، حزین لاهیجی، طبیب اصفهانی، فروغی بسطامی، آذر بیگدلی، نشاط اصفهانی و .... و حتی در دوران مشروطیت با ظهور شاعران غزلسرایی مانند فرخی یزدی، عارف قزوینی و ... همچنان ادامه داشته است. اما این واقعیت را نباید نادیده انگاشت که تا عصر قاجار، کماکان شاعری به عنوان شغلی در دربار پادشاهان به شمار می آمده است. و در این میان، شاهان و شاهزادگانی نیز، که از ذوق شعری بهره مند بوده، اغلب موارد به صورت تفننی و گاه به صورت جدی و در حد گردآوری دیوانی، به سرودن شعر پرداخته اند. فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار از جمله پادشاهانی به شمار می آیند که دواوینی از خود به یادگار گذاشته اند. افزون بر قصیده که اصولاً از ماهیتی مدیحه ای برخوردار بوده، غزل نیز، در بسیاری از موارد و به اعتباری، نوعی مدح را در خود مستتر داشته است؛ با این تفاوت که در قصیده خطاب شاعر عمدتاً به شاه یا قدرتمداری دیگر و در غزل خطاب او اغلب به معشوق یا معشوقة زمینی بوده است. و البته، در این میان، تعداد انگشت شماری از شاعران عارف، مانند بایزید بسطامی، حسین منصور حلاج، خواجه عبدالله انصاری، ابوسعید ابوالخیر، شاه نعمت الله ولی، عمادالدین نسیمی، قاسم انوار، اسیری لاهیجی، سیدای نسفی، حاجب شیرازی، فروغی بسطامی و ...  همواره به معبود آسمانی خویش می اندیشیده و در گونه های مختلف اشعار خود بـــا مضامین عارفانه، بیشتر به ستایش او می پرداخته و جز در آرزوی وصلش به سر نمی برده اند.

از مضامین عارفانه که بگذریم، اگر بخواهیم در زمینة مضامین اخلاقی – اجتماعی در اشعار شاعران پارسی گوی، بررسی دقیق و جامعی داشته باشیم، در میان صدها شاعر نامدار و گمنام، این گونه مضامین را می باید بیشتر در اشعار شاعرانی همچون رودکی سمرقندی، فردوسی طوسی، ناصر خسرو قبادیانی، سنایی غزنوی، مسعود سعد سلمان، خاقانی شروانی، نظامی گنجوی، عطار نیشابوری، مولوی بلخی، سعدی شیرازی، حافظ شیرازی، صائب تبریزی، بیدل دهلوی، ملک الشعرای بهار، پروین اعتصامی، فرخی یزدی و ... جستجو کرد.



( پایان قسمت اول ....)





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: محمد حسین رحمانی، گفتگو با محمد حسین رحمانی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

در گفتگو با استاد محمد حسین رحمانی

 

جامع ترین فرهنگ موضوعی شعر فارسی

 آماده انتشار می شود


( قسمت سوم)

خلق روزگار

با خلق روزگار سلامّی و والسلام

گویی اگر غلام تو ام می فروشنت

نیک و بد

نیک و بد هرچه کنی بهر تو خوانی سازند

جز تو بر خوان بد و نیک تو مهمانی نیست

گنه از نفس تو می آید و شیطان بدنام

جز تو بر نفس بداندیش تو شیطانی نیست

بخت بد

از بخت بد است بی سرانجامی من

وز سستی طالع است ناکامی من

هر چند به حال خویشتن می نگرم

جمع آمده اسباب پریشانی من

زلف ماهرو

بیچاره دلم چو محرم راز نیافت

واندر قفس جهان هم­آواز نیافت

در زلف سیاه ماهرویی گم شد

تاریک شبی بود، کسش باز نیافت

عذر بدتر از گناه

بد کردم و اعتذار بدتر زگناه

چون هست در این عذر سه دعوی تباه

دعوی وجود و دعوی قدرت و فعل

لا حول  و  لا  قوة  الا  بالله

و یا این دو بیتی که در حاشیة نسخة خطی احیاء العلوم تحریر شده و با زیبایی هرچه تمام تر لئامت لئیمان را ترسیم کرده است :

طلب مکن ز لئیمان نوای عیش و طرب

که آن طرب به جفای طلب نمی ارزد

خوش است شیر شتر تشنگان بادیه را

ولی به دیدن روی عرب نمی ارزد

افزون بر این موارد، به تک بیتی هایی برخورد شده که شعرای شان بدون پیشوند و پسوند بوده؛ مثل « ادیب » که معلوم نبود منظور از ادیب؛ ادیب صابر، ادیب سمرقندی، ادیب همدانی، ادیب نیشابوری، ادیب پیشاوری و یا ادیب بیضایی بوده است و به این ترتیب؛ چاره ای جز صرف نظر کردن از اشعار هر چند نغز تمامی آنان نبوده است.

مشاهده می گردد که اگر در گردآوری اشعار مجموعة مورد بحث، ملاحظاتی که به آنها اشاره شد، رعایت نمی گردید؛ با مجموعه ای که دست کم دو برابر اشعار این مجموعه را در خود جای داده بود، رو به رو می شدیم. و از همین روی، ده ها هزار بیت از ابیاتی که متعلق به صد ها شاعر بودند – و البته با حسرت – کنار گذاشته شدند.



س : در انتخاب اشعار این مجموعه، چه اولویت هایی را در نظر داشته اید؟

ج : اولویت انتخاب اشعار، مبتنی بر تک بیتی می باشد که زودتر به ذهن می نشیند؛ و همان گونه که پیش از این اشاره شد، حداقل اشعار منتخب برای هر موضوع ده نمونه می باشد. و تنها موارد معدودی – که شمارشان به ده موضوع نمی رسد - از این قاعده مستثنا گردیده اند. ضمن آنکه، از دو بیتی و رباعی به دلیل پیوستگی مضمونی و در موارد نادری از سه و یا چهار بیت نیز، استفاده شده که هر یک از آنها در شمارش، همسان با تک بیتی به حساب آمده اند.

س : بعضی از شعرا اسامی و القاب متفاوتی دارند، بـــه منظور جلوگیری از سردرگمی خوانندگان، در این زمینه چه چاره ای اندیشیده اید؟

ج : برخی از شاعران نام های متعددی و یا افزون بر نام ها، القابی نیز، داشته اند. برای مثال؛ ابوطالب کلیم؛ کلیم کاشانی، فیضی هندی؛ فیضی دکنی و فیضی فیاضی، بیدل دهلوی؛ ابوالمعانی، ایرج میرزا؛ جلال الممالک و علی اصغر حکمت؛ حشمت الممالک می باشد. و در این مجموعه، نام یا لقبی که برای این گونه شاعران مشهورتر بوده، انتخاب گردیده است. یعنی؛ کلیم کاشانی، فیضی دکنی، بیدل دهلوی، ایرج میرزا و علی اصغر حکمت. 

گاهی از نام و نام مستعار شاعر یا شاعره هر دو استفاده شده است. مثل مهری هروی ( مهر النساء ) و در مواردی تعمداً دو نام یا نام مستعار به صورت جداگانه آمده، مثل سیف اسفرنگ و یا سیف اسفرنگی و طاهرة قرة العین یا قرة العیون – که منظور فاطمة برغانی ست – و در سایر موارد تلاش گردیده تا ضمن رعایت اولویت اختصار، اسامی درج شده در زیر اشعار شاعران، منطبق با اسامی درج گردیده در فهرست دوره های تاریخی آنان باشد تا از این رهگذر، امکان دسترسی به اسامی کامل شان نیز، فراهم گردد.

س : این گونه که از قراین بر می آید، برای نخستین بار و برخلاف عرف رایج در تدوین فرهنگ ها، به جای ترتیب الفبایی، اولویت را به دسته بندی موضوعی و در بسیاری از موارد گروه های موضوعی داده اید؛ اگر چه احتمالاً آنها از ترتیب الفبایی خاص خود در فهرست این مجموعه برخوردارند، با توجه به دشواری چنین روشی و چالش های آن، اگر ممکن است در این زمینه به تفصیل توضیح دهید؟

ج : این مجموعه، به لحاظ تنوع موضوعی در حقیقت جامع ترین فرهنگ های شعر پارسی می باشد که برای نخستین بار با چنین روشی فراهم شده است و دسته بندی موضوعی آن که کاری بس دشوار بوده، سبب گردیده که در موارد اندکی بعضی از عناوین شعری تکرار شوند. برای نمونه، وقتی بحث « عشق » در میان بوده، موضوعی با عنوان «مطرب عشق» دیده می شود و هنگامی که بحث « طرب » به میان آمده، این موضوع الزاماً تکرار گردیده است. در برخی از موارد نیز، موضوع های یک بحث در بحث دیگری تکمیل گردیده اند. برای مثال در بحث «دل» از « دلبر »، « دلارام » و ... استفاده نشده و در مقابل، ایــــن قبیل موضوع ها در بحث « عشق » به کار گرفته شده اند. و یا، موضوع « عزم سفر » به جای زیر مجموعة «سفر» در زیر مجموعة «عزم» قرار گرفته است.

در موارد اندکی، از مفاهیم موضوع های مختلف استفاده شده که در آنها ملاک؛ مقصود و منظور شاعر بوده است، نه واژه یا واژگانی خاص که در شعر وجود داشته و موضوعی را به خود اختصاص داده اند.

اگر دسته بندی موضوعی؛ آنهم به گونه ای در حد امکان کامل و در پاره ای موارد مفهومی این مجموعه در میان نبود و مؤلف، مجموعة حاضر را به صورت الفبایی و به عنوان سهل ترین راه ها، تنظیم می نمود، بی هیچ تردیدی دست کم پنج سال کمتر وقت و عمر خود را صرف آن کرده بود. شاید اگر مؤلف دیگری به تألیف چنین مجموعه ای همت می گماشت؛ وقتی موضوع « جهان » به میان می آمد تنها به همین واژه می پرداخت. و حال آنکه، در این مجموعه و در بحث جهان ملاحظه می شود که به دیگر مترادف های آن، همچون دنیا، دهر، عالم، گیتی و حتی آسمان، چرخ، سپهر، فلک، گردون، ایام، روزگار و زمانه، که در برگیرندة مفاهیمی از جهان می باشند، پرداخته شده است.

به این نکته باید اشاره کرد که قبل از نهایی شدن فهرست این مجموعه، گروه های موضوعی به مراتب بزرگ تری همچون؛ اجتماعیات، احساسات، اخلاقیات، اعتقادات، مادیات، نفسانیات، طبیعت و ... مورد نظر بودند. ولی به دلیل تداخل معنایی برخی از موضوع های گروه ها با یکدیگر، از این روش صرف نظر و ترجیح داده شد تا هر یک از آنها به گروه های محدود تری تقسیم و مانع سردرگمی خوانندگان ارجمند شوند. برای مثال، مباحث دینی که ابتدا در بخش اعتقادات قرار گرفته بود به ده ها گروه موضوعی محدودتر تقسیم گردیده و تنها اصول و فروع دین در دو گروه موضوعی مجزا قرار گرفته اند. نکته ای که دربارة گروه های موضوعی اصول و فروع دین باید به آن اشاره کرد این است که در این دو گروه، مانند برخی دیگر از گروه های موضوعی، موضوع های پیرامونی هر موضوع نیز، لحاظ گردیده اند. نمونه های این موضوع ها در اصول دین و در موضوع توحید؛ موحد، جبرئیل، روح القدس و وحی و در موضوع نبوت؛ اولیا و انبیا و در موضوع امامت؛ ولایت و ولی و در فروع دین و در موضوع نماز؛ وضو، اذان، مسجد و ... و در موضوع حج؛ حاجی، احرام، عرفات و ... می باشند. به هر حال، هر پژوهشگری با عنایت به اشرافی که به نکته های موضوع مورد پژوهش خود دارد، با نگاهی به فهرست مجموعة پیش روی، به راحتی می تواند اشعار مورد نظر خویش را از جای جای آن برگزیند. ضمن آنکه بسیاری از گروه های موضوعی، مثل بیماری و تندرستی، تقدیر، عمر و ... کامل بوده و در کوتاه ترین زمان ممکن، نیاز پژوهشگران را تأمین خواهند کرد.

در انتخاب عنوان گروه های موضوعی، موضوع یا بهتر گفته شود واژه ای که بیشتر از سایر واژگان قرار گرفته در آن گروه با ذهن مأنوس بوده و یا واژه ای که تداعی کنندة کلیّت آن گروه موضوعی می باشد، در نظر گرفته شده اند.

اکثریت قریب به اتفاق گروه های موضوعی این حاضر، دارای اشتراک معانی بوده نه اشتراک ریشة واژگانی، بنابراین و برای نمونه، در گروه موضوعی اندوه؛ واژگان حزن، غم، ماتم و ... به لحاظ اشتراک معانی در این گروه قرار گرفته اند. و البته در مواردی نیز، تنها اشتراک ریشة واژگانی مبنای تشکیل یک گروه موضوعی بوده است.

در پاره ای از موارد، واژة منتخب عنوان یک گروه، در زیر مجموعة آن گروه به چشم نمی خورد، امّا، به تنهایی در برگیرندة تمامی موضوع های آن گروه می باشد. مثل خانواده که مشتمل بر موضوع هایی مانند، پدر، مادر، فرزند، دختر، پسر، اولاد، عیال و ... و ترکیبات آنها و یا آموزش که موضوع هایی مانند آموزگار، استاد، شاگرد، مربی، معلم، دبستان، مدرسه، مکتب، ادب، آموختن، تربیت، تعلیم، کتاب و ترکیبات و مشتقات بــــرخــی از آنها را شامل می شود.

در برخی از موارد، دو یا سه موضوع که با یکدیگر تا حدودی قرابت معنایی داشته به صورت مشترک به عنوان نمایندة آن گروه انتخاب شده اند. عنوان مشترک « بصیرت »، « حکمت » و « معرفت » نمونه ای از آنهاست. در این گونه موارد، موضوع های آن گروه، در واقع منحصر به همان عنوان و موضوع های احتمالاً پیرامونی آن می شود.

گاهی نیز، وجه اشتراک موضوع ها، سبب گردیده که به صورت مشترک نمایندة یک گروه موضوعی شوند. برای مثال، « ربا » و « زنا » که از جمله محرمات دین اسلام بوده در یک گروه موضوعی و « صدقه » و « وقف » که در زمرة امور پسندیدة این دین می باشند، در گروه موضوعی دیگری قرار گرفته اند.

اسامی و صفاتی که از جملة موضوع های این مجموعه می باشند، عمدتاً به صورت مفرد مورد استفاده واقع گردیده اند. اما، در مواردی، هم به صورت مفرد و هم، به شکل جمع به کار گرفته شده اند. و در موارد نادری نیز، به دلیل کمبود ابیات، به ناگزیر اشکال مفرد و جمع آنها با یکدیگر ادغام شده اند. این ادغام اجتناب ناپذیر، در مورد برخی از موضوع های مترادف نیز، اِعمال گردیده است.

موضوع هایی که دارای دو لفظ می باشند، در انتخاب عنوان، از لفظی که بیشتر رایج بوده، استفاده شده است. مثل عنوان « طالع پیروز » که در برگیرندة « طالع فیروز » نیز، می باشد.

در بعضی از موارد، تنها از معانی غالب واژه ها در دسته بندی گروه های موضوعی استفاده شده است. برای مثال، معانی غالب دو واژه «خبث» و «خبیث» به ترتیب «بد طینتی» و «بد طینت» می باشند. به همین دلیل، در گروه دارای این معانی قرار گرفته اند. و از قرار گرفتن این دو واژه با مفهوم مغلوب «نجاست» و «نجس» در گروه موضوعی « آلوده » صرف نظر گردیده است.

تعدد معانی برخی از واژه ها و اشتراک بعضی از آن معانی با معانی سایر واژگان، یکی از بنیانی ترین دشواری های تفکیک موضوع ها بـــه منظور تشکیل یک گروه موضوعی بوده است. گروه های موضوعی « اندوه » و « بلا » نمونه هایی می باشند کـــــه مانند بسیاری دیگر از گروه های موضوعی، ظاهراً با یکدیگر تفاوت معانی نداشته و می بایست با یکدیگر ادغام می شدند. و حال آنکه، از طریق پژوهشی جامع درخواهیم یافت که معانی یکایک موضوع های هر گروه با گروه دیگر، فرق اساسی دارند.

س : در فهرست هر چند الفبایی این مجموعه، خوانندگان چه گونه راهنمایی شده اند؟

ج : در فهرست این مجموعه، واژه ای که به عنوان نماینده هر گروه موضوعی دارای اشتراک مفاهیم انتخاب گردیده بر حسب توالی قرار گرفتن در آن گروه با علامت « ... » مشخص شده است. برای مثال، اگر آن واژه در ابتدای واژگان گروه مزبور قرار نگرفته باشد، قبل از آن علامت « ... » نمایانگر این نکته است که قبل از این واژه، واژه یا واژگان دیگری وجود دارند. و یا وقتی نخستین واژه، نمایندة چنین گروهی می باشد، علامت « ... » بعد از آن، بیانگر آن ست که واژه یا واژگان دیگری، به دنبال این واژه، سایر موضوع های گروه مورد بحث را تشکیل می دهند. و بدیهی است اگر واژه نماینده یک گروه، در میانة واژگان آن گروه واقع شـــده باشد، علامت « ... » قبل و بعد از آن واژه، بی درنگ ذهن را به این نکته معطوف می نماید که قبل و بعد از این واژه، واژه یا واژگان دیگری قرار دارند.

تنها هنگامی که تمامی موضوع های یک گروه موضوعی از ریشة واژگانی مشترکی برخوردار بوده اند، از علامت «...» به عنوان راهنما در کنار واژة نمایندة آن گروه که به دلخواه انتخاب شده، صرف نظر گردیده است.

برای سهولت دستیابی خوانندگان گرامی به گروه های موضوعی مورد نظر خـــود، در فهرست بندی مجموعة پیش روی، واژة نماینده هر گروه و اولین واژة گروه هایی که دارای چند نماینده بوده به صورت الفبایی در نظر گرفته شده اند.

تلاش گردیده تا موضوع های یک گروه موضوعی تا حد امکان به صورت الفبایی به دنبال یکدیگر قرار گیرند مگر آنکه، تغییرات مفهومی پیش آمده دسته بندی های ویژة خود را اجتناب ناپذیر کرده باشند.

س : آیا موضوع هایی وجود دارند که در این مجموعه قرار نگرفته اند؟

ج : باید اذعان کرد کـــه ذهن مؤلف به برخی از موضوع هایی که بی تردید جای شان در مجموعه پیش روی خالی به نظر می رسد، معطوف نگردیده است. اما، این نکته را نیز، نباید نادیده انگاشت که برخلاف انتظار مؤلف، ابیات اختصاص یافته بـــه بعضی از موضوع ها مثل چپاول، دروغگو، محاکمه و ... حتی به تعداد انگشتان یک دست نرسیده اند.

برخی از موضوع ها نیز، به لحاظ آنکه کاربردشان را در ادبیات پارسی امروزی از دست داده، در مجموعة حاضر جای نگرفته اند؛ موضوع هایی مانند «دژم» و «نژند» - کــــه از قضا دارای معانی مشترکی بوده – نمونه هایی ازآنها می باشند.

بعضی از واژگان یا به اعتباری موضوع ها، از دست آوردهای فرهنگ معاصر می باشند و ابیات مربوط به آنها بسیار اندک بــــوده و یــا اصولاً بیتی پیرامون شان سروده نشده است. بنابراین، نشانی از آنها در این مجموعه به چشم نمی خورد. برای مثال، به موضوع «سیاستمدار» یک بیت اختصاص یافته و برای موضوعی چون «قانونمدار» حتی یک بیت سروده نشده و یا دست کم مؤلف با بیتی از این موضوع برخورد نکرده است.

س : اگر این مجموعه ویژگی های دیگری دارد، در مورد آنها نیز توضیح دهید؟

ج : برای آن دسته از خوانندگان ارجمندی که به دنبال یک واژة موضوعی خاص می باشند نه یک گروه موضوعی، فهرست دیگری در پایان مجموعة حاضر با عنوان « نمایه » و باز هم به صورت الفبایی لحاظ گردیده است. برای مثال وقتی خواننده محترمی در پی یافتن اشعاری با موضوع عینک است می تواند با مراجعه به حرف عین آن را در کوتاه ترین زمان ممکن پیدا کند.

بسیاری از دوستداران ادب پارسی، علاقه مند به شناختن دوره هایی می باشند که شاعران در آنها می زیسته اند. از همین روی، در انتهای این مجموعه، دوره های تاریخی برخی از شاعرانی که مؤلف از بدو تألیف این اثر پژوهشی، با آنان مواجه گردیده و شمارشان به بیش از نهصد شاعر می رسد، با تطبیق منابع گوناگون به منظور کاهش ضریب خطا؛ آنهم برحسب حروف الفبا که یافتن آنها را تسهیل می نماید، درج گردیده است. با این توضیح کـــه ملاک؛ سال های بین تاریخ تولد و وفات شاعران برحسب تقویم قمری بوده، نه دوره هایی که در آنها نشو و نمای ادبی نموده اند. ضمن آنکه، شاعرانی که در این فهرست تاریخی قرار گرفته، لزوماً به این معنا نیست که دارای دیوان اشعاری بوده اند، بلکه بسیاری از آنان در منابع گوناگون تنها شرح حال مختصری همراه با یک نمونه شعر داشته و برخی دیگر، همان یک نمونة شعر را هم نداشته اند.

س : در مورد فرهنگ های موضوعی شعر فارسی که پیش از این انتشار یافته و تفاوتهای آنها با فرهنگ خودتان، توضیح دهید؟

ج : اولین مجموعة فرهنگ موضوعی شعر فارسی را شادروان حسین مکی در سال 1318 شمسی با عنوان « گلزار ادب » و با محوریت تک بیتی که در موارد قابل اغماضی دارای غزل و ترکیب بند می باشد و دومین مجموعه را در سال 1335 شمسی تحت عنوان « گلستان ادب » و مبتنی بر رباعی منتشر کرد. هر چند انتشار این دو مجموعة یک مجلدی با توجه به امکانات کم دستیابی به منابع آن روزگار، در خور تحسین اند؛ اما، ایراد آنها، عدم رعایت توالی تاریخی شاعران و استفادة فراوان از اشعار شاعران بی نام و نشان می باشد. دکتر رحیم عفیفی نیز، در سال 1370 شمسی مجموعه ای صرفاً تخصصی را با عنوان « فرهنگنامة شعری » با دسته بندی ترکیبات، کنایات و اصطلاحات در اشعار شاعران قرن های سوم تا یازدهم قمری و به صورت الفبایی در سه مجلد منتشر نمود. همچنین دکتر احمد خاتمی در سال 1389 شمسی، مجموعه ای تحت عنوان « دیوان موضوعی شعر فارسی » را با استفاده از اشعار 49 شاعر منتخب – از رودکی تا امام خمینی (ره) – به گونة الفبایی و در 22 مجلد منتشر کرد که در آن، کمترین سهم به تک بیتی، دو بیتی و رباعی تعلق گرفته و در مقابل، غزل، قصیده، مثنوی و دیگر انواع شعر شاعران مزبور را برحسب موضوعی که می باید از آنها استنباط شود - آنهم به طور کامل - در خود جای داده است.

همان گونه که مشاهده می شود، این مجموعه، تنها با مجموعه های شعری « گلزار ادب » و « گلستان ادب » قابل مقایسه می باشد که افزون بر تفاوت های بنیانی، آن دو مجموعه، در مجموع دربرگیرندة دویست و بیست و سه موضوع می باشند. و حال آنکه، مجموعة پیش روی، قریب به سه هزار و ششصد موضوع از اشعار صدها شاعر را شامل گردیده است.



س : به عنوان آخرین سؤال، از 15 سالی که عمرتان را بر سر گردآوری این مجموعة به راستی عظیم گذاشته اید، ظاهراً دو سال می گذرد، علت این تأخیر چه بوده است؟

ج : حقیقت امر این است که ناشران اگر چه به فرهنگ هر سرزمینی خدمت می کنند، اما در عین حال، بیش از هر چیز به منافع مالی خود از رهگذر انتشار یک اثر فرهنگی می اندیشند. در زمینة انتشار این مجموعه یک روز با مدیر عامل یکی از معتبرترین انتشاراتی های ایران نشست مفصلی داشتم و در مورد ویژگی های مجموعة مورد بحث و به طور کلی شعر فارسی صحبت کردم. ایشان انسانی شریف و ظاهراً از آن نشست مسرور بودند و به این نکته اشاره کردند که چون وقت مطالعه ندارند معمولاً مؤلفینی نظیر بنده با اطلاعات جامعی که در مورد یک اثر فرهنگی در اختیارشان می گذارند، آن کاستی را جبران می کنند. و اگر چـــه توضیحاتم آن مدیر محترم را به وجد آورده و تحسین شان را برانگیخته بود. برای انتشار این مجموعه این گونه توضیح دادند: ما کمیته ای به نام کمیتة ارزیابی بازار فروش کتاب قبل از انتشار آن داریم. و این کمیته پس از بررسی، سرمایه گذاری یا عدم سرمایه گذاری در مورد یک اثر فرهنگی را اعلام می نماید! و پس از چندی، در تماسی که با یکدیگر داشتیم، ایشان با اذعان به بی نظیر بودن این مجموعه، اظهار داشتند: کمیته مزبور اعلام نموده به دلیل آنکه این مجموعه چنــد مجلدی در واقع مجموعه ای مرجع بوده و مخاطبان خاص خود را دارد، سرمایه گذاری هنگفت روی آن، صرفة اقتصادی ندارد!! البته، انتظار طبیعی بنده وجود کمیته ای بود که ارزش فرهنگی این اثر را تأیید یا رد می کرد. بعد از آن، یکی از دوستان با نفوذ فرهنگی گفتند که سرانجام، اسپانسری را برای انتشار این اثر – به قول ایشان ارزشمند – فرهنگی از میان سازمانهای متمول پیدا خواهند کرد و این مسأله آنقدر به درازا انجامید که بنده از پیگیری آن ناامید شدم. تا اینکه سال گذشته انتشاراتی دیگری حاضر به چاپ و انتشار این مجموعه به تدریج شد، به این معنی یک کارتن از هجده کارتن یادداشت های این مجموعه را تایپ نماید تا بعد از غلط گیری بنده، پرینت صفحه بندی شدة آنرا باز هم برای غلط گیری نهایی برایم ارسال نمایند تا روانة چاپ و انتشار شود. با توجه به اطلاعاتی که در زمینه میزان زمانبری تایپ مطالب داشتم، توقع داشتم، ظرف پانزده و یا نهایتاً یک ماه مطالب تایپ شده را دریافت کنم و در پیگیری هایم گفته شد که تایپیست شان کارهای دیگری را نیز می باید تایپ نماید. خلاصه اینکه، تایپ مطالب آن کارتن بیش از چهار ماه به طول انجامید. و با احتساب زمان غلط گیری بنده و برآورد اینکه انتشار مطالب هر کارتن یک سال به طول خواهد انجامید، از ادامة همکاری با آن انتشاراتی به کلی منصرف شدم. ضمن آنکه، پیشنهاد آن انتشاراتی از بنیان غیرعقلائی بود. چرا که، کل مطالب این مجموعه در ابتدا می باید تایپ و غلط گیری می شدند و در پایان، یک تقسیم بندی منطقی و اختصاص هر بخش به یک مجلد صورت می پذیرفت.

به همین لحاظ، با آموزش کامپیوتری یکی از دوستان، سی دی مطالب تایپ شدة آن کارتن کذایی را غلط گیری کردم و بدیهی ست که اصلاحیة آن را به همان دلیلی که اشاره کردم، برای آن انتشاراتی نفرستادم. با تسلط روزافزون بر تایپ کامپیوتری، سرعت کارم در این زمینه بیشتر شده و در حال حاضر مطالب کارتن دوم و بخشی از کارتن سوم را تایپ کرده ام. گمان می کنم این کار را از روز اول می بایست خودم بر عهده می گرفتم. زیرا از دو امتیاز برخوردارست؛ یکی اینکه، در زمان، صرفه جویی می شود و دیگر اینکه، با توجه به در نظر گرفتن حداقل ده بیت برای هر موضوع، ابیات ضعیف و یا دارای مضامین تکراری بسیاری از موضوع هایی که دهها نمونه را به خود اختصاص داده اند در حد ده تا بیست نمونه کاهش خواهم داد که آنها نیز، به هزاران بیت خواهند رسید. اما، در مقابل با کاستن از کمیت این مجموعه و به تبع آن، افزایش کیفیت آن و در نهایت کاهش حجم مجموعة مورد بحث، ضمن صرفه جویی بیشتر در زمان، هزینة چاپ و انتشار آن، پایین خواهد آمد. و به این ترتیب؛ اگر خدا بخواهد و اتفاق خاصی رخ ندهد و سرانجام، روند کار به همین منوال پیش رود، سال آینده تایپ کل مجموعه پایان خواهد یافت.

 





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: محمد حسین رحمانی، گفتگو با محمد حسین رحمانی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 خرداد 1397 توسط فرهاد داودوندی

" خارهای دل" و " قصه درمانی برای کودکان"


دو کتاب جدید خانم معصومه افراشی رونمایی شد

 

 

سرکار خانم معصومه افراشی 

   متولد 1349

مدرک تحصیلی: کارشناس ادبیات فارسی

از دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد

حیطة فعالیت هنری (شعر- داستان- رمان- مقالات ادبی و پژوهش‌های روان شناسانه و مذهبی و نقد ادبی).




آثار

مجموعه شعر دفاع مقدس (قاصدک‌های بی‌ادعا)

زمان نشر: 82- عروج نور تهران

با حمایت بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس

رمان شب‌نشینی کفتارها (در حیطه نوجوان)

سال نشر 87 انتشارات پالیزان تهران.

با حمایت بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس.

مجموعه شعر چون کبوتر ساده و چون مار هوشیار زمان نشر 89 تهران- نشر پالیزان تهران

زنی از جنس تاریکی نشر (انتشارات شاپورخواست- خرم آباد مجموعه شعر سپید).

غزل بانوهای دامنة چغا (در ارتباط با زنان نویسنده و شاعر بروجردی انتشارات شاپورخواست زمان نشر- 94- خرم‌آباد.

کتاب قصه درمانی برای کودکان( هفتمین کتاب این نویسنده)

کتاب خارهای دل( برداشت های روانشناسی، قرآنی و ادبی از مثنوی مولانا) هفتمین کتاب این نویسنده





مقالات مختلف در زمینه‌های ادبی- نقد روان شناسانه و مذهبی- در روزنامه‌های کثیرالانتشار.

(کیهان- مردم سالاری- ستارة صبح- ابرار- آفتاب ....)

و در روزنامه‌های خارجی (الوفاق- آلیک روزنامه ارامنه).

ترجمه اشعار معصومه افراشی- (به زبان‌های ارمنی- عربی- و ترکی)(در سفارت ترکیه)

اساتید بزرگ نقد ادبی ایران چون استاد عبدالعلی دستغیب- شمسی لنگرودی- علی باباچاهی- کامیار عابدی- پروفسور فراقی (پاکستان)

پروفسور و ارائه کورکچیان (شاعر و نویسندة ارمنی در رابطه با اشعار افراشی نظر داده‌اند.

در کتاب شناخت شاعران معاصر ایران توسط مرحوم مشفق کاشانی نام ایشان ثبت شده است.

در کتاب شعر معاصر ایران نوشته کامیار عابدی نام این شاعر نیز ثبت شده است.

و در کتاب شناخت نویسندگان لرستان نوشته ساسان والی زاده نیز نام ایشان ثبت شده است.

هم اکنون بزرگ‌ترین دغدغه‌ این شاعر و نویسنده خواندن و نوشتن می‌باشد و کتاب‌های دیگری نیز آماده برای چاپ دارند.





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: معصومه افراشی، نویسندگان زن بروجردی، دو کتاب جدید خانم معصومه افراشی، خارهای دل، قصه درمانی برای کودکان،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی



کتاب خاطره حاشیه ها

گرد آوری استاد محسن احتشامی

به موزه فرهاد 90 اهدا شد


افتخاری که نصیبم شد

کتاب "خاطره حاشیه ها" گرد آوری شده استاد محسن احتشامی گرافیست و محقق بروجردی با امضای ایشان

 توسط جناب آقای رضا فلسفی به مجموعه موزه فرهاد 90 اهدا شد








 
  آقای محسن  احتشامی, مدرس, در سال ۱۳۳۹ در شهر  زیبای
 بروجرد متولد شد . ایشان نوه  نوه خانلر  میرزا   احتشام الدوله
 می باشد .  دوران ابتدایی و دبیرستان را در  زادگاهش  بروجرد
 سپری  کرد و در سال ۱۳۶۳ برای  ادامه تحصیل به  تهران رفته
 و در رشته  گرافیک دانشگده  هنرهای زیبای  تهران  مشغول و
 در همانجا هم فارغ التحصیل گشت .  ایشان  در  مورد  خودش
 اینطور نوشته است :
"  سال 1264 ه.ق ، وقتی  ناصرالدین  شاه قاجار عموی بزرگ و
 مورد احترام خودرا با القاب فراوان و نثر پیچیده و پر از اغراق به
 حکمرانی  منطقه  وسیعی  شامل بروجرد ، لرستان  ، بختیاری،
 عربستان (خوزستان)  منصوب کرد ، لابد این فکر را کرده بود که
 خانلر میرزا  مقر  حکومتی خود را در نزدیکترین  منطقه به تهران
 بروجرد قرار خواهد داد ، و به  طور حتم  فکر  نمی کرد محسن
 احتشامی، نوه نوه  خانلر میرزا احتشام الدوله ، در سال  1339
شمسی در همین شهر به دنیا  آید . محسن  احتشامی در سال
 1346 در بروجرد به مدرسه داریوش رفت و درسال 1363 برای
 تحصیل در رشته  گرافیک  دانشکده   هنرهای  زیبای  دانشگاه
 تهران به شهر تهران آمد و از  آن زمان  تا کنون  در  تهران مانده
 است. گرافیست های امروز ایران او را با مهرها  می شناسند ،  
 که  همیشه موضوع مورد علاقه  او  بوده  است . او  با  مهر  و  
 عکسهای قدیمی دست به تجربه های  گوناگونی زده است که
 تا کنون در جایی ارائه نشده اند."
 
    سوابق تحصیلی و کاری :
فارغ التحصیل دوره کارشناسی و کارشناسی  ارشد رشته  گرافیک
مدرس دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد  اسلامی از سال 1371
 تا کنون ، عضو هیات مؤسس و هیات مدیره تعاونی طراحان  گرافیک
 ایران عضو سابق کمیته  انتشارات  انجمن  صنفی  طراحان  گرافیک
 ایران، عضو و  دبیر  کنونی  هیات  مدیره   تعاونی  مسکن  مطبوعات
 کشور  مدرس  تخصصی  رشته  گرافیک  (برای  کنکور  هنر)  ، مدیر
 هنری و  طرح  گرافیک  چند  نشریه  (دنیای  سخن ، سیمرغ ، صنعت
  و مطبوعات، کودکان استثنایی و...)
همکار، مشاور و طراح گرافیک چندین  مؤسسه صنعتی ـ تجاری در
 زمینه  تبلیغات  (شرکت  بین المللی  کومپاس  ایران ،  فوما   ژاپن،
  شرکت بازرسی بین المللی اینترتک ، بیمارستان میلاد و...)
 نمایشگاه ها:
شرکت در کلیه نمایشگاههای دو سالانه گرافیک  ایران از سال
  1365 تا کنون شرکت در اولین و دومین نمایشگاه تصویر گران
  کتاب کودک .
شرکت در نمایشگاه گروهی نقاشی در کیش، 1377
شرکت در نمایشگاه پوسترهای نسل چهار، گالری طراحان آزاد 1378-
 پوسترهای تجربی موزه.
 هنرهای معاصر 1380 - بوف کور (تایپو گرافی) ، گالری سیحون 1381-
 نمایشگاه طراحی پوستر کتاب، کودک، خانواده، نمایشگاه  بین المللی
 کتاب 1382.
    آثار :
 لوگوهای مطبوعات دوره قاجار
 جلد اول «نشانه‌های تاریخ مطبوعات ایران» آماده چاپ شد
  فرشته‌ها
 کتاب سمفونی عشق
 کوره های امید
 کتاب بوعلی سینا
 کتاب نابغه طوس
 مهرهایی از جنس عشق
 ( کتاب مهرهایی از جنس عشق )
(نگاهی گرافیکی به مهرهای دوره قاجار)
 
       منابع  :
   وبلاگ آقای  محسن  احتشامی
    خبرگزاری  کتاب ایران
   انتشارات کتاب خورشید
  * نوشته شده توسط احمد معطری *





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: کتاب خاطره حاشیه ها گرد آوری استاد محسن احتشامی به موزه فرهاد 90 اهدا شد، موزه فرهاد 90، کتاب خاطره حاشیه ها، محسن احتشامی، رضا فلسفی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی


پرچم بروجرد همیشه بالاست

دیدار با حاج محمد لهراسبی

هنرمند، شاعر بروجردی و دوست صمیمی

 زنده یاد پرویز یاحقی


































پرچم بروجرد همیشه بالاست

دیدار با حاج محمد لهراسبی

هنرمند، شاعر بروجردی و دوست صمیمی

 زنده یاد پرویز یاحقی

فرهاد داودوندی- بروجرد:

مدتها بود که شنیده بودم یکی از هم شهر های عزیزمان در منزل شخصی اش دکور ساخته شده دستی بسیار زیبایی دارد.

همیشه گفته و نوشته ام که بروجرد یک شهر خاص است، نه بخاطر اینکه خودم بروجردی باشم( که به بروجردی بودن خودم بسیار افتخار می کنم) بلکه به این خاطر که  هزاران هزار نفر از مردم شهر که همگی عالم، ادیب و شاعر و هنرمند هستند همیشه تاریخ، 
پرچم این شهر را بالا نگه داشته اند.

این شهر ویژه گی خاصی دارد که توسط بزرگان محترم مملکتی به شهر فرزانگان و شهر استعداد های درخشان نامگذاری شده است.

شاید بتوان گفت تقریبا تمامی مردم این شهر ذاتا هنرمند و ادیب به دنیا می آیند.

یکی از این هنرمندان که علاوه بر  سرودن اشعار زیبا در ساختن سازه های دستی با گل ( صنایع دستی) بسیار صاحب ذوق می باشد، حاج محمد لهراسبی است.

وی که  با زنده یاد پرویز یاحقی از بزرگان موسیقی اصیل ایران رفت و آمد خانوادگی داشته و حتی برای این اسطوره موسیقی ایران نیز شعر بسیار زیبایی سروده که مورد توجه خاص زتده یاد یاحقی قرار می گیرد و به همین خاطر هدایای منحصر بفردی از موسیقی ایران را از یاحقی دریافت می کند.

دکور خانگی بسیار زیبای دست ساخته حاج محمد لهراسبی نیز بسیار چشم نواز و منحصر بفرد است که هر بیننده را شیفته خود می کند.

برای ساختن این دست ساخته بسیار زیبا حاج محمد لهراسبی بیش از 6 ماه وقت گذاشته است و به پاس دوستی و رابطه دوستانه ای که بین ایشان و مرحوم یاحقی وجود داشته، نام آن را دهکده یاحقی گذاشته است.

بد نیست بدانیم که زنده یاد پرویز یاحقی کاست های اختصاصی از تک نوازی هایش را با امضای اختصاصی  به وی هدیه داده است.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: پرچم بروجرد همیشه بالاست، دیدار با حاج محمد لهراسبی هنرمند، شاعر بروجردی و دوست صمیمی زنده یاد پرویز یاحقی، محمد لهراسبی، پرویز یاحقی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 بهمن 1396 توسط فرهاد داودوندی

افتخاری دیگر برای بروجرد در دنیای ادبیات

اشعار فرانسوی دکتر محمد زیار

استاد بروجردی دانشگاه های ایران

در پاریس منتشر شد

مجموعه اشعار فرانسوی یک استاد دانشگاه ایرانی در پاریس منتشر شد

 مجموعه اشعار فرانسوی محمد زیار از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی با عنوان 'حدیث دیگران' در پاریس منتشر شد.

مجموعه اشعار فرانسوی یک استاد دانشگاه ایرانی در پاریس منتشر شد
به گزارش خبرنگار ایرنا، محمد زیار نام مجموعه شعر خود 'Alter écho' با عنوان 'حدیث دیگران' را از مولانا الهام گرفته است.
زیار در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت: این مجموعه شامل 40 قطعه شعر در قالب های کلاسیک و نو است که نیمی از این اشعار پیشتر در نشریات ادبی فرانسه، بلژیک و کانادا و نیز ایران منتشر شده اند.

وی افزود: Alter écho نخستین مجموعه شعر یک ایرانی به زبان فرانسوی نیست بلکه در دهه 70 میلادی ، 'داریوش شایگان' دفتری از سروده های فرانسوی خود را با مقدمه 'هانری کربن' Henry Corbin فیلسوف، شیعه‌شناس و ایران‌شناس فرانسوی، در فرانسه انتشار داده بود.

زیار یادآوری کرد: عنوان کتاب شایگان 'از دریا به دریا و از ساحل به ساحل' De mer en mer De rivage en rivage' بود.
'دانیل بروشار' در نقد یکی از اشعار مجموعه Alter écho از آن به عنوان شعر ناب یاد کرده است.

حدیث دیگران توسط انتشارات بین المللی لارماتان در اواخر سال 2017 با مقدمه منظومی از ژاک ژوئه Jacques Jouet نویسنده قرن بیستم میلادی فرانسه ، انتشار داده است.

ژوئه در مقدمه خود تلویحا از تاثیر شعر فرانسه از شعر فارسی و ایرانی سخن گفته است.




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: اشعار فرانسوی دکتر محمد زیار استاد بروجردی دانشگاه های ایران در پاریس منتشر شد، محمد زیار، دکتر محمد زیار، شعر فرانسوی، زبان فرانسه، استاد بروجردی، فرهاد داودوندی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی

"با لاله و رود"

 شعر از زنده یاد استاد غلامرضا شیخ الاسلامی

آن روز

 

         روز بلند بهار بود و من

 

                       با – بود – این جاری مُدام

هم صحبت بودم

 

شاخی  زلاله های کنار  رود

 

             در دستهای ماتمم

   

                              گرفته بودم

 

ناگاه لاله

 

                از دستم رها شد

 

 

                            در امتداد  رود

 

تا انتهای ساکت روز

 

 

                   تا برکه بزرگ شب

 

آن گاه دیدم که

 

                 تاب رفتنم نمانده است

 

با زمزمه گفتم به رود

 

                آه ای جاری "مدام"

 

                من در " بند " ماندنم

 

                تو در "قید" رفتنی

 

                لاله از آن توست

 

                 آن را ببر

 

                              ببر

 

                                   ببر





طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: شعر از زنده یاد استاد غلامرضا شیخ الاسلامی، شعر، زنده یاد، استاد، غلامرضا شیخ الاسلامی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی

استاد غلام عباس خردمند

شاعری که در ورزش هم پیشکسوت است


نوشته: فرهاد داودوندی- بروجرد:


بروجرد از دیر باز به شهر فرزانگان و استعداد های درخشان نامگذاری شده است

وجود هزاران هزار هنرمند و شاعر و ادیب و ورزشکار و  دانشمند و اندیشمند و... در این خطه ، باعث شده  که آسمان پرستاره بروجرد هیچگاه کم سو هم نگردد

جامعه ورزش بروجرد و بخصوص ورزشکاران رشته های همگانی و کوهنوردی  کاملا با  نام استاد غلام عباس خردمند آشنایی دارند و همیشه به نیکی از این مرد همیشه در صحنه ورزش بروجرد یاد می کنند

کتاب مجموعه اشعار " بابونه های وحشی" اثر استاد غلام عباس خردمند شامل 30 قطعه شعر فارسی و 13 قطعه شعر گویشی می باشد که  چند روزی است  از زیر چاپ در آمده و در اختیار علاقمندان به ادبیات و بخصوص  اشعار محلی بروجردی قرار گرفته است.

استاد غلام عباس خردمند  متولد 1325 بروجرد در محله دو دانگه کوی سراب رستم است.

پدر وی میرزا طاهر چند سالی در دفتر شازده احتشام الملک در ملایر مشغول به کار بوده و سپس بنا به دلایلی از آن کار رویگردان می شود و تا آخر عمر به شغل سمساری و امانت فروشی  مشغول می گردد.

استاد خردمند از دوران جوانی به انجمن های ادبی راه پیدا می کند و در سال 1370 موفق به کسب مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی می گردد

( وفا)

هرگز ز می و میکده سرمست نبودیم

ما واله و دیوانه از این دست نبودیم

ما دلخوش از آنیم که در رهگذر عمر

چون اهل دو رنگی و ریا، پست نبودیم

###

(گل کاسه اشکنک)

هنی داری ورمو همه چیان مشکنی

هر چی و دست میا همه اونان مشکنی

گل کاسه اشکنک، مری گرفتی د دست

دس نزه و ایی دلم گنج وفان مشکنی




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: استاد غلام عباس خردمند شاعری که در ورزش هم پیشکسوت است، غلام عباس خردمند، خردمند، فرهاد داودوندی، شاعر بروجردی، پیشکسوت ورزش، غلامعباس خردمند،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 دی 1396 توسط فرهاد داودوندی


راستی نامم چه بود؟؟

نوشته: محیا سادات موسوی


دیشب آرام کنار سفره نشسته بودم رنجیده خاطر به دستان پینه بسته ی پدرم چشم دوخته بودم.

مادر سفره را با نظم خاصی چیده بود تکه نانی به دست گرفتم به چشمان اشکبار خواهرم نگاه کردم عجیب رنگ غم میداد.صدای مهیبی کل خانه را فراگرفت خانه به لرزه افتاد نمیدانم چه شد فقط مادرم را به یاد دارم ناخوداگاه به سمت ما آمد دستان لرزانش را به دور ما حلقه کرد.....

دیگر هیچ به یاد ندارم.انگار ساعت ها گذشته که در زیر خروارها خاک مدفونیم چشمانم نای بلند شدن ندارد کورسوی نوری احساس میکنم کسی نزدیکم میشود مرا از زیر خروارها خاک بیرون میکشند...

ای کاش بیرونم نمی اوردند طعم گس مرگ را چشیده بودم دیگر نمیخواستم بارها بمیرم.من زنده و دیگران ...چشمان غمبار خواهرم ملکه ی ذهنم شده انشب بهانه ی غذای گرم میکرد.

جنازه اش بر دستانم سنگینی میکند بیا خواهرم غذای گرم رسید...پدرم اما...کاش میگذاشتند من هم طعم تلخ مرگ را در میان دهان خاک الودم حفظ کنم.بالگرد بر زمین نشست دستان سرد مادرم در میان دستانم بود مرا به زور از میان خروارها خاک به داخل بالگرد بردند.

چشمانم تا ابد رو به سوی خانه ی خراب شده مان رو به سوی تیکه سفره ای که نقش پرنگش از زیر اجری نمایان بود ماند....

لبانم قاصر از سخن گفتن پرسیدن نامت چیست اما من چیزی جز نقش سفره ی خانه مان به یاد نمی آوردم جز چشمان خواهرم دستان پدرم خنده ی مادرم...

راستی نامم چه بود؟؟






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: راستی نامم چه بود؟؟ نوشته: محیا سادات موسوی، محیا سادات موسوی، محیا، موسوی، زلزله، داستان زلزله،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط فرهاد داودوندی


گفتگو با آقای غلام عباس گودرزی

 

هنرمند بروجردی و پرتوان تئاتر و تلویزیون

 

فرهاد داودوندی- بروجرد:

 

مردم بروجرد با چهره آقای غلامعباش گودرزی هنرمند دوست داشتنی تئاتر و تلویزیون کاملا آشنائی دارند. گفتگوئی با این هنرمند بسیار فعال بروجردی انجام داده ایم که در زیر می توانید بخوانید:

 

-          نمایش،تئاتر، حضور در تلویزیون و مراسم های مختلف در شخصیت های گوناگون از شما چهره فعال هنری ساخته است، علاقمندان می خواهند بدانند غلام عباس گودرزی چگونه شخصیتی دارد، اما قبل از آن مایلیم  خودتان را برای ما معرفی کنید

-           

-          با سلام، غلام عباس گودرزی هستم متولد سال 1342 شهرستان بروجرد خیابان سوزنی

 

-           برویم سر اصل مطلب، چگونه شد به هنر تئاتر علاقمند شدید؟

 

-          آغاز فعالیتم بر می گردد به حضور در کانون پرورش فکری...

 

-          چه سالی؟

-          عرض می کردم، سال 1359 در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زیر  نظر استاد سعید شریفیان حدود دو سال الفبای تئاتر را یاد گرفتم

-          آقای شریفیان بروجردی بودند؟

 

-          خیر، ایشان از مرکز هنرهای نمایشی تهران برای آموزش تئاتر به بروجرد می آمدند.

 

-          بعد چه شد؟

 

-          بعد از دوسال، به عضویت گروه تئاتر شهید بیرانوند در آمدم و حدود چهار سال با این گروه کار کردم بعد از آن با بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی و سر آخر همکاری خود را با ارشاد شروع کردم.

 

-          تاکنون بعنوان بازیگر در چه کارهای هنری شرکت داشته اید؟ مایلیم تا آنجا که خاطرتان اجازه می دهد برای مان بگوئید.

 

-          راستش، در کارهای نمایشی  بسیاری فعالیت داشته ام، اما تا آنجا که حضور ذهن داشته باشم باید بگویم در سمت بازیگری در: کارخانه (کارگردان فرهاد بنائی)، گاوها (کارگردان عبدالرضا فرید زاده)، کلنجار (کارگردان غلام عباس گودرزی)، کارول ( بهرام حقی)، مسیح هرگز نخواهد گریست( بهرام حقی)،راد مردان(غلامرضا عارف نژاد)، بهشت من اینجاست( ماشاله حسین دوست)، آل( عبدالرضا فرید زاده)،

مرگ من مرثیه ندارد( فرشید صمدی پور)،مجسمه( ماشاله حسین دوست)، همیلا( فرشید صمدی پور)،به من افتخار خواهی کرد مادر(مهدی کاکاوند)، تاسوئی( فرشید صمدی پور)،  سفالینه های عشق(فرید زاده)،مرثیه عشق(غلامرضا فرید)،چله نشین( فرشید صمدی پور)، شب غمرنگ مرا کند نور آباد(علی مقدم)،مسلمانان آنسوی دیوار(حبیب اله گودرزی)، مرگ دیگری( سعید مرادی)،

اسم شب( حبیب اله گودرزی)، فروغ جاویدان(غلامرضا فرید)،به امید دیدار( شکر خدا گودرزی)،عروسی خون(پژمان شاهوردی)، غریبه( عباس خسروی)، داستان عامه پسند(غلامعباس گودرزی)، شهر اعداد( حبیب اله گودرزی)، نمایش های طنز مرده شور خانه اکبر، قهوه خانه قنبر 1،  قهوه خانه قنبر 2 ، گرمابه صفدر ، سلمونی صفر  و.......

-          آیا شما در سمت نویسندگی هم فعالیت داشته اید و اگر بوده چند نوشته تان را نام ببرید؟!

 

-          بله! در سمت نویسندگی: دوستی شیر و شتر، دام در دام، بازی بازی با دم شیر هم بازی؟ و ....را در کارنامه فعالیت هایم دارم.

 

-          تا کنون چه مقام هائی به دست آورده اید؟

 

-          بازیگری دوم و دیپلم افتخار در نمایش مرگ من مرثیه ندارد( منطقه زنجان)،دوم بازیگری در نمایش تاسوئی، لوح سپاس به عنوان مرد پر توان جشنواره در نمایش چله نشین، سوم بازیگری در نمایش عروسی خون، سوم نویسندگی نمایشنامه آهو، اول نویسندگی در بازی بازی با دم شیر هم بازی؟ بازیگری اول  در نمایش غریبه.

 

-          با صدا و سیمای  مرکز لرستان هم همکاری داشته اید؟

 

-          در قصه های بابا بزرگ، برنامه صد قسمتی باور،نمایش خانوادگی، سیمای زندگی( مرکز لرستان)، نسیم شبانه، فانوس شب، سریال مثلهای خودمانی، سریال فراموشی، تله فیلم معامله ای با خدا، سریال نامدار و .... تله فیلم نشانی از ماه( مرکز آبادان)، سریال خانواده خوشبخت( مرکز آبادان)، سرایل سرزمین مادری( استان مرکزی)، تله فیلم پسران بلوط، تله فیلم من غلامرضا هستم( مرکز همدان) از دیگر کارهای من در مقام بازیگری بوده اند.


-          برای مان جالب است که شنیده ایم شما دوبلاژ هم کار کرده اید، می شود بیشتر توضیح بدهید؟

 

-          در رشته انیمیشن در سمت مدیر دوبلاژ، صدا پیشه و مشاور فیلمنامه، کله کدو، حسن کجل، قصه بخت، بهروری، آخرین فرستاده، جغله، موچول، گربه سان، در خلوت خورشید، ابوریحان بیرونی، آسان بدانیم فعالیت داشته ام و ضمنا در مقام کارگردانی و نویسندگی و بازیگر در رادیو بروجرد نیز مدتهاست فعالیت دارم.

 

-          کمی هم از مشکلات فعالیت های تان برای مان بگوئید!

 

 

-          اخیرا بعد از نمایش گرمابه صفدر نویسندگی سلمونی صفر را شروع کردیم و به اجرا در آوردیم سال ۹۶ مُرده شورخونه اکبر را نوشتم که با حضور پر شور مردم مواجه شد.

 

درطی این کار با برنامه شبانه شب مهتابی افلاک به تهیه کنندگی جناب حاتمی همکاری داشتم و الان دربرنامه شبانه شومَه به تهیه کنندگی خانم بداغ و کارگردانی جناب محمدفلاح درشبکه افلاک همکاری می کنم .


جناب داودوندی من ازشما انتظار این را دارم که به هنرمندان شهرم  این را بیان کنید که عزیزان، ما با هم دوستیم، چرا باید بعضی ها قدر این دوستی را ندانند و به خاطر یک مسله کوچک همه را به هم بریزند.

 

جناب داودوندی عزیز، من حدود ۳۵ سال است که دارم تئاتر  کارمی کنم با بدترین شرایط کارکردم زجرکشیدم چرا که به کارم عشق داشتم، متاسفانه دراین شهر زیبا دراین شهر هنرپرور و هنردوست عده ای هستند که دوست ندارند که این شهر پرورش و رشد نماید.

 

بیایم بخل وحسد را ازخود دور کنیم به همدیگر عشق بورزیم و دست یکدیگر را به گرمی و با نیت پاک بفشاریم.

 

 هیچ کس نمی تواند جای دیگری را بگیرد و به نظرمن هرکس جا و منزلت خویش را دارد، به همدیگر احترام بگذاریم و به خوبی از هم یاد کنیم.

 

حسد من به دیگران فقط خودم را رنج می دهد نه کس دیگر را، هنر و هنرمندجایگاه دارد، هنر ارزش دارد، ما گروهی بودیم که سعی کردیم گل لبخند را برلبان مردم بنشانیم، چند تیر زهرآگین به سوی ما پرتاب شد که چه و چه و چه

 

آقا ما کارخطایی نکرده ایم، بنده در عرصه تئاتر در زمینه های مختلف کارکرده ام، طنز، جدی، دفاع مقدس، کودک و نوجوان و به طورنسبی در همه آنها موفق بوده ام.

 

باید بگویم  چیه و چه خبرشده که ناگهان عده ای سینه چاک کرده اند که ناجوانمردانه تئاتر را به نابودی بکشانند؟! بد نیست این افراد بدانند که من عاشق هنر مظلوم تئاتر هستم و تا زنده ام ادامه خواهم داد.



-          از اینکه وقت تان را به ما دادید، سپاسگزار شما هستیم، اگر حرف دیگری دارید بفرمائید.

 

-          منهم از شما آقای داودوندی که در زمینه توجه به هنرمندان و ورزشکاران بروجردی بسیار فعال هستید سپاسگزاری می کنم و خطاب به مردم خوب بروجرد می گویم  که برای دیدن نمایش های تئاتر وقت بگذارند تا علاوه بر لذت بردن از دیدن تئاتر، مشوقی برای بازیگران بروجردی نیز باشند 







طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: غلام عباس گودرزی هنرمند بروجردی و پرتوان تئاتر و تلویزیون، غلامعباس گودرزی، گودرزی، نمایش، تئاتر بروجرد، تئاتر، فرهاد داودوندی و غلامعباس گودرزی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی


به مناسبت 6 مهر سالروز

تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد
 
مرحوم حاج آقافهمی  سال1363دانشگاه آزاداسلامی واحدبروجرد،

آقای حبیبی شهردارسابق تهران،شهیدشاآبادی ،حاج ولی شمسیان




طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: به مناسبت 6 مهر سالروز تاسیس دانشگاه آزاداسلامی بروجرد، مرحوم فهمی، دانشگاه آزاد بروجرد، حاج ولی شمسیان، عکس تاریخی، تاریخی، عکس تاریخی از بروجرد،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 مهر 1396 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ