وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh




{ برای تماشایم بیا }


((شعر از كریم مبشری))

بیا آن ناكجا را در اینجا به ثبت برسانیم

حالا از زیباترین چشمان رو در رویت را بیدارم

من به سوی تو می آیم

تكه ای از زبان تورا هم آغوشی این شعر ساخته ام

مثل ریگ می درخشد در تو ریزه های صدایم

تو هم خم می شوی

خورشید می خواهد از سمت تو طلوع كند

و حضور من اتفاق ناگزیر این عصر است

كه راوی بی زمان اتفاقم

باید بلند شوم

چه كسی بالای دفتر عشق مان

تاریخ می گذارد

هرگز نمی ترسم

من به روی تقدس هزار ساله ی شما

عطسه ی آبدار می پاشم

برهنه ایستاده ام

حضور من اتفاق ناگزیر این عصر است

اگر می خواهی باقی این شعر را

برای تماشایم بیا

من تورا بر زیباترین تقویم این شعر نوشتم

به سبك قضا و قدر معامله نكرده ام

شنیده ام كه جا به جا زاییده می شوم

و این باران نقره ای مرا از ،

تمام غزل ها ، فصیده ها ، دو بیتی ها شسته است

من نه ایستاده ام

این حقیقت روح من است كه به فعل در نمی آید

و دست های سیمانی رو در  روی تاریكی

كه تجسم نور برایش مشكل است

علائم مخفی كه در تاریكی گم می شوند

كه نوری برای بخشیدن ندارند

من در تاریكی های سرم

آوازی سپید می خوانم

برای دست های نا آرامم

كه همیشه چیزی كم داشت

برای تنهایی جهان !





طبقه بندی: محمد كریم مبشری نیا( شاعر بروجردی)، 
برچسب ها: کریم مبشری، برای تماشایم بیا، شعر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1392 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic