وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
 
فروشگاه لوازم یدكی اتومبیل ، نجوم ، ورزش ، شطرنج، هنر و علم در بروجرد
tabligh
tabligh


" بیضاء "

نخستن روزنامه بروجرد و لرستان


(قسمت دوم)






" بیضاء "

نخستن روزنامه بروجرد و لرستان


از استاد محمد گودرزی( الف. فرهیخته)، تاریخ نگار معاصر بروجردی


( قسمت دوم)


 زمان نشر بیضاء

      سال 1327 ه.ق./ 1288 ه.ش. سالی پر حادثه در تاریخ ایران است. این سال با اوج­گیری دوبارة موج آزادی­خواهی و مشروطه­طلبی هم زمان است. محمدعلی شاه، که پیش از این در 23 جمادی­الاولی 1326 ه.ق./ 2 تیر 1287 مجلس شورای ملّی را به توپ بست و بساط مشروطیت نوپا را برچید در برابر صفوف به هم فشردة مجاهدانِ مشروطه­طلب که از آذربایجان و دیگر نقاط ایران عازم تهران شده بودند، تاب ایستادگی نیاورد و با سقوط شهر، در 27 جمادی­الثانی 1327 ه.ق./ 25 تیر 1288 به باغ سفارت روسیه در محلة زرگنده تهران پناهنده شد. فاتحان تهران او را از سلطنت برکنار کردند و فرزند خردسالش، احمد میرزا را به پادشاهی برگزیدند. دگرباره نظام حکومتی سلطنت مشروطه بر کشور حاکم شد. با فروپاشی حکومت استبدادی محمدعلی شاه، آن گروه از مدیران روزنامه­ها و جراید که به دلیل اختناق حاکم از شهرهای خود گریخته بودند بازگشتند و به نشر روزنامه پرداختند. حاکمیت دوبارة مشروطیت، زمینه را برای پیدایش حزب­ها و گروه­های سیاسی به گونه­ای رسمی فراهم آورد. این حزب­ها و گروه­ها می­کوشیدند تا با راه اندازی یک یا چند روزنامه، اندیشه­ها و آرمان­های سیاسی خود را منتشر سازند. از طرفی، انتخابات دومین دورة مجلس شورای ملّی در پیش بود و روزنامه­های مشروطه­طلب، به عنوان مهم­ترین ابزار رسانه­ای آن دوران وظیفة خود می­دیدند که در طرفداری از مجلس و نظام مشروطیت، دانشِ سیاسی مردم را افزایش دهند و آنها را به مشارکت در سرنوشت سیاسی­شان ترغیب نمایند. همچنین، افشاگری در بارة جنایات حکومت محمد­علی شاه، به ویژه خبر شکنجه و قتل روزنامه­نگاران مشهوری چون میرزا جهانگیرخان شیرازی، مدیر روزنامه صور اسرافیل و سلطان­العلمای خراسانی، مدیر روزنامه روح­القدوس احساسات مردمی را در حمایت از روزنامه­نگاران مشروطه­خواه برانگیخته و بازار فعالیت­های مطبوعاتی گرمی و رونق خاصی داده بود. در این میان، رقابت حزب­ها و گروه­های سیاسی، پدیده­ای که برای نخستین بار در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران رخ می­نمود، به این گرمیِ بازار می­افزود. این دوره، که تا حدود سه سال بعد، یعنی پایان عمر مجلس دوم ادامه داشت از مهم­ترین و درخشان­ترین دوره­های فعالیت­های مطبوعاتی در ایران است. در این دوره ده­ها نشریه در تهران و دیگر شهرها به راه افتاد. دُرست در چنین فضایی، روزنامه بیضاء در بروجرد بنیاد نهاده شد.

 

 

تاجر روناسی و  بیضاء

   تا پیش از این چنین می­نمود که حاج عباسعلی تاجر روناسی مؤسس بیضاء بوده است. روناسی از بازارگانان اصفهانی بود که از جوانی با بازارگانان بروجردی داد و ستد داشت. گسترش تجارت و ارتباط کاری با بروجردی­ها او را به این شهر و سکونت در آن علاقه­مند ساخت. تاجر در طول سال­های متمادی اقامت در بروجرد و به موازات کار تجارت، املاک زراعی گسترده­ای در روستاهای تابعه و اطراف شهر خریداری کرد و بزودی، به یکی از بانفوذترین چهره­های شهر تبدیل شد. هنوز هم، با گذشت بیش از نیم قرن از فوت او، نام حاج عباسعلی اصفهانی زبانزد پیران شهر است. آنچه از او به خاطرها مانده است، از اقتدار، شهامت، سخنوری، روشن­بینی و شخصیت برجستة اجتماعی او نشانی می­دهد. مشهور است که پیشه­وران، کاسبان و بازرگانان، خواست­های خود از مسئولین شهر را توسط حاج عباسعلی بیان می­کردند و غالباً به نتیجة دلخواه می­رسیدند. با این همه، ظاهراً بیشترین شهرت حاجی در مواضعی بود که به گاه لزوم، به جانبداری از تودة مردم در برابر جریان­های قدرتمند و حاکم بر شهر اتخاذ می­کرد. همین روحیة ستم ستیزی، سبب شد که در سال­های دهة بیست به عضویت در انجمن شهر و ریاست آن انتخاب شود و غالباً، نقش سخنگو و راهبر فعالان اجتماعی را بر عهده گیرد.

     نیّت و تلاش تاجر روناسی برای آوردن چاپخانة سربی به بروجرد این تصور را ایجاد کرده بود که او مؤسس بیضاء است. حتی بهروز نوروزی خبری از روزنامة زاینده­رود نقل کرده که در آن از روناسی به عنوان مؤسس بیضاء نام برده شده است. اما به استناد تنها نسخة موجود از بیضاء، مؤسس آن شاهزاده مؤیدخان رئیس عدلیه و مدیر آن میرزا محمدحسن بوده­اند، هرچند در حال حاضر اطلاع دیگری از این دو نفر به دست نداریم. با این وصف می­توان احتمال داد که نقش تاجر روناسی در انتشار بیضاء بیش از یک پشتیبان ثروتمند و بانفوذ نبوده است. به نظر می­رسد که این حامیِ آزادی­خواه، که مانند گردانندگان و خوانندگان بیضاء از تکثیر ژلاتینیِ تنها روزنامة شهر ناراضی بوده، سعی داشته است تا با تهیه کردن و آوردن دستگاه چاپ سربی از اصفهان به بروجرد رونقی به نشر بیضاء دهد، اقدامی که ظاهراً به انجام نرسید.[iii]


نشر  بیضاء

    با توجه به تاریخ انتشار شمارة ششم بیضاء در 29 ذیقعده 1327 ه.ق (22 آذر 1288) و به استناد عبارت «عجالتاً هفته­ای دو نمره توزیع می­شود» می­توان گفت که اگر نشر بیضاء تا شمارة ششم مرتب و منظم بوده باشد نخستین شمارة آن در اوایل آذر 1288 منتشر شده است. از طرفی، خبر تأسیس و نشر بیضاء در دو روزنامه زاینده­رود و انجمن اصفهان به ترتیب در 18 و 22 ذی­الحجه 1327 ه.ق یعنی نزدیک به یک ماه بعد از نشر شمارة ششم بیضاء منتشر شده است. از این رو احتمال انتشار بیضاء قبل از فتح تهران و سقوط حکومت محمدعلی­شاه در 25 تیر 1288 تقریباً منتفی بوده است. همچنین، روشن نیست که نشر بیضاء تا چه زمانی ادامه داشته و یا چه تعداد شماره و با چه شمارگان (تیرا‍ژ) از آن منتشر شده است. هرچند نبودن دستگاه چاپ سربی و نیز وجود برخی مشکلات فنی که در راه تکثیر بیضاء قرار داشته و مدیر روزنامه نیز در شمارة ششم به آن اشاره کرده است، احتمال ادامة نشر این روزنامه برای زمانی طولانی، مثلاً چند سال را بعید می­نمایاند.

    بیضاء به روش چاپ ژلاتینی تکثیر و منتشر می­شد. این روش ساده بود و با وسایل اولیة چاپ، یعنی مقدار کمی حروف و یک نورد کوچک ژلاتینی انجام می­شد. در این روش تکه­های ژلاتینی را که از سر ماهی، گلیسیرین، قند، آب و آمونیاک دُرست می­کردند، در دیگ­های مخصوص حرارت می­دادند. این ژلاتین­ها پس از آن که آب می­شد در قالب­های مخصوص نورد که میله­های نورد در آن تعبیه شده بود، ریخته می­شد. آنگاه زمانی که ژلاتین سرد و محکم می­شد، آن را از قالب در می­آوردند و برای چاپ استفاده می­کردند. این نوردها را نوردهای ژلاتینی می­نامیدند. در دو سه سال آخر سلطنت مظفر­الدین شاه و در آغاز مشروطیت، که هنوز روزنامه در ایران گسترش نیافته بود، یکی از وسایل نشر افکار آزادی­خواهان و مخالفت با حکومت استبدادی و رجال درباری، نشر شبنامه­های خطی با چاپ ژلاتینی بود. این کار به خصوص در سال­های 1323 و 1324 ه.ق/ 1284 و 1285 ه.ش، یعنی سال­های اوج نهضت مشروطه­خواهی در ایران به اندازه­ای در تهران و شهرستان­ها رواج داشت که هر کس با شخص دیگری دشمنی داشت، علیه او شبنامة ژلاتینی منتشر می­کرد. استفاده از روش چاپ ژلاتینی در سال­های بعد به تدریج منسوخ شد و بیشترِ روزنامه­ها با چاپ سربی و بعضاً چاپ سنگی، که قدیمی­تر بود منتشر می­شدند. هرچند استفاده از روش چاپ ژلاتینی برای بسیاری فراهم بود و سرمایه و وسایل زیادی نمی­خواست، این اشکال را داشت که اثر جوهر بر روی کاغذ در مقایسه با چاپ سربی ماندگاری زیادی نداشت.

 

مشی  بیضاء

    فضای سیاسی حاکم بر ایران در سال 1327 ه.ق/ 1288 ش. از گرایش­ غالب روزنامه­ها و جراید منتشرة آن زمان به نظام سیاسی مشروطه حکایت می­کند و ظاهراً بیضاء هم با درج عبارت «روزنامه آزاد عام­المنفعه از اخبار و اطلاع و مذاکرات انجمن محترم سخن می­راند و مقصودی جز اطلاع عموم ندارد» در جهت اهداف کلی مشروطه­خواهان حرکت می­کرده است. با این حال به نظر می­رسد که بیضاء بیشتر رویکردی محلی داشته و به طرح گرفتاری­ها و مشکلات ولایت بروجرد[iv] می­پرداخته است. اگر چه شماری از این گرفتاری­ها به ویژه ناامنی، معضلی فراگیر بود، در بروجرد نمود بیشتری داشت و تقریباً تمامی امور شهر را تحت تأثیر خود قرار داده و زندگی را بر تودة مردم سخت کرده بود. ناامنی­های بروجرد در آن سال­ها را شماری از سران خودسر ایلات و عشایر لرستان ایجاد کرده بودند. آنها رکود شدید اقتصادی و شیوع قحطیِ مضمن را بهانه ساخته و با سود جستن از ضعف حکومت مرکزی، گروهایی از عشایر را متشکل کرده، به غارت و چپاول روستاهای پیرامون و شهر بروجرد مشغول شده بودند.­ گوشه­ای از اوضاع پریشان بروجرد این دوره، در برخی جراید انعکاس یافته است، از آن میان، درج گزارشی خواندنی در روزنامه انجمن اصفهان جلب توجه می­­کند:    

اخبارات بروجرد - چنانکه خبر به اداره [روزنامه] رسیده، وضع بدبختی بروجرد با حکومتی[v] که در اینجا آمده است این است که به ملاحظة خیالات واهیة خودِ حکومت جلیله، رئیس فوج سیلاخوری [را] که از همه [نوع] خدمات و خسارات و نهب اموال و قتل نفوس در طهران نموده[vi] در بروجرد نائب­الحکومه قرار داده است. با وجود آن که در دولت مشروطه نائب­الحکومه صحیح نیست، نمی­دانم به چه ملاحظه این کار کرده­اند و حال آن که الوار با این نائب­الحکومه همدست می­باشند، [از]  آنچه غارت می­شود سهمی [هم] برای ایشان می­آورند.

چند روز قبل شیخ علی خان رئیس اشرار مال­ سبز­علی[vii] که اقلاً یک کرور مال مردم [را غارت کرده] و چهار صد، پانصد نفر از مسلمانان شهری و دهاتی را مقتول نموده، به شهر آوردند و این شخص محترم [!] به نوعی دسیسه و وسیله در میان آورد که حکومت او را مخلّع و مرخص فرمود [و] از شهر بیرون آمد و مشغول غارت گردید. به عبارت اخری این دفعه اذنِ صریح گرفت و تا کنون به قتل و غارتِ دهات مشغول است. چنانچه روز قبل [روستاهای] زارم و قرآسو در یک فرسخی شهر [را] بکلی غارت کردند. چند نفر مجاهد - حال آنکه نباید به این اسم خود را مصدر این حرکات نمایند - وارد بروجرد شده کمیته به اسم ستارخان تشکیل داده، خیال داشته­اند که شبانه [!] به اسم اعانه از مردم پول بگیرند. روز قبل با چند نفر از اجزای حکومت به انجمن محترم ولایتی بروجرد آمدند. یکی از آنها صمصام­السلطان که سال قبل در شیراز بود می­باشد، تمام مسلح با قطار­های فشنگ. چند نفر تجار در آنجا بوده بنای تندی با آنها گذارده و صورتی نوشته بودند از چهل، پنجاه نفر تجار و غیره که بالغ بر چهار هزار تومان می­شد به اسم این که به حکومت قرض بدهند تا در صدد علاج الوار برآیند و اِلّا کار از پیش نمی­رود. اعضای انجمن هم به ملاحظة ظهور فساد ساکت بودند، [هر چه] مادة 91 ، 93 ، 94 نظامنامه[viii] را قرائت کردند که بدون اجازة مجلس [شورای ملی] مقتدر این کار صحیح نیست، مفید نیفتاد. لذا برای رفع فتنه، تصویب نمودند، مشغول گرفتن هستند تا بعد چه شود.

امروز صبح حکومت، عده­ای سوار برای جلوگیری [از شرارت­های] طایفة مال ­سبز­علی فرستادند. خودِ حکومت هم بعد از ظهر با سوار رفتند، عصر مراجعت نموده، معلوم شد دو نفر از طرف حکومت و چهار نفر از الوار با دو رأس اسب کشته شده. فردا باز هم خیال جنگ دارند، خداوند انشاء­الله اصلاح فرماید.[ix]

    جالب آن است که خبر نوید بخشِ انتشار بیضاء در روزنامه انجمن اصفهان، از پیِ این گزارش نسبتاً تلخ و نگران کننده درج شده است:

الحمدلله در این هفته از معارف پروری اهالی بروجرد امیدواری حاصل [شد] که با عدم تهیة اسباب، جریده به اسم (بیضاء) به چاپ (جلاتین) منطبع گردیده و ملاحظه شد. تبریک می­گوییم و از اولیای امور استدعا داریم که عطف توجهی به طرف بروجرد نمایند و پریشانی­های آن حدود را به سامان رسانند و خیلی به موقع است در هر بلدی کلیتاً به اسم اعانه، ولی به طریق صحیح وجوهی فراهم آورده برای دفع و رفع دشمن [استفاده کنند] که بزودی اصلاح مفاسد بشود و اهالی مرفّه­الحال شوند [...] و از بیداری اهالی بروجرد خیلی امیدواری حاصل شد. معلوم است هرجا در اول امر، آن محذورات و مشکلات پیش می­آید نباید ملول شد، امورات عالم تدریجی­الحصول است و عن قریب بیضاءِ تمدن در تمام آن حدود بتابد و مفاسد بزودی اصلاح شود.[x]

    بخش اصلی مطالب تنها نسخة در دسترس بیضاء به اخبار محلی بروجرد اختصاص دارد. در صفحة نخست و ستون اول از صفحة دوم، مشروح مذاکرات جلسة مورخ یکشنبه 28 ذیقعده 1327 ه.ق/ 21 آذر 1288 انجمن ولایتی بروجرد[xi]درج شده که در آن، موضوعات مهمی چون وضعیت اشرارِ غارتگر و ناتوانی حاکم شهر در برخورد با آنها، تعیین مکانی مناسب برای استقرار انجمن ولایتی و انتخاب نمایندگان بروجرد در دومین دورة مجلس شورای ملی مورد گفتگو قرارگرفته است. گزارشی پیرامون گران شدن گوشت دام، نامة یکی از اهالی به روزنامه با عنوان «مکتوب شهری» و دو نوشتار دیگر در بارة صنعت و علم، دیگر مطالب این شماره از بیضاء را شامل می­شوند. با این وصف می­توان گفت که بیضاء، ارگان آن گروه از فعالان سیاسی اجتماعی بوده است که بیش از هر چیز، به اصلاح امور بروجرد، دفع ناامنی­های رایج و چگونگی بُرون رفت از گرفتاری­های متعدد اجتماعی شهر و اهالی آن می­اندیشده­اند. از نگاه آنها، بیضاء رسانه­ای بود که می­کوشید حدیث درد و رنج بروجردی­ها را به گوش «اولیای امور» یا دولتمردان مرکزنشین برساند و به تعبیر نویسندة روزنامه انجمن اصفهان بلکه «عطف توجهی به طرف بروجرد نمایند و پریشانی­های این حدود را به سامان رسانند». طرفه آن که اوضاع حکومت مرکزی، بسیار آشفته و بدحال­تر از آن بود که بتواند نیم­نگاهی به دیگر ولایات داشته باشد و اوضاع آنها را سامان دهد!

 


پایان قسمت دوم

ادامه دارد........................


برای دیدن متن کامل می توانید اینجا " کلیک کنید"






طبقه بندی: سرمایه های فرهنگ و ادبیات بروجرد، 
برچسب ها: " بیضاء " نخستن روزنامه بروجرد و لرستان از استاد محمد گودرزی( الف. فرهیخته)، تاریخ نگار معاصر بروجردی، بیضاء، " بیضاء " نخستن روزنامه بروجرد و لرستان، محمد گودرزی( الف. فرهیخته)، روزنامه بیضاء، احمد ترک زبان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 بهمن 1394 توسط فرهاد داودوندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات